فریاد استخوان‌سوز امت از حصار اقصی تا اشغال پنهان مکه و مدینه

فریاد استخوان‌سوز امت از حصار اقصی تا اشغال پنهان مکه و مدینه

ابومحمود کندزی

۴۲ روز سکوتی دردناک بر صحن و سرای مسجدالاقصی المبارک سایه افکند. نخستین قبله‌گاه مسلمانان، در محاصره‌ای بود که جز مؤذنان و نگهبانان، کسی را به خود نمی‌دید. حیاط‌هایی که باید محل تجمع امت واحده باشد،  تنها مأمن پرندگان و گربه‌ها شده بود؛ سکوتی که هر ثانیه‌اش دلی را می‌سوزاند و جگر سوزی‌اش از حد فراتر رفته بود.

اما ورای این درهای بسته، حقیقت هولناکی تجلی یافته است؛ ما از ورای غربت بیت‌المقدس، اسارت مکه مکرمه را مشاهده می‌کنیم. مکه، آن سرزمین امن الهی، امروز در اشغال نامرئی آمریکا، صهیونیسم و مزدوران مرتد آل‌سعود است. فاجعه آنجاست که از این مقدس‌ترین بقاع روی زمین، فرمان تجاوز به بلاد اسلامی صادر می‌شود و خاک وحی به پایگاهی برای جنگ‌افروزی استکبار تبدیل گشته است.

سوز این حقیقت، زخمی است که هیچ مرهمی ندارد. اینکه «بلد الامین» به دست مزدوران کفر، به مبدئی برای تجاوز به دارالاسلام ایران تبدیل شده است، دردی است که امت‌های جهان اسلام را از درون خاکستر کرده است. هیچ مصیبتی بالاتر از این نیست که شاهد باشیم حرمین شریفین، در دست کسانی است که دستانشان در دست دشمنان قسم‌خورده قرآن و اسلام است. این داغ، فراتر از تاب و توان، روح امت را می‌خراشد.

بله، واقعاً سوز این حقیقت چنان دردآور و عمیق است که روح و جان امت‌های بیدار جهان اسلام را به سختی رنجانده است. هیچ دردی بالاتر از این نیست که ببینی مقدس‌ترین بقاع روی زمین، وجه‌المصالحه کفر جهانی و مزدوران محلی شده است. این غربت مضاعف، درونی است که شعله‌هایش تا مغز استخوان نفوذ کرده و فریاد استغاثه برای آزادی کل بلاد اسلامی را بلند کرده است.

جولانی ابزاری بالقوة جهت ورود به جنگ لبنان و کمک به جبهه ی صهیونیستها

جولانی ابزاری بالقوة جهت ورود به جنگ لبنان و کمک به جبهه ی صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

جولانی که به صورت رسمی و آشکارا به تحالف «مبارزه با تروریسم» تحت پرچم آمریکا پیوسته است ملزم است با تمام گروههای جهادی و اسلامی که آمریکا آنها را تروریستی معرفی کرده است وارد جنگ شود.

یعنی جنگ باند جولانی تنها مختص تنظیم دوله نیست بلکه شامل حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان و القاعده و … نیز می شود.

بر این اساس آمریکا دوباره برای فشار بر «الشرع» (جولانی) جهت ورود به لبنان بازگشته و به بریتانیا گفته است: به او بگو باید به تعهداتش عمل کند وگرنه…

در تور خلیجی او، کشورهای منطقه‌ای از کشورهای حوزه خلیج‌فارس خواستند هزینه خرید یک سامانه پدافند هوایی اوکراینی را تأمین کنند و این دلیلِ بازدید زلنسکی از دمشق است.

آمریکا بر ترکیه فشار می‌آورد تا مانعی در برابر ورود الشرع به لبنان نباشد.

این‌گونه است؛ وقتی با مشروعیت خارجی رئیس شوی، این‌گونه با تو رفتار خواهند کرد: صرفاً یک مهره و یک تفنگ اجاره‌ای و با فرمولِ باج‌خواهی.

حافظ اسد زمانی که در سال ۱۹۹۱ نیرو به کویت فرستاد، در مقابل آن چیزی گرفت که به نفع دولت سوریه بود و آن «کنفرانس صلح مادرید» بود. مبارک نیروهایش را به کویت نفرستاد تا زمانی که تمام بدهی‌های کل مصر بخشیده شد.در حالی که الشرع را همیشه باج‌خواهی می‌کنند: این کار یا آن کار را انجام بده وگرنه:

  •  پرونده تخلفات [در مناطق] ساحل و سویدا را برایت باز می‌کنیم.
  • تحریم‌ها را از شخص خودت و گروهت برنمی‌داریم.
  • مانع ورود دلار به سوریه می‌شویم و بگذار ترامپ به تو نفع برساند.

الشرع برای ورود مشتاق است و اطرافیانش (باندِ دور او) زمینه را برای آن مهیا می‌کنند و می‌گویند «این برای ما یک فرصت است»، در حالی که این فرصتی است فقط برای او تا بقای خود در قدرت را بیشتر طولانی کند.

هدف بزرگ آمریکا و اسرائیل فقط دور کردن محور مقاومت از اسرائیل در شمال لبنان، پاکسازی حزب‌الله، تضعیف توان نظامی الشرع و گروهش و کاهش بیش از پیش محبوبیت او برای نشان دادن او به عنوان یک مهره مزدبگیر نیست؛هدف بزرگ‌تر، درگیر کردن سوریه به عنوان یک «دولت» (و نه به عنوان گروه‌های انقلابی، آن‌گونه که قبل از سقوط نظام بود) در یک جنگ سنی-شیعه با محور ایران است.

سامانه پدافند هوایی اوکراینی از دمشق محافظت نخواهد کرد و حشد الشعبی وارد شرق سوریه خواهد شد و اینجا ممکن است ترکیه مجبور به مداخله شود؛ و این یکی از اهداف است: کشاندن ترکیه به این جنگ.

جهت اطلاع، این معادله را داشته باشید:

پروژه تغییر آتی که بر الشرع تحمیل خواهد شد، عنوانش «کنار زدنِ هیئت تحریرالشام و باقی ماندن شخص الشرع به تنهایی به مدت دو سال با اختیارات کاهش‌یافته» است.این به شرط ورود او به لبنان است.

وارد نشدن به لبنان یعنی گسترش پروژه تغییر به گونه‌ای که شامل هم «هیئت» و هم شخص «الشرع» شود، اما به صورت تدریجی.

حکومت دست نشانده پاکستان چهره ی عجم آل سعود در مزدوری و خیانت برای آمریکا و صهیونیستها

حکومت دست نشانده پاکستان چهره ی عجم آل سعود در مزدوری و خیانت برای آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوبکر الخراسانی

بیانیه‌ی اخیر دولت دست نشانده ی اسلام‌آباد در محکومیت اقدامات دفاعی دارالاسلام ایران و حمایت از امنیت پتروشیمی‌های آمریکائی – سعودی در عربستان، بار دیگر پرده از چهره‌ی واقعی حکومت نظامی های سکولار در پاکستان برداشت. این موضع‌گیری نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق میان مزدوران محلی و قطب‌های کفار محارب خارجی در منطقه است که هدف‌شان تضعیف اقتدار جهان اسلام و بخصوص دارالاسلام ایران و محور مقاومت است.

سؤال اساسی از سران خائن و مرتد پاکستانی این است: چرا زمانی که آمریکا و آل‌سعود به زیر ساختها و پالایشگاههای دارالاسلام ایران تجاوز کردند، مهر سکوت بر لب زدید؟ چرا به اربابان صهیونیستی و آمریکائی و سعودی خود یادآوری نمی‌کنید که این شما بودید که عهدشکنی کردید و در حالی که ایران در مسیر مذاکره و دیپلماسی گام برمی‌داشت، از پشت خنجر زدید؟

آنچه امروز شاهد آن هستیم، هماهنگی کامل میان مثلث کفر جهانی (آمریکا، اسرائیل و آل‌سعود) با مزدوران محلی در پاکستان است. سران پاکستان به جای دفاع از حق، به وکیل مدافع متجاوزانی تبدیل شده‌اند که دستانشان به خون بی‌گناهان آغشته است. آن‌ها با این بیانیه‌ها ثابت کردند که امنیت تأسیسات نفتی دارالکفر برایشان مهم‌تر از خون مسلمانان و حاکمیت دارالاسلام است.

سران مرتد پاکستان که برای خوش‌خدمتی به واشنگتن و ریاض، حقایق را وارونه جلوه می‌دهند، باید بدانند که ایستادن در صف کفر علیه دارالاسلام، نتیجه‌ای جز رسوایی و شکست در بر نخواهد داشت و مومنین هم باید متوجه باشند که حکومت سکولار پاکستان از چهره های عجم و غیر عرب آل سعود در منطقه است.

بازخوانی پیوند اشغال مکه و قدس در آینه مظلومیت

بازخوانی پیوند اشغال مکه و قدس در آینه مظلومیت

به قلم: ابومحمود کندزی

الله جل جلاله می فرماید: سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى. این آیه، تنها گزارش یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه اعلامیه الهی مبنی بر وحدت جغرافیای قدسی اسلام است. الله متعال، مسجدالحرام را به مسجدالاقصی پیوند زد تا اعلام کند که کرامت مکه و قداست قدس، ریشه‌ای واحد دارند. اما امروز، این مسیر وحیانی در چنبره‌ی اندوهی عمیق گرفتار شده است.

در سرزمینی که خداوند «حول آن را مبارک گردانید» (الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ)، اکنون بیشتر از ۴۲ روز است که طنین تکبیر در بند است. درهای مسجدالاقصی به روی نمازگزاران بسته شده و میراث معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم در محاصره‌ی کینه‌ی صهیونیست‌هاست. این نه فقط اشغال یک مکان، که جسارت به ساحت «آیات الهی» است.

درد جانکاه امت از آنجا جوانه می‌زند که می‌بینیم میان اشغال آشکار قدس و اشغال پنهان مکه، پیوندی شوم برقرار است. ما در حالی بر درهای بسته‌ی اقصی می‌گرییم که حقیقت تلخ‌تر، اسارت معنوی مکه در چنگال سیاست‌های آل سعود است. سرزمینی که باید مرکز ثقل عزت و قدرت اسلام باشد، امروز توسط مزدوران مرتد آل‌سعود به پایگاهی برای تأمین منافع آمریکا و صهیونیسم تبدیل شده است.

آن مسیری که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب اسراء پیمود تا پیوند میان توحید ابراهیمی و نبوت خاتم را تثبیت کند، امروز توسط خائنین به امت، به مسیری برای عادی‌سازی ذلت تبدیل شده است. درد استخوان‌سوزی که روح بیداران را می‌آزارد، این است که ثروت‌های سرزمینِ وحی، به جای آزادی قدس، صرف درهم‌کوبیدن دارالاسلام ایران و کشتار اهل دعوت و جهاد دیگر سرزمینهای اسلامی می‌گردد.

آیه اول سوره اسراء، امروز حجت را بر ما تمام می‌کند. کسی که به آزادی قدس می‌اندیشد، نمی‌تواند از غربت مکه چشم بپوشد. تا زمانی که حرمین شریفین به عنوان قلب جهان اسلام از نفوذ و حاکمیت کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی تطهیر نشود، مسجدالاقصی به عنوان بازوان آن در زنجیر خواهد ماند. این همان سوز جگرتابی است که امت اسلام را به قیام برای بازپس‌گیری هویت مسلوب خویش فرا می‌خواند.

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

به قلم: مجاهد مهاجر

امروز تلویزیون سوریه اعلام کرد:اسرائیل نسبت به تخلیه گذرگاه «المصنع» در مرز سوریه و لبنان هشدار داد و سوریه می‌گوید این گذرگاه برای مقاصد نظامی استفاده نمی‌شود.

صدایم گرفت (فریاد زدم) از بس که به شما گفتم و نقشه‌های اسرائیل را فاش کردم و گفتم که چگونه غرب «الشرع» (جولانی) را به قصر [قدرت] رساند تا بهانه‌ای برای اجرای نقشه‌های «اسرائیل بزرگ» باشد.

بارها گفتم که اسرائیل به جاده المصنع خواهد رسید؛ اینک اسرائیل به کنترل کل منطقه جنوب لیتانی نزدیک شده و رسیدن به جاده المصنع را از محوری متفاوت آغاز خواهد کرد.

احمق‌ها، چاپلوسانِ قدرت و جاهلانی که عقل خود را به کار نمی‌اندازند، به خاطر یک ویدیو قدیمی که در آن تظاهرکنندگان شعار «خیبر یا یهود» سر می‌دهند، به دنبال من می‌گردند؛ در حالی که من هنگام خروج اولین مظاهره و خروج شخصی که اسرائیل را تهدید می‌کرد، گفتم: این شخص یا مأمور اسرائیل است یا از کنترل شرع خارج شده است.

اما غافلگیر شدم که تنها ظرف دو ساعت، ۲۵ نقطه تظاهرات در کل سوریه به راه افتاد و ویدیوهایی از لشکر ۶۰ ارتش و هوادارانِ قدرت بیرون آمد که همگی همان شعارها را می‌دادند.

آیا این‌ها همه خودجوش بود؟

در جنوب، حتی یک مورچه بدون اجازه «سلطه» (حاکمیت جولانی) نمی‌تواند نفس بکشد؛ آن‌ها برای اجرای توافقات پاریس، مشت آهنین خود را بر آنجا حاکم کرده‌اند.

بنابراین، این خودِ «سلطه» بود که پس از شکستِ سفرِ لندن، چراغ سبز این مظاهرات و ویدیوها را نشان داد؛ و امروز «الشرع» ما را می‌سوزاند و خودش را هم می‌سوزاند، و همه این‌ها علیه خودش منعکس شده است.

به جای اینکه با او تماس بگیرند و بگویند «خلاص، فهمیدیم که کسی جز تو نمی‌تواند این‌ها را مهار کند»، اتفاق برعکس افتاد.

اکنون می‌گویند: «این آدم بر هیچ چیز مسلط نیست»؛ این حرفِ اربابانِ اوست.

اما اسرائیل و طرف‌های غربیِ دیگر از حوادث سوءاستفاده کرده و به حامیانش می‌گویند: «آیا به شما نگفتیم که این آدم جهادی است و لباسش را عوض نکرده؟ ببینید چگونه از طریق پیروانش ما را به یک ۷ اکتبر جدید تهدید می‌کند؟»

سوال اینجاست: چگونه سرمایه‌گذار خواهد آمد و اقتصاد بهبود می‌یابد در حالی که «الشرع» وارد بازی‌های خطرناکی با غرب و اسرائیل شده است؟

تمام مشکلات ما یک علت دارد:

به قدرت رسیدنِ «الشرع» و گروهش، در حالی که پیشینه جهادی دارند و مدلی از استبداد را در ادلب اجرا کرده‌اند.

این حقیقتی است که می‌خواهند شما روی آن سرپوش بگذارید.

ببینید چگونه «الشرع» را به عنوان متجاوز به حقوق اقلیت‌ها در ساحل، سویداء، دویلعه و امروز در سقیلبیه نشان دادند.

ببینید چگونه آن‌ها را فاسدانی نشان دادند که همه چیز را می‌دزدند.

ببینید چگونه نشان دادند که آن‌ها برای رسیدن به قدرت، از اصول و دین خود کوتاه می‌آیند؛ با تراشیدن ریش، نمایان کردن چهره زنانشان، مصافحه با زنان و کرنش در برابر غرب، روسیه و جنایتکاران نظام.

هدف آن‌ها ضربه زدن و نابود کردن هرگونه الگوی جهادی و اسلامی در ذهن جوانان، در راستای اجرای تئوری «گراهام فولر» است:

«هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند.»

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

به قلم: مجاهد مهاجر

مردم انصار سوریه به همراه مهاجرین جهاد کردند تا حکومتی اسلامی تشکیل دهند و قوانین شریعت الله را پیاده کنند اما با حاکمیتی سکولار غرب پسند مواجه شده اند که تمام قوانین شریعت الله که با قوانین سکولاریستی غرب پسند مخالف باشند را کنار زده است.

غیر از صدمات مختلف این انحراف آشکار در اینجا در زمینه ی اقتصادی به بررسی بخشی از صدمات این انحراف و خیانت آشکار می پردازیم:

در حالی که «الشرع» (جولانی) ساعتی به قیمت ۱۸۵,۰۰۰ دلار به مچ می‌بندد و کوچکترین فرمانده گروهش، هفت خودرو با سهمیه بنزین نامحدود، تیم محافظ و بودجه رستوران‌گردی دارد، مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» تظاهرات می‌کنند.

پس از آغازِ روندِ نابودیِ اقتصاد تولیدی سوریه و حذف یارانه‌ی کالاهای اساسی، بدون ذره‌ای رحم و بدون تأمین حداقل دستمزد، امروز نتایج این تخریب نظام‌مند در حال آشکار شدن است.

واردات را بدون هیچ ضابطه‌ای آزاد کردند و با کالاهای چینی و ترکیه‌ای که بازار را قبضه کرده، بازار مبلمان «سقبا»، بازارهای «داریا» و «حرستا» (کارگاه‌های خیاطی) و کارگاه‌های کفش‌سازی در «الهلّک» را به نابودی کشاندند.

ستون فقرات اقتصاد هر کشوری کشاورزی است؛ اما امروز به دلیل تصمیماتی که صرفاً جهت تأمین منافعِ بازرگانانِ وابسته به «هیئت» (تحریرالشام) اتخاذ شده، اقدام به واردات سیب‌زمینی و پیاز می‌کنند؛ همان‌طور که در تابستان با واردات گوجه‌فرنگی، بخش تولید گوجه در «درعا» را نابود کردند.

سوریه کشوری است که در تولید سیب‌زمینی و پیاز به خودکفایی رسیده بود و به اردن، لبنان و کشورهای خلیج [فارس] صادرات داشت؛ اکنون که کشت سیب‌زمینی به وضعیت خوب سابق بازگشته، چرا واردات انجام می‌دهید و کشاورزان را ورشکست می‌کنید؟

صادرات باعث ورود ارز خارجی می‌شود و واردات، ذخایر ارزی بانک مرکزی را می‌بلعد؛ این حاکمیتِ شکست‌خورده دقیقاً برعکس عمل می‌کند؛ واردات را برای سودِ بازرگانانی خاص افزایش می‌دهد و صادرات را متوقف می‌کند تا ۶۰ درصد از بدنه جامعه یعنی کشاورزان را نابود کند.

قیمت سیب‌زمینی و پیاز پیش از باز شدن راه واردات، هم برای مصرف‌کننده و هم برای تولیدکننده متوازن بود؛ همین‌طور قیمت گوجه‌فرنگی در درعا.

دست‌فروش‌ها (صاحبان بساط) از فرط استیصال خود را دار می‌زنند و هر روز شاهد یورش، بازداشت و مصادره اموال دست‌فروشان، بدون ارائه هیچ جایگزینی هستیم.

ای احمق‌ها! پیش از آنکه به جان دست‌فروش‌ها و مغازه‌دارانی که کالایشان را مقابل مغازه می‌گذارند بیفتید و یا یک وجب ساخت‌وساز اضافه در بناهای ۳۰ ساله را تخریب کنید، باید جایگزینی برای آن‌ها تأمین می‌کردید.

می‌توان تجربه «بازارهای روز» (شنبه‌بازار و…) در ترکیه را تعمیم داد؛ به طوری که دست‌فروشان در ازای مبلغی ناچیز به شهرداری، در مکانی مشخص جمع شوند و شهرداری مسئولیت نظافت آنجا را بر عهده بگیرد. مشکل این‌گونه حل می‌شود.

مصیبت اصلی، حاکمیتی است که به دلیل تحریم‌ها مفلس و به دلیل فساد، غارتگر شده است و می‌خواهد حقوق کارمندانش را از جیب مردم تأمین کند.

تمام دغدغه جولانی — همان‌طور که در ادلب بود — این است که چند میدان (فلکه) شیک، زمین فوتبال و هتل نشان دهد و بگوید: «ببینید چه پیشرفتی برایتان آورده‌ام!»؛ در حالی که حلب و نیمی از دمشق در زباله غرق شده‌اند و یک میلیون نفر همچنان در اردوگاه‌ها (چادرها) روزگار می‌گذرانند.

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

این روزها مُلافتاحی مهابادی با تفکرات نجدیت درباری آل سعود که توسط کسانی چون ابوولید المصری از تئوریسن های جهادی و هم مسیران الشیخ اسامه بن لادن به «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» شناخته شده اند، قصد دارد همان نقش خائنانه ای را در میان کُردهای اهل سنت با تفکرات نجدیت در ایران بازی کند که جولانی در سوریه و در میان نجدی های سوریه و خارج از آن بازی کرد.

احمد الشرع کنونی یا همان جولانی سابق که از سربازان ابوبکر بغدادی بود و همان تفکرات نجدیت تنظیم دولة (داعش) را با خود داشت زمانی که در زندان بوکا بود به تور اطلاعاتی آمریکا افتاد و بعد از آنکه با نصف بیت المال حکومت عراق اسلامی ابوبکر بغدادی به نصرت و یاری اهل شام رفت بعد از قدرت گیری ابتدا به ابوبکر بغدادی خیانت کرد و جهت مدیریت نیروهایش به القاعده بیعت داد اما بعد از مدیریت سربازانش و آرام شدن وضعیت باز به القاعده هم خیانت کرد و این خیانت بازی ها ادامه داشت تا اینکه تمام گروهها را به تدریج و بر اساس نقشه های آمریکا و شرکای آن از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه یا نابود کرد یا به حاشیه راند و یا با خودش سازگار کرد که هم اکنون با شعار «مبارزه با تروریسم» رسماً و آشکارا با متحد شدن با احزاب سکولار و مرتدی چون قسد و ارتش آزاد و … به زیر پرچم آمریکا درآمده و با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها که اهل دعوت و جهاد راستین هستند وارد جنگ شده است.

بله، جولانی با پیروی از برنامه های کفار محارب خارجی و با سوءاستفاده از نام اسلام و آرمان‌های مردم مظلوم سوریه، یکی از سیاه‌ترین فصول خیانت را رقم زد. او که روزی با نقاب «دفاع از اهل سنت» وارد میدان شد، امروز در کنار احزاب سکولار و مرتد موجود در سوریه به مهره‌ای بی‌اراده در شطرنج قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است.

تغییر چهره‌های مکرر جولانی مرتد، از پوشیدن لباس‌های نظامی ابوبکر بغدادی و القاعده تا کت‌وشلوارهای اتوکشیده آمریکا و و غرب و صهیونیستها، نشان‌دهنده یک باور عمیق به اسلام نیست، بلکه بازتابی از یک اپورتونیسم (فرصت‌طلبی) رذیلانه است. او ثابت کرد که برای حفظ بقای خود در قدرت، حاضر است هر ثوابتی را قربانی کند. این دگردیسی، نه یک حرکت تاکتیکی، بلکه ذلیلی در پیشگاه غرب برای کسب مشروعیتی است که هرگز به دست نخواهد آورد و باید بعد از جنگ آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران و جبهه ی هم سو با آن شاهد زیاده خواهی های بیشتر صهیونیستها در سوریه باشیم.

جولانی و باند مافیائی اش با ایجاد یک نظام پلیسی و سرکوبگر در میان اهل دعوت و جهاد راستین و میدان دادن به شبیحه ها و بازماندگان نظام سابق و مرتدین قسد و ارتش آزاد و باند صهیونیستی الهجری، عملاً تئوری «گراهام فولر» را محقق کردند. آن‌ها با برقراری حکومتی سرشار از فساد، مالیات‌های سنگین بر دوش بینوایان و شکنجه اهل سنت در زندان‌ها، بدترین تصویر ممکن از یک «گروه شبه جهادی» را به دنیا مخمابره کردند. هدف آن‌ها نه اعتلای کلمة‌الله، بلکه منفور کردن نام اسلام در ذهن جوانان سوری بود تا نشان دهند که اسلام‌گرایی مساوی با استبداد و ناکارآمدی و مزدروی برای آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنهاست.

تحرکات اخیر در مرزهای لبنان و سوریه و انفعال مشکوک گروه جولانی در برابر نقشه‌های «اسرائیل بزرگ»، پرده از یک خیانت بزرگ‌تر برمی‌دارد. جولانی با به راه انداختن نمایش‌های مضحک و شعارهای توخالی، با برنامه ریزی های پشت پرده با آمریکا و صهیونیستها تنها بهانه‌های لازم را به دست دشمنان می‌دهد تا به خاک سوریه تجاوز کنند. او با تضعیف جبهه داخلی اهل سنت و جماعت و سرکوب گروه‌های صادق، جاده‌صاف‌کن طرح‌هایی شده است که هدفشان تأمین امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا و غربی های کافر محارب است.

پیروان جولانی که کورکورانه از فرمان‌های متناقض او پیروی می‌کنند، باید بدانند که رهبرشان خون هزاران جوان مهاجر و انصار را در بازارهای واشنگتن و آنکاراو لندن، پاریس و مسکو به حراج گذاشته است. او با تغییر مواضع ناگهانی و پشت کردن به تمام عهدهایی که با مردم بسته بود، نشان داد که «مصلحت شخصی و تامین منافع اربابان کافر و محارب خارجی» تنها قبله‌گاه اوست.

احمد الشرع (جولانی) امروز نه یک رهبر، بلکه یک «ورشکسته سیاسی» است که میان ذلت در برابر غرب و خیانت به مسلمین دست‌وپا می‌زند. اهل سنت و جماعت و بخصوص اهل دعوت و جهاد هرگز فراموش نخواهد کرد که در حساس‌ترین برهه تاریخ سوریه و جهاد امت، کسانی که ادعای حراست از دین و اهل سنت را داشتند، چگونه خنجر را از پشت بر پیکر اسلام و مردم سوریه و اهل دعوت و جهاد و آرزوهای امت اسلامی فرود آوردند. او و پیروانش چون مُلافتاحی باید پاسخگو باشند و مُلافتاحی مطمئن باشد که اهل سنت کُردستان ایران دیگر فرصت ادامه ی خیانتهای او در میان خود را نخواهند داد.

خائنان و«حکام غَرقد» عرب در صف کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به نظر شما این دین فروش خائن و مرتد در میان سربازان ارتش آمریکا دعا می کند که چه شود؟

خائنان و«حکام غَرقد» عرب در صف کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز باز رئیس خائن و دست نشانده ی الازهر در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و حکام مرتد حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن قرار گرفت و حملات دارالاسلام ایران به پایگاهها و منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا در این کشورها را که در حکم دفاع مشروع تعریف می شود محکوم کرد در حالی که از همین پایگاهها مسلمین ایران و زیر ساختهای ایران توسط کفار محارب خارجی مورد هدف قرار می گیرند.

حقیقتی که در احادیث شریف نبوی به آن اشاره شده، امروز و بخصوص در این جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صیهونی بر دارالاسلام ایران بیش از هر زمان دیگری در پهنه جغرافیای مجروح اسلام، قابل درک و مشاهده است. گویی آن پیش‌بینی‌های آخرالزمانی هم‌اکنون در مقابل دیدگان ما تجسم یافته‌اند؛ آنجا که سخن از درختانی است که پناهگاه دشمن کافر می‌شوند، امروز نه در میان جنگل‌ها، بلکه در کاخ‌های مجلل برخی پایتخت‌ها و شهرهای عربی باید به دنبال آن گشت.

امروز، حکام و خائنین مرتد بر سرزمین‌های اسلامی، به جای آنکه سپر بلای امت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشند، خود را به «درختان غرقد» بدل کرده‌اند تا صهیونیست‌ها را پشت سر خود پنهان کرده و از آنان حمایت کنند. این حاکمان نه تنها از هویت اسلامی خود تهی گشته‌اند، بلکه آشکارا در صف کفار محارب ایستاده و به بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل تبدیل شده‌اند.

در حالی که خون مسلمانان در غزه و لبنان به دست خون‌خوارترین دشمنان تاریخ بر زمین می‌ریزد، «آل‌سعود» و شیوخ مزدوری که دین را به بهای ناچیزِ بقای قدرت فروخته‌اند، به خدمتگزاران وفادار کفار محارب آمریکائی – صیهونی تبدیل شده‌اند. این «دین‌فروشان اجیرشده»، با صدور فتاوای سفارشی و سکوت مرگبار خود، جاده‌صاف‌کن متجاوزانی شده‌اند که به جان، مال و ناموس مسلمین تعرض می‌کنند.

این دولت‌ها به جای ایستادن در صف دفاع از دارالاسلالم، تمام توان اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی خود را برای نجات رژیم در حال سقوط صهیونیستی به کار گرفته‌اند. آن‌ها به جای آنکه حداقل صدای مظلومیت کودکان فلسطین باشند، به محافظان مرزهای اشغالگران و سنگرهایی برای آمریکا بزرگترین حامی صهیونیستها بدل شده‌اند.

اما بدانند که این هم‌پیمانی با شیطان، نه تنها آن‌ها را از خشم امت اسلامی نجات نخواهد داد، بلکه نام آن‌ها را در سیاه‌ترین صفحات تاریخ در کنار نام یهودای اسخریوطی و دیگر خائنان بزرگ ثبت خواهد کرد. وعده الهی تخلف‌ناپذیر است و آتشی که امروز از غزه و لبنان و دارالاسلام ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و سایر سرزمینهای اسلامی شعله کشیده، پیش از هر چیز، تخت و تاج لرزان این خائنین به وحی و رسالت را در کام خود فرو خواهد برد.

رسوایی علمای درباری آل سعود و افشای خائنان دین‌فروش، سد کنندگان راه امارت سازی در جزیره العرب

رسوایی علمای درباری آل سعود و افشای خائنان دین‌فروش، سد کنندگان راه امارت سازی در جزیره العرب

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز که سخنان غامسی در تشویق کفار محارب آمریکائی در ضربه زدن به مسلمین در ایران را دیدم و قبلاً دعاهای سدیس برای موفقیت آمریکا و حتی معرفی کردن آمریکا به عنوان صلح گستر را دیده بودم به خطر بزرگی پی بردم که گاه عده ای از مومنین به آن اهمیت نمی دهند.

ای مجاهدان شریعت‌گرا، در مسیر مقدس «امارت‌سازی» و بازگشت به عزت اسلامی، بزرگترین مانع نه تنها سلاح دشمن، بلکه زبان‌های مسموم «علمای درباری» است. این موجودات که به تعبیر احادیث «علماء السوء» هستند، دین خدا را به بهای ناچیزِ کرسی‌های قدرت و دلارهای نفتی فروخته‌اند. آن‌ها سپر بلای حکام مرتد محلی و اشغالگران خارجی شده‌اند تا راه قیام را بر مردم ببندند.

امروز در مکه، مدینه و ریاض، کسانی در لباس علم و دیانت نشسته‌اند که بزرگترین منکر را «معروف» جلوه می‌دهند. آن‌ها خاندان فاسد و مرتد آل‌سعود را که دستشان در دست صهیونیست‌ها و آمریکاست، «ولی‌امر» می‌نامند، این دین‌فروشان با تفسیر غلط آیات قرآن و جعل احادیث نبوی، بر کفر و ارتداد آشکار این خاندان سرپوش می‌گذارند و اطاعت از ظالم را بر مسلمین واجب می‌شمارند در حالی که باید حکم شریعت الله در جهاد با این حکام دست نشانده و کفار اشغالگر خارجی را صادر کنند و به کتمان این حقیقت نپردازند در حالی که الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الكِتابِ وَيَشتَرونَ بِهِ ثَمَنًا قَليلًا ۙ أُولٰئِكَ ما يَأكُلونَ في بُطونِهِم إِلَّا النّارَ (بقره /۱۷۴) کسانی که آنچه را خدا از کتاب نازل کرده پنهان می‌دارند و آن را به بهای اندکی می‌فروشند، آن‌ها جز آتش در شکم‌های خود نمی‌خورند.

این شیوخ خائن، آیات جهاد و بیزاری از کفار را منسوخ یا محدود به شرایط محال می‌کنند، اما در مقابل، آیات مربوط به اطاعت را برای ابقای طاغوت‌های دست‌نشانده به خدمت می‌گیرند. آن‌ها با ریالها و دلارهائی که می گیرند مردم را به تسلیم در برابر اشغالگری نرم آمریکا فرا می‌خوانند و هر مجاهدی را که برای برپایی شریعت و امارت اسلامی قیام کند، «خارجی» یا «فتنه‌گر» می‌نامند و راه رسیدن به حاکمیت اسلامی را سد کرده اند که مشمول احبار و رهبان موجود در این آیه شده اند : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنَّ كَثيرًا مِنَ الأَحبارِ وَالرُّهبانِ لَيَأكُلونَ أَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَيَصُدّونَ عَن سَبيلِ اللَّهِ (توبه / ۳۴)  

ای سربازان امت، وظیفه شما تنها جهاد با سلاح نیست؛ بلکه «جهاد تبیین» و رسوا کردن این مبلغان کفر نیز بر عهده شماست.این خائنان را به مردم معرفی کنید و نشان دهید که چگونه فتاوای آن‌ها با خون مظلومان و منافع مستکبران گره خورده است.به مردم بیاموزید که حاکمی که دشمنان کافر و محارب را به سرپرستی می گیرد و شریعت را به حاشیه می‌راند، بر اساس نصّ صریح قرآن از امت اسلام خارج است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:أَخْوَفُ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةُ الْمُضِلُّونَ . بیشترین چیزی که بر امتم از آن می‌ترسم، پیشوایان گمراه‌کننده هستند.

این‌ها همان کسانی هستند که امروز جاده‌صاف‌کن طاغوت بزرگ و سرافعی و شیطان بزرگ، آمریکای پوشالی، در بلاد حرمین شده‌اند و به این کافر محارب و اشغالگر خارجی پایگاه نظامی داده اند.

تأسیس امارت اسلامی و رسیدن به «حکومت واحد امت»، بدون پاکسازیِ صفوف مسلمین از لوثِ وجود این شیوخِ دین‌فروش ممکن نیست. با ضرباتی که دارالاسلام ایران بر هیمنه آمریکا وارد کرده، اکنون زمان آن است که با رسوا کردن این «شیاطینِ زبان‌دار»، راه را برای قیام توده‌ها و تشکیل امارات متحده اسلامی هموار کنید.

سرزمین شام و احادیث فضیلت که شامل حال باند احمد الشرع و مُلافتاحی نمی‌شود  

سرزمین شام و احادیث فضیلت که شامل حال باند احمد الشرع و مُلافتاحی نمی‌شود  

به قلم: ابوخالد کردستانی

سرزمین شام در نصوص اسلامی و احادیث نبوی، جایگاهی رفیع و راهبردی دارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم و علمای بزرگی همچون ابن‌کثیر رحمه‌الله بر این نکته تأکید ورزیده‌اند که شام در کوران فتنه‌های آخرالزمان، مأمن و پناهگاه مؤمنان مخلص خواهد بود. اما این «فضیلت»، مدالی است که بر سینه «مؤمنان صابر» نصب می‌شود، نه کسانی که دین اسلام و اهل و دعوت و جهاد را ابزار قدرت خود و راضی کردن کفار محارب خارجی و پیاده کردن نقشه های این کفار کرده‌اند.

البته لازم است بدانیم که شام سرزمینهائی چون سوریه و اردن و فلسطین و لبنان و بخشهائی از مصر و عراق و عربستان و ترکیه را نیز دربر می گیرد و سوریه بخشی از شام است.

باید با قاطعیت گفت که جولانی (احمد الشرع) و پیروان او، به هیچ وجه مصداق احادیث ستایش‌آمیز مربوط به مجاهدان شام نیستند. سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم «معجزه» و «حق محض» است و محال است که کلام وحیانی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بر کسانی صدق کند که در قلب‌شان نفاق و در عمل‌شان خیانت و در ارتداد آشکار افتاده است. نفاق آشکار شده و ارتداد  با ایمان راستین در یک کالبد نمی‌گنجند؛ لذا فضایل شام مخصوص صف مخلصین است، نه صفِ پیمان‌بندان با کفار محارب خارجی و پیاده کننده های نقشه های این کفار بر علیه مسلمین و اهل دعوت و جهاد میان مسلمین.

در حالی که روایات، مؤمنان شام را به عنوان کسانی معرفی می‌کنند که بر حق استوارند و از سرزنش هیچ ملامت‌گری نمی‌هراسند، جولانی امروز در چرخشی آشکار، دشمنان قسم‌خورده اسلام یعنی آمریکا، اسرائیل و غرب را به سرپرستی گرفته ودر راه این کفار با مسلمین می جنگند و حاکمیت اسلامی و تطبیق شریعت الله را کنار زده اند و تسلیم قوانین کفری و سکولاریستی این کفار شده اند و این کفر و ارتدادی است که الله تعالی در موردش می فرماید:  وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ (مائده/۲۱) به پشت سر خود بازنگردید [و مرتد نشوید] که در این صورت زیانکار خواهید گشت.

روی گرداندن از تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق قوانین شریعت الله و رویگرداندن از اهل دعوت و جهاد و جبهه اسلام و پناه بردن به آغوش آمریکا و صهیونیستها بر علیه مسلمین و اهل دعوت و جهاد، همان «ارتداد» و انحرافی است که فرجامش چیزی جز خسارت و ذلت نخواهد بود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضا. مومن  نسبت به مومن همانند اجزای یک ساختمان است که همدیگر را مستحکم می‌کنند.

عملکرد احمد الشرع در سوریه و منطقه دقیقاً در تضاد با این حدیث است. او به جای آنکه رکنی از بنای مستحکم امت اسلامی باشد، به تخریب جبهه داخلی و سرکوب مجاهدان شریعت‌گرا پرداخته و با مکر شیطانی، مسیر را برای نفوذ غرب و صهیونیستها و مرتدین منطقه ای هموار کرده است. کسی که پیمان برادری را می‌شکند و با دشمن کافر و محارب اشغالگر نرد عشق می‌بازد، نامش در لیست منافقین آشکار شده و مرتدین ثبت می‌شود، نه در زمره مجاهدان فی سبیل الله.

جایگاهی که الله  از کانال رسولش صلی الله علیه وسلم برای شام معین کرده‌است جایگاه «عزت و استقلال و ایمان و جهاد» است. تبعیت جولانی از غرب سکولار و سیگنال‌های مثبت او به رژیم صهیونیستی و مرتدین منطقه ای چون آل سعود و امارات متحده عربی و اردن و ترکیه و استاندار باکو و امثالهم، خروج کامل از مسیر و منهج اهل سنت و جماعت و سلف صالح است. این افراد با تغییر نام و چهره از جولانی به احمد الشرع، نمی‌توانند حقیقت بازگشت به کفر خود را بپوشانند.

بنابراین، ادعای انتساب به جبهه حق در شام از سوی این گروه، وب خصوص کسانی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که یکی از مزدوران تحالف آمریکا از کانال جولانی مرتد شده است ادعایی پوچ و باطل است. احادیث فضیلت شام، تنها بر مومنینی صدق می‌کند که تا آخرین قطره خون در برابر کفر و ارتداد ایستادگی کنند، نه کسانی که برای بقای قدرت، خاک و آرمان و اصول و مبانی جهادی خود را به حراج مذاکره با دشمن می‌گذارند. خداوند متعال ما را بر صراط مستقیم هدایت فرموده و از شر مکر منافقین و مرتدین که با شعارهای مذهبی و قومیت گرایانه و اقتصادی و … خود را نشان می دهند مصون بدارد.