بر مسیر صحیح حق بمان و بر هدف دنیوی تمرکز کن و…

بر مسیر صحیح حق بمان و بر هدف دنیوی تمرکز کن و…

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

زمانی که ما علاوه بر تبیعت از سنت و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم «اهل جماعت» هم بودیم و برای بازگشت حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تلاش کردیم و در این مسیر صحیح در حرکت بودیم و از تفرقه اندازان و مجریان قتال الفتنه دوری کردیم دیگر برایمان مهم نیست خودمان بار دیگر به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت می رسیم یا سایر هم مسیران ما.

زمانی که تصویر مزار  15 نفر از صحابه در حبشه (اتیوپی فعلی) را دیدم به این امر مهم یقین پیدا کردم …

زمانی که در سال پنجم بعثت فشار کفار سکولار قریش به مومنین به اوج خودش رسید و این مومنین مجبور به فرار از کاشانه ی خود به سرزمین غربت حبشه ی تحت حاکمیت نصرانی ها رفتند …

در اول راه مردند و خانه و مال و فرزندان خود را رها کردند و از ظلم قریش به حبشه پناه بردند و فقط دین‌شان را با خود بردند…

آن روز که مسلمانان در زمین غریب و ضعیف بودن، آنها از دنیا رفتند و هیچ کدام از پیروزی های اسلام را ندیدند…

آنها پیامبرشان را ندیدند زمانی که در مکه بت ها را در هم می‌شکند…

و ندیدند خالد بر ایرانیان و رومیان پیروز می‌شود…

آنها فتوحات سند و هند و اندلس را ندیدند…

و در بزرگ‌ترین رویاهای خود هم مکه‌ای را که از آن رانده شده بودند تصور نمی‌کردند که در آینده میلیون ها مسلمان از سراسر جهان برای حج به آنجا می‌روند…

و اگر می‌دیدند نیز برایشان چه اهمیتی داشت…

آنها یقین داشتند که بر راه راست هستند…

هدف رضایت الله بود…

و مقصد بهشتی که پهنایش به وسعت آسمان ها و زمین هست…

پس بر این چند روز دنیا صبر کردند…

انتظار از دارالاسلام و درک اختلاف در کیفیت ایمان مومنین، اسباب اختلاف در تکلیف

انتظار از دارالاسلام و درک اختلاف در کیفیت ایمان مومنین، اسباب اختلاف در تکلیف

‏به قلم: مسعود سنه ای

بعد از نصرت الله دو عامل پیروزی مسلمین بر کفار: ۱- ایمان ۲- اهل جماعت شدن است.

به هر میزان که کیفیت این ایمان مومنین اهل جماعت بالاتر باشد به همان میزان می توان بر تعداد بیشتری از کفار پیروز شد و به هر اندازه که کیفیت این ایمان پائین می آید و افرادی ضعیف الایمان در جبهه ی مومنین به وجود می آیند به همان اندازه بر تعداد کمتری می توان غلبه پیدا کرد.

الله تعالی می فرماید:  یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ یَغْلِبُواْ أَلْفاً مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَفْقَهُونَ ‏(انفال/۶۵)

‏ای پیغمبر ! مؤمنان را به جنگ ( با دشمن) تحریک و تشویق کن . هرگاه بیست نفر شکیبا ( و ورزیده و قویّ‌الایمان ) از شما باشند بر دویست نفر غلبه می‌کنند، و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می‌کنند، به خاطر این که کافران گروهی هستند که نمی‌فهمند.‏

‏ الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُواْ أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏‏(انفال/۶۶)

‏هم اینک خداوند برای شما تخفیف قائل شد و دید در شما ضعفی است اگر از شما صد نفر شکیبا باشند ، بر دویست نفر غلبه می‌کنند، و اگر هزار نفر باشند بر دو هزار نفر – با مدد و یاری الهی‌ – پیروز می‌شوند ، و (در هر حال فراموش نکنید که ) خدا با شکیبایان است.

دو حکم مذکور در دو آیه ، مربوط به دو گروه مختلف و در شرائط متفاوت است . هنگامی که مسلمانان قویّ‌الایمان باشند ، می‌توانند کافران بیشماری را درهم شکنند ، و هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی عقیده شوند می‌توانند بر کافران کمتری پیروز گردند . آیه ۶۵ دالّ بر عزیمت و اراده است و آیه ۶۶ دالّ بر رخصت و اجازه .‏

زمانی که شرایط اینگونه تغییر می کند و روزی یک مومن با ده کافر می تواند بجنگد و روزی می تواند تنها با دو نفر بجنگد این یعنی رهبریت جماعت باید شرایط را متوجه شود و متناسب با شرایط از زیر دستانش وظیفه و تکلیف بخواهد و طبق آن شرایط عمل کند.

اگر مسلمین موجود در دارالاسلام و جماعت این شرایط را متوجه نشوند و انتظارات بیشتری از جماعت داشته باشند و مسئولین جماعت و دارالاسلام نیز متناسب با شرایطی که دارند برنامه ریزی و عمل نکنند و از شرایط و جایگاهی که نظام در آن قرار دارد غفلت کنند همه ی مومنین و اعضای جماعت و حتی جریان بیداری اسلامی ضربه خواهد خورد.

اما اگر مومنین اهل جماعت متناسب با وضع موجود و نیاز روز و آگاهانه دست به جهاد و مبارزه زدند باذن الله قطعاً پیروزی با آنها خواهد بود و دشمنان شکست خواهند خورد. الله تعالی می فرماید: وَلَو قاتَلَكُمُ الَّذينَ كَفَروا لَوَلَّوُا الأَدبارَ ثُمَّ لا يَجِدونَ وَلِيًّا وَلا نَصيرًا (فتح/۲۲) و اگر کافران (سکولار در سرزمین حدیبیّه) با شما پیکار می‌کردند بزودی فرار می‌کردند، سپس ولیّ و یاوری نمی‌یافتند! سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبديلًا(فتح/۲۳) این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!

 آمریکا و سایر کفار سکولار شکست می خورند اگر….

 آمریکا و سایر کفار سکولار شکست می خورند اگر….

به قلم: کیوان مریوانی

الله تعالی در سوره ی فتح در مورد جنگ کفار سکولار حدیبیه با جماعت مسلمین و دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَلَو قاتَلَكُمُ الَّذينَ كَفَروا لَوَلَّوُا الأَدبارَ ثُمَّ لا يَجِدونَ وَلِيًّا وَلا نَصيرًا (فتح/۲۲) و اگر کافران (در سرزمین حدیبیّه) با شما پیکار می‌کردند بزودی فرار می‌کردند، سپس ولیّ و یاوری نمی‌یافتند! سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبديلًا(فتح/۲۲) این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!

   غیر از جنگ حنین ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم در هیچ جنگی با قدرت نظامی و تکنولوژی و اسلحه ی کفار سکولار برابر نبود و همیشه کفار سکولار بر او برتری داشتند در جنگ دارالاسلام تحت حاکمیت خلفای راشدین با امپراطوری های ساسانی و روم هم باز هرگز برابری نیروی نظامی و اسلحه یکسان نبود و مسلمین در موضع ضعیفتری بودند.

بعد از نصرت الله تعالی آنچه به مومنین قدرت می بخشید ۱- ایمان ۲- اهل جماعت شدن بود.

زمانی که کثرت نفرات و اسلحه مومنین را در جنگ حنین دچار غرور و توکل بر اسلحه و نفرات شدند و به این شکل به ایمان جهادی خود صدمه زدند دچار هزیمت اولیه شدند .

الله تعالی می فرماید: لَقَد نَصَرَكُمُ اللَّهُ في مَواطِنَ كَثيرَةٍ ۙ وَيَومَ حُنَينٍ ۙ إِذ أَعجَبَتكُم كَثرَتُكُم فَلَم تُغنِ عَنكُم شَيئًا وَضاقَت عَلَيكُمُ الأَرضُ بِما رَحُبَت ثُمَّ وَلَّيتُم مُدبِرينَ (توبه/۲۵) خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یاری نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعیّتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیّت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید!

 در جنگ احد نیز فرار و خیانت دارودسته ی منافقین صدمه ای به جبهه جنگ نزد اما زمانی که دسته از مومنین نگهبان تنگه به خاطر جمع کردن غنیمت و مال دنیا از «اهل جماعت شدن» فاصله گرفته و به وحدت فرماندهی و وحدت دستور صدمه زدند و دچار فرقه گرائی و تک روی شدند باز شکست خوردند.

اگر دنیای اطراف خودمان را نگاه کنیم متوجه می شویم که آمریکا در منطقه بسیار ضعیفتر از ۲۰ و ۳۰ سال گذشته است و صهیونیتسها نیز به کرات در جنگهای ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و ۸ روزه و غیره از مجاهدین جبهه مقاومت که خودشان را به دارالاسلام ایران گره زده و اهل جماعت شده اند شکست می خورند همچنانکه آمریکا و ناتو و تمام مزدورانش در یمن شکست را در برابر اتحادیه ی شافعی ها و زیدی هایی که باز با گره زدن خود به دارالاسلام ایران اهل جماعت شده اند پذیرفتند.

پس شکست کفار امری حتمی و سنت الله تعالی است اگر ما صاحب ایمان خلل ناپذیر باشیم و اهل جماعت شویم.

از الله بترسید در مورد اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان

از الله بترسید در مورد اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان

به قلم: داد الله خراسانی

عده ای وجود دارند که نیمچه قدرتی به هم رسانده اند اما سخنانشان با اعمالشان مخالف است و به بهانه های دروغین خوارج بودن و رافضی بودن و غیره اهل دعوت و جهاد مخالف خودشان را با سخنانشان یا اعمالشان آزار می دهند و حتی اقدام به کشتن آنها می کنند!

من به پیروان این صاحبان نیمچه قدرت می گویم دنبال گروهی که درآن هستی تحقیق کن ببین با چه کسانی (نمی گویم تحالف چون به مزاج شماسازگارنیست می گویم)هم پیمان شده است برضدمجاهدان الله که شما به انها می گوید خوارج پناه برالله آنها ازاین صفت برئ هستن ببین هم پیمانتان بیشترشان یا نوکر آمریکا و ترکیه و قطر و عربستان هستند یا ادعای همکاری با کفار علیه تروریسم (اهل جهاد) می کنند و کفار هم بعد از این معامله، دروازه های کمکهای میلیونی و انواع کمکهای خودشان را برایشان باز کرده اند.

 یک سئوال دارم آیا در ترکیه و در زمان کرزای و غنی حزبهای دمکراسی خواه وجود داشتند که می گفتند بر علیه تروریسم با آمریکا و ناتو و سایر کفار همکاری می کنند آیا بیشترآنها نمازنمی خوانند چرا آنها را تکفیرمی کنید اما این صحوات را نه؟ مگر چه فرقی باهم دارند؟

ازالله بترسید و برسرراه مستقیم یعنی ملت ابراهیم بازگردید و از این دامی که آمریکا و ناتو برایتان پهن کرده اند خود را نجات دهید.

شما می گوییدعلما، کدام علما؟ آیا ابوبصیرطرطوسی و هانی السباعی ساکن انگلیس یا طارق عبدالحلیم ساکن کانادا یا ابومحمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی ساکن حیاط خلوت اسرائیل (اردن) را می گویید؟ پس چرا کتاب ملت ابراهیم را نگاه نمی کنید که می گوید درست نیست دررسانه های کفری درباره برادرمجاهدت حرف بزنی اگر هم خوارج باشد؛ انصاف داشته باشید تاچه حد تناقض درحرفهاتان و اعمالتان وجوددارد؟!

الله تعالی منت گذاشته برسرمسلمانان چنین بیداری اسلامی و اینهمه آگاهی شرعی را توسط اینهمه رسانه اینترنتی و مجازی و حتی ماهواره ای را در اختیارمان قرار داده تا با چشم سر واقعیتها را ببینیم ولی شما قدرآن را نمی دانید وبا آمریکا و ناتو تحالف کرده اید ببخشید هم پیمان شده اید آنهم بر علیه سایر اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان و مخالف این کفار. اتقِ اللهَ فينا

لطفا بیدار شوید، عده ای در حال بازی با شعور و در حال معامله بر سر شما هستند، آنهم بر علیه سایر برادران و خواهران مسلمانتان.

ابن مفلح حنبلی ۷ قرن قبل از زمانه‌ی  ما و تکرار تاریخ می گوید

ابن مفلح حنبلی ۷ قرن قبل از زمانه‌ی  ما و تکرار تاریخ می گوید

به قلم: محمد اسامه

شمس‌الدین‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ مفلح که از شاگردان او امام ذهبی و مزی بودند در مورد مردم عصر خودش سخنانی می گوید که انگار در مورد مردم زمانه ی ماست . چنانچه می گوید:

“از عجیب‌ترین چیزهایی که از احوال مردمان دیدم و بررسی کردم این بود که آنان

برای خراب شدن خانه و دیارشان نوحه‌ها سرمی‌دادند و بسیار گریه می‌کردند

و برای کم‌شدن رزقشان بسیار حسرت می‌خوردند

و بسیار زمان و دوره‌ی خود را ملامت می‌کردند

و از سختی های آن می‌گفتند

و بیشتر سخنانشان از گرانی کالاهای مورد نیازشان بود

درحالی که منهدم شدن و از بین رفتن اسلام را با چشمان خود می‌دیدند

و می‌بینند که مردم از مساجد دور شده‌اند

و سُنّتهای رسول الله صلی الله علیه و سلم دفن شده‌اند

و بدعتها منتشر شده و گناهان در میان مردم عادی شده‌اند…

اما کسی از آنها را ندیدم که برای دینش گریه کند

و برای کم‌کاری و تقصیر خودش گریه کند

و یا برای از بین رفتن زمانش ناراحت شود

و برای این حالات سببی ندیدم مگر

کم‌شدن توجه و اهتمام مردم به دین اسلام

و بزرگ شدن دنیا در نظرشان…. .”

اللهم لاتجعل مصیبتنا فی دیننا و لاتجعل الدنیا اکبر همنا 

پس از این دوران، مومنین در گوشه ای دیگر از دارالاسلام باز دارای قدرت و حاکمیتهای قدرتمندی شدند و باز به همین بیماری مبتلا شدند و باز از این بیماری نجات یافته و قدرت گرفتند و باز….

پس خیال نکن فقط مسلمین اطراف تو مریض عقیدتی و فکری شده اند، و به جای غم خوردن و از مردم اطرافت همیشه شاکی شدن، قدمی جهت بیداری و قدرت گیری جماعت و دارالاسلام بردار و اهل جماعت شو.

آشنائی با اندیشه های سید قطب

آشنائی با اندیشه های سید قطب

ارائه: ابراهیم یعقوبی

سيد در كتاب معالم فى الطريق ضرورت جهاد ضد دشمن را اجتناب‏ناپذير مى‏داند و مى‏گويد:

««برقرارى حكومت خداوند بر روى زمين و محو حكومت بشرى، گرفتن قدرت از دست بندگان غاصب و برگرداندن به خدا، اقتدار بر اساس قانون الاهى و از بين بردن قوانين ساخته بشر فقط از طريق موعظه و حرف صورت نخواهد گرفت.»»

در دنياى اسلام، شخصيت‏هاى بزرگى نداى آزادى و عدالت‏خواهى سر داده و مردم را به بازگشت به اسلام راستين و مبارزه با ستم دعوت كرده‏اند. يكى از اين شخصيت‏هاى‏بزرگ، «سيد قطب» است كه فرياد اسلام‏خواهى و مبارزات او با استعمار كهنه انگليس، شايسته مطالعه و درخور تأمل است. وى در طول نيم قرن زندگى و جهاد، خدمات فراوانى در راه اعتلاى اسلام و تحقق حكومت اسلامى انجام داد. دشمنان اسلام كه تا امروز زيركانه‏تر از مسلمانان عمل كرده‏اند، رفتار سيدقطب و دوستانش را به طور كامل زير نظر گرفته و سرانجام پس از مدت‏ها حبس و زندان، وى را شهيد كرده‏اند. گرچه بدخواهان نگذاشتند او به هدف مهمش كه ايجاد حكومت واحد اسلامى در سراسر جهان است برسد، فرياد رساى او اكنون پرده گوش‏ها را در كشورهاى اسلامى به لرزه در آورده و چراغ فروزانى كه او برافروخته، مشعل هدايت جوانان مؤمن و انقلابى سراسر عالم اسلام شده است.

كتاب‏ها و مقالات نافذ او كه بارها به زبان‏هاى گوناگون دنيا چاپ، و در سراسر جهان منتشر شده، همچون خورشيد، روشنگر دل‏هاى مسلمانان وحدت‏گرا و جوانان انقلابى است. اكنون مركز تحقيقات مجمع جهانى تقريب مذاهب كه اصلى‏ترين وظيفه خود را گسترش ادبيات تحقيقى تقريب و شكل‏دادن به پژوهش‏هاى كاربردى و علمى پيرامون اين مقوله مى‏داند، معرفى طلايه‏داران تقريب و شناساندن انديشه‏هاى پيشتاز و تجربه‏هاى به جاى‏مانده از آنان را يكى از نخستين گام‏ها و پيش‏نيازها قرار داده است. در اين مقاله، شرح حال «شهيد سيد قطب» يكى از انديشه‏وران اصلاح‏گرا، از نظر مى‏گذرد. اميد است آشنايى با شرح حال اين مرد بزرگ، راه را براى مبارزان و مصلحان مسلمان هموارتر سازد.

انديشه‏ ها و اعتقادات سيد قطب

سيد قطب در جايگاه مغز متفكر جمعيت اخوان المسلمين بين سال‏هاى ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۴ ميلادى مطرح بود و همواره مقابل كسانى كه از اين جنبش ضد استعمارى انتقاد مى‏كردند، مى‏ايستاد. وى در باره «اخوان المسلمين» مى‏گويد: خداوند اخوان المسلمين را زنده بدارد كه مصر را زنده نمود و مفهوم جهاد را كه از نظر مردم فقط شعار دادن و كف‏زدن بود، تغيير داد و مفهوم اصلى آن را كه كار و فداكارى است، به آن بازگردانيد و چگونگى نبرد را كه منحصر به تبليغات بود، به قربانى شدن و شهادت در راه خدا تبديل كرد (سيد قطب، ۱۳۷۰، ص۱۰۷).

ادامه خواندن آشنائی با اندیشه های سید قطب

   شیعه و سنی قلابی

   شیعه و سنی قلابی

 به قلم: مجاهد دین

▫️اگر در بین منتسبان به اهل سنت، گروه های تکفیری مانند داعش وجود دارد، همین گروه ها در بین منتسبان به اهل تشیع نیز وجود دارد، چون تکفیری بودن، همان افراط گری است، و هیچ تفکری از تفریط و افراط در امان نبوده و نخواهد بود. و افراط به انگیزۀ چنگ زدن محکم‌تر به اعتقادات بوجود می‌آید اما چون با جهل همراه است برای همین به بدعت منتهی می‌شود. خوارجی که در زمان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ظهور کردند، انگیزۀشان چنگ زدن محکم به اعتقادات اسلام بود؛ اما چون با جهل همراه بود لذا به تکفیر خود اصحابی کشیده شد که دین را از آنها یاد گرفته بودند.

▫️و نشانه و صفات خوارج بودن و تکفیری بودن و افراطگر بودن، داشتن دو شاخ بر روی سر نیست، بلکه هرکس به ناحق تکفیر کند خارجی تکفیری افراطی است، و چنین کسانی فکر می‌کنند که دارند به اسلام خدمت می‌کنند در حالی که نتیجه حتمی‌ تفکّر آنها در هرکجا که ظهور کند، تفرقه و اختلاف و جنگ و کشتار و خون‌ریزی و فساد در زمین است. همانند خوارج زمان صحابه که با تفکّر اشتباهشان ابتدا موجب کشته‌شدن عثمان بن عفان رضی الله عنه شدند، سپس موجب فتنه و کشتار بزرگی بین علی بن ابی طالب و عایشه و بین علی و معاویه رضی الله عنهم شدند. و در نهایت علی کرم الله وجهه را نیز با این افکار افراطی و تکفیری‌شان به شهادت رساندند و گمان می‌کردند که بهترین خدمت را به دین اسلام کرده‌اند!

▫️و اکنون نیز خوارج با شکل‌ها و شعارها و لباس‌ها و زبان‌های مختلف وجود دارند و مشغول تکفیر مسلمانان مخالفشان و سپس کشتن و ترور کردن آنان هستند که همان فسادگری در زمین است. و داعش یکی از صدها نمونه از خوارجی هستند که در طول تاریخ اسلام بوجود آمدند[۱] و هرآنکه در دایرۀ آنها نبود را تکفیر کردند و برای کشتنشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و فکر می‌کردند تنها آنها بر اسلام واقعی قرار دارند و فکر می‌کردند بزرگترین خدمت را به دین اسلام می‌کنند! و چهره‌ای که از اسلام به جهان نشان دادند، درنده‌خویی و سر‌بُری و خون‌ریزی و سنگ‌دلی و منفجر کردن مردم و کشتن آنان بود! و قبل از داعش نیز محمد بن عبدالوهاب، عقیدۀ خوارج را زنده کرد و صدها و هزاران مسلمان مخالفش را به جرم کافر و مشرک بودن کشتار کرد.

▫️ و در بین منتسبان به تشیع نیز افراط گرایان و تکفیری‌هایی در طول تاریخشان وجود داشته که جمهور مسلمانان که اهل سنت و جماعت هستند را مسلمان ندانسته و با جهلی که به حقیقت داشتند مسلمانان زنده و مرده را تکفیر کردند و با لعن کردن آنان و کشتنشان به الله تقرب می‌جستند!

▫️و کفار و سکولارها نیز بر این موضوع آگاهی دارند و بصورت مستقیم و غیر مستقیم در پی حمایت و تقویت و تربیت و پرورش خوارج و تکفیری‌های شیعه و سنی هستند تا آتش تفرقه و اختلاف و فتنه همواره در بین مسلمانان شعله ور باشد و مسلمانان را به جنگ‌های داخلی و خانمان سوز گرفتار سازند و خودشان بهتر بتوانند بر مسلمانان حکومت برانند. و چه بسیار شبکه‌های ماهواره‌ای منتسب به اهل سنت و اهل تشیع وجود دارد که با بودجه‌های انگلستان و دیگر کشورهای سکولار و مشرک، راه اندازی شده‌اند و دینی که باب میل آنان باشد (که همان تکفیری و افراطگرایی است) را تبلیغ می‌کنند.

▫️شبکه‌های وهابی منتسب به اهل سنت، مشغول تکفیر شیعیان و سنیان اشعری و ماتریدی هستند، و شبکه‌های شیعی منتسب به اهل تشیع نیز مشغول لعن و تکفیر شیعیان مخالفشان و نیز مشغول لعن و تکفیر اهل سنت و صحابه و خلفا و همسران رسول خدا هستند، و فریب خوردگان سنی و شیعه نیز در ایران و در کشورهای فارسی زبان، با دیدن این شبکه‌ها، کم کم خارجی و تکفیری می‌شوند و آتش تفرقه و اختلاف و کشتار در بین مسلمانان که هدف اصلی انگیس و آمریکا است را جرقه می‌زنند.

ادامه خواندن    شیعه و سنی قلابی

آمریکا و مزدورانش بدانند: عاقبت سگی که، شیر را خشمگین کرد

آمریکا و مزدورانش بدانند: عاقبت سگی که، شیر را خشمگین کرد

به قلم: سیف الله گوران

این روزها آمریکا و متحدین آن که غرور و تکبرشان دنیا را کر کرده است در سرزمینهای اسلامی روز به روز در حال ضعیف شدن هستند آن قدرت چند دهه ی قبل را ندارند اما با این وجود از قدرت رسانه ای و مزدوران بالقوه ای برخوردارند.

این مزدوران آنها سر و صداهائی بر پا کرده اند که لازم می دانم جهت عبرت داستانی واقعی و تاریخی را برایشان بیان کنم:

پادشاه نصاری نامه ای تمسخر آمیز و تهدید آمیز, به سلطان یوسف بن عبدالمومن (۱۷ فوریه ۱۱۳۹، تینمل – ۲۹ ژوئیه ۱۱۸۴، سانتاری) دومین پادشاه مُوَحّدانِ مغرب (مراکش) نوشت، و از او خواست سرزمین های مسلمین را به او تحویل دهد!

بخشی از آنچه که پادشاه مغرور و متکبر صلیبی به سلطان ابو یوسف نوشت این بود: میبینم که خودت را برای آمدن به جهاد معطل میکنی!، یکی از پاهایت را جلو می اندازی و پای دیگر را با تأخیر تکان میدهی!، آیا بزدلی سرعتت را کم کرده یا دروغ پنداشتن وعده های پیامبرت!

پس از آنکه سلطان ابو یوسف نامه را خواند به شدت خشمگین شد، تا جایی که حالت طبیعی صورتش دگرگون گشت، سپس نامه را پاره کرده، و بر بخشی از آن این آیه کریمه را نوشت:(به سوی آن‌ها باز گرد، همانا با لشکریانی به سوی آن‌ها خواهیم آمد که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند، و بی‌تردید آن‌ها را از آن (سرزمین) با ذلت و خواری بیرون می‌کنیم!) [نمل ۳۷]

سپس سلطان ابو یوسف برخواست و مردم را به سوی جهاد فراخواند، و در روز جمعه خطبه ای محکم ایراد کرد، و مردم را به سوی جهاد فراخواند، مسلمین به سرعت خود را تجهیز کرده و شتابان خود را به لشکر سلطان رساندند.

سلطان همراه با لشکرش به سوی اندلس به راه افتاد و با لشکر نصاریٰ روبه رو گشت، و بین آنها جنگی شدید و سنگین روی داد، که در این جنگ نصاری به بدترین وجه ممکن شکست خوردند، در نتیجه ۱۴۶ هزار نفر از سربازان نصاری به قتل رسید، سلطان ابو یوسف الموحدي -رحمه الله- اینگونه عزّت مسلمین در اندلس را بازگرداند، و اینگونه جواب نامه ی پادشاه را داد، با فعل نه با قول.

این عاقبت سگی است که شیر را خشمگین میکند!

به امید روزی که دارالاسلام ما در این جبهه ای که تشکیل داده است سگهای آمریکائی و انگلیسی و صهیونیستها را به سرانجام سگهای رو گرفتار کند.

پس بیا اهل جماعت شویم و با وحدت خود و پرهیز از تفرق در این مسیر مبارک قدم بگذاریم.

امیدواری به شکست آمریکا وصهیونیستها و تمام کفار، زمانی که الله تعالی با مومنین است

امیدواری به شکست آمریکا وصهیونیستها و تمام کفار، زمانی که الله تعالی با مومنین است

به قلم: کیوان مریوانی

زمانی که شخص مطمئن است و یقین دارد که الله به عنوان بالاترین قدرت و مرکز عزت از او حمایت و پشتیبانی می کند و مراقب اوست امید او به پیروزی با امیدهای دیگران قابل مقایسه نیست و قطعاً او به یکی از پیروزی ها ۱- شهادت ۲- پیروزی دنیوی بر دشمنان می رسد.

زمانی که موسی از کشته شدن توسط فرعون می ترسد: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ، یا در آیه‌ی دیگر که موسیٰ و هارون میگویند: إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَنْ یَطْغَى، الله تعالی به موسی و هارون می فرماید: قَالَ کَلَّا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ؛(شعراء:۱۵/«چنین نیست، (آنان کاری نمی‌توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‌شنویم!) یا می فرماید: : قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى؛(طه:۴۶/ : «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم!)

الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم و جماعت تحت فرمانش می فرماید: فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ؛(محمد:۳۵/ پس هرگز سست نشوید و (دشمنان را) به صلح (ذلّت‌بار) دعوت نکنید در حالی که شما برترید، و خداوند با شماست و چیزی از (ثواب) اعمالتان را کم نمی‌کند!)

 پیامبران به این حماعت و همراهی الله ایمان و اعتماد داشتند و بر الله توکل داشتند چنانچه: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ * قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛(شعراء:۶۲/ (موسی) گفت: «چنین نیست! یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد!»)

 رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در غار ثور زمانی که از دست کفار سکولار قریش مخفی شده بود می بینیم که همین میزان از اعتماد به الله را با ذکر اینکه الله با ماست به نمایش می گذارد؛ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا (توبه:۴۰/ اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!)

اگر الله اینگونه حمایت خودش و همراهی خودش از مومنین و جماعت مسلمین و مومنین اهل جماعت را اعلام داشته و رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز می فرماید: :إنَّ اللَّهَ لا يَجْمَعُ أمَّتي عَلَى الضَّلَالةٍ ويدُ اللَّهِ على الجماعةِ. (صحيح الترمذي ۲۱۶۷) «يَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعة.( ترمذی (۲۱۶۶)) بدون شک الله امت مرا بر سرگردانی و گمراهی جمع نمی‌کند و دست الله با (بر) جماعت است؛ پس مومنین هم باید مثل پیامبران و اولیای الله چنین وعده ای را باور کنند و به آن اعتماد کنند و امیدوارانه با ایمانی راسخ اهل جماعت شوند و رو به جلو حرکت کنند.

امروزه رسانه های مختلف جنگ روانی کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی «امید» مومنین اهل جماعت را هدف گرفته اند که یکی از مراکز قدرت آنهاست، بیائید با اعتماد به الله و قبول داشتن سخنان الله و رسولش صلی الله علیه لگد جانانه ای به تمام سخنان و تبلیغات و سم چاشی های این دشمنان قانون شریعت الله و دارالاسلام بزنیم.

کنایه ی احمد مسعود از «جبهه مقاومت لندغران»افغانستان به ایران و پاسخ امارت اسلامی به آن

کنایه ی احمد مسعود از «جبهه مقاومت لندغران»افغانستان به ایران و پاسخ امارت اسلامی به آن

به قلم: عبدالرزاق پروانی

به دنبال درگیریهای مختصر مرزی بین مرزبانان دو سرزمین اسلامی ایران و افغانستان احمد مسعود با کنایه ای جاهلانه خطاب به نظام اسلامی در ایران می گوید: نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟

اولا این شعر یک مصراع از غزل مولوی بلخی است که می گوید:

نگفتمت مرو آن جا، که آشنات منم                  در این سراب فنا چشمه ی حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من             به عاقبت به من آیی که منتهات منم

اگر چراغ دلی دانک راه خانه کجاست               وگر خداصفتی دان که کدخدات منم   

در اینجا الله ج بندگانش را خطاب قرار می دهد و احمد مسعود خائن خودش را در این شعر در جای الله ج قرار داده است و ایران را خطاب قرار می دهد. نعوذ بالله.

در برابر این کفر گوئی و سخن جاهلانه ی احمد مسعود لندغر می بینیم که معاون سخنگوی امارت اسلامی افغانستان با این شعر حافظ شیرازی پاسخش را می دهد که می گوید:

بر درِ میخانه رفتن کارِ یک رنگان بُوَد /   خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست

یعنی: رفتن به در میخانه (کنایه از ایران) کارِ  یک رنگان بی ریا است پس خودفروشان را به محلّۀ میخانه چیان (یعنی: ایران ) راه نیست و ایران جای خائنین و خودفروشان نیست و ایران از خائنین و خودفروشان حمایت نمی کند و اگر خائنی هم به آنجا برود هرگز به این ریاکار اعتماد نمی کند و در نهایت یا اصلاحش می کند یا دفعش می کند.

این یک واقعیت است که الله ج در مورد این منافقین آشکار شده می فرماید:  مُّذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَلِکَ لاَ إِلَى هَؤُلاء وَلاَ إِلَى هَؤُلاء وَمَن یُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً ‏(نساء/۱۴۳) در این میان سرگشته و متردّدند. (گاهی به سوی دین می‌روند و گاهی به سوی کفر می‌دوند . زمانی خویشتن را در صف مؤمنان، و زمانی در صف کافران جای می‌دهند! امّا در حقیقت) نه با اینان و نه با آنان هستند (و گمراه و حیرانند) و هر که را خداوند (بر اثر اعمال زشت و ناپسندش) سرگشته و گمراه کند، راهی برای او (به سوی سعادت و هدایت) نخواهی یافت.‏

این پاسخ رسمی امارت اسلامی به این خائن لندغر علاوه بر معرفی احمد مسعودخائن و ریاکار، در واقع نشان دادن سیاستهای مناسب و جایگاه و موقعیت ایران (کوی می فروشان) است که خائنین را بر علیه امارت اسلامی افغانستان یاری نمی کند و اگر روزی نیاز به یاری رساندن باشد امارت اسلامی (یک رنگان) را یاری می دهد نه « خود فروشان را ».