احمد مسعود تسلسل خیانت از پدر تا پسر، از اشغالگری تا بغاوت در افغانستان

احمد مسعود تسلسل خیانت از پدر تا پسر، از اشغالگری تا بغاوت در افغانستان

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

الحمد لله الذی نصر عباده المؤمنین وأذلّ أعداءه الکافرین. پس از فروپاشی نظام جمهوریت در ۱۵ اسد ۱۴۰۰ و ظهور دوباره‌ی امارت اسلامی افغانستان، مرحله‌ی نوینی از عزت، استقلال و حاکمیت دین آغاز شد. اما کسانی چون دوستُم و احمد مسعود و محقق و دیگران که بیست سال تمام در سایه‌ی جنگ‌های امریکایی و ناتو، قدرت، ثروت و مقام داشتند، تاب تحمل شکست را نیاوردند و به‌جای توبه و بازگشت به سوی الله، راه بغاوت، خیانت و مزدوری را در پیش گرفتند.

در رأس این جبهه‌ی بغاوت‌گران، احمد مسعود، فرزند احمد شاه مسعود قرار دارد که با نام و شعارهای پدرش، تلاش کرد نطفه‌ی فتنه را در پنجشیر بارور کند. اما این بار نیز ثابت شد که «تسلسل و وراثت» این خانواده نه در دفاع از اسلام و مردم، بلکه در دشمنی با دارالاسلام و خدمت به بیگانگان خلاصه می‌شود.

احمد شاه مسعود در دهه‌های پایانی عمر خود، به‌جای اتکا به امت اسلامی، در مجالس پارلمان اروپا از غرب کافر محارب درخواست مداخله‌ی نظامی بر علیه مسلمین افغانستان را کرد. اکنون پسرش نیز همان مسیر را با زبان دیگری دنبال می‌کند. او با مکرون رئیس‌جمهور فرانسه، با مقامات سابق استخباراتی روسیه و امریکا، و با حلقه‌های سیاسی و نظامی غرب دیدار می‌کند و از آنان برای نابودی امنیت افغانستان و حاکمیت اسلامی آن درخواست پول، سلاح و حمایت می‌نماید.

اینان تا وقتی که در پناه آمریکا و ناتو در مسند قدرت نشسته بودند، ادعای دین و مقاومت آنهم در برابر مجاهدین داشتند، و به محض آنکه نظام اسلامی برپا شد، به دنبال جای پایی در سفارتخانه‌های خارجی گشتند.

جبهه‌ی بغاوت‌گران و همپیمانان آنان مانند محمد محقق و دیگر سران وابسته، در بیست سال اشغال افغانستان توسط امریکا و ناتو نه تنها در برابر اشغالگران نایستادند، بلکه وزیر، معاون، نماینده و فرمانده در نظام وابسته به واشنگتن بودند. آنان بیت‌المال مسلمانان را می‌گرفتند، در مراسم‌های کاخ سفید شرکت می‌کردند، و برای امنیت پایگاه‌های امریکایی و سازمان‌های جاسوسی چون سیا و اسرائیل، نیرو و اطلاعات تأمین می‌کردند.

اینها همان کسانی هستند که خدمات خود را به «شبکه‌های سیاه استخباراتی» فروختند و افغانستان را به میدان آزمایش توطئه‌های بیگانگان تبدیل کردند با آنکه گاه می گویند که مخالف آمریکا و اشغالگران هستند اما نه این اشغالگران آنها را قبول دارند نه مومنین و مصداق این آیه اند که الله می فرماید: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِم مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ  (مجادله/۱۴) آیا نمی‌بینی کسانی را که با قومی که خدا بر آنان خشم گرفته است دوستی می‌کنند؟ نه از شما هستند و نه از آنان، و بر دروغ قسم می‌خورند و خود می‌دانند.

آری، این سران جبهه‌ی بغاوت، نه با مسلمانان‌اند و نه با دشمنانشان؛ بلکه کاسب بازار توطئه و جنگ‌های نیابتی‌اند و این را هم کفار می دانند و هم مومنین و هم خودشان.

بغاوت مسلحانه در برابر امارت اسلامی، یأس‌آفرینی در میان مجاهدین و درخواست مداخله‌ی نظامی از کفار چیزی است که این بغاوتگران انجام داده اند.

با این وجود و در پنج سال گذشته، دستگاه دیپلماسی امارت اسلامی با تکیه بر عزت و کرامت اسلامی، روابط خود را با کشورهای مختلف از شرق تا غرب به‌طور فعال بازسازی کرد. رفت‌وآمد سفیران، گسترش تعاملات اقتصادی و سیاسی، تمام معادلات جبهه‌ی مخالفان را بر هم زد.

کشورهایی که با امارت اسلامی وارد تعامل شدند، به تدریج دفاتر به اصطلاح «جبهه‌ی مقاومت» را بستند و سران آن را از خاک خود بیرون کردند. تمام تلاش‌های لابی‌گری، نشست‌های پنهانی و درخواست کمک از بیگانگان، نه‌تنها نتیجه‌ای نداد، بلکه ماهیت وابسته و ضداسلامی آنان را بیشتر آشکار کرد.

جبهه‌ی بغاوت‌گران و سکولارهای همپیمان آنان، هرگز خواهان استقلال افغانستان نبودند، آنان در پی سیاه‌نمایی امارت اسلامی و بازگرداندن نظام فاسد و وابسته‌ی گذشته به میان مردم هستند.

از جبهه‌ی بغاوت‌گران و عناصر خائن مانند احمد مسعود، محمد محقق و سایر همدستانشان می‌خواهیم که از این راه پوسیده دست بردارند، توبه کنند و به سوی الله و امارت اسلامی بازگردند. اگر آنان به دنبال «مقاومت» در برابر اشغال بودند، چرا در بیست سال اشغال امریکا و ناتو حتی یک روز به فکر جهاد نبودند؟ امروز که افغانستان از دامان اشغال بیرون آمده است، آنان با نام مقاومت، بغاوت و خیانت را دنبال می‌کنند.

امارت اسلامی همان‌گونه که در برابر اشغالگران پیروز شد، به یاری الله در برابر تمام توطئه‌های داخلی و خارجی نیز پیروز خواهد ماند. خیانت‌پیشگان دیر یا زود سرنگون خواهند شد، و عزت و پیروزی از آن مؤمنان و مجاهدان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *