مواضع دفاعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در قبال دارالکفر طاری پاکستان
به قلم: ابومحمود کندزی
مولوی محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع ملی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در یک گفتوگوی ویژه با شبکه طلوعنیوز، به تبیین سیاستهای دفاعی و چالشهای دیپلماتیک با کشور همسایه پرداخته است.
محورهای کلیدی بیانات وزیر دفاع:
• اولویت بر صلح و گفتوگو:
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همواره بر حل اختلافات از مسیر منطق و مذاکره تأکید دارد. وزیر دفاع تصریح کرد که امارت اسلامی به روند گفتگو با طرف پاکستانی اولویت داده و خواهان تنشآفرینی نیست.
• آمادگی برای دفاع از حاکمیت اسلامی :
با وجود صلحطلبی، امارت اسلامی هشدار داده است که در صورت تداوم تهدیدها و تعرضات، نیروهای دفاعی افغانستان برای صیانت از وجب به وجب خاک خود در آمادگی کامل به سر میبرند.
• ایستادگی در برابر مطالبات مرزی:
مولوی محمد یعقوب مجاهد فاش کرد که در جریان مذاکرات، طرف مقابل (پاکستان) تلاش داشته است تا «خط فرضی» (دیورند) را به عنوان مرز رسمی میان دو کشور به ثبت برساند؛ موضوعی که با واکنش صریح امارت اسلامی مواجه شده است.
• کارشکنی و گسترش جنگ توسط پاکستان:
وزیر دفاع اعلام کرد که برخلاف حسن نیت افغانستان، طرف پاکستانی در جریان مذاکرات دست به آغاز درگیریهای نظامی زده است. بررسیهای امارت اسلامی نشان میدهد که هدف طرف مقابل، گسترش جنگ جاری در افغانستان بوده است.
پس موضع رسمی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بر حفظ استقلال و حل صلحآمیز چالشها استوار است، اما هرگونه زیادهخواهی و تعرض از سوی دارالکفر طاری پاکستان با پاسخ قاطع دفاعی نیروهای مجاهد مواجه خواهد شد.
نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی
به قلم: صلاح الدین مجاهد
امروز جمعه ۱خرداد ۱۴۰۵ش عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان جهت گدائی مذاکره با آمریکا به دارالاسلام ایران آمد. فراموش نکنیم که همین عاصم منیر در مقدمات تهاجمات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران با حکومت خائن آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بست و هم اکنون ارتش پاکستان و آل سعود یکی شده اند.
در هر صورت و در پی تحولات اخیر در منطقه و افزایش تنشها میان جبهه تحت پرچم دارالاسلام ایران و محور غربی-صهیونیستی، بار دیگر نقش برخی کشورهای منطقه که از آنها به عنوان «دارالکفر طاری» و «ستون پنجم» دشمن یاد میشود، مورد توجه اهل دعوت و جهاد قرار گرفته است.
کشورهائی نظیر امارات متحده صهیونی و بحرین و کویت و آل سعود و قطر و اردن که از پایگاههای آنها به دارالاسلام ایران حمله می شد و به عنوان بخشی از این جنگ محسوب می شده اند و کشورهایی نظیر پاکستان و ترکیه نیز، برخلاف ادعاهای اسلامی خود، در موقعیتهای حساس تاریخی به عنوان بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم عمل کرده و با نقاب «میانجیگری»، سعی در نجات اربابان غربی خود دارند.
گزارشها و تحلیلهای میدانی نشان میدهد که هرگاه جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایمان و توان نظامی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت همسو با آن احساس ضعف و ناتوانی میکند، کشورهای وابسته به میدان فرستاده میشوند. این کشورها که از خود اراده و اختیاری ندارند، با نقش بازی کردن در قامت «صلحجو» و «میانجی»، تلاش میکنند تا مانع از وارد آمدن ضربات نهایی و مهلک به پیکره نیمهجان دشمن شوند.
این راهبرد به دشمن اجازه میدهد تا از زیر فشار خارج شده و فرصت بازسازی قوا پیدا کند. در حقیقت، این «سگان شکار»، به جای حمایت از دارالاسلام و منافع امت اسلامی، تنها زمانی فعال میشوند که منافع ارباب آمریکاییشان در خطر باشد.
نگاهی به تاریخ معاصر نشان میدهد که این رفتار، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه یک استراتژی دیکته شده است. در اینجا به برخی از نمونههای تاریخی و مستند این خیانتها اشاره میکنیم:
۱. همکاریهای اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان با سنتکام:
در طول دهههای گذشته، پاکستان علیرغم ادعاهای برادری، بارها حریم هوایی و پایگاههای خود را در اختیار نیروهای تروریست آمریکایی قرار داده است تا علیه ملتهای مسلمان منطقه و بخصوص ملت مسلمان افغانستان و پاکستان اقدام کنند. در جریان بسیاری از ترورهای هدفمند و حملات پهپادی آمریکا، ردپای همکاریهای اطلاعاتی این کشور به وضوح دیده میشود. پاکستان به عنوان یکی از اصلیترین متحدان غیرناتوی آمریکا، همواره به عنوان سدی در برابر اتحاد کامل دنیای اسلام عمل کرده است.
۲. نقش دوگانه ترکیه در ناتو و روابط با صهیونیستها:
ترکیه به عنوان یکی از اعضای کلیدی ناتو، میزبان رادارهای راهبردی (مانند رادار کوره جیک) است که وظیفه اصلی آنها حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت اسلامی است. البته همه می دانیم که در اوج لفاظیهای سیاسی حکومت سکولار و مرتد ترکیه علیه تلآویو، مبادلات تجاری و همکاریهای نظامی و امنیتی آنکارا با صهیونیستها هرگز متوقف نشده است. ترکیه در بحران سوریه نیز با حمایت از خائنین به اهل دعوت و جهاد چون باند جولانی مرتد، عملاً به عنوان ستون پنجم دشمن برای تضعیف اهل دعوت و جهاد عمل کرد.
۳. خیانت در پوشش میانجیگری (نمونه توافقات مهارکننده):
هر زمان که دارالاسلام ایران در آستانه پاسخ تنبیهی به تجاوزات صهیونیستها یا آمریکاییها بوده است، دستگاههای دیپلماسی این دو کشور با پیامهای ارسالی از واشنگتن، به تهران سفر کردهاند تا با وعدههای توخالی و ایجاد تردید، مانع از اجرای عدالت اسلامی شوند. هدف آنها نه صلح، بلکه جلوگیری از وارد شدن ضربه به «سرافعی» جهانی است.
با این توضیحات می توان گفت که دارالاسلام ایران نباید فریب حرکات نمایشی این غلامان حلقه به گوش را بخورد. این کشورها که آرزوی قلبیشان ضربه خوردن دارالاسلام ایران و جبهه ی اهل دعوت و جهاد در سراسر دنیاست، تنها زمانی به صلح روی میآورند که اربابشان در موضع ضعف باشد. هوشیاری در برابر این «ستون پنجم» که خطرشان گاهی از دشمن مستقیم نیز بیشتر است، شرط لازم برای پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل خواهد بود.
نبرد سرنوشتساز رمضان ۱۴۰۴ش و فروریختن نقابها در آتش موشکهای دارالاسلام ایران
به قلم: محمد اسامه
در ابتدای امر به این آیه توجه کنید که الله تعالی می فرماید: لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (انفال/ ۳۷) تا الله ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاکها را روی یکدیگر بگذارد و همه را متراکم کند و در جهنم قرار دهد؛ اینان همان زیانکارانند.
تحولات اخیر و اصابت صاعقههای موشکیِ دارالاسلام ایران به قلب پادگانهای آمریکا در سرزمینهای اشغال شده ی مسلمین، حقیقتی بزرگ و تکاندهنده را برای مسلمین دنیا برملا کرد و آنهم کشته شدن سربازانی با ملیتهای ترکیه، مراکش، امارات، ایتالیا و دیگر مزدوران در پایگاههایِ آمریکایی (از بحرین و حجاز گرفته تا دیگر نقاط)، حامل پیامی استراتژیک و الهی است که این دیگر جنگ جغرافیا نیست؛ این جنگ عقیده و جنگ کفر و ایمان است.
وقتی موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی همسو با آن پایگاههای آمریکا را در هم میکوبند و در کنار اجساد سربازان آمریکایی، جنازهی سرباز ترک، مراکشی و اماراتی یافت میشود، این یعنی «نقاب اسلام» از چهرهی حکام خائن افتاده است. این سربازان نه برای قدس، نه برای امت اسلام و نه برای نام الله و اسلام، بلکه در رکاب «طاغوت» و کفر و برای حفظ منافع آمریکا و غرب و صهیونیسم بینالملل کشته شدهاند.
حضور این افراد در پایگاههای آمریکا، مصداق بارز «ارتداد» است. کسی که در سنگر آمریکا میایستد، جزئی از پیکرهی کفر است، هرچند نامی اسلامی بر شناسنامهاش باشد.
ما در عصر تمحیص و غربالگری هستیم و در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش صفوف چنان از هم جدا شده اند که هیچ نفاقی باقی نمیماند:
در یک یک سو، جبههی ایمان و حق و عزت و دارالاسلام ایران و هستههای جهادی همسو با آن که با کمترین امکانات در برابر ارتشهای مدرن ایستادهاند و در سوی دیگر، جبههی کفر و باطل و ذلت آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب کافر محارب و «مزدوران مرتد محلی» که خاک سرزمینهای اسلامی را به حراج گذاشته و به سگان نگهبان پایگاههای کفار محارب خارجی تبدیل شدهاند.
حکامی که در عربستان، بحرین، امارات، مراکش و ترکیه، فرش قرمز زیر پایِ ارتش آمریکا پهن کردهاند، باید بدانند که آتش خشم امت اسلام و ضربات خردکنندهی دارالاسلام، تفاوتی میان «ارباب» و «نوکر» قائل نخواهد بود. کشته شدن اتباع این کشورها در سنگرهای آمریکا نشان داد که این دولتها عملاً بخشی از ماشین جنگی کفر علیه اسلام هستند.
آنها که عزت را در همپیمانی با شیطان و نمایندگانش در زمین مقل آمریکا و صهیونیستها میجستند، اکنون در ذلت ابدی و در صف بازندگان تاریخ قرار گرفتهاند:أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹)
باید پذیرفت که این نبرد رمضان ۱۴۰۴ش که کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده بودند، حجت را بر همهی آزادگان جهان تمام کرد. امروز سکوت در برابر جنایاتِ آمریکا و همکاری با پایگاههای آنها، مشارکت مستقیم در جنگ علیه الله و رسول صلی الله علیه وسلم است. سربازی که تحت فرمان ناتو یا حکام دستنشانده در کنار آمریکاییها ایستاده، سرنوشتی جز جهنم و ننگ ابدی ندارد.
تنها راه نجات، پیوستن به جبههی واحدِ اسلامی و حمایت از امارت اسلامی افغانستان و ایران اسلامی به عنوان سنگرهای اصلی مقابله با آمریکا و صهیونیستها در منطقه است و کشته شدنِ مزدوران رنگارنگ در پایگاههای شیطان، بشارت پیروزی است؛ بشارت اینکه نفاق دیگر نمیتواند خود را پشت نام اسلام پنهان کند. این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، باذن الله استارت و مقدمه ی جنگی دامنه دار جهت پاکسازی منطقه از لوث وجود کفار محارب آمریکائی – صیهونی و منافقین آشکار شده است تا انشاءالله این بخش از سرزمینهای اسلامی نیز به وارثان اصلیاش، یعنی مؤمنان مخلص، بازگردد.
پیام قدردانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران خطاب به برگزارکنندگان حماسه اجتماعات شبانه مردمی
در کنار قدرت بازدارندگی نظامی دارالاسلام ایران، قدرت حضور مردم ایران در خیابانها نیز موردی است که جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونیستی را در بدترین حالت از ناامیدی و ترس قرار داده است.
به همین دلیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران خطاب به برگزارکنندگان حماسه اجتماعات شبانه مردمی پیامی به شرح زیر نشر داده است:
خطیبان ارجمند، هنرمندان متعهد، ورزشکاران غیرتمند، مدیران و تمامی نقشآفرینان تجمعات شبانه مردمی سراسر ایران اسلامی؛ بیش از هشتاد شب پیاپی، خیابانها و میدانهای ایران اسلامی در شهر و روستا، به تماشای شکوهی نشست، که شما با سرمایه ایمان، غیرت و هنر خویش، به زیبایی خلق کرده و صحنههایی رقم زدید که در محاسبات دشمنان این کشور، بویژه آمریکای جنایتکار و رژیم پلید صهیونیستی، «معجزهای غیرقابل باور» تلقی میشود.
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عمیقترین سپاس و قدردانی خود را تقدیم می کند به شما خطیبان که با روشنگری در تریبونها و سخنرانیهای آتشین، چراغ بصیرت را در شبستانهای این مرز و بوم روشن نگه داشتید.
شما شور آفرینان که با نوای حماسی و مرثیههای روشنگرانه خود، روح غیرت و شهادتطلبی را در رگهای اجتماعات دمیدید.
شما هنرمندان متعهد که با قلم، تصویر، سرود و نمایش، زبان گویای اعتراض به قلدریهای استکبار و همدلی و حمایت از نیروهای مسلح و مدافعان وطن و همچنین غزه و مقاومت اسلامی را بلند کردید.
شما ورزشکاران غیرتمند، که با حضور مقتدرانه و نمادین نشان دادید که میدان ورزش، عرصه دیگری از جهاد تبیین و نمایش وحدت ملی است.
شما مدیران، میدان داران، مجریان و خادمان گمنام در فراهم آوری امکانات و زمینه سازی حضور میلیونی مردم مبعوث شده ایران اسلامی نقش آفرینی کردید.
شما حافظان امنیت در کسوت انتظامی، امنیتی و بسیج که حریم مقدس حضور یافتگان در تجمعات را، از گزند اهریمنان و خیانت کاران به ملت و کشور پاس داشتید.
شما خادمان فرهنگی که با قریحه و ذوق مثال زدنی با متون فاخر و تصاویر ارزنده خیابان آرایی و جایگاه سازی کردید.
و شما مردم مبعوث شده بصیر و آگاهی که این هشتاد و چند شب پرشور که طوفانی از «سرمایه اجتماعی» و «وحدت ملی» بود، در برابر چشمان حیرتزده جهانیان، ماهیت مستحکم و بازدارنده نظام اسلامی را به رخ دشمنان کشیدید و با پیوند قلبی و رفتاری با نیروهای نظامی میدان نبرد سخت، ثابت کردید که حماسهآفرینی در جمهوری اسلامی، نه تصادفی، که برآمده از یک اراده اعتقادی و ایمانی، باورمند به منافع ملی و میهنی، هماهنگ و عاشقانه است.
امروز، به برکت مجاهدت پرشور شما و ملت لبیک گو به فرمان مقام عظمای ولایت و رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (دام ظله العالی)، قدرت نرم انقلاب چنان در تار و پود جامعه رسوخ کرده که هیچ تهدید نظامی یا روانی دشمن توان مقابله با آن را ندارد.
بیتردید همه شما نقش آفرینان فهیم و شورانگیز این حماسه سازی، همراه رزمندگان صف کشیده در برابر دشمن، وعده دادهاید که تا پایان راه و تحقق اهداف عالیه انقلاب و مقاومت تاریخ ساز، در صحنه هستید چه در زمان نبرد نظامی و چه در زمان نبرد مذاکره، چه اینکه می دانید مذاکره، صحنه دیگری از کارزار میدان نبرد است که نیازمند استمرار حضور مقتدرانه و پرشور در خیابان و پشتیبانی از افسران عرصه دیپلماسی تا کسب پیروزی نهایی است و این “وعده صادق”، بزرگترین سپر دفاعی کشور عزیزمان ایران است.
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۲)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
تصمیم به اتخاذ مواضع دفاعی در داخل بیمارستان منطقی و تنها تصمیم درست در شرایط فعلی بود، با توجه به نبرد قریبالوقوع با روسها و نیاز به ارائه مراقبتهای پزشکی به مجاهدین زخمی.
طبق برآوردهای مختلف، بین ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر در بیمارستان جمع شده بودند. نیازی به گفتن نیست که ژنرالهای روسی هرگز در مورد لزوم حمله تردیدی نداشتند. گروگانها کمترین نگرانی آنها بودند.
از همان دقایق اولیه، همزمان با قتل عام نیروهای ویژه و خودروهای زرهی در اطراف بیمارستان، شستشوی روانی آغاز شد. عوامل تحریک در شهر پرسه میزدند و داستانهای وحشتزدهای از “جنایات تروریستی” در داخل بیمارستان پخش میکردند. دروغهایی پخش میشد مبنی بر اینکه نیمی از گروگانها قبلاً کشته شدهاند، به زنان تجاوز میشود و سر نوزادان روی زمین خرد میشود.
سپس گلولهباران شروع شد. آنها همه چیز را امتحان کردند. آنها پنجرههای گروگانها را از خودروهای زرهی شکستند، از هلیکوپترها موشک شلیک کردند. آنها همچنین از آتش تکتیراندازها استفاده کردند. مسلسلها بیوقفه شلیک میکردند. تمام واحدهای نیروهای ویژه مشهور – آلفا، ویتیاز، روس و دیگران – به شهر آورده شدند.
سرانجام، در ۱۷ ژوئن، نیروهای ویژه روسی که از خود تعریف میکردند، برای حمله به شهر اعزام شدند. این حمله با تلفات سنگین به پایان رسید. منابع روسی گزارش دادند که در طول عقبنشینی، نیروهای ویژه به اشتباه در آتش خودی گرفتار شدند. با توجه به تاکتیکهای ژنرالهای روسی، بخش «اشتباه» جای سوال دارد.
سربازان روسی مجبور شدند اعتراف کنند که دفاع مجاهدین به خوبی سازماندهی شده بود. (چه کسی در این مورد شک میکرد؟) شمیل همیشه این توانایی را داشت که حتی رنگارنگترین گروه داوطلبان را در یک واحد آماده به رزم و منظم سازماندهی کند.
آنها یک نقشه حیلهگرانه برای نفوذ به بیمارستان در لباس مبدل به عنوان مست و زنان سرخوش را امتحان کردند. پس از اینکه تیرباران شدند، به فکر آوردن جعبههای مقوایی بزرگ «دارو» افتادند. برای احتیاط، مجاهدین با مسلسل به سمت آنها شلیک کردند… خون از جعبهها جاری شد.
همانطور که اسلمبک از گرمنچوک (اسلمبک بزرگ)، یکی از دستیاران شامل، خاطرنشان کرد: «من از همان روزهای اول در چچن میجنگیدم. من در آبخازیا و قرهباغ جنگیدهام، اما هرگز چنین جنگ شادیآوری مانند بودیونوفسک را تجربه نکردهام – شما شلیک میکنید، روسها میمیرند، آنها به شما شلیک میکنند، روسها میمیرند.»
در همین حال، روسها به دنبال راهی برای خروج بودند. از جمله چیزهای دیگر، آنها میلیونها دلار و ضمانت امنیت پیشنهاد دادند. اما همه این ترفندهای ارزان جواب نداد. شامل خواستار پایان فوری بمباران روستاهای چچن و آغاز مذاکرات برای خروج نیروهای روسی شد.
سرانجام، پس از اینکه دهها سرباز نیروهای ویژه از دست رفتند، حدود ۱۳۰ گروگان کشته شدند و ۵۰۰ نفر زخمی شدند، به ژنرالهای روسی دستور مذاکره داده شد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم و خائنین و پیمان شکنان، درسی برای منتقدین سیاستهای کنونی دارالاسلام ایران در مورد آمریکا و خائنین (۳)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
باید بارها تکرار کنیم که اصل بر این است که نباید به خائن فرصت مجدد داده شود و برای خائنین اولین اشتباه آنها باید حکم اجرای حد برآنها تلقی شود اما عده ای با استناد عقلی به آیه ی « الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ » قصد دارند خیانتهای مکرر آمریکا را توجیه کنند و چنین به مردم بقبولانند که محکم کاری های دارالاسلام ایران و گرفتن ضمانتهای اجرائی بین المللی غیر از آمریکا جهت مذاکرات جنبه ی شرعی ندارد و سلیقه ای است اما اجازه دهید پس و پیش این آیه را با واقعیتهای تاریخی که بیان کردیم بررسی کنیم:
الله تعالی می فرماید:
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٥٥﴾ یقیناً بدترین جنبندگان نزد الله کسانی هستند که کافرند و ایمان نمی آورند
الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ ﴿٥٦﴾ همان کسانی که با برخی از آنان پیمان بستی، ولی پیمانشان را می شکنند و از پرهیز نمی کنند
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٥٧﴾ پس اگر در جنگ، بر آنان دست یافتی [با وارد کردن مجازات و عقوبت سنگین بر ایشان] دیگر کسانی را که دنبال آنانند [و قصد جنگ با تو را دارند] تار و مار کن تا متذکّر [قدرت شما] شوند [و از خیال جنگ با تو بازایستند.]
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ ﴿٥٨﴾ و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا الله خائنان را دوست ندارد.
وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا ۚ إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ ﴿٥٩﴾ و آنان که کافرند گمان نکنند که با پیمان شکنی خود [بر قدرتِ حق] پیشی جسته اند، اینان نمی توانند [ما را] عاجزکنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند.]
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿٦٠﴾ و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن الله و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی الله آنان را می شناسد بترسانید. و هر چه در راه الله هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده می شود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.
به مجموع آیات و پیامی که رسانده دقت کنید متوجه خواهید شد که اگر کفار یهودی مختلف بعد از پیمان دچار خیانت شده اند اما رسول الله صلی الله علیه وسلم در هر نوبت قاطعانه با آنها برخورد کرده و فرصت مجدد ادامه حیات در دارالاسلام به آنها را نداده است و راهبرد شرعی رهبریت حاکم بر دارالاسلام ایران نیز در این مسیر بوده هر چند در برهه ای از تاریخ توسط عده ای تخریبگر به اصطلاح اصلاح طلب از این مسیر شرعی سرپیچی شد که همه نتیجه اش را دیدیم.
پس، این یهودی های اطراف مدینه چند گروه مستقل در مکانها و قلعه های مستقلی بودند و هر چند به تعداد قبایلشان دچار خیانت شده اند اما الله همه را یک گروه، آنهم گروه کفار یهودی آورده که بارها دچار نقض عهد شده اند. اشتباه عده ای و دغل بازی دسته ای دیگر در عدم نشان دادن این حقیقت است که با آنکه جمع یهودی ها بارها عهد بسته اند و بارها دچار نقض عهد و خیانت شده اند اما رسول الله صلی الله علیه و سلم تنها با قبیله ی خائن برخورد کرده و به این قبیله فرصت مجدد نداده و منتظر شده تا قبیله ی دیگر چکار می کند و زمانی که آنهم دچار خیانت شده باز به او هم فرصت مجدد نداده و آنها را قاطعانه مجازات کرده است.
در این صورت هرگز دیده نشده که بعد از خروج دشمن از پیمان فیمابین رسول الله صلی الله علیه وسلم دوباره با آنان پیمان بسته باشد؛ به همین دلیل بنده بر این باورم که سیاست کنونی دارالاسلام ایران در مذاکرات با دارالکفر محارب آمریکا در واقع بستن پیمان با طرفها و قدرتهای دیگر است و این قدرتها هستند که ضامن این پیمان می شوند نه آمریکائی ها؛ و به نحوی پیمان با طرفهای دیگر است نه آمریکائی ها.
کسانی چون مولوی عبدالحمید که سعی دارند دارالاسلام ایران تحت هر شرایطی تسلیم مذاکرات و شروط کفار آمریکائی شود و با غوغاسالاری حتی در منابر رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز با چنگ زدن به استناد غیر شرعی به روایتهای تاریخی اهرم فشاری بر دارالاسلام ایران به نفع کفار محارب آمریکائی – صهیونی هستند لازم است به خود آیند و بدانند که اگر آگاهانه در این بازی افتاده باشند در حال خیانت به جبهه ی دارالاسلام ایران و خدمت به جبهه ی آمریکائی – صهیونی هستند.
در چنین وضعیت جنگی که دارالاسلام ایران در آن افتاده است مولوی ها و شیخها و آخوندها و ماموستایان باید مواظب سخنان خود باشند و به دلیل جهالت مردم و جنگ روانی گسترده ی کفار سکولار جهانی و اپوزیسیون سکولار و مرتد و عوام زدگی سخنی نگویند که بر خلاف منابع شرعی و در نتیجه بر ضد جبهه ی دارالاسلام ایران و به نفع کفار محارب خارجی آمریکائی – صهیونی تمام شود.
رسول الله صلی الله علیه وسلم و خائنین و پیمان شکنان، درسی برای منتقدین سیاستهای کنونی دارالاسلام ایران در مورد آمریکا و خائنین (۲)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
در روابط خارجی هم لازم است بدانیم که فتح مکه پایتخت دارالکفر سکولاریستهای شبه جزیره عربستان نیز در نتیجه ی حمله ی دارالکفر سکولار بنی بکراز متحدین دارالکفر تحت حاکمیت سکولاریستهای قریش به دارالکفر سکولار بنی خزاعه از متحدین دارالاسلام[۱] و در واقع خیانت به مفاد صلح حدیبیه بود.[۲] یعنی اگر دارالاسلام با دارالکفری بر علیه دارالکفر دیگری پیمان ببندد و به این دارالکفر متحد با دارالاسلام حمله شود دارالاسلام ملزم است طبق مفاد پیمانی که بسته متناسب با قدرت نظامی که دارد با آن دارالکفر مهاجم وارد جنگ شود. در اینجا بر خلاف تصورانسانهای جاهل و کوتاه بین، دارالاسلام از کفریات و جنایات این دارالکفر متحد با خود دفاع نکرده است بلکه به دستور الله تعالی در پایبند بودن به عهد و پیمان عمل کرده است که می فرماید: وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً (اسراء/۳۴) و به عهد و پیمان وفا کنید، چرا که از عهد و پیمان پرسیده میشود.
در زمان فتح مکه نیز با آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با محتوای پیام: اَلْیَومَ یَومُ الْمَرحَمَه (امروز، روز رحمت و گذشت است) به جای: اليومَ يَوْمُ المَلْحَمَةِ [۳] کفار اصلی را بخشید که دستشان به خون مسلمین آلوده شده بود و مسلمین را شکنجه کرده بودند و مسلمین را محاصره اقتصادی کرده بودند و صدها جنایت دیگر مرتکب شده بودند اما با این وجود دستور داد دو گروه اگر به پرده های کعبه هم آویزان شده باشند باز کشته شوند و آنها را نبخشید:
در میان کفار اصلی، مجریان جنگ روانی که در قالب شعر و ترانه و غیره بر علیه مومنین و دارالاسلام فعالیت کرده بودند حتی اگر زنان و کنیزهایی ترانه خوان بوده باشند. [۴] و این باید سرنوشت تمام مجریان و فعالان در ماهواره ها و فضای مجازی باشد که بر علیه جبهه ی مومنین و دارالاسلام ایران و به نفع جبهه ی کفار محارب آمریکائی صهیونی در حال فعالیتند حتی اگر در قالب شعر و ترانه چیزی گفته باشند چه رسد به نوشتن مقاله یا مصاحبه و مجری گری و …
مرتدین، که قبلاً مسلمان بوده و بعد با خیانت به اسلام و دارالاسلام مرتد شده بودند مثل عبداللَّه بن سعد بن ابی سَرح که ابتدا مسلمان شد و حتی کاتب وحی هم شد اما بعد از آن از اسلام برگشت و دوباره سکولار (مشرک) شد[۵]
در کنار این و بعد از نقض پیمان آتش بس مدت دار حدیبیه توسط متحدین قریش، با اینکه ابوسفیان رهبر کفار سکولار آن زمان (یعنی قبل از اسلامش چیزی شبیه ترامپ در زمان حاضر) جهت عذرخواهی به خاطر این نقض عهد به مدینه آمده بود، رسول الله عذر او را نپذیرفت و آن عهد را کان لم یکن فرض کرد و نادیده گرفت و به مکه حمله و آنجا را در سال هشتم هجری فتح کرد.
در سال در سال دوم هجری هم که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه دارالاسلام را تشکیل داد و با کفار یهودی بنی قینقاع، بنی نضیر و بین قریظه و… پیمان بست زمانی که بنی قینقاع بعد از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر پیمان شکنی می کنند رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز بلافاصله قلعه شان را محاصره و آنان را همراه با زن و فرزند و اموالشان از مدینه اخراج کرد و فرصت دوباره به این خائنین برای جبران نداد.
در سال چهارم هجری هم که بنی نضیر طرح ترور نافرجام رسول الله صلی الله علیه وسلم را چید و این توطئه و خیانت بنی نضیر رو شد و نقض عهدشان آشکار گردید رسول الله صلی الله علیه وسلم قلعه شان را محاصره و آنان را بلافاصله از مدینه اخراج کرد و به این خائنین هم طبق معمول فرصت دوباره نداد.
در سال پنجم هجری هم قبیله یهودی بنی قریظه در جنگ احزاب با کفار سکولار قریش بر ضد دارالاسلام متحد شد و به دارالاسلام خیانت کرد و بلافاصله رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها حمله کرده و بدون دادن فرصت دوباره به خائنین تمام مردان بالای ۱۵ سال آنها با حکم حکمی که یهودیها انتخاب کرده بودند به قتل رساند.
اگر تاریخ را نگاه کنیم متوجه می شویم که در هیچ یک از موارد فوق رسول الله بعد از نقض عهد دشمنان مجددا پشت میز مذاکره و تجدید عهد با خائنین ننشست، بلکه بلافاصله نقض عهد آنها را با نقض عهد پاسخ داد و بعد از خروج دشمنان از پیمان، رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از پیمان خارج شد و تجدید پیمان با آنان نکرد.
[۲] واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۰ـ۷۸۹؛/ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۳۱ـ۳۳، ۳۶ـ۳۷؛/ طبری، ج۳، ص۴۴ـ۴۵/ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۳۶؛ / ابن سعد، ج۴، ص۲۹۵؛ / مسعودی، التنبیه، ص۲۶۶
[۳] صحيح البخاري۴۲۸۰ / أسد الغابة، ج ۲، ص ۲۸۴،/ فتح الباري شرح صحيح البخاري،كتاب المغازي، باب أين ركز النبي صلى الله عليه وسلم الراية يوم الفتح ، ج ۷، ص ۵۹۷
[۵] النسائي ۴۰۶۹ وأبو داود ۴۳۵۸ / عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: كَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعْدِ بْنِ أَبِى سَرْحٍ يَكْتُبُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَزَلَّهُ الشَّيْطَانُ فَلَحِقَ بِالْكُفَّارِ فَأَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُقْتَلَ يَوْمَ الْفَتْحِ فَاسْتَجَارَ لَهُ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ فَأَجَارَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم .
رسول الله صلی الله علیه وسلم و خائنین و پیمان شکنان، درسی برای منتقدین سیاستهای کنونی دارالاسلام ایران در مورد آمریکا و خائنین (۱)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
صبح امروز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ دو نفر از اعضای حزب سکولار و مرتد دمکرات کردستان ایران و اهل شهرستان نقده توسط دارالاسلام ایران اعدام شدند که عده ای در فضای مجازی می پرسیدند چرا؟
در کنار این، باز مساله ی مذاکرات دارالاسلام ایران و آمریکا و سخنان تکراری مولوی عبدالحمید مطرح شد که با هم به هر دو مساله با استناد به منابع شرعی و تاریخی می پردازیم.
رسول الله صلی الله علیه و سلم با کفار سکولار قریش تنها یک پیمان آنهم آتش بس مدت دار حدیبیه را بست که به مدت ۱۰ سال می بایست رعایت می شد اما جبهه ی کفار سکولار قریش در سال هشتم هجری به این پیمان خیانت کردند و رسول الله صلی الله علیه وسلم بدون دادن فرصتی مجدد به این کفار سکولار به پایتخت آنها حمله کرد و فتح مکه به دنبال آن اتفاق افتاد پس لازم است ضمن بازخوانی تعریف خیانت و خائنین بدانیم که رسول الله صلی الله علیه و سلم به عنوان حاکم بر دارالاسلام مدینه با خائنین چگونه برخوردی داشتند؟
خیانت که در برابر امانت قرار گرفته است[۱] و در لغت یعنی مخالفت پنهانی با حق و پیمان؛ مخالفت در برابر حق، از طریق پیمان شکنى مخفیانه و پنهانی.[۲] الله تعالی به صراحت در قرآن میفرماید: إِنَّ اللهَ لاَ يُحِبُّ الْخَائِنِينَ (انفال/ ۵۸) بدون شک الله خائنان را دوست نمیدارد. یا در جایی دیگری میفرماید: إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ(حج/ ۳۸) براستی که الله هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست نمیدارد.
این را بدانیم کسانی که دچار «خیانت» می شوند:
اولاً به خیانتی که می کنند علم دارند یعنی می دانند که کارشان «خیانت» است اما آگاهانه، عمداً و به میل خودشان دچارش می شوند. چیزی که ما حداقل دوبار در مذاکرات دارالکفر محارب آمریکا با دارالاسلام ایران دیدیم و در هر دو مورد در حین مذاکره دچار خیانت شدند
ثانیاً سعی می کنند این «خیانت» خود را از مردم پنهان کنند و حتی در پنهان کردن این «خیانت» از مردم هم ممکن است موفق شوند: یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ (نساء/۱۰۸) مگر نمی بینیم که آمریکا در جنگ روانی و صداها شعار و دروغ و مکر و نیرنگ دیگر در حال پوشاندن این جرم و «خیانت» آشکار خود از مردم هستند؟
با این وجود همچنانکه گفته شد رسول الله صلی الله علیه وسلم به خائنین فرصت دوباره نداد. اجازه دهید چند سند تاریخی را با هم بررسی کنیم: یهودی های بنی قینقاع یک دستفروش زن مسلمان را تحت فشار قرار دادند تا نقابش را بردارد و چون این زن مومن از این کار خودداری کرد مردی یهودی دامان خواهرمان را به جايی گره می زند بدون اينكه خود زن متوجه شود، خواهرمان از جای خوش بلند شد و با کشیده شدن لباسش بخشی از بدنش برهنه شد يهوديان آن اطراف خنديدند ويكی از برادرانمان آن مرد يهودی مجرم را كشت و يهوديان نيز به صورت دسته جمعی برادر مسلمانمان را به شهادت می رسانند؛ کل طائفه ی یهودیان بنی قینقاع از این قاتلین حمایت می کنند[۳] و رسول الله صلی الله علیه رسول الله صلی الله علیه و سلم بعد از محاصره و تسلیم شدن آنها دستور داد آنها را ببندند و بعد بكشند؛ عبدالله بن ابي رهبر دارودسته ی منافقین دخالت كرد واز رسول الله صلی الله علیه و سلم تمنا كرد آنها را نكشند. رسول الله صلی الله علیه و سلم با یک درجه تخفیف پذيرفت به شرط اينكه اموال خود را بگذارند و زن و فرزندان خويش را با خود به خارج از مدينه ببرند و آنها را تبعید کرد و این «خیانت» را نبخشید.[۴]
در این صورت، اگر یک ملت در قتل یک مسلمان یا خیانتی برعلیه مسلمین سهیم باشد باید تمام افراد این ملت مجازات شوند، مثل خیانتی که ملت بنی قریظه مرتکب شده بودند که به حکم سعد بن معاذ رضی الله عنه تمام مردان بنی قریظه و پسران بالغشان، که تعداد آنان بین ششصد تا نهصد نفر گزارش شدهاست، گردن زده شدند؛ همه حکم اسلام در مورد چنین خائنینی را می دانستند و هر مومنی که قاضی و حَکَم می شد باز چنین حکمی صادر می کرد؛ مثل این است که به چند میلیارد مسلمان بگوئی حکم مصرف کننده مسکرات چیست؟ اگر چند میلیارد مسلمان هم جداگانه قاضی و حکم شوند باز یک حکم صادر می کنند. حکم «خیانت» هم همینگونه است.
زمانی که أبا عزَّةَ سکولار در جنگ بدر دستگیر می شود و به خاطر عیالواری و دخترانش آزاد می شود و پیمان می بندد که دیگر به جنگ با مسلمین برنگردد اما به پیمانش «خیانت» می کند و دوباره در جنگ احد شرکت میکند و اسیر می شود باز برای این عهد شکن خائن فرصت دوباره ای در کار نیست و اعدام می شود.
این از قطعیات است که رسول الله صلی الله علیه وسلم هرگز افراد یا حتی ملتهائی که دچار «خیانت» شده بودند را نبخشید؛ چه أبا عزَّةَ را که در جنگ بدر به خاطر دخترانش آزادش کرد و در احد به خاطر «خیانت» به عهدش با گفتن حدیث معروف «لا يُلْدَغُ المُؤْمِنُ مِن جُحْرٍ واحِدٍ مَرَّتَيْنِ»[۵] مؤمن دو بار از یک سوراخ گزیده نمیشود، گردنش را زد؛ و چه یهودی های قبایل بنی نضیر و بنی قینقاع و بنی قریظه و … و چه حاطِب بن ابی بلتعه رضی الله عنه که اگر خیانت او ثابت می شد قطعا بخشیده نشده و جرم ارتداد کشته می شد.
زمانی که عمر، حکم ارتداد حاطِب را صادر کرد؛ حاطِب که می دانست این «خیانت» باعث ارتداد می شود به همین دلیل از خودش در برابر حکمی که عمر صادر کرده بود گفت: من مرتد نشده ام و دلایل خودش را آورد، سوابق حاطِب و آیاتی هم که در این زمینه نازل شدند ثابت کردند که حاطِب قصد «خیانت» نداشت. یعنی تمام صحابه می دانستند که هر کسی نسبت به دارالاسلام دچار «خیانت» شود باعث ارتدادش می شود حتی اگر با یک اشاره باشد یا با یک پیام و سخن، چه رسد به همکاری با دارالکفرها بر علیه دارالاسلام.
آیا هنوز کسی هست که از اجرای حکم اعدام بر خائنینی که در اغتشاشات و آشوب طلبی و جنگ شهری دی ماه ۱۴۰۴ش و در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش به دین و ملت و دارالاسلام ایران خیانت کردند و در کنار کفار محارب آمریکائی و صهیونی قرار گرفتند و با رعایت دقیق و شرعی سیر قضائی پرونده ی آنها، به عنوان خائن و مفسد فی الارض و محارب شناخته شدند نقدی وارد کند و باز خودش را مومن به شریعت الله بنامد؟
[۲] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۳۰۵، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۳] واقدی، مغازی، دکتر مارسدن جونس (تحقیق)، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۴ق، چاپ سوم، ج ۱، ص ۱۷۶و۱۷۷/ ابناثیر، علی بن ابیالکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۱۳۸./ طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛/ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹
[۴] ابنهشام،سیره النبویه ، ج ۱، ص ۴۷-۴۸٫/ ابن هشام، سیرة النبی، ج۲، ص۶۳۲./ واقدی، کتاب المغازی، ج۱، ص۱۲۷.
[۵] بخاری۶۱۳۳/ مسلم۲۹۹۸ / کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۲، ص ۲۴۱، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق./ مفید، اختصاص، ص ۲۴۵، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۱)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
اما بیایید به سربازان روسی خود برگردیم. در اواخر ماه مه ۱۹۹۵، کفار از تنگه آرگون در جنوب غربی چچن، در امتداد رودخانه واشتار، عبور کردند. یک گروه کوچک از مجاهدین که ورودی تنگه را پوشش میدادند، زیر آتش شدید توپخانه و حملات هوایی مجبور به عقبنشینی شدند.
مجاهدین برای جلوگیری از نزدیک شدن دشمن به خود، نیاز به تجدید قوا داشتند. اکثر گروههای رزمی از کوهها بالا رفتند. گروههای خرابکار انفرادی در زمینهای مسطح پشت خطوط دشمن پراکنده شدند.
در ۳ ژوئن ۱۹۹۵، نیروهای روسی وارد روستای ودنو شدند و سپس در ۱۲ ژوئن، وارد شاتوی و نوژای-یورت شدند. بدین ترتیب، سه مرکز منطقهای در بخش کوهستانی چچن اشغال شد.
اما رهبری کرملین مدت زیادی از گزارشهای پیروزمندانه ژنرالهای خود خوشحال نشد. غافلگیری ناخوشایندی در انتظار آنها بود. در ۱۴ ژوئن، یک خبر جنجالی رسانههای جهان را فرا گرفت: مجاهدین چچنی، به رهبری شامیل باسایف، به عمق خطوط دشمن حمله کردند و شهر بودیونوفسک را در جنوب سرزمین استاوروپول تصرف کردند.
داستان این حملهی خرابکارانهی جسورانه بارها از زوایا و دیدگاههای مختلف شرح داده شده است. در طول سالها، ترولهای کرملین اینترنت را با گمانهزنیها و اطلاعات نادرست پر کردهاند، اما توصیفات نسبتاً بیطرفانهای از این وقایع و روایتهای شاهدان عینی هنوز هم یافت میشود.
ما به طور خلاصه وقایعنگاری وقایع را برای خوانندگان مرور خواهیم کرد. مجاهدین، که تعدادشان بین ۱۶۰ تا ۱۹۵ نفر تخمین زده میشود، در سه کامیون کاماز سرپوشیده به همراه دو خودروی سواری که به شکل خودروهای پلیس تغییر شکل داده شده بودند، در حال حرکت بودند.
آنها بدون هیچ مانعی از ۵۲ ایست بازرسی و جاده عبور کردند و ادعا کردند که خودروهایشان حامل “محمولهی ۲۰۰” (تابوتهای حاوی کفار کشتهشدهی روس) هستند.
هدف اولیه مینرالنیه وودی بود، جایی که آنها قصد داشتند فرودگاه بینالمللی، بزرگترین فرودگاه در جنوب روسیه، را تصرف کنند. همچنین امکان نفوذ به مسکو وجود داشت.
اما قرار بود وقایع در بودیونوفسک رخ دهد. با نزدیک شدن به روستای پراسکوویا در نزدیکی بودیونوفسک، نگهبانان قاطعانه از عبور خودروها بدون بازرسی خودداری کردند. همانطور که معلوم شد، آنها سرسختانه مقاومت کرده بودند.
مجاهدین به نگهبانان شلیک کردند و وارد شهر شدند. شامل گروه خود را به دو گروه تقسیم کرد و ظرف دو ساعت، با استفاده از عنصر غافلگیری، با رعایت تمام قوانینی که نیروهای تنبیهی روسیه در چچن استفاده میکردند، شهر را پاکسازی کردند.
مجاهدین پس از تیراندازی به گشتیها و تصرف ایستگاه پلیس، چندین ساختمان اداری را نیز در شهر تصرف کردند. در طول مسیر، آنها یک اتوبوس حامل خلبانان هلیکوپتر را با نارنجکانداز منفجر کردند. بازماندگان با سلاحهای اتوماتیک مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.
مجاهدین بدون تردید و با بی رحمی و شدت عمل کردند. پس از انجام یک عملیات گسترده پاکسازی شهر، آنها به سمت بیمارستان منطقهای دوم استاوروپول پیشروی کردند و در طول مسیر اسیرانی را به اسارت گرفتند.