اندر خیانت احمدالشرع ارباب مُلا فتاحی در سوریه

اندر خیانت احمدالشرع ارباب مُلا فتاحی در سوریه

به قلم: کیوان مریوانی

با آنکه بدون کوچکترین تردیدی بین بد و بدتر و جنگ بین مرتدین جولانی و حزب کارگران کُردستان (قسد= ی پ گ) نابودی مرتدین اوجالان را آرزومندیم با این وجود اقدامات احمد الشرع چیزی جز خیانت آشکار به اهل دعوت و جهاد سوریه و مردم و اصول عدالت اسلامی نیست. او با سرکوب مومنین اهل دعوت و جهاد، بازداشت‌های صاحبان فکر و اندیشه و فشار بر منتقدان، نشان داده است که نه به قانون شریعت الله و عدالت پایبند است و نه به حقوق اسلامی مردم اهل سنت احترام می‌گذارد.

نمونه‌های روشن این خیانت عبارتند از:

• بازداشت بیش از ۲۱۰ نفر از اهل سنت تنها به جرم اعتراض یا شرکت در تظاهرات، حتی پیش از آنکه بر قدرت کامل مسلط شود،

• محروم کردن زندانیان اهل سنت از حق ملاقات، وکیل و اعلام اتهام، مانند مورد ابوشعیب المصری که ماههاست در زندان به سر می برد و یا مورد أبو هاشم التلی که سه ماه بدون اتهام و بدون امکان ملاقات در زندان هستند،

• ایجاد ترس و فشار در میان خانواده‌ها، به گونه‌ای که حتی برای بیان شکایت جرأت ندارند.

این اقدامات نشان می‌دهد که جولانی از قدرت برای سرکوب مخالفان فکری و مشروعیت‌زدایی از منتقدان خود از میان اهل سنت استفاده می‌کند و با خیانت خود، مردم اهل سنت بی‌گناه را به خطر می‌اندازد و اعتماد عمومی را نابود می‌کند.

هر کسی که اندکی انصاف داشته باشد، می‌بیند که خیانت جولانی فراتر از اختلاف فکری یا سیاسی است و هدفش حفظ قدرت با روش‌های سرکوبگرانه و ترس‌آفرین و خدمت به پروژه های آمریکا و صهیونیستها است.

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تحولات اخیر و افشای فشارهای لابی‌گری امارات علیه عربستان در واشنگتن، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: رقابتی حقیرانه میان دو رژیم که برای اثبات “برتری در چاکری” به درگاه صهیونیسم و آمریکا، از هیچ خیانتی فروگذار نمی‌کنند. در حالی که سرزمین وحی و قبله مسلمین باید مأمن عزت اسلام باشد، امروز به ابزاری در دست شیوخ دین‌فروش تبدیل شده است.

آنچه امروز میان ابوظبی و ریاض می‌گذرد، نه یک اختلاف سیاسی بر سر منافع ملی، بلکه مسابقه‌ای برای “مزدورِ برتر” بودن است. امارات با استفاده از اهرم‌های صهیونیستی مانند “کمیته یهودیان آمریکا” (AJC) و “رابطه مکافحه التشهیر” (ADL)، تلاش می‌کند رقیب سعودی خود را به “یهودستیزی” متهم کند. این یعنی هر دو طرف برای نزدیکی به تل‌آویو و واشینگتن، حاضرند سر یکدیگر را زیر گیوتین لابی‌های صهیونیستی ببرند. به راستی که هر دو لبه یک قیچی هستند که پیکره وحدت اسلامی را نشانه گرفته‌اند.

استفاده امارات از مرکز “المناره” در ابوظبی برای جهت‌دهی به گفتمان علیه عربستان، نشان‌دهنده عمق سقوط اخلاقی این حکام است. آن‌ها به‌جای دفاع از قدس و مظلومان غزه، بودجه‌های میلیاردی خود را صرف نهادهایی می‌کنند که وظیفه‌شان تطهیر چهره جنایتکار اسرائیل و تخریب رقبای منطقه‌ای در پیشگاه لابی‌های یهودی است. این ذلت، نتیجه مستقیم گره زدن بقای سیاسی به اراده کاخ سفید و تل‌آویو است.

در این میان، نقش “شیوخ درباری” و مفتی‌های اجاره‌ای برجسته است. کسانی که با فتواهای سفارشی، خیانت به آرمان‌های اسلام و آغوش گشودن برای “توافقات ابراهیم” را توجیه می‌کنند. این دین‌فروشان، حقیقتِ “سرزمین وحی” را قربانی مطامع سیاسی کرده و با سکوت یا تایید خود، جاده‌صاف‌کنِ نفوذ صهیونیسم در قلب دنیای اسلام شده‌اند.

هدف نهایی این کارزار رسانه‌ای و لابی‌گری، تنها تضعیف نفوذ عربستان نیست؛ بلکه عادی‌سازی خیانت و تبدیل کردن “خیانت به فلسطین” به یک ارزش و معیار برای جلب حمایت آمریکا و مهار قدرت‌های اسلامی و ایجاد درگیری داخلی میان کشورهای مسلمان است تا امنیت اسرائیل تضمین شود و همچنین استحاله فرهنگی و تغییر گفتمان دینی در شبه‌جزیره عربستان و سوق دادن آن به سمتی است که هیچ خطری برای منافع استکبار نداشته باشد.

بزرگترین جنایت این حکام، کشاندن پای لابی‌های صهیونیستی به پرونده‌های مرتبط با سرزمین وحی و قبله مسلمین است. تبدیل کردن نام “عربستان” به ابزاری برای بازی‌های سیاسی در کنگره آمریکا توسط امارات، توهین به حیثیت تمام مسلمانانی است که این سرزمین را مقدس می‌شمارند.

باید هوشیار بود که این جنگ‌های زرگری، تنها برای تقسیم غنائمِ نوکری است. نه امارات به فکر حقوق بشر و مبارزه با نژادپرستی است و نه عربستان مدافع واقعی ارزش‌های اسلامی؛ هر دو در مسیری گام برمی‌دارند که انتهای آن، نابودی عزت ملت‌های عرب و مسلمان و تثبیت سلطه آمریکا و اسرائیل بر منطقه است.

سوریه جولانی و باندش بیش از هر زمان دیگر، میدان بازی پیچیده ی توازن‌های بین‌المللی است.

سوریه جولانی و باندش بیش از هر زمان دیگر، میدان بازی پیچیده ی توازن‌های بین‌المللی است.

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

به‌صورت خلاصه و بر اساس یک چارچوب تحلیلی:

۱- گفته می‌شود الشرع پیش از انقلاب سوریه ارتباطاتی با نهادهای غربی داشته، فارغ از ماهیت این ارتباط.

۲- فرض غالب این است که پیش از انقلاب، برنامه‌ای برای رساندن او به کاخ ریاست وجود نداشت.

۳- پس از سال ۲۰۱۶، این ارتباطات به‌طور چشمگیری تقویت شد.

۴- روایت‌ها حاکی از شکل‌گیری پروژه‌ای برای تبدیل الشرع از چهرهٔ جهادی به بازیگر سیاسی است؛ با نقش‌آفرینی نهادهایی مانند Inter Mediate، نام‌هایی چون جوناثان پاول، و اشاره‌هایی که به رابرت فورد نسبت داده می‌شود.

۵- ادعا می‌شود تمرکز هماهنگی‌ها بر معرکهٔ حلب بوده است.

۶- پیشروی‌های بعدی تا حماه، در این تحلیل‌ها به‌عنوان رخدادی غیرمنتظره توصیف می‌شود.

۷- پس از حماه، از مداخلات منطقه‌ای برای جلوگیری از واکنش سخت روسیه سخن گفته می‌شود.

۸- برخی روایت‌ها به نقش «بازیگران پشت‌پرده» در جلوگیری از سناریوهای نظامی بزرگ‌تر (مانند حمص) اشاره دارند، در برابر دریافت تضمین‌های سیاسی.

۹- سپس ادعا می‌شود الشرع مسیر تمرکز قدرت را در پیش گرفت و دولت نجات ادلب را به‌عنوان ساختار سراسری تثبیت کرد.

۱۰- در این چارچوب، تغییرات و برکناری‌هایی در سطوح امنیتی نیز مطرح می‌شود.

۱۱- گفته می‌شود بریتانیا نقش فعالی در تثبیت موقت حاکمیت الشرع برای دوره‌ای محدود ایفا کرده است.

۱۲- همزمان، از همراهی دولت ترامپ تحت فشار بازیگران منطقه‌ای مانند قطر، عربستان و ترکیه سخن گفته می‌شود.

۱۳- طبق این تحلیل‌ها، اسرائیل و بخشی از ساختار قدرت آمریکا با این مسیر مخالف بوده‌اند.

۱۴- حتی از طرح‌های مستقل اسرائیل برای سوریه یاد می‌شود.

۱۵- و از مداخلهٔ آمریکا برای مهار آن سناریوها.

۱۶- در این روایت، فشار مستقیم واشنگتن بر الشرع برای اصلاح عملکردها (اقلیت‌ها، فساد، نهادسازی…) نیز مطرح می‌شود.

۱۷- همچنین بحث بازطراحی دولت با نقش‌آفرینی مناف طلاس ذکر می‌گردد.

۱۸- مسئلهٔ «پروندهٔ نیروهای جهادی خارجی» به‌عنوان یکی از نقاط اصطکاک معرفی می‌شود.

۱۹- نهایتاً موضوع انتخاب رئیس‌الوزرا به نقطهٔ کانونی می‌رسد.

نام‌های مطرح در این تحلیل‌ها

• ریاض حجاب – دارای بیشترین شانس در این روایت‌ها، هرچند با مخالفت‌هایی

• ایمن الأصفری – گزینهٔ مورد توافق ولی فاقد تمایل شخصی

• فهد المصری – دارای حمایت خارجی اما با موقعیت متزلزل

• عبدالله الدردری – پیشنهادی که رد شده

• غسان عبود – نامی که صرفاً مطرح و سپس کنار گذاشته شد

بر اساس این برداشت‌ها، هنوز کفهٔ ترازو به نفع ریاض حجاب سنگین‌تر توصیف می‌شود.

چرا رئیس‌الوزرا محور شده است؟

طبق این سناریو:

قرار است اصلاحاتی در اعلامیهٔ قانون اساسی موقت انجام شود،

و بخشی از اختیارات کلیدی از رئیس به رئیس‌الوزرا منتقل گردد.

یعنی:

کاهش تمرکز قدرت در ریاست

تقویت ساختار دولت

شکل‌گیری حاکمیت مشارکتی‌تر

تصویر ترسیم‌شده از آیندهٔ قدرت در این چارچوب تحلیلی، چنین نتیجه‌گیری می‌شود:

• الشرع با اختیارات محدودتر باقی می‌ماند

• دولت بازآرایی می‌شود

• رئیس‌الوزرا به مرکز اجرایی واقعی تبدیل می‌گردد

• و دورهٔ انتقالی دوساله تثبیت می‌شود

اما یک ابهام اساسی پابرجاست:

آیا واگذاری واقعی قدرت رخ خواهد داد؟

زیرا همان روایت‌ها تأکید دارند:

الشرع برای حفظ تمرکز قدرت، مقاومت جدی نشان خواهد داد.

فارغ از صحت این سناریوها، یک واقعیت انکارناپذیر است:

سوریه اکنون بیش از هر زمان دیگر، میدانِ بازیِ پیچیدهٔ توازن‌های بین‌المللی است.

 با وجود تهدیدات آمریکا چرا فریاد «جهاد» و «عزت» در حوزه‌ ی علمیه مولوی عبدالحمید و امثالهم خشکیده است؟

 با وجود تهدیدات آمریکا چرا فریاد «جهاد» و «عزت» در حوزه‌ ی علمیه مولوی عبدالحمید و امثالهم خشکیده است؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

اگر به تعداد مدارس دینی میان بلوچها و سایر قومیتهای ایراین نگاه کنیم متوجه آمار بالائی از مدارس خواهیم بود که اکثریت مطلق آنها با بودجه مردمی اداره می شوند اما این سوال برای بسیاری از ما پیش آمده است که چگونه است که از زبان آنها هر سخنی شنیده می‌شود جز واژگان مقدس «جهاد»، «مقاومت» و «ایستادگی در برابر کفر جهانی»؟ اینها که مدعی پیشوایی قومی غیور و باایمان هستند، چرا در برابر جبهه متحد کفار سکولار خارجی چون آمریکا و صهیونیسم، و مرتدین داخلی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون خائن و مرتد ایرانی مهر خاموشی بر لب زده‌اند؟

جناب مولوی عبدالحمید، آیا از «زنان ریش‌دار» و نفوذ فرهنگ منحط  سکولارغربی در میان جوانان چیزی نشنیده‌اید؟ یا شاید چنان غرق در بازی‌های سیاسی سکولاریستی شده‌اید که دیگر غیرت دینی برایتان معنایی ندارد؟ ما می‌دانیم و تاریخ هم ثبت خواهد کرد که شما جرات و جسارت ایستادگی در برابر آمریکا و صهیونیسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی را ندارید؛ اما دست‌کم به مردم بگویید چرا از اسلام، تنها پوسته‌ای بی‌خاصیت را ترویج می‌کنید که در آن خبری از «اشداء علی الکفار» نیست؟

شما سال‌هاست که از سفره‌ی این ملت متدین و نجیب بلوچ ارتزاق کرده‌اید. شکم‌هایتان از اموال و صدقات این مردم پر شده، اما در قبال آن چه خدمتی به عقیده و ایمان آن‌ها کرده‌اید؟ ثمره حوزه‌های علمیه و مساجد پرزرق‌وبرق شما که با پول همین مردم اداره می‌شود، چیست؟ آیا جز این است که خروجی مدارس شما، نسلی است که به جای عزت اسلامی، به دامان سکولاریسم و حرکات ارتدادی سکولاریستی پناه می‌برد؟

رشد چشم‌گیر سکولاریسم در بین برخی لایه‌های جامعه، نتیجه مستقیم سستی و عقب‌نشینی شما از منهج صحیح اهل سنت و جماعت چون کفر به طاغوت و ولاء و براء و اصول جهادی است.

مولوی عبدالحمید، شما به بهانه همراهی با «اکثریت»، آرمان‌های اسلام را به پای کفر و نفاق قربانی کرده‌اید. شما از اکثریتی صحبت می کنید که اقلیت ناچیزی از مردم مومن و مسلمان ما هستند اما خودتان با سکوت و تنزل در مقابل کفر، این اقلیت را به سوی سکولاریسم سوق داده‌اید. برای شما، خوشامد شبکه‌های کفار سکولار اصلی و رسانه‌های غربی و مرتدین داخلی ایران، خوشایندتر از رضایت باری‌تعالی و عزت مسلمین شده است.

تاسف‌بار است که مساجد و مدارس دینی ما، به جای آنکه سنگرِ تربیت مجاهد و مدافع دین باشند، به مراکزی تبدیل شده‌اند که در آن‌ها خروجی‌ای جز سستی، نفاق و ذلت در برابر کفار سکولار خارجی و داخلی دیده نمی‌شود. شما راه سعادت و آخرت را بر این قوم حنفی مذهب بلوچ بسته‌اید و به جای آن، فرش قرمزی برای ورود کفر و الحاد پهن کرده‌اید.

ای مولوی‌هایی که نان دین اسلام می‌خورید و کار کفر و دین سکولاریسم می‌کنید،بدانید که غیرت بلوچ با سکولاریسم و بی‌تفاوتی بیگانه است. اگر شما شهامت جهاد و دفاع از حریم اسلام و مقاومت در برابر کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی  را ندارید، دست‌کم نام مقدس دین اسلام را ملعبه بازی‌های سکولاریستی خود نکنید. ملت اهل سنت بلوچ بیدار است و می‌بیند که چگونه آبروی اسلام را برای خوشامد دشمنان ایران و اسلام خرج می‌کنید.

زلزله در محراب و افشای موجودات دین‌فروش دارالکفرِ طاری آل سعود  

زلزله در محراب و افشای موجودات دین‌فروش دارالکفرِ طاری آل سعود  

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

زمانی که به هدف شبکه های سکولاری چون کلمه که با نام اهل سنت اما به کام مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی فعالیت می کند نگاه می کنیم متوجه می شویم که امروز جزیرة‌العرب و بسیاری از بلاد اسلامی، نه از سوی دشمن خارجی، بلکه از درون توسط «مزدوران عمامه‌به‌سر» و«رويبضة» مورد هجمه قرار گرفته است. موجوداتی که نام «عالم» را یدک می‌کشند اما در حقیقت، نگهبانان تخت طاغوت و توجیه‌گران پیوند با صهیونیسم و آمریکا هستند. این همان فتنه‌ای است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم از آن خبر داده بود.

این موجودات، دین خدا را به بهای ناچیز (حقوق‌های کلان و مقام‌های دولتی) فروخته‌اند. قرآن کریم ماهیت این «تجارت ننگین» را چنین افشا می‌کند:أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ (بقره/۱۶)

علمای سعودی که رقص و شراب و کنسرت‌های بلاد کفر را در مهد وحی «توسعه و پیشرفت» می‌نامند و جهاد را «تروریسم»، مصداق بارزِ خریداران ضلالت هستند.

رسول الله  صلی الله علیه وسلم از زمانی خبر دادند که در آن، فرومایگان درباره امور مهم امت سخن می‌گویند و می فرماید:

 سيأتِي على الناسِ سنواتٌ خدّاعاتٌ؛ يُصدَّقُ فيها الكاذِبُ، ويُكذَّبُ فيها الصادِقُ، ويُؤتَمَنُ فيها الخائِنُ، ويخَوَّنُ فيها الأمينُ، وينطِقُ فيها الرُّويْبِضَةُ . قِيلَ : وما الرُّويْبِضةُ ؟ قال : الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ.[۱]   بزودی بر مردم سالهایی خواهند رسید که در آن سالها دروغگو صادق شمرده می شود و راستگو ،تکذیب می شود و به خائنین اطمینان می شود و امانت داران به خیانت متهم می شوند و رویبضة بدینگونه سخن می گوید.گفته شد: رویبضة چیست؟ فرمود: مردی کثیف و فاسد که در امور عامه (مردم) سخن می گوید.

امروز در ریاض و دیگر پایتخت‌های عربی، کسانی بر کرسی افتا تکیه زده‌اند که «تافه» (بی‌ارزش و حقیر) هستند؛ کسانی که در برابر کشتار غزه و تهاجمات آشکار آمریکا و صهیونیستها به سرزمینهای اسلامی لال می‌شوند اما برای مدال‌آوری جنرال‌های آمریکایی (سنتکام) قصیده می‌سرایند.

بزرگترین ترس رسول الله صلی الله علیه وسلم نه از دجال، بلکه از این صنف بود چنانچه می فرماید: إِنَّما أخافُ على أُمَّتي الأئِمةَ الْمُضِلِّينَ.[۲]

علمایِ «هیئت کبار العلما» و هم‌قطارانشان در دولت‌های خائن عربی، «پیشوایان گمراه‌کننده» هستند. آن‌ها با فتواهای سفارشی، «ولاء و براء» (دوستی و دشمنی برای خدا) را سر بریدند تا راه برای دوستی با کفار هموار شود.

وقتی مفتیان سعودی برای رضایتِ «محمد بن سلمان»، احکام قطعی دین را تغییر می‌دهند، ثابت می‌کنند که نه بنده خدا، بلکه برده‌ی پادشاه‌اند. آن‌ها «لص» (دزد) ایمان جوانان جزیرة‌العرب هستند.

اینها جزو همان موجوداتی هستند که خداوند آن‌ها را به «الاحمار» (خرهای بارکش) تشبیه کرد، کسانی که علم دارند اما به آن عمل نمی‌کنند و در خدمت کفرند: ‏ مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ‏(جمعه/۵)

‏کسانی که تورات بدیشان واگذار گردید ، ولی بدان عمل نکردند و حق آن را ادا ننمودند ، به درازگوشی می‌مانند که کتابهائی را برمی‌دارد ( ولی از محتوای آنها خبر ندارد ) . مردمانی که آیات خدا را تکذیب می‌دارند ، بدترین مثل را دارند . خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌دهد ( و به سعادت هر دو سرا نائل نمی‌گرداند ) .‏

این آیه توصیف دقیق عالمان خائن در عربستان و مصر و اردن و امارات و پاکستان است. کتاب‌های قطور در قفسه دارند، اما در مقام عمل، بار اهداف اسرائیل و آمریکا را بر دوش می‌کشند.

خداوند و رسولش خبر دادند که این طبقه از «موجودات دین‌فروش»، نخستین کسانی هستند که آتش دوزخ با آنان افروخته می‌شود. اینها مرکز فتنه و خاستگاه نفاق مدرن و حنجره‌هایی برای تخدیر امت و تسلیم در برابر کفر گشته‌اند.

ای مومنین مواظب باشید و دین خود را از دهان مردان درباری آل سعود و امارات که از شبکه های کلمه و امثالهم برای شما ترجمه و محلی سازی شده است نگیرید. عالمی که با «کافر حربی» چون آمریکا دست می‌دهد و بر «مجاهد راه خدا» می‌تازد، دجال زمانه است؛ «فَاحْذَرُوهُمْ»(از آن‌ها برحذر باشید)؛ این دستورِ صریح الله است.


[۱]  أخرجه ابن ماجه (۴۰۳۶) واللفظ له، وأحمد (۷۹۱۲)

[۲]  الألباني، صحيح الجامع ۲۳۱۶

خطرات باند جولانی در سوریه، ای کاش مردم من از پشت‌پرده‌ها و رازهای سازوکار تصمیم‌سازی دربارهٔ منطقه آگاه بودند.

خطرات باند جولانی در سوریه، ای کاش مردم من از پشت‌پرده‌ها و رازهای سازوکار تصمیم‌سازی دربارهٔ منطقه آگاه بودند.

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

پیش‌تر گفته بودم که میان آمریکا و اسرائیل دربارهٔ سوریه اختلاف بزرگی وجود دارد. همچنین اشاره کردم که هدف قرار دادن فرودگاه المزه، پیامی از سوی اسرائیل به آمریکا بود تا مانع ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در آنجا شود. همان زمان نیز گفتم اسرائیل به توافق اولیه میان «الشرع» و آمریکا برای تأسیس پایگاه نظامی در حومهٔ دمشق (که قرار بود در فرودگاه الضمیر باشد) واکنش نشان خواهد داد. پاسخ اسرائیل، کارزار گستردهٔ بمباران هوایی بود که حتی حلب، ادلب و سواحل را نیز دربر گرفت.

مدتی بعد، دو طرف به توافقی بسیار بد برای سوریه رسیدند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت پروندهٔ سوریه عملاً به دست اسرائیل سپرده شد.

دلایل خروج آمریکا از پایگاه التنف:

۱- فراهم کردن زمینه برای سلطهٔ کامل اسرائیل در آسمان و بعدها در زمین.

۲- کمک به «الشرع» برای مطالبهٔ علنی خروج روسیه و سپس ترکیه از سوریه، تحت عنوان خروج همهٔ نیروهای خارجی. در همین چارچوب، اظهارنظر وزیر دفاع ترکیه دو روز پیش قابل توجه است که گفت خروج ترکیه از سوریه، مسئله‌ای صرفاً داخلی است.

۳- از بین رفتن کامل اعتماد آمریکا به «سلطهٔ الشرع» پس از حادثهٔ تدمر؛ موضوعی که باعث شد آمریکا ۳۰۰۰ زندانی داعشی سوری را به عراق منتقل کند. عراق نیز اعلام کرد آنان بر اساس قوانین عراق محاکمه خواهند شد؛ اقدامی بی‌سابقه در تاریخ: شهروندان سوری که در خاک سوریه مرتکب جرم شده‌اند، در کشوری دیگر و طبق قوانین آن محاکمه می‌شوند. با این حال، گفته می‌شود نیمی از آنان فریب‌خورده بوده و ارتباطی با داعش نداشته‌اند.

۴- جلوگیری از تلفات انسانی در میان نیروهای آمریکایی در صورت واکنش ایران پس از آغاز جنگ؛ به همین دلیل نیز آمریکا از پایگاه عین‌الاسد در عراق خارج شد.

برنامهٔ آمریکا ایجاد پایگاه نظامی در الضمیر بود. حضور آنان در تدمر و التنف نیز بخشی از همین طرح بود تا مسیر موسوم به «کریدور داوود» را کاملاً قطع کنند.

پس از رسوایی‌های اپستین، جریان‌های نزدیک به اسرائیل در آمریکا موفق شدند ترامپ را متقاعد کنند که به بهانهٔ «دیگر نه داعش هست و نه قسد»، از سوریه خارج شود. اما در واقع هدف، باز کردن راه برای اسرائیل جهت تسلط بر جنوب سوریه بود: از قنیطره تا حومهٔ دمشق، سپس تدمر و التنف. در مرحلهٔ دوم (پس از دو سال)، تکمیل «کریدور داوود» به سمت دیرالزور، حسکه و اربیل.

بر همین اساس، اسرائیل از قسد خواسته با هر توافقی با «سلطهٔ الشرع» موافقت کند و منتظر سقوط نظام ایران بماند. پس از آن، کردهای سکولار حمایت گسترده‌ای از سوی اسرائیل دریافت خواهند کرد.

و اکنون نشانه‌ها قابل مشاهده است:

  • جلسات کنگره و نمایش ویدئوهایی دربارهٔ نقض حقوق کردهای سکولار
  • بیانیه‌های اتحادیهٔ اروپا در حمایت از کردهای سکولار
  • تظاهرات در لندن در پشتیبانی از کردهای سکولار

و آنچه در پشت‌پرده جریان دارد، بسیار فراتر از اینهاست.

بازداشت پروفسور محمد خير الغباني الحسيني تداوم سرکوب اهل سنت و جماعت توسط باند جولانی در سوریه

بازداشت پروفسور محمد خير الغباني الحسيني تداوم سرکوب اهل سنت و جماعت توسط باند جولانی در سوریه

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

آنچه در دو ماه اخیر از سرکوبِ هر مخالفی توسط این حاکمیت رخ می‌دهد، بیش از پیش نشان می‌دهد که این ساختار در حال بازتولید الگوی ادلب است؛ همان استبداد، همان قمع، همان بازداشت هر صدای متفاوت.

مصیبت امروز این است که با «شمشیرِ قضا» با تو می‌جنگند؛ قضایی که خود به ابزاری در دست آنان تبدیل شده است و به‌سادگی می‌توانند علیه تو پرونده‌سازی کنند.

دکتر محترم محمد خير الغباني الحسيني توسط همان فردی بازداشت شد که روزگاری پیشخدمت و قهوه‌ریز بود و امروز کاروانِ محافظتی چندخودرویی دارد؛ شخصی که موسى العمر نیز به او اشاره کرده بود.

بازداشت دکتر تنها به این دلیل صورت گرفت که او زیر نوشته‌ای درباره فساد استاندار و اطرافیانش اظهار نظر کرد. سخن او چیزی جز درخواست پاسخ و توضیح نبود؛ امری که طبق قانون سوریه نه «قدح و ذم» محسوب می‌شود و نه «تشهیر».

آیا به وکیل او اجازه دادید وارد شود و در کنار موکلش باشد؟

در بسیاری از کشورها، چنین موضوعاتی میان دادگاه و طرف دعوا بررسی می‌شود، نه با بازداشت فوری.

حلقه اطراف استاندار حماه تقریباً هیچ فرد مسئله‌داری را کنار نگذاشتند؛ از أيمن ملندي گرفته تا ناهد العمر.

گویی در حماه، شهری با این پیشینه و ظرفیت، هیچ کادر متخصص و کارشناس باقی نمانده و ناچار به استفاده از چهره‌های وابسته به ساختار پیشین شده‌اند؛ موضوعی که اکنون رنگِ یک سیاستِ نظام‌مند به خود گرفته است.

به خدا سوگند، ما هستیم که مردم حماه را از حضور در میدان العاصی بازمی‌داریم؛ زیرا میزان نارضایتی و احتقان به نقطه خطرناکی رسیده است.

نبيل عفا الرفاعي مشهور به «ابو هاشم التلی» و فرمانده پیشین در هيئة تحرير الشام در تاریخ ۲۲/۱۱/۲۰۲۵ بازداشت شد.

تا این لحظه نه خانواده‌اش اجازه ملاقات یافته‌اند و نه وکیلش. اخباری نیز به خانواده او رسیده که از احتمال حذف فیزیکی وی در بازداشتگاه حکایت دارد.

ای أنس خطاب، آیا نگفتی در روز قیامت خصمِ هر ستمگری خواهی بود؟

حتی اگر اتهامی مطرح باشد، بر چه اساسی فردی را به‌صورت قهری و مخفیانه نگه می‌دارید و امکان دفاع حقوقی را از او سلب می‌کنید؟

و شما، مشایخ و مشاوران و چهره‌های رسانه‌ای:

• إبراهيم حسون

• ابو البراء یاسین

• حسن الدغیم

• ماهر علوش

• حسن صوفان

• الشيخ المحيسني

آیا آموزه‌های دینی و علمی شما چنین سکوتی را در برابر بازداشت‌ها توجیه می‌کند؟

ای هادي العبد الله و دیگر فعالان،آیا انگیزه آغاز انقلاب، مسئله بازداشت‌شدگان و ظلم ساختاری نبود؟

این چه معیارهایی است که امروز موجب سکوت در برابر بازداشت، سرکوب، فساد و فشار بر مردم شده است؟

مدالِ «خون» بر سینه «دشمن» در تجلیل آل‌سعود از قصاب مسلمین

مدالِ «خون» بر سینه «دشمن» در تجلیل آل‌سعود از قصاب مسلمین

 به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اقدام «خالد بن سلمان»، وزیر دفاع رژیم سعودی، در اعطای نشان عالی «ملک عبدالعزیز» به «مایکل کوریلا»، فرمانده سابق جنایتکاران سنتکام، پرده دیگری از چهره واقعی این رژیم مرتد را کنار زد. این مدال، نه نشان لیاقت نظامی، بلکه «نشان افتخارِ کشتار مسلمین» است که توسط دست‌نشاندگان کفار محارب و اشغالگر خارجی بر گردنِ سرباز شیطان بزرگ و سرافعی آویخته شد.

سپهبد آمریکایی، مایکل کوریلا، فرماندهی نهادی سنتکام را بر عهده داشته که دستانش تا مرفق به خون زنان و کودکان در عراق، افغانستان، یمن و سوریه آلوده است. اعطای عالی‌ترین نشان بنیانگذار آل‌سعود به این جنایتکار، اثبات این حقیقت است که خاندان سعودی، بقای خود را در گرو رضایت کفار و نابودی امت اسلام می‌بیند. این مدال، بهای خوش‌خدمتی‌های سنتکام در حفاظت از تخت و تاج این خاندان صهیونیست‌صفت است.

این حجم از ارتداد و کفرِ علنی، تحت حمایت فتاوایِ سفارشی «آل‌شیخ» و علمای درباری نجدی صورت می‌گیرد. این دین‌فروشان فرومایه، با بازی با احادیث و آیات، برای «ولی‌خمرهای» آل‌سعود مجوز شرعی صادر می‌کنند تا راه برای تسلط مطلق کفار بر جزیرة‌العرب هموار شود. آن‌ها «کفرِ بواح» را «مصلحت» و «خیانت به امت» را «حکمت ولی‌امر» جلوه می‌دهند.

خداوند درباره این منافقان می‌فرماید: أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ (بقره/ ۱۶) آن‌ها کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدند، پس تجارتشان سودی نکرد و راه به جایی نبردند.

امروز مکه و مدینه در اسارت کسانی است که از اسلام تنها نامش را یدک می‌کشند. ظهور کفر از سرزمین وحی و تبدیل قبله مسلمین به جولانگاه سکولارهای کافر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، از علائم روشن آخرالزمان است. آنچه امروز در ریاض و جده می‌گذرد، همان «جاهلیت سکولاریستی قریش» است که در قالبی مدرن و با دلارهای نفتی احیا شده است. آن‌ها مکه را از درون تهی کرده و به جای توحید، پرچم بندگی آمریکا را برافراشته‌اند.

ای آل‌سعود و ای حکامِ مرتد، بدانید که گرفتن دست ژنرال‌های آمریکایی و آویختن مدال به گردن آن‌ها، شما را از سرنوشت محتوم طواغیت نجات نخواهد داد. فرزندان غیور امت و مجاهدین شریعت‌گرا، این خیانت بی‌شرمانه را هرگز فراموش نخواهند کرد. تیغ عدالت الهی به زودی رگ‌هایِ حیاتی این رژیمِ یهودی‌صفت را خواهد برید و زمینِ وحی از لوث وجود سکولاریستهای مدرن و حکام سکولار پاک خواهد شد. این مدال‌ها به همراه صاحبانشان در آتشِ قهرِ امت خواهد سوخت و پیروزی نهایی از آن متقین و مجاهدان است.

تقابل حق و باطل از خیانتِ سه‌گانه «سلفی‌نماها، پهلوی و صهیونیزم» تا وفاداری مجاهدان قسام به دارالاسلام ایران

تقابل حق و باطل از خیانتِ سه‌گانه «سلفی‌نماها، پهلوی و صهیونیزم» تا وفاداری مجاهدان قسام به دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در تحلیل تحولات سیاسی منطقه، هیچ پدیده‌ای به اندازه «سقوط نقاب‌ها» روشنگر نیست. امروز شاهد ائتلافی ناهمگون اما معنادار هستیم؛ جایی که چهره‌هایی همچون «ترشابی» در شبکه «کلمه»، با ادعای دین‌داری، در کنار بازماندگان رژیم پهلوی و زیر سایه حمایت‌های صهیونیستی قرار گرفته‌اند تا علیه تنها حامی واقعی آرمان فلسطین، یعنی جمهوری اسلامی ایران، توطئه کنند.

شبکه کلمه که سال‌ها با شعارهای مذهبی سعی در تفرقه‌افکنی میان امت اسلامی داشت، اکنون در چرخشی آشکار، با جریان‌های سکولار و پهلوی‌خواه هم‌پیمان شده است. این اتحاد نشان‌دهنده این واقعیت تلخ اس که برای این جریان، دین تنها پوششی برای رسیدن به مقاصد سکولاریستی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی است و هم‌سویی با پهلوی (که رسماً مزدور اسرائیل است)، ثابت می‌کند که خروجی تفکر این شبکه، نه شکوه اسلام، بلکه تضعیف جبهه مقاومت و خدمت به پروژه ی رژیم صهیونیستی در منطقه است.

در مقابلِ این جریانِ خودباخته، «ابوعبیده» سخنگوی گردان‌های قسام، به عنوان نماد مقاومت میدانی، مسیری متفاوت را ترسیم می‌کند. او با درک عمیق از توازن قوا، حمایت خود را از ایران به عنوان «عمود خیمه مقاومت» اعلام می‌دارد.

فرازی از بیانیه حماسی ابوعبیده (ژوئن ۲۰۲۵):

«ما همبستگی کامل خود و ملت فلسطین را با رهبری، دولت و ملت ایران اعلام می‌کنیم. هرگونه تعدی به جمهوری اسلامی، تعدی به کل امت اسلامی و حاکمیت مقاومت است. ما به صلابت نیروهای مسلح ایران و سپاه پاسداران که در نبرد “وعده صادق ۳” درس‌های فراموش‌نشدنی به صهیونیست‌ها دادند، ایمان داریم. حملات علیه ایران، تنها انتقام‌جویی دشمن از حمایت‌های بی‌دریغ این کشور از آرمان فلسطین و نبرد طوفان‌الاقصی است.»

این تضاد رفتار، مرز میان حق و باطل را به وضوح ترسیم می‌کند که در یک سو کسانی که از لندن و زیر پرچم رسانه‌های تفرقه‌افکن، دست در دستِ دشمنان ایران و فلسطین می‌گذارند (جریان کلمه و ترشابی) و در سوی دیگر مجاهدانی که در قلب میدان غزه، ایران را برادر و پشتیبان خود می‌دانند و امنیت ایران را امنیتِ قدس می‌شمارند.

امروز بر هر آزاده‌ای روشن است که جبهه حق، نه در استودیوهای شبکه کلمه و ائتلاف با سلطنت‌طلبان سکولار و مرتد، بلکه در سنگرهای مقاومت و در پیوند با دارالاسلام ایران تعریف می‌شود و خیانت شبکه کلمه در هم‌پیمانی با مزدوران اسرائیل، لکه‌ی ننگی است که هیچ‌گاه از پیشانی مدعیان دروغین دین پاک نخواهد شد.

آمریکا  بزرگ‌طاغوت زمان و خیانت، نفاق و سقوط مولوی عبدالحمید در چاه سازش و مداهنه

آمریکا  بزرگ‌طاغوت زمان و خیانت، نفاق و سقوط مولوی عبدالحمید در چاه سازش و مداهنه

به قلم: محمد اسامه

دین مبین اسلام بر پایه‌ی توحید استوار است و هر آنچه غیر از حکومت الهی باشد جاهلیت است و حکام آن نیز کفاری هستند که در زمره «طاغوت» قرار می‌گیرند. خداوند متعال صراحتاً می‌فرماید: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (لقمان/ ۱۳) همانا شرک، ستمی بزرگ است. همچنین می‌فرماید: الْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ (بقره/ ۲۵۴) کافران همان ستمگران‌اند. امروز مصداق اتمّ و اکمل کفر، شرک و ظلم در جهان، نظام سلطه به سرکردگی آمریکای جنایتکار است.

امروز آمریکا بزرگترین طاغوت زمان است که با تکیه بر استکبار، به دنبال محو ارزش‌های الهی و به بندگی کشیدن ملت‌هاست. تبعیت از این قدرت پوشالی، خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است. اما آنچه مایه تأسف است، شکست روانی برخی در برابر این هیمنه پوشالی است که باعث شده ضروریات دین را فدای ترس از طاغوت کنند.

اگرچه آمریکا دشمن بیرونی است، اما دشمن خطرناکتر، «علمای سوء» و دین‌فروشانی هستند که از درون امت اسلامی، جاده‌صاف‌کن استکبار شده‌اند. اینان همان کسانی هستند که با سوءاستفاده از جایگاه مذهبی، قدرت طاغوت را بزرگ جلوه داده و امت را به جای استقامت، به سستی، ترس و سازش ذلیلانه فرا می‌خوانند.

در روزهای اخیر شاهد بودیم که شخصی به نام مولوی عبدالحمید، با بیانی که بوی کفر و نفاق از آن استشمام می‌شود، سخنانی بر زبان راند که قلب هر مؤمنی را به درد آورد. او نه تنها دارالاسلام ایران را به سازش با طاغوت آمریکا فراخواند، بلکه با وقاحت تمام اعلام کرد که اگر مردم سیستمی غیر از اسلام بخواهند، او از اسلام می‌گذرد.

این سخن، عین کفر و خروج از ربقه ایمان است. کسی که اسلام را مشروط به میل مردم یا فشار دشمن کند، حقیقت توحید را درک نکرده است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم صراحتاً از این خطر هشدار داده و فرمودند: می فرماید: إنَّما أخافُ علَى أمَّتي الأئمَّةَ المضلِّينَ.[۱] بدرستی که بیشترین چیزی که بر امّتم می‌ترسم، پیشوایان گمراه‌کننده‌اند. اینان همان کسانی هستند که برای خوشامد طاغوت و جلب رضایت غرب، فتاوای ذلیلانه صادر می‌کنند و عزت مسلمین را به حراج می‌گذارند.

مسلمین باید بدانند که راه عزت از مسیر قرآن و ایستادگی در برابر طاغوت می‌گذرد، نه از حنجره‌های فروخته‌شده‌ای که پیام‌رسانِ ترس و تسلیم هستند. آمریکا با تمام خدم و حشم خود، در برابر قدرت الهی «هباءً منثوراً» (غبار پراکنده) است. علمای سوء که امروز با کلمات خود به دنبال تضعیف دارالاسلام هستند، باید بدانند که سنت الهی، خائنین به دین را رسوا خواهد کرد چون: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ (حج/ ۳۸) همانا خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند؛ قطعاً خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد.


[۱]  الألباني، صحيح الترمذي ۲۲۲۹ – صحيح الجامع ۲۳۱۶