ترور امثال ابودجانه الترکسانی هشداری برای تمام مهاجرین سوریه که …
به قلم: عبدالله مهاجر
ابوقصره ابوالحسن الحموی وزیر دفاع جانشینان بشار اسد در مصاحبه ی تلویزیونی خود در مورد مهاجرین خارجی گفت که اینها به شرطی در نهادهای حکومتی استخدام می شوند که تماماً تابع قوانین تعیین شده توسط آنها باشند.
یعنی تمام مهاجرینی که در سوریه هستند اگر تابع قوانین لیبرالی جولانی نباشند باید هزینه های مختلفی را پرداخت کنند.
هم اکنون جولانی در مسائل قضائی و اقتصادی و… بر اساس قوانین بشار اسد حاکمیت را می چرخاند و حتی حاکمیت او تحت همان جمهوری عربی سوریه نامگذاری شده است، به همین دلیل مخالفین و بخصوص مخالفین مهاجر باید بدانند که نظام اسلامی نیست و انتظار حاکمیتی اسلامی و برخوردی اسلامی را نداشته باشند.
جولانی همچنانکه خودش اعتراف می کند از ابتدای انقلاب سوریه با سازمان اطلاعات و جاسوسی ترکیه همکاری داشته است و وزیر امور خارجه ترکیه و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه هم اقرار کردند که جولانی در مبارزه با افراد و گروههایی که ترکیه و هم پیمانان ترکیه آنها را تروریستی می نامند همکاری کاملی داشته است.
بر این اساس است که ما هر چند وقت یکبار شاهد ترور یکی از مجاهدین و بخصوص مجاهدین مهاجری هستیم که صد درصد خود را با جولانی و سیاستهایش تطبیق نداده اند.
دیروز هم هواپیماهای ائتلاف بین المللی به خودرو ابو دوجانه ترکستانی از اعضای حزب اسلامی ترکستان در نزدیکی روستای باپتو در جنوب سرمد در حومه ادلب حمله کردند و او را به قتل رساندند.
هر کسی می تواند از خود بپرسد که در حاکمیت جولانی چه کسانی مختصات این افراد را به ائتلاف تحت مدیریت آمریکا و ناتو می دهد؟ چرا جولانی حتی یک اعتراض ساده هم نسبت به این ترورها ندارد؟
مهاجرین هر زمان در معرض فروش و معامله هستند، بخصوص آنهائی که خودشان را صد درصد با سیاستهای گروه لیبرال و دست نشانده ی جولانی هماهنگ نکرده باشند.
گروه مُلا فتاحی با شعارهای سابقشان در حاکمیت لیبرال مزدوران آمریکا و ناتو چه حالند؟
مُلا عبدالرحمن فتاحی و پاشیدن خاک در چشم مردم در مورد جانشنیان بشار اسد در سوریه
به قلم: ابوعبدالله موکریانی
مُلا عبدالرحمن فتاحی که نمائی از مجموع الفتاوی ابن باز مفتی نجدی آل سعود و «فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء» رسمی علمای نجدی آل سعود را به عنوان نمای پشت سر خود انتخاب کرده است در برنامه ای ضبط شده برای یکی از کانالهای مجازی کوردی از سه بعد زمانی و مکانی و فکری و منهجی به بررسی حاکمیت جدید بر دمشق می پردازد و می گوید کسانی که این پیروزی را به دست آوردند از نظر فکری و منهجی جهادی هستند و معتقد به بازگرداندن حکم شریعت الله از کانال جهاد و قتال هستند.
نه تنها مُلا فتاحی بلکه هر ناظری می داند که حاکمیت بر دمشق طی معامله ای بین المللی و منطقه ای به جولانی و شرکای مختلف محلی او سپرده شد و این شرکای جولانی هم همه دارای افکار و منهج جهادی نیستند بلکه از طیفهای مختلف سکولار و اسلامگرا تشکیل شده اند اما خروجی این تغییر و تحول، و خروجی و ثمره ی رفتن بشار اسد و جانشین شدن جولانی این شعار کفری و شرکی سکولاریستی شده است که می گویند: الدّين للّه والوطن للجميع.
مُلا فتاحی چرا این خروجی، ثمره و حقیقت سکولاریستی تمام فعالیتهایشان در این چند سال گذشته را بیان نمی کند؟ چرا نمی گوید هنوز به قوانین سکولاریستی بشار اسد حکم می شود؟ این قرآن بیشتر از ۱۴۰۰ سال قبل را کافی نمی دانند که حداقل در مورد مسائل «المعلوم من الدين بالضرورة» بر اساس آن حکم کنند و منتظر قرآنی دیگر هستند که توسط قانونگذاران آنها تصویب شود که بر اساس آن حکم شود؟!
مُلا فتاحی همچنین می گوید که حاکمیت ۷۰ ساله حکومت سکولار خانواده اسد و سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی منطقه ای و جهانی باعث تولید احزاب مختلف و ایجاد تفرق میان مردم سوریه شده اند اما به شهادت وزیر خارجه و رئیس اطلاعات و جاسوسی ترکیه و همچنین به اقرار خود جولانی اشاره ای نمی کند که خود جولانی و گروهش (که مُلا فتاحی هم یکی از آنهاست) از ابتدای شروع انقلاب در سوریه با سازمان جاسوسی و اطلاعات ترکیه کار کرده اند و حتی بر علیه تمام مجاهدین و آزادیخواهانی که از نظر ناتو و آمریکا تروریست محسوب شده اند جاسوسی و خبر رسانی و همکاری نزدیک و فعال داشته اند؟!
مُلا فتاحی و تمام آگاهان به مسائل سوریه می دانند که اینها سالهاست که فی سبیل آمریکا و ناتو بر علیه ایران و متحدین ایران جنگیده اند و هم اکنون هم حاکمیتی سکولار لیبرال جهت حفظ منافع آمریکا و ناتو و صهیونیستها در سوریه تشکیل شده است و همه ی رهبران گروهها و احزاب ریز و درشتی که سالها برای حاکمیت اسلامی و آزادی قدس و بازگرداندن «خلافة على منهاج النبوة» و فتح اردن و مصر و از بین بردن مرزها و… شعار می دادند و مردم را با این شعارها به قتلگاه سوریه می کشاندند هم اکنون شرمنده اند و نمی دانند چه پاسخی به اعضای رده پائین خود و مردم شریعت گرای جهان بدهند.
مُلا فتاحی هم یکی از این شرمنده هاست که در بین این تناقضات گیر کرده است و زمانی که می بیند که حاکمیت سکولار لیبرال جانشنیان جولانی چه کارنامه ایی دارند سعی می کند با بازی با کلمات و کلی گوئی های خاص «الرُّويْبِضَةُ» (الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ / ابن ماجه ۴۰۳۶) مخاطب خود را به مسائل حاشیه ای و ریز جانبی چون تعریف و چگونگی تشکیل گروهک حرکت مهاجرین اهل سنت ایران و نزدیکی یا دوری از انصارالاسلام و… بکشاند و از عمق فاجعه دور کند.
حتی بهانه می آورد چرا با کوردهای انصارالاسلام یکی نمی شود اما فورا دلیل یکی شدنش با گروه خائن و جاسوس جولانی از سال ۲۰۱۶م تا کنون را توجیه می کند!
یا زمانی که از او سوال می شود بعد از این و با اینهمه قدرت گروه جولانی چکار می کنید؟ با کلی گوئی هائی در مورد تعریف خاص و عام از جهاد و اعداد مالی و علمی و…، حتی جرئت ندارد بگوید الان در خاک سوریه که ما در آن هستیم نوبت جهاد با آمریکائی ها و صهیونیستهای اشغالگر و حکومت مرتد و سکولار ترکیه است که هر یک بخشهایی از خاک سوریه را اشغال کرده اند و بر اساس رای تمام مذاهب اسلامی هم اکنون جهاد با این کفار اشغالگر فرض عین است همچون نماز و سایر فرضهای عین.
اینها هرگز بر علیه اربابان خود نخواهند جنگید و دیروز هم ارباب نزدیک مُلا فتاحی، یعنی جولانی، با مزدوران محمود عباس فلسطینی که در اختیار آمریکا وصهیونیستها هستند و هنوز دستشان از خون مجاهدین فلسطینی خشک نشده است دیدار کرد و…
«اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» همین است، جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو همین است: بازی بر اساس سناریو و نقشه ی دشمنان و در نهایت رسوائی نزد اهل دعوت و جهاد و مردم آزادیخواه جهان.
تبریک جولانی ارباب مُلا فتاحی نجدی به ترامپ و سکوت در برابر پیروزی مجاهدین غزه
به قلم: کیوان مریوانی
سالهاست در این سایت و کانال و کانالهای مختلف اهل دعوت و جهاد، چهره ی امروزین جولانی و مُلاعبدالرحمن فتاحی نجدی را به عنوان مجاهدین فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها برملا کرده ایم اما افرادی قادر به فهم این حقیقت نبودند تا اینکه جولانی به تدریج نقاب خود را برداشته و در همان مسیر «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» حرکت می کند.
تمام آزادی خواهان جهان از پیروزی شگفت انگیز یک شهر (غزه) بر آمریکا به عنوان پرچمدار کنونی کفر و بر ناتو و تمام متحدین آنها که صهیونیستها را جلو انداخته بودند اظهار خوشحالی شادی کردند؛ اما عده ای انتظار داشتند که دارودسته ی جولانی که طی توافقاتی بر دمشق حاکم شده اند حداقل در حد یک پیام تبریک از این پیروزی اعلام خوشحالی کنند اما این اتفاق هرگز نیافتاد.
البته حماس نیز با آنکه به پیروزی مردم سوریه در انقلاب خوشحال بود و انتظار یک حاکمیت اسلامی را داشت که با اشغالگران خارجی وارد جهاد شود و پشتیبان جهاد آنها نیز باشد اما هرگز به دارودسته ی جولانی تبریک نگفت؛ چون چهره ی خائنانه ی این گروه برای هر آزادیخواهی آشکار شده است و هیچ آزادیخواهی از این گروه شبه مافیایی انتظار ندارد بر اساس موازین شریعت الله عمل کند بلکه همه این گروه را مجری دستورات آمریکا و ناتو و صهیونیستها دانسته و می دانند.
نه تنها وزیر امور خارجه و استخبارات (اطلاعات و امنیت) ترکیه بلکه مسئولین حکومتی غربی ها نیز در همین چند مدت بعد از تسلط بر دمشق به میزان گوش به فرمان بودن جولانی شهادت داده اند.
جولانی ارباب مُلافتاحی چنین سربازی برای دشمنان است به همین دلیل امروز به مناسب روی کار آمدن مجدد ترامپ به او پیام تبریک می فرستد و می گوید: ما مشتاقانه منتظر تقویت روابط با آمریکا هستیم! و امیدواریم روابط سوریه و آمریکا در در دوران ترامپ بهتر شود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی با انتشار یک پیام ویدئویی ادای سوگند توسط رئیسجمهور آمریکا را به او تبریک گفت و خطاب به ترامپ گفت: «شما از توافق هستهای خطرناک ایران خارج شدید، اورشلیم (بیتالمقدس) را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناختید، سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل کردید و حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان را به رسمیت شناختید… من معتقدم که ما با همکاری یکدیگر باز هم ائتلاف اسرائیل و آمریکا را به مراتب بلندتری اعتلا خواهیم داد.»
بله، جولانی در چنین جبهه ای قرار دارد و چنین سربازی برای دشمنان است، به همین دلیل همچون سایر متحدین آمریکا و صهیونیستها عمل کرد و در برابر پیروزی جبهه ی مقاومت اسلامی (حماس و جهاد اسلامی و…) بر صهیونیستها در حد یک پیام ساده هم ابراز خوشحالی نکرد اما نتوانست خوشحالی خودش نسبت به ترامپ خنزیر را پنهان کند.
آیا هنوز کسی از اهل سنت و جماعت ایران باقی مانده است که مُلافتاحی نجدی و دارودسته ی چند نفره اش که از زیر دستان جولانی هستند را نشناخته باشد؟
اسلام آمریکائی صهیونی جدید این است: هر تفکری می خواهی داشته باشی اشکالی ندارد داشته باش، هر چقدر هم جنایتکار و آدمشک هستی باز اشکالی ندارد، باش، فقط بر اساس منافع و نقشه های آمریکا و صهیونیستها در منطقه عمل کن؛ همین.
«اسلام آمریکائی صهیونی جدید» و تحریف هدفمند سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد ایران و جبهه ی مقاومت
به قلم: احسان هورامی
اگر به سراسر قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و ائمه ی مذاهب اسلامی نگاه کنید هرگز نه دروغی نسبت به مخالفین در آن میی بینید و نه تحریف سخنان آنها را؛ بلکه همیشه اصل سخن مخالفین آورده شده و بعد حق گفته شده است و به این شکل باطل خودبه خود کنار زده می شود.
اما دسته هایی وجود دارند که از سخن حق می ترسند و قصد گمراه کردن مخاطبین خود را دارند به همین دلیل دست به تحریف حق و سخنان حق مخالفین خود می زنند، تحریف کتابهای آسمانی توسط یهود و نصارا نیز به همین شکل بود چه رسد به تحریف سخنان دیگران.
بعد از پیروزی قهرمانانه ی حماس و جهاد اسلامی به عنوان بازوان جبهه ی مقاومت در فلسطین، ابوعبیده سخنگوی حماس سخنانی در تمجید از محور مقاومت از جمله ایران و یمن و عراق و لبنان برزبان آورد که از سوی پیروان «اسلام آمریکائی صهیونی جدید» تحریف و سانسور شد.
ابوعبیده گفت: « ما به همراه برادرانمان در دیگر گروههای مقاومت با تمام قدرت و ایستادگی، با دشمن جنگیدیم، و دستاوردهایی شبیه افسانه ها محقق کردیم… ملت برادر یمن را یادآور میشویم. کسانی که چقدر شبیه ما در کرامت و عزت هستند. کارهای آنها جهانیان را شگفتزده کرد و نمونه بینظیر و تاریخی ارائه کردند.
از برادران عزیزمان در لبنان و مقاومت اسلامی تشکر میکنیم. مردم لبنان در این جنگ هزینههای گستردهای دادند. از برادران خود در جمهوری اسلامی ایران به خاطر حمایت دائمی و مستمر از ملت و مقاومت و مشارکت آنها در این نبرد تاریخی به ویژه انجام عملیات وعده صادق و حمایت همه جانبه از مقاومت تشکر کرده و به آنها درود می فرستیم. ما به مقاومت اسلامی در عراق که مرزهای اشغالگر را درنوردیدند، درود میفرستیم… ما در کنار تمامی گروههای مقاومت، به صورت متحد و هماهنگ در هر نقطه از نوار غزه جنگیدیم و ضربات مهلکی به دشمن وارد کردیم.»
در همان ابتدا شبکه ی الجزیره ی قطر در شبکههای اجتماعی تقدیر و تمجید عمیق ابوعبیده از ایران و یمن و لبنان و عراق را سانسور کرده و صرفاً به مخابره مکتوب تشکر از قطر و اردن اکتفا کرد.
تمام پیروان «اسلام آمریکائی صهیونی جدید» از جمله مریدان جولانی و گروههای مسلح جیش العدل و انصارالفرقان بلوچ و … نیز به تحریف این بخش از سخنان ابوعبیده پرداختند.
تحریف سخن مخالف نه تنها نشانه ی دغلبازی و پستی و رزالت است بلکه نشانه ی ضعف در عقیده و منهج نیز هست.
حق همچون قرآن و منابع اسلامی ما، نیازی به تحریف سخن مخالف و دشمن ندارد حتی اگر این مخالف و دشمن ما شیطان و فرعون و نمرود و … باشند، چون حق از نظر دلیل و قدرت استدلال قوی است و همیشه از مخالف خواسته که حرفش را بزند: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/۱۱۱) بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.
رسانه های مریدان «اسلام آمریکائی صهیونی جدید» را در نقل این اخبار بشناسید و بیشتر از این اجازه ندهید شما را فریب دهند.
از ملاکهای ایمان و کفر، تأیید یا عدم تأیید ارباب مُلا فتاحی و حاکمیت جدید سوریه است!
به قلم: ابوخالد کُردستانی
ابراهیم شاشو با تفکرات نجدیت و از مفتیان گروه جولانی و رئیس جدید دانشکده شریعت در حلب از الگوهای مُلافتاحی است، اما مٌلا فتاحی این روزها در برابر انحرافات آشکاری که گروه جولانی آنها را آشکار کرده و سخنان مریدش که سالها قبل در مورد آن هشدار داده شده بود سکوت کرده و خود را مخفی کرده است!
ابراهیم شاشو در موضعگیری جدید خود اعلام کرد ملاک ایمان و کفر، تأیید یا عدم تأیید حاکمیت جدید سوریه (حکومت جولانی) است. او گفت: اگر حاکمانی را در دوران انقلاب سوریه، کافر میدانستیم، الان دیگر وضعیت تغییر کرده و چون ما را تأیید کردهاند، نمیتوانیم آنگونه حکم کنیم.
دکتر ابومحمود نائل از نظریهپردازان مسلمان در یادداشتی با انتقاد از این موضعِ شاشو نوشت:
“طبق نظر دکتر شاشو، همان حکومتها و طاغوتهایی که شریعت اسلام را تعطیل کردهاند و دستشان به خون مردم فلسطین و سوریه و سودان و عراق و یمن آلوده است، اکنون به دلیل حمایت از انقلاب سوریه و دولت جدیدش، دیگر کافر نیستند!
در واقع، از این پس، ملاک کفر و ایمان این است که: اگر کسی از حاکمیت جدید سوریه حمایت نکند و آن را تأیید نکند، مرتکب کفر صریح شده است.
همین سوریهای مدعی انقلاب، همواره مجاهدان غزه را متهم میکردند که شما عابدان آرمان فلسطین هستید و برای این آرمان حاضرید با هر کسی همپیمانی و همراهی کنید.
این در حالی است که مجاهدان فلسطین، آرمان فلسطین را ملاک ایمان و کفر قرار نداده بودند.
اما شاشو و همفکرانش که تا چندی پیش، مجاهدان فلسطینی را متهم به داشتن معیارهای غیرشرعی در انتخاب همپیمانان خود میکردند، امروز خودشان در سوریه به سیم آخر زدهاند و تأیید خودشان را ملاک ایمان میدانند!”
شاشو، بزرگ مُلا فتاحی به الفوزان هم می گفت عالم درباری (که هست) آنهم به این دلیل که معیار شرعی یا غیر شرعی بودن مساله ای خواست حاکمیت و دربار آل سعود است اما هم اکنون خودش هم در این گنداب افتاده است و معیار و مناط شرعی یا غیر شرعی بودن مساله ای جولانی و اربابان جولانی هستند.
این همان نجدیتی است که مثل علف هرز و آفت و مانع عمل کرده و می کند و یکی از بزرگترین مصیبتها در برابر اهل دعوت و جهاد و عاملی اساسی در انحراف افکار عمومی بوده است.
مًلا فتاحی نوچه ی چنین موجوداتی است و قطعا هر نوع نوکری و مزدوری برای ترکیه و آمریکا و صهیونیستها را به سبک خودشان برای عوام الناس لباس شرعی می پوشانند.
زیلان وژین رئیس مشترک پژاک به صورت رسمی اعلام کرد که “وریشه مرادی و پخشان عزیزی از اعضای این گروه سکولار کمونیست هستند که برای انجام ماموریت وارد ایران شده اند و منتظر عواقبی چون کشته شدن و اسارت نیز بوده اند، این مبارزه ای ایدئولوژیک و سیاسی است که بهای سنگینی دارد و به سخنان آپو (اوجالان) استناد می کند و پ.ک.ک را بزرگترین حزب سوسیالیست و چپ گرای جهان معرفی می کند …”
پخشان عزیزی که با نام مستعار«پخشان روژهلات» از اعضای «کژار» بود یکی از مبلغین رسانه ای و تئوریک تفکرات کمونیستی پ.ک.ک و از محرکین و حامیان اغتشاشات «زن، هرزگی، فاحشگی» نیز به شما می رفت، و تنها یکی از اعضای ساده ی حزب کمونیستی پژاک شاخه ایرانی پ.ک.ک نبود.
این زنان مسلح گروه مسلح پژاک حین ماموریت در داخل ایران توسط نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران دستگیر شده و بر اساس قانون شریعت الله حکم اعدام این مرتدین دستگیر شده را صادر شده است که با واکنش منفی چند ماموستای جریان «زن، هرزگی، فاحشگی» مواجه شده است! اما حکم چنین مرتدین مسلحی چیست؟
شخصی که آگاهانه، عمدا، به میل خودش و اختیاری دست از قوانین شریعت الله می کشد و قوانین و برنامه ی دیگری را انتخاب می کند و برای اجرائی شدن این قوانین کفری وارد گروه کفری مسلح می شود و به صورت مسلحانه سعی دارد این قوانین کفری را اجرا کند چنین شخصی نعوذ بالله، الله را در احکام و قوانین جاهل می داند و خودش یا سایر مخلوقات را در این مورد عالم تر، عاقل تر، حکیم تر، دلسوزتر، با تدبیرتر و مفید تر از الله دانسته است و این یعنی، شریک قائل شدن برای الله و حتی توهین به الله.
پخشان عزیزی شخص مکلفی است که آگاهانه، عمداً، به میل خودش و اختیاری تفکرات کفری کمونیستی و آتئیستی عبدالله اوجالان را به جای اسلام پذیرفته و «آشکارا» در گروهی مسلح معاند در برابر قانون شریعت الله قرار گرفت و «آشکارا» با پیوستن به حزبی مسلح معاند از جامعه ی مسلمین جدا شد و اقوال و عمل او، جز كفر «آشکار»، قابل تأويل به چيز ديگری نیست؛ چنین شخصی بر اساس رأی تمام مذاهب اسلامی مرتدی است که: «وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ»، شاهدی دادند بر نفس خودشان که کافرند.
این زن، با ۱- گواهی خودش ۲- بینه های شرعی ۳- اِستفاضه یا شايع شدن و مشهور شدن در ميان مردم، جرم ارتداد وعضویتش در گروه مسلح کمونیست و معاند پژاک ثابت شده است و در رِدّه، چیزی به نام رِدّه ی اصغر و رِدّه ی اکبر وجود ندارد. ردّه، ردّه است. حالا، ممکن است مال یکی (مُغَلّظِه) تند و شدید باشد و مال یکی دیگر (مجرّده) و ساده.
این شخص ضمن ارتداد، شروع به دعوت منفی و ایجاد جنگ روانی علیه اسلام و مسلمین کرده و بخشی از حزب کمونیست پ.ک.ک است که به جنگیدن با مسلمین و جلوگیری کردن از تطبیق قانون شریعت الله پرداخته و جزو «طائفة الممتنعة»است.
طائفة الممتنعة، یعنی مرتدينی كه دارای قدرت نظامی و گروهی باشند و گروهی سازماندهی شده باشند که به صورت جماعت و حزب درآمده باشند و دارای قدرت نظامی باشند که از قانون شريعت الله سرپیچی می کنند و مانع از این می شوند که قانون شريعت الله تطبیق داده شود، حكم آنها با ساير مرتدين فرق دارد.
طائفة الممتنعة، شامل تمام گروهها، جماعتها، طوايف و دولتهای مرتدی می شوند كه به دليل نيروهای نظامی، امنيتی و اجرايی كه دارند «از تشكيل حكومت قانون شريعت الله ممانعت و جلوگيری مي كنند» به همين دليل به آنها «طائفه و جماعت بازدارنده و زيربارِ قانونِ شريعت نرو» می گویند كه حاضر نيستند قانون شريعت الله بر آنها حكومت كند و با قدرت نظامی و بشری كه دارند از اجرایی شدن قانون شريعت الله جلوگیری می کنند.
باید به محارب و فاسد بودن امثال این زن مرتد شهادت داد همچنانکه رسول الله صلی الله عليه وسلم می فرمايند: ” وَاشْهَدُوا عَلَى الْمُحْسِنِ بِأَنَّهُ مُحْسِنٌ، وَعَلَى الْمُسِيءِ بِأَنَّهُ مُسِيءٌ”[۱] شاهدی بدهيد بر انسان نيكوكار كه نيكوكار است، و بر انسان بدكار هم شاهدی بدهيد كه بدكار است.
هیچ شر و هیچ بدی بدتر از کفر و ارتداد وجود ندارد، و ارتداد هم جرم است، و جزو حدود است. ابن عباس رضی الله عنهما روايت است كه رسول الله صلی الله عليه وسلم می فرمايند: “مَنْ بَدَّڵ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ”[۲] کسی که دینش را عوض کرد او را بکشید
مورد دیگر، زمانی كه معاذ رضی الله عنه به يمن رسيد و ديد ابوموسی اشعری مردی را به دليل اينكه از اسلام برگشته و مرتد شده و يهودی شده بود بسته بود، معاذ سه بار گفت: لَا أَجْلِسُ حَتَّى يُقْتَل،َ قَضَاءُ اللَّهِ وَرَسُولِهِ،فَأَمَرَ بِهِ فَقُتِلَ.[۳]يعنی: نمی نشينم تا به حكم الله و رسولش اين شخص مرتد كشته شود. سه بار این را گفت، به دنبال آن فرمان داده شد و كشته شد .فَأَمَرَ بِهِ فَقُتِلَ.
المغني از منابع مهم فقهی فرق معروف به اهل سنت ذکر می کند که: وأجمع أهل العلم على وُجوبِ قَتْلِ المُرْتَدِّ. و همه ی دانشمندان بر وجوب قتل مرتد اجماع دارند.[۴] امام شافعی رحمه الله که این ماموستاها خود را به او منتسب کرده اند معتقد است که مرد و زن مرتد به دلیل شمولیت حکم قتل مرتد باید کشته شوند،[۵] و امام نووی رحمه اللهدر شرح مسلم می گوید: “نزد تمام علماء غير از ابوحنيفه، حسن و قتاده، زن هم بايد مانند مرد كشته شود.”
روایت هایی که در نهی از کشتن زنان وجود دارد مربوط به جنگ با کفار اصلی است که به دلیل ضعف و عدم مشارکت زنها در جنگهاست. روایت نهی رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی صادر شد که در جنگ، زنی را دید که کشته شده بود و فرمود:”مَا كَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ”[۶]، یعنی این زن که جنگنجو نبود و نباید زنی که جنگجو نیست و از لحاظ تبلیغی در جنگ شرکت ندارد کشته شود. یعنی زنی که در قتال نیست، جنگجو نیست نباید کشته شود. مَا كَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ، یعنی علت این که رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین حرفی را زده این است که زنی که کشته شده، علت این که نهی شده کشته شوند این است که در جنگ شرکتی ندارند.
پخشان عزیزی کسیت که ماموستاهای رسانه ای و سرگردان کُردستان از آن حمایت می کنند؟
به قلم: مسعود سنه ای
پخشان عزیزی یکی از اعضای حزب کمونیستی پ.ک.ک و با نام حزبی «پخشان روژهلات» در مجموعه ی جامعه زنان آزاد شرق کوردستان (کژار) سازماندهی می شود و به تبلیغ تفکرات کمونیستی عبدالله اوجالان و مبارزه با فرهنگ اسلامی مسلمین می پردازد.
این شخص یکی از کادرهای فعال جنگ روانی و رسانه ای پ.ک.ک در بخش زنان بود که کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی دست به فضاسازی رسانهای زده اند تا او را یک مددکار اجتماعی و فعال مدنی جا بزنند.
پخشان عزیزی در تبلیغ تفکرات کمونیستی پ.ک.ک و حمله به ارزشهای اسلامی مردم مسلمان کُردستان تلاش عجیبی داشت و حتی در زمان اغتشاشات «زن، هرزپی، فاحشگی» در سال ۱۴۰۱ش شخصاً به عنوان یک لیدر وارد تهران و البرز می شود که توسط نیروهای امنیتی کشور دستگیر می شود.
فقط کافی است به چند گزارش و مصاحبه ی این شخص نگاه کنید تا بدانید این شخص دارای چه عقاید و افکاری است که به میل خود و آزادانه اسلام را رها کرده و به تفکرات آتئیستی و کمونیستی اوجالان پیوسته و به میل خودش ابتدا وارد حزب دمکرات کُردستان و سپس وارد پ.ک.ک شده است.
پس اعترافات فکری و عقیدتی این شخص زمانی که آزادانه نزد پ.ک.ک بود و در رسانه های آنها آزادانه این عقاید و افکار را بیان می کند کافی است تا در مرتد بودن این شخص یقیین پیدا کنید آنهم نه مرتدی ساده و عادی که از اسلام خارج شده و دنبال زندگی شخصی خودش است بلکه مرتدی مغلظه و شدید که در گروهی مسلح معاند به جنگ روانی هم مشغول است و یکی از فعالین بخش جنگ روانی مرتدین سکولار بر علیه ارزشهای اسلامی و مبلیغ تفکرات کفری در میان مردم مسلمان کُرد است.
با آنکه تمام مذاهب اسلامی به دلیل حدیث «مَا كَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ»[۱] بر این متفق هستند که اگر زن در جنگ مسلحانه شرکت کند باید کشته شود اما امام شافعی رحمه الله چه در ارتداد ساده چه در مغلظه بر این باور است که به دلیل شمولیت حدیث«مَنْ بَدَّڵ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ» مرتد در هر دو حالت باید کشته شود. امام شافعی به دو شبهه در این زمینه اشاره می کند و در جواب این دو شبهه آرای خودش را هم بیان می کند. شبهه ی اول روایتی از ابن عباس است رضی الله عنه که میگوید: «لاتقتل النساء اذا هن ارتددن عن الاسلام ولکن یحبس و یدعین الی الاسلام و یجبرن علیه»[۲]زنان اگر از اسلام برگردند کشته نمیشوند بلکه حبس میگردند، دعوت به اسلام شده و بر آن مجبور میشوند. امام شافعی رحمه الله این روایت را اینگونه پاسخ می دهد و می فرماید: برخی از طرفداران این نظر که زن مرتد کشته نمیشود این روایت را پیش من قرائت کردند و من از گروهی از آگاهان به حدیث که در جلسه حضور داشتند از این روایت سؤال کردم، همه گفتند روایت غیرصحیح است و راوی آن مورد اعتماد نیست. شبهه ی دوم قیاس است. کسانی که میگویند زنان مرتد کشته نمیشوند آنان را به زنان کفار اهل حرب مقایسه کردهاند، زیرا پیامبر کشتن زنان اهل حرب را نهی فرموده است. وقتی کشتن زنانی که هیچ سابقهای در اسلام ندارند جایز نباشد، قتل زنان مرتدی که سابقه در اسلام دارند به طریق اولی جایز نیست و نام این قیاس، قیاس اولویت است. امام شافعی رحمه الله این شبهه را اینگونه جواب می دهد: اگر به این قیاس بتوان استناد کرد باید شامل پیرمردان، مزدبگیران و راهبان نیز شود زیرا از قتل آنان نیز در دارالحرب نهی شده است. مضافاً اینکه اگر دلیل ما «قیاس» باشد پس، دلیلی بر زندانی نمودن زن مرتد نیست زیرا زن حربی زندانی نمیشود بلکه به بندگی درمیآید. پس بر اساس این نص «مَنْ بَدَّڵ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ». تفاوتی بین زن و مرد قائل نمیشود.[۳]
رسول الله صلی الله عليه وسلم در هنگام فتح مكه دستور قتل دو زن را صادر کرد كه عليه اسلام و مسلمین جنگ روانی و تبليغی می کردند. ساره از کنیزان بنی عبدالمطلب یکی از اینها بود که قبلاً مرتد شده بود. رسول الله صلی الله عليه وسلم امر کرد حتی اگر این زنان خودشان را به پرده ی کعبه هم آویزان کرده باشند باز باید کشته شوند.
این ماموستاهای رسانه ای را خوب بشناسید که از یک مرتد در برابر قانون شریعت الله و مذهب امام شافعی رحمه الله که مذهب تمام کُردهای اهل سنت است حمایت می کنند.
گروه ملافتاحی تابع جولانی و خاتمه ی به ذلت، آینده گروههای بلوچ پاکستان نشین
به قلم: ابوخالد کُردستانی
مُلافتاحی سالهاست که از دور برای جهاد با صهیونیستها شعار می داد و تنها مانع را حکومت بشار اسد معرفی می کرد، بعد از آنکه این مانع برداشته شد، صهیونیستها خودشان وارد خاک سوریه شدند و در برابر نیروهای جولانی قرار گرفتند.
مُلافتاحی نه تبعیت از اربابش جولانی دُم خود را داخل پاهای خود کرده و با سکوتی ذلیلانه و به تبعیت از دستورات ترکیه و آمریکا از دور نظاره گر اشغالگری صهیونیستها شدند و بعد از آنهم تا کنون نه جولانی و نه هیچ یک از مسئولین حکومت جدید جرئت نکرده اند یک کلمه در دفاع از مردم مظلوم غزه بزنند که روزانه در حال قتل عام شدن هستند.
رژیم صهیونیستی طبق توافقی که با جولانی مزدور کرده تمام زیرساختهای علمی و نظامی مردم سوریه را نابود کردند، حتی دیروز تانکهای اسرائیلی وارد قنیطره سوریه شدند و پس از بازگشت به منطقه حائل، یک پایگاه قدیمی رژیم جدید را با خاک یکسان کردند.
آن پهلوان پنبه ای که سالها در ادلب با نام «رباط» فاصولیا می خوردند و شعار می دادند هم اکنون که آمریکا و ناتو و صهیونیستها حاکمیت را به اربابشان جولانی سپرده است و این ارباب جدید هم اعلام کرده که گروههای مهاجر مهمان هستند و باید حدوحدود مهمان بودن خود را بدانند و… با چنین کارنامه ی ذلیلانه و البته خونباری که آنهمه جوان را با حماسه ی جهاد و تشکیل حکومت اسلامی قربانی کردند چگونه این ذلت و خفتی که در آن افتاده اند را دوباره توجیه می کنند؟
اینها برای اهل دعوت و جهاد راستین توجیهی ندارند چون از همان سالهایی که چهره ی خائنانه ی جولانی توسط امثال دکتر ایمن الظواهری و شیخ ابومحمد المقدسی و شرعی های جولانی و… آشکار شد همه می دانستیم که جولانی یک خائن و جاسوس ترکیه و آمریکاست.
این خاتمه ی به ذلت تمام گروههایی است که پرچمدار «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» هستند و این گروهها فرقی ندارد در سوریه فعال باشند یا در بلوچستان پاکستان یا هر جای دیگری؛ خروجی تمام فعالیتهای آنها خدمت به اهداف و نقشه های آمریکا و صهیونیستها و ضربه زدن به اهداف اهل دعوت و جهاد راستین است.
سنی آمریکائی یا همان اسلام آمریکائی، معجونی از اسلام و لیبرالیسم است که در راستای اهداف آمریکا و متحدینش در حرکت است.
این معجون، در مسائل فردی و شخصی مسلمین را آزاد می گذارد، و در بسیاری موارد زمینه را برای مشغول کردن مسلمین به مسلمین بر سر مسائل اختلافی فراهم می کند اما به مسلمین اجازه نمی دهد که در مسائل مهمی چون حاکمیت و اجرای قوانین شریعت الله و جهاد با اشغالگران صحبتی داشته باشند.
این اسلام آمریکائی در دو شکل خودش را نشان داده است:
سلفیت آل سعود
اخوان الشیاطین ( شاخه انحرافی و سکولار زده و لیبرال جریان مبارک اخوان المسلمین)
هم اکنون این اسلام آمریکائی بر سوریه حاکم شده است.
تشیع انگلیسی هم که در امثال صادق شیرازی و یاسر الخبیث و شیطان یاری و دهها شبکه ی ماهواره ای متعلق به اینها خودش را نشان داده است، همان شیعیان غلاتی هستند که مورد نفرین ائمه ی بزرگوار شیعه و بزرگان اهل علم شیعه بوده اند که امروزه همان نقش سنی های آمریکائی را برای انگلیس و آمریکا بازی می کنند.
یعنی این شیعیان انگلیسی هم بزرگترین شگردشان ۱- دامن زدن به خرافات میان تشیع و۲- تولید جنگ مذهبی با سنی ها و ۳- سازگار شدن با تمام کفار انگلیسی و آمریکائی و غیره و ۴- دشمنی با تمام کسانی است که با این کفار در حال جنگ باشند چه ایران شیعه مذهب باشد یا هر گروه سنی مذهبی.
نکته ی جالب این است زمانی که سنی های آمریکائی بر دمشق و بخشهای زیادی از آن تسلط پیدا کردند به جاهایی چون مزار سیده زینب رضی الله عنها صدمه ای نزدند اما در عوض مدیریت این اماکن را به شیعیان انگلیسی سپردند که مهمترین افتخاراین شیعیان انگلیسی ضد سنّی بودن و لعن و نفرین فرستادن بر ناموس پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابه گرامی است.
این ارتباط و همکاری شیعیان لندنی با سنی های آمریکائی برای مومنین صادق اهل دعوت و جهاد خبر از یک توطئه می دهد، توطئه ای آشکار بر علیه منهج صحیح اسلامی و مومنین اهل دعوت و جهاد.
دستگیری ماموستا سید محمد محمدی میراولی توسط نیروهای امنیتی ایران و غوغاسالاری رسانه ای
به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو
ماموستا سید محمد محمدی میراولی اهل روستای میراولی و امام جمعه و جماعت سابق مسجد عمر بن خطاب (رض) تازهآباد سریاس پاوه روز سهشنبه ٤ دیماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی کشور بازداشت شد و دیدیم که تمام رسانه های مجازی سکولار و شبکه های معلوم الحالی چون کلمه و غیره شروع کردند به سرو صدا که یک ماموستای اهل سنت به خاطر مخالفت با تشیع و نقد حاکمیت دستگیر شده است و…!
قبل از هر چیزی لازم است بدانیم که این ماموستا دارای چه منهجی است:
ماموستا محمدی میراولی به عنوان معرفی خود در کانال رسانه ایش می گوید: ما غیر از اخبرنا و حدثنا چیز دیگری نمیدانیم و نمیخوانیم و نمیخواهیم و نمیگوییم و همین برای ما بس است . ان شاء الله.
اما همین ماموستا:
در دی ماه ۱۴۰۱ش اغتشاشات جبهه ی «زن، هرزگی، فاحشگی» را به همراه چند ماموستای دیگر «اعتراضات شرعی و قانونی ملت ایران» معرفی می کند؛ در حالی که برای همه روشن و واضح و اشکار است که این اغتشاشات توسط کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی سازماندهی و مدیریت می شد و برای جامعه ای سکولار دست به اغتشاش در ایران زده بودند که در این اغتشاشات دارودسته ی منافقین داخلی هم نفاق خود را آشکار کرده و بسیاری از مومنین جاهل را با خود همراه کرده بودند.
آیا هم جبهه ای شدن با کفار جهانی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین داخلی جهت تشکیل حکومتی سکولار وحمایت از اغتشاشگران اهل فتنه در «اخبرنا و حدثنا» آمده است؟
امام ابوحنیفه را به سبک پیروان فرقه باز حنبلی مذهب کلا جزو مرجئه و اهل رای و خارج از اهل سنت و جماعت معرفی می کند و می گوید: مذاهب معتبر نزد ما فقط سه مذهب حنابله، مالیکه و شوافع است و در اصول وفروع از احمد ن حنبل و متقدمین حنابله تقلید می کنیم
قول امام احمد بن حنبل را می آورد که تمام جهمی ها علی التعیین کافر هستند و بعد، مجاهدین حنفی مذهب طالبان را «افیونی های جهمی ماتریدی زندیق» معرفی می کند و به این شکل علی التعیین تمام طالبان را تکفیر می کند
می گوید: لعنت الله و رسول و ملائکه و جن و انس بر سلفیت معاصر با تمام طیفهایش و بر تک تک امیران و سربازان جماعات جهادی بلاء استثناء، الله رویشان را سیاه و رسوای دنیا و آخرتشان گرداند که چگونه با منهجی فاسد با روحیه و احساسات و حماسه اینهمه جوان بازی کردند و به کشتنشان دادند.
قصد پاسخ به دیدگاههای این شخص را ندارم اما لازم است بدانید: بر اساس رای تمام مذاهب اسلامی اگر کفار سرزمین مسلمین را اشغال کنند جهاد بر آنها و در صورت ناتوان بودن آنها به صورت دایره وار بر تمام مومنین فرض عین می شود مثل نماز. آیا قرنهاست و همین الان کفار سرزمنیهای مسلمین را اشغال نکرده اند؟ چگونه بر تک تک امیران و سربازان جماعتهای جهادی بلاء استثناء لعنت میفرستد و…؟
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ يُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهْهُ فِي الدِّينِ، وَلَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. [۱]کسی که الله برایش خیر تصمیم میگیرد، در دین فقیه و صاحب درک و فهمش می کند. و پیوسته و همیشه بخشی از مسلمانان بر اساس حق جنگ مسلحانه میکنند و تا روز قیامت بر مخالفین خویش غالب و چیره هستند.
این شخص مشخص کند الان این بخش از مومنین مجاهد مسلح کدامها هستند؟ چون قطعا همیشه و پیوسته تا روز قیامت هستند و الله هم اینها را دوست دارد چون می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/۴) آیا لعنت کردن کسانی که الله آنها را دوست دارد بدون مجازات می ماند؟
جالب است بدانید این شخص که اینگونه جاهلانه به ائمه و مجاهدین و منهج اهل سنت و جماعت می تازد و علی التعیین طالبان را تکفیر می کند و…. حتی یک نقد هم در مورد احزاب سکولار و کافر ندارد و جالبتر اینکه حتی یک نقد هم در مورد تشیع و حکومت ایران هم ندارد و اینجاست که متوجه می شویم که علت دستگیر شدن این شخص تکفیری نه نقد تشیع است نه نقد امور حکومتی ایران بلکه ذات تکفیری بودن این شخص عامل دستگیری او شده است.