
اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی بهنام مذهب و انحراف از مذهب (۲)
به قلم: ابوابراهیم هورامی
پس در برخورد با اهل بغی از میان مومنین( یعنی اگر هر دو طرف جنگ و درگیری مومن بودند) نباید سکوت کرد و تماشاچی بود بلکه بر اساس دستور الله تعالی : : وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا … (حجرات/ ۹) و بر اساس امر رسول الله صلی الله علیه وسلم در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر : مَن رَأَى مِنكُم مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ ….[۱] باید موضع شرعی گرفت و در برابر اهل بغی ایستاد.
امام جصاص حنفی مذهب در جای دیگری می گوید: اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در واجب بودن جنگ با گروه اهل بغی و سرکش با اسلحه اختلافی ندارند، اگر این اهل بغی با چیز دیگری به سوی حق برنگردند؛ مگر نمی بینی که تمام آنها بر جنگ با خوارج یکی بودند؟ اگر معتقد به جنگ با خوارج نبودند و در برابر خوارج می نشستند، خوارج آنها را می کشتند و زنان و فرزندان آنها را به بردگی و کنیزی می گرفتند و آنها را ریشه کن و نابود می کردند. [۲]
امام نووی شافعی با فرض اینکه الجماعة و رهبر آن وجود دارد و کسی بر علیه این امام و رهبر و الجماعة مسلمین بغی و سرکشی می کند و جنگ منتهی به فتنه راه می اندازد در شرح مسلم می گوید: اکثر صحابه و تابعین و عموم علمای اسلامی می گویند: «باید در فتنه ها کسی که حق با او است را یاری کرد و در کنار او ایستاد»[۳] همچنانکه الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي (حجرات/ ۹) با آن دستهای که سرکشی و بغی و ستم میکند بجنگید، چنین دیدگاهی صحیح است و احادیثی هم مبنی بر عدم مشارکت در فتنه ها دلالت دارند بر فتنه ای صدق می کند که در آن صاحب حق آشکار نباشد یا دو گروه ظالم باشند که یکی از آنها دارای تأویل نباشد؛ اگر مثل آنچه که عده ای از گذشتگان می گویند (دست از همه چیز کشید و نشست و نظاره گر شد) فساد ظاهر می شود و دست درازی اهل بغی و اهل باطل بیشتر می شود. [۴]
یعنی احادیثی که سفارش به نشستن و عدم مشارکت در جنگ میان مسلمین را دارد به دلیل ضعف در مسائل جنگی و نداشتن شرایط نظامی لازم و کافی و همچنین به دلیل عدم آگاهی بر صاحب حق است و نمی دانیم حق با کدام یک است.
آیا در جنگ بین اغتشاشگران سکولاری که از دایره ی مومنین خارجند و علاوه بر آن از حمایت آمریکا و صهیونیستها و تمام احزاب سکولار و مرتد داخلی برخوردارند با حکومت مذهبی ایران نمی دانیم حق با کدام یک است؟ آیا در جبهه ی بین کفر و اسلام نمی دانیم حق با کدام یک است؟
بر این اساس است که امام ابن حجر عسقلانی شافعی مذهب در فتح الباری می گوید: وَذَهَبَ جُمْهُور الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ إِلَى وُجُوب نَصْر الْحَقّ وَقِتَال الْبَاغِينَ، جمهور صحابه و تابعین معتقد به واجب بودن یاری و پشتیبانی حق و جنگ با سرکشان و اهل بغی هستند، و این اصحاب و تابعین احادیث موجود (در مورد عدم قتال و پرهیز از جنگ با مسلمین را) عَلَى مَنْ ضَعُفَ عَنْ الْقِتَال أَوْ قَصَرَ نَظَرُهُ عَنْ مَعْرِفَة صَاحِب الْحَقّ، بر ناتوان بودن از جنگیدن یا بر ناتوانی دیدگاه از شناخت صاحب حق حمل می کردند.[۵]
ما هم اکنون می دانیم که یکطرف جنگ آمریکا و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها هستند که وحشیانه هم به جان معترضین افتادند و هم نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران؛ ترامپ سگ روم آدرس داد که اگر تعداد کشته ها زیاد شود من مداخله می کنم و کمک برای اغتشاشگران در راه است و… به دنبال آن ما شاهد کشته سازی های وحشیانه توسط همین اغتشاشگران خائن و مزدور جهت مداخله ی بیگانگان بودیم .
آیا در جنگ بین یک مسلمان با یک کافر اصلی اشغالگر خارجی یا کافر مرتد داخلی، دستور صریح تمام مذاهب اسلامی نیست که باید از هر مسلماین بر علیه هر کافری حمایت کرد؟
پس صاحب حق مشخص است و تو هم باید جبهه ات را مشخص کنی.
[۱] مسلم۴۹
[۲] الجصاص، أحكام القرآن ج۳ ص۴۰۰ / ولم يختلف أصحاب رسول الله «صلى الله عليه وآله» في وجوب قتال الفئة الباغية بالسيف، إذ لم يردعها غيره، ألا ترى: أنهم كلهم رأوا قتال الخوارج؟ ولو لم يروا قتال الخوارج، وقعدوا عنهم لقتلوهم، وسبوا ذراريهم، ونساءهم، واصطلموهم
[۳] فتح الباري، كتاب الفتن، باب إذا التقى المسلمان بسيفيهما، حديث “إذا تواجه المسلمان بسيفيهما
[۴] شرح صحيح مسلم للنووي (بهامش القسطلاني) ج۱۰ ص۳۳۷٫ / قال معظم الصحابة والتابعين وعامة علماء الإسلام: يجب نصر المحق في الفتن والقيام معه بمقاتلة الباغين كما قال تعالى: (فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي) الآية، وهذا هو الصحيح، وتتأول الأحاديث على من لم يظهر له المحق أو على طائفتين ظالمتين، لا تأويل لواحدة منهما ولو كان كما قال الأَولون لظهر الفساد, واستطال أهل البغي والْمبطلون
[۵] ابن حجر العسقلاني – أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج۱۳ص۳۵








