مثلث شوم رسوایی زلنسکی، فیدان و جولانی در دمشق نشانی از زبونی خائنان در برابر اقتدار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

مثلث شوم رسوایی زلنسکی، فیدان و جولانی در دمشق نشانی از زبونی خائنان در برابر اقتدار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی به سرزمینهای اسلامی حمله می کنند «جهاد» بر تمام مومنین به صورت دایره وارد «فرض عین» می شود، یعنی چیزی مثل نماز بلکه در مواردی حتی نماز را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و اوقات نماز متناسب با شرایط جنگی تغییر پیدا می کند.  

در چنین شرایطی باید همچون صلاح الدین ایوبی الکوردی رحمه الله عمل کرد و اصلاً اهمیت نداد که مذهب سرزمینی که در معرض حملات کفار محارب خارجی است چه است؟ شیعه است یا سنی؟ مهم این است که سرزمین مسلمین در زیر حملات کفار محارب خارجی است و دارالاسلام در معرض خطر دارالکفرهای محارب خارجی است .

ابن تیمیه حنبلی مذهب هم در برابر حملات مغولهای سکولار در کنار حکومت اهل بدعت زمان خودش ایستاد، در حالی که توسط همین حاکمیت آنهمه شکنجه دیده بود و در نهایت در زندان این حاکمیت هم وفات یافت.

در چنین شرایطی و صرفنظر از غوغاسالاری و شعارهای عوام فریبانه ی خائنین داخلی و مریدان آنها، امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران پرده‌ها برافتاده و چهره کریه مزدوران منطقه‌ای آمریکا و صهیونیسم بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. میزبانی از مهره سوخته‌ای چون زلنسکی در دمشق، نه یک دیدار دیپلماتیک، بلکه نمایشی از استیصال و درماندگی «مثلث شوم» خیانت است که برای نجات جبهه کفر، دست به دامان یکدیگر شده‌اند.

جولانی که دیروز با شعارهای دروغین مذهبی خون مسلمانان را می‌ریخت، امروز تحت نام «احمد الشرع» نقاب از چهره افکنده و در قصر الشعب دمشق، فرش قرمز برای صهیونیست‌زاده‌ای چون زلنسکی پهن می‌کند. این مرتدین که روزی مدعی جهاد بودند، اکنون با شعار مبارزه با تررویسم (جنگ با هر مسلمانی که مخالف آمریکا و ناتو و صهیونیستها باشد) به پیاده‌نظام رسمی نقشه‌های واشنگتن و تل‌آویو و ناتو در منطقه تبدیل شده‌اند تا شاید بقای پوشالی خود را چند صباحی بیشتر تضمین کنند.

این جبهه ی ارتداد به رهبری رجب طیب اردوغان و دلارهای آلوده آل‌سعود و امارات متحده (امارات متحده صهیونی)، در حالی دست به دامان زلنسکی شده‌اند که اربابان آمریکایی و اسرائیلی‌شان در برابر ضربات خردکننده دارالاسلام ایران و هم مسیران آن، زمین‌گیر شده‌اند. آن‌ها گمان می‌کنند با ائتلاف با شکست‌خوردگان جنگ اوکراین، می‌توانند سدی در برابر موج بیداری اسلامی ایجاد کنند؛ زهی خیال باطل.

این تحرکات مذبوحانه، تلاشی است برای تضعیف جبهه حق؛ یعنی دارالاسلام ایران مقتدر، اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعای قهرمان در یمن، حماس استوار و حزب‌الله لبنان. خائنانی که حتی آمریکا و اسرائیل نتوانستند امنیت‌شان را تأمین کنند، اکنون به کسی متوسل شده‌اند که خود کشورش را به قربانگاه منافع غرب برده است.

این «مثلث شوم» از مزدوران و منافقین، باذن الله در برابر اراده پولادین مجاهدان راه خدا به زانو درخواهند آمد. جبهه مقاومت با تکیه بر ایمان و اتحاد و قدرت نظامی و اقتدار خود، این نقشه‌های هالیوودی را که در اتاق‌های فکر صهیونیستی طراحی شده، درهم خواهد شکست. کسانی که به ریسمان پوسیده آمریکا و زلنسکی چنگ زده‌اند، سرنوشتی جز سقوط و رسوایی ابدی نخواهند داشت.

مُلا فتاحی خائن به دین و ملت که هم اکنون خوش را به بحثهای کلیشه ای مشغول کرده و انگار در گوش گاه خوابیده باید صف خود را از این مرتد حاکم بر دمشق جدا کند و از زیر پرچم تحالف تحت پرچم آمریکا بر ضد مسلمین بیرون بیاید و گرنه حکمش تا آن زمان همچون حکم فرمانده اش جولانی مرتد است .

خیانت آشکار حکام آل‌سعود و امارات در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صیونی علیه دارالاسلام ایران

خیانت آشکار حکام آل‌سعود و امارات در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صیونی علیه دارالاسلام ایران

به قلم: خالد سیف الله السملول

زمانی که به دارالاسلام توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی حمله می شود جهاد از حالت فرض کفایه تبدیل به «فرض عین» می شود یعنی شخص همچنانکه در انجام «فرض عین» نماز نیازی به اجازه ی کسی ندارد و باید این «فرض عین» را برای خودش ادا کند به همین شکل در این نوع از جهاد هم هر مومنین باید در فکر خودش باشد که چگونه می تواند به این «فرض عین» عمل کند. این منهج اهل سنت و جماعت و اصلی مشترک در فقه تمام مذاهب اسلامی است.

با این وجود، و هم اکنون، و با دیدین بسیاری از علائم فتنه‌های آخرالزمان و در آوردگاه حق و باطل، بار دیگر چهره واقعی برخی رژیم‌های خودفروخته آشکار شد. در حالی که جبهه مقاومت اسلامی به رهبری «دارالاسلام ایران» در صف مقدم مبارزه با آمریکا (به عنوان شیطان بزرگ و سر افعی) و صهیونیسم بین‌الملل قرار دارد، رژیم‌های خائن و دست نشانده ی آل‌سعود و امارات متحده و کویت و بحرین و اردن، نه تنها در این جهاد عظیم مشارکت ندارند، بلکه مستقیماً به دشمنان اسلام یاری می‌رسانند و خود در صف متجاوزان قرار گرفته‌اند در حالی که الله تعالی می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ (ممتحنه/ ۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را به سرپرستی نگیرید، شما نسبت به آنان اظهار دوستی می‌کنید، در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شده‌اند.

البته این خطاب به مومنین است نه خطاب به مرتدینی که سالهاست در جبهه ی کفار محارب خارجی بر علیه اهل دعوت و جهاد در تمام سرزمینهای اسلامی قرار گرفته اند.

امروز، حاکمیتهای خائن و دست نشانده ی آل‌سعود و امارات متحده، که به دلیل نفوذ عمیق صهیونیسم، عملاً به «امارات متحده یهودی» مبدل گشته‌اند، آشکارا و بدون پرده‌پوشی، به دست‌نشانده و بازوی اجرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند. این مزدوران محلی، نه تنها حمایت‌های مالی و سیاسی ارائه می‌دهند یا صرفاً پایگاه‌ها و تسهیلات لجستیکی فراهم می‌آورند؛ بلکه شواهد متقن نشان می‌دهد که این جنایت‌کاران مستقیماً در حملات پهپادی و هوایی علیه منافع و مراکز حیاتی دارالاسلام ایران شرکت دارند. آنان نه فقط پیش‌قراول و فراهم‌کننده زمینه‌های تجاوز هستند، بلکه خود مجری بخش‌هایی از این حملات بوده و دستشان به خون مسلمانان دارالاسلام ایران هم آلوده است. این اقدام، نه تنها خیانتی بزرگ به امت اسلامی است، بلکه اعلان جنگی آشکار و عملی جدید علیه برادران دینی محسوب می‌شود.

این رژیم‌های خائن حاشیه خلیج فارس، با پشت پا زدن به مبانی شریعت و پیمان‌های اسلامی، خود را به مزدوران بی‌چون و چرای آمریکا و صهیونیست‌ها تبدیل کرده‌اند. هدف آنان تضعیف اهل دعوت و جهاد، تضمین امنیت رژیم اشغالگر قدس و خدمت به اهداف شوم آمریکا و غرب کافر محارب است. این پیمان‌های ننگین و همکاری‌های نظامی با دشمنان قسم‌خورده اسلام، نشانه‌ای آشکار از ارتداد و خروج آنان از دایره اسلام است. آن‌ها با ثروت‌های نفتی مسلمین، به جای خدمت به دین و امت، به تقویت صفوف کفر و نفاق می‌پردازندغافل از اینکه: إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ (یوسف/۵۲) بدون شک الله مکر و حیله خائنان را به مقصد نمی‌رساند.

مشارکت مستقیم در حملات اخیر علیه دارالاسلام ایران، اولین جنایت این مرتدین محلی نیست. کارنامه ننگین و تاریک آل‌سعود و امارات متحده، مملو از خیانت، کشتار و تخریب در بلاد مسلمین است به عنوان مثال:

  • یمن: سال‌ها جنگ ویرانگر و محاصره ظالمانه علیه ملت مظلوم و بی‌دفاع یمن، که به کشتار هزاران کودک و زن، و بروز بزرگترین فاجعه انسانی معاصر منجر شد، گواه روشنی بر ماهیت تجاوزکارانه و بی‌رحم این رژیم‌هاست.
  •  عراق: نقش مخرب و پنهان در ایجاد تفرقه، حمایت از آمریکا و سیار کفار اشغالگر و دامن زدن به جنگ‌های فرقه‌ای که به کشتار بی‌شمار مسلمانان و ویرانی زیرساخت‌های عراق انجامید.
  • سومالی، سودان، لیبی: مداخلات مستقیم و غیرمستقیم، حمایت از جنگ‌سالاران و گروه‌های نیابتی، و دامن زدن به بی‌ثباتی، فقر و جنگ‌های داخلی در این کشورهای اسلامی، همه در راستای منافع اربابان غربی و صهیونیستی آن‌ها بوده است. این مداخلات، نه تنها به نفع مسلمین نبوده، بلکه به تعمیق بحران‌ها و تضعیف حکمرانی اسلامی در این مناطق انجامیده است.

امت بیدار و آگاه اسلامی هرگز این خیانت‌ها و جنایات را فراموش نخواهد کرد. پرده‌ها از چهره این مرتدین محلی و دول حاشیه خلیج فارس کنار رفته است. سکوت در برابر این حکام خائن و مزدورانشان، خود شریک جرم شدن در خون‌های ریخته شده مسلمین است. وظیفه هر مسلمان آزاده‌ای است که با افشای این خیانت‌ها، ماهیت حقیقی این رژیم‌ها را بر همگان روشن ساخته و امت را به بیداری و مقابله با این خائنان دعوت کند.

  راشد العفاسی قاری قرآنی که در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش سر از آخور کفار محارب و اشغالگر آمریکایی درآورد

  راشد العفاسی قاری قرآنی که در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش سر از آخور کفار محارب و اشغالگر آمریکایی درآورد

به قلم: خالد هورامی

با بررسی آیات قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و تاریخ مدعیان دعوت و خطبا و علمای منتسب به اسلام متوجه می شویم که در طول تاریخ، همواره دو جریان در تقابل بوده‌اند: «علمای ربانی» که پاسدار مرزهای عقیده و عزت مسلمین بوده‌اند، و الرویبضه و علمای سوء و دعاة علی ابواب جهنم و «علمای درباری» یا همان بلعم های باعورا که دین خدا را به بهای ناچیزی به فرعون‌ها و طاغوت‌های زمان فروخته‌اند.

یکی از این الرویبضه هائی که قرآدت قرآن اورا مشهور کرده است همچنانکه یک خواننده ی دیگر با ترانه های خاصی مشهور می شود، امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش که توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی به برهبری آمریکا و صهیونیستها و با همکاری مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی حاشیه ی خلیج فارس بر دارالاسلام ایران تحمیل شده است، به جای دفاع از مظلوم و دارالاسلام و انجام فرض عین جهاد در هنگام حمله ی کفار محارب خارجی به دارالاسلام، به بلندگوی جبهه ی کفار آمریکائی و صهیونیزم تبدیل شده‌اند.

راشد العفاسی که روزگاری صدای تلاوتش در خانه‌های مسلمانان طنین‌انداز بود، امروز به سرباز رسمی بخش جنگ روانی و تبلیغی آل‌سعود مرتد و متحد امریکا(سرافعی) تبدیل شده است. حمایت راشد العفاسی از حملات ترامپ علیه سرزمین‌های اسلامی و باز کردن «دروازه‌های جهنم» به روی برادران مسلمان در ایران و سایر مومنین اهل دعوت و جهادی که با دارالاسلام ایران هم جبهه ای هستند، نشان‌دهنده سقوط عقیدتی اوست. او که در تجاوز به یمن، لباس رزم بر تن کرد تا خون مسلمانان بی‌گناه را بریزد، مصداق بارز کسی است که قرآن می‌خواند اما قرآن بر او لعنت می‌فرستد.

خیانت شیوخ درباری به اینجا ختم نمی‌شود؛ «عبدالرحمن السدیس»، خطیب مسجدالحرام، در وقاحتی بی‌سابقه برای ثبات و خیر و برکت آمریکا و رئیس‌جمهور متجاوز آن دعا می‌کند، این در حالی است که دستان آمریکا به خون میلیون‌ها مسلمان در عراق، افغانستان، فلسطین و یمن و سومالی و غیره آغشته است. این شیوخ، منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم را به تریبونی برای تطهیر جنایات اشغالگران تبدیل کرده‌اند.

خصلت این خطباء و عالم نماها، خصلت «بلعم باعورا» است که خداوند در قرآن کریم  او را به سگی تشبیه می‌کند که با وجود داشتن آیات الهی، به سوی زمین و هوای نفس میل کرد. آن‌ها دستورات اربابان آمریکایی خود را اجرا می‌کنند، در حالی که سرزمین وحی و مکه مکرمه در محاصره پایگاه‌های نظامی آمریکا قرار دارد. آن‌ها چشمان خود را بر اشغالگری صهیونیست‌ها بسته‌اند و نوک پیکان حملات خود را به سمت دارالاسلام ایران و اهل دعوت و جهاد گرفته‌اند.

الله تعالی می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوان ولی و تکیه‌گاه و سرپرست خود نگیرید. کسی که آن‌ها را ولی خود بداند، از آن‌هاست. این شیوخ با دعا برای آمریکا و حمایت از جنگ‌های نیابتی، کفار سکولار(مشرک) را به عنوان سرپرست خود گرفته اند و عملاً در جبهه کفار سکولار(مشرک) قرار گرفته‌اند کفاری که در میان تمام انسانهای مسلمان و کافر تنها دسته ای هستند که الله آنها را نجس نامیده و تنها موجوداتی هستند که ابتدا از خودشان برائت می شود بعد از عقاید کثیفشان به همین دلیل الله تعالی قوانین خاصی را نیز برای آنها وضع است.

به عنوان مثال الله تعالی در مورد این کفار سکولار نجس می فرماید:

  •  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به تأکید و بدون شک بدانید که سکولاریستها (مشرکان) نجس و پلیدند.
  • وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ (توبه/۳)  و این اعلامى است از ناحیه ی خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که خداوند و پیامبر او از سکولاریستها (مشرکان) بری و بیزارند.

 زمانی که الله متعال از زبان اسوه ی توحید ابراهیم علیه السلام بیان می کند که: إِنّا بُرَءآؤاْ مّنْكُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ (ممتحنه/۴)، ما از شما و از چیزهایی که به غیر از خداوند می پرستید بری و بیزاریم؛ الله متعال برائت از مشرکین یعنی سکولاریستها را بر برائت از باورهایشان مقدّم کرده، و برائت از مشرکین و سکولاریستها را مهمتر از برائت از باورهایشان دانسته است. چون بسیار دیده شده که شخص از عقاید و باورهای فاسد و ضد اسلامی مشرکین و سکولاریستها اظهار برائت و بیزاری می کند اما، از مشرکین و سکولاریستها برائت و بیزاری نمی کند. برای همین است که  دیده می شود کسانی خودشان را اهل اسلام می دانند، و از عقاید سکولاریستها هم در ظاهر اعلام برائت می کنند اما از خود سکولاریستها و احزاب آن ها برائت و بیزاری نمی کنند. در حالی که اصل و اساس دستور و آیه، ابتدا به برائت از سکولاریستها وکناره گیری و بیزاری از آن ها دستور می دهد.

بله، ابتدا باید از کشورهای کافر سکولار و مشرکی چون آمریکا، ترکیه، آلمان، فرانسه و …برائت و کناره گیری کنی.

در این صورت امثال العفاسی و سدیس، نه نماینده قرآن هستند و نه سخنگوی امت؛ بلکه مزدورانی هستند که برای بقای تخت و تاج حکام مرتد، دین خود را قربانی کرده‌اند. امت اسلامی باید با وحدت و بیداری، دست این خائنان را از تریبون‌های دعوت کوتاه کند.

عصام بویضانی و احمد الشرع و بازی کثیف امارات متحده عربی آینده ای برای تمام مخالفین آمریکا و صهیونیستها در سوریه

عصام بویضانی و احمد الشرع و بازی کثیف امارات متحده عربی آینده ای برای تمام مخالفین آمریکا و صهیونیستها در سوریه

به قلم: ابوخالد کردستانی  

امارات متحده ی عربی که یکی از صهیونیستهای شناخته شده ی عرب است در اکثر سرزمینهای اسلامی به عنوان بازوی مالی و حتی نظامی کفار آمریکائی و غربی و صهیونیستها عمل کرده است که آخرین موارد آن در عراق و سوریه و یمن و سودان و اخیراً در ایران بوده است.

امارات متحده عربی تنها به منافع آمریکا و غرب و بخصوص به اهداف صهیونیستها فکر می کند؛ یکی از اهداف صهیونیستها و غرب که از کانال امثال بن سلمان و بن زاید و احمد الشرع در سوریه اجرا می شود به حاشیه راندن و حتی حذف تمام کسانی است که مخالف اهداف آمریکا و غرب و صهیونیستها در سوریه باشند و یا از نظر فکری با اهداف این دشمنان زاویه داشته باشند و برایشان اصلا مهم نیست به چه بهانه ای این کار را انجام می دهند. عصام بویضانی نمونه ی جالب با بهانه ای احمقانه تر است تا بدانید کفار خارجی و مرتدین داخلی هر گاه بخواهند برای جرمهای خود بهانه خواهند تراشید و بعد از ایمان و اتحاد و وحدت اسلامی تنها ابزاری که می تواند جلو حملات و تخریبات آنها را بگیرد قدرت نظامی و عمل به این حکم صریح و قاطع الله است که امر می کند:  وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ  وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (انفال/۶۰)

در تفسير اين آيه، عقبة بن عامر از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنيده است كه بر روى منبر بعد از قرائت اين آيه سه بار فرمود:” ….أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ .[۱] آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است. اين تفسير از جانب رسول خاتم صلی الله علیه و سلم در حقيقت نصى است در برابر کسانی که خیال می کنند ما عمر نوح داریم و ابتدا باید دههاسال و بلکه قرنها به آمادگیهای علمی، اقتصادی، تربیت و تزکیه درونی بپردازیم و دشمنان از علم و دانش و تربیت و مال ما به ترس و وحشت بیافتند و به ما حمله نکنند و… البته وقایع اندلس و سایر سرزمینهای مسلمان نشین این چند دهه کنونی و حال واقعیت این توهم تلخ را به نمایش گذاشته است .

لازم است بدانیم که عصام بویضانی هیچ جرمی در خاک امارات مرتکب نشده است. او یکی از هم مسیران جولانی مثل ماموستا عبدالرحمن فتاحی است.

عده ای می گویند:  منظور از دستگیری این شخص پرونده «رزان زیتونه» (فعال حقوق بشر مفقود شده) است، این اتفاق در زمان زهران علوش رخ داد – با این فرض که اصلاً آن‌ها پشت این ماجرا بوده باشند – و «ابوهمام» (بویضانی) هیچ ارتباطی با آن ندارد.

به دنبال این، چطور دولت امارات او را به اتهام وابستگی به جبهه النصره محاکمه می‌کند، در حالی که همه می‌دانند جبهه النصره دو بار به جیش‌الاسلام یورش برد و با آن‌ها جنگید؟ یعنی او چگونه می‌تواند عضو جبهه النصره باشد؟

از آن بدتر این است که امارات از « احمد الشرع» (ابومحمد الجولانی، رهبر تحریرالشام) که فرمانده جبهه النصره بود و «الشیبانی» که مسئول رسانه‌ای النصره بود، استقبال کرده و همه با هم به یک ارباب آمریکائی – صهیونی خدمت می کنند.

علاوه بر این، بویضانی فرمانده نظامی در «ارتش ملی سوریه» شد؛ چطور امارات یک فرمانده ارتش دوست و برادرش در کفر و ارتداد را بازداشت می‌کند اما از فرماندهان دیگر همان ارتش استقبال می‌نماید؟

تمام مشکل ابوهمام این بود که به احمد الشرع (جولانی) اعتماد کرد و به او خبر داد که عازم امارات است. الشرع نیز از امارات خواست او را بازداشت کنند.

جالب است بدانید که عقیده جیش‌الاسلام مثل تمام نجدیت درباری بر این است که می‌گوید الشرع اکنون «ولی‌امر» شده است – حتی اگر با زور و غلبه قدرت را گرفته باشد و کافری مرتد و خائن به دین و مردم باشد– و خروج علیه او جایز نیست.

ماموستا فتاحی یا به هر چه جولانی و اربابان آمریکائی و صهیونی و غربی او می گویند تن می دهد یا باید منتظر بهانه ای باشد که به سرانجام امثال ابوهمام و ابوشعیب المصری و ابوعبدالرحمن المکی و … دچار شود.


[۱] مسلم ، الترمذي ، أبو داود ، ابن ماجة ، الدارمي

حذف بیش از ده هزار فتوای مکتوب، صوتی و تصویری شیخ صالح الفوزان مفتی آل سعود در راستای تغییرات ساختاری آل سعود

حذف بیش از ده هزار فتوای مکتوب، صوتی و تصویری شیخ صالح الفوزان مفتی آل سعود در راستای تغییرات ساختاری آل سعود

به قلم: ابوابراهیم هورامی

رژیم سکولار آل سعود چند سال قبل و در اولین قدم و با فتوای علمای درباری خود که خود را تابع تفکرات خاص شیخ محمد بن عبدالوهاب می دانستند توانست تمام آثار سید قطب تقبله الله و سایر علمای همسو با او را جمع آوری و سپس آتش بزند و کار به جائی رسید که نجدی های درباری در کُردستان عراق هم تمام آثار سید قطب را در کتابخانه های خود به اتش کشیدند که آتش زدن تفسیر فی ضلال سید قطب که نزد مردم آتش زدن قرآن و توهین به مقدسات محسوب می شد واکنشهای تندی دربرداشت.

در تاریه ترین خبرها، حذف بیش از ده هزار فتوای مکتوب، صوتی و تصویری شیخ صالح الفوزان (از چهره‌های شاخص نجدیت و مفتی آل سعود و عضو هیئت کبار العلمای عربستان) توسط تشکیلات محمد بن سلمان، یکی از اقدامات جدی در راستای تغییرات ساختاری در عربستان سعودی است که یکی از مریدان جاهل نجدیت گفته بود: ابن سلمان حذف جميع فتاوى مفتيه الشيخ الفوزان، وعددها أكثر من عشرة آلاف ما بين مكتوب ومسموع ومقاطع مصورة. لماذا حذفها؟

تحلیل‌گران و ناظران سیاسی چندین دلیل اصلی برای این اقدام «پاکسازی مذهبی» برمی‌شمارند:

۱. تضاد با «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و اصلاحات اجتماعی

محمد بن سلمان به دنبال تبدیل عربستان به یک کشور توریستی و تفریحی سکولار است. فتاوای قدیمی صالح الفوزان شامل موارد سخت‌گیرانه‌ای درباره سکولاریسم و حرمت موسیقی، حرمت سینما، ممنوعیت اختلاط زن و مرد، و مخالفت شدید با بسیاری از مظاهر تمدن سکولاریستی غربی بود. وجود این فتاوا در آرشیوهای رسمی، با سیاست‌های جدید آل سلول در تضاد کامل است.

۲. عبور از نجدیت سنتی به «اسلام میانه‌رو» (مدل بن‌سلمان)

بن سلمان به صراحت اعلام کرده است که می‌خواهد عربستان را به سمت «اسلام میانه» بازگرداند. فتاوای الفوزان نماد نجدیت سنتی و به نظر آنها، سخت‌گیرانه بود. حذف این فتاوا در واقع تلاشی برای حذف میراث فکری نجدیت از حافظه دیجیتال و رسمی کشور است تا چهره‌ای جدید و لیبرال‌تر از عربستان به جهان مخابره شود.

۳. جلوگیری از برانگیختن افکار عمومی و تضاد مذهبی

اگر فتاوای مفتیان رسمی کشور همچنان در دسترس باشد، منتقدان و مخالفان بن‌سلمان می‌توانند با استناد به همان فتاوا، اقدامات فعلی دولت را «غیرشرعی» جلوه دهند. حذف این منابع، راه را بر منتقدانی که می‌خواهند از زبان خود این شیوخ علیه حکومت استفاده کنند، می‌بندد.

۴. متمرکز کردن مرجعیت دینی در نهاد قدرت

بن‌سلمان می‌خواهد نشان دهد که مرجعیت دینی نباید مستقل از اراده پادشاه و ولیعهد باشد. حذف گسترده آثار یک شیخ پرنفوذ مانند الفوزان، پیامی به سایر روحانیون است که هیچ‌کس بزرگتر از پروژه‌های حکومتی نیست و هر دیدگاهی که با سیاست‌های سکولاریستی روز آل سعود همخوانی نداشته باشد، حذف خواهد شد.

۵. پاکسازی چهره عربستان در عرصه بین‌المللی

بسیاری از فتاوای قدیمی شیوخ نجدی حاوی مطالبی درباره «تکفیر»، «جهاد» و برخورد با پیروان دین سکولاریسم و سایر شریعتهای آسمانی نسخ شده و مذاهب مختلف اسلامی بود. بن‌سلمان برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی و بهبود روابط با غرب سکولار، نیاز دارد تا هرگونه سابقه رسمی که بوی افراط‌گرایی می‌دهد را از بین ببرد.

در این صورت می توانیم بگوئیم که این اقدام نشان‌دهنده آن است که در عربستان جدید، «دین اسلامی» کاملاً در خدمت «سیاست سکولاریستی» درآمده است. حتی شیوخی که سال‌ها در خدمت آل‌سعود بوده‌اند، اگر دیدگاه‌های سنتی‌شان مانع پروژه‌های سکولار بن‌سلمان باشد، بدون تعارف از صحنه تاریخ حذف می‌شوند. این همان سرنوشت «علمای درباری» است که وقتی تاریخ مصرف‌شان برای حاکم ظالم تمام می‌شود، نه‌تنها از جایگاه خود برکنار می‌شوند، بلکه آثارشان نیز محو می‌گردد.

جولانی فرعون سوریه و جادوی نفاق در آستانه سقوط

جولانی فرعون سوریه و جادوی نفاق در آستانه سقوط

به قلم: ابوخالد کردستانی

اینکه خیال کنیم جولانی و امثال مُلافتاحی اولین کسانی هستند که بر اساس طرح و نقشه ی دشمنان و هوای نفس خود اهل دعوت و جهاد و مسیر مومنین را به بیراهه برده و مومنین را در راه دشمنان دین و ملت خرج کرده اند تصور اشتباهی است بلکه می توان گفت تاریخ همواره شاهد برآمدن کسانی بوده است که دین را به بهای ناچیز دنیا فروخته و با تغییر چهره، امت را به مسلخ فتنه‌ها برده‌اند.

 امروز، «احمد الشرع» و نوچه هائی چون عطون و مُلافتاحی و فریب خورده هائی چون شیخ عبدالرزاق المهدی وجود دارند که به شیوه های مختلفی در اختیار جولانی«مرد هزارچهره‌» قرار گرفته اند است با سحر کلام و تزویر، بخشی از پیروان غافل خود را در زنجیرهای وهم گرفتار کرده اند.

جولانی با استفاده از دلارهای آلوده و رسانه‌های مزدور و دین فروشانی چون مُلافتاحی، چنان فضای غبارآلودی در سوریه ایجاد کرده که حق و باطل را در هم آمیخته است. او با کمک این دین فروشان مانند ساحران فرعون، ریسمان‌های دروغین خود را به حرکت درآورده تا چشم‌ها را بفریبد، اما غافل از آنکه سنت الهی بر باطل کردن سحر ساحران است، ساحراین که الله تعالی در موردشان می فرماید: سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ (اعراف/۱۱۶) چشم‌های مردم را سحر کردند و آن‌ها را ترساندند و جادویی بزرگ پدید آوردند.

این «ساحران حامل نجدیت درباری آل سعود» که روزی ادعای جهاد داشت، اکنون به مزدور شماره یک دستگاه‌های امنیتی آمریکا و خاندان مرتدِ آل‌سعود تبدیل شده اند. جولانی فرزندان صادق امت را به بهانه‌های واهی زندانی می‌کند و خون مجاهدان را برای تثبیت قدرت خود مباح می‌شمارد تا خوش‌خدمتی خود را به اربابان غربی‌اش ثابت کند؛ در حالی که الله تعالی در مورد کسانی که کفار را به عنوان سرپرست خود می گیرند می فرماید:  بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک در پیش دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، سرپرست  خود می‌گیرند.

سرزمین سوریه که بخشی از سرزمین شام است، سرزمین برکت و پایمردی، هرگز در برابر جادوی این مرتد هزارچهره تسلیم نخواهد ماند. همان‌گونه که عصای موسی، بساط ساحرانِ فرعون را در هم پیچید، غیرت فرزندان صادق امت اسلامی و مجاهدان مخلص شام، به زودی زود سحر این دجال زمانه را باطل خواهد کرد؛ دجالی که مصداق این فرموده ی رسول الله صلی الله علیه و سلم شده است که می فرماید: آیةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: إذا حَدَّثَ كَذَبَ، وإذا وَعَدَ أخلَفَ، وإذا اؤتُمِنَ خانَ (بخاری) نشانه منافق سه چیز است: چون سخن گوید دروغ گوید، چون وعده دهد خلاف کند و چون امانتی به او سپارند خیانت ورزد.

و جولانی هم در سخن، هم در وعده به اهل دعوت و جهاد و هم در امانت‌داری برای خون شهدا، راه نفاق را برگزید.

شام و بخصوص سوریه کم‌بود مردان خدا را ندارد. بیداری امروز مردم در ادلب و حماة و حمص و درعا و دمشق و دیگر نقاط، جرقه‌ای است بر انبار باروت خشم امت علیه این مزدور آمریکایی و صهیونیست تازه تولید شده ی عرب در سوریه. جولانی باید بداند که تخت لرزان او که بر خون مظلومان بنا شده، با اراده‌ی مجاهدان واقعی فرو خواهد ریخت چون این بشارت الله است که : وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (اسراء /۸۱)و بگو حق آمد و باطل نابود شد؛ همانا باطل همواره نابودشدنی است.

ان‌شاءالله به زودی سرزمین سوریه که بخشی از شام است از لوث وجود این فتنه و مزدوران کفار محارب خارجی پاک خواهد شد و صادقان امت، زمام امور را به دست خواهند گرفت.

فقه اولویت و خیانت علمای درباری در برابر تجاوزات به «دارالاسلام ایران» و محاصره غزه

فقه اولویت و خیانت علمای درباری در برابر تجاوزات به «دارالاسلام ایران» و محاصره غزه

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

هنوز ما در حال دیدن ادامه  یخیانت دولتهای حاشیه خلیج فارس به جبهه ی مسلمین در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران هستیم که توسط کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی شروع شده است .

امروز که کفار محارب آمریکائی مدعی شدند خلبان خود را در وضعیتی وخیم و با دادن آنهمه تلفات نجات داده اند به نظر شما جهت درمان آن خلبان و سایر سربازان زخمی شده ی خود به کجا رفتند؟ به بیمارستانهای کویت.

بله، درست متوجه شدید؛ به بیمارستانهای کویت. آنوقت عده ای ناآگاه هنوز می گویند چرا دارالاسلام ایران به این شرکای آمریکا و صهیونیستها که پادگانهای دشمن شده اند حمله می کند؟

به این شکل در روزگاری که خون مسلمانان در پهنه گیتی، از غزه و لبنان تا ایران و سایر بلاد اسلام، به دست صهیونیسم جهانی و آمریکای جنایتکار مباح شمرده می‌شود، در کنار حکام خائن و مرتد حاکم بر سرزمینهای اسلامی، فرقه‌ای از «علمای سوء» و وابستگان به دربار همین حکام، با نادیده گرفتن «فقه اولویت» و «فقه لحظه»، امت را به مشغول شدن به فروع و جزئیات فرا می‌خوانند تا اصل دین و کیان امت و دارالاسلام و انجام «فرض عین» جهاد در هنگام حملات کفار محارب خارجی را به فراموشی بسپارند. اینان همان کسانی هستند که شیخ محمود شعبان درباره‌شان گفت: «هر کس دماء مسلمین را مباح ببیند و سکوت کند، خائن است.»

الله تعالی عالمانی را که در برابر ستم سکوت کرده و حقیقت را فدای خوشامد حاکمان و سایر بندگان می‌کنند، به سخت‌ترین عقوبت‌ها بیم داده است: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/ ۱۵۹) کسانی که دلایل روشن و هدایتی را که نازل کرده‌ایم، پس از آنکه برای مردم در کتاب بیان ساختیم، کتمان می‌کنند، خداوند آنها را لعنت می‌کند و همه لعن‌کنندگان نیز آنان را لعنت می‌نمایند.

امروز جهاد با جبهه ی آمریکا و اسرائیل و مرتدین همسو با آنها در سرزمینهای مورد تهاجم این کفار محارب خارجی «فرض عین»، سکوت علمای درباری در حجاز، امارات، بحرین و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر تجاوزات به «دارالاسلام ایران» و محاصره غزه، مصداق بارز کتمان حقیقت و همدستی با کفر جهانی است.

پیشوایان راستین امت همواره از نزدیک شدن به دربار حاکمانی که با دشمنان خدا دوستی می‌کنند، برحذر داشته‌اند چنانچه امام سفیان ثوری رحمه الله می‌ گوید: اگر دیدی عالمی زیاد به دربار سلاطین رفت و آمد می‌کند، بدان که او دزد است و امام احمد بن حنبل رحمه الله در فتنه‌ی خلق قرآن، تازیانه‌های قدرت را به جان خرید اما دین را به دنیای حاکمان اهل بدعت نفروخت.

این روش برخورد با حاکمان مسلمان اهل بدعت توسط ائمه ی سلف بود که امثال معتصم عباسی معتزلی مذهب در میان آنها بود که برای نجات یک خواهر مسلمان از چنگال کفار محارب خارجی خودش با هزاران مجاهد وارد میدانهای جهاد شد اما هم اکنون ما شاهد حکومتهای مرتدی هستیم که با این کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه سایر مومنین آزادیخواه و بر علیه دارالاسلام ایران و اهل غزه و یمن و غیره متحد و هم جبهه ای و هم صف و هم سنگر شده اند.

امروز کجاست آن غیرت سلف؟ در حالی که سرزمین وحی و مدینة النبی در قبضه‌ی حاکمانی است که با دشمن صهیونیستی پیمان ابراهیم می‌بندند و به همراه سایر حکام خائن و مرتد، خاک جزیرة العرب را به پایگاه نظامی آمریکا بدل کرده‌اند، علمای درباری با وقاحت از «صبر بر حاکم» سخن می‌گویند، در حالی که این صبر، در واقع «صبر بر ذلت و کفر» است.

حکام آل‌سعود، امارات، بحرین، کویت و قطر با تبدیل کردن سرزمین‌های اسلامی به جولانگاه نیروهای سنتکام و صهیونیسم، عملاً از مله اسلام خارج و به جبهه کفار محارب خارجی پیوسته‌اند. تجاوز به دارالاسلام ایران به عنوان بخشی از دارالاسلام، تجاوز به کل پیکره امت است. کسانی که در نماز و زکات فتوای خرد و ریز می‌دهند اما در برابر ذبح برادران خود در ایران و فلسطین توسط بمب‌های آمریکایی سکوت می‌کنند، طبق فتوای بزرگان، دین خود را به ثمنی بخس فروخته‌اند.

روشن و واضح است که سکوت در برابر ریختن خون مسلمان و اشغال بلاد اسلامی، نه از ورع است و نه از تقوا؛ بلکه «خیانت به امانت الهی» است. هر عالمی که امروز فریاد جهاد علیه آمریکا و صهیونیسم و ایادی منطقه‌ای آن‌ها را سر ندهد، در پیشگاه خداوند مسئول است. فقه واقعی، فقه مقاومت و دفاع از ناموس و خاک اسلام است، نه فقهی که برای توجیه عیاشی و خیانت سلاطین مرتد تدوین شده باشد.

خیانت سکوت و رسوایی شیوخ درباری آل سعود در برابر پایگاه‌های کفار محارب خارجی و تجاوز به دارالاسلام ایران

خیانت سکوت و رسوایی شیوخ درباری آل سعود در برابر پایگاه‌های کفار محارب خارجی و تجاوز به دارالاسلام ایران

به قلم: ابوابراهیم هورامی

هم اکنون که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش هنوز بعد از ۳۵ روز در دارالاسلام ایران در جریان است و کفار آمریکائی و صهیونیستی در انتهای ضعف و ناتوانی در حال ضربه زدن به زیر ساختهای مردم مسلمان ایران اعم از بیمارستانها و پلها و آب شیرین کنها و… هستند در کنار مبارزه با این کفار محارب خارجی و حاکمیتهای سکولار و مرتد همسو با آنها، افشای نقش مبلغان سوء در پوشش دادن به جنایات آمریکا و صهیونیستها در سرزمینهای مختلف تحت حاکمیت این طاغوتها و بخصوص از قلب بلاد حرمین نیز لازم و ضروری است.

الله تعالی می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَتَّخِذُوا اليَهودَ وَالنَّصارىٰ أَولِياءَ ۘ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَإِنَّهُ مِنهُم(مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را ولّی (و سرپرست و تکیه‌گاه) خود نگیرید، آن‌ها اولیای یکدیگرند؛ و هر کس از شما آنان را به سرپرستی گیرد، از آن‌هاست.

ای مجاهدین شریعت‌گرا و اهل دعوت و جهاد، یکی از بزرگترین خیانت‌های «شیوخ دین‌فروش»، سکوت مرگبار در برابر اشغال جزیره العرب و بخصوص نظامی بلاد حرمین توسط نیروهای کفار سکولار محارب خارجی همچون آمریکا و فرانسه و… است. امروز سرزمین وحی، که باید مرکز عزت مسلمین باشد، به جولانگاه پایگاه‌های نظامی آمریکا تبدیل شده است. این پایگاه‌ها نه برای حمایت از اسلام، بلکه به عنوان سکوی پرتاب برای تجاوز به «دارالاسلام ایران» و اهل دعوت و جهاد دیگر بلاد مسلمین به کار می‌روند.

آیا کفر و ارتدادی بالاتر از این است که حاکمان حجاز، خاک وحی و دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم را در اختیار دشمنان خدا قرار دهند تا از آنجا بر سر مسلمانان در دارالاسلام ایران و سایر سرزمینهای اسلامی همجوار آتش بریزند؟ شیوخِ درباری در مکه و مدینه، در حالی که این تجاوزات آشکار را می‌بینند، زبان در کام کشیده و به جای انذار مردم، به مدح «طاغوت مرتد آل‌سعود» مشغولند. آن‌ها با سکوت خود، در خون‌های ریخته شده و در کفر پیمان با کفار سکولار و محارب خارجی شریک هستند.

این جاعلان دین، با تفسیر غلط آیات و احادیث، «خیانت و مزدوری» را «مصلحت» و «دفاع از کیان» نام نهاده‌اند. آن‌ها به مردم نمی‌گویند که حضور نظامی مشرکین (=سکولاریستها=احزاب) در جزیرة‌العرب، بر اساس وصیت صریح رسول‌الله صلی الله علیه وسلم حرام است. این شیوخ، ارتداد حاکمانی که با دشمنان حربی اسلام بر علیه مومننی اهل دعوت و جهاد پیمان نظامی بسته‌اند را پنهان می‌کنند تا چشمان امت بر حقیقت فروپاشی ایمان این حکام بسته بماند.

اهل علم گفته اند: «الساکتُ عن الحقِّ شیطانٌ أخرس» کسی که از بیان حق سکوت کند، شیطانی گنگ و لال است.

شیوخ آل سعود و امارات و کویت و بحرین و اردن و سوریه و امثالهم امروز مصداق بارز این شیاطین هستند. آن‌ها نه تنها در برابر فساد اخلاقی و مالی آل‌سعود و بن زاید و … ساکتند، بلکه در برابر «جنگِ مستقیمِ آمریکا از خاک جزیره العرب علیه دارالاسلام ایران» نیز خفقان گرفته‌اند. این سکوت، امضای تایید بر کفر حاکمانی است که ولایت کفار را بر ولایت مؤمنین ترجیح داده‌اند.

بر شماست ای پاسداران شریعت، که این حصار دروغ را بشکنید و به مسلمین نشان دهید که چگونه آل‌سعود، کلید کعبه را به دست کسانی سپرده‌اند که از همان‌جا برای نابودی دارالاسلام نقشه می‌کشند و به مردم بگویید این شیوخ در قبال چه بهای ناچیزی، آیات خدا را تحریف و حکم صریح فرض عین بودن جهاد علیه کفار محارب خراجی را کتمان می‌کنند.

تأسیس حاکمیت اسلامی در سرزمین وحی ممکن نخواهد بود مگر با فرو ریختن ابهت پوشالی این شیوخ درباری. وقتی هیمنه آمریکا توسط دارالاسلام ایران در هم شکسته، زمان آن است که نقاب از چهره این خائنان نیز برداشته شود. هر پایگاه آمریکایی در جزیرة العرب و سایر سرزمینهای اسلامی، نشانی از کفر حاکمان و خیانت عالمان آن‌هاست عالمانی که الله تعالی در مورد مشابهین آنها فرموده است: لُعِنَ الَّذينَ كَفَروا مِن بَني إِسرائيلَ عَلىٰ لِسانِ داوودَ وَعيسَى ابنِ مَريمَ ۚ ذٰلِكَ بِما عَصَوا وَكانوا يَعتَدونَ * كانوا لا يَتَناهَونَ عَن مُنكَرٍ فَعَلوه (مائده / ۷۸ -۷۹)

جولانی سوریه از ادعای جهاد تا مهره‌ای بی‌اراده در دست دستگاه‌های اطلاعاتی غرب (MI6  و سیا) و میت ترکیه

جولانی سوریه از ادعای جهاد تا مهره‌ای بی‌اراده در دست دستگاه‌های اطلاعاتی غرب (MI6  و سیا) و میت ترکیه

به قلم: صلاح الدین مجاهد

متاسفانه عده ای در ایران وجود داشتند که چهره ی حقیر و خائنی چون احمد الشرع رئیس اداره ی دمشق برای آمریکا و صهیونیستها را به درستی نمی شناختند تا اینکه در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران به صراحت طرف حکومتهای مرتد و خائن حاکم بر اردن و حاشیه خلیج فارس را گرفت که در واقع همچون خودش مزدوران محلی آمریکا و صهیونیستها هستند.

احمد الشرع که روزی با نام دین و جهاد جوانان امت را جهت قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها به گرد خود جمع کرد، اکنون به مهره‌ای بی‌اراده در دست دستگاه‌های اطلاعاتی غرب  (MI6 و سیا) و میت ترکیه تبدیل شده است.

سفرهای اخیر او به پایتخت‌های اروپایی و نشست و برخاست و پیمانهای امنیتی بر علیه اهل دعوت و جهاد در قالب شعار مبارزه با تررویسم با کسانی که تا دیروز آن‌ها را «کافر محارب» و «دشمن اسلام» می‌نامید، نشان‌دهنده حضور او در این جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و ارتداد از اسلام است. او که روزی دیگران را به جرم کوچک‌ترین ارتباطی با همین کفار محارب خارجی تکفیر می‌کرد، اکنون برای بقای قدرت لرزان خود، نه تنها با ائتلاف بین‌المللی تحت پرچم آمریکا هم‌پیمان شده، بلکه بر سر خون و سرنوشت آوارگان سوری معامله می‌کند.

امضای قراردادهای ننگین برای بازگرداندن اجباری پناهجویان در ازای دریافت میلیاردها یورو، اوج پستی و بی‌غیرتی این شخص را نشان می‌دهد. الجولانی ثابت کرد که برای او «انسان»، «کرامت» و «ایمان» هیچ ارزشی ندارد؛ او پناهجویان بی‌گناه را کالایی می‌بیند که می‌توان آن‌ها را به حراج گذاشت تا صندلی ریاستش را حفظ کند.

ای کسانی که با نیت خالص برای اعتلای کلمة‌الله و دفاع از مظلوم سلاح به دست گرفتید و هنوز در سوریه مانده اید و تسلیم ارتداد آشکار جولانی نشده اید، چشمان خود را باز کنید. آیا جهاد شما برای این بود که جاده‌صاف‌کن پروژه‌های آمریکا و بریتانیا و صهیونیستها و سایر کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای در منطقه باشید؟ آیا ننگ نیست که فرمانده شما دستوراتش را از «جوناثان پاول» و مأموران امنیتی غرب بگیرد؟ آیا ننگ نیست که شما را به ابزاری برای سرکوب دیگر گروه‌های ایمانی تبدیل کرده تا خوش‌خدمتی خود را به غرب ثابت کند؟

بدانید که باقی ماندن در زیر پرچم این خائن مرتد، چیزی جز شریک شدن در جنایات و خیانت‌های او نیست. سکوت شما در برابر این انحراف آشکار، بازی کردن در زمین آمریکا و غرب و صهیونیستهای کافر محارب است.

بدون شک مومنین اهل دعوت و جهاد  در حال دیدین شما هستند و حکم شما را می دانند اما سخت‌تر از آن، دادگاه عدل الهی است. جولانی و امثال ماموستا عبدالرحمن فتاحی با فروختن دین خود به دنیای دیگران، درهای ذلت را به روی خود گشوده اند. شما نباید هیزم آتش قدرت‌طلبی و خیانت آنها شوید.

بر اساس «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» راه خود را از این «پیمان‌شکنان خبیث» جدا کنید و به آغوش امت و اهل دعوت و جهاد بازگردید. پیش از آنکه دیر شود و در این جبهه ی کفر و ارتداد بمیرید و نام شما در زمره خائنان به خون شهدا ثبت گردد، ایمان و قیامت خود را نجات دهید.

متوجه شوید که جولانی دیگر یک فرمانده مسلمین نیست بلکه او یک مأمور امنیتی کفار محارب و اشغالگر خارجی و حکام مرتد منطقه با پوشش مذهبی است که مأموریتش نابودی اهل دعوت و جهاد و آرمان‌های اصیل اهل سوریه و تسلیم کردن منطقه به اراده کفار سکولار بین‌المللی و مرتدین منطقه ای و رژیم صهیونیستی است. هوشیاری امروز شما، تنها راه نجات از این فتنه بزرگ است که دین شما را هدف گرفته است و شما را در دین دچار فتنه کرده است که بدترین مصیبت برای یک مومن است.  

 دوری از جنگ یا «دیاثت سیاسی» احمد الشرع ارباب مُلافتاحی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی

 دوری از جنگ یا «دیاثت سیاسی» احمد الشرع ارباب مُلافتاحی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی

به قلم: ابوخالد کُردستانی

احمد الشرع یا همان جولی سابق ارباب مُلاعبدالرحمن فتاحی که برای حفظ کرسی قدرت، نه تنها بر خون‌های ریخته شده، بلکه بر آرمان‌های اهل دعوت و جهاد و حتی ملی اهل غیرت پا گذاشته و با پیوستن به تحالف تحت پرچم آمریکا تحت عنوان مبارزه با تروریسم به جنگ با تمام اهل دعوت و جهاد راستین و دشمنان آمریکا و شرکای آمریکا از جمله رژیم صهیونیستی کفر و ارتداد خود را آشکار کرده است با وقاحتی تمام، سخن از «بی‌طرفی» و «مذاکره با اشغالگران صهیونیست» به میان می‌آورد.

احمد الشرع در حالی دم از عدم ورود به جنگ می‌زند که چکمه‌های سربازان صهیونیست، خاک قنیطره را آلوده کرده و دشمن تا دروازه‌های دمشق پیشروی کرده است و این غیر از آسمان سوریه است که دربست در اختیار رژیم صهیونیستی و آمریکا و شرکای آنهاست. کدام منطق، چه اسلامی و چه سکولارباغیرت، اجازه می‌دهد که خاک و آسمان کشور تحت اشغال باشد و مدعی رهبری، سخن از «دوری از جنگ» بزند؟ این نه تدبیر سیاسی، بلکه «دیاثت سیاسی» و خیانت به تمام معناست.

امروز که جبهه واحد «دارالاسلام» از ایران و جبهه ی لبنان گرفته تا دلاوران یمن و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین خود گرفته‌اند و لرزه بر اندام این غده سرطانی انداخته‌اند، احمد الشرع به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تل‌آویو می‌فرستد. او ثابت کرد که جهاد ادعایی او، تنها برای کشتار مسلمانان راستین اهل دعوت و جهاد و ویرانی سوریه و برآورده کردن اهداف آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها بود، نه برای مقابله با دشمن اصلی امت اسلام.

ای احمد الشرع، اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجودت باقی مانده بود، امروز باید تمام قوای خود را برای بازپس‌گیری جولان و قنیطره بسیج می‌کردی. اگر اسلام را نمی‌فهمی، دست‌کم به اندازه یک «سکولار میهن‌پرست» غیرت داشته باش و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی ریاست بر آن هستی دفاع کن، چطور می‌توانی از بازسازی و اقتصاد سخن بگویی در حالی که دشمن در حال حفر سنگر در خاک توست؟

اعتراف به انجام مذاکره با اسرائیل و ابراز تأسف از تغییر نظر آن‌ها، اوج پستی و سقوط اخلاقی است. این نشان می‌دهد که جولانی دیروز و الشرعِ امروز، هیچ‌گاه به دنبال اعلای کلمه الله نبوده، بلکه همواره به دنبال «معامله» بر سر ارزشهای اسلامی و اهل غیرت بوده است. او می‌خواهد سوریه را به منطقه‌ای خنثی و تحت فرمان قدرت‌های کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای تبدیل کند تا تنها چند روز بیشتر بر اریکه قدرت تکیه بزند.

احمد الشرع و به دنبال آن نوچه هائی چون مُلافتاحی بدانند که تاریخ و ملت سوریه و ایران و…، این ننگ را فراموش نخواهند کرد. کسی که در برابر اشغالگری آشکار صهیونیست‌ها سکوت می‌کند و هم‌زمان به اهل دعوت و جهاد پشت می‌کند، نه تنها غیرت اسلامی ندارد، بلکه از کمترین اصول انسانی و ملی نیز تهی است. آزادی جولان و قنیطره، مردان میدان و غیرت اهل دعوت و جهاد راستین می‌طلبد، نه منافقانی که با خون مردم تجارت می‌کنند.