افسانه غنی‌سازی صفر برای دارالاسلام ایران

افسانه غنی‌سازی صفر برای دارالاسلام ایران

فارین پالسی: اصرار آمریکا بر منع کامل غنی‌سازی اورانیوم در ایران یک «افسانه» است که پس از جنگ اخیر علیه ایران، بیش از پیش از دسترس خارج شده است.

۱. جنگ، اراده هسته‌ای ایران را تضعیف نکرد
عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل موجب عقب‌نشینی تهران نشد؛ بلکه عزم ایران برای حفظ غنی‌سازی را تقویت کرد.

۲. غنی‌سازی صفر معادل تسلیم کامل است
از نگاه ایران، درخواست آمریکا برای برچیدن کامل ظرفیت غنی‌سازی، چیزی جز تسلیم بی‌قیدوشرط نیست.

۳. پذیرش غنی‌سازی اجتناب‌ناپذیر است
اوباما نیز به این نتیجه رسید که بدون پذیرش غنی‌سازی در خاک ایران، توافقی ممکن نیست. برجام بر همین مبنا شکل گرفت.

۴. خروج ترامپ از برجام، بحران ایجاد کرد
خروج ترامپ از توافق هسته‌ای، مهم‌ترین عامل بحران کنونی بود. ایران به تدریج تمام محدودیت‌ها را کنار گذاشت.

۵. جمع‌بندی
راهبرد فشار نظامی به پایان کارایی خود رسیده است. تنها مسیر پیش‌رو برای واشنگتن، پذیرش واقعیت غنی‌سازی در خاک ایران است.

عذرهای معتبر شرعی برای مذاهب چهارگانه ی اسلامی یا تمام مذاهب اسلامی؟

عذرهای معتبر شرعی برای مذاهب چهارگانه ی اسلامی یا تمام مذاهب اسلامی؟

به قلم : مسعود سنه ای

طبق منهج اهل سنت و رای واضح سیدنا علی ابن ابی طالب رضی الله عنه خوارج مسلمانند . هنگامی که از علی بن ابی طالب رضی الله عنه پرسیدند که: آیا خوارج کافر بودند؟ در پاسخ گفت: آنان از کفر فرار کردند. و باز هم پرسیدند که آیا خوارج منافق بودند؟ گفت: منافقان، خدا را بسیار کم یاد می کنند در حالی که آنان صبح و شب به ذکر خدا مشغولند.

در این صورت مذهب خوارج هم مذهبی اسلامی است. ابن تیمیه اظهار می کند که تدین بر اساس هر يك از مذاهب اربعه ، به اتفاق مسلمين سبب رستگاری و سعادت است و می گوید: و معلوم أن أهل المذاهب کالحنفیة والمالكية والشافعية والحنبلية دینهم واحد، وکل من أطاع الله و رسوله منهم بحسب وسعه کان مؤمنا سعیدا باتفاق المسلمین[۱] واضح است که پیروان مذاهب چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی بر یک دین هستند {در اصول دین اختلافی وجود ندارد فقط در بعضی روش های عملی و فرعي با هم اختلاف نظر دارند} و هر یک از پیروان مذاهب اربعه به اندازه توان از الله و رسولش اطاعت نمايد؛ به اتفاق تمام مسلمین او مؤمن و رستگار است.

در کنار این ابن تیمیه شیعیان را نیز جزوامت اسلامی و داخل در گروه مومنین می داند هر چند مثل ائمه ی شیعه با غلاة شیعه تضادهای آشکاری داشت؛ و زمانی اجماع مسلمین را صحیح می داند که شیعیان نیز در آن حضور داشته باشند و گرنه نمی توان ادعای اجماع تمام امت را کرد.

علاوه بر این ما در طول تاریخ شاهد مذاهب دیگری چون ظاهری ها و معتزله و زیدی ها و غیره بوده ایم که همگی اسلامی بودند و شخصی از اهل اسلامی آنها را خارج از دایره ی اسلامی ندانسته است هر چند با غلاة و منحرفین تمام مذاهب برخورداتی شده است.  

مسلمان اگر ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش یکی از نواقض اسلام را انجام  دهد و عذر معتبر شرعی نداشته باشد طبق رای تمام مذاهب اسلامی تکفیر می شود و در این مساله نمی توان بین مذاهب اسلامی فرق گذاشت. یعنی اگر این عذرهای معتبر شرعی و مراحل و ظوابط مثلا برای شافعی ها رعایت می شود باید برای خوارج و معتزله و نجدی و شیعه و حنفی و غیره هم رعایت کرد و نباید بین مذاهب اسلامی فرق گذاشت چون همه مسلمان هستند و همه دارای حقوقی هستند که الله تعالی به آنها بخشیده است.


[۱]  مجموع الفتاوی ج ۲۷ ص ۴۶۲

نگرش تکفیری علمای سلفیت نوع سوم یا نجدیت به اهل سنت

نگرش تکفیری علمای سلفیت نوع سوم یا نجدیت به اهل سنت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

چنانچه به دقت در اندیشه های علمای سلفیت نوع سوم که به سلفیت نجدی یا سلفیت آل سعود شناخته شده است نگریسته شود متوجه خواهیم شد که پیروان این نگرش با برداشت اشتباه از اصطلاحاتی چون مشرک و مشرکین و اهل بدعت و…و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین نگاهی متفاوت به مسلمین پیدا کرده اند.

گاه برای تکفیر اهل سنت زنده و مرده به مکاتب فکری اشاره می کنند و چنین نشان می دهند که مثلا منظورشان از تکفیر فلان جریان تنها گذشتگان این جریان است در حالی که این جریانات هم اکنون اکثریت مطلق اهل سنت را شامل می گردند. به عنوان مثال زمانی که خالد بن علي المرضي الغامدي کتاب «نقض عقائد الأشاعرة والماتريدية» را به رشته ی تحریر در می آورد در واقع در مورد تمام حنفی ها و شافعی ها و مالکی ها و اکثریت حنبلی ها رای داده است و زمانی که همین شخص در کتابش درباره تکفیر اشاعره می گوید:

«قلت: ومن عرف عنه هذا القول كالنووي وابن حجر والهيتمي والقرطبي وغيرهم من الأشاعرة فلا يجوز أن يترحم عليه إلا أن يثبت رجوعه بل يجب أن يحكم بكفره ونفي الإسلام عنه إن مات على هذه العقيدة الجهمية الكافرة التي لم يختلف السلف على كفر أصحابها». «می گویم: کسانی مانند نووی و ابن حجر و هیتمی و قرطبی و غیر آنان از اشاعره که چنین قولی از آنان شناخته شده است جایز نیست که بر آنان رحمت فرستاده شود مگر اینکه رجوعش از آن از آنها ثابت شود. بلکه واجب است که حکم به کفر آنان و نفی از اسلام از آنان کرد در صورتی که بر این عقیده جهمیه کفری مرده باشند که سلف بر کفر صاحبان آنها اختلافی نداشته اند».

در اینجا درواقع تمام شافعی ها را تکفیر کرده است . به همین سبک با تکفیر ماتریدیها به تکفیر سایر اهل سنت نیز می پردازند. این است واقعیت پشت پرده ی سلفیت خاص نجدیت در تکفیر و تبدیع مسلمین که به کرات در گروههای متفرق مسلح و غیر مسلح نجدی دیده ایم.

این همان منهجی است که شبکه های ماهواره ای دموکراسی خواه منتسب به اهل سنت چون کلمه و نور و وصال در حال نشر آن هستند.

پایان بازیِ ترامپ تسلیم در برابر دارالاسلام ایران است

پایان بازیِ ترامپ تسلیم در برابر دارالاسلام ایران است

آتلانتیک می نویسد:

ایران با ایجاد توافق‌های ترانزیتی و اخذ عوارض از کشتی‌ها، از دوره آتش‌بس برای عادی‌سازی کنترل خود بر تنگه هرمز استفاده کرده است. هم‌اکنون چندین کشور از جمله کره جنوبی، ترکیه و عراق در حال مذاکره برای توافق‌های ترانزیتی با ایران هستند.

این جنگ در نهایت ممکن است به عنوان مخرب‌ترین ضربه به امنیت اسرائیل در تاریخ کوتاهش ثبت شود، چرا که ایران با نفوذی چندبرابر و اهرم فشاری بزرگ بر ثروتمندترین کشورهای جهان از این درگیری خارج خواهد شد.

ترامپ نیز امیدوار است بدون اینکه مردم آمریکا متوجه ابعاد این شکست شوند، از معرکه بگریزد.

نکاتی از سخنان بدالملک بدرالدین الحوثی رهبر اتحاديه ی شافعیها و زیدیهای حاکم بر صنعا به مناسبت سالروز وحدت یمن

نکاتی از سخنان بدالملک بدرالدین الحوثی رهبر اتحاديه ی شافعیها و زیدیهای حاکم بر صنعا به مناسبت سالروز وحدت یمن

  • قدرت‌های خارجی به دنبال این هستند که کنترل کامل این کشور را به دست بگیرند و آزادی و استقلال آنها را مصادره کنند و از موقعیت و منابع کشور یمن سوءاستفاده کنند
  • دو عامل مهم که وحدت مردم یمن را تضمین می‌کنند عبارتند از: تحکیم هویت وحدت‌بخش مبتنی بر ایمان و تضمین اینکه این هویت نقطه شروع وحدت باقی بماند، و رویکرد آزادی‌خواهانه‌ای که استقلال آن را حفظ کند.
  • ا ایمان قوی، دشمنان ملت نمی‌توانند بین آنها تفرقه بیندازند. قدرت‌های خارجی نمی‌خواهند این ملت، ملتی متحد، آزاد، با عزت و قوی باشد و به یک نهضت واقعی دست یابد. آنها می‌خواهند یمن ملتی ضعیف، درمانده و مطیع باقی بماند.
  • نیت عربستان سعودی کاملاً واضح و آشکار است، سعودی‌ها می‌خواهند مردم یمن را مطیع خود، تحت فرمان و کنترل خود و تحت نظارت آمریکا نگه دارند.
  • مردم عزیز ما زیر نظر یک کمیته چهارجانبه آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی و سعودی نخواهند رفت.
  • رئیس‌جمهور آمریکا افتخار می‌کند و به خود می‌بالد؛ زیرا با مبالغ هنگفتی از کشورهای خلیج فارس بازگشته است که از مبالغ برای حل مشکلات و بحران‌های اقتصادی آمریکا استفاده خواهد کرد.
  • وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با مشکلات اقتصادی بزرگی در آمریکا روبرو می‌شود، برای به دست آوردن تریلیون‌ها دلار به کشورهای عربی، به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، روی می‌آورد.
  • تحریم اقتصادی موضوع بسیار مهمی است که شایسته توجه فراوان در سطح آگاهی مستمر است.

شناسایی و توقیف اموال ۷ نفر از خائنین به وطن توسط سْتِره مَحکَمه ولایت ایلام ایران الگویی برای امارت اسلامی افغانستان

شناسایی و توقیف اموال ۷ نفر از خائنین به وطن توسط سْتِره مَحکَمه ولایت ایلام ایران الگویی برای امارت اسلامی افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

دارالاسلام ایران در طرحی شرعی طرحی دارد که طی آن اموال غلامان آمریکا و صهیونیستها که در این جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق در جبهه این کفار محارب بودند را مصادره کند.

سْتِره مَحکَمه ی دارالاسلام ایران در ولایتهای مختلف اموال این وطن فروشان را مصادره کرده و اینبار در ولایت ایلام در غرب ایران این قانون شرعی را تطبیق داده است

رئیس کل سْتِره مَحکَمه ولایت ایلام از رصد، شناسایی و توقیف اموال و دارایی های تعداد ۷ نفر از خائنین به وطن در یکی از شهرستان های استان به نفع حقوق عامه خبر داد.

اموال توقیف شده از متهمین شامل مسکن، خودرو، دارایی های بانکی و سایر اموال بوده است.

علی محمدی همچنین گفت:تعرض به امنیت داخلی و خارجی کشور خط قرمز بوده و با متعرضین به این عرصه در کمترین زمان ممکن و با شدت و قاطعیت و بدون هیچ گونه اغماضی برخورد خواهد شد.
توقیف اموال این خائنین به نفع عامه ی مسلمین می تواند عاملی بازدارنده برای ضعیف الایمانها و درسی فراموش نشدنی باشد.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان که در وضعیت مشابهی با دارالاسلام ایران قرار دارد می تواند از چنین تجربه ی شرعی الگو برداری کند.

پهپادهای شاهد-۱۳۶ دارالاسلام ایران با هدایت ماهواره‌ای…

پهپادهای شاهد-۱۳۶ دارالاسلام ایران با هدایت ماهواره‌ای…

گفته می‌شود ایران در نبرد رمضان ۱۴۰۴ش از پهپادهای شاهد-۱۳۶ با هدایت ماهواره‌ای هم استفاده کرده است. این پهپادها که مجهز به دوربین‌ هستند و نسل چهارم پهپادهای شاهد-۱۳۶ به شمار می‌روند به لحاظ برد همان برد پیشین را دارند، اما به دلیل برخی موارد سریع‌تر بوده و مهم‌تر از همه ۱۰۰ درصد به هدف اصابت می‌کند.

هدایت ماهواره‌ای باعث می‌شود که هدف انتخابی به صورت ۱۰۰ درصد منهدم شود، چرا که پهپاد تا آخرین لحظه پیش از اصابت داده‌های خود را به مرکز کنترل منتقل می‌کند. ایران که از چندین ماهواره در طول جنگ بهره می‌گرفت، موفق شد برخی از مهمترین اهداف دشمن را با همین شیوه منهدم کند. انهدام آواکس‌های امریکایی در پایگاه الخرج و حملات دقیق به سوخترسان‌ها در همین پایگاه و پایگاه خوایی اللد (بن‌گوریون) در اراضی اشغالی را می‌توان بخشی از این عملیات‌ها دانست.

در این زمینه همکاری بسیار خوبی میان ایران و روسیه وجود داشت و اپراتورهای ایرانی حتی لحظه انهدام آواکس‌های دشمن را هم ثبت و ضبط کرده‌اند. با همین پهپادها همه سامانه‌های راداری و پدافندی و ارتباطی دشمن در سطح منطقه منهدم شد که مهمترین آن‌ها انهدام ۵ آتشبار سامانه تاد بود که برای همیشه آن‌ها را از رده عملیاتی خارج کردند. در این میان گفته شده پهپادهای شاهد-۲۳۸ با موتور جت نیز به همین روش علیه اهداف مهم دشمن به کارگیری شد و نتایج درخشانی به دست آمده است.

  • منقول

مواضع دفاعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در قبال دارالکفر طاری پاکستان

مواضع دفاعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در قبال دارالکفر طاری پاکستان

به قلم: ابومحمود کندزی

مولوی محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع ملی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در یک گفت‌وگوی ویژه با شبکه طلوع‌نیوز، به تبیین سیاست‌های دفاعی و چالش‌های دیپلماتیک با کشور همسایه پرداخته است.

محورهای کلیدی بیانات وزیر دفاع:

• اولویت بر صلح و گفت‌وگو:

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همواره بر حل اختلافات از مسیر منطق و مذاکره تأکید دارد. وزیر دفاع تصریح کرد که امارت اسلامی به روند گفتگو با طرف پاکستانی اولویت داده و خواهان تنش‌آفرینی نیست.

• آمادگی برای دفاع از حاکمیت اسلامی :

با وجود صلح‌طلبی، امارت اسلامی هشدار داده است که در صورت تداوم تهدیدها و تعرضات، نیروهای دفاعی افغانستان برای صیانت از وجب به وجب خاک خود در آمادگی کامل به سر می‌برند.

• ایستادگی در برابر مطالبات مرزی:

مولوی محمد یعقوب مجاهد فاش کرد که در جریان مذاکرات، طرف مقابل (پاکستان) تلاش داشته است تا «خط فرضی» (دیورند) را به عنوان مرز رسمی میان دو کشور به ثبت برساند؛ موضوعی که با واکنش صریح امارت اسلامی مواجه شده است.

• کارشکنی و گسترش جنگ توسط پاکستان:

وزیر دفاع اعلام کرد که برخلاف حسن نیت افغانستان، طرف پاکستانی در جریان مذاکرات دست به آغاز درگیری‌های نظامی زده است. بررسی‌های امارت اسلامی نشان می‌دهد که هدف طرف مقابل، گسترش جنگ جاری در افغانستان بوده است.

پس موضع رسمی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بر حفظ استقلال و حل صلح‌آمیز چالش‌ها استوار است، اما هرگونه زیاده‌خواهی و تعرض از سوی دارالکفر طاری پاکستان با پاسخ قاطع دفاعی نیروهای مجاهد مواجه خواهد شد.

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

امروز جمعه ۱خرداد ۱۴۰۵ش عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان جهت گدائی مذاکره با آمریکا به دارالاسلام ایران آمد. فراموش نکنیم که همین عاصم منیر در مقدمات تهاجمات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران با حکومت خائن آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بست و هم اکنون ارتش پاکستان و آل سعود یکی شده اند.  

در هر صورت و در پی تحولات اخیر در منطقه و افزایش تنش‌ها میان جبهه تحت پرچم دارالاسلام ایران  و محور غربی-صهیونیستی، بار دیگر نقش برخی کشورهای منطقه که از آن‌ها به عنوان «دارالکفر طاری» و «ستون پنجم» دشمن یاد می‌شود، مورد توجه اهل دعوت و جهاد قرار گرفته است.

کشورهائی نظیر امارات متحده صهیونی و بحرین و کویت و آل سعود و قطر و اردن که از پایگاههای آنها به دارالاسلام ایران حمله می شد و به عنوان بخشی از این جنگ محسوب می شده اند و کشورهایی نظیر پاکستان و ترکیه نیز، برخلاف ادعاهای اسلامی خود، در موقعیتهای حساس تاریخی به عنوان بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم عمل کرده و با نقاب «میانجی‌گری»، سعی در نجات اربابان غربی خود دارند.

گزارش‌ها و تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد که هرگاه جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایمان و توان نظامی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت همسو با آن احساس ضعف و ناتوانی می‌کند، کشورهای وابسته به میدان فرستاده می‌شوند. این کشورها که از خود اراده و اختیاری ندارند، با نقش بازی کردن در قامت «صلح‌جو» و «میانجی»، تلاش می‌کنند تا مانع از وارد آمدن ضربات نهایی و مهلک به پیکره نیمه‌جان دشمن شوند.

این راهبرد به دشمن اجازه می‌دهد تا از زیر فشار خارج شده و فرصت بازسازی قوا پیدا کند. در حقیقت، این «سگان شکار»، به جای حمایت از دارالاسلام و منافع امت اسلامی، تنها زمانی فعال می‌شوند که منافع ارباب آمریکایی‌شان در خطر باشد.

نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که این رفتار، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه یک استراتژی دیکته شده است. در اینجا به برخی از نمونه‌های تاریخی و مستند این خیانت‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان با سنتکام:

در طول دهه‌های گذشته، پاکستان علی‌رغم ادعاهای برادری، بارها حریم هوایی و پایگاه‌های خود را در اختیار نیروهای تروریست آمریکایی قرار داده است تا علیه ملت‌های مسلمان منطقه و بخصوص ملت مسلمان افغانستان و پاکستان اقدام کنند. در جریان بسیاری از ترورهای هدفمند و حملات پهپادی آمریکا، ردپای همکاری‌های اطلاعاتی این کشور به وضوح دیده می‌شود. پاکستان به عنوان یکی از اصلی‌ترین متحدان غیرناتوی آمریکا، همواره به عنوان سدی در برابر اتحاد کامل دنیای اسلام عمل کرده است.

۲. نقش دوگانه ترکیه در ناتو و روابط با صهیونیست‌ها:

ترکیه به عنوان یکی از اعضای کلیدی ناتو، میزبان رادارهای راهبردی (مانند رادار کوره جیک) است که وظیفه اصلی آن‌ها حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت اسلامی است. البته همه می دانیم که در اوج لفاظی‌های سیاسی حکومت سکولار و مرتد ترکیه علیه تل‌آویو، مبادلات تجاری و همکاری‌های نظامی و امنیتی آنکارا با صهیونیست‌ها هرگز متوقف نشده است. ترکیه در بحران سوریه نیز با حمایت از خائنین به اهل دعوت و جهاد چون باند جولانی مرتد، عملاً به عنوان ستون پنجم دشمن برای تضعیف اهل دعوت و جهاد عمل کرد.

۳. خیانت در پوشش میانجی‌گری (نمونه توافقات مهارکننده):

هر زمان که دارالاسلام ایران در آستانه پاسخ تنبیهی به تجاوزات صهیونیست‌ها یا آمریکایی‌ها بوده است، دستگاه‌های دیپلماسی این دو کشور با پیام‌های ارسالی از واشنگتن، به تهران سفر کرده‌اند تا با وعده‌های توخالی و ایجاد تردید، مانع از اجرای عدالت اسلامی شوند. هدف آن‌ها نه صلح، بلکه جلوگیری از وارد شدن ضربه به «سرافعی» جهانی است.

با این توضیحات می توان گفت که دارالاسلام ایران نباید فریب حرکات نمایشی این غلامان حلقه به گوش را بخورد. این کشورها که آرزوی قلبی‌شان ضربه خوردن دارالاسلام ایران و جبهه ی اهل دعوت و جهاد در سراسر دنیاست، تنها زمانی به صلح روی می‌آورند که اربابشان در موضع ضعف باشد. هوشیاری در برابر این «ستون پنجم» که خطرشان گاهی از دشمن مستقیم نیز بیشتر است، شرط لازم برای پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل خواهد بود.

نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش و فروریختن نقاب‌ها در آتش موشک‌های دارالاسلام ایران

نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش و فروریختن نقاب‌ها در آتش موشک‌های دارالاسلام ایران

به قلم: محمد اسامه

در ابتدای امر به این آیه توجه کنید که الله تعالی می فرماید: لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (انفال/ ۳۷) تا الله ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاک‌ها را روی یکدیگر بگذارد و همه را متراکم کند و در جهنم قرار دهد؛ اینان همان زیانکارانند.

تحولات اخیر و اصابت صاعقه‌های موشکیِ دارالاسلام ایران به قلب پادگان‌های آمریکا در سرزمینهای اشغال شده ی مسلمین، حقیقتی بزرگ و تکان‌دهنده را برای مسلمین دنیا برملا کرد و آنهم کشته شدن سربازانی با ملیت‌های ترکیه، مراکش، امارات، ایتالیا و دیگر مزدوران در پایگاه‌هایِ آمریکایی (از بحرین و حجاز گرفته تا دیگر نقاط)، حامل پیامی استراتژیک و الهی است که این دیگر جنگ جغرافیا نیست؛ این جنگ عقیده و جنگ کفر و ایمان است.

وقتی موشک‌های دارالاسلام ایران و جبهه ی همسو با آن پایگاه‌های آمریکا را در هم می‌کوبند و در کنار اجساد سربازان آمریکایی، جنازه‌ی سرباز ترک، مراکشی و اماراتی یافت می‌شود، این یعنی «نقاب اسلام» از چهره‌ی حکام خائن افتاده است. این سربازان نه برای قدس، نه برای امت اسلام و نه برای نام الله و اسلام، بلکه در رکاب «طاغوت» و کفر و برای حفظ منافع آمریکا و غرب و صهیونیسم بین‌الملل کشته شده‌اند.

حضور این افراد در پایگاه‌های آمریکا، مصداق بارز «ارتداد» است. کسی که در سنگر آمریکا می‌ایستد، جزئی از پیکره‌ی کفر است، هرچند نامی اسلامی بر شناسنامه‌اش باشد.

ما در عصر تمحیص و غربال‌گری هستیم و در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش صفوف چنان از هم جدا شده اند که هیچ نفاقی باقی نمی‌ماند:

در یک یک سو، جبهه‌ی ایمان و حق و عزت و دارالاسلام ایران و هسته‌های جهادی همسو با آن که با کمترین امکانات در برابر ارتش‌های مدرن ایستاده‌اند و در سوی دیگر، جبهه‌ی کفر و باطل و ذلت آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب کافر محارب و «مزدوران مرتد محلی» که خاک سرزمین‌های اسلامی را به حراج گذاشته و به سگان نگهبان پایگاه‌های کفار محارب خارجی تبدیل شده‌اند.

حکامی که در عربستان، بحرین، امارات، مراکش و ترکیه، فرش قرمز زیر پایِ ارتش آمریکا پهن کرده‌اند، باید بدانند که آتش خشم امت اسلام و ضربات خردکننده‌ی دارالاسلام، تفاوتی میان «ارباب» و «نوکر» قائل نخواهد بود. کشته شدن اتباع این کشورها در سنگرهای آمریکا نشان داد که این دولت‌ها عملاً بخشی از ماشین جنگی کفر علیه اسلام هستند.

آن‌ها که عزت را در هم‌پیمانی با شیطان و نمایندگانش در زمین مقل آمریکا و صهیونیستها می‌جستند، اکنون در ذلت ابدی و در صف بازندگان تاریخ قرار گرفته‌اند:أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹)

باید پذیرفت که این نبرد رمضان ۱۴۰۴ش که کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده بودند، حجت را بر همه‌ی آزادگان جهان تمام کرد. امروز سکوت در برابر جنایاتِ آمریکا و همکاری با پایگاه‌های آن‌ها، مشارکت مستقیم در جنگ علیه الله و رسول صلی الله علیه وسلم است. سربازی که تحت فرمان ناتو یا حکام دست‌نشانده در کنار آمریکایی‌ها ایستاده، سرنوشتی جز جهنم و ننگ ابدی ندارد.

تنها راه نجات، پیوستن به جبهه‌ی واحدِ اسلامی و حمایت از امارت اسلامی افغانستان و ایران اسلامی به عنوان سنگرهای اصلی مقابله با آمریکا و صهیونیستها در منطقه است و کشته شدنِ مزدوران رنگارنگ در پایگاه‌های شیطان، بشارت پیروزی است؛ بشارت اینکه نفاق دیگر نمی‌تواند خود را پشت نام اسلام پنهان کند. این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، باذن الله استارت و مقدمه ی جنگی دامنه دار جهت پاکسازی منطقه از لوث وجود کفار محارب آمریکائی – صیهونی و منافقین آشکار شده است تا ان‌شاءالله این بخش از سرزمینهای اسلامی نیز به وارثان اصلی‌اش، یعنی مؤمنان مخلص، بازگردد.