تصرف آخرین پایگاه جماعت دوله توسط امارت اسلامی پیامی به افراد دارای منهج سلفیت خاص نجد

تصرف آخرین پایگاه جماعت دوله توسط امارت اسلامی پیامی به افراد دارای منهج سلفیت خاص نجد

به قلم: ابومحمود کندزی

یک تفکر و منهج عقیدتی را زمانی می توان به خوبی شناخت که در زمین واقع تطبیق داده شود و خاص و عام بتوانند ثمره و  شکل عینی این تفکر و منهج را با چشمان خود ببینند؛ تفکر سلفیت خاص نجد ابتدا توسط شیخ محمد بن عبدالوهاب و سپس توسط فیصل الدویش و به دنبال ان توسط العتیبی  و اخیرا توسط جماعت دوله به صورت کامل و صادقانه به مرحله ی اجراء درآمد.

متاسفانه این منهج فکری با برداشت اشتباهی که از اصطلاح مشرک و مشرکین و اهل بدعت و… دارد و با برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و همچنین عدم شناخت صحیح دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان صدمات زیادی را به دیپلماسی مسلمین در برخورد با سایر مسلمین و دشمنان اصلی زده است.

این منهج مریدان خود را به شیوه ای بار می اورد که نه شناختی از خودشان دارند و نه از دشمنانشان ، به همین دلیل همیشه دچار شکست و سرخوردگی و اکثرا ضربه زدن به جهاد و اهداف و آرزوهای میلونها مسلمان گشته اند.

این منهج فکر ممتاسفانه با مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تحمیل جنگ روانی و در صورت امکان تحمیل جنگ نظامی بر سایر مسلمین عملاً با ایجاد شرک تفرق و جنگ داخلی، به نفع دشمنان اسلام و مسلمین قدم برداشته اند.

این جماعت به دلایل کاملا غیر شرعی جنگ را بر امارت اسلامی و سایر گروهها و مذاهب اسلامی در افغانستان تحمیل کرد که سبب ریخته شدن خون هزاران مسلمان و تسلیم شدن هزاران عضو خود به حکومت دست نشانده ی آمریکا در افغانستان گردید.

امارت اسلامی و بسیاری از جماعتها و گروههای اسلامی در مواردی واقعا مجبور به واکنش در برابر این منهج شده اند . به عنوان مثال جماعت دوله زمانی که با امارت اسلامی اعلان جنگ کرد و دهها مجاهد را تنها به جرم طالب بودن ترور کرد و در بازارها، مساجد و تجمعات مردمی را بی رحمانه مورد حملات قرار داد، زنان و کودکان را به گروگان گرفت و حتی بزرگان قومی و محاسن سفیدان را توسط ماین ها انفجار داد و… در واقع امارت اسلامی مجبور به واکنش شد.

قطعات سریع امارت اسلامی پس از زابل، جوزجان و ننگرهار، اینک افراد متباقی جماعت دولت اسلامی را در کنر نیز شکست فاحش دادند. بعضی افراد این گروه پس از شکست در ننگرهار، به کوه های بلند کنر پناه برده بودند و با همکاری تمویل کنندگان شان برای انسجام مجدد خود پلان داشتند. اما امارت اسلامی پیش دستی نموده، آخرین صدای جماعت سلفی نجدی دوله را هم خفه کرد.

همه ی ما باید بدانیم که جماعت دوله تنها کسانی هستند که منهج سلفیت خاص نجدیت را بدون تقیه و صادقانه پیاده کرده اند و کسانی که دارای این منهج فکری هستند اما مثل جماعت بغدادی عمل نمی کنند در واقع یا تقیه می کنند و اهل ریا هستند یا می گویند فعلا قدرتش را نداریم و حالا وقتش نیست و…

پس همه باید بدانند که مشکل جماعت بغدادی در منهج فکری سلفیت خاص نجدیت بود نه هیچ چیز دیگری، و مسلمین باید کاملا مواظب این منهج فکری در میان خود باشند و بدانند شکل تکامل یافته ی این منهج یعنی : جماعت بغدادی

ویروس کرونا سببی جهت عدم تحویل ماموستا کریکار به حکومت ایتالیا شد

ویروس کرونا سببی جهت عدم تحویل ماموستا کریکار به حکومت ایتالیا شد

ارائه دهنده: جعفر بوکانی

ماموستا کریکار که زندگی در میان مشرکین (سکولاریستها) به سر می برد با انواع سناریوها و زندانها و مشقات مواجه شده است. هم اکنون نیز که با سناریوی جدیدی از سوی سکولاریستها مواجه است قرار است که از سوی حکومت  مشرک(سکولار) نروژ تحویل حکومت سکولار(مشرک) ایتالیا گردد اما شیوع ویروس “کرونا” در ایتالیا تحویل ماموستا کریکار را متوقف کرد.

به نوشته روزنامه شراق الاوسط ، “دولت نروژ به طور قطعی موافقت کرده است که”ماموستا کریکار “را به اتهام تشکیل شبکه‌ای به نام “روتی شاخ” به ایتالیا تحویل دهد.

این روزنامه در ادمه توضیح داد که مشکلات بهداشتی فعلی ایتالیا ناشی از شیوع ویروس “کرونا” ممکن است زمان تحویل “ماموستا کریکار” را به تأخیر انداخته یا کلا پروسه تحویل ایشان منتفی شود.

نگاه کنید: در اروپائی که ادعای آزادی بیان و … دارد شخصی تنها به جرم سخن گفتن و تشکیل جریانی مجازی و تبلیغی زندانی می گردد. آیا شایسته نیست زمانی که هم جنس بازها و آتئیستها و شیطان پرستها و… از آزادی کامل بیان و عمل برخوردارند، از خودمان بپرسیم که آزادی و دموکراسی مورد نظر مشرکین (سکولاریستها) کدام است؟

این نهایت آن آزادی و دموکراسی و … است که امثال سهاب و جبهه ی سنت و شبکه های مزدور کلمه و غیره برای اهل سنت ایران آرزویش را دارند.

آیا پند می گیریم؟!!

از قتل قاسم سلیمانی تا قتل قاسم الریمی رهبر القاعده ی ایمن الظواهری

از قتل قاسم سلیمانی تا قتل قاسم الریمی رهبر القاعده ی ایمن الظواهری

به قلم : کیوان مریوانی

حکومت سکولار آمریکا که در زمان ما جانشینی برای حاکمیت مشرکین قریش شده و تمام احزاب و مشرکین دنیا را بر علیه مسلمین با خود متحد و هم مسیر کرده است چهره ی جدید خود را با ترورهای هدفمند مخالفین خود رونمائی کرده است.

از میان شیعیان بزرگترین تروری که توسط آمریکا صورت گرفت قتل قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس در نزدیکی فرودگاه بغداد بود که با واکنش حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران مواجه شد.

به دنبال آن ما شاهد ترور قاسم الریمی زعیم و رهبر القاعده ی ایمن الظواهری در یمن بودیم که بر اثر حمله ی هواپیماهای آمریکائی صورت گرفت که منزلی را در مديرية “وادعي عبيدة” در شرق شهر “مأرب” مورد هدف قرار داد و این شخص به قتل رسید .

اینها به اضافه ی اینکه ما در همین نزدیکی ها ما شاهد ترور دهها فرمانده ی نظامی خارجی و مهاجر هم مسیر با جولانی در شمال سوریه بودیم که در سکوت جهانی به قتل رسیدند و علاوه بر آن ابوبکر بغدادی و سخنگوی آن نیز از جمله ترورهای هدفمند آمریکا به شمار می روند، به تمام انسانهای اهل عقل که قلب سالمی دارند می فهماند که آمریکا دشمن تمام کسانی است که بوئی از اسلامی برده باشند که با خط قرمزهای او مخالفت کند.

آیا لجبازترین مسلمان نیز هنوز این واقعیت آشکار را فهمیده است که آمریکا برایش شیعه و شافعی و سلفی و اخوانی و …فرقی ندارد؟

آیا مسلمین با تمام فرق و مذاهبی که دارند بر علیه این دشمن آشکار خود متحد می شوند؟

سخنان انتخاباتی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه مسجد مکی زاهدان چه مسیری را نشان می دهد؟

سخنان انتخاباتی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه مسجد مکی زاهدان چه مسیری را نشان می دهد؟

به قلم:  بازماندگان (مدرسه ی علوم دینی شیخ ضیائی بندرعباس)

اخیراً دیدیم که مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی نکاتی را در مورد صلاحیت کاندیداهای انتخاباتی یازدهمین دورۀ مجلس شورای اسلامی صحبتهائی کرده بود که واکنشهای مختلفی را در میان طیفهای مختلف اهل سنت ایران در بر داشت.

مولوی اسماعیل زهی در این زمینه می گوید: ” شورای محترم نگهبان شرط «التزام عملی به اسلام» را برای تایید صلاحیت افراد قرار داده است؛ مگر این شورا می‌خواهد برای مساجد امام جماعت و یا برای مدارس دینی استاد و مدرّس تعیین کند که چنین شرطی را گذاشته است؟! “

ما به مولوی می گوئیم: مگر امام مسجد و مدرس مدرسه ی دینی مهمتر است یا کسی که در سرنوشت مسلمین و اداره ی مملکت نقش بازی می کند؟ آیا کسی که شما می خواهید نماینده ی مسلمین شود و التزام عملی به اسلام نداشته باشد شرعاً شایستگی سرپرست شدن برای مسلمین را دارد؟ اگر اینها مسلمان هستند باید التزام عملی به اسلام داشته باشند و اگر مسلمان هم نیستند طبق فرموده ی الله جل جلاله که می فرماید: «و لَنْ یَجْعَلِ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى المُوْمِنینَ سَبیلاً» حق سرپرستی و نمایندگی مسلمین را ندارند. آیا در تاریخ اسلام دیده ای که مرتدی مثل مسیلمه یا سجاع یا کافری چون ابوجهل و ابولهب نماینده ی مسلمین گردند؟

مولوی شما بفرمائید: کدام نماینده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم التزام عملی به اسلام نداشت؟

به دنبال این، مولوی: زمانی که می خواهی به مخاطبت بقبولانی که مردم ما انگیزه ی اسلامی چهل سال گذشته را ندارند[۱] و از یکدست کردن نمایندگان مجلس توسط ملتزمین عملی به اسلام نگرانی[۲] و مسئولین را به شنیدن ندای مردم دعوت می کنی[۳] و حاکمیت را به بکارگیری زور و سلاح در برابر مردم متهم می کنی[۴] و آنها را به پذیرش تنوع دعوت می کنی[۵] ، منظور شما از تنوع چیست؟ این دسته ی جدید با عقاید و تفکرات جدید چه کسانی هستند؟ علاوه بر این این مردمی که سینه برایشان چاک می کنی کدام ملت هستند که ملتزمین عملی به اسلام را نمی خواهند؟

مولوی : شما گفته اید که :”مجلس مرکز قانون‌گذاری کشور است.”  حالا به نظر شما کسی که به قانون شریعت الله ملتزم نباشد چه قانونی را به تصویب می رساند؟

مولوی: ما پاسخ به تمام این سوالات را در همین سخنان خودت که در همایش تجلیل از فعالان ستاد انتخاباتی روحانی سال ۹۶ به نمایندگی از اهل سنت ایران گفتید را می توانیم پیدا کنیم که عرض کرده بودید :” خواسته ی اهل سنت این است که ایران مطرح بشه، وطن مطرح بشه، مذهب مطرح نشه، دین بین ما و بین الله تعالی است”

مولوی:

  1. اولاً چگونه به خودت اجازه داده ای که به نمایندگی از اهل سنت سخن بگوئی؟ شما به عنوان امام جمعه مسجد مکی زاهدان و رئیس مدرسه ی مکی چگونه به خودت اجازه می دهی به نمایندگی از تمام اهل سنت ایران چنین عقاید ضد اسلامی را بر زبان برانی؟ مگر اهل سنت جنوب یا شمال یا کردستان و … شما را به عنوان رهبر انتخاب کرده اند؟
  2. ثانیاً این سخنان که می گوئید دین بین ما و الله است و باید وطن مطرح شود و التزام عملی به اسلام نباید معیار شود و… اینها همگی شعارهای سکولاریستها و دشمنان قانون شریعت الله چون احزاب سکولار و شبکه های ماهواره ای کلمه و نور و … و شبکه های مجازی چون سهاب و جبهه ی سنت و غیره است که از زبان شما جاری می شود.

اینجاست که علمای اهل سنت همچون شیخ محمد علی امینی در خطبه امروز مسجد جامع بستک خواهان عمل قوی شورای نگهبان در رد صلاحیت برخی نمایندگان می شود که تنها در مساله ی مالی التزام عملی به اسلام نداشته و دارای مشکلات مالی هستند نه در سایر موارد عقیدتی و منهجی . ایشان می گوید: شورای نگهبان باید با اقتدار برخورد و رد صلاحیت کند تا زمینه حضور چنین افرادی برای مسوولیت فراهم نشود.

این واکنش علمای اهل سنت در مورد کسانی بود که تنها مشکلات مالی داشتند حالا به نظر شما موضع اهل سنت در مورد کسانی که مشکلات عقیدتی داشته و به جدائی امور دینی از امور سیاسی معتقد هستند و التزامی عملی به اسلام ندارند چگونه باید باشد؟

پس مولوی عبدالحمید : ما اهل سنت از شما انتظار داریم مدافع قانون شریعت الله و تطبیق بیشتر و بهتر قانون شریعت الله باشید نه مدافع ناسیونالیستهای ملی گرا یا سکولاریستهائی که دین را نه برای اداره ی جامعه و حاکمیت بلکه دین را تنها مساله ای بین الله و بندگان و امری شخصی می دانند.

مولوی اسماعیل زهی: اهل سنت دارند اعمال و رفتار امامان جمعه و خطیبان خود را می بینند، و علاوه بر این فرق بین علماء با خطباء مساجد را نیز قرنهاست که می دانند، پس لطفاً…..


[۱] عبدالحمید ملازهی : همۀ ما به‌خوبی می‌دانیم که امروز آن انگیزه‌های سابق و چهل سال گذشته در مردم وجود ندارد.

[۲] عبدالحمید ملازهی : یکدست کردن مجلس شورای اسلامی سبب رشد کشور نمی‌شود.

[۳] عبدالحمید ملازهی: باید ندای مردم را بشنویم

[۴] عبدالحمید ملازهی : حفظ و بقای یک حکومت به‌وسیلۀ زور و سلاح ممکن نیست،

[۵] عبدالحمید ملازهی : اگر در انتخابات تنوع نباشد مردم انگیزۀ لازم را برای شرکت در انتخابات ندارند

سلفیون نجدی بار دیگر مساجد اهل سنت را به خون کشیدند

 سلفیون نجدی بار دیگر مساجد اهل سنت را به خون کشیدند

به قلم: ابوبکر الخراسانی

سلفیون نجدی اهل تصوف و شیعیان را جزو کفار مشرک می دانند و  در رسانه های خود نیز مساجد آنها را ضرار و حتی بتخانه معرفی می کنند. در این صورت حکم سلفیت نجدی در مورد این دسته از مسلمین این است که اینها مشرک هستند و قطعاً باید مشمول حکم کفار مشرکی چون ابوجهل و ابولهب و امثالهم شوند.

البته این سلفیون نجدی به شاخه های مختلفی تقسیم شده اند  که در دو دسته ی عمده مشخص می شوند :

  1. دسته ای که تنها به بیان این منهج می پردازند و متناسب با وضع موجود جامعه ای که در آن زندگی می کنند عمل می کنند و معمولاً متناسب با خواست طاغوتها رنگ عوض می کنند .
  2. دسته ای دیگر که بدون ریا و صادقانه این منهج را در زندگی دنیوی ما تطبیق می دهند.

تفاوت این دو دسته در منهج و عقیده و تعاریف فقهی نیست بلکه تنها در این است که دسته ی دوم صادق هستند و دسته ی اول ریاکار و ترسو و نان به نرخ روز خوری هستند که تابع وضع موجود شده اند.

یکی از این گروههائی که صادقانه سلفیت نجدی را به مرحله ی اجراء درآورده جماعت دوله است که تا به حال به جرم مشرک بودن اقدام به منفجر کردن صدها مسجد و مکان عبادی مسلمین به بهانه ی صوفی یا شیعه یا طالبان بودن و…  کرده اند .  

 در تازه ترین اقدام این دسته از سلفیون نجدی و در نماز عشاء دیشب جمعه ۲۰ دی ماه  در ایالت کوئته پاکستان داخل یک مسجد درحالیکه مسلمانان مصروف ادای نماز بودند یکی از اعضای جماعت دوله با واسکت انفجاری اش خودش را منفجرساخت که بر اثر آن بیشتر از ۱۵ کشته و ۲۱ ازملت مظلوم ومسلمان را شهید وزخمی ساخت.  به دنبال این واقعه دوله مسئولیت را بر عهده گرفته و اعلام نمود که دراین حمله هدف کشتن اعضای طالبان بوده است در حالی که قاری محمد یوسف احمدی، سخنگوی طالبان اعلام نمود که اعضای آنها در این مسجد نبوده اند.

این حمله به مسجد اهل سنت زمانی اتفاق می افتد که سه‌شنبه گذشته خودروی نیروهای سپاه مرزی پاکستان در شهر کویته هدف انفجار بمب قرار گرفت که بر اثر آن دو نفر کشته و ۱۴ تن دیگر زخمی شدند که حزب‌الاحرار زیر مجموعه تحریک طالبان پاکستان مسؤولیت انفجار را برعهده گرفت.

حالا به فرض محال حتی اگر این مسلمین را جزو کفار مشرک به حساب می آورند چرا مساجد الله  جل جلاله را ویران می کنند؟!!

مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم کعبه را که در اختیار کفارمشرک بود ویران کرد؟ یا در حالی که صدها بت در آن قرار داشت اقدام به ادای عبادات اسلامی چون نماز و حج نمود؟!!  حتی زمانی که کعبه پر از بت بود مسلمین به سمت آن نماز می خواندند.

حالا سلفیون نجدی بر چه اساسی مسلمین را مشرک می دانند؟ بعد از آنکه چنین اشتباهی کرده اند چرا مساجد الله را مورد بی حرمتی و تخریب قرار می دهند؟

الله جل جلاله بین ما و این سلفیون نجدی حکم کند و  اهل سنت را از شر این تفکر مخرب نجات دهد که اگر وارد دل شود دل را فاسد می کند و اگر وارد جامعه شود جامعه را فاسد می کند.

سقوط آخرین پایگاههای دوله در افغانستان سقوط یک منهج یا….؟

سقوط آخرین پایگاههای دوله در افغانستان سقوط یک منهج یا….؟

به قلم: ابوبکر الخرسانی

با سقوط آخرین پایگاه دوله در افغانستان و آنهمه کشت و کشتار احزاب مختلف سلفی نجدی در سوریه و عراق و یمن و لیبی و غیره با هم و با سایر تفاسیر اسلامی، و در نهایت سقوط پایگاه اجتماعی و حتی از دست رفتن سرزمینهای تحت تصرف آنها، چنین به نظر می رسد که این سقوطها در واقع سقوط تفکر سلفیت خاص نجدیت است نه صدها حزب و گروه متعلق به نجد.

اگر می بینیم که در چند روز گذشته نزدیک به ۸۵۰ نفر از طرفداران دوله به جای آنکه خود را تسلیم مسلمین امارت اسلامی نمایند باز خود را همچون جوزجان خود را تسلیم نیروهای مزدور آمریکائی و مرتد حکومت افغانستان می نمایند و ناموس مسلمین را تسلیم این کفار کرده اند، این اتفاق در سوریه هم رخ داده است و هم اکنون هزاران زن و دختر و پیر و جوان اهل سنت در زندانهای مزدوران آمریکا به سر می برند.

 در حالی که گروههای هم فکر خودشان چون گروه جولانی و فتاحی و انصارالاسلام و احرار الشام و دهها گروه دیگر ادلب و چندین شهر بزرگ اطراف ادلب را نیز در اختیار داشتند، اما دیدیم که نیروهای دوله به جای تسلیم شدن به نیروهای سلفی نجدی حاکم در ادلب خود را به نیروهای مرتد و مزدور آمریکا تسلیم نمودند.

در اینجا واضح است که یک اندیشه و تفکر از نظر منهجی سقوط کرده نه یک گروه . منهج سلفیت خاص نجدیت واضح سقوط خود را به نمایش گذاشته است نه دوله یا گروه جولانی و انصار و فتاحی و …

البته این سقوط فکری را آشکارا در میان رهبران فکری آنها نیز دیده ایم . مگر نمی دانیم که طارق عبدالحلیم و هانی السباعی و ابوقتاده فلسطینی و عبدالرزاق مهدی و ابومحمد مقدسی و ابوبصیر طرطوسی و صدها شیخ و رهبر فکری سلفیت خاص نجدیت چه جنگهائی در براربر هم داشته و با چه ادبیات زشتی با هم برخورد می کنند؟

 این برخورد این سلفی های نجدی با هم است که هیچ رحم و ادب اسلامی در آن دیده نمی شود، به نظر شما برخورد آنها با مسلمین غیر نجدی باید چگونه باشد؟

در این صورت باید بدانیم که سلفیت نجدیت تنها زمین و پایگاه اجتماعی خود را از دست نداده است بلکه در واقع از لحاظ منهجی و فکری نیزسقوط کرده است و همین سقوط منهجی باعث سقوط سرزمینهای تحت تصرف آن نیز گردید.

انتظار مومنین اهل سنت از سیستم قضائی ایران در برخورد با جبهه ی معترضین گرانی بنزین

انتظار  مومنین اهل سنت از سیستم قضائی ایران در برخورد با جبهه ی معترضین گرانی بنزین

به قلم: ابوبکر .م. بوکانی / دبیر

بدون شک نهاد قضاوت در هر سیستمی باید برای کسانی که در جامعه به آنها ظلم می شود ملجأ و پناهگاه اجرای عدالت باشد و این نهاد با ظلم هر كسی، در هر حدی و در هر درجه ای، برخورد كند.

در این زمینه شیعیان داستانی از اجرای حکم شرعی بر شاعر علی بن ابی طالب رضی الله عنه را ذکر می کنند که سیدنا علی رضی الله عنه بدون در نظر گرفتن جایگاه و نزدیکی آن به خود مجری حد الهی و عدالت می شود. اما این اجرای عدالت هم ممکن است بازخوردهای مختلفی داشته باشد.  عده ای ممکن است تسلیم حکم الله شده و اجرای حکم را عاملی برای پاک شدن خود از گناه بدانند و دسته ای هم ممکن است به چنان درجه ای از ایمان نرسیده باشند و اجرای حکم الله سببی بر تغییر مسیر آنها گردد.

بدون شک در هر جامعه ای منافقین و دارودسته ی آنها وجود دارند که دنبال زخم خوردگان حکومت و عدالت اسلامی می گردند تا به سراغ آنها رفته و دل آنها را با اصل نظام قضائی و حکومت اسلامی مکدر و مخالف کنند. به همین دلیل می بینیم که این دسته به راحتی این شاعر زخم خورده (که حکم مجری جنگ روانی خلافت اسلامی در آن عصر داشت) را از خلافت اسلامی جدا کرده و به سمت معاویه فراری دادند و اینبار شد مجری جنگ روانی معاویه بر علیه خلافت راشده ی سیدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنه.

این افراد در میان گروههای اسلامی مختلف هم بسیار دیده شده اند که در مراحلی مدافع بودند و سرانجام دشمن شدند. اینها چرا مخالف شدند؟ به خاطر اجرای عدالت. بدون شک این برای هر سیستم و نظامی مایه ی افتخار است که افرادی به خاطر اجرای عدالت در برابر آنها قرار بگیرند و نعمتی است برای پالفتن و تصفیه ی نخاله ها از سیستم حکومتی و اجرائی جامعه.

سرافکندگی و شرمساری و ننگ برای حاکمیت و سیستم قضائی آن زمانی است که مومنین به خاطر عدم اجرای عدالت با نظام حکومتی مخالفت کنند.

ادامه خواندن انتظار مومنین اهل سنت از سیستم قضائی ایران در برخورد با جبهه ی معترضین گرانی بنزین

دوله رسماً مرگ ابوبکر بغدادی و ابوحسن المهاجر را اعلام و جانشین آنها را معرفی کرد

دوله رسماً مرگ ابوبکر بغدادی و ابوحسن المهاجر را اعلام و جانشین آنها را معرفی کرد

دوله در پیامی تحت عنوان :

ومَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا (الفتح ۱۰) و هر کس به پیمانی که با الله بسته، وفا نماید، الله پاداش بزرگی به او خواهد داد.

به صورت رسمی خبر کشته شدن ابوبکر البغدادی و سخنگوی رسمی خود ابوالحسن المهاجر را اعلام نموده و ابوابراهیم الهاشمی را به عنوان رهبر جدید و أبي حمزة القرشيّ را به عنوان سخنگوی جدید معرفی نمود.

این دو فرمانده ی مسلمان توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا(قریش زمان) و مزدوران سکولار و مرتد محلی کشته اند. از الله تعالی خواستاریم آنها را طبق نیاتشان مورد محاسبه قرار دهد و پیروان آنها را از اشتباهات خاص سلفیت نوع سوم نجدیت نجات داده و به مسیر صحیح اهل سنت و سلف صالح این امت و وحدت فراگیر اسلامی برگرداند، تا بار دیگر با دوری از عذاب و شرک تفرق و جنگهای داخلی و سستی و ذلیلی مسلمین بتوانند به عزت از دست رفته ی خود بازگردند.  

ما ضمن حمایت از تمام مسلمین – با تمام فرق و مذاهب اسلامی که دارند- در برابر کفار اصلی و مرتدین سکولار محلی،  آشکارا از تمام اشتباهات و اجتهادات غلط و جنگهای داخلی آنها اعلام برائت می نمائیم، همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از عمل اسامه بن زید و خالد بن ولید رضی الله عنهما اعلام برائت و بیزاری نمود.

اغتشاشات اخیر عراق زنگ خطر بازگشت کابوس

اغتشاشات اخیر عراق زنگ خطر بازگشت کابوس

به قلم : هیوا مریوانی

آنچه برای تمام مجاهدین و مبارزین آگاه و حتی تحلیلگران غیر مسلمان مسائل منطقه واضح و روشن است اینکه هم اکنون در میان تشیع دو جریان عمده ی تشیع وجود دارد :

  • یکی جریان اصولگرایان به رهبری آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای که در نظام جمهوری اسلامی ایران خود را به نمایش گذاشته است
  • دیگری جریان اخباریون متمایل به غلاة شیعه که در قرمطی ها و صفوی ها و قزل باشها و چگین ها و… خود را نشان داده و هم اکنون کسانی چون صادق شیرازی و شیطان یاری و دانشگند و یاسر الخبیث و… آن را نمایندگی می کنند.  

این جریان دوم خود را دشمن سرسخت و خونین شیعیان اصولگرا و اهل سنت می داند و زمانی که صدام حسین سقوط کرد برای مدتی توانست با پشتیبانی آمریکا و انگلیس قدرتی به هم رسانده و مرتکب جنیاتی شود که زبان از گفتن آنها عاجز است . در این دوره ی یکی دو ساله هزاران عالم و خطیب و امام مسجد و پیرو وجوان تنها به جرم اهل سنت بودن قتل عام شدند و هزاران نفر تنها به جرم داشتن اسامی چون ابوبکر و عمر و عایشه و عثمان و … سوزانده شده و زنده به گور شدند و صدها مسجد اهل سنت تبدیل به حسینیه و… گردید و به ناموس هزاران زن و دختر اهل سنت تجاوز کردند . تقریبا جهنمی در روی زمین برای اهل سنت در پناه انگلیس و آمریکا تولید کردند .

این جنایات تا کی ادامه داشت؟ تا زمانی که شیعیان اصولگرای طرفدار ایران توانستند قدرتی به هم رسانده و این شیعیان غالی و مزدور را با اسامی چون شیعیان انگلیسی به حاشیه راندند و تقریبا کنترل جامعه افتاد دست شیعیان اصولگرای طرفدار ایران. از این به بعد ما هرگز شاهد آن کشتارها و تخریب مساجد و … نبوده ایم . این واقعیتی است که هم اکنون نیز ما شاهد آن هستیم. این وضع با آنکه برای جمهوری اسلامی ایران خوب بوده اما بیشترین خیر و ثمرات آن به اهل سنت عراق رسیده است. این به مذاق شیعیان انگلیسی و اربابان آنها خوش نمی آید، به همین دلیل قصد تکرار همان جنایات و تکرار همان سناریوها را دارند، اما با ادبیاتی دیگر، مثل مطرح کردن مسائل اقتصادی و اجتماعی و …

در این میان در کنار وفادارن ، پیدا شدن کسانی که به علی بن ابی طالب رضی الله عنه و به حسن و حسین و زید بن علی و سایر ائمه و رهبران شیعه خیانت کنند امر عجیبی نیست، اینها همیشه در طول تاریخ بوده اند؛ آنچه برای اهل تحقیق سوال ایجاد کرده حمایت گروههای منتسب به اهل سنت مزدور ترکیه (ناتو) در سوریه و یا شبکه های ماهواره ای مزدور آل سعود است که به نحوی خود را آشکارا در جبهه ی این غلاة اخباری شیعه قرار داده اند!! چرا؟ چون ارباب همه ی اینها یکی است: انگلیس(ناتو) و آمریکا.

واضح و آشکار است که در طول تاریخ، قدرت گیری این غلاة اخباری هرگز در مصلحت اهل سنت نبوده و نیست، بلکه علاوه بر آن جرقه ای است جهت فوران آتشفشانی وحشتناک بر علیه اهل سنت که در آن گروهها و سگهای هار بار دیگر به جان اهل سنت خواهند افتاد و بار دیگر باید شاهد جنگهای خونین فرقه ای و مذهبی در این بخش از جهان اسلام باشیم .

دستگیری زم و دست و پازدنهای مأیوسانه ی مزدوران جنگ روانی

دستگیری زم و دست و پازدنهای مأیوسانه ی مزدوران جنگ روانی

به قلم: سید مراد. کامیاران

امروزه در شبکه های ماهواره ای و مجازی دستگیری مزدوری خود فروش به نام روح الله زم توسط حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران[۱] سرو صدای زیادی به پا کرده است . این شخص مثل مجریان شبکه های ماهواره ای وصال و نور و کلمه و … و شبکه های مجازی سهاب و جبهه ی سنت و … خود را به یکی از دشمنان مسلمین وصل کرده بود و به وعده ها و حیله های این دشمنان سکولار و مزدوران محلی آنها دلخوش شده بود، اما در نهایت ثمره ی مزدوری و جنگ روانی خود  به نفع کفار سکولار جهانی را دید.  

تبلیغات گسترده ی طرفدارن این مزدور تنها به دلیل پوشاندن میزان ترس و نا امیدی آنها از آینده است، و سعی دارند به نحوی هم به خود دلداری بدهند و هم اینکه به مخاطبین بفهمانند که این اشخاص مزدور بیگانگان بر علیه دین و مردم خود نیستند و در پناه و صف کفار سکولار جهانی بر علیه مسلمین قرار نگرفته اند و… در حالی که واقعیت نشان می دهد که اینها مزدوران جنگ روانی دشمنان قانون شریعت الله هستند و داشتن اختیار و استقلال از سطح اختیارات بلندگوهای دوسره ی سکولاریستها خیلی بالا است، بلندگوهای دوسره ی جنگ روانی دشمن نمی توانند در این مورد اصلا فکر کند، چه برسد به تصمیم گیری و استقلال عمل..

اینها باز باید منتظر چنین سرنوشت شوم و یا حداقل چنان دلهره و ترس و نا امیدی باشند که ثمره ی مزدوری آنها برای این کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی چون آل سعود و امارات و غیره است .


[۱] هر حکومتی که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی قبل از خلافه علی منهاج نبوه تشکیل شود حکومتی بدیل اضطراری اسلامی است . یعنی به دلیل نبود حکومت اسلامی بر منهج نبوت مثل یک سپر و به عنوان تنها گزینه ی شرعی به آن پناه برده می شود.  مثل عثمانیها و عباسیها و ایوبیان و سلجوقیان و غزنویان و تمام حکومتهای اسلامی بعد از خلافت سیدنا حسن بن علی رضی الله عنهما تا کنون .