حقیقت بن‌سلمان گاو شیرده و ذلت بی‌پایان بردگان کاخ سفید

حقیقت بن‌سلمان گاو شیرده و ذلت بی‌پایان بردگان کاخ سفید

به قلم: محمد اسامه

«او فکر نمی‌کرد بیاید و باسن مرا ببوسد»؛ این نه کلام یک دشمن ایدئولوژیک، بلکه کلام دونالد ترامپ ارباب آمریکایی خطاب به نوکر خانه‌زادش، محمد بن‌سلمان است. این جملات تحقیرآمیز، پرده از این واقعیت تلخ برمی دارد، حکامی که خود را «خادم الحرمین» می‌نامند، در نگاه اربابان غربی‌شان چیزی جز موجوداتی ذلیل و ابزارهایی برای دوشیدن نیستند.

این مزدوران عزت را جائی جستجو می کردند که الله جل جلاله چند قرن قبل در مورد آنها هشدار داده و می فرماید: الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹) همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند؛ آیا عزت و سربلندی را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آنِ خداست.

بن‌سلمان و دیگر حاکمان خلیج فارس چون  امارات،عمان، بحرین، قطر و کویت، مصداق بارز این آیه هستند. آن‌ها برای بقای قدرت لرزان خود، به جای تکیه بر امت اسلامی و نصرت الهی، به دامن کفار حربی پناه برده‌اند و نتیجه‌ی این فرار از دین اسلام و مومنین، چنین تحقیر بی‌سابقه‌ای در برابر جهانیان است.

اما لازم است بدانیم که خیانت آل‌سعود فراتر از یک رابطه‌ی سیاسی است؛ آن‌ها سرزمین وحی، مکه و مدینه را به پایگاهی برای اشغالگران آمریکایی تبدیل کرده‌اند. رسول الله صلی الله علیه وسلم در واپسین روزهای حیات مبارکشان فرمودند: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ. سکولاریستها (= مشرکان) را از جزیرة‌العرب بیرون کنید.

اما امروز، بن‌سلمان نه تنها آن‌ها را بیرون نکرده، بلکه با ذلت تمام، خاک اسلام را در اختیار دشمنان شماره‌یک مسلمین قرار داده است تا از آنجا برای ضربه زدن به اسلام و مسلمین نقشه بکشند. این کار، مصداق بارز «تولّی کفار» و خروج از دایره ایمان است.

آنچه ترامپ به زبان آورد، حقیقت تمام حاکمان خودفروخته‌ی منطقه است. از امارات که دست در دست صهیونیست‌ها گذاشته تا بحرین که به پایگاه پنجم نیروی دریایی آمریکا تبدیل شده است. این‌ها «حاکمان مرتد» و خائنی هستند که برای لبخند یک کافر، حاضر هستند حرمت کعبه و خون مسلمانان را معامله کنند. بن‌سلمان که در برابر جوانان مسلمان و مومنین صادق اهل دعوت و جهاد، با شمشیر و زندان سخن می‌گوید، در برابر ترامپ چنان ذلیل است که مورد چنین توهین‌های وقیحانه‌ای قرار می‌گیرد.

ای جوانان با ایمان، ای مومنینی که به ایمان و قیامت خود اهمیت می دهید، ببینید مدعیان رهبری جهان اسلام چگونه توسط یک کافر محارب بی ارزش تحقیر می‌شوند. این همان نتیجه‌ی پشت کردن به قرآن و سنت و مومنین است. کسی که در برابر الله و قانون شریعت الله سر خم نکند، ناچار است در برابر بندگان شیطان، با ذلت «بوسه بر پا» بزند. چون : وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (منافقون/ ۸)

سکوت برخی مولوی‌ها و علما در برابر این حجم از خیانت و ذلت آل‌سعود، نشان‌دهنده‌ی همراهی با این جریان نفاق است. چگونه می‌توان ادعای مسلمانی داشت و در برابر اشغال نظامی جزیرة‌العرب و تحقیر ولیعهد سعودی توسط کفار سکولار، لب به روشنگری و بیان حقایق نگشود؟

بن‌سلمان و شرکای او در خلیج فارس نه تنها خائن به خاک و وطن، بلکه خائن به الله و رسول هستند. جملات ترامپ، تازیانه‌ای بر پیکر بی‌غیرتی حاکمانی است که دین را به دنیا فروختند. بر هر مسلمان آزاده‌ای واجب است که از این «حکام ذلیل» و «علمای ساکت» بیزاری جسته و بداند که راه نجات، تنها در گرو بازگشت به عزت اسلامی و نبرد با سلطه‌ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و نفاق حکام دست نشانده و خائن است.

حقارت، خیانت و سقوط آل سعود ارباب دولتکهای حاشیه خلیج فارس در منجلاب ذلت

حقارت، خیانت و سقوط آل سعود ارباب دولتکهای حاشیه خلیج فارس در منجلاب ذلت

به قلم: ابومحمود کندزی

از ابتدای جنگ رمضان ۱۴۰۴ش تا کنون دولتکهای حاشیه خلیج فارس به همراه آل سعود مظلوم نمایی می کنند که این جنگ آمریکا و اسرائیل ربطی به ما ندارد، اما زمانی که مشخص است آمریکا و اسرائیل از زمین و هوای آنها بر علیه دارالاسلام ایران عملیات انجام می دهند می گویند ما تسلطی بر آنها نداریم و زمانی که مشخص می شود خودشان از مشوقین و زمینه سازان این جنگ از لحاظ مالی و … بوده اند اینبار سکوت می کنند انگار چیزی نشنیده اند.

تاریخ اسلام از اندلس تا زمان حملات مغولهای سکولار قدیم و جدید را نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این عربهای بی غیرت اولین‌ها در ذلت نیستند بلکه هرگاه حاکمی به جای تکیه بر قدرت الهی و عزت ایمانی و مومنین، دست گدایی و دوستی به سوی مستکبران دراز کند، سرانجامی جز خواری و رسوایی نخواهد داشت. سخنان اخیر و تحقیرآمیز مقامات غربی درباره سران آل‌سعود، بار دیگر پرده از واقعیتِ تلخ «بردگی مدرن» این حکام برداشت.
الله جل جلاله در قرآن کریم به صراحت نسبت به گرفتن کافران و مستکبران به عنوان سرپرست و دوست صمیمی هشدار داده است. کسانی که عزت را در گرو لبخند کافران می‌بینند، حقیقت را گم کرده‌اند.

الله جل جلاله می‌فرماید:
بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا ( نساء/ ۱۳۸-۱۳۹)به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک در پیش دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند. آیا عزت و سربلندی را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آن الله است

حکام آل‌سعود که هم اکنون به عنوان بزرگ خائنین امارات و بحرین و قطر و کویت به شمار می روند با پشت کردن به امت اسلامی و تکیه بر قدرت‌های پوشالی، مصداق بارز این آیات هستند که برای بقای چندروزه قدرت خود، شرف و عزت سرزمین وحی را به تاراج گذاشته‌اند.
تعبیر «گاو شیرده» که بارها توسط سیاستمداران غربی و بخصوص ترامپ برای توصیف این حکام به کار رفته، و باز توهین اخیر ترامپ به بن سلمان که کفت باسن من را ماچ کند و… نشان‌دهنده عمق نگاه ابزاری و تحقیرآمیزی است که به آن‌ها وجود دارد. آن‌ها ثروت‌های عظیم بیت‌المال و ذخایر الهی جزیرة‌العرب را نه برای رفاه امت اسلامی، بلکه برای جلب رضایت اربابان کافر و محارب غربی خود هزینه می‌کنند.
این یک واقعیت است که : مَنْ طَلَبَ مَرْضَاةَ النَّاسِ بِمَا یُسْخِطُ اللَّهَ کَانَ حَامِدُهُ مِنَ النَّاسِ ذَامّاً.
هر کس برای جلب رضایت مردم، کاری کند که خداوند را به خشم آورد، همان ستایش‌کنندگان (اربابان غربی) در نهایت به نکوهش و تحقیر او زبان می‌گشایند

امروز می‌بینیم همان کسانی که بن‌سلمان مبالغ هنگفتی را به جیب آن‌ها سرازیر کرد، امروز با رکیک‌ترین عبارات او را تحقیر می‌کنند. این است عاقبت کسی که رضایت ترامپ و نتانیاهو را بر رضایت الله ترجیح دهد.
البته ذلت این حکام تنها در کلام نیست، بلکه در عمل و با خیانت به مظلومان غزه و فلسطین و یمن و سومالی و عراق و سوریه و سودان و افغانستان و هم اکنون ایران نمایان شده است. خودفروختگی آن‌ها تا جایی پیش رفته که به جای حمایت از کیان اسلام و دارالاسلام و مؤمنان، در زمین دشمن بازی می‌کنند و با عادی‌سازی روابط، خنجری از پشت بر پیکر امت اسلام فرود می‌آورده اند.
وقتی حاکمی چون بن سلمان اجازه می‌دهد که در مجامع بین‌المللی به او و ملتش توهین شود و با لحنی فرودستانه با او سخن بگویند، یعنی عنصر «غیرت» و «حریت» در او خشکیده است. کسی که «بوسه بر باسن و دست و پای» دشمن را مایه بقای خود بداند، از نظر اسلام مرده‌ای بیش نیست.

البته اکثر این توهین‌ها از سوی آمریکا و شخصی چون ترامپ صورا می گیرد که خودش نزد کفار اروپایی هم بی اعتبار است چنانچه برایان کراسنشتاین، خبرنگار و فعال رسانه‌ای آمریکایی با کنایه می گوید:

” ترامپ: «جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری به ما احترام می‌گذارد.»

فرانسه: حریم هوایی خود را به روی ارتش ما می‌بندد.
ایتالیا: پایگاه هوایی خود را در اختیار ارتش ما نمی‌گذارد.
اسپانیا: پایگاه‌هایش را به روی نیروهای ما می‌بندد.
لهستان: از ارائه سامانه‌های موشکی به ما خودداری می‌کند.

ترامپ اصلا نمی‌فهمد «احترام» یعنی چه! ”
این جایگاه کنونی ترامپ و آمریکائی است که این حکام دست نشانده آنهمه دلار و ثروت و هدیه به پایش ریختند و آخرش به بن سلمان گفت باسن من را ببوس و…

حکام خائن آل‌سعودی و دولتکهای حاشیه خلیج فارس باید بدانند که ثروت‌های بادآورده و تسلیحات غربی هرگز نخواهد توانست برای آن‌ها «مشروعیت» و «عزت» بخرد. سرنوشت کسانی که به جای ریسمان الهی به دامن آمریکا و صهیونیستها چنگ زده‌اند، چیزی جز زبونی و سقوط نخواهد بود. تاریخ نشان داده است که مستکبران، نوکران خود را پس از اتمام تاریخ مصرف، همچون دستمال توالت به دور خواهند انداخت.

البته امروز کاخ سفید اعلام کرد:
” واشنگتن از این پس دیگر بر اساس ایدئولوژی یا ارزش‌های مشترک از متحدان خود حمایت نخواهد کرد بلکه این حمایت منوط به پرداخت پول و دادن امتیازات خواهد بود.”

این یعنی پول ندهند یا یکی بیشتر پول بدهد این بیچاره های منفور نزد الله و مومنین نیز رها خواهند شد.

عزت تنها از آن خدا، رسول او و مؤمنان اهل دعوت و جهاد است، نه لرزندگان در برابر تهدید و تشر کافران.

خنجر «احمد الشرع» و باند جولانی ملافتاحی بر پشت مهاجرین؛ از ادعای شریعت تا معامله بر سر ناموس و خون مجاهدین

خنجر «احمد الشرع» و باند جولانی ملافتاحی بر پشت مهاجرین؛ از ادعای شریعت تا معامله بر سر ناموس و خون مجاهدین

به قلم: ابوخالد کردستانی

پیام‌های رسیده از «مخیم الروج» قلب هر مسلمان غیوری را به درد می‌آورد. گزارش‌هایی از یورش‌های شبانه، ضرب و شتم با کابل و آهن، و فاجعه‌بارتر از همه، ربودن کودکان خردسال زیر ۸ سال از آغوش مادرانشان.

ما حق داریم از جولانی مرتد و نوچه هایش چون ملا فتاحی بپرسیم که چه کسی راه را برای این جسارتِ مرتدین سکولار هموار کرده است؟ چه کسی پشت مجاهدین و خانواده‌هایشان را خالی کرده است؟

«احمد الشرع» معروف به ابومحمد جولانی، که تنها رهبر یک گروه مافیایی و جاهل به شریعت و فقه اسلامی به شمار می رود از کانال کسانی دین فروش چون ملافتاحی و عطون و عبدالرزاق المهدی و ابوقتاده فلسطینی و امثالهم روزگاری با شعارهای فریبنده جهاد و حاکمیت شریعت، جوانان مخلص را از اقصا نقاط جهان به سرزمین شام کشاند، امروز نقاب از چهره برداشته است.

او که با وعده تشکیل حکومت اسلامی و «دارالاسلام» و تطبیق شریعت الله، مهاجرین را جذب کرد، اکنون در چرخشی ننگین و با رویکردی که بسیاری از علما همچون ابومحمد مقدسی آن را مصداق «ارتداد» می‌دانند، به پیمان‌کار دستگاه‌های امنیتی دارالکفر های محارب سکولار آمریکا و غرب و صهیونیستها تبدیل شده است.

این خائن به اهل دعوت و جهاد در کنار صدها جنایتی که مرتکب شده است هم اکنون در مسیر تحویل پناهندگان الله به بلاد کفر است.
مهاجرینی که با هجرت از دیار کفر، تمام پل‌های پشت سر خود را برای نصرت دین خدا شکستند، اکنون مظلومانه‌ترین مزد خود را از دست «جولانی مرتد» دریافت می‌کنند. جولانی با تغییر رنگ و برای کسب مشروعیت بین‌المللی، پرونده‌های اطلاعاتی مجاهدین و محل استقرار خانواده‌های آنان را وجه‌المصالحه قرار داده است. او به جای حمایت از ناموس مسلمین، آدرس و مشخصات آن‌ها را برای بازگشت به همان زندان‌هایی که از آن گریخته بودند، فراهم می‌کند.

در کنار این خیانت آشکار باند جولانی ما شاهد فروپاشی اخلاقی و شکنجه در مخیم الروج هستیم که باز ثمره توافقات پنهانی جولانی مرتد است.
آنچه امروز در مخیم الروج می‌گذرد (تعنیف، شکنجه و جدا کردن فرزندان از خانواده)، نتیجه مستقیم تضعیف جبهه مجاهدین توسط سیاست‌های انحصارطلبانه جولانی است. او با جنگ افروزی میان گروه‌های جهادی و حذف فیزیکی فرماندهان مخلص، جبهه اسلام را ضعیف کرد تا خود به عنوان تنها طرف مذاکره با طرف‌های خارجی شناخته شود. خانواده‌هایی که امروز در الروج زیر شکنجه هستند، قربانیانِ «پاکسازی‌های» جولانی برای خوش‌خدمتی به آمريکا و غرب و صهیونیستها اند.

جولانی با زندانی کردن مهاجرین در ادلب و رها کردن خانواده‌های آنان در اردوگاه‌های تحت سیطره دشمنان، عملاً ثابت کرد که «شریعت الله» برای او تنها ابزاری برای حکومت است. او که مدعی بود برای نصرت مظلوم آمده است، اکنون در برابر ناله زنان و فریاد کودکان در مخیم الروج سکوت کرده و یا بدتر از آن، در حال تسهیل فرآیند استرداد آن‌ها به دارالکفر های محارب است.

با این اوصاف، مومنین اهل دعوت و جهاد و امت اسلام لازم است بدانند که احمد الشرع (جولانی) با پشت کردن به عهد و پیمان خود با الله و اهل دعوت و جهاد و بخصوص با مهاجرین، نه تنها به برادران خود، بلکه به آرمان جهاد خیانت کرده است. مزد کسی که از بلاد کفر به امید امنیتِ اسلام آمد، شکنجه و استرداد نیست.
سکوت در برابر جنایات الروج و خیانت‌های جولانی، شریک شدن در خون‌هایی است که به ناحق ریخته می‌شود. جولانی مرتد باید بداند که دعای مظلومان و آهِ مادرانی که کودکانشان از آن‌ها جدا شده، پایه‌های حکومت پوشالی او را ویران خواهد کرد.

آنچه تاکنون درباره سفرهای «احمد الشرع» ارباب ملا فتاحی به آلمان و بریتانیا در رسانه ها نشر شده

آنچه تاکنون درباره سفرهای «احمد الشرع» ارباب ملا فتاحی به آلمان و بریتانیا در رسانه ها نشر شده

به قلم: مجاهد مهاجر

آنچه تاکنون درباره سفرهای «الشرع» به آلمان و بریتانیا در رسانه ها نشر شده به شرح زیر است:

  • او و هیئت همراهش در فرودگاه برلین به مدت دو ساعت تحت بازرسی دقیق قرار گرفتند.
  • این سفر با فشار «جوناثان پاول» انجام شد؛ او الشرع را ترغیب و وادار کرد تا به آلمان برود تا حرف‌های آن‌ها را بشنود.
  • از الشرع خواستند برگه اخراج پناهجویان را امضا کند. او گفت: «ما پزشکان زیادی نزد شما داریم و فقط کارگر نیستند»، اما آن‌ها پاسخ دادند: «پزشکانتان را هم پیش از کارگران ببرید، ما هیچ‌کدام از شما را نمی‌خواهیم».
  • تحت فشار، او برگه اخراج ۸۰ درصد پناهجویان را امضا کرد و ۲۰ درصد باقی‌مانده کسانی هستند که تابعیت گرفته‌اند.
  • اخراج‌ها با کسانی که پرونده‌های جنایی دارند (حدود ۱۰۰ هزار نفر) شروع می‌شود و سپس کسانی که پرونده‌های قانونی دارند (تخلفات، مالیات، پایان اقامت و…) که تعدادشان ۴۰۰ هزار نفر است.
  • الشرع امضا نکرد تا اینکه آلمان موافقت کرد مبلغ یک میلیارد یورو بابت کل پناهجویان طی سه سال پرداخت کند. او اصرار داشت که مبلغ به «سلطه» (حاکمیت او) پرداخت شود و نه به خودِ پناهجو، و آلمان موافقت کرد که با اخراج هر گروه، مبلغ آن پرداخت شود (مثلاً برای هر هزار نفر، یک میلیون یورو).
  • آلمان متعهد شد ۲۰۰ میلیون یورو در بازسازی مشارکت کند، اما اعلام کرد این پول را به او تحویل نمی‌دهد، بلکه از طریق برنامه‌های خاص خودشان در بخش‌های بهداشت، آموزش و انرژی هزینه خواهد شد.
  • الشرع خشمگین از آلمان خارج و راهی بریتانیا شد و به استادش «جوناثان پاول» با چهره‌ای برافروخته گفت: «بفرما، این چیزی است که آلمان از من گرفت؛ آنقدر اصرار کردی تا من را وادار به امضای بازگشت پناهجویان کردند».
  • الشرع از بریتانیا علیه آمریکا و اسرائیل درخواست کمک کرد، اما نخست‌وزیر بریتانیا به او گفت: «روابط ما با آمریکا در بدترین وضعیت است و با اسرائیل هم روابطمان آتشین و بحرانی است؛ هیچ کاری نمی‌توانیم در برابر آمریکا و اسرائیل برایت انجام دهیم».
  • نخست‌وزیر به او گفت: «شما فساد گسترده و نقض حقوق اقلیت‌ها دارید و این پذیرفتنی نیست. باید اصلاحات سیاسی بزرگ و انتخابات انجام شود» و همچنین پروژه «سرتیپ مناف طلاس» را با او مطرح کرد. الشرع خواستار کمک بریتانیا برای کاهش شروط آمریکا در این پروژه شد.
  • گمان می‌کنم تصویر چهره الشرع گویای همه چیز باشد؛ خشم او هنگام خروج از دیدار با نخست‌وزیر بریتانیا و همچنین هنگام ورود (که کسی به استقبالش نیامد) کاملاً واضح بود.
  • تصور کنید اندیشکده «چتم هاوس» میزبان شخصی بدون تحصیلات دانشگاهی است که تا سال گذشته در لیست تروریستی بود و حالا درباره قانون اساسی و انتخابات سخن می‌گوید!
  • این یک موفقیت بزرگ برای جوناثان پاول است، اما آیا الشرع فرقی بین قانون اساسی و قانون عادی را می‌فهمد؟
  • از مرکزی که سنت‌های دیرینه‌ای دارد انتظار می‌رفت فقط میزبان متخصصان و متفکران باشد، اما ظاهراً وقتی دستوری از MI6 بیاید، چتم هاوس چاره‌ای جز اجرا ندارد.
  • در این میان، بسیاری از لیبرال‌ها در حال چرخش موضع علیه حاکمیت هستند و می‌گویند زندگی سیاسی و انتخاباتی در کار نخواهد بود.
  • تیک‌تاکرها نیز شروع به افشای فضاحت‌های کارمندان کنسولگری‌ها (کار بدون مجوز) و افشای فساد در دستگاه قضایی و رشوه‌خواری‌هایی امثال «کاظم هنداوی» کرده‌اند.

جولانی که در جنگ با اهل دعوت و جهاد سوریه و دارالاسلام ایران جایگزین قسد و هم صف طاغوتهای خلیج فارس شده است

جولانی که در جنگ با اهل دعوت و جهاد سوریه و دارالاسلام ایران جایگزین قسد و هم صف طاغوتهای خلیج فارس شده است

به قلم: مجاهد مهاجر

هم اکنون که باند جولانی در سوریه آشکارا در جبهه ی آمریکا و غرب و صهیونیستها قرار گرفته است در این جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیستی بر علیه دارالاسلام ایران نیز آشکارا در کنار طاغوتهای مرتد حاکم بر کشورهای عربی قرار گرفته است که همچون خودش مزدوران اصلی کفار محارب و اشغالگر خارجی هستند.

در اینجا نمی دانم موضع عناصر «هیئت تحریر الشام»، «عطون» و «مظهر الویس» چیست؛ همان کسانی که هر طرفی را که به «ائتلاف بین‌المللی علیه تروریسم» می‌پیوست تکفیر می‌کردند و می‌گفتند: «داعش خوارج است و ما با آن‌ها می‌جنگیم، اما پیوستن هر گروهی به ائتلاف بین‌المللی کفر است».
حالا «الشرع» (ابومحمد الجولانی) می‌گوید که ما در ائتلاف بین‌المللی علیه داعش و تروریسم، جایگزین «قسد» (نیروهای دموکراتیک سوریه) شده‌ایم؛ یعنی علیه گروه‌هایی مثل:
حراس الدین، المهاجرون و الانصار، انصار الاسلام، جنود الشام و بسیاری دیگر

و هم اکنون نیز می گویند ما در جبهه ی آمریکا و اسرائیل و مرتدین عرب بر علیه دارالاسلام ایران هستیم.

آیا کفر بواحی مانده است که ارباب ملا فتاحی انجام نداده باشد؟

ادامه اقدامات خصمانه صهیونیست ها علیه مسلمانان

ادامه اقدامات خصمانه صهیونیست ها علیه مسلمانان

به قلم: ابومحمود کندزی

بعد از اینکه مسجد الاقصی در اقدامی بی سابقه بیش از یک ماه بسته مانده است، حال صهیونیست ها در اقدامی شیطانی دیگر با پیگیری های جلادانی همچون نتانیاهو و بن گویر قانون اعدام برای اسرای فلسطینی را تصویب کردند که نشان دهنده اوج دشمنی صهیونیست ها با مسلمانان فلسطین است

حال باید دید حاکمان و مدعیان دفاع از فلسطین چه اقدامی خواهند کرد، آیا مانند گذشته فقط اشک تمساح خواهند ریخت؟!!!

ای حاکمان که بی غیرتی را اختیار کرده اید و هر شب و روز به دنبال راضی کردن اربابان خود هستید، چگونه شب‌ها سر بر بالین می‌گذارید، در حالی که دشمنی صهیونیست ها بر مسلمین هر روز شددت می گیرد

تاریخ شما را قضاوت خواهد کرد و به جای شعار، عمل کنید.

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [المائدة: ۸۲] به یقین دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان(=سکولاریستها) خواهی یافت.

مولوی عبدالحمید و زبان سستی و نفاق و بذر ناامیدی در برابر متجاوزان در جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش به جای ندای جهاد

مولوی عبدالحمید و زبان سستی و نفاق و بذر ناامیدی در برابر متجاوزان در جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش به جای ندای جهاد

به قلم: صلاح الدین مجاهد

شروع جنگ مستقیم تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران در رمضان ۱۴۰۴ش و حمایت آشکار خائنینی چون ربع پهلوی از این اشغالگران کافر و محارب خارجی، در میان مومنین چنین توقعی را به وجود آورده است که خطبا و علمای مسلمان در کنار کفار اهل ذمه ی داخلی که غیرتی دارند و برای کشور خود در برابر اشغالگران خارجی ارزشی قائل هستند نسبت به این جنگ تحمیلی واکنشی شرعی و غیرت پسند از خود نشان دهند.

به همین دلیل، در حالی که منطقه در آتش جنایات بی‌سابقه رژیم صهیونیستی و آمریکا می‌سوزد و ملت ایران هدف حملات تروریستی و خصمانه دشمنان کافر و محارب خارجی قرار گرفته است، مواضع اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در نماز جمعه زاهدان، بار دیگر موجی از انتقادها را برانگیخته است.

وی در سخنانی که بوی انفعال و عقب‌نشینی در برابر دشمن می‌دهد، مدعی شده است که «هیچ‌یک از ملت ایران خواهان جنگ نیستند» و با بیانی که به جای برانگیختن روحیه حماسی، به تضعیف اراده ملی می‌انجامد، بر طبل پرهیز از مقابله می‌کوبد. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که دشمن سفاک، از به قتل عام هیچ یک از اهل و هدف قرار دادن کودکان معصوم و مظلوم تا بمباران اماکن عمومی و از بین بردن زیر ساختهای مردم چون آب شیرین کنها و برق و سایر منابع مردم ایران، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است.

آمریکا و صهیونیستها با مردم ایران وارد جنگ شده اند و گرنه زدن دبستانها و دانشگاهها و آب شیرین کنها و دکلهای برق و سایر زیر ساختهای مردم چه ربطی به جنگ به حاکمیت ایران دارد؟

از کسی که ردای علم و سیادت بر تن دارد و خود را پیشوای مذهبی می‌داند، انتظار می‌رود در لحظات حساس تاریخی، تریبون نماز جمعه را به پایگاه تبیین آیات الهی و فقه اسلامی در باب مقاومت و ایثار تبدیل کند. خداوند متعال در قرآن کریم صراحتاً برتری مجاهدان را بر خانه‌نشینان و عافیت‌طلبان اعلام کرده و می‌فرماید: فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً (نساء/ ۹۵) خداوند مجاهدانی را که با مال و جانشان جهاد می‌کنند، بر خانه‌نشینان مرتبه‌ای برتری بخشیده است.

استفاده از ادبیاتی که دشمن را به طمع می‌اندازد و ملت را به سمت «یاس و ناامیدی» سوق می‌دهد، با منطق قرآن در تضاد کامل است که می‌فرماید: وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ (آل‌عمران/ ۱۳۹) سست نشوید و غمگین نگردید، و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.

با آنکه آمریکا و صهیونیستها شروع کننده ی جنگ بودند و ابتدا توانستند ضرباتی به دارالاسلام ایران و اهل آن وارد کنند اما به گواهی دوست و دشمن، هم اکنون دارالاسلام ایران قدرت برتر است؛ در چنین شرایطی منتقدان بر این باورند که مولوی عبدالحمید با نادیده گرفتن رشادت‌های فرزندان این مرز و بوم و استقامت و میدان داری مردم ایران، مسیری را در پیش گرفته که خروجی آن چیزی جز «ذلت» در برابر کفار محارب خارجی نیست چون سخن گفتن از ترسِ از جنگ در زمانی که دشمن به حریم کشور و دارالاسلام تعرض کرده، مصداق بارز سستی در دین تلقی می‌شود.

چگونه می‌توان مدعی خیرخواهی برای ملت بود اما در برابر خون‌های ریخته شده کودکان و مظلومان ایران، زبان به ایثار و انتقام و ایستادگی نگشود؟ زبان نفاق‌گونه‌ای که تحت لوای صلح‌طلبی، دست قدرت ملت را در برابر صهیونیست‌های متجاوز سست می‌کند، تنها خدمتی به منافع همان کشورهایی است که عبدالحمید خود مدعی است به فکر منافع خودشان هستند.

امروز روز فراخواندن امت به صفوف جهاد و تبیین آیات مقاومت است، نه روز لرزیدن در برابر تهدیدات پوشالی دشمن؛ چرا که به قول سلف: فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ . جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را بر روی دوستان خاص خود گشوده است. کسی که این باب عزت را ببندد، جز جامه ذلت بر تن ملت نخواهد پوشاند چنانچه ابوبکر صدیق رضی الله عنه می گوید: ما ترک قوم الجهاد الا ذلوا. هیچ قومی جهاد را ترک نکرده است مگر اینکه ذلیل شده است. ترک جهاد باعث ذلت است.

هم اکنون که جهاد در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی «فرض عین» شده است، هر سخنی که در خدمت این جهاد نباشد و باعث سستی و ناامیدی در میان مومنین شود خدمت به کفار محارب و زمینه سازی برای ذلت در میان مومنین است.

صاعقه ی غیرت امت بر سر بوسندگان باسن ترامپ و خائنان بلاد وحی؛ حکم الهی در انتظار حاکمان مرتد جزیرة‌العرب

صاعقه ی غیرت امت بر سر بوسندگان باسن ترامپ و خائنان بلاد وحی؛ حکم الهی در انتظار حاکمان مرتد جزیرة‌العرب

به قلم: ابوبکر الخراسانی

امروز که سخن ترامپ در مورد ولیعهد و همه کاره ی آل سعود را دیدیم که می گوید باسنش را ببوسد شوکه شدم؛ چون به عنوان کسی که تاریخ خوانده است از هیچ حاکمی در دنیا ندیده ام که چنین سخنی در مورد یک حاکم متحد با خودش بزند و یا حتی از هیچ حاکمی ندیده ام که چنین سخنی را به نوکران و زیر دستان خود زده باشد.

سرزمین وحی در چنبره‌ی چنین ذلیلانی گرفتار شده است که نه تنها بویی از غیرت اسلامی نبرده‌اند، بلکه با تبدیل «جزیرة‌العرب» به پایگاه‌های نظامی آمریکا و صهیونیسم، آشکارا به جنگ با خدا و رسول الله صلی الله علیه وسلم برخاسته‌اند؛ چرا: فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ (مائده/ ۵۲) کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است، می‌بینی که در [دوستی با دشمنان] بر هم پیشی می‌گیرند و می‌گویند: می‌ترسیم حادثه‌ای به ما برسد.

 ای حکام خائن سعودی و دیگر مزدوران استعمار در شبه‌جزیره بدانید که نقاب خادم‌الحرمینی شما دیگر نمی‌تواند حقیقت «کفر بواح» (کفر آشکار) و خیانت بزرگتان را پنهان کند.

در حالی که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بر پاکسازی جزیرة‌العرب از کفار سکولار (مشرک) تأکید داشتند، شما این خاک مقدس را به جولانگاهِ سگان زنجیری صهیونیسم و بمب‌افکن‌های آمریکایی تبدیل کرده‌اید تا از اینجا به دارالاسلام ایران و مجاهدین امت ضربه بزنند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در آخرین وصایای خود فرمودند: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ  (صحیح بخاری و مسلم) مشرکان (سکولاریستها) را از جزیرة‌العرب بیرون کنید.

دقت کنید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده سکولاریستها را از جزیره العرب بیرون کنید نه سایر کفار اصل کتاب و شبه اهل کتاب را که تا همین امروز هم یهودی ها در یمن حضور دارند و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء یا مسلمان شده اند و در سایر مسلمین حل شده اند یا خودشان رفته اند و مسلمین آنها را به دلیل عقیده اشان بیرون نکرده اند.

اما خائنین الحرمین نه تنها سکولاریستها را بیرون نکردند، بلکه برایشان فرش قرمز گسترداندند و حریم حرم را به اشغال نوین سکولاریستها درآورده اند. این بالاترین مرتبه‌ی کفر و ارتداد از آرمان‌های وحی است.

گمان مبرید که تکیه زدن بر مناصب ظاهری در مکه و مدینه، شما را از خشم الهی و انتقام مؤمنین مصون می‌دارد. تاریخ اسلام گواه است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در روز فتح مکه، با وجودِ کرامتِ آن شهر، حکم قتل خائنان و هتاکان بزرگ را صادر کردند، حتی اگر به مقدس‌ترین مکان پناه برده باشند چنانچه در مورد امثال ابن خَطَل فرمودند:اقتلوهم وإن وجدتموهم متعلقين بأستار الكعبة (سنن نسایی و ابوداوود) آن‌ها را بکشید، حتی اگر آنان را در حالی که به پرده‌های کعبه آویخته‌اند بیابید.

این پیام صریح اسلام است: تقدس مکان، هرگز پوششی برای خیانت مرتدین نخواهد بود. شما که خانه‌ی کعبه را به حصار نیروهای امنیتی آموزش‌دیده توسط غرب درآورده‌اید و به صهیونیست‌ها و آمریکائی ها اجازه نفوذ در بلاد وحی را داده‌اید، مصداق بارز کسانی هستید که خونشان به حکم غیرت دینی حلال است.

قرآن کریم به صراحت حکم کسانی را که با دشمنان اسلام  و دارالکفرهای محارب و اشغالگر خارجی علیه دارالاسلام هم‌پیمان می‌شوند، بیان کرده است. ساختنِ پایگاه برای آمریکا و صهیونیسم، مصداق تام «تولّی» (دوستی و تبعیت) از کفر است در حالی که الله در مورد کفار یهود و نصارا فرموده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را به عنوان دوست و یاور نگیرید؛ آن‌ها با یکدیگر پیوند دارند؛ و هر کس از شما با آنان دوستی کند، پس در حقیقت او از خودِ آن‌هاست.

شماها کفار سکولار(مشرک) را به سرپرستی گرفته اید که بسیار بدتر از کفار اهل کتاب بوده و الله در میان انسانها تنها این کفار سکولار را نجس نامیده است چنانچه می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به تأکید و بدون شک بدانید که مشرکان نجس و پلیدند.

آری! شما نه از امت محمد صلی الله علیه وسلم، بلکه از جبهه‌ی کفر  سکولاریستی هستید و به همین سبب، حکم «کفر بواح» بر شما جاری است.

ای حکام مزدور، گمان نکنید که فرزندان با غیرت جزیرة‌العرب و جوانان امت اسلامی در سراسر جهان، از یمن تا فلسطین و از ایران تا حجاز، اجازه خواهند داد که شما همچنان به حراج آبرو و خاک اسلام ادامه دهید.خداوند در مورد خائنان فرموده است: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا  (نساء/ ۱۰۷) خداوند کسی را که خیانتکار و گناهکار است، دوست نمی‌دارد. و بدانید که: وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ (شعراء/۲۲۷) و زود است که ستمگران بدانند به چه جایگاهی بازخواهند گشت.

فرزندان امت اسلامی، به‌زودی بساط پایگاه‌های آمریکایی و تخت‌های لرزان شما را با هم در هم خواهند پیچید. سرزمین وحی به صاحبانِ حقیقی‌اش —یعنی مؤمنین مجاهد— باز خواهد گشت و لکه ننگ صهیونیسم و نوچه‌های پهلوی‌صفت شما از دامن جزیرة‌العرب پاک خواهد شد. بإذن الله العزیز الجبار.

نقاب از چهره میانجی‌گران دروغین، پاکستان و ترکیه و…، «ستون پنجم» جبهه آمریکائی – صهیونی علیه دارالاسلام ایران

نقاب از چهره میانجی‌گران دروغین، پاکستان و ترکیه و…، «ستون پنجم» جبهه آمریکائی – صهیونی علیه دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در حالی که بعد از جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران تحولات منطقه به نفع جبهه مقاومت اسلامی در حال رقم خوردن است، نقش برخی کشورهای همسایه به عنوان «ابزار دست» استکبار جهانی بیش از پیش مورد توجه ناظران قرار گرفته است. کارشناسان معتقدند پاکستان و ترکیه و آل سعود و مصر نه به عنوان بازیگران مستقل، بلکه به عنوان «ستون پنجم» آمریکا و صهیونیسم، وظیفه دارند در لحظات بحرانی، اربابان خود را از باتلاق شکست نجات دهند.

بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که ساختارهای سیاسی در ترکیه و پاکستان و آل سعود و مصر، فاقد استقلال عمل بوده و عملاً به عنوان «سگان شکار» برای جبهه غربی-صهیونیستی عمل می‌کنند. این کشورها زمانی که می‌بینند قدرت پوشالی آمریکا و اسرائیل در برابر ضربات خردکننده دارالاسلام و جبهه مقاومت رو به زوال است، با نقاب «میانجی‌گری» وارد میدان می‌شوند تا فرصت بازسازی قوا را برای متجاوزان فراهم کنند.

هدف نهایی این بازیگران، ضربه زدن به بدنه «دارالاسلام ایران» است، اما زمانی که ضعف اربابانشان آشکار می‌شود، با تغییر چهره به دنبال صلح و جداسازی طرفین می‌روند تا مانع از فروپاشی کامل منافع غرب شوند.

تاریخ منطقه مملو از شواهدی است که نشان می‌دهد این دست کشورها همواره در بزنگاه‌ها، منافع امت اسلامی را فدای خوش‌خدمتی به استعمار کرده‌اند:

۱. پیمان بغداد (سنتو)؛ زنجیر استعمار بر گردن منطقه:

در تاریخ معاصر، تشکیل پیمان نظامی «سنتو» با حضور پاکستان و ترکیه (و ایران دوران پهلوی) تحت نظارت مستقیم انگلیس و آمریکا، نخستین تلاش سازمان‌یافته برای ایجاد یک سد دفاعی به نفع غرب در منطقه بود. این پیمان عملاً این کشورها را به ژاندارم‌های منطقه برای سرکوب جنبش‌های آزادی‌خواه و اسلامی تبدیل کرد.

۲. همکاری‌های نظامی-امنیتی ترکیه با رژیم صهیونیستی:

در حالی که ترکیه در ظاهر شعارهای حمایت از فلسطین سر می‌دهد، مستندات تاریخی نشان می‌دهد که این کشور نخستین کشور مسلمانی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت. همکاری‌های گسترده اطلاعاتی میان «میت» (سرویس اطلاعاتی ترکیه) و «موساد»، و همچنین برگزاری مانورهای نظامی مشترک در دهه‌های اخیر، سندی بر نقش این کشور به عنوان تسهیل‌گر برنامه‌های صهیونیسم در قلب جهان اسلام است.

۳. نقش پاکستان در پروژه‌های «جنگ نیابتی» آمریکا:

پاکستان در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، با دریافت میلیاردها دلار بودجه از سیا (CIA)، به پایگاهی برای آموزش گروه‌هایی تبدیل شد که هدفشان نه جهاد اسلامی، بلکه تامین منافع ژئوپلیتیک آمریکا در افغانستان و تضعیف نفوذ ایران در شرق بود. هر زمان که آمریکا در جنوب آسیا با بن‌بست مواجه شده، اسلام‌آباد به عنوان «سوپاپ اطمینان» برای نجات نیروهای آمریکایی وارد عمل شده است.

۴. بحران سوریه و خنجر از پشت ترکیه:

در دهه اخیر، دولت ترکیه با باز کردن مرزهای خود برای مزدوران باند و جولانی و امثالهم و همکاری غیرمستقیم با اتاق‌های عملیات غربی، تلاش کرد تا صهیونیست عرب دیگری جهت محافظت از مرزهای اسرائیل تولید کنند که کردند. این اقدام دقیقاً در راستای همان نقشه «ضربه‌ زدن به جبهه ی مقاومت» بود که نه تنها به دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت و تمام اهل دعوت و جهاد مهاجر و انصار سوریه و منطقه خیانت کردند بلکه به تمام آزادیخواهان جهان خیانت کردند.

هوشیاری مومنین اهل دعوت و جهاد در برابر این «غلامان حلقه به گوش» ضرورتی حیاتی است. میانجی‌گری‌های پاکستان و ترکیه و آل سعود و مصر در تنش‌های میان ایران و محور شرارت (آمریکا و اسرائیل)، نباید به عنوان یک اقدام خیرخواهانه تلقی شود؛ بلکه این تحرکات، بخشی از یک مهندسی پیچیده برای جلوگیری از ضربه نهایی به پیکره آمریکا و صهیونیستها و حتی تولید فتنه و توطئه ی دیگری در مرزهای دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان است.

به تاریخ چند دهه  یگذشته نگاه کنید تا برایتان آشکار شود که این کشورها تنها زمانی دم از صلح می‌زنند که اربابانشان در موضع ضعف مطلق قرار گرفته باشند و همان جایگاهی را دارند که خائنین و اغتشاشگران داخلی برای دشمن بازی می کنند.

فرقی بین این حکومتهای دست نشانده و خائن با ربع پهلوی و اپوزیسیون مرتد و خائن ایرانی برای اهل ایران وجود ندارد؛ اینها دشمنانی چند چهره و خائنی هستند که تنها با زبان قدرت و زور مدیریت می شوند.

موشهای آمریکائی فراری از عراق به دامان جولانی خائن، در سوریه نیز مورد هدف قرار گرفتند

موشهای آمریکائی فراری از عراق به دامان جولانی خائن، در سوریه نیز مورد هدف قرار گرفتند

به قلم: ابوخالد کُردستانی

بر اثر حملات گسترده ی دارالاسلام ایران و جبهه ی همسو با آن به نیروهای آمریکائی و ناتو در عراق، ما شاهد فرار آنها از عراق هستیم همچنانکه به کلی از قطر نیز فراری شده اند.

با این وجود این موشهای موزی و مخرب وحشی هر جا یافت شوند شکار می شوند باذن الله.

امروز پایگاه قسرک در حومه حسکه در شمال سوریه یکی از اماکن استقرار و گسترش موشهای آمریکایی است، دقایقی پیش هدف چندین پهپاد انهدامی قرار گرفت و در هم کوبیده شد. آمریکایی‌ها از پایگاه‌های متعددی در سوریه استفاده می‌کنند.

البته روز گذشته نیز خائنین مرتد جولانی برای دفاع از اربابان آمریکایی خود در اطراف پایگاه آمریکائی التنف به سمت پهپادهایی که قرار بود این پایگاه را منهدم کند شلیک کردند.

در اینجا باید گفت چشم و دل مُلافتاحی خائن روشن با جنگیدن زیر پرچم آمریکا و محافظت از آمریکا.

ای خائنین مُلا فتاحی واقعاً خجالت نمی کشید که محافظ آمریکائی ها شده اید؟ ابتدا به شما می گویم که بروید و بدانید که شیخ اسامه بن لادن تقبله الله در مورد امثال شماها چه گفته و حکمتان چیست اگر عرضه و جرئت نگاه کردن به مابع فقهی اهل سنت و جماعت را ندارید.

به دنبال آن، خجالت نمی کشید که نیروهای شیعی به آمریکائی ها حمله کنند و شماها مدافع آمریکائی ها باشید و بعد از این شلیک ها به التنف که شما از آمریکائی ها حمایت کردید پیامی از طرف این شیعیان برای ارباب مرتدتان جولانی ارسال شوند که اگر بار دیگر به سمت پهپادهایی که برای انهدام مواضع اشغالگران و موشهای فراری آمریکایی پرتاب می‌شوند شلیک کنید، خودتان نیز هدف قرار خواهید گرفت.

فکر کنید فرق جولانی مرتد با ملک عبدالله مرتد در اردن که موشکهای پرتاب شده به اسرائیل را رهگیری می کند و سامانه های راداری آمریکا و صهیونیستها را در خود جای داده است چیست؟

پس، ای خائنین به اهل دعوت و جهاد و اصول و مبانی اهل سنت و جماعت، و ای غلامان حلقه به گوش آمریکا و ای محافظان مرزهای رژیم صهیونیستی، آیا وقت آن نرسیده که به هوش بیائید و دست از خیانت به دین و ملت بردارید؟ آیا فکر کرده اید که بعد از شکست آمریکا که نوبت خائنینی مثل شماها برسد چه پاسخی برای اهل دعوت و جهاد دارید؟