
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و حمایت از حق و حقوق زنان در چارچوب شریعت الله
به قلم: هاجر مرادی
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، در گفتوگو با رسانهها تأکید کرده است که امارت اسلامی به حقوق زنان و آزادی بیان «در چارچوب شریعت» متعهد است. وی در پاسخ به پرسشهایی درباره محدودیتهای آموزشی و کاری زنان تصریح کرد که این موضوعات باید بر اساس احکام شریعت بررسی و درباره آن تصمیمگیری شود. این موضعگیری، ریشه در تعالیم قرآن کریم و سنت نبوی دارد که در آن کرامت، حقوق و جایگاه والای زن بهوضوح بیان شده است.
خداوند متعال در قرآن کریم، زن و مرد را از نظر انسانی و کرامت ذاتی برابر آفریده است و می فرماید:
- يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا (نساء/ ۱) ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید که شما را از یک نفس واحد آفرید و همسر او را نیز از همان نفس آفرید
- فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى (آل عمران/ ۱۹۵) پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد که من عمل هیچ عملکنندهای از شما را، چه مرد و چه زن، تباه نمیکنم.
قرآن به صراحت حق تعلیم و تربیت را برای همگان، بدون تفاوت جنسیتی، در نخستین آیات نازلشده یادآور شده است:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (علق/ ۱) بخوان به نام پروردگارت که آفرید.
این خطاب، نه تنها مردان بلکه زنان را نیز در بر میگیرد و نشان میدهد که علم و دانش، حق بنیادین هر مسلمان است.
آزادی بیان در چارچوب شریعت، از اصول مسلّم اسلامی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم همواره مشورت و گفتوگوی آزاد را در میان مسلمانان تشویق میکردند. خداوند در قرآن میفرماید: وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ (شوری/ ۳۸) و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز برپا داشتند و کارشان به مشورت میان آنان است.
این آیه، اصل شورا و تبادل نظر را به عنوان یک حق و تکلیف اجتماعی معرفی میکند که زنان نیز مانند مردان در آن سهم دارند.
اما المومنین عايشه رضی الله عنها می گويد: سُئلَ رسولُ اللَّهِ صلَّى اللَّهُ عليهِ وسلَّمَ عنِ الرَّجلِ يجدُ البللَ ولا يذكرُ احتلامًا قالَ يغتسلُ وعن الرَّجلِ يرَى أنَّهُ قدِ احتلمَ ولا يجدُ البللَ قالَ لا غُسلَ عليهِ فقالَت أمُّ سُلَيمٍ المرأةُ ترَى ذلِكَ أعلَيها غُسلٌ قالَ نعم إنَّما النِّساءُ شقائقُ الرِّجالِ.[۱] از رسول خدا سؤال شد اگر مردي رطوبتي ببيند ولي احتلام را به ياد نمي آورد [وظيفه اش چيست؟] فرمود: غسل کند. پرسيده شد: مردي خواب مي بيند محتلم شده ولي رطوبتي [در بيداري] نمي بيند؟ فرمود: غسل بر او نيست. ام سليم پرسيد: اگر براي زني چنين وضعي پيش آيد آيا غسل دارد؟ فرمود: بلي زنان همتاي مردانند.»
ابن منظور در کتاب «لسان العرب» و زبيدي در «تاج العروس» در معناي شقايق نوشته اند:
«اي نظايرهم و امثالهم في الاخلاق و الطباع کانهن شققن منهم؛مانند آنها در خلق و خوي و سرشت اند، گويا از آنها جدا شده اند.»
اين حديث زن و مرد را در مسائل زيستي به استناد يگانگي و همتايي برابر مي بيند، پس ساير عرصه هاي حيات، حکمش معلوم خواهد بود.همچنین حق آموزش و یادگیری «العلم» (یعنی قرآن و سنت) مثل نماز و روزه بر هر مسلمانی واجب است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: طلبُ العلمِ فريضةٌ على كلِّ مسلمٍ ، وإِنَّ طالبَ العلمِ يستغفِرُ له كلُّ شيءٍ ، حتى الحيتانِ في البحرِ.[۲] جستجو و یادگیری علم بر هر مسلمانی واجب و فرض است، و بدرستی که همه چیز حتی ماهی های داخل دریا برای جستجوکننده ی علم هم (از الله برایش) دعای طلب بخشش می کنند.
این حدیث، بهروشنی آموزش «العلم» (یعنی قرآن و سنت) را نهتنها حق، بلکه فریضهای برای زنان مسلمان میداند. از اینرو، امارت اسلامی افغانستان با استناد به این منابع اصیل، هرگونه تصمیمگیری درباره مسائل زنان را در چارچوب شریعت اتخاذ میکند تا هم کرامت و امنیت زن حفظ شود و هم حقوق شرعی او تضمین گردد.
سخنگوی امارت اسلامی با تأکید بر «چارچوب شریعت»، در واقع به همین اصول قرآنی و نبوی اشاره دارد. شریعت اسلامی هرگز با حق حیات، آموزش، کار و آزادی بیان مشروعِ زنان مخالفت نکرده است؛ بلکه هدف از محدودیتهای موقت و شرایط محور، پاسداری از عفت، امنیت و مصالح عالی جامعه اسلامی است. بنابراین، هر ادعایی که امارت اسلامی را ناقض حقوق زنان معرفی کند، ناشی از ناآشنایی با منابع دینی یا سوءبرداشت از احکام شریعت است. امارت اسلامی، همانگونه که مجاهد گفته، به این حقوق در چارچوب شریعت پایبند است و تصمیمات خود را بر پایه قرآن و سنت اتخاذ میکند.
[۱] أخرجه أبو داود (۲۳۶) واللفظ له، والترمذي (۱۱۳)، وابن ماجه (۶۱۲) باختلاف يسير
[۲] السيوطي، الجامع الصغير ۵۲۴۶/ الألباني، صحيح الجامع ۳۹۱۴/ ابن ماجه ۲۲۴/ البزار ۶۷۴۶/ ابن عبدالبر، جامع بيان العلم وفضله۱۷/ الطبراني، المعجم الأوسط ۸۵۶۷ / البيهقي، شعب الإيمان ۱۶۶۷