«قتال الفتنه» را با نام جهاد بر علیه ایران جا نزنید

«قتال الفتنه» را با نام جهاد بر علیه ایران جا نزنید

به قلم: براهندک بلوچ

این روزها که قدرت گیری گروههای سکولار و مرتد بلوچ موجود در ایالت بلوچستان پاکستان بیشتر شده و هر آن احتمال واگذاری بلوچهای مسلح به ظاهر اسلامگرای ایران موجود در پاکستان می رود، این گروههای مسلح سعی دارند برای جذب بیشتر نیرو آینده را نشان دهند که ربطی به واقعیت ندارد اما بتواند فعالیت تخریبی آنها را موجه نشان دهد.

گروه جیش العدل مدعی شده است که جنگ با ایران جهادی است:  ” نه‌فقط یک نبرد برای آزادی، بلکه یک نبرد برای احیای اسلام ناب محمدی است. مسلمانانی که در این جهاد شرکت می‌کنند، در حقیقت از قلب اسلام دفاع می‌کنند و در مسیر تحقق عدالت اسلامی قدم برمی‌دارند.”

نه تنها اهل علم و آنهائی که دارایی عقل سلیمی هستند بلکه کم هوش ترین انسانها نیز می دانند که در صورت نبود این حاکمیت کنونی هرگز حاکمیتی بر اساس فقه حنفی یا شافعی یا فقه هیچ مذهب اسلامی دیگری سرکار نخواهد آمد بلکه حاکمیتی سکولار سرکار خواهد آمد که از اساس با تمام قوانین شریعت الله و آزادی هیا سالامی که مخالف قوانین سکولاریستی باشد سرناسازگاری و جنگ خواهد داشت.

مگر همین الان پاکستان و هندوستان و ازبکستان و ترکمنستان و چین و تاجیکستان و … را نمی بینیم؟

 پس نبرد گروههایی چون جیش العدل برای آزادی اسلامی نیست بلکه برای بردگی و هرزگی سکولاریستی است که تحت آزادی از آن نام می برند و جنگ آنها هرگز در مسیر تحقق عدالت اسلامی نیست بلکه تلاشی ناچیز است جهت حاکم کردن سکولاریسم و قوانین سکولاریسم و بازگرداندن توحش پهلوی ها و پاکستانی ها به میان بلوچها.

اگر به کارنامه ی چند دهه ی گروههایی چون جندریگی و جیش فاروقی و… نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که اینها در حال انجام قتال الفتنه هستند و جنگ آنها در ایران ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد؛ چون هیچ یک از اهداف و مقاصد جهاد در این جنگ ایزائی آنها محقق نمی شوند.

پی به فراخوانهای این گروهها اهمیت ندهید و اجازه ندهید شما را در راه اهداف دیگران خرج کنند چون عملیاتها و فعالیتهای آنها بر علیه ایران با هماهنگی دستهای خارجی انجام می شود و گرنه اینها نمی توانستند به همین سادگی در پاکستان با زن و بچه ساکن شوند و جای مشخص و پایگاههای مشخص و … داشته باشند.

هوشیار باشیم و فریب شعارهای مذهبی و قومیتی و اقتصادی آنها را نخوریم

مردم مسلمان بلوچستان مثل لرستان و ایلام و کرمانشاه و هرمزگان و کرمان و… دارای محرومیتهایی است که هیچ کسی آنرا انکار نکرده است و نیازها و امکاناتی می خواهند که باز کسی منکر آن نیست اما راه رفع این محرومیتها همسو شدن با این گروهها نیست که خودشان از عوامل نا امنی و یکی از موانع محرومیت زدائی در میان بلوچها شده اند.

حضور در حاکمیت کفار اهل کتاب و مسلمین اهل بدعت، ابزار بلعمهای باعورا در سوریه

حضور در حاکمیت کفار اهل کتاب و مسلمین اهل بدعت، ابزار بلعمهای باعورا در سوریه

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

با آنکه حضور مسلمین در حاکمیت کفار مشرک و حکومت سکولار و دموکراسی خواه آنها و حضور در نهادهای حکومتی آنها چون مجلس دارالندوه و غیره بر خلاف منهج اسلامی است اما  در دارالکفرهای متعلق به اهل کتاب و بخصوص در هنگام ضرورت، و بر خلاف نظام سکولاریستی، یک مسلمان می تواند در خارج از دارالاسلام نیز جهت خدمت به اهداف مومنین بر کفار اهل کتاب حاکمیت داشته باشد، و طبعاً در این دارالکفر احکام بر اساس شریعت همین کفار اهل کتاب خواهد بود. مثل حاکمیت نجاشی رضی الله عنه در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم که بر دارالکفر نصرانی حبشه که ایمان خودش را هم کتمان کرد.[۱]

حتی در خارج از دارالاسلام و در هنگام ضرورتی که چنین حاکم مسلمانی بر کفار اهل کتاب حاکم شده است می بینیم که مهاجرین در حبشه به ارتش کفار طرفدار نجاشی رضی الله عنه در برابر ارتش مخالفین آنها یاری رساندند چون مخالفین نجاشی رضی الله عنه می خواستند محدودیتهای بیشتری برای مسلمین مهاجر به وجود بیاورند.[۲]

به همین دلیل صحابه با خود مشورت کردند که یکی از ما برود و خبری بیاورد و در صورتی که به ما نیازی باشد، ما نیز به کمک نجاشی بشتابیم، و زبیر جوان انتخاب شد و به میدان جنگ نزدیک شد، صحابه برای فتح و پیروزی نجاشی دعا می‌کردند، بعد از چند روز زبیر بازگشت و خبر پیروزی نجاشی را نوید داد.[۳]

در چنین حالتی، کمک به ارتش کافر اهل کتاب نجاشی رضی الله عنه در واقع کمک به خودشان و دعوتی بود که با خود آورده بودند.

در مرحله ای پائینتر و در دارالاسلام نیز باید برای ما خیلی عادی باشد که افرادی چون صلاح الدین ایوبی شافعی مذهب رحمه الله وزارت جنگ و حتی وزیر اعظمی حکومت اهل بدعت شیعیان اسماعیلی در مصر را جهت ۱- خدمت به اهداف بلند مدت مومنین ۲- و مدیریت دارودسته ی منافقین داخلی  3- و جلوگیری از اشغالگری کفار آشکار خارجی، بپذیرد.

در این نظام اهل بدعت نیز با آنکه نظام حکومتی مروج تفکرات بدعی خود بود اما مذاهب مختلف اسلامی بر اساس فقه مذهب خود حکم می کردند نه قوانین کفری سکولاریستی یا غیر سکولاریستی.

همچنانکه کفار مختلف اختلافاتی با هم دارند در مساله ی مشارکت مسلمین در حاکمیت آنها نیز اختلافاتی وجود دارد و نمی توان همچنانکه با حاکمیت کفار اهل کتاب برخورد می شود با حاکمیت کفار سکولار هم برخورد کرد و تنها جاهلین یا دارودسته ی منافقین تمایل به برهم زدن این اختلاف فاحش دارند.

حاکمیت تمام کفار نیز با حاکمیت مسلمین اهل بدعت نیز که بر اساس فقه بدعی خودشان حکم می کنند فرق دارد؛ روشن کردن این مسائل مهم حکومتی نیاز روز مسلمین سوریه است؛ چرا؟

چون امروزه در سوریه علمائی که زمانی خود را مفتی مجاهدین و یا روشنفکر اسلامی می نامیدند به همراه وعاظ السلاطین حاکمیت بشار اسد، با چنگ زدن به این شبهات سعی در قانع کردن مجاهدین و مردم عوام سوریه به پذیرش حاکمیت لیبرال غربی جولانی هستند


[۱]  اسدالغابه، ج ۱، ص ۹۹ – الاصابه، ج ۱، ص ۱۰۹

[۲]  سیرهٔ ابن‌هشام،‌ج ۱، ص ۳۳۴، ۳۳۸، ۳۶۴؛ زاد المعاد، ج ۱، ص ۲۴، ج ۲، ص ۴۴

[۳]  مسند احمد بن حنبل ۱/ ۲۰۲ / ابن هشام و یعقوبی هم به تفصیل این واقعه را بیان کرده اند

جولانی در حال تولید مجدد حیوان و حیوان – رب از سوریه ای هاست

جولانی در حال تولید مجدد حیوان و حیوان – رب از سوریه ای هاست

به قلم: ابوبکر الخراسانی

انسان و جن بر خلاف حیوان دارای اختیار است و با حفط اختیار خود از حیوان جدا می شوند و بر اساس این اختیار است که الله می فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/۵۶) همچنین می فرماید: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (الانبیاء /۹۲)

در این صورت انسان برای عبادت خلق شده است و باید با حفظ اختیار خود در جایگاه انسان بودن باقی بماند و الله هم تنها ربی کسی است که قانون و حکم و برنامه تعیین می کند و باید تنها او عبادت شود و آنچه به مسلمین هویت می دهد دین اسلام است و اسلام است که مسلمین را در قالب امت واحدی در طول تاریخ تعریف کرده است.

زمانی که در جامعه‏اى، دین الهی  ملاك وحدت و هويت اجتماعى نباشد، ناگزير بايد به جاى آن چيز ديگرى گذاشت، سكولاريسم مفهوم «امت» را (كه به معنى تشخيص جامعه بر حسب عقيده دينى آسمانیاست) كنار مى‏گذارد و به ناچار به مفهوم «ملت» مستمسك مى‏شود. ملت، در اينجا يك مفهوم و تشخّص اعتبارى برحسب ملاك‏هايى از قبيل نژاد، زبان، تاريخ مشترك و سرزمين است.

در شریعتهای آسمانی با وجود احترام به تمام قبایل و ملتها اعلام می گردد که  مليت مسلمان، عقيده اوست و دارالاسلام که تمام سرزمينهای اسلامی را دربر می گیرد ميهن مسلمانان است و همه برادرند و از حقوق يكسان در اين دنيا برخورداند. و اگر اسلام شخصی  را جدا كرده باشد ديگر نژاد، منطقه جغرافيايي، فرهنگ، رنگ، زبان و… نمي تواند آنرا  وصل کند و اگر وصل نموده باشد ديگر رنگ و زبان و نژاد و… نمي تواند آنرا جدا کند.

شما فقط کافی است تصور کنید که چه چیزی باعث شد آنهمه مجاهد مهاجر از اروپا و آسیا و آفریقا و فییره زادگاه خود را ترک کرده و به میدانهای جهاد روی آوردند به امید نصرت مسلمین و تشکیل دارالاسلامی که مجری قوانین شریعت الله باشد؟

شریعت اسلام  قوانين خود را جايگزين قيد و بندها و تكاليف طاقت فرسايي مي نمايد كه مردم بدان دچارند و عرفا پذيرفته شده و بعنوان فرهنگ عامه عموميت يافته اند: الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي  يَجِدُونَهُ مَکْتُوباًعِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَالْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَيُحِلُّلَهُمُ الطَّيِّباتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْل الَالَّتي ‏کانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَالَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (اعراف/ ۱۵۷ )

این قوانین دست و پاگیر و طاقت فرسا معمولا از دو کانال بر مردم تحمیل می شوند:

‏ ۱- عرف و رسم آباء و اجدادي بعنوان فرمانروا: وَإِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ماوَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَوَلَوْکانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلي‏عَذابِ السَّعيرِ(لقمان /  21)

۲- فرمانروايان و مراکز تصمیمی گیری چون دارالندوه ها و پارلمانها به عنوان نمايندگان فرهنگ عمومي و خدايان قانونگذار حلال و حرام كن: إِنَّمَا النَّسي‏ءُ زِيادَةٌ فِي الْکُفْرِ يُضَلُّبِهِ الَّذينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَيُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ماحَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّواماحَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَاللَّهُ لايَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرينَ(توبه / ۳۷)

جولانی که هم اکنون برای عده ای تبدیل به احمد الشرع شده است طی پروسه ای هماهنگ شده با آمریکا و ناتو و شرکای آنها و با کمک گرفتن از بلعمهای باعورا و تخدیر افکار عمومی مسلمین سوریه، با جایگزین کردن قومیت عرب و سوریه ای بودن، نژاد و سرزمین را عامل هویت بخشی معرفی کرده است و با دادن قدرت قانونگذاری و تعیین حلال و حرام به مجالس قانونگذاری همان مسیری را می رود که طاغوتهای گذشته رفته اند. 

جولانی به این شکل قصد دارد با قدرت حکومتی از سیاست فرعون پیروی کند: فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ ۚ (زخرف/۵۴) و با گرفتن اختیار مردم سوریه و ذلیل و زبون کردن آنها، مردم را به درجه حیوانیت سقوط دهد تا از او اطاعت کنند اما در شریعت اسلام انسان در جایگاه انسان باقي می ماند نه حيوان و نه رب و نه حيوان – رب.

قبح شکنی در مورد همجنس بازان توسط جولانی به سبک بن سلمان آل سعود

قبح شکنی در مورد همجنس بازان توسط جولانی به سبک بن سلمان آل سعود

به قلم: فضل احمد هراتی

عربستان سعودی از زمان تاسیس آن تا کنون به صورت موازی و سکولار اداره می شود؛ مدیریت امور مذهبی مردم در اختیار آل شیخ است و حاکمیت و مدیریت جامعه هم در دست آل سعود.

اسامه بن لادن از ابن باز نقل می کند که علماء و اهل فتوا در عربستان اختیاری حتی بر فتواهای خود ندارند و حکام آل سعود حکم را به آنها می دهند و آنها حکم آل سعود را امضاء می کنند و در قالب فتوا ارائه می دهند.

این بزرگترین مرجع مذهبی عربستان است که در برابر حاکمیت چنین وضعیتی دارد.

 پس در عربستان قوانین مذهبی زیادی وجود دارند اما شاه خودش به تنهایی قانون اصلی است به همین دلیل می بینیم که بن سلمان آل سعود  تمام قوانین و فتواهایی را که همجنس گرایی را جرم دانسته و ممنوع می‌کند، برای جلب رضایت غرب نادیده می گیرد و به روش‌های غیرمستقیم اجازه داده است  که این پدیده در این کشور ترویج شود، مثل تبلیغات غیرمستقیم و چشم پوشی از فعالیت‌های آنها در عربستان و همچنین مدارا با آنها.

یا بن سلمان طرح جرم انگاری همجنس گرایی از برنامه‌های درسی را حذف می کند که موسسه «نظارت بر صلح و تسامح فرهنگی» (IMPACT) مستقر در تل‌آویو از این تصمیم و تصمیمات دیگر ریاض استقبال کرد و مجله آمریکایی تایم نیز آن را تصمیمی “میانه‌روتر” توصیف کرد.

حتی در عربستان که تمام کتابهای سید قطب رحمه الله و بسیاری از دانشمندان دیگر را از کتابخانه ها جمع آوری کرده و سوزاند و هرگز اجازه ی نشر به این کتب اسلامی داده نمی شود، اجازه فروش برخی کتاب‌های مربوط به همجنس گرایی در سرزمین وحی داده می شود.

یا بن سلمان در جلسات خصوصی خود با «جورج نادر»، مشاور و مجرم جنسی لبنانی-آمریکایی دیدار می کند و این دیدارها را رسانه ای می کند.

جولانی هم که در اولین دیدار خارجی اش به عربستان سفر کرد وعده هایی در زمینه ی مسائل آموزشی و فرهنگی و امنیتی به مقامات آل سعود داد و طبیعی است که در مسیری قدم بگذارد که آل سعود در آن قدم گذاشته است.

اولین اقدام علنی جولانی در این زمینه انتصاب هند قبوات فعال حقوق همجنسگرایان به عنوان یکی از اعضای کمیته گفت‌وگوی ملی سوریه توسط جولانی است.

اما جالب است بدانید که حتی ترامپ هم که جولانی او را پیام آور صلح در منطقه معرفی کرده است به همجنسگرایان مقام و منصب نداد اما جولانی به آنها مقام داد.

زمانی که امارت اسلامی افغانستان بر اساس فقه مذهب حنفی بر همجنس بازان تعزیر اجرا می کند، جولانی در مصاحبه با خبرنگاران اعلام می کند که سوریه افغانستان نمی شود؛ بله، این یک واقعیت است که حکومت غربگرای جولانی هرگز نمی تواند چیزی چون امارت اسلامی شود که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی قوانین شریعت اسلام را در جامعه تطبیق می دهد؛ بلکه چند مرحله جلوتر از بن سلمان آل سعود در حال حرکت بر اساس برنامه های غربی و تبدیل شدن به یکی دیگر از محافظین اسرائیل است.

جانشینان بشار اسد با سکولاریزاسیون در پی حاکم کردن سکولاریسم هستند

جانشینان بشار اسد با سکولاریزاسیون در پی حاکم کردن سکولاریسم هستند

به قلم: ابوخالد کردستانی

در اخبار  همه دیدیم یا خواندیم که گروه جولانی ارباب مُلا فتاحی طی پیمانی در مبارزه با تروریسم با حکومت مرتد ترکیه و اردن و عراق هم پیمان شد و در تحالفی بر علیه تروریسم وارد شد که آمریکا پرچمداری آنرا بر عهده دارد.

یعنی این خائنین به دین و جهاد و انقلاب مردم سوریه با کسانی می جنگند که آمریکا آنها را تروریست می داند و همه می دانیم آمریکا چه کسانی چون حماس و جهاد اسلامی فلسطین و… را تروریست نامیده است!

برای جامعه ای که برای تطبیق قوانین شریعت الله میلونها کشته و معلول و آواره و آنهمه نابودی سرزمین را تحمل کرده اند صحبت کردن در مورد حاکمیتی سکولار امر ساده و بدون هزینه ای نیست اما درپیش گرفتن تدریجی سکولاریزاسیون تا هضم و یا نابودی یا به حاشیه راندن این نسل جهادی امر ساده تری خواهد بود.

سکولاریسم یک مکتب، مسلک و ایدئولوژی و عقیده  با اصول، مبانی واهداف ویژه خویش است و کاملا مخالف شریعت اسلام اما سکولاریزاسیون یک جریان و فرآیندی تدریجی است که درآن نقش و جایگاه اجتماعی  عقیده به دین آسمانی و نیز وظایف واعمال دینی و نهادهای مذهبی مرتبط با دین خدا رنگ می بازد و دين خدا به حاشيه جامعه منتقل مى‏شود و دچار انحطاط و زوال گشته، قدرت و سيطره و نفوذ آن كاهش پیدا می کند و به همین سادگی زمینه را برای پذیرش و تثبیت سکولاریسم در جامعه فراهم می کند.

دستاورد سکولاریسم و سکولاریزاسیون در جامعه یکی است؛ سکولاریستها ابتدا جامعه را در دست می گیرند و با سکولاریزاسیون سعی در سکولارتر کردن جامعه می کنند اما در سرزمینهای اسلامی همیشه نتیجه ی عکس داده است و مردم به ضدیت با سکولاریستها و تطبیق قوانین شریعت الله گرایش پیدا کرده اند.

اما دارودسته ی منافقین دغل باز که همان اهداف سکولاریستها را دارند ابتدا از سکولاریزاسیون جامعه شروع می کنند تا اینکه به سکولاریسم برسند؛ اما از این مرحله به بعد هم باز جوامع مسلمین شاهد تکرار تاریخ در ضدیت با سکولاریسم و قوانین سکولاریستی بوده است.

جانشینان بشار اسد با نقابی اسلامگرایانه نه تنها از صداقت سکولاریستهای اصلی بی بهره اند بلکه در ضربه زدن به بیداری اسلامی و اهل دعوت و جهاد و به تاخیر انداختن تطبیق کامل قوانین شریعت الله و صدمه زدن به نسلهای مختلف صدمات بیشتری از سکولاریستهای اصلی دارند.

پس دستارود سکولاریستهای اصلی با اسلامگرایان لیبرالی که‌ فرایندو پدیده‌ای‌ اجتماعی‌ و پروسه ی سکولاریزاسیون را به عنوان مقدمه ی ورود به سکولاریسم و جامعه ای سکولار انتخاب کرده اند یکی است؛ این چیزی است که ما در همین همسایگی خود در ترکیه امثال اردوغان دیده ایم .

جانشنیان بشار اسد طی فرایند سکولاریزاسیون سوریه سعی در به حاشیه راندن تدریجی قوانین شریعت الله و کم کردن نفوذ و حضور قوانین شریعت الله در مساله ی حاکمیت و حتی در متن زندگی اجتماعی مسلمین سوریه هستند.

امثال مُلا عبدالرحمن فتاحی با آنهمه تبلیغات و شعارهای جهادی برای چنین مفسده ای تلاش کردند که امروزه در نهایت تبدیل به واگنرهای ترکیه و آمریکا شده اند و دیروز ترکیه هم صدها نفربر و تجهیزات زرهی را در اختیارشان قرار داد

مُلا عبدالرحمن فتاحی: امنیت بدون تطبیق شریعت الله؟

مُلا عبدالرحمن فتاحی: امنیت بدون تطبیق قوانین شریعت الله؟

به قلم: کیوان مریوانی

کسی که تطبیق قوانین سکولاریستی در سوریه را نبیند یا جاهلی است که باید آگاه شود یا شخص بیمار روانی و فکری است که با شریعت الله دچار لجبازی و عنادت شده و حاضر به پذیرش واقعیت نیست.

عده ای از مناصرین جولانی مثل مُلا عبدالرحمن فتاحی جهت فرار از این مصیبت می گویند که مهمترین نیاز جامعه و وظیفه حاکمیت حفظ امنیت است که اینهم از تطبیق شریعت است!

اما لازم است بدانیم که امنیت تعریف شده در شریعت الله با امنیت مورد نظر سکولاریستها که هر مفسدی را نیز در بر می گیرد فرق دارد؛ با این وجود، تامین امنیت تمام معنی تطبیق شریعت الله نیست، چون بسیاری از کشورهای سکولار بسیار بهتر از جولانی امنیت خواسته شده را در جامعه ی خود تامین می کنند.

البته شیوخ درباری جولانی در برابر می گویند: تطبیق شریعت تنها اقامه حدود یا عقوبات نیست!

این صحیح است، اما اقامه ی حدود یا عقوبات اسلامی با حفظ امنیت و حقوق شهروندان دارالاسلام  همانگونه که الله می خواهد مرتبط است نه آنگونه که سکولاریستها خواهان آن هستند.

شیوخ درباری و بلعم های باعورای اطراف جولانی با ادبیاتی شبه اسلامی و بازی با اصطلاحات شرعی هدفی جز استخفاف شریعت الله و رویگردانی از اجرای آن ندارند.

قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: إنَّ العَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بالكَلِمَةِ مِن رِضْوانِ اللَّهِ، لا يُلْقِي لها بالًا، يَرْفَعُهُ اللَّهُ بها دَرَجاتٍ، وإنَّ العَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بالكَلِمَةِ مِن سَخَطِ اللَّهِ، لا يُلْقِي لها بالًا، يَهْوِي بها في جَهَنَّمَ. (صحيح البخاري ۶۴۷۸- أخرجه مسلم ۲۹۸۸)

مُلا فتاحی و سایر زیر دستان جولانی که سالهای سال نعره ی حکومت اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله را سر می دادند و جوانان را به این هدف به میدانهای جنگ می فرستادند و خودشان از دور نگاه می کردند باید پاسخ دهد چه نوع امنیتی را می خواهند در سوریه پیاده کنند؟

  1.   امنیتی که سکولاریستها می خواهند و نمونه های آنرا در ترکیه و مصر و تونس و … و یا نهایتش در کشورهای اسکاندیناوی و آمریکا و غیره می بینیم که برای هر مفسدی امنیت وجود دارد؟
  2.   امنیتی که الله می خواهد و در آن مفسدین زناکار و شراب خور و همجنس باز و… هیچ امنیتی ندارند و تنها کسانی دارای امنیت هستند که بر اساس شریعت الله زندگی خود را به پیش ببرند؟

مُلا فتاحی، مردم مسلمان سوریه جهت تامین امنیت بر اساس شریعت الله هزینه داده اند و تو اربابت هم جهاد را به آمریکا و ترکیه و اسرائیل فروختید هم ثمرات انقلاب و هم امنیت شرعی مردم را.

پاسخی مختصر به محیسنی از بوقای جولانی: کجاست اجرای شریعت شما؟!

پاسخی مختصر به محیسنی از بوقای جولانی: کجاست اجرای شریعت شما؟!

به قلم: مجاهد مهاجر

ای محیسنی تو که سخن شیخ الاسلام ابن تیمیه در مورد مرحله به مرحله ای بودن ارائه و بیان شریعت را بیان می کنی “همان‌گونه که خود رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز آنچه را که به آن مبعوث شده بود، به‌تدریج بیان می‌کرد،”

آیا می دانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدت ۲۳ سال و به تدریج قوانین شریعت الله بر او نازل شده و در بیان آنچه که به او نازل شده هرگز نصفه نیمه بیان نکرده بلکه معصومانه تمام آنچه به او نازل شده است را به صورت کامل بیان کرده است هر چند در دوران سخت مکی بوده باشد؟

گفته ای: “روشن است که پیامبر تنها آنچه را که امکان دانستن و عمل به آن وجود دارد، ابلاغ می‌کرد.”

دوباره می گویم: نازل شدن احکام به صورت تدریجی بوده نه اینکه حکمی نازل شده باشد و رسول الله صلی الله علیه وسلم به میل خودش هر وقت زمینه را مناسب دیده باشد آنرا ابلاغ کرده باشد؛ این تهمت زدن به رسول الله صلی الله علیه وسلم و کتمان وحی است. نعوذ بالله.

نکات مهمی که محیسنی با بازی با مساله ی ابلاغ و بیان شریعت قصد پنهان کردن آنرا دارد این است که:

۱-  هم اکنون دین تکمیل شده است و بیاد تمام دین بیان و ابلاغ شود و برای هیچ مسلمانی قابل پذیرش نیست که بخشی از دین به بهانه های مختلف نادیده گرفته شده و تبلیغ نشود

۲-  بر این اساس، بیان شریعت اصلا خواست کنونی مردم سوریه و مومنین سراسر دنیا از جولانی و حاکمیتش نیست، بلکه تطبیق شریعت الله و عمل به شریعت الله در مساله ی حاکمیت است، چیزی که محیسنی به عمد قصد نادیده گرفتن آن و به حاشیه راندن آن با پرداختن به مساله ی بیان شریعت توسط رسول الله بر اساس نزول تدریجی شریعت را دارد!

اینکه هم اکنون شخص تازه مسلمانی وارد اسلام شود باید به تدریج مسائل و احکام شریعت به او یاد داده شود و ممکن است اشتباهات زیادی هم از او سر بزند، یا شخص توبه کننده از گناه ممکن است به تدریج به عمل به شریعت و دوری از گناه عادت کند، و یا یک طالب و دانشجوی علم به تدریج می تواند مدارج علمی را طی کند و در این موارد خاص به اندازه ی توانائی آنها از آنها انتظار می رود امری عادی نزد تمام عقلای دنیاست و ربطی به اجرای اصل قانون اساسی در مورد اکثریت مطلق جامعه که جاهل به قانون نیستند و توانائی عمل به قانون را دارند نبوده و نیست.

 در قانون شریعت اسلام اموری وجود دارند که «المعلوم من الدين بالضرورة» نامیده می شوند که هم علماء هم تمام مسلمین با هر سطح از سواد و آگاهی از شریعت بدون شک بر آن آگاهی دارند مثل واجب بودن نماز و حرام بودن خمر و زنا و دزدی و قتل نفس بغیر حق و میزان حد بر کسانی که دچار این جرمها شوند :

الجلال المحلي می گوید: ” وهو ما يعرف منه الخواص والعوام من غير قبول للتشكيك فالتحق بالضروريات كوجوب الصلاة والصوم وحرمة الزنا والخمر” (شرح الجلال المحلي على جمع الجوامع ۲/۲۳۸).

پس در حدودی که هم مردم خواهان تطبیق آن هستند هم استطاعت حکمی وجود دارد و هم تمکین و استطاعت عملی؛ اما محیسنی در نهایت از عواقب و پیامدهای تطبیق شریعت مردم را می ترساند که ممکن است آمریکا و سازمان ملل و سایر کفار سکولار خارجی و داخلی را نگران کند و قطعا تطبیق شریعت از سوی این دشمنان پیامدهایی برای حاکمیت جولانی در بر دارد!

این مکر محیسنی جهت راضی کردن کفار با کنار زدن قانون شریعت الله است، مکری که الله تعالی قرنها قبل آنرا باطل کرده و به عنوان مثال می فرماید: وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ (بقره/۱۲۰)

مناصرین جولانی در سوریه و شرمندگی در برابر نسل کشی اهل سنت غزه

مناصرین جولانی در سوریه و شرمندگی در برابر نسل کشی اهل سنت غزه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

طرفداران و مناصرین جولانی برای سالها از دور شعار می دادند که اگر موانع ما در برابر صهیونیستهای جنایتکار برداشته شوند ما در دفاع از مردم مظلوم فلسطین چنین و چنان می کنیم!

هم اکنون که رژیم سکولار بشار اسد برداشته شده  و اسرائیل بخشهایی از خاک سوریه را نیز اشغال کرده است چه اتفاقی افتاد؟

نیروهای جولانی همچنانکه در ادلب از ارتش اشغالگر ترکیه و تانکهای آنها محافظت می کردند اینبار از تانکها و نیروهای اسرائیل محافظت می کنند و به این شکل، کارهای آنها سخنانشان را باطل کرد.

امروز و در ماه مبارک رمضان و بعد از قطع تمام کمهای غذایی و داروئی به غزه، بار دیگر صهیونیستها به غزه حمله کردند و تا کنون و در عرض تنها یک روز ۵۰۰ زن و کودک و پیرو و جوان را قتل عام کرده است و جهان به صورت مستقیم و از طریق شبکه هایی ماهواره ای چون الجزیره و شبکه های مجازی شاهد این جنایت وحشیانه ی صهیونیستهای کودک کش با سلاح و مهمات آمریکاست.

صهیونیستها که در برابر مجاهدین جبهه ی مقاومت ناتوان و عاجز هستند مردم بی دفاع غزه را با بمبهای اهدائی آمریکا به خاک و خون می کشند و کشورهایی چون آمریکا و انگلیس و اتحادیه اروپا و هند و امارات و آل سعود و اردن و مصر وغیره با کمکهای مختلف نظامی و اقتصادی و سیاسی خود و گروههایی مسلح چون گروه جولانی در سوریه که همسایه فلسطین و در خط مقدم و رودرروی صهیونیستها قرار گرفته اند با خیانت سکوت و تماشاچی و نظاره گر بودن خود، شاهد این نسل کشی بی سابقه مسلمین در تاریخ معاصر هستند.

اگر آمریکای سکولار و سایر سکولاریستهای حامی صهیونیستها این نسل کشی مسلمین را حق مشروع صهیونیستها می دانند و جهت کم کردن فشار افکار عمومی مردم خود تنها به یک محکوم کردن ساده بسنده می کنند گروه جولانی در سوریه با آنهمه تسلیحاتی که در اختیار دارد غیر از شرمندگی و اثبات مزدوری خود برای آمریکا و اسرائیل و شرکای آنها چه توجیه شرعی دارد؟

با وجود هزاران سرباز و آنهمه تسلحیات، نمی توانند بگویند که به اندازه ی کافی نفرات و اسلحه نداریم؛ همچنین نمی توانند بگویند ما فعلاً با متجاوزین به مرزهای سوریه کاری نداریم؛ چون با چراغ سبز آمریکا و اسرائیل همین دیروز به حزب الله لبنان به بهانه ی ورود چند سانتیمتری آنها به خاک سوریه با انواع اسلحه های سبک و سنگین حمله کردند و تلفاتی از طرفین گرفتند.

حزب الله لبنان به بهانه ی ورود عبوری و موقت آن مورد حمله قرار می گیرد اما صهیونیستها که بخشهای زیادی از جولان و استانهای قنیطره و درعا و حتی تا نزدیکی های حومه ی دمشق را اشغال کرده و ۴۰ هزار سوریه ای را به زیر سلطه ی خود در آورده اند مورد حمایت قرار گرفته و از خودشان و تانکها و نفربرهایشان در برابر مردم آزادیخواه سوریه محافظت می شود!

یعنی هنوز مشخص نیست که جولانی در کدام جبهه قرار گرفته و به نفع چه کسانی کار می کند؟ آیا غیر از شرمندگی برای کسانی که هنوز از این شخص حمایت می کنند چیزی باقی مانده است؟

واقعیت عثمان الخمیس در دیدار با فرمانده کل نیروهای مسلح بحرین

واقعیت عثمان الخمیس در دیدار با فرمانده کل نیروهای مسلح بحرین

به قلم: مسعود سنه ای

نجدیت درباری آل سعود که همچون یک آفت و بیماری در سرزمینهای اسلامی پخش شده و ابزاری در اختیار طاغوتها بر علیه اهل دعوت و جهاد شده است بزرگترین شگردش پرداختن به مسائل ریز اختلافی و مشغول کردن مسلمین به مسلمیین و ایجاد تفرق میان مسلمین و تولید جنگ داخلی میان مسلمین و در نهایت خدمت به کفار اشغالگر خارجی و طاغوتها محلی است.

عثمان الخمیس یکی از این مجریان جنگ روانی نجدیت است که در حمله ی به شیعیان و سنی های اهل تصوف و اشعری و ماتریدی که اکثریت مطلق اهل سنت جهان را نیز تشکیل می دهند شهرت دارد.

حالا: عثمان الخمیس در کویت ساکن است و : کویت یکی از مستعمره های آمریکاست که بالغ بر ۱۳۰۰۰ سرباز آمریکایی را در خود جای داده و همچنین  یکی از مقرهای پیشروی واحد موسوم به “ارتش مرکزی ایالات متحده” در کوییت قرار دارد. آمریکا همچنین در این کشور نیروها و تجهیزاتش را در دو پایگاه هوایی و یک پایگاه نیروی دریایی حفظ کرده است. فرودگاه بین المللی کویت همچنین میزبان بزرگترین مقر لجستیک هوایی منطقه‌ای ارتش آمریکا است. حدود ۲۲۰۰ خودروی تاکتیکی آمریکایی مقاوم در برابر مین در آنجا مستقر هستند.

اما عثمان الخمیس در برابر این اشغالگر کافر خارجی ساکت است. حالا عثمان الخمیس به بحرین مسافرت کرده، آنهم برای دیدار چه کسی؟ فرمانده کل نیروهای مسلح بحرین

و لازم است بدانیم که پایگاه بزرگ ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که ناظر بر منطقه است در بحرین مستقر است که بالغ بر ۷۰۰۰ سرباز آمریکایی را در خود جای داده است. پایگاه هوایی شیخ عیسی در این جزیره همچنین میزبان جنگنده های آمریکایی، هواپیماهای تجسسی و یک مرکز عملیات نیروهای ویژه آمریکایی است. البته انگلیس نیز اخیرا اولین پایگاه نظامی خود در شرق کانال سوئز از سال ۱۹۷۱ تا کنون را در بحرین افتتاح کرده است.

این چهره یی واقعی عثمان الخمیس است؛ سربازی در بخش جنگ روانی و تبلیغی آمریکا و انگلیس و طاغوتهای محلی؛ دقیقا مثل شیعیان انگلیسی چون شیطان یاری و یاسر الخبیث و صادق شیرازی و … که مرکز رسانه های آنها در انگلیس و آمریکاست اما همان وظایف عثمان الخمیس را در تولید جنگ داخلی میان مسلیمن و خدمت به مصالح آمریکا و انگلیس و سایر دشمنان ایفا می کنند.

ای اهل سنت و جماعت، اگر از این به بعد کلیپی از این مجریان جنگ روانی دشمنان بر علیه شیعیان یا سایر مسلمین مخالف خود دیدید ذوق زده نشوید، بلکه بدانید دامی است که برای شما توسط این سربازان بخش تبلیغی دشمن پهن شده است.

نقدی بر سخنان مجری شبکه کلمه در مورد جهاد مومنین غزه

نقدی بر سخنان مجری شبکه کلمه در مورد جهاد مومنین غزه

به قلم: ابوبکر الخراسانی

الله تعالی می فرماید: كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإذْنِ اللَّهِ واللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ

عقیل هاشمی مجری شبکه کلمه در پاسخ به سؤال بیننده‌ای مبنی بر اینکه چرا هنگامی که حماس برای آزادی‌اش می جنگند شما ترش می کنید؟جواب داد: در مباحث جهاد باید قوا برابر باشند!!

این پاسخ هاشمی با دین، واقع و تاریخ  در تضاد است.

در واقع با این شرطی که وی ذکر کردند، نباید جهاد کرد، چون برابری قوا امکان پذیر نیست…

در غزوه بدر قدرت طرفین برابر بود؟

در احد و خندق و یا فتح مکه و غزوه تبوک ومؤته برابری قدرت حاکم بود؟

الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ، هیچ بحثی در مورد برابری قدرت نیامده است و بلکه برای مومنین اهل جماعت، آمادگی به اندازه توان شرط است و جنبش حماس هم با وارد شدن به جبهه مقاومت تحت پرچم دارالاسلام ایران موفق به اهل جماعت شدن و سپس موفق به ساخت سلاح شده است و بعد از آمادگی وارد این نبرد مبارک شده است.

باید در نظر داشت: در طول تاریخ لشکر اسلام و کفر را نگاه کنیم، در کدام غزوه لشکر مسلمانان بیش از لشکر کفار بوده است؟

امروز که مسلمانان اهل تفرق هستند و مجاهدان هم هرگز نمی توانند با هیچ کشوری به برابری قدرت برسند، راه حل چیست؟ راه حل این است که اهل جماعت شوند.

یعنی در اولین دارالاسلامی که به وجود آمده عضو شوند و اهل جماعت شوند و یا مثل حماس و جهاد اسلامی جبهه ی واحدی با این دارالاسلام و جماعت تشکیل دهند، اگر به دلایل مذهبی به چنین رشدی نرسیده اند در دارالاسلامهای موازی که اهل جهاد هستند عضو شوند و به این شکل متحد و یکدست شوند.

جنگ ما، جنگِ ایمان و کفر است، ایمان و سپس اهل جماعت شدن است که تعیین کننده سرنوشت جنگ ها خواهد بود.

الله تعالی خطاب به جماعت و اهل جماعت متحد و یکدست زمان حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

ایمان واقعی و سپس اهل جماعت شدن  شرط است، با اهل جماعت شدن مومنین قدرت می گیرند.

اهل تفرق چنین قدرتی را درک نمی کنند و نمی بینند.