چرا باید بر آمریکا به عنوان سرافعی و دشمن شماره یک تمرکز کرد؟

چرا باید بر آمریکا به عنوان سرافعی و دشمن شماره یک تمرکز کرد؟

آمریکا را باید از زمان تأسیس آن و قتل عام آنهمه بومی سرخ پوست شناخت و بعد کارنامه ی آن را در شیوه ی برخورد با جوامع دیگر بررسی کرد تا به این شعارها و دروغهای عوام فریبانه ی آن و مزدورانش پی برد . در رد این دروغهای آشکار مطالب زیادی گفته شده در اینجا تنها به سه سند تاریخی اشاره می کنیم که در کارنامه ی سیاه و کثیف آمریکا نوشته شده است:

آمریکا تنها در جنگ ویتنام در ۱۹۶۳ ن ۱۶۰ هزار انسان را کشت و ۷۰۰ هزار نفر را فقط شکنجه داد و به ناموس ۳۱ هزار زن و دختر تجاوز کرد و کلیه‌ی ۳ هزار نفر را در آورد و ۴ هزار نفر را سوزاند و ۴۶ روستا را با سلاح شیمایی از بین برد.

نمونه ی دیگر را از زبان سیمور هرش  یکی از رونامه نگاران آمریکائی بشنویم که در سخنرانی خود در سندیکای آزادی های مدنی از فیلم محرمانه ای پرده برداشت که در همین زندان ابوغریب عراق کودکان و نوجوانان توسط نظامیان آمریکائی مجبور به تجاوز به زنانی می شدند.

هرش می گوید: « در آنجا زنانی بودند که ممکن است، برخی از شما حاضران درباره آنها شنیده بودید که نامه هایی برای شوهران خود که آنها نیز در ابو غریب در بازداشت بودند، می فرستادند و یا به هر طریق ممکن با آنها تماس می گرفتند و التماس می کردند که بیاید و به خاطر فلان تعرض و هتک حرمتی که به آنها صورت گرفته بود و شرایط روحی و روانی بسیار غیر انسانی و اهانت باری که در آن به سر می بردند، به هر طریق ممکن جانشان را بگیرند و آنها را از آنچه در آن بسر می بردند، نجات دهند.

هرش می افزاید: واقعاً می دانید، چه برسر این زنان می آمد که اینگونه به شوهران خود التماس و استغاثه می کردند؟ .. مسلماً خیر .. اما من به شما می گویم .. این زنان با پسران جوان و نوجوان و حتی در مواردی که در فیلم هم نشان داده شده، با پسران کم و سن سالی بازداشت شده بودند که مقابل دوربین ها اقدام به تجاوز و تعرض به آنها می کردند.

فاجعه بارترین و دردناک ترین صحنه این فیلم صدای ضجه ها و گریه های این پسران جوان و نوجوان بود که به شدت وحشت زده و ترسیده بودند .. تردید ندارم، حکومت هایتان صدای ضجه ها و استغاثه های این کودکان و نوجوانان را ضبط کرده و در اختیار دارد .. و ایمان دارم، آن ضجه ها و التماس ها، عاملان این جنایات را رسوا خواهد کرد.

هرش به صراحت اعلام می کند که: آشکار گردید، زنانی که از سوی این پسران مورد تجاوز قرار گرفتند، مادران آنها بودند.

این است چهره ی واقعی آمریکا. خوب ممکن است بگوئید که این مال یک دهه ی قبل است و الان آمریکا اهلی شده است اما صرف نظر از تمام جنایات و وحشی گریهائی که هم اکنون در یمن و سومالی و سوریه و افغانستان  انجام میدهد باید عرض کنم که  در عرض کمتر از یک هفته ۳۰۰۰ زن و بچه و پیر و جوان مسلمان را در باغوز سوریه با حمایت کوردهای سکولار و مرتد سوزاند و از بین برد و هم اکنون نیز حامی رژیم جنایتکار صهیونیستی است که در عرض چند روز گذشته ۲۷هزار مسلمان را در غزه قتل عام کرده که بیشتر از ۲۰هزار نفر از این قربانیان را زنان و کودکان و سالخوردگان مسلمان تشکیل می دهد.

 چنین جانور درنده و سکولاری اصلاً می فهمد انسان چیست و ارزشهای انسانی چه هستند؟

با جارو کردن این جانور درنده از سرزمینهای اسلامی  تمام جوجه جنایتکاران نیز خودبه خود از بین خواهند رفت و ماندگاری این جنایتکاران به ماندگاری آمریکا در منطقه گره خورده است، پس اگر خواهان آزادی سرزمینهای اسلامی و از بین رفتن اینهمه ظلم و فساد و جنایت نسبت به مسلمین هستیم باید بر آمریکا تمرکز کرد

با تمرکز بر دارالاسلام ایران و جهاد شافعی های غزه، نگاهی به حکومتهای اسلامی بر دارالاسلام در مسیر تاریخ  (۲)

با تمرکز بر دارالاسلام ایران و جهاد شافعی های غزه، نگاهی به حکومتهای اسلامی بر دارالاسلام در مسیر تاریخ  (2)

به قلم: کیوان مریوانی

نکته دیگر این است که حاکمان بر مسلمین در آن زمان ها خواهان خلافت بوده و در امر رسیدن به خلافت اسلامی کوتاهی کرده اند اما در این زمان که مومنین قصد دارند با تمسک به شورا و نظارت عمومی بار دیگر با ارتقاء دادن این حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بار دیگر به خلاف اسلامی بر منهاج نبوت برگردند عده ای به واسطه تبلیغات سوء کفار و مرتدان سکولار داخلی و دارودسته ی منافقین بومی خلافت را نوعی کهنه پرستی می دانند و به آن خرافات می گویند آیا چنین شخصی حاضر است که اصلاً خلیفه تعیین کند!؟ آیا تعیین خلیفه فرض کفایی نیست که حتماً باید عده یا برای کسب آن تلاش کنند؟ یا به قول این دسته، مسلمین باید تا زمان نامعلومی در گناه بمانند به امید اینکه الله خلیفه ای را از آسمان نازل کند.

عثمان بن عفان رضی الله عنه خلیفه راشد رسول الله صلی الله علیه وسلم درست گفته است آنجا که می‌گوید: إن الله ليزع بالسلطان ما لا يزع بالقرآن (ابن باز، مجموع فتاوى ابن باز ۳۶۷/۳). همانا خداوند بوسیلهء ‌حکومت از کارهایی جلوگیری می‌نماید که بوسیلهء ‌قرآن جلوگیری نمی‌شوند. بله، با خلافت اسلامی و قدرت حکومتی آن کاری انجام می شود که صرفاً با تذکر هزاران آیه و حدیث انجام نمی شود و باید به این قدرت رسید.

حقیقت این است که باید با زور و قدرت عده ای را مدیریت کرد نه با سخنرانی و خطبه و تظاهرات و… چرا که اگر مسلمینرا به سوی راه صحیح و به وسیله قدرت راهنمایی ننمود پس باید منتظر حضور آنان در پای صندوق های رأی گیری به سبک دموکراسی خواهان سکولار شد همانگونه که در مصر و تونس و لیبی می بینیم…

به مخالفان دارالاسلام ایران می گوییم اگر شما از قیامت نمی ترسید و برایتان مهم نیست که حال مومنین به چه عاقبتی می انجامد پس ما مانند شما نیستیم و همه اسباب شرعی را برای جمع امت به کار می گیریم و در عجزمان هم معذور هستیم ان شاء الله.

شما در خواب غفلت و در توهمات فرقه بازی به بهانه های پوچ جاهلی بمانید تا کفار سکولار جهانی و مرتدان سکولار داخلی و دارودسته ی منافقین بومی هویت اسلامی و مسیر صحیح حرکت به سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت را با دلخوش کردن شماها به تفرق و حزب بازی و ضرار سازی مسخ و نابود کنند اما ما دست روی دست نمی گذاریم بلکه فرمان الله را به جای آورده و احکامش را بدون در نظر گرفتن مصلحت های دروغین اجرا می نماییم هر چند شما خوش نداشته باشید و بدانید که برپایی این دین با کتابی هدایتگر و شمشیری یاری دهنده ممکن است و جز «اهل جماعت شدن» راهی نیست.

شما در خواب بمانید تا دارالاسلام ایران به تدریج با «جبهه» ای که از شافعی های غزه تا یمن و حنفی های سوریه تا افغانستان و شیعیان جعفری سراسر دنیا و زیدی های یمن و سلفی های کردستان عراق و اخوانی ها و… تشکیل داده  سرزمین شما را تصرف کند و آن وقت است که انگشت پشیمانی خواهید گزید…

شمایی که به زندگی در دارالکفر  و تفرق و ضرار سازی و جنگهای داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و پشت بستن به یکی از کفار سکولار خارجی یا داخلی عادت کرده اید و فقط در پوست مرد هستید و حقیقت شما چیز دیگری است، اگر شما مرد میدان جهاد از کانال جماعت واحدی نیستید و نمی توانید به سفارش رسول الله صلی الله علیه وسلم «اهل جماعت» شوید پس بگذارید مردان آن پیش بیایند و بینی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی را به خاک بمالند و با سم پراکنی ها و شبهات خود مانع «اهل جماعت شدن» سایر مومنین صادق نشوید.

خودتان هم می دانید سرگردان شده اید، نمی دانید از حماس و جهاد غزه حمایت کنید یا نه؟ چون در صورت باید از دارالاسلام ایران نیز حمایت کنید اما… بدانید که دین الله با «اهل جماعت» یاری شده است و این شما «اهل تفرق و حزب بازی و ضرار سازی» هستید که زیان خواهید کرد…

با تمرکز بر دارالاسلام ایران و جهاد شافعی های غزه، نگاهی به حکومتهای اسلامی بر دارالاسلام در مسیر تاریخ  (۱)

با تمرکز بر دارالاسلام ایران و جهاد شافعی های غزه، نگاهی به حکومتهای اسلامی بر دارالاسلام در مسیر تاریخ  (1)

به قلم: کیوان مریوانی

الحمد الله القوى المتین والصلاة والسلام على من بعث بالسیف رحمة للعالمین، اما بعد :

با قدرت گیری روز افزون دارالاسلام ایران و جنگ سیستماتیک آن با آمریکا و ناتو و صهیونیستها در منطقه و با قوت گرفتن احتمال خروج آمریکا از عراق و سوریه و گسترش قدرت دارالاسلام ایران به سوی یمن و … و با سخنان رهبران حماس و جهاد اسلامی فلسطین در میزان همسو بودن و هم جبهه ای بودن آنها با محور مقاومتی که دارالاسلام ایران رهبریت سیتماتیک آنرا بر عهده دارد، بحث های بی پایه و اساسی در مورد حکومت اسلامی وچگونگی شکل گیری آن مطرح شده است که نویسندگان آن از این حالتها خارج نیستند:

  • یا کسانی بوده اند که به شدت از فرهنگ سکولار دمکراسی غربی شگفت زده و حیران بوده اند و نوعی اسلام به اصطلاح لیبرال و آبکی را نمایندگی می کنند
  • یا وعاظ السلاطین و دعوتگران به سوی جهنم و الرویبضه ای که به عنوان سربازی در بخش جنگ نرم و روانی و تبلیغی طاغوتها انجام وظیفه می کنند
  • یا حسودانی اهل فرقه بازی که انصاف و عدالت را کنار نهاده و تحمل دیدن فضل الله را بر بندگانش نداشته اند
  • –          یا آنکه افرادی بودند که کبر و غرور در سینه آنها موج می زده است در نتیجه با دست گرفتن به نصوص متشابه و اقوال شاذ علما، حاکمیت بر دارالاسلام ایران را رد کرده اند تا شاید گناه خود را در تخلف از «اهل جماعت شدن» به گونه ای توجیه کنند .

اما اگر انسان مقداری انصاف داشته باشد و بدون تعصب به خلافت اسلامی در مسیر تاریخ در زمان خلافت راشده و پس از آن حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بنی امیه و بنی عباس و عثمانی ها و واکنش اهل علم نسبت به این حاکمیتها نگاه کند خواهد فهمید که مفهوم «اهل جماعت شدن» فراتر از آن چیزی است که عقل های آنان درک می کند.

ابتدا به خلافت راشده پس از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم نگاه می کنیم:

رسول الله صلی الله علیه وسلم فوت کرده و حال آنکه صحابه کرامحتی قبل از دفن ایشان به مشورت درباره تعیین خلیفه پرداخته اند چرا که آنان اینگونه از رسول الله فرا گرفته بودند که امت اسلامی نباید حتی یک روز بدون رهبر و امام باشد و مومنین نباید برای چند لحظه هم بدون جماعت باشند و جماعت تنها با یک امیر و رهبر بر دارالاسلام به وجود می آید تا اینها «اهل جماعت» شوند، در نتیجه فقط در مدینه پایتخت آن زمان دارالاسلام تعیین می شد که شورای اولی الامر در آن حضور داشتند بدون آنکه منتظر جواب از بقیه شهرها مانند مکه و غیره باشند و کسی هم ادعا نکرده که چون با او مشورت نشده پس رهبریت صحیح نیست و باطل است.

اما این که اجماع امت یا اهل حل و عقد شرط صحت خلافت است پس لازمه این سخن ابطال خلافت علی بن ابی طالب رضی الله عنه است چرا که بسیاری از صحابه مانند طلحه و زبیرو… به او بیعت ندادند و خلافتش هم صحیح بود.

اما پس از تنازل حسن بن علی رضی الله عنهما از خلافت و اجتماع دوباره امت بر یک شاه، دیگر خبری از اهل حل و عقد نیست و تمامی شاهان به صورت موروثی به حاکمیت بر دارالاسلام رسیده اند و با آنکه اهل علم هرگز این شاهان را به عنوان خلیفه قبول نداشته اند اما این حاکمیت آنها نیز در حالت ضرورت و اضطرار پذیرفته شده است و اهل علم «اهل جماعت» این حاکمیتها شده اند و چنانچه کسی با قدرت بر حاکم وقت شورش کرده و صاحب قدرت شده است نیز در معروف و در غیر معصیت الله به او بیعت داده اند همچنانکه عبدالملک بن مروان که بر عبدالله بن زبیر خروج کرد و پس از شهادت او خود را حاکم خواند.

در زمان شاهیگری بنی عباس می بینیم که کشمکش برای  حاکمیت به اوج خود رسیده و تعداد حاکمانی که به دست خروج کنندگان کشته شده اند کم نیست. البته شرط قریشی بودن که مورد پذیرش تمام مذاهب اسلامی است در شاهیگری امویان و عباسیان وجود داشته اما در عثمانی ها این شرط هم وجود نداشته اما باز هم علما به صحت حاکمیت آنها فتوا دادند.

حال آن کسانی که دم از رضایت امت برای تعیین حاکمیت قبل از بازگشت خلافة علی منهاج نبوة  می زنند آیا می دانند که بیش از هزار سال از تاریخ  مسلمین حاکمها بدون رضایت و حتی مشورت مسلمین انتخاب شده اند؟ آیا در چنین حالت ضرورت و اضطراری که پیش آمده به بطلان حاکمیت اموی و عباسی و عثمانی فتوا می دهند و خودشان اهل فرقه بازی و تفرق می شوند و از «اهل جماعت بودن» استعفا می دهند؟

ادامه دارد …. ان شاء الله

درسهایی از زندگی عُـتـبـه بن غَـزوان  (رض)

درسهایی از زندگی عُـتـبـه بن غَـزوان  (رض)

ارائه: ابومحمود کندزی

عُـتـبـه (رض) سابقین اول بود و هفتمین نفری بود که اسلام آورد و جزو مهاجرین اولیه به حبشه  و سپس به مدینه بود و تیرانداز ماهری نیز بود، کنیه اش ابوعبدالله و ابوغزوان بود [۵۱۳۵ مستدرک حاکم] 

وقتی در حبشه بود، غم و پریشانی اش برای پیامبر صلی الله علیه وسلم زود باعث شد به مکه برگردد و سپس به مدینه هجرت کرد و در تمام جنگها شرکت فعال داشت.

عمر بن خطاب (رض) برای آزاد سازی شهر اُبُلّه که تا آنوقت ایرانیانی بودند که آن را به محلی برای حمله به مسلمانان تبدیل کرده بودند، تصمیم میگرفت … چون مسلمانان بیشترشان در جهاد به سر میبردند و در مدینه جز تعداد اندکی در اطراف خلیفه نمانده بود ..

در نتیجه عمر فاروق (رض) باید فرمانده ای زیرک و باتجربه انتخاب کند . چندی نگذشت فریاد براورد: یافتم , بله یافتم ، به بستر خواب رفت وبه خود میگفت; مجاهدی است که  بدر احد خندق و دیگر غزوه ها را دیده است و شمشیری او را نگزید و تیرش به خطا نرفت و هفتمین نفری بود بر این کره خاکی به اسلام پیوست

فردا دستور داد عتبه بن غزوان )رض( را برایش صدا زنند  و فرماندهی سیصد وچند نفر را به او داد و فرمود; زینهار! در مورد موضوع ولایت خود ازخدا بترس ، نفس و هوا تورا به تکبر و خودخواهی نخواند که آخرتت را هدر دهد ، تو گمراه بودی خداوند تو را هدایت داد و حالا فرمانروا شده ای [۳۱۵/۱ استيعاب ابن عبدالبر] 

 عتبه در صف اخر سپاهش به زنان پرچمهایی داد و گفت; وقتی دو سپاه بهم رسیدند گرد وخاک به راه اندازید. همین که به اُبُلّه رسیدند سرزبازان فارس به پرچمهای برافراشته نگاه کردند ودیدند که پشت سر آنها گرد وخاک بلند شده به خود گفتند; اینها پیشقراول هستند ، پشت سرشان حتما سپاهی انبوه است، آنگاه ترس و اضطراب وجودشان را گرفت و فرار کردند

عتبه بن غزوان (رض)  بدین ترتیب بدون اینکه حتی یکنفر را به کشتن دهد اُبُلّه را تسخیر کرد و به غنایم بیشماری دست یافتند که هرگز ندیده بودند .. عتبه ترسید که یارانش به خوشگذرانی عادت کنند لذا به ساختن شهر بـصـره اقدام کرد

عتبه که دید یارانش در رفاه هستند لذا آنها را درمسجد جمع کرد و گفت; دنیا فناپذیریِ خود را به ما هشدار داد شما از این دنیا به خانه ای که هرگز ازبین نمیرود درحال انتقال هستید پس با بهترین زاد و توشه حرکت کنید

سنگی از لبه ی دوزخ به داخل آن انداخته میشود و  هفتاد سال در ان پایین میرود و به قعر آن نمیرسد و به خدا قسم! از گناهکاران پر میشود و به ما گفته شده که : فاصله دو درِ بهشت، مسیر  چهل سال راه است و روزی می آید که بهشت پر میشود 

 ما با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودیم و جز برگ درخت، خوراکی نداشتیم به گونه ای کناره دهانمان زخمی می شد، لباسی یافتم و آن را به دونصف تقسیم کردم و نصفش را به  سعد بن مالک دادم و هردو عورتمان را پوشاندیم در حالی که امروز هرکدام ازما امیر شهری هستیم، من از  تکبـر کردن به خدا پناه میبرم  [صحیح مسلم ۲۹۶۷ کتاب زهد]

مختصری از هجرت و جایگاه هجرت در آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم

مختصری از هجرت و جایگاه هجرت در آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم

جمع آوری: جوتیار الکوردی

زمانی که بحث از هجرت است و تاریخ مسلمین نیز بر اساس هجرت رسول الله صلی الله علیه وسلم تعیین شده است یعنی: هجرت جسمی و بدنی از مکانی به مکانی دیگر، یعنی: هجرت از دارالکفر به دارالاسلام.

دارالاسلام یعنی: سرزمینی که قانون اساسی آن بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی باشد مثل ایران و افغانستان و بخشهایی از سومالی و یمن و مالی کنونی؛ و اولویت با سرزمینی است که از نظر زمانی قبل از سایر دارالاسلامها تشکیل شده است.

  1. فضیلت هجرت

الله سبحانه تعالی می فرماید:{ وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}[النساء_۱۰۰] و کسی که در را الله هجرت کند در زمین جاهای امن فراوان و گشایش (در رزق و روزی) می یابد. و کسی که به قصد هجرت به سوی الله و پیامبرش ، از خانه خود بیرون رود، آنگاه مرگش فرا رسد، قطعاً پاداشش بر الله ست. و الله آمرزنده ی مهربان است.

  • لزوم و وجوب نیت هجرت

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:{ فَمَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ , فَهِجْرَتُهُ إلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ , وَمَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى لدُنْیَا یُصِیبُهَا أَوْ امْرَأَةٍ یَنکحهَا , فَهِجْرَتُهُ إلَى مَا هَاجَرَ إلَیْهِ }.[متفق علیه] لذا هر کس هجرتش به سوی الله ورسولش بوده قطعاً هجرتش به سوی الله ورسولش است ، و هر کس هجرتش برای دنیا بوده تا بدان برسد و یا زنی بوده که با او ازدواج نماید پس هجرتش بسوی همان چیزی است که بدان سو هجرت نموده است .

  • پایان نا پذیری هجرت

رسول الله صلی علیه وسلم فرمودند:{ لا تنقطع الهجرة حتي تنقطع التوبة و لا تنقطع التوبة حتي تطلع الشمس من مغربها}[رواه ابو‌داود] «هجرت قطع نميشود تازمانيكه توبه قطع شود وتوبه قطع نميشود تااينكه خورشيد از مغرب طلوع كند».

هجرت : عن کثیر بن مرة أن أبا فاطمه حدثه أنه قال : یا رسول الله حدثنی بعمل استقیم علیه وأعمله فقال له رسول الله صلی الله علیه وسلم: (علیك بالهجرة فإنه لا مثل لها}[رواه النسائي] کثیر پسر مره می گوید: ابو فاطمه به من گفت: برای پیامبر گفتم، مرا به کاری رهنمایی کن که بر آن استقامت و پایداری داشته باشم. پیامبر صلی الله وعلیه وسلم فرمودند: “به هجرت اهتمام و عنایت داشته باش که عملی بی نظیر است”. به روایت نسائی

  • هجرت باعث محو و نابودی گناهان می‌شود

رسول الله صلی علیه وسلم فرمودند:أما علمتَ أن الاسلامَ يهدمُ ما كان قبلَه، وأن الهجرةَ تهدِم ما كان قبلَها، وأن الحجَّ يهدِمُ ما كان قبلَه) رواه البخاری ومسلم / در حدیث عمرو بن‌العاص رضی الله عنه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : آیا  نمی دانی که اسلام آوردن و هجرت کردن و حج گزاردن گناهان پیش از آنها را محو می کند؟)

  • هجرت نشان راستی صداقت است

الله سبحانه تعالی می فرماید:{لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُون}[حشر_۸](این اموال فَی) برای فقرای مهاجری است که از خانه و اموال‌شان بیرون رانده شدند، از الله فضل و خشنودی می‌طلبند، و الله و پیامبرش را یاری می‌کنند، آنها راستگویانند.

  • گناه کسی که از هجرت سر باز  زند

الله سبحانه تعالی می فرماید:{إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}[النساء_۹۷]

همانا کسانی که فرشتگان جانشان را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند (فرشتگان) به آنان گفتند: شما در چه حالی بودید؟ گفتند: «ما در زمین مستضعف بودیم» (فرشتگان) گفتند: «مگر سر زمین الله، پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید؟» بنابراین جایگاهشان دوزخ است و بدجایی است.

سهل انگاری حاکمیت ایران در مناطق سنی نشین در برابر ضرار سازها

سهل انگاری حاکمیت ایران در مناطق سنی نشین در برابر ضرار سازها

به قلم: مسعود سنه ای

این روزها برای ما جای سوال است که چرا حاکمیت بر ایران که فلان شخصی که ادعای پیامبر بودن در گرگان دارد یا فلان شخص که ادعای مهدی موعود بودن در جمکران و… دارد را فورا دستگیر کرده و اجازه ی ادامه ی فعالیت به این منحرفین نمی دهد؟

یا چرا حاکمیت بر ایران فعالیت منحرفینی چون دروایش و صوفی های منحرف میان شیعه مثل دروایش گنابادی و علی اللهی ها و… را محدود و حتی در مواردی از بین برده اما با آنکه می داند فلان فکر برای ایمان و سلامت عقیدتی و فکری جامعه ی اهل سنت ضرر دارد و در حال تبدیل اهل سنت ایران به سربازان آمریکا و ناتو و احزاب سکولار و خائن محلی هستند، با این وجود ما شاهد واکنش اسلامی خواسته شده در شریعت از سوی حاکمیت بر خود نیسیتم؟

مکتب سعدی قریشی از پس مانده ها و انشعابات مکتب احمد مفتی زاده و دارودسته ی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح اردوغانیسم و صوفی های منحرف سکولار زده و دارودسته ی عبدالحمید زاهدان پریشان گو و امثالهم آفتهائی هستند که امتحان خود را به کرات در میزان مضر بودنشان برای ایمان و اتحاد و جامعه ی اهل سنت نشان داده اند.

جواب اين است كه بياييد حساب كنيم آيا چيزى به عنوان آزادى بيان مطلق در بين عقلاء پسنديده است يا نه؟ به طور مثال، اگر گوشت مسموم قاچاقى وارد كشور شود، مردم مى گويند: چرا گوشتى كه داراى برفك و جنون گاوى است، وارد كشور شده؟ آيا معقول است دولت بگويد: آزادى است و تاجر در واردات، آزاد است؛ شما نخوريد؟ اين را از هيچ حاكمى نمى پذيرند و مى گويند: تو ضامن سلامت مردم هستى و بايد واردات را كنترل كنى.

در مسائل فكرى و فرهنگى نيز نظريه پردازى ها و اظهار نظرها و تنوع سليقه ها در جامعه مجاز است و حتى حضور و فعاليت پيروان اديان ديگر در جامعه اسلامى، پذيرفته شده است؛ تا وقتى كه آن فعاليت ها به حد توطئه نرسد و تبليغ بر ضد ضروريات و مقدسات دين صورت نگيرد و اگر به اين مرحله رسيد، علاوه بر حساسيت همه مردم، دولت و حاكم اسلامى نيز بايد وارد عمل شوند (چنان كه درباره سلمان رشدى چنين اتفاقى افتاد).

در حقيقت بحث آزادى انديشه و تحقيق نيست؛ بلكه بحث نيروسازى و تضعيف جامعه مسلمانان و تهیه سرباز مجانی برای دشمنان اسلام و مسلمین و دارالاسلام ایران است. اسلام، اجازه عوام فريبى در هيچ زمينه اى را به كسى نمى دهد. در مجامع عمومى، آزادى بيان، مقيّد به مصلحت و سلامت عموم مردم و عدم عبور از خط قرمزهای جامعه است.

 مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران باید به تکالیف شرعی خود عمل کنند و گرنه روزی باید پاسخگوی سهل انگاری های خود در برابر این آفتها و ضرار سازها باشند، هر چند آن روز قیامت باشد، اما در هر صورت باید حساب پس بدهند که چرا جهت سلامت عقیدتی و درونی مسلمین و محافظت از اتحاد دارالاسلام و جلوگیری از فعالیت فرقه سازان مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم با ضرار سازها و فرقه بازها برخورد نکردند؟

حکایت بسیار جالب واندرز بسیار بزرگ در سکوت مرگبار مسلمین به جنایات آمریکا و انگلیس و صهیونیستها در یمن

حکایت بسیار جالب واندرز بسیار بزرگ در سکوت مرگبار مسلمین به جنایات آمریکا و انگلیس و صهیونیستها در یمن

به قلم: فضل احمد هراتی

‌سالهای سال است که مجریان جنگ روانی کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی در شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی و منابر مساجد و… زیدی های یمن را به دروغ متهم به توهین به اصحاب رسول الله می کنند، یا می گویند زیدی ها و مردم غزه شیعه ۱۲ امامی شده اند و…. و به این شکل مسلمینی که می دانند دشمنان به آنها دروغ می گویند اما در برابر جنایات این دشمنان نسبت به مسلمین یمن و غزه سکوتی مرگبار کرده اند و عملا در جبهه ی این دشمنان قرار گرفته اند.

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند
کفش‌هایش را گذاشت زیر سرش
و خوابید.
طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند. یکی از آن دو نفر گفت: طلاها را بگذاریم پشت منبر… آن یکی گفت: نه ! گویا آن مرد نخوابیده و وقتی ما برویم
طلاها را بر میدارد. گفتند: امتحانش میکنیم کفش‌هایش را از زیر سرش برمیداریم اگر بیدار باشد معلوم میشود. مرد که حرفای آن‌ها را شنیده بود خودش را بخواب زد.
آن دو، کفش‌هایش را برداشتند و مرد هیچ واکنشی نشان نداد. گفتند پس حتما خواب است طلاها را بگذاریم پشت منبر… بعد از رفتن آن دو فرد، مرد خوش باور بلند شد و رفت که جعبه طلای آن دو رو بردارد اما اثری از
طلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفش‌هایش را بدزدند…!
پس باید بدانین دشمن مانند دزد هوشیار بسیار مکارانه در کمین است بناء باید بیدارانه گام بردارید وهیچوقت خودتان را درخواب غفلت، جهل ونادانی نزنید که درفرجام خود ضربه سنگین خورده وآب را درآسیاب اغیار می ریزانید و ناخواسته در جبهه ی دشمنان قرار می گیرید.

پیام رهبر اتحادیه ی شافعی ها و شیعیان زیدی یمن در مورد جنایات صهیونیستها در غزه و تهاجمات آمریکا

پیام رهبر اتحادیه ی شافعی ها و شیعیان زیدی یمن در مورد جنایات صهیونیستها در غزه و تهاجمات آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم ترین
خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید: {بیرون شوید، سبک یا سنگین، و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید} [التوبه: ۴۱٫ ] خداوند راستگو است، بلند مرتبه و بزرگ.


خطابم به توده مردم عزیزمان است که ایمان، خرد، سربلندی، سربلندی و شجاعت دارند. فردا جمعه در تظاهرات و راهپیمایی های بزرگ که صنعا در میدان السابین در صف مقدم است، بیرون بروند.

بگذارید مردم عزیز یمن با ایستادگی در مواضع اعتقادی، اخلاقی و انسان دوستانه خود در حمایت از مردم مظلوم فلسطین که صهیونیست های یهودی علیه آنها جنایات نسل کشی مرتکب جنایات نسل کشی، ویران کردن کامل شهرها و تخریب کامل آنها می شوند، صدای و سخنان خود را به گوش جهانیان برسانند. خانه های غزه هستند و در انجام فجیع ترین جنایات علیه آنها خلاق هستند، مانند دفن زنده ها و له کردن آنها. برخی از آنها با تانک، فرستادن سگ های پلیس برای بلعیدن گوشت مجروحان، پاره کردن شکم زنان باردار و اعدام آنها همراه با جنین هایشان، هدف قرار دادن نوزادان و نوزادان نارس، ارتکاب اعدام های دسته جمعی و انفرادی غیرنظامیان بی دفاع با خونسردی، قحطی همه جانبه مردم غزه، محرومیت از غذا، دارو و آب و خلع کامل گروه هایی از شهروندان در غزه. خیابانی با هدف تحقیر و تحقیر حیثیت و جنایات شنیع و شنیع دیگر که همه افراد وجدان زنده را برانگیخت و مردم در نقاط مختلف جهان از وحشت فریاد زدند و در خط مقدم مردم عزیز ما قرار دارند که با ایمان، جوانمردی، عزت، سربلندی و شجاعت، اولین مردمی بودند که حرکت کردند و ظهور کردند.

برای اعلام حمایت از مردم مظلوم فلسطین که اکثراً در میادین و تظاهرات حضور داشتند و این به اوج خود رسید که کاملاً در کنار مردم فلسطین و مجاهدان قهرمان آنها ایستادگی کرد: نظامی، سیاسی، مردمی، رسمی و با پول، حرف و سلاح، از این رو جبهه یمن به جبهه ای مؤثر و تأثیرگذار در برابر دشمنان صهیونیست- یهودی تبدیل شد: با موشک های بالستیک و بالدار و پهپادها شروع شد و با جلوگیری از ورود کشتی های مرتبط عبور آنها از دریای عرب، خلیج عدن، باب المندب و دریای سرخ و به دلیل تأثیر زیادی که بر صهیونیست ها داشت، خشم صهیونیست های آمریکا را برانگیخت که در همه نوع مشارکت شرکت می کنند. جنایت صهیونیست ها با موشک ها و بمب ها و موشک های ارائه شده توسط دولت، صهیونیسم آمریکایی برای کشتن مردم فلسطین، مشارکت با میلیاردها دلار، پوشش سیاسی و حمایت رسانه ای و تهدید کشورهای اسلامی منطقه عربی و سایرین از هر گونه حمایتی. برای مردم فلسطین و از هرگونه همکاری بشردوستانه حتی در زمینه غذا و دارو و تنها توجیه آن: وابستگی رئیس جمهور آمریکا و تفاله جنایتکار در نهادهای تصمیم گیری در آمریکا به صهیونیسم و تسلیم شدن تحت تأثیر وسوسه و ارعاب به لابی صهیونیستی یهودی استراحت کنید.


در حالی که جایگاه مردم عزیز ما جایگاه بزرگی است که موجب رضایت خداوند متعال، پاسخ عملی به دستورات او، رضایت وجدان آزاده انسانی و منطبق بر اصول، ارزش ها و اخلاقیات مورد اعتقاد و تعلق مردم عزیزمان است. الگویی برای همه آزادگان جهان و امید به مستضعفان و حمایت مؤثر از دشمنان به نفع مردم فلسطین مظلوم و مجاهدان قهرمان اوست، بنابراین صهیونیست آمریکایی مغرور و مرتکب حماقت خود شد. با هدف قرار دادن گروهی از قهرمانان نیروی دریایی در حین انجام مأموریت مقدس خود در دریای سرخ با خیانت و تجاوز، این حمله جنایتکارانه بدون پاسخ و مجازات نخواهد ماند.


خروج دو میلیونی مردم عزیزمان در بعدازظهر جمعه در صنعا در میدان الصابین و در بقیه استان ها طبق تمهیدات مصوب آن، ادای خون شهدای عزیز پیشتاز است. در میدان رویارویی مستقیم با دشمن آمریکایی در نبرد فتح موعود و جهاد مقدس در حمایت از سیل الاقصی و تایید استوار بودن در موضع و تداوم آن بدون توجه به وسعت در رویارویی، ما مردمی هستیم که بر خدای متعال توکل می کنیم و بر او توکل می کنیم و به صداقت وعده پیروزی او ایمان می آوریم، چنان که خداوند متعال می فرماید: {ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و پاهایت را استوار کن} [محمد: ۷] ما مردمی فداکار و وفادار و از نسل انصار و فاتحان هستیم و پرچم جهاد فی سبیل الله تعالی را بر دوش گرفتیم، چنانکه پدران و اجدادمان آن را برافراشتند. آغاز اسلام
خروج فردای مردم ما از اهمیت بالایی برخوردار است و فی نفسه جزء جهاد فی سبیل الله تعالی و اقامه نماز غیبت بر شهدای صالحین مجاهد دلاور نیروی دریایی پس از نماز جمعه است. خروج گسترده دو میلیون نفر ما فردا انشاءالله به جهانیان اعلام خواهد کرد که مردم ما از مواضع ایمانی خود عقب نشینی نکنند و تسلیم مستکبرین نشوند و خداوند حافظ مؤمنان است و عاقبتش برای صالحان
درود و رحمت و برکات خداوند

برادر شما/ عبدالملک بدرالدین الحوثی
۲۲/۶/۱۴۴۵ هجری قمری – ۱/۴/۲۰۲۴ م

جایگاه و موقعیت کفار اهل کتاب نزد مسلمین صدر اسلام و مقایسه آن با رابطه موجود مذاهب اسلامی با همدیگر

جایگاه و موقعیت کفار اهل کتاب نزد مسلمین صدر اسلام و مقایسه آن با رابطه موجود مذاهب اسلامی با همدیگر

ارائه دهنده : درسهای استاد

می توانیم بگوییم اگر کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب بخواهند بر اساس قوانین شریعت الله که توسط آخرین پیامبر آورده شده با جماعت مسلمین متحد شوند در واقع بین اسلام و نصرانیت و یهودیت و مجوس و صابئین پیمان شهروندی و اهل ذمه بودن حاکم می شود و فضای نبرد با کفار سکولار (مشرک) و سکولاریسم و سکولاریستها (مشرکین/ احزاب)  آغاز می شود و به مسیر خود ادامه می دهد. این امر مهم را  از دو جنبه می توانیم مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم :

۱- نمایندگان سکولاریست (مشرک)  که از مکه آمده بودند نزد یهودیان یثرب رفتند و از آنها پیرامون دین رسول الله صلی الله علیه وسلم  سؤال کردند؛ آنها جواب دادند که از محمد سه سؤال بپرسید اگر صحیح جواب داد فرستاده ی خداست وگرنه دروغگو و آنچه می گوید ساخته و پرداخته ی خودش است :

الف- درباره ی ذی القرنین

ب- اصحاب کهف

ج- روح

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  این سؤالها را جواب داد.

سکولاریستها حداقل دریافته بودند که منشأ دین یهود و دین محمد صلی الله علیه وسلم  یکی است. نزدیکی مسلمانان و اهل کتاب و حداقل وجود وجوه مشترک بین آنها نزد سکولاریستها یک حقیقت بدیهی بود و آنان شاهد بودند که هنگام پیروزی فارس بر روم مسلمانان اندوهگین شدند و سکولاریستهای قریش  خوشحال. تا این آیه ی قرآن ناز شد و خداوند فرمود :

«الم* غُلِبَتِ الرُّومُ* فی أَدنی الأَرضِ وَ هُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبُونَ* فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الأِمرُ مِن قَبلُ وَ مِن بَعدُ وَ یَومَئِذٍ یَفرَحُ المؤمِنُونَ* بِنَصرِ اللهِ یَنصُرُ مَن یَشاءُ وَ هُوَ العَزیزُ الرِّحیمُ»[۱]

:«… رومیان شکست خوردند، در نزدیک ترین سرزمین، ولی بعد از شکستشان، در ظرف چند سالی، به زودی پیروز خواهند گردید. فرجام کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مؤمنان از یاری خداوند شاد می گردند. خداوند هر که را بخواهد یاری می دهد و او شکست ناپذیر و مهربان است».

و ابوبکر چون اطمینان قلبی به خبر قرآن و صداقت آن داشت، با مشرکان شرط کرد که روم بر فارس پیروز می گردد. سبب شادی مسلمانان به پیروزی رومیان و شکست ایرانیان این بود که در آن روز رومیان کفار اهل کتاب نصرانی (دشمنان شماره ۳مومنین) و فارس ها  کفار شبه اهل کتاب (دشمنان شماره ۲ مومنین)  بودند؛ چون یهود و سکولاریستها (مشرکین) دشمنان شماره یک مومنین هستند.

۲- جنبه ی دوم مربوط به ناحیه ی عملی با نمایندگان مسیحی است که جهت گفتگو با پیامبرصلی الله علیه وسلم  به مکه آمده بودند و ابن اسحاق خبر آن را چنین نقل کرده است :

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  در مکه بود. حدود بیست نفر از مسیحیان که از طرف مهاجران حبشه از نبوت او اطلاع یافته بودند به مکه آمدند. پیامبر را در مسجد دیدند. در حالی که اهل قریش به دور کعبه پراکنده بودند و آنها را می نگریستند. با پیامبر صلی الله علیه وسلم  به پرسش و پاسخ نشستند. همین که ندای روح بخش قرآن را شنیدند، چشمانشان پر از اشک گردید و به ندای پیامبر صلی الله علیه وسلم  لبیک گفتند، به پیامبر صلی الله علیه وسلم  ایمان آوردند و اورا تصدیق کردند. هنگامی که نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم  برخاستند، ابوجهل همراه عده ای از قریش راه را بر آنان گرفته خطاب به آنها گفتند : چه مردم بدی بودید! هم کیشانتان شما را فرستاده بودند که برایشان پیرامون این مرد خبر ببرید. شما هنوز با او ننشسته بودید که از دین خود پشیمان شدید و گفتارش را تصدیق کردید. اما گفتار قریش آن گروه را از پیروی محمد صلی الله علیه وسلم  و اسلام بازنداشت، بلکه خطاب به آنها گفتند : سلام بر شما ما جاهلانه با شما برخورد نمی کنیم. آیین شما برای شما و آیین ما برای ماست.[۲]

این روایت اگرچه ایمان آوردن این نمایندگان را می رساند اما وجود رابطه ی نزدیکی در اسلام با مسیحیت و یهودیت را در ضمن بیان می دارد، به ویژه که بقیه ی مسیحیان مکه بر حقانیت رسالت محمد صلی الله علیه وسلم  گواهی دادند. باید حرکت اسلامی نیز در هر جا صلاح ببیند آتش بس کند و پیمان دوستی ببندد؛ بدون اینکه به باطلی اقرار کند یا موافقت خود را با عقیده ی کافری اعلام نماید. وجه مشترک و مرکز تقاطع تمام ادیان آسمانی- صرفنظر از اختلافات جزئی و اینکه غیر از اسلام بقیه ی آنها دچار تحریف شده اند- این است که منشأ همه ی آنها خداست.

حالا که ما به اهمیت موضوع و رابطه ی بین ادیان مسخ شده ی اهل کتاب و اسلام و تاکید بر نقاط مشترک و یافتن راه حلی جهت مصالح خداپرستان پی برده ایم ، عاقلانه تر نیست که در مورد مذاهب موجود در دایره اسلام نیز برخوردی اسلامی داشته باشیم ؟ آیا نقاط مشترک بین ادیان مسخ شده ی اهل کتاب با اسلام بیشتر است یا نقاط مشترک بین مذاهب اسلامی با اسلام ؟ آیا نقاط مشترک منحرفترین مذهب منتسب به اسلام بیشتر از مشترکات کفار اهل کتاب به اسلام نیست ؟ آیا اینها به اسلام نزدیکتر نیستند ؟


۱- سورۀ روم آیۀ ۵-۱

۱- السیره النبویه، ج ۲، ص ۳۲

دارودسته ی جولانی و سایر گروههای متفرق دشمن صهیونیستهای اشغالگر هستند یا دارالاسلام ایران؟

دارودسته ی جولانی و سایر گروههای متفرق دشمن صهیونیستهای اشغالگر هستند یا دارالاسلام ایران؟

به قلم: مسعود سنه ای

شاید پاسخ به این سوال برای «اهل جماعت» و حتی حق طلبان غیر مسلمان و متفرق پیش پا افتاده باشد اما برای سایر مردمانی که عقل خود را به رسانه های دشمن سپرده اند و بخصوص جوانانی که فریب رسانه های مختلف گروههای متفرق منتسب به اهل سنت را خورده اند و از حقائق بی خبرند، حقائقی را که از آنها پوشیده نگاه داشته شده، باید روشن کرد.

فرقه های مختلفی چون دارودسته ی جولانی و غیره که خود را از اهل سنت و اهل جهاد می نامند و شبکه های ماهوراه ای و مجازی چون کلمه و… که خود را منتسب به اهل سنت می دانند شعارهای بزرگ دشمنی با صهیونیستهای اشغالگر و متحدین آنها چون آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه و سایر اعضای ناتو را سر می دهند، عملاً از کانال حکومتهای سکولار و مرتدی چون ترکیه و قطر و امارات و آل سعود و غیره در جبهه ی جنگ مسلحانه و جنگ تبلیغی و رسانه ای آمریکا و ناتو قرار گرفته اند و با آنکه آمریکا و سایر متحدین صهیونیستها در نزدیک و در دسترس آنها هستند حتی به سوی یکی از این کفار شلیک نکرده وحتی یک مرکز نظامی و اقتصادی آنها را مورد تعرض قرار نداده اند اما با این حال بیشتر جوانان پرشور که از واقعیت این گروهها بی خبر هستند گمان می کنند که  این گروههای مسلح واقعاً دشمن صهیونیستها آمریکا و متحدین آنها هستند و تا آنجا این شعار به کثرت تکرار شده است که شاید برخی از خود سازندگان اولیه این شعار دروغین، خود هم به آن باور کرده باشند.

گروههایی چون دارودسته ی جولانی نه تنها با آمریکا و سایر متحدین آمریکا و صهیونیستها مثل حکومت سکولار ترکیه از اعضای ناتو نجنگیده اند بلکه با آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه و قطر و عربستان و امارات و غیره در جنگ با مجاهدین اهل سنت که منجر به کشته و زخمی ویتیم و وبیوه وآواره شدن بیش چند میلیون مسلمان انجامید،همکاری کرده است و ارتش ناتو و آمریکا را وارد خاک مسلمین کرده و از این کفار اشغالگر محافظت هم می کنند و خنجری بوده اند بر پشت مسلمین و خائنانی که در بدترین موقعیت ها به امت اسلام خیانت کرده اند.

پس مومنین و بخصوص جوانان پرشور عدالت طلب باید بدانند که شعار دشمنی گروههای چون دارودسته ی جولانی و ملا فتاحی در ادلب سوریه با آمریکا و ناتو و صهیونیستها فریبی بیش نیست که برای جلب دوستی و همکاری مسلمین ومظلومین ومستضعفین سرداده می شود وحقیقت، عکس این شعار است، و مسلمین و آزادمردان به تنگ آمده از ظلم وطغیان آمریکا و انگلیس و صهیونیستها، باید بدانند که تنها پرچم صادقانه و عملگرایانه ای که می توان تحت رهبریت  آن با آمریکا و صهیونیستها جهاد  کرد پرچم «جماعت واحدی» است که دارالاسلام ایران با جبهه ی جهانی و منطقه ای که برای مقاومت در برابر این کفار اشغالگر تشکیل داده است آنرا رهبری می کند.

گروهها و خطبای اهل تفرق تنها با زبان شعار می دهند که مرگ بر آمریکا و اسرائیل و… اما دارالاسلام ایران و اعضای جبهه ی مقاومت تحت رهبریت دارالاسلام ایران چون حماس و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و…  عملاً مرگ را به آمریکا و صهیونیستها و متحدین آنها نشان داده و می دهند و در این راه ده هاهزار شهید و مجروح و زندانی و بیوه و یتیم و آواره وتبعیدی، در راه تحقق مرگ آمریکا و صهیونیستها و متحدین آنها فدا کرده اند و روزانه خبر کشته شدن یکی از بزرگان یا سایر مجاهدین عادی و یا زنان و کودکان و پیران و جوانان غیر مسلح همسو با جبهه ی مقاومت در تمام رسانه های خبری به گوش جهانیان می رسد.

اما تراژدی دروغ یا دروغ تراژدیک –که جز در میان جاهلان و همین گروههای متفرق خائن و دستگاههای رسانه ای آل سعود و ناتو و آمریکا تماشاچی ندارد- بخندیم که این متحدین آمریکا و ناتو و صهیونیستها می گویند: ایران با آمریکا و صهیونیستها جنگی ندارد و برای جنگ با مزدوران آمریکا و ناتو و توسط آمریکا و ناتو بوجود آمده است!