شبکه «کلمه» از تریبون نجدیت تا پروژه‌ی سکولاریسم و کمک به جبهه ی کفار آمریکایی و مرتدین داخلی

شبکه «کلمه» از تریبون نجدیت تا پروژه‌ی سکولاریسم و کمک به جبهه ی کفار آمریکایی و مرتدین داخلی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

اگر دقت کنیم هم اکنون حتی برای عوام بی سواد هم رسانه‌های ماهواره‌ای جایگزین کتاب و تحقیق شده‌اند، شناخت ماهیت جریان‌هایی که تحت پوشش «دین» فعالیت می‌کنند، از اوجب واجبات است. شبکه موسوم به «کلمه» که سال‌هاست خود را نماینده اهل سنت معرفی می‌کند، امروز بیش از هر زمان دیگری چهره واقعی و سکولار خود را به عنوان یک ابزار سیاسی مخرب نشان داده است.

شبکه کلمه نه یک پایگاه علمی-اعتقادی، بلکه یک تریبون کاملاً سیاسی برای دشمنان سکولار جهانی و داخلی است. برخلاف ادعاهای مذهبی، خروجی این شبکه ترویج نوعی «اسلام آمریکایی» و سکولاریسم است که در آن دین تنها ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی خاص است. همان‌طور که بزرگان فرموده‌اند: «إن هذا العلم دین فانظروا عمن تأخذون دینکم»؛ علمِ دین را نباید از حنجره‌هایی گرفت که در جبهه ی کفار سکولار جهاین و مرتدین سکولار داخلی قرار گرفته اند.

این شبکه در لایه‌های عمیق‌تر خود، مجری پروژه‌ی ترویج تفکرات انحرافی نجدی درباری سازگاری شده با خواسته های آمریکا و صهیونیستهاست. افکار مخرب درباری آل سعود که قرن‌هاست مایه ستیز و تکفیر در جهان اسلام شده، از طریق این شبکه با لعابی مدرن و سکولارشده تر بازتولید می‌شود. هدف آن‌ها نه وحدت، بلکه تبدیل کردن عقاید ناب اسلامی به قرائت‌های سازگار شده با دشمنان کافر خارجی و مرتدین داخلی است که ثمره‌ای جز خشونت داخلی و خدمت به دشمنان ندارد.

بودجه‌های کلان این شبکه نه از تبرعات مردمی، بلکه از پترودلارهای سعودی و حمایت‌های مستقیم «شیخ‌های درباری» تامین می‌شود. این وابستگی مالی باعث شده تا کارشناسان این شبکه، به جای بیان حقایق قرآنی، تنها منویات سیاسی اربابان خود را تکرار کنند و به جای دفاع از حقوق مظلومان، به توجیه سیاست‌های حکام منطقه بپردازند.

ماموریت اصلی شبکه کلمه، ایجاد شکاف در صفوف مسلمانان و بسیج مسلمین در راستای اهداف آمریکا و غرب و مرتدین داخلی است. این شبکه با دامن زدن به فتنه‌های فقهی و مذهبی، هدفمندانه به مقدسات شیعه، سنی و صوفی حمله می‌کند تا برادران مسلمان را درگیر جنگ‌های بی‌پایان لفظی و مذهبی کند و فضای نقد علمی را به فضای فحاشی و تکفیر تبدیل نماید هویت عقیدتی و مذهبی جامعه را از درون متلاشی کند.

بزرگترین خیانت شبکه کلمه، آدرس غلط دادن به امت اسلامی است. در حالی که دشمن اصلی جهان اسلام، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل است، این شبکه با برجسته کردن اختلافات جزیی فقهی، ذهن جوانان را از جنایات غرب منحرف کرده و دشمنِ برادرِ مسلمان را به جای دشمنِ غارتگرِ غربی می‌نشاند.

در این صورت شبکه کلمه نه تنها نماینده اهل سنت نیست، بلکه سمی مهلک برای وحدت اسلامی و بیداری امت است. هوشیاری در برابر این جریان که با دلارهای بیگانه به دنبال نابودی میراث معنوی مسلمانان و خدمت به اهداف صهیونیستی-آمریکایی است، وظیفه‌ای دینی و اسلامی است.

.

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۳)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۳)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

 مدت‌هاست که گفته‌ایم: حل شدن قضیه سوریه احتیاج به حرکت “الشباب” از نوع سوریه‌ای آن و یا “طالبان” از نوع سوریه‌ای دارد.

و اگر قضیه به غیر از آنچه که بیان نمودیم منجر شود، بدون شک مضطرب کردن حکومت فعلی و یا اسقاط آن بدون اینکه توانایی در دست گرفتن حکومت را داشته باشند، سبب می‌شود آن طرف درگیر که از خارج پشتیبانی می‌شود حکومت را در دست گیرد و نتیجه را به نفع خود تمام کند.

و اگر انصار شریعت جماعت و تنظیمی داشتند که توانایی درگیری با حکومت جولانی و عزل او را داشته و قادر بودند امور حکومت را در دست بگیرند واجب بود که به این جهاد دعوت کنیم…

اما مادامی که انصار شریعت عاجز و ضعیف و متفرق هستند، در این صورت جولانی را مانند صدام حسین به حساب آورند، صدامی که روافض او را سنی می‌دانستند…

و در نتایج و تَبَعات سقوط صدام حسین تأمل کنید آن گاه که جماعت‌های اهل سنت آنچنان قدرتی نداشتند که زمام امور را در دست گیرند بنگرید که احوال اهل سنت در عراق به چه سرانجامی دچار گشت.

ما نمی‌گوییم که جولانی را پشتیبانی کنید و نیز شما را توصیه نمی‌کنیم که از سربازان و انصار او باشید و نمی‌گوییم که حکومت او را تقویت کنید حکومتی که از تحکیم شریعت امتناع می‌کند؛ بلکه اگر توانایی این را دارید که جایگزین فوری این حکومت شوید و شریعت خداوند را تحکیم کنید دقیقاً این همان واجب شرعی می‌باشد و اگر توانایی این را ندارید و از انجام این واجب عاجز ماندید، عکس این را نیز انجام ندهید و کار را برای سر کار آمدن حکومتی خبیث‌تر آسان نکنید و او را کمک نکنید تا بر مسند قدرت بنشیند.

 و نزد من اقتضای قواعد شریعت همین فتوایی است که بیان نمودم. والله اعلم.

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۲)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۲)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

از این کلام ما (در تکفیر جولانی) لازم نمی‌آید که جولانی بدترین طاغوت حاکم در سرزمین باشد و نیز به این معنی نمی‌باشد که با رسیدنش به دمشق مصالحی برای مسلمانان محقق نشده است از جمله مصالحی مانند: شکسته شدن زندانها و بازگشت آوارگان و شکست روافض و نصیریه؛ زیرا پیش می‌آید که خداوند دینش را با انسان فاجری نصرت دهد.

و نیز از کلام ما لازم نمی‌آید که سربازانی که در صفوف ارتش است را تکفیر کنیم ارتشی که اجتماعی از فصایل مختلف می‌باشد، مگر آن سربازانی که در صدور این قوانین مشارکت داشته‌اند و یا حکومت را علیه مسلمانان یاری کرده‌اند.

به همین سبب ما توصیه می‌کنیم که سربازان حکومت یا خود حکومت هدف قرار نگیرد مگر اینکه این استهداف از جانب جماعت و یا تنظیمی باشد که شوکت و قدرتی داشته‌باشد و بتواند نتیجه جهاد را به مستحقین اصلی آن برگرداند مانند طالبان در مقابل حکومت سَیّاف و ربانی…

این تفاوتی که ما در مورد سربازان قائل هستیم و همچنین این تفصیل و تدقیق، را فقط در مورد حکومت‌ها و جماعت‌هایی قائل هستیم که این توهم را برای اتباع خود ایجاد کرده‌اند که به شریعت حکم می‌کند و یا خیال می‌کنند به تدریج شریعت را تحکیم می‌کند و یا به سبب تلبیس بعضی از مشایخ گمان می‌کنند که حکومت اسلامی است و یا ادعا می‌کنند که حکام آنها قبلاً با اشغالگران و یا مرتدین جهاد کرده‌اند و یا بعضی از حدود شرعی را اجرا می‌کنند، مانند حماس و جماعت‌های جهادی که با آنها مخالفت‌هایی داریم و یا قائل به انحراف آنها هستیم مانند هیئه و امثال آن…

 البته ما قبلاً هم قائل به این تفصیل بودیم، در زمان حیات ابن‌باز در مورد کسانی که در شغل‌ها و مناصب نظامی سعودی مشغول کار هستند، مناصبی که در آن کمکی به کفر نمی‌شود و یا در آن کمکی علیه مسلمین وجود ندارد، مانند: پلیس راهنمائی و رانندگی و یا سربازانی که حُجاج و یا سایر مردم را در حرم نظم‌دهی می‌کنند و یا سربازانی که در مرزها فقط برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر خدمت می‌کنند و یا با حوثی‌ها می‌جنگند…

البته این مثال‌ها به خاطر تقریب و تفهیم معنای کلی است و شاید با تغییر شرایط نیازمند تأمل بیشتر و مراجعه باشد، زیرا بعضی از قسمت‌های ارتش در مثال‌هایی که گذشت احتمال آن می‌رود که مانند دیگر شغل‌های غیر نظامی باشد که عِلّت و مَناط تکفیر انصار طواغیت در آن ظاهر نیست…

البته این سخن ما برای تجویز چنین مناصب و شغل‌هایی نیست بلکه برای جلب توجه به این امر است که تفریق و تفصیل در اتباع اینگونه حکومت‌ها و تنظیمات و جماعت‌ها می‌باشد زیرا امور مشتبه و قاطی گشته و تأویلاتی در این بین مطرح شده‌است…

و تمامی انواع کمک‌ها به حکومت‌های کفری، کفر نمی‌باشد بلکه گفته می‌شود:

– کمک‌ها و شغل‌ها و مناصبی ‌که در امور معصیت می‌باشد در اینگونه موارد، شخص مرتکب معصیت گشته

– و اگر در ظلم باشد شغلی دارای ظلم محسوب می‌شود

– و اگر در امور کفری باشد کفر محسوب می‌شود‌

– و اگر شغل و منصب غیر از موارد مذکور باشد دیگر حرجی در آن نیست

در نتیجه، شغل‌هایی را که در مورد آن پرسیدی طبق این قاعده قیاس کن.

 اما انجام عملیات‌هایی که فقط ضربه‌های کوچکی به حکومت جولانی وارد می‌کند، نظر من بر این است که در این شرایط این عمل به مصلحت دشمنان اهل سنت می‌باشد از جمله به نفع نصیریه و دروز و روافضی که هنوز آروزی این را دارند که مصیبت‌های گوناگون بر سر اهل سنت بیاید، زیرا جولانی از اهل سنت محسوب می‌شود همان‌گونه که صدام از اهل سنت محسوب می‌شد و نزد عموم مردم گمان می‌کنند که جولانی حکومت اهل سنت را به سوریه بازگردانده است، در نتیجه مضطرب کردن حکومت جولانی با عملیات‌های جزئی و نِکائی از جانب کسانی که قادر به انقلاب فوری علیه جولانی نیستند و نمی‌توانند نهایتاً امور حکومت را به دست گیرند، مخالف حکمت می‌باشد

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

مُلا فتاحی و گروه چند نفره ی آن که هنوز برائت خود را از جولانی و باندش اعلام نکرده اند و هم اکنون تحت شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده و با هر کسی که آمریکا و شرکایش چون صهیونیستها و ناتو آنها را تروریستی بنامند وارد جنگ اطلاعاتی و جاسوسی و نظامی می شوند، لازم است با این فتوای شیخ سابقشان به خود بیایند.

مُلا فتاحی هم اکنون در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در حال انجام وظیفه است و بعد از این ارتداد امیرش سعی می کند با حمله به شیعه و ایران این ننگ و کفر آشکار را لاپوشانی کند و برای خودش اعتباری دست و پا کند؛ اما « وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ۚ » (حج/۱۸)

با این توضیحات و بدون داخل نمودن دیدگاه خود در مورد این فتوا، اصل آنرا خدمت شما ارائه می دهیم:

متن فتوی: چگونه امکان دارد کافر نباشد کسی که از تحکیم شریعت الله امتناع می‌کند و سکولاریسم و قوانین وضعی را تحکیم نموده و همانی را انجام داده که ما آن را سبب تکفیر تمامی حکام قرارداده‌ایم؟!

آیا گذشته‌ی جهادی او مانعی از موانع تکفیر اوست؟!

رسول‌الله ﷺ یکی از اشخاصی که قبلا کاتب وحی بود را تکفیر نمود و فرمود: «او را بکشید هر چند که او را دیدید که خود را به پرده‌های کعبه آویزان کرده‌است.»

پس آیا گذشته او تأثیری در تکفیرش داشت؟!

یا اینکه برعکس، کفر او را شدیدتر از کفار قریش قرار داد، همان کفاری که رسول‌الله ﷺ در موردشان فرمود: بروید شما آزاد شدگانید.

جهاد و دعوت و صبر و استقامت در امتحان الهی و سخن گفتن در مورد توحید و زندانی شدن و همراهی مجاهدین و آزاد کردن مناطق از طواغیت و آزاد کردن زندانیان از زندان طواغیت… تمامی این موارد، مانع تکفیر نمی‌باشد؛ بلکه این موارد همگی حجتی علیه انسان است و دلیلی است بر اینکه این شخص با وجود علم و آگاهی و اصرار، مرتد گشته و به همین سبب ما هیچ اعتنایی به هیچ کس نکردیم آنگاه که سَیّاف و ربّانی و شیخ شریف را تکفیر کردیم، آنگاه که از آنان سبب و موجِب تکفیر صادر گشت.

باطل شدن تمامی اعمال هر شخصی، امری ممکن می‌باشد و خردمندان از آن ترس دارند زیرا این یعنی: کفر و خروج از دین! و همانا الله بهترین مخلوقاتش را از این سرانجام بر حذر داشته است؛ بعد از آنکه هجده پیامبر را تمجید نموده و یکی یکی آنها را ذکر نموده، در خاتمه می‌فرماید: وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ … «و اگر مرتکب شرک می‌شدند بدون شک تمامی اعمال آنها باطل می‌شد.»

همان گونه که صحابه و عموم اهل ایمان را برحذر داشت که اگر صدایشان را بر صدای رسول‌الله ﷺ بلند کنند امکان کافر شدنشان و باطل شدن اعمال شان وارد می‌باشد، پس می‌فرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ … «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن می‌گوئید، با او با آواز بلند سخن نگوئید، تا نادانسته اعمالتان بی‌اجر و ضایع نشود.»

این وضعیت و حال کسی است که فقط صدایش را بر صدای پیامبر ﷺ بلند کند، خب وضعیت کسی که حکم و تشریع و قانون اساسی خود را بالاتر از حکم الله قرار دهد؟! و آن را مسلط بر حکم الله قرار دهد و آن را بر حکم رسول‌الله ترجیح دهد، چیست؟!

آیا وقتی که توحیدش را نقض و باطل نموده جهاد و مقاومتش نفعی برایش دارد؟!

ای مردم توحید را تعظیم کنید تا سخن ما را بفهمید، توحید هدف و غایتی است که هیچ جهاد و مقاوت و شجاعتی با وجود نقض آن، نفعی ندارد پس این اعمال همه فقط برای خدمت به توحید می‌باشد و این موارد ممدوح نمی‌باشد و قبول نمی‌شود و نافع حاصل نمی‌شود مگر با تحقق توحید! و به همین سبب، این اعمال از موانع تکفیر محسوب نمی‌شود و سبب عدم نقض توحید نمی‌گردد.

بنابر این، تعجب نکنید از این که ما جولانی و نیز تمام آنانی که او را در قوانین ضد شریعت یاری می‌دهند را تکفیر می‌کنیم، اصلا اینها توسط فتاوی و خطابات و نوشته‌های قدیمی‌تر خودشان که به آن پشت کردند، تکفیر می‌شوند.

و هر کس که آنها را تکفیر نکند البته آنانی که این مسئله را فهم کرده‌اند، بیم کفر و تلاعب با دین، بر او می‌رود؛ چون شریعت قائل به فرق در بین هم‌مانندها نیست در حالیکه اینها عاجزند از اینکه یک تفاوت معتبر شرعی بین جولانی و بین سایر طواغیتِ حکم ذکر کنند!

از بغدادی تا جولانی، مهره‌های منهج نجدی در خدمت نقشه‌های آل‌سعود

از بغدادی تا جولانی، مهره‌های منهج نجدی در خدمت نقشه‌های آل‌سعود

به قلم: ابومحمود کندزی

در حالی که ریاض میزبان مقامات سوری (اسعد حسن الشیبانی و حسین السلامة) برای نشست «ائتلاف  ملل کفری علیه داعش» است، حقایق میدانی نشان می‌دهد که تروریسم در سوریه، نه یک پدیده خودجوش، بلکه محصول مستقیم «منهج نجدی» و دلارهای آل‌سعود است که در چهره‌هایی چون جولانی ظهور کرده است.

ابومحمد جولانی و کابینه‌اش، برخلاف ادعاهای میانه روانه، ثمره‌ی همان تفکر محمد بن عبدالوهاب نجدی هستند که در دانشگاه‌های سعودی پرورش یافته است. او نه برای اعلای کلمة الله، بلکه برای اجرای برنامه‌های امنیتی آمریکا و ناتو و ترکیه و مزدورانی چون حاکمیت بر ریاض در سوریه ظهور کرد. جولانی با تکیه بر همین منهج نجدی آلوده و التقاطی درباری آل سعود، هر گروه شریعت‌گرا و باغیرتی را که مخالف سلطه‌ی او و دستورات اربابان سعودی‌اش بود، از دم تیغ گذراند و صفوف مجاهدین راستین را متلاشی کرد.

ابومحمد جولانی در ابتدا تنها سربازی در رکاب «ابوبکر بغدادی نجدی» بود. جدایی او از بغدادی، نه یک اختلاف عقیدتی، بلکه یک «تَرفند سیاسی» برای جلب حمایت مستقیم آمریکا و ناتو و آل‌سعود بود. او برای اینکه بتواند حمایت از کفار و پول، سلاح و نیروی بیشتری از جناح‌های نجدی در عربستان جذب کند، به بغدادی پشت کرد تا خود را به عنوان مهره‌ای قابل معامله برای طاغوت زمان (آل‌سعود) معرفی کند.

جولانی با استفاده از تلبیس و تحریف مفاهیم شرعی، به نام مبارزه با تندروی، تمام گروه‌هایی را که سودای اجرای شریعت واقعی و استقلال از قدرت‌های بیگانه داشتند، هدف قرار داد. او میدان سوریه را از نیروهای مخلص پاکسازی کرد تا جاده را برای نفوذ سیاسی و امنیتی آمریکا و آل‌سعود و متحدان غربی‌اش صاف کند.

دعوت از هیئت سوری به ریاض برای مبارزه با داعش، در حالی که رژیم سعودی خود پرورش‌دهنده تفکر نجدیت درباری و حامی اصلی مزدوران نجدی‌زده‌ای چون جولانی بوده است، اوج نفاق سیاسی است. آن‌ها از یک سو با «تلبیس آیات و احادیث» جوانان را به کام مرگ و تکفیر می‌کشانند و از سوی دیگر در نشست‌های بین‌المللی، ژست مبارزه با تروریسم می‌گیرند.

چه جولانی در دمشق و چه بغدادی در ویرانه‌های داعش، هر دو خروجی‌های یک کارخانه فکری هستند: «منهج نجدی تحت فرمان آل‌سعود». نشست ریاض تنها تلاشی برای تغییر چهره‌ی این مزدوران و تثبیت جایگاه «ولی‌امر» پنداشتنِ طاغوت است؛ دین‌فروشانی که خون مسلمین را وجه‌المصالحه خدمت به آمریکا قرار داده‌اند.

  دارالندوه جدید کفار سکولار در قلب ریاض، پیوند سکولاریسم قریشی و طواغیت سکولار زمان علیه شریعت

  دارالندوه جدید کفار سکولار در قلب ریاض، پیوند سکولاریسم قریشی و طواغیت سکولار زمان علیه شریعت

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در حالی که سرزمین وحی و مهبط رسالت، روزگاری کانون توحید و مرکز تپنده جهاد علیه کفر بود، امروز شاهد تکرار تاریخ در سیاه‌ترین شکل آن هستیم. اجتماع حکام مرتد محلی در کنار جوامع ملل کفر در سرزمین وحی (ریاض)، یادآور مجمعی است که روزگاری مشرکین مکه برای خاموش کردن نور الله برپا کرده بودند.

آنچه امروز در ریاض تحت لوای «ائتلاف بین‌المللی» یا «دیپلماسی منطقه‌ای» می‌گذرد، در حقیقت بازسازی همان «دارالندوه» عصر جاهلیت است. سکولاریست‌های قریش در آن زمان، نه به خاطر انکار وجود خدا، بلکه به خاطر حفظ منافع مادی و هراس از حاکمیت شریعت، علیه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم متحد شدند. امروز نیز، اخلاف آن‌ها با زیر پا گذاشتن احکام الهی و هم‌پیمانی با دشمنان اسلام، همان مسیر را می‌روند تا مقاومت‌گران و مخلصینِ شریعت‌گرا را منزوی و نابود کنند.

خداوند متعال در توصیف این توطئه‌ها می‌فرماید: وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (الأنفال/ ۳۰) و [یاد کن] هنگامی را که کافران درباره تو نیرنگ می‌کردند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا [از مکه] بیرون کنند؛ آن‌ها نیرنگ می‌زدند و خدا [هم] نیرنگ می‌کرد و خدا بهترین نیرنگ‌کنندگان است..

حکام سکولار و مرتدی که امروز بر بلاد مسلمین چنبره زده‌اند، مصداق بارز طواغیت تاریخ هستند. اگر نمرود با ادعای خدایی در برابر ابراهیم (ع) ایستاد و فرعون با تکبر، موسی (ع) را ساحر خواند، امروز «نمرودهای ریاض» و «فرعون‌های زمان» با سلاح سکولاریسم و وابستگی به کفر جهانی، به جنگ با مجاهدینی آمده‌اند که تنها جرمشان تمسک به کتاب الله است.

اینان که با «ابوجهل‌ها» و «ابولهب‌های» واشنگتن و تل‌آویو بر سر یک میز می‌نشینند، دستشان به خون مخلصین آغشته است.

این ائتلاف‌های پوشالی، هدفی جز «تغییر دین» و «حذف شریعت» از عرصه زندگی ندارند. آن‌ها با شعار اعتدال، به دنبال اسلامی هستند که در آن نه جهادی باشد و نه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکری؛ اسلامی که با اهداف استعمار و سکولاریسم قریشی همسو باشد.

رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است: «يُوشِكُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمُ الأُمَمُ مِنْ كُلِّ أُفُقٍ كَمَا تَدَاعَى الأَكَلَةُ عَلَى قَصْعَتِهَا قُلْنَا: يَا پیامبر أَمِنْ قِلَّةٍ بِنَا يَوْمَئِذٍ قَالَ: أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ تُنزعُ الْمَهَابَةَ مِنْ قُلُوبِ عَدُوِّكُمْ وَيُجْعَل فِی قُلُوبِكُمُ الْوَهْنَ» قَالُوا وَمَا الْوَهَنُ؟ قَالَ: حُبُّ الْحَيَاةِ وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ.»[۱] به زودى از هر گوشه از دنيا امتهاى ديگر به شما يورش مى آورند همانطور كه گرسنگان به كاسه ى غذا حمله­ور مى شوند صحابه عرض كردند: اى رسول خدا آيا به خاطر كمى تعداد ما در آن روز است؟ فرمود: شما در آنروز تعدادتان زياد است ولى به مانند كف روى سيل هستيد طورى كه ترس و هيبتتان از قلوب دشمنان کنده شده است و در قلوب شما وهن به وجود آمده است، عرض كردند: وهن چيست اى رسول خدا؟ فرمود: دوستى دنيا و كراهت از مرگ.

امروز شاهد همان تداعی و هم‌پیمانی کفر بین‌المللی و ارتداد داخلی بر سر سفره ثروت‌های امت اسلام هستیم.

فقط کافی است دقت کنیم که دارالندوه کفار سکولار قریش با فتح مکه فرو ریخت و نمرود و فرعون سکولار هم در اوج تکبر به هلاکت رسیدند. حکام مرتد و سکولاریست‌های کنونی که در سرزمین وحی برای نابودی مجاهدین و مخلصین نقشه می‌کشند، باید بدانند که وعده الهی حق است.

امت اسلام هرگز اجازه نخواهد داد که قلب جزیرةالعرب به پایگاه دائمی ابولهب‌های زمان تبدیل شود.


[۱]  الألباني، صحيح الجامع ۸۱۸۳

شمشیر «پیت هیگسِث» و سراب « مولوی عبدالحمید»؛ وقتی دشمن با مذهب می‌جنگد و شما از دین عقب می‌نشینید

  شمشیر «پیت هیگسِث» و سراب « مولوی عبدالحمید»؛ وقتی دشمن با مذهب می‌جنگد و شما از دین عقب می‌نشینید

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در همین ابتدای امر لازم است به صراحت گوئی در اردوگاه دشمن آمریکائی – صهیونی دقت داشته باشیم.

اظهارات اخیر «پیت هیگسِث»، وزیر جنگ جدید ایالات متحده، پرده از حقیقتی برداشت که سال‌ها پشت شعارهای توخالی «حقوق بشر» و «دیپلماسی» پنهان شده بود. او با صراحت اعلام کرد: «مسیح فرستاده نشد تا یک دیپلمات باشد» و تأکید کرد که جنگجویان آمریکایی باید با «قدرت شمشیر» و «باور دینی» خود به مصاف جهان بروند. این سخنان، مانیفست جدید پنتاگون است: استفاده ابزاری و مقتدرانه از دین برای پیشبرد سلطه‌گری.

جای بسی تامل است که وقتی یک مقام عالی‌رتبه آمریکایی از «جنگ مذهبی» و «شمشیر» سخن می‌گوید، در رسانه‌های دنیا به عنوان یک «میهن‌پرست غیور» و «سیاست‌مدار واقع‌گرا» معرفی می‌شود. اما به محض اینکه یک مسلمان از عزت اسلامی، جهاد یا حاکمیت قوانین الهی سخن بگوید، برچسب «تروریست» و «بنیادگرای خطرناک» می‌خورد. این همان استاندارد دوگانه‌ای است که غرب برای تحقیر مسلمین و تجلیل از وحشی‌گری خود به کار می‌برد.

اینجاست که باید خطاب به مولوی عبدالحمید گفت چرا برای خوشامد دشمن کافر محارب و اشغالگر سکولار، از سنگر دین و قانون شریعت الله عقب‌نشینی کردید؟

جناب مولوی عبدالحمید، در حالی که تئوریسین‌های جنگی آمریکا به ریشه‌های مذهبی خود (حتی به شکل تحریف شده) بازگشته‌اند تا قدرت‌نمایی کنند، شما در مسیری معکوس حرکت می‌کنید. شما که روزی از شریعت سخن می‌گفتید، اکنون تحت تأثیر موج‌های سکولار و برای جلب رضایت اکثریتِ فریب‌خورده یا رسانه‌های معاند، مفاهیم دینی را به نفع لیبرالیسم و سکولاریسم تغییر داده‌اید.

پس مولوی نیمه محترم، از توهمِ «راضی کردن همگان» و بخصوص راضی کردن کفار خارج شو آنهم زمانی که الله جل جلاله می فرماید: ‏ وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/۱۲۰) ‏یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد ، مگر این که از آئین ( تحریف شده و خواستهای نادرست ) ایشان پیروی کنی .

این در مورد کفار یهودی و نصرانی است، در مورد کفار مشرک(سکولار) چه فکر می کنی؟ آیا یک کافر سکولار یا یک حاکمیت سکولار وجود دارد که به قوانینی غیر از قوانین کفری سکولاریستی راضی شود؟ خیر، پس تا تو را سکولار و کافری مثل خودشان نکنند از تو راضی نمی شوند.

نگاه کن وزیر جنگ حکومت سکولار آمریکا صراحتاً می‌گوید: «ما قرار نیست جهان را راضی کنیم». او می‌داند که قدرت در ایستادگی بر باورهاست، نه در باج دادن به افکار عمومی بیگانه. اما شما با در پیش گرفتن رویه‌ای «سکولارزده»، سعی در بازتعریف اسلام به شکلی دارید که مورد پسند غرب سکولار و جریان‌های سکولاریستی و ارتدادی داخلی باشد. آیا فکر می‌کنید با استحاله کردن احکام الهی و هم‌صدا شدن با شعارهای دموکراسی غربی، به عزت می‌رسید؟ در حالی که خودِ غربی‌ها دموکراسی را تنها ابزاری برای پنهان کردن شمشیر مذهبی‌شان می‌دانند.

پس متوجه شو که دین به مثابه هویت است نه کالا.

آمریکای کافر اشغالگر سکولار از دین برای منافع ملی و استعمارگری‌اش استفاده می‌کند و ابایی از اعلام آن ندارد. اما دردآور است که برخی نخبگان مذهبی در بلاد اسلامی، دین را به بهایی اندک می‌فروشند تا در نگاه رسانه‌های بین‌المللی «روشنفکر» به نظر برسند. عقب‌نشینی از اصول شریعت به بهانه «حقوق بشر غربی»، چیزی جز خودباختگی نیست؛ آن هم در زمانی که خودِ غرب، نقاب دیپلماسی را کنار زده و با زبان شمشیر و انجیل سخن می‌گوید.

پس سرگردانان از خواب سکولاریسم بیدار شوند و حداقل این را بدانند که تجربه «پیت هیگسِث» ثابت کرد که جهانِ قدرت، جهانِ تعارف و دیپلماسیِ نرم نیست. کسانی که مانند مولوی عبدالحمید تصور می‌کنند با دستکاری در باورهای دینی و پذیرش الگوهای سکولار می‌توانند به جایگاهی برسند، سخت در اشتباهند و این را مطمئن باشند تنها کسانی باقی می‌مانند که بر حقانیت دین خود پافشاری کنند، نه کسانی که برای خوشامد «دارالکفر»، شریعت را به مسلخ سیاست‌های کفری سکولاریستی می‌برند.

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۳)

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۳)

ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

من از مزدوران رسانه‌ای هیئت و بردگان قدرت تعجبی ندارم؛ این‌ها بیش از ده سال است که به من فحاشی می‌کنند.

اما تعجبم از برخی روزنامه‌نگاران است؛ حتی کسانی که به‌صورت خصوصی با من تماس گرفتند. بنابراین لازم دیدم نکات زیر را روشن کنم:

• حادثهٔ قصر، درگیری، مجروحان و زخمی‌شدن الشرع همگی رخ داده و پرونده‌اش بسته شده است. هر کسی که وارد هر مقرّی از مقرهای قدرت شود، این واقعیت‌ها را دقیقاً می‌داند.

• تعارض کجاست بین وقوع حادثه و ظاهرشدن الشرع؟

او شش روز غایب بود؛ تو که روزنامه‌نگاری، آیا شش روز زمان کمی است برای درمان یک جراحت خفیف و بازگشت؟

حتی اگر برای جدل فرض کنیم اصلاً زخمی نشده، آیا این فرض، وقوع درگیری در قصر را نفی می‌کند؟

• از نظر منطقی، خود من نوشتم که او ظرف دو روز بازمی‌گردد؛ و این را قبل از توییتِ کبودی‌ها نوشتم. پس چطور می‌توانم خودم را دچار تناقض کنم میان «تا دو روز دیگر ظاهر می‌شود» و «کبودی دارد»؟

موضوع ساده است: بله، کبودی‌های خفیف داشت و شش روز برای درمان پزشکیِ بدون آثار ظاهری کافی است؛ همان‌طور که شش روز برای درمان ترکشِ سینه نیز کفایت می‌کند.

پس تناقض کجاست؟

• من از ابتدا و مرحله‌به‌مرحله تذکر دادم:

• گفتم یک چهرهٔ سنگین هدف تلاش برای ترور قرار گرفته؛

• سپس اشاره و تلویح کردم که درگیری میان جبهه‌النصره و هیئت تحریرالشام رخ داده؛

• گفتم انس خطاب عملاً ادارهٔ سوریه را در دست دارد؛ یعنی الشرع مجروح است و درمان می‌شود؛

• وقتی خبر جراحتش پخش شد و دیدم فلول برای تحرک آماده می‌شوند، گفتم او حال‌اش خوب است، فقط عارضهٔ جسمی دارد و بازمی‌گردد؛

• و وقتی ظاهر شد، جزئیات دقیق را گفتم؛ چون دیگر خطری در گفتن آن‌ها نبود.

• برای اطلاع: الشرع امروز وارد سوریه شد و خارج از کشور درمان شده بود. بعد از مدتی خواهید دید روزنامه‌های بزرگ دربارهٔ این ماجرا می‌نویسند؛ آن وقت طبق معمول، رویترز و واشنگتن‌پست و المجلة را باور خواهید کرد!

• یادآوری به بردگان قدرت: خودتان را برای شوک بزرگی آماده کنید؛ این‌بار شوک از خودِ الشرع خواهد بود. آن‌وقت چون برده‌اید، یا توجیهش می‌کنید یا بر ضدش می‌ایستید.

• بدانید کسی که امروز به او شلیک کرد، ده سال پیش در ۲۰۱۴ دقیقاً مثل شما بود؛ آن زمان که من علیه جبهه‌النصره و ظلمش و اعلام «امارت اسلامی» می‌نوشتم، به من حمله می‌کردند و از او با تعصب دفاع می‌کردند.

امروز همان‌ها می‌گویند او در محظورات شرعی بزرگ افتاده و به جایی رسیده‌اند که تصمیم به ترورش گرفته‌اند.

• چه بسا مدتی بعد شما هم بگویید در محظورات ملی خطرناک افتاده یا چیزی از وعده‌هایی که به شما داده تحقق نیافته؛ هرچند من مطمئنم برده، برده می‌ماند و باز هم توجیه می‌کند.

• آیا این مطالبات به شما آسیب می‌زند؟

• مطالبهٔ حکمرانیِ نهادی، نه فردمحور؟

• مطالبهٔ دور کردن اعضای خانواده‌اش از قدرت؟

• مطالبهٔ اجرای عدالت و محاکمهٔ جنایتکاران رژیم؟

• مطالبهٔ به‌کارگیری شایستگان و کنارزدن وفاداری‌های کور؟

• مطالبهٔ بازپس‌گیری مناطق قسد و نفت سوریه و عدمِ واگذاری جولان شیخ (جبل‌الشیخ) و غیره به اسرائیل؟

اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند.

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۲)

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۲)

ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

دیروز گفتم الشرع ظرف دو روز ظاهر می‌شود و اکنون همان‌طور که دیدید، ظاهر شد.

حالا که او دیده شده، می‌توانیم با دقت توضیح دهیم چه اتفاقی افتاده است:

• روز سه‌شنبه او در یک جلسهٔ عادی با شماری از فرماندهانش در قصر حضور داشت که ناگهان از سوی نگهبانان قصر به داخل جلسه تیراندازی شد. درگیری حدود ده دقیقه ادامه داشت.

محافظ شخصی الشرع خود را جلوی او انداخت و گلوله‌ها را به جان خرید. خودِ الشرع بر اثر ترکش در ناحیهٔ سینه مجروح شد و روی زمین افتاد و در شلوغیِ حادثه دچار له‌شدگی شد که باعث کبودی‌های صورت او گردید؛ همین کبودی‌ها علت عدمِ ظهورش تا این زمان بود.

جراحتش سطحی بوده و تحت درمان قرار گرفت و از روی حجم باندپیچی در ناحیهٔ شکم و سینه پیداست که ضماد داخلی دارد.

کبودی‌های صورت نیز با آرایش موقت پوشانده شد تا بتوان او را سریع‌تر در انظار نشان داد.

• الشرع به محل امنی منتقل شد و تحت حفاظت تیم بریتانیایی حاضر در قصر قرار گرفت.

• چندین چهره و همراهانشان زخمی یا کشته شدند و همگی به بیمارستان المجتهد انتقال یافتند؛ تیم پزشکی تهدید شد تا از درز هرگونه اطلاعات جلوگیری شود.

هیچ مجروحی به بیمارستان الشامی منتقل نشد.

• حادثه با توافق همهٔ طرف‌های ذی‌ربط کاملاً پنهان نگه داشته شد تا هرج‌ومرج ایجاد نشود و فلول و قسد از آن سوءاستفاده نکنند.

• به بریتانیا فشار وارد شد که الشرع حداکثر ظرف دو روز ظاهر شود، وگرنه دربارهٔ جایگزین او بحث خواهد شد.

• مظلوم عبدی به‌همراه فرمانده عملیات «العزم الصلب» به دمشق آمدند، اما با الشرع دیدار نکردند؛ او عذر خواست زیرا در آن زمان وضعیت جسمی‌اش اجازه نمی‌داد.

• مطمئن باشید اگر قادر به ظاهر شدن بود، از روز اول ظاهر می‌شد و قطعاً هنگام ورود مظلوم عبدی و فرمانده عملیات العزم الصلب نیز حاضر می‌گردید.

• الشرع یاران قدیمیِ خود را که هنوز تفکر جبهه‌النصره را دارند کنار گذاشت و چرخش‌های شدیدی انجام داد؛ اما خطرناک‌ترینِ این چرخش‌ها برای آن جریان، پیوستن او به ائتلاف بین‌المللی ضد تروریسم بود.

«تروریسم» از نظر این ائتلاف فقط داعش نیست، بلکه بسیاری از گروه‌های جهادی در سوریه و جاهای دیگر را نیز شامل می‌شود. الشرع در چند عملیات مشترک میدانی با ائتلاف مشارکت کرد که برخی از آن‌ها به کشته شدن همسران افراد تحت تعقیب انجامید.

• این جریان (که سوری است و ارتباطی با داعش ندارد) به‌طور عمیق در تمام مفاصل قدرت نفوذ کرده و حتی به گارد قصر رسیده است؛ همان‌ها بودند که به سوی الشرع و همراهانش آتش گشودند.

• برای اطلاع: این جریان از سال ۲۰۱۵ مرا تکفیر می‌کند، با اینکه بارها نسبت به خطر آن هشدار داده بودم و گفته بودم رویاروییِ حتمی میان جبهه‌النصره و تحریرالشام در راه است؛ اما غرور و خودبزرگ‌بینی باعث شد خود را «دولت» بدانند و گمان کنند بر همه‌چیز مسلط‌اند، و ضربه از همان پهلویی خورد که نادیده‌اش گرفته بودند.

• محال است بتوانی هم‌زمان با پوتین بخندی، از ترامپ تحسین بگیری، دیدارهای الشیبانی با دِرمرِ اسرائیلی را داشته باشی، و عملیات مشترک با ائتلاف در اطمه، الضمیر و الباب انجام دهی، و در عین حال جریانی با تفکر جبهه‌النصره را در درون حاکمیت نگه داری و به آن‌ها درجه و منصب بدهی.

• پس از حادثهٔ قصر، اوضاع مثل قبل نیست. نمی‌توان سرنوشت یک کشور را در دست یک نفر گذاشت.

حکمرانی مشارکتی ناگزیر در راه است؛ توپ در زمین الشرع است: یا مصلحت ملی را برمی‌گزیند و ترتیبِ حکمرانی مشارکتیِ جدید را تسهیل می‌کند، یا اوضاع بدتر می‌شود و فشارها افزایش می‌یابد.

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۱)

افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز می‌کنند (۱)

ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

• بله، در تاریخ ۳۰/۱۲/۲۰۲۵ اتفاقی بسیار بزرگ در کاخ ریاست‌جمهوری رخ داده است؛ اما برای حفظ امنیت کشور، چیزی منتشر نمی‌شود. هرکس بگوید «هیچ اتفاقی نیفتاده» دروغ می‌گوید.

• اگر دخالت سریع بریتانیایی‌ها نبود و آنان با سرعت از التنف به کاخ نمی‌رسیدند، اوضاع به‌مراتب بدتر از تصور ما می‌شد.

• هیچ‌کس بدون پوشش و حمایت غربی به ریاست نمی‌رسد؛ و اینکه ارتباط «الشرع» با بریتانیا بوده، خوب است، زیرا دخالت آن‌ها وضعیت را نجات داد.

• در حال حاضر همه‌چیز تحت کنترل است و الشرع احتمالاً طی یکی دو روز آینده ظاهر خواهد شد.

• او به‌دلیل وضعیت جسمی (احتمالاً خستگی شدید همراه با التهاب ریه) از حضور در نشست با مظلوم عبدی عذرخواهی کرده است.

• داعش در حال آماده‌سازی برای وارد کردن ضربه‌ای بزرگ به حاکمیت است؛ بنابراین باید به‌شدت مراقب بود، به‌ویژه در شهرهای بزرگ.

• خوب است که دیشب نیروهای حاکمیت پس از انتشار خبر آمادگی داعش، تقویت‌های بزرگی را به مرزهای لبنان اعزام کردند.

• سفر عبدی به دمشق حساب‌شده بود تا نشان دهد اوضاع عادی و تحت کنترل است؛ و همین موضوع طرح تحرک کمال الحسن را مختل کرد.

• تصفیه‌های داخلی در هیئت افزایش خواهد یافت و حادثهٔ حکیم الدیری به‌گمان من ساختگی است و طبیعی نیست.

• باید برای آمدن سریع سرتیپ مناف اقدام شود؛ زیرا دیگر نمی‌توان سرنوشت کشور را بیش از این در دست یک فرد گذاشت که در معرض بیماری یا مرگ است.

• صرفِ آمدن سرتیپ مناف (در چارچوب ترتیبات بین‌المللی و مشارکت واقعی در قدرت با الشرع) باعث بازسازی یک قرارداد اجتماعی جدید می‌شود و ابزارهای نفوذ خارجی از داخل گرفته خواهد شد؛ علوی‌ها، دروزی‌ها اعتماد خواهند کرد و قسد به‌صورت واقعی (نه فوری) در دولت ادغام می‌شود.

• حملهٔ موشکی دیشب به المِزّه پیامی متقابل میان آمریکا و اسرائیل در خاک سوریه بود؛ این دومین بار است.

اسرائیل با ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در فرودگاه المِزّه مخالف است؛ پایگاهی که گفته می‌شود الشرع در سفر واشنگتن آن را به آمریکا واگذار کرده بود.

• به‌طور کلی، اطمینان داده می‌شود اوضاع خوب و تحت کنترل است و حامیان بین‌المللی حاکمیتِ الشرع وضعیت را نجات دادند.

شخصیتِ سنگین (مهم) عبد‌الرحیم عطون، مسئول شرعی «هیئت» است.

البته افراد دیگری هم زخمی شده‌اند و شاید حتی کشته‌هایی وجود داشته باشد که هنوز از آن‌ها اطلاعی نداریم.

وضعیت او وخیم است؛ خداوند شفایش دهد.

حادثهٔ قصر، درگیری داخلی بوده که شباهت به حادثهٔ تدمر دارد و بیش از ۱۲ دقیقه طول نکشیده است.

اوضاع الشرع خوب است؛ او دچار کبودی‌هایی (رضوض) در صورت شده که همین مسئله مانع از ظاهر شدنش در انظار شده است.

قرار است ـ اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش برود ـ روز چهارشنبه یا پنجشنبه ظاهر شود.

گفتم که وارد جزئیات نخواهیم شد.

حقِ حاکمیت است که برخی مسائل را پنهان کند،

و ما می‌دانیم چگونه اطلاعات را طوری مدیریت کنیم که از سوی فلول، قسد و الهجری مورد سوءاستفاده قرار نگیرد.

من اکنون صحبت می‌کنم فقط بعد از آن‌که از امنیت مرزهای سوریه–لبنان و نیز از وضعیت بین‌المللی و عدم اجازه به هرگونه تحرک، اطمینان حاصل کردم.

در حال حاضر، خطر اصلی داعش است؛ به‌ویژه در داخل دمشق و حلب، چرا که به‌صورت عمیق در مفاصل و ساختارهای قدرت نفوذ کرده است.