«ولایت فقیه» و اهل سنت (۱)

«ولایت فقیه» و اهل سنت (۱)

ارائه: مسعود سنه ای

در این روزهای اغتشاش ۱۴۰۱ش که در مناطق کورد نشین غرب ایران لیدرهای احزاب سکولار خارج نشنین هدایت آنرا به عهده گرفته اند و متاسفانه دسته هائی از «الرویبضه» یا همان مُلاهای سوء نیز با شعارهای عامه پسند به این جمع پیوسته و به این اغتشاشات جنبه ی شبه شرعی بخشیده و دامنه ی آنرا گسترش داده اند، ما شاهد شعارهای هنجار شکنانه ای حتی در حضور این نیمچه مُلاها و حتی توسط خود همین نیمچه مُلاها هستیم که با اصل مذهبی که خود این مُلاها سالها برایش تبلیغ کرده اند در تضاد است؛ مثل اینکه یک منافق آشکار شده به نام فاروق قادری در جوانرود رسماً رهبر حزب سکولار و ارتدادی دمکرات کردستان ایران را رهبر خودش و حتی کوردها!! معرفی می کند یا عده ای از مردم در حضور طیفِ خواننده و مولودی خوانی به اسم مُلا لقمان امینی  بر علیه اصل «ولایت فقیه» شعار می دهند و این نیمچه مُلاها نظاره گر هستند و… . اما واقعاً «ولایت فقیه» یعنی چیه و چه جایگاهی در مذاهب مختلف اسلامی دارد؟

رهبر دارالاسلام که از سوی شورای اولی الامر یا اهل حل و عقد و خبرگان اهل فقه و اجتهاد انتخاب می شود از نگاه مذاهب معروف به اهل سنت باید دارای شروط خاصی باشد:

  1.  مسلمان باشد. چون: وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ( نساء/ ۱۴۱). هرگز خداوند كافران را بر مؤمنان چيره نخواهد ساخت؛ پس روا نيست انسان كافر، والى و رئيس مسلمانان شود. ۲- مرد باشد ۳- آزاد بودن ۴- سلامت جسمی ۵ – قریشی و سید بودن رهبر که مورد اختلاف است. “. ۶- اهل عدالت باشد ۷- كفایت و توانائی داشته باشد : مهمترین چیزی که رهبر جامعه ی اسلامی باید در آن کفایت و توانائی داشته باشد علم به قانون شریعت الله و «مسائل روز» و «تخصص در امور حکومت داری» است.   

این رهبر توسط شورای اولی الامری انتخاب می شود که خود این شورا از بزرگترین فقها و متخصصین تشکیل شده است و عادی است که باید عالمترین و متخصص ترین شخص میان خودشان را انتخاب کنند. به همین دلیل فرقه های معروف به اهل سنت تنها علم داشتن به احكام شرعی در حد تقلید را برای رهبر جامعه کافی نمی دانند، چون تقلید به قول ابن خلدون درحقیقت یك نوع نقص وكمبود است، به همین دلیل بر این باورند که غیر از حالت اضطرار و ضرورت، رهبر و سرپرست و ولی مسلمین در امر حکومتداری باید فقیهی مجتهد باشد و در حالت ضرورت هم باید عالمی باشد در حد قاضی، و پائین تر از این مطلوب علما و ائمه ی خیرالقرون نبوده .  

البته عده ای از دوستان جاهل و بخصوص دشمنان آگاه و دارودسته ی منافقین در جنگ روانی خود دو بازی بچه گانه در می آورند:

  • اول اینکه: سعی دارند این رهبریت فقیه یا ولایت و سرپرستی فقیه بر «دارالاسلام» را از تولیدات آیت الله خمینی در سال ۱۳۴۸ بدانند اما این عین دغلبازی و فریب افکار عمومی مسلمین است.
  • دوم اینکه : «دوستان جاهل به همراه  دارودسته ی منافقین» بومی و داخلی در میان اهل سنت با تهاجم به «ولایت فقیه» که اصطلاح مورد پذیرش شیعیان است در واقع با «ولایت مجتهد» در میان اهل سنت دشمنی می کنند اما جرئت و غیرت بیان آن را در میان اهل سنت ندارند و می خواهند با این حقه اهل سنت را بر علیه شیعه با خود همراه کنند.

 دارودسته ی منافقین موجود در میان اهل سنت و تشیع همچون «کفار۶گانه ی آشکار» نه اعتقادی به «ولایت مجتهد» دارند و نه «ولایت فقیه» اما در پناه اهل سنت به «ولایت فقیه» هجوم می برند و در پناه تشیع هم به «ولایت مجتهد».   

ادامه دارد … ان شاء الله

کسی که ۷ میلیون نفر به وسیله او اسلام آورده است کیست؟

کسی که ۷ میلیون نفر به وسیله او اسلام آورده است کیست؟

ارائه: شاهو سنه ای

دوست داشتم مطلبی را از «وب سایت خبری امة اليوم» خدمت آند دسته از عزیزانی ارائه دهم که امر دعوت عمومی را نایده گرفته اند و خیال می کنند دعوت کردن فقط متعلق به طبقه ی خاصی است، در حالی که شخص با آگاهی بر تنها یک آیه و یک حدیث و یک مساله ی شرعی هم می تواند اهل دعوت شود .

اگر شخص بر یک حکم شرعی آگاهی کامل و دقیق دارد می تواند با رعایت امانتداری و عدم خروج از الجماعة و «با رعایت حد و حدود خود» به فرمایش رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل کند که می فرماید: «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً» (بخاری۳۴۶۱) از طرف من ابلاغ کنید هرچند يک آيه (=يک مسأله) باشد. یا سنتی از سنتهای رسول الله صلی الله علیه سولم مثل حفر چاه یا ساختن اماکن عمومی و غیره را زنده کند و به درجه ای دست پیدا کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده اش را داده و می فرماید: مَنْ أَحْيَا سُنَّتِي فَقَدْ أَحَبَّنِي، وَمَنْ أَحَبَّنِي كَانَ مَعِي فِي الْجَنَّةِ.(سنـــــن الترمـــــذی / ۲۶۷۸) هر کس سنتی از سنتهای من را زنده کند، من را دوست خواهد داشت، و هر کس من را دوست داشته باشد در بهشت همراه من است.

در این زمان شخصیت­هایی که زمان شاهد آن است .. و نام آنها را با آب طلا نوشته است نیز وجود دارند. این مرد که جزء صالحان است بعد از اسلام آوردن ۷ میلیون نفر توسط وی دنیا را وداع گفت. به تاکید که بسیاری از مردم نمی­دانند که او کیست؟

او یکی از شیرمردان این امت است که ۷ ميلیون نفر به وسیله وی اسلام آورده­اند. وی بعد از ۲۹ سال دعوت به اسلام در آفریقا و بنای ۵۷۰۰ مسجد و سرپرستی از ۱۵۰۰۰ یتیم و حفر ۹۵۰۰ چاه در آفریقا و بنا کردن ۸۶۰ مدرسه ۴ دانشگاه و ۲۰۴ مرکز اسلامی و موارد بسیار دیگر که ما در مورد آن اطلاعی نداریم و باید آنها را با آب طلا نوشت، او شیخ دکتر عبدالرحمن السميط ـ رحمه الله تعالى ـ است.

پس شایسته دیدم که زندگی نامه این شخص را در اینجا قرار دهم تا از او درس بگیریم و بعد از درس گرفتن از خود بپرسیم که چگونه می­توانیم به این سوالات پاسخ دهیم که ما برای اسلام چه چیزی را تقدیم کرده­ایم و برای بشریت چه کاری انجام داده ایم.

عبد الرحمن بن حمود السميط داعی کویتی در سال ۱۹۴۷ در کویت متولد شد او مؤسس کمیته کمک­های مستقیم به آفریقا بوده و ریاست آن را نیز برعهده داشته است وی همچنین رئیس هیئت تحقیق و مطالعات اسلامی بوده است.بعد از اینکه وی ۲۹ سال از زندگی خود را صرف دعوت در آفریقا کرد بیش از ۷ میلیون آفریقایی توسط وی مسلمان شدند.

وی قبل از فعال شدن در امور خیریه یک پزشک متخصص در امراض داخلی و دستگاه گوارشی بوده است. او پس از گرفتن لیسانس پزشکی و جراحی از دانشگاه بغداد فارغ تحصیل شد وی سپس یک مدرک تحصیلی را در مورد بیماری­های مناطق حاره­ای از دانشگاه لیورپول در سال ۱۹۷۴ گرفت و در پایان، کارشناسی ارشد خود را در رشته تخصصی امراض داخلی و دستگاه گوارش از دانشگاه ماکجل در کانادا دریافت کرد.

آیا با ذکر این نمونه در زمان خودمان هنوز تماشاچی و نظاره گر و منفعل و منفی باف هستی و دست از  غرزدنهای تمام نشدنی ات بر نداشته ای و جزو «اهل دعوت عمومی» نشده ای؟ 

صدور حکم قتل مرتدین و مجریان جنگ تبلیغی پس از فتح مکه

صدور حکم قتل مرتدین و مجریان جنگ تبلیغی پس از فتح مکه

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در بدو ورود به مکه یارانش را دستور داد که با کسی نجنگند، مگر کسی که با آنان جنگ را آغاز کند، با این وجود حکم قتل تعدادی از سکولاریستها و مرتدین را با اسم و عناوین مشخص صادر کرد ، هرچند زیر پرده ی کعبه پیدا شوند:

۱- عبدالله بن سعد؛ زیرا وی قبلاً مسلمان شده بود و از جمله کاتبان وحی بود و از دین مرتد و به جبهه ی سکولاریستهای قریش پیوست. او به عثمان بن عفان پناه برد ، چون برادر شیری وی بود. عثمان هم تا زمانی که مردم آرام شدند و وضعیت مکه سامان یافت او را نزد خود مخفی نگه داشت، سپس پیش رسول خدا صلی الله علیه وسلم رفت تا برای وی امان بگیرد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم مدتی ساکت شد. سپس درخواست عثمان را پاسخ داد و پس از اینکه عثمان برخاست به یاران دور و بر خود فرمود : «بدان خاطر ساکت شدم تا یکی از شما برخیزد و گردن وی را بزند.» یکی از یاران انصاری گفت :« چرا به من اشاره نفرمودی؟» فرمود : «پیامبران با شاره مردم را نمی کشند».

۲- عبدالله بن خطل از خاندان تیم، او قبلاً مسلمان شده بود و رسول خدا صلی الله علیه وسلم وی را فرستاد تا صدقات را جمع آوری کند و مردی از انصار را به عنوان همکار به همراه وی فرستاد. گوسفندی را برای وی سر ببرد و برای وی غذایی آماده کند و سپس خوابید . زمانی که از خواب بیدار شد دید که همکار وی این کار را انجام نداده است و به وی حمله کرد و او را کشت، سپس مشرک شد و دو کنیز داشت که در هجو رسول خدا آواز می خواندند و رسول خدا دستور داد آن دو کنیز هم به همراه وی کشته شوند. سعید بن حریث و ابوبرزه اسلمی به همراه هم وی راکشتند. یکی از کنیزها نیز کشته شد و دیگری فرار کرد تا بعدها امان دریافت کرد.

۳- حویرث بن نقیذ که رسول خدا صلی الله علیه وسلم را در مکه آزار می داد. ابن هشام می گوید : عباس بن عبدالمطلب می خواست فاطمه و ام کلثوم دختران رسول خدا را از مکه به مدینه انتقال دهند. حویرث به دختران رسول خدا صلی الله علیه وسلم رسید و آنقدر آنان را هل داد که به زمین افتادند. این مرد توسط علی بن ابوطالب کشته شد.

۴- مقیس بن حبابه. وی قاتل یکی از انصار بود که برادر وی را از روی خطا کشته بود و پس از قتل مرد انصاری به میان سکولاریستهای  قریش و کیش شرک برگشت. مردی از اقوام وی به نام نمیله بن عبدالله او را کشت.

۵- سارا کنیز یکی از خاندان عبدالمطلب که در مکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم را آزار می داد، اما عده ای برای وی امان دریافت کردند.

۶- عکرمه بن ابوجهل که به یمن فرار کرد. ام حکیم دختر حریث بن هشام همسر عکرمه مسلمان شد و از رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای عکرمه درخواست امان کرد و رسول خدا به وی امان داد، سپس به دنبال وی راهی یمن شد و را به حضور رسول خدا صلی الله علیه وسلم برگرداند و مسلمان شد.

بەلگەنامەی سەرخستنی ئیسلام

بەلگەنامەی سەرخستنی ئیسلام

نوسینی / شێخ دكتۆرأیمن الظواهری 

بسم الله والحمد لله والصلاە والسلام علی رسول الله وآ‌له وصحبه ومن والاه

لەم كاتە ترسناكەی كە ئوممەتی ئیسلامیمانی پێدا تێدەپرێت, كە تێیدا رووبەرووی خراپترین و دڕندانە ترین هێرشی خاچپەرستان دەبێتەوە لە مێژووی خۆیدا, لەم كاتەدا كە گەلان شۆڕشیان هەڵگیرساندووە و داوای ئازادی و شكۆمەندی و ڕێز و سەربەخۆیی دەكەن لە سایەی شەریعەتی ئیسلامیدا, لەم كاتەی كە تێیدا هێزە عەلمانیی و خاچپەرستان یەكیان گرتووە بۆ ئەوەی هەوڵبدەن بەربگرن بەو گۆڕانە مێژووییانەی كە لە وڵاتانی ئیسلامیدا ڕوودەدەن, ئا لەم ساتە گرنگ و ترسناكەدا پێویستە لەسەر ئوممەتی ئیسلامی كە بانگەوازو وشەی خۆی یەك بخات لەسەر بانگەوازو وشەی تەوحید و یەكتاپەرستی, بۆیە برایانتان لە جەماعەتی (قاعدة الجهاد) بانگەوازی هەموو موسوڵمانان و هەموو ئەو كەسانەی كار دەكەن بۆ سەركەوتنی ئیسلام و ڕەوت و كۆمەڵ و كەسایەتییە ئیسلامییەكان دەكەن كە یەكبگرن بۆ سەرخستنی ئیسلام و موسوڵمانان, بە یەكڕابوون لەسەر ئەم ئامانجانەی خوارەوە:

یەكەم : كاركردن بۆ ڕزگاركردنی خاكە داگیر كراوەكانی موسوڵمانان, وە ڕەتكردنەوەی هەموو ئەو بەڵێننامە و ڕێكەوتن و بڕیارە نێودەوڵەتییانەی كە مافی داگیركردنی خاكی موسوڵمانان دەبەخشێت بە بێباوەڕان. وەكو داگیركاری فەڵەستین لەلایەن ئیسرائیلەوە,و ە داگیركاری چیچان و قەوقاز لەلایەن ڕوسیاوە, و داگیركردنی كشمیر لەلایەن هیندەوە,و داگیركردنی سبتەو مەلیلیە لەلایەن ئیسپانیاوە, وە داگیركاری توركستانی ڕۆژهەڵات لەلایەن چینەوە.

دووەم: بەدادوەركردنی شەریعەتی ئیسلامی و ڕەتكردنەوەی بەدادوەر بوونی هەموو ڕیسا و باوەڕ و شەرعێك جگە لە شەریعەتی ئیسلامی, جا ئەو ڕێسایانە:

أ- چ دادوەری جەماوەر(حاكمیة الجماهیر) بێت كە دەسەڵات ئەدات بە گەل.

ب- یان ئەو رێكخراوە نێودەوڵەتییە بێت كە لایەنە سەركەوتووەكانی جەنگی دووەمی جیهانی دروستیانكرد و ناویان نا نەتەوە یەكگرتووەكان (أمم المتحدە), كە ئەمەش:

۱- تێیدا پێنج زلهێز حوكوم دەكات و ویست(إرادە)ی خۆیان بەسەر گەلانی تری دونیادا دەسەپێنن.

۲- ئەندامەكانی زۆرینە دەكاتە دادوەر لە كۆبوونەوە گشتییەكانیدا نەك شەریعەتی ئیسلامی.

۳- كە لە پەیمانەكەیدا مەرج دادەنێ لەسەر ڕێزگرتنی سەروەریی و سەلامەتی زەوی ئەندامانی,واتا لەسەر ڕێزگرتنی داگیركاری قەوقاز لەلایەن روسیاوە, و توركستانی ڕۆژهەڵات لەلایەن چینەوە,و سبتەو مەلیلیە لەلایەن ئیسپانیاوە, هەروەها داگیركاری فەڵەستین لەلایەن ئیسرائیلەوە.

۴- ئەوەی دەیەها بڕیاری دەركردووە كە تێیدا دەستدرێژی كردنە سەر خاكی موسوڵمانان حەڵاڵ دەكات, بۆ نمونە بڕیاری دابەشكردنی خاكی فەڵەستین و بڕیاری داننان بە دەوڵەتی ئیسرائیل و هەموو ئەو بڕیارانەی كە  بە دوایدا دێن, وە نمونەی ئەو بڕیارانەی كە سزای بەسەر عێڕاقدا سەپاند, و نمونەی ئەو بڕیارانەی كە ڕێگەی دا بە هاوپەیمانی خاچپەرستان(التحالف الصلیبی) هێرش بكەنە سەر ئەفغانستان, وە نمونەی كۆنگرەی (بۆن) كە دەوڵەتە عەمیلەكەی كابولی دروستكرد.

وە لە چوارچێوەی بەدادوەر كردنی شەریعەتی ئیسلامیدا ئەوەیە كە هەوڵبدەین شەریعەتی ئیسلامی بەتەنیا دادوەر بێت, هیچ یاسایەك ململانێی نەكات و هیچ مەرجەعییەتێك بەشدار نەبێت لەگەڵیدا, و ملكەچكردن بۆ نیزامی نێودەوڵەتی رەتبكەینەوە كە نوێنەایەتی زلهێزەكانی جیهان دەكات.

سێیەم: كاركردن لەسەر وەستاندنی تاڵانكردنی بەرنامە بۆ دارێژراوی سامانی موسوڵمانان لەلایەن هاوپەیمانی خۆرئاوایی داگیركەرەوە بە سەركردایەتی ئەمریكا, كە بە گەورەترین دزی دادەنرێت لە مێژووی مرۆڤایەتیدا.

چوارەم: پشتگیری گەلانی موسوڵمان لە شۆڕش كردن بەسەر تاغوتە زۆردارە خراپەكارەكاندا و, وشیار كردنەوەی گەلان بەوەی كە دەبێت حوكوم بە شەریعەت بكەن و پابەندی فەرمانەكانی ئیسلام بن و, بانگەوازی گەلانی شۆًڕشگێر بۆ بەردەوام بوون لە شۆڕش هەتا پاشماوەی ئەم نیزامە فاسیدانە لە بێخەوە دەربێنن,و ئەو وڵاتانە لە سەرشۆڕی دەرەكی و فەسادی ناوەكی پاكبكرێتەوە,وە هانی ئەو گەلانەش بدرێت كە تا ئێستا شۆرشیان دەستپێنەكردووە بۆ شۆڕش كردن,بۆ ئەوەی جیهانی ئیسلامی بە تەواوەتی لە دەسەڵاتی بەكرێ گیراوەكان ڕزگاری ببێت.

پێنجەم: پشتگیریكردنی گشت زوڵم لێكراوێك یان لاوازێك لە جیهاندا بەرامبەر زۆردار و خۆبەزلزانان.

شەشەم: كاركردن بۆ بونیادنانی خیلافەتێك كە داننەنێت بە هیچ دەوڵەتێكی نەتەوەیی و هیچ پەیوەندییەكی نیشتمانی و ئەو سنوورانەی كە داگیركەر دیاری كردوون, بەڵكو دەبێت دەوڵەتی خیلافەت لەسەر ڕێبازی پێغەمبەران دابمەزرێت, باوەڕی هەبێت بە یەكبوونی خاكی موسوڵمانان و پەیوەندی برایەتی, وە ئەو سنوورانە لادەبات كە دوژمنان بەسەریاندا سەپاندوون, هەوڵدەدات بۆ بڵاوكردنەوەی یەكسانیی و بوونی ڕاوێژ و سەرخستنی لاوازەكان و ڕزگاركردنی گشت خاكی موسوڵمانان.

حەوتەم: هەوڵدان بۆ یەكگرتنی وزەی گشت لایەنە ئیسلامییەكان لە دەوری ئەم مەبەستانە و بانگەواز كردن بۆی و بڵاوكردنەوەیان لە نێوان موسوڵماناندا.

ئەم خاڵانەی سەرەوە مەبەستەكانی (بەڵگەنامەی سەرخستنی ئیسلام) بوون, بانگەوازی هەموو كەسێك دەكەین كە باوەڕی پێیان هەیە, بانگەوازی بۆ بكات و پشتگیری بكات و بڵاوی بكاتەوە لە نێوان جەماوەری ئوممەتی ئیسلامی بە هەموو هۆكارەكانی بڵاوكردنەوە.

والله من ورا‌و القصد وهو یهدی السبیل

وصلی الله علی سیدنا محمد وآ‌له وصحبه وسلم، وآ‌خر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

براكانتان لە جەماعەتی قاعدە الجهاد

بەسەركردایەتی

براتان أیمن الظواهری

موجاهیدان موسوڵمانان ناكەنە ئامانج

موجاهیدان موسوڵمانان ناكەنە ئامانج

وەرگیراوە لە ووتەیەكی دەنگی برای موجاهید/ ئادەم یحیی غادان (عزام الامریكی) خوا بیپارێزێت/ دەزگای ڕاگەیاندنی السحاب

زمانحاڵی ڕێكخراوی قاعدەی الجهاد لە بلاد خراسان

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله, والصلاە والسلام علی رسول الله وعلی ێ‌له وصحبه ومن والاه وبعد :

 لەكاتێكدا كە ئەمریكییەكان وهاوپەیمانەكانیان نقومی زۆنكاوی بێ هیوایی ودۆڕان بوونە وە زۆر پێداگری لە سەر چارەسەرە وەهمییەكان دەكەن بەڵكو بێنە دەرەوە لەو تەنگژەیەی كە تووشی هاتوونە, وە لەكاتێكدا كە سوپای پاكستانی بەردەوامە لە سەر كردە سەربازییە بێ‌ سەروربەرەكانی لە وەزیرستان وسوات وپشتێنەی قەبەلی, وە لەكاتێكدا كە موجاهیدان بەرگری دەكەن لە قەڵاكانیان بە عەزم وخۆڕاگرییەوە و بەردەوامن لە گەیاندنی گورزە كوشندەكانیان بە ڕاگرانی هەردوو حكومەتەكەی ئیسلام ئاباد وكابول, ئا لەو كاتەدا دەبینین كە ئەو تەقینەوە وهێرشە هەڕەمەكییانەی كە موسوڵمانانی بێ‌ تاوان دەكەنە ئامانج ڕوویان لە زیادبوون كردووە, وە بەزۆری ئەو هێرشانە لەو ناوچانەن كە بەوە ناسراون دانیشتوانەكانی یارمەتی موجاهیدان دەدەن, وە عادەتەن ئەم كارە تاوانكارییانە ژمارەیەكی زۆر قوربانی لێدەكەوێتەوە, بە تایبەتی لە ڕیزی ئافرەتان و منداڵان, وە لە هەموو جارێكدا دوژمنانی ئیسلام وموسوڵمانان موجاهیدان تۆمەتبار دەكەن بەوەی كە بەرپرسیارن لە ئەنجامدانی.

وە لە هەموو جارێكدا ڕەتكردنەوەی موجاهیدان لە بەرپرسیارێتی ئەو كارانە بە ئەنقەست پشت گوێ‌ دەخرێت, لە كاتێكدا كەناڵەكانی ڕاگەیاندن لە ئیسلام ئاباد وكابول و پایتەختەكانی جیهان بە بێ‌ تەعلیق وبە بێ‌ بێ‌ لایەنی ئەو تۆمەتە بێ‌ بنەمایانەی ئەم ڕژیمانە پەخش دەكەن, لەگەڵ ئەوەشدا ئەو كەناڵانە بانگەشەی سەربەخۆیی دەكەن, بۆچی؟ لەبەر ئەوەی ئەم كەناڵانە بوونەتە هاودەست لەگەڵ دوژمن بە ڕەزامەندی وپێداگری خۆیان و ئێستا بوونەتە چەند ئامێرێكی پڕوپاگەندەیی لە گیرفانی خاچپەرستەكان و حكومەت وسوپا بەكرێگیراوە هاوپەیمانەكان لەگەڵیان.

وە ئەو دەزگا ڕاگەیاندنیە نا ئەخلاقی ولایەندارانە بەو شێواندنە بێ‌ ئابڕوویانەیان بۆ سومعەی موجاهیدان نەوەستان, بەڵكو هاودەست بوون لەگەڵ ئەم ڕژێمانە بۆ شاردنەوەی ئەو زیانە ڕاستییانەی كە بەكرێگیراوە مورتەددەكانی خاچپەرستەكان لێیان دەكەوێت, بەڵكو كوژراوانی مورتەددەكانیان بە شەهید ناوبرد!

وە ئەگەر لەم كارەساتە شتێكی خەندە ئامێز هەبێت ئەوەیە, هەمان ئەو كەناڵانەی ڕاگەیاندن وئەو حكومەتانەی پێشتر دەیانوویست باوەڕتان پێبهێنن كە كردەوە پیرۆزەكانی یازدەی سێپتێمبەری ۲۰۰۱ دەزگا هەواڵگرییەكانی ئەمریكا ویەهوود ئەنجامیانداوە نەك موجاهیدان, هەمان ئەوانەن كە ئەمڕۆ بەرپرسیارێتی ئەو تاوانانە دوور دەخەنەوە لە بەكرێگیراوانی دەزگای هەواڵگری پاكستانی وهندی وئەمریكی وبەكرێگیراوانی كۆمپانیای (بلاك وۆتەر) و پێتان دەڵێن كە موجاهیدان تاوانباری ڕاستەقینەن لە پشت ئەم تەقینەوە بێ‌ سەر وبەرانەی كە هیچ پەیوەندییەكی بە ئیسلامەوە نییە وموسوڵمانان دەكاتە ئامانج لە بازاڕ ومزگەوت وخوێندنگە وفرۆشگا وشەقامەكانیان.

ئەو مونافیقانە دەیانەوێت ئێوە باوەڕ بەوە بكەن كە موجاهیدەكان- ئەوانەی كە هەموو خەڵك شاهێدی دەدەن وبینییان كە چۆن بە فەزڵی خوای گەورە دەتوانن هێرشەكانیان لە ناو جەرگەی بارەگا هەواڵگرییەكان و دامەزراوە سەربازییەكانی سەر بە ڕژێمە مورتەددەكان ئەنجامبدەن ودەتوانن دزە بكەن بۆ ناو خانوو ونووسینگەكانی پشتیوانانی ئەم ڕژێمانە لە كافرانی بیانی- ئێستا لە ناكاو هیچ ئامانجێكی گونجاوی نوێیان دەستناكەوێت بۆیە پەنایان بردۆتە بەر تەقاندنەوەی موسوڵمانانی بێ‌ تاوان لە بازرگان وكڕیار وفرۆشیار وهاتووچۆكەران, وە كوشتن وبرینداركردنی پیاو وژن ومنداڵانی بێ‌ تاوان بە بێ‌ بەزەیی وبێ‌ ڕێزگرتنی ئەخلاق ومبدأ وحوكمەكانی خوا!

بەڵام من داوا لە هەموو موسوڵمانێكی ژیر وتێگەیشتوو دەكەم كە گفتوگۆ لەگەڵ خۆی بكات و لەخۆی بپرسێت:

كێ‌ نزیكترە لە بەرپرسیارێتی لەو جۆرە هێرشە وەحشیە بێ‌ بەزەییە ستەمكارانەیە؟

ادامه خواندن موجاهیدان موسوڵمانان ناكەنە ئامانج

مفهوم توکل در مبارزات مسلحانه و اینکه کدام جنبش مستحق پیروزیست

مفهوم توکل در مبارزات مسلحانه و اینکه کدام جنبش مستحق پیروزیست

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

اگر پیرامون یگان ها، هیئت های اعزامی و غزوه های تشکیل شده اندکی بیندیشیم به قدرت امنیتی رسول الله صلی الله علیه وسلم  که در تاریخ بی نظیر است پی می بریم :

۱- رسول الله صلی الله علیه وسلم  هفت ماه پس از هجرت، هیئتی را به ریاست حمزه به سمت سواحل دریای سرخ اعزم کرد تا راه را بر یکی از کاروانهای سکولاریستهای قریش که از آنجا عبور می کرد ببندند که با میانجی گری مردی به نام مجدی بن عمرو جهنی که با هر دو دسته رابطه داشت بدون درگیری به مدینه بازگشتند.

۲- پس از آن یگان دیگری به ریاست عبیده بن حارث اعزام شد و تا کنار آبی که در ناحیه ی حجاز بود پیش رفت؛ تا دویست تن از سکولاریستها به سرکردگی ابوسفیان یا عکرمه را در آن جا غافلگیر کند. این یگان هم بدون جنگ و زد و خورد برگشت، هرچند سعد بن ابی وقاص یک تیر انداخت و این اولین تیری بود که در اسلام انداخته شد.

۳- نُه ماه پس از هجرت یگانی به ریاست سعد بن ابی وقاص جهت سد راه کاروان سکولاریستهای قریش اعزام شد که قبل از رسیدن آنان به کمینگاه، کاروان گذشته بود و برخلاف دو یگان قبلی بدون دیدن دشمن به مدینه بازگشتند.

۴- رسول الله صلی الله علیه وسلم  شخصاً برای سد راه کاروان سکولاریستهای قریش در غزوه ی ودان شرکت کرد. ودان نام کوهی مشرف بر احد است که در بین مکه و مدینه واقع شده است.

۵- سیزده ماه پس از هجرت در غزوه ی بواط راه عبور کاروان یکصد نفره به ریاست امیه بن خلف را مسدود کرد.

۶- شانزده ماه پس از هجرت، از مدینه بیرون رفت تا در غزوه ی العشیره راه را بر یک کاروان مجهزسکولاریستهای  قریش ببندد که از شام به سوی مکه برمی گشت و تقدیر چنان شد که به جنگ بدر منجر شد.

۷- هفده ما پس از هجرت، مصادف با ماه رجب یگانی به ریاست عبدالله بن جحش به سوی نخلستانی میان مکه و طایف اعزام شدند که میان بستان ابن عامر کمین کردند و کاروانی را در آن جا به اسارت گرفتند و به مدینه بردند.

۸- غزوه ی بدر کبری که اراده ی خدا آن را به جای کاروان تجاری سکولاریستهای قریش برای مسلمانان رقم زد.

این هشت رویداد نمونه هایی از بیداری سرویس اطلاعات رسول الله صلی الله علیه وسلم  و اطلاع رسانی دقیق بود که هرگونه تحرک دشمن را کنترل می کرد و این سرویس از هوشیاری آنچنانی برخوردار بود که لحظه خروج از مکه و شام را به طور دقیق مخابره می کرد.

ادامه خواندن مفهوم توکل در مبارزات مسلحانه و اینکه کدام جنبش مستحق پیروزیست

پیام شیخ  ایمن الظواهری  به مردم مسلمان ترکیه

پیام شیخ  ایمن الظواهری  به مردم مسلمان ترکیه

شیخ ایمن الظواهری  در پیامی صوتی از مردم مسلمان ترکیه خواست حکومت خود را مجبور کنند که همکاریهای خود با اسرائیل را قطع کند و از کشتن مسلمانان در افغانستان دست بردارد.

شیخ ایمن ابتدا به حادثه کشته شدن ۹ برادر فعال ترک در کشتی آزادی به دست نیروهای اسرائیلی  اشاره کرد و به خانواده های این برادران و ملت مسلمان ترکیه این حادثه را تسلیت گفت و از خداوند منان برای آنها درخواست رحمت و برای خانواده شان در خواست صبر نمود.

شیخ ایمن در ادامه گفت: تغيير از وضعیت اسفباری که در آن هستیم با ارسال کاروانهای امداد رسانی یا انجام تظاهرات حاصل نمی شود  بلکه تغییر زماني‌ حاصل مي‌شود كه مردم تركيه از دولت خود درخواست كنند كه همكاري با اسرائيل و به رسميت شناختن آن را متوقف كند و همچنين از اعزام نيروهاي خود براي كشتن مسلمانان افغانستان خودداري كند.

وي تصريح كرد كه به نظر مي‌رسد كه دولت تركيه از طريق بيانيه‌ها و ارسال كمك‌هاي امدادي از مردم فلسطين حمايت مي‌كند و اين در حالي است كه اسرائيل را به رسميت مي‌شناسد، با آنها تجارت مي‌كنند و مانورهاي نظامي انجام مي‌دهند و تبادل اطلاعات انجام مي‌دهند.

شیخ ایمن الظواهري همچنین گفت در حاليكه دولت تركيه با بيانيه‌هايي خود، جرايم رژيم صهيونيستي عليه مسلمانان غزه را مورد انتقاد قرار مي‌دهد اما خود جرايمي را عليه مسلمانان افغانستان مرتكب مي‌شود.

وي ادامه داد كه دولت تركيه و ارتش اين كشور ابزاري در دستان صلیبیان شده‌اند. در افغانستان، نيروهاي تركيه تحت حمايت نيروهاي ناتو در كشتار مسلمانان و سوزاندن و تخريب روستاها و خانه‌ها مشاركت مي‌كنند.

شیخ ایمن خطاب به مردم تركيه گفت: دولت شمال نقش مهمي را در همكاري با آمريكا در جنگ عليه اسلام ايفا مي‌كند زيرا اين كشور چندين تن از مجاهدين را دستگير و به دست آمريكا سپرده است و آنها توسط آمريكا شكنجه شدند و به حبس‌هاي طولاني‌مدت محكوم گرديدند، از جمله آنها برادر فرمانده مجاهد “شيخ عبد الهادي عراقي” فك الله أسره است.

وي تاكيد كرد كه ايالات متحده، رژيم‌صهيونيستي و حکومت های خائن مسلط به سرزمینهای اسلامی در محاصره غزه شريك هستند.

لازم به ذکر است که ارتش ترکیه در ضمن نیروهای ناتو برای کمک به نیروهای بین المللی در جنگ با مردم مسلمان وجود دارند.

هجرت به حبشه برای نجات جان بود یا جستجوی مکانی امن و مرکزی جدید برای صدور دعوت

هنر برخورد با نظام جاهلی / هجرت به حبشه برای نجات جان بود یا جستجوی مکانی امن و مرکزی جدید برای صدور دعوت

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

این هدفی دیگر است که علاوه بر محفوظ ماندن سربازان دعوت و افراد آن در ورای هجرت به حبشه نهفته است و صاحب فی ضلال، سید قطب رحمه الله  بدان اشاره کرده است :

… رسول الله صلی الله علیه وسلم  به دنبال مرکز دیگری غیر از مکه بود که این عقیده را حفظ و آزادی آن را تضمین کند و تصمیم گرفت آن را از فضای خشونت مکه نجات دهد تا هم در به دست آوردن آزادی دعوت و هم حمایت و حفاظت گرویدگان بدان از فشارها و فتنه های مکه رها شود … به نظر من این اولین سبب هجرت بود.

ابتدا یثرب به عنوان پایگاه و مرکز جدید دعوت جهت مهاجرت انتخاب شد. اما مسیر حبشه جلو افتاد و بسیاری از مسلمانان سابق به حبشه هجرت کردند و اینکه گفته شود آنان فقط برای نجات نفس خود مهاجرت کرده اند هیچ استناد و قرینه ی قوی ندارد و اگر چنین بود مسلمانانی که از جهت موقعیت و توانایی و قوت بازو ضعیف بودند قبل از همه هجرت می کردند. در صورتی که مسأله عکس این است و بردگان مستضعف که بیشتر فشار و شکنجه و آزارها متوجه آنان بودند هجرت نکردند بلکه کسانی هجرت کردند که در مکه دارای طایفه و قبیله ی قوی بودند و تبار و قبیله ی آنها، آنان را از شکنجه و فتنه برحذر می داشت .

اغلب مهاجران قریشی بودند، جعفر بن ابوطالب هجرت کرد در صورتی که پدر او و فرزندان بنی هاشم بخصوص از او و رسول الله صلی الله علیه وسلم   حمایت می کردند. زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، اوبسلمه مخزومی و عثمان بن عفان اموی … به حبشه هجرت کردند، همچنین زنانی از اشرافی ترین خانواده های مکه هجرت کردند که اصلاً دست شکنجه و آزار به آنها نمی رسید چه بسا در ورای این هجرت علت های دیگری نهفته باشد مانند لرزه انداختن به داخل خانه های قریش چرا که فرزندان عزیزشان همراه عقیده خود راه هجرت را در پیش گرفته و از جاهلیت گریخته و تمام روابط خویشاوندی را پشت سر نهاده اند و این حرکت در یک محیط قبیله ای، جامعه را سخت تکان می دهد، به ویژه زمانی که در میان مهاجرین کسانی همچون «ام حبیبه» دختر ابوسفیان، رهبر جاهلیت و بزرگترین متصدی جنگ جدید و هدایتگر جبهه مخالف، وجود دارد.

 اما وجود علت های مختلف در هجرت، جستجوی پایگاه آزاد یا با امنیت برای دعوت جدید را نفی نمی کند و این علت بزرگ به قوت خود باقی و آشکار است، به ویژه اگر اسلام آوردن نجاشی را به این استدلال بیفزاییم که کودتای فرماندهان رومی علیه او آن را آشکار ساخت. چنانکه در برخی از روایات صحیح آمده است[۱].

در سیره ی نبوی دلایل محکمی وجود دارد که این برداشت بزرگ سید رحمه الله را تأیید می کند و به نظر من مهمترین آن همان وضع عمومی بود که با هجرت در حبشه به وجود آمد. ما سراغ نداریم که رسول الله صلی الله علیه وسلم  جز بعد از هجرت به مدینه و رویدادهای بدر و احد و خندق و صلح مهم حدیبیه کسی را دنبال مهاجران حبشه فرستاده باشد و معروف است که عمرو بن امیه ضمیری فرستاده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم  به سوی نجاشی، بعد از صلح حدیبیه پیش نجاشی با عمروبن عاص به هم رسیدند و هر یک از آنها نزد او کاری داشتند؛ نهایتاً عمروبن عاص پناهندگی سیاسی را انتخاب کرد چرا که می دید حتماً بعد از صلح حدیبیه رسول الله صلی الله علیه وسلم  مکه را فتح می کند و مقاومت ارزش ندارد.

وظیفه ی عمرو بن امیه ضمیری درخواست برگرداندن مهاجران از حبشه به مدینه از نجاشی بود و بعد از صلح کار آنان به وقوع پیوست.

اما حدود پنج سال، یثرب مرکز تاخت و تاز و یورش توفنده ی سکولاریستهای قریش بود، و آخرین هجوم و یورش، حمله ی خندق بود که ده هزار جنگجو برای ریشه کن کردن بنیاد مسلمانان آنجا گرد آمدند و بعد از طرد کافران و راندن آنها از مدینه رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود : «اکنون دیگر ما به سوی آنان می تازیم و توان تاخت و تاز آنان سپری شده است»[۲].

با سخن صریح رسول الله صلی الله علیه وسلم  خطر تاخت و تاز مدینه بعد از خندق پایان یافت و صلح حدیبیه در سال ششم هجری این پیام را تأکید بخشید و قریش دولت مدینه را به رسمیت شناختند. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم  از مدینه به عنوان پایگاه و مرکز مطمئن و با امنیت، اطمینان یافت و خطر یورش مشرکان سکولار  پایان پذیرفت. بنابراین پیکی را به دنبال مهاجران حبشه فرستاد و دیگر ضرورتی نبود که این پایگاه احتیاطی آنجا به کار خود ادامه دهد که ممکن بود در صورت سقوط مدینه رسول الله صلی الله علیه وسلم  به آنجا پناه برد.

براستی این حکمت بزرگ سیاسی و برنامه ریزی و طراحی عمیق است که رسول الله صلی الله علیه وسلم  در بنای دولت اسلامی پشت سر می گذارد که هرگونه احتمال ممکن را مورد بررسی قرار می دهد و در تمام نقاط زمین دنبال مکان مناسبی است که دولت اسلامی را در آن بنیان گذاری کند یا عقیده و افکار و تئوری حکومت محفوظ باقی بماند. مهاجران عملاً از حبشه به مدینه رسیدند، او را در خیبر یافتند و در آنجا به سوی او رفتند بعد از فتح خیبر به خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم  رسیدند رسول الله صلی الله علیه وسلم  از فرط خوشحالی فرمود : «ما أَدری بِأَیَّهِما أَسُرُّ بِفَتحِ خَیبَرَ أَم بِقُدُومِ جَعفَرَ؟» نمی دانم به کدام پیروزی خوشحال و مسرور گردم؟ به فتح خیبر یا رسیدن جعفر؟[۳].


 1- فی الضلال القرآن، ص ۲۹

۱- صحیح بخاری، ج ۲، ص ۵۹۰

۱- السیه النبویه، ج ۴، ص ۳

پیام شیخ ایمن الظواهری  در ارتباط با حکم زندانی ابد برای زن داشمند مسلمان “عافیه صدیقی” از جانب دادگاه آمریکایی

پیام شیخ ایمن الظواهری  در ارتباط با حکم زندانی ابد برای زن داشمند مسلمان “عافیه صدیقی” از جانب دادگاه آمریکایی

بسم الله و الحمدلله و الصلاة و السلام على رسول الله و آله وصحبه و من والاه. برادران مسلمانم در ھر جایی که ھستيد: السلام عليكم و رحمة لله و بركاته و بعد:  دادگاه آمریکایی در حق خواھر عافيه صدیقی حکم زندانی بيشتر از ھشتاد سال را صادر نمود، و بنا به ھمين حکم، من دو پيام دارم، اول برای آمریکا و دوم برای امت مسلمان در پاکستان.

پس پيامم به آمریکا این است که مي گویم: حکم کنيد که در واقع شما علیه خود حکم مي کنيد، و ظلم کنيد که در واقع شما علیه خود ظلم مي کنيد، و تجاوز کنيد که در واقع علیه نفسھای خود تجاوز مي کنيد، سوگند به پروردگار آسمانھا و زمين تا برپایی قیامت با شما خواھيم جنگيد و یا اینکه از جرم ھای تان باز ایستيد، پس هر کس را که می خواهید اسیر کنید، و هر کس را که می خواهید بکشید، و هر کس را که می خواهید بمباران کنید، و هرگونه که دوست دارید استکبار ورزید، که امت اسلامی در پی شماست، بمبارانتان را با بمباران و کشتارتان را با کشتن و ویران کردن تان را با ویرانی و دشمنیتان را به مثل آن جواب خواھد داد.

خداوند عزوجل مي فرمايد: ‏وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ ‏* ‏ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ (بقره ۱۹۰ – ۱۹۱) «‏‏و در راه خدا بجنگيد با كساني كه با شما مي‌جنگند و تجاوز و تعدّي نكنيد. زيرا خداوند تجاوزگران را دوست نمي‌دارد.‏ * و هرجا آنان را دريافتيد ايشان را بكشيد، و آنان را كه شما را از آنجا بيرون كرده‌اند بيرون سازيد، و فتنه از كشتن بدتر است . و با آنان در كنار مسجدالحرام جنگ نكنيد، مگر آن گاه كه ايشان در آنجا با شما بستيزند. پس اگر با شما جنگيدند ايشان را بكشيد. سزاي کافران چنين است.‏»

و اما خطاب به امت اسلامی در پاکستان کلماتی چند مي گویم، چرا که وقت، وقت عمل است: حکومت شما و زمامدارن نظامیتان شمارا قومی بی کرامت و بی حرمت و بی عزت گردانده اند، بلکه قومی که اصلا ھيچ ارزش ندارند، آمریکاییان و همپیمانان ( سکولار یست و ) صليبی آنھا شھرھایتان را اشغال نموده اند، و مردم شمارا به قتل مي رسانند، و روستاھایتان را ویران مي کنند، وزنانتان را به اسارت می برند، پس آیا بعد از این، ذلت دیگری وجود دارد، و یا بالاتر از این، خواری دیگری است، پس ای آزاد منشان و ای شریفان و ای اھل راستی و غيرت و مردانگی، و ای لشکریان اسلام در پاکستان، یقيناً راه روشن و واضح شده است، پس کسي که مي خواھد عافيه صدیقی را آزاد نماید و از ھر آن کسي که بر وی و بر ھر زن مسلمان تجاوز کره است انتقام بگيرد، پس به مجاھدین ملحق شوید، و به آنها کمک نمایید، و به آنها بپیوندید، زیرا عزت نيست مگر در جھاد و کرامت حاصل نمي شود مگر بوسیله آن.

خداوند عزوجل می فرماید: فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏* ‏ وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً ‏* ‏ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفاً  (نساء ۷۴ – ۷۶) «‏ بايد در راه خدا كساني جنگ كنند كه زندگي دنيا را به آخرت مي‌فروشند. و هر كس در راه خدا بجنگد و كشته شود و يا اين كه پيروز گردد، (در هر دو صورت در آخرت) پاداش بزرگي بدو مي‌دهيم. ‏* ‏چرا بايد در راه خدا و ( نجات ) مردان و زنان و كودكان درمانده و بيچاره‌اي نجنگيد كه (فرياد برمي‌آورند و) مي‌گويند: پروردگارا ! ما را از اين شهر و دياري كه ساكنان آن ستمكارند (و بر ما بيچارگان ستم روا مي‌دارند) خارج ساز، و از جانب خود سرپرست و حمايتگري براي ما قرار بده، و از سوي خود ياوري برايمان قرار ده (تا ما را ياري كند و از دست ظالمان برهاند). ‏* ‏ كساني كه ايمان آورده‌اند، در راه خداوند مي‌جنگند، و كساني كه كفرپيشه‌اند، در راه شيطان مي‌جنگند. پس با ياران شيطان بجنگيد. بيگمان نيرنگ شيطان هميشه ضعيف بوده است.‏»

و در این کفایت است برای کسی که در نفسش حياء باشد و در دلش غيرت، و در سخن بدون عمل ھيچ خيری نيست.و آخر دعوانا أن الحمد رب العالمين. و صلى لله على سيدنا محمد و آله وصحبه و سلم.  و السلام عليكم و رحمة لله و بركاته.

موضع مولوی محمد جعفر محبی مدیر نهاد نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت زاهدان در حادثه مسجد مکی زاهدان چیست؟

موضع مولوی محمد جعفر محبی مدیر نهاد نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت زاهدان در حادثه مسجد مکی زاهدان چیست؟

به قلم: درا میر

هماهنگ با شایعه ی تجاوز به دختر بلوچ در شهریور ۱۴۰۱ش در چابهار ما برای اولین بار در تاریخ چند دهه ی انقلاب اسلامی ایران بعد از سراوان شاهد انتخاب و معارفه مولوی محمد جعفر محبی توسط آیت الله محامی از میان حنفی مذهبها به عنوان مدیر نهاد نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت واحد زاهدان بودیم.

مولوی عبدالرحمن محبی پدر مولوی جعفر از معتمدین نظام جمهوری اسلامی ایران و نهاد ولی فقیه در سیستان و بلوچستان و از فعالین تقریب مذاهب اسلامی در بلوچستان بود و این صفت از پدر به پسر نیز رسیده است به گونه ای که مولوی جعفر توانسته است به چنین جایگاهی برسد.

با این توصیفات زمانی که پس از آنکه مولوی عبدالغفار نقشبندی اعلام کرد که تجاوز به آن دختر چابهاری برایش «محرز» شده و درواقع بدون در نظر گرفتن تمام ظوابط شرعی در مجرز شدن جرم «زنا» به تأئید وقوع جرم زنا فتوا داد که به دنبال آن شاهد موضع گیری های مختلف مولوی های مختلف و بازارگرمی رسانه های مختلف ماهواره ای و مجازی دشمنان خارجی بودیم انتظار می رفت که مولوی جعفر محبی نیز در برابر این تهاجم آشکار جنگ روانی واکنشی از خود نشان دهد.

متاسفانه بر اثر سهل انگاری و نادیده گرفتن شروط محروز شدن جرم زنا توسط کسانی چون مولوی نقشبندی و تحریک مردم و بخصوص جوانان، ما شاهد تولید فاجعه ی مسجد مکی زاهدان بودیم.

بعد از این فاجعه نیز باز ما انتظار داشتیم مولوی محبی به عنوان مدیر نهاد نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت زاهدان از خودش واکنشی نشان دهد اما …. .

اهل سنت سیستان و بلوچستان هم اکنون نیاز دارد موقف این مدیریت تازه تأسیس را در مورد فاجعه زاهدان بداند.

در زاهدان ما شاهد «تولیداتی» هستیم که این تولیدات آشکارا برای یک مولوی به عنوان امیرالمومنین بیعت می گیرند! یعنی در یک کشور عده ای به خود اجازه داده اند که با وجود رهبریت، در آن کشور برای یک مولوی جلسه بیعت به عنوان امیرالمومنین بگیرند و این مولوی هم …

یعنی شما تصور کنید در ولایت یا استانی از آمریکا یا فرانسه یا ژاپن یا افغانستان یا هر کشوری در جهان عده ای بلند شوند و بگویند این رئیس جمهور و رهبر حکومتی ماست و….!! چون امیرالمومنین یعنی رهبر حکومتی جامعه ی مسلمین.

برای شما چنین حماقتی قابل تصور است؟

شما در همین نزدیکی ها تصور کنید اگر در یکی از ولایتهای امارت اسلامی افغانستان عده ای بلند شوند و بگویند ما مولوی خودمان را داریم و با این مولوی به عنوان امیرالمومنین بیعت می کنیم و مولوی هبة الله اخوند زاده را نادیده بگیرند؛ به نظر شما امارت اسلامی چگونه برخوردی با این افراد می کند؟

به نظر شما در زاهدان چه افرادی تولید شده اند که به خود چنین اجازه ای داده اند در داخل کشور ایران برای خودشان رهبری آنهم در جایگاه امیرالمومنین انتخاب کنند؟

مولوی جعفر محبی گرامی : تابلوی بالای سرت نشان می دهد در کجا ایستاده ای و قصد حرکت در چه مسیری را داری، پس دیگر مثل سابق نمی توانی در میان طبقات مختلف مولوی ها و ماموستاها و تحصیلکردگان بنشینی و شروع کنی به نقد و…، الان صف و جایگاه و مسیر حرکت شما واضح و آشکار شده است ؛ پس بدانید که این روزها و در این آشفتگی که توسط دستهای مختلفی به وجود آمده است اهل سنت زاهدان نیاز به روشنگری و موضعگیری صریح و قاطع دارند؛ شما که در این مسند هستی واکنش شما نسبت به این وقایع چیست؟