آیا ملا عبدالرحمن فتاحی ساکن سوریه و سرباز جولانی پاسخ می‌دهد؟

آیا ملا عبدالرحمن فتاحی ساکن سوریه و سرباز جولانی پاسخ می‌دهد؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

ما به عنوان مسلمانی که به عزت شریعت و صلابت ایمان باور داریم، از مُلافتاحی این پرسش‌های اساسی را مطرح می‌کنیم و انتظار پاسخ صریح و اسلامی داریم. این پرسش‌ها ربطی به مسائل شخصی ندارد، بلکه از باب امر به معروف و نهی از منکر و برای روشن‌گری راه امت اسلامی است.

ای ملا عبدالرحمن فتاحی، شما که خود را آگاه به معارف دین می‌دانید، حال زمان آن رسیده است که به این حقایق تلخ، با معیارهای شرعی پاسخ دهید. ما از شما می‌پرسیم:

۱. معیار رهبری دارالاسلام: آیا ابومحمد جولانی در این معیار می‌گنجد؟

همانطور که می‌دانید، رهبر راستین دارالاسلام کسی است که با «ایمان قوی» و «شجاعت تمام»، بر «اصول قوانین شریعتِ الله تعالی» سخن می‌گوید و آن را در عمل پیاده می‌کند و مجری قوانین شریعت الله است نه قوانین کفری سکولاریستی یا غیر سکولاریستی که کفر بواح است. آیا ابومحمد جولانی، که در برابر خواسته‌های قدرت‌های کافر محارب آمریکائی و غربی و صهیونیستی کرنش می‌کند و به بهانه‌ی «مصلحت» از اجرای کامل احکام شریعت طفره می‌رود، می‌تواند در ترازوی رهبر «امارت اسلامی افغانستان» قرار گیرد که با شجاعت و بدونِ هیچ‌گونه تزلزلی، کلمه‌ی حق را بر زبان رانده و شریعت را ساری و جاری ساخته است؟ آیا چنین مقایسه‌ای اساساً جایز است، یا این دو روش، مانند شب و روز، از یکدیگر متمایزند؟

۲. ایمان ادعایی و مرز «مرجئه‌گری»:

قرآن کریم و سنت نبوی، ایمان را صرفاً یک ادعای زبانی نمی‌دانند، بلکه آن را با «عمل صالح» و «تسلیم مطلق به حکم الله» گره زده‌اند. همانطور که امام احمد بن حنبل رحمه الله فرمودند: «ایمان، قول و عمل است؛ زیاد و کم می‌شود.» حال، اگر ابومحمد جولانی ادعای مسلمانی می‌کند، اما در عمل، شریعت را تعطیل کرده یا آن را با مصلحت‌های دنیوی مخلوط می‌کند، آیا این «عمل نکردن» و این «اعتقاد اسلام بدون عمل»، همان «مرجئه‌گری عملی» نیست که سلف صالح از آن بر حذر می‌داشتند؟ آیا شما این رویکرد را از انحرافات اعتقادی نمی‌دانید؟ و آیا چنین انحرافی، در نهایت به کفر و ارتداد منجر نشده است؟

۳. شجاعت شرعی یا مصلحت‌سنجی بشری؟

اسلام و شریعت، «عزیز» هستند و هرگز نباید در برابر خواسته‌های کفار و قوانین کفری آنها، ذلیل شوند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: الإسلامُ يعلُو، ولَا يُعْلَى (الألباني، صحيح الجامع ۲۷۷۸ ) اسلام برتری می‌یابد و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد. آیا روشی که جولانی در پیش گرفته، یعنی سازش با دشمنان کافر و محارب اشغالگر خارجی و اطاعت از آنها و کنار گذاشتن احکام الهی برای کسب مشروعیتِ از سوی آن‌ها، مصداق ذلت نیست؟ آیا این همان «مصالحه» نیست که عزت اسلام را قربانی بقای حقیر سیاسی می‌کند؟ آیا هم سنگر شدن تو و سایر سربازان جولانی با تحالف تحت پرچم آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم و جنگ با اهل دعوت و جهاد و سایر دشمنان آمریکا عین ارتداد نیست؟

ای ملا عبدالرحمن فتاحی، این را بدان اصلاً به شعارهای تو در مورد تشیع و ایران اهمیت نمی دهیم و نمی توانی اینگونه با فحش دادن به شیعه و ایران اینهمه انحراف و کفر بواحی که در آن افتاده ای را از اهل سنت و جماعت پنهان کنی پس:

منتظر پاسخ شما هستیم. پاسخ دهید که معیار ایمان حقیقی چیست؟ آیا عمل به شریعت و شجاعت در برابر دشمنان، شرط اساسیِ ایمان نیست؟ و آیا کسی که در عمل، از این اصول عدول می‌کند، می‌تواند خود را در زمره‌ی رهبران اسلامی بنامد؟ حقیقت «مرجئه‌گری عملی» و خطر آن و بخصوص خطر ارتداد با هم سنگر شدن با آمریکا و شرکایش برای امت، نیازمند تبیین صریح از سوی امثال شماست. آیا این کفر بواح و ارتداد نیست که تو و اربابت جولانی در آن افتاده اید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *