واقعیت تبلیغات فریبنده ی شبکه های کلمه و نور در مورد اهل غزه
به قلم: شاهو سنه ای
امروز شبکهها و رسانههای عربی و اسلامی یکی پس از دیگری شعار حمایت از فلسطین سر میدهند؛ در رأس آنها شبکههای معروفی چون «کلمه» و «نور» مدام با واژههای زیبا از «درد غزه» و «رنج فلسطین» سخن میگویند. اما حقیقت تلخ این است که بیشتر این رسانهها تنها به «سخن» بسنده کردهاند، نه «عمل».
آنها ساعتها برنامه و میزگرد پخش میکنند، اما حتی یک گام واقعی برای کمک به مردم مظلوم فلسطین، یا فشار بر رژیمهای خودشان برای تغییر سیاستها برنمیدارند بلکه علاوه بر آن، تمام تلاش خود را جهت سیاه نمائی و ضربه زدن به حامیان اصلی مجاهدین اهل غزه که ایران و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و سایر گروههای حامی اهل غزه هستند به کار می گیرند.
این نوع رفتار رسانه ای با آنکه، نوعی آرامبخش رسانهای برای وجدانهای خفته است و مردم را سرگرمِ حرفها و برنامههای احساسی میکنند تا کسی سراغِ ریشهٔ مشکلات و نقش دولتها و سیاستمداران در حمایت از اسرائیل نرود اما در عمل نوعی ضربه زدن به جبهه ی مقاومت اسلامی حامی اهل غزه به شمار می رود.
حمایت واقعی از فلسطین فقط در شعار و پخش تصاویر نیست؛ حمایت واقعی یعنی اقدام، بازکردن درهای جهاد فی سبیل الله بر روی صهیونیستها و آمریکا و تمام حامیان صهیونیستها و بعد، فشار سیاسی، جمعآوری کمکهای واقعی و باز کردن جبههٔ رسانهای علیه اشغالگری.
امروز امت اسلامی باید هوشیار باشد: میان حمایتِ واقعی و حمایتِ نمایشی فرق بگذارد، رسانههایی را که فقط برای مصرف داخلی و آرام کردن افکار عمومی کار میکنند بشناسد و به جای تکیه بر «شعار»، به «وحدت» و «عمل» برسد.
ثمره ی جنگ و نعره های مُلافتاحی و سروصداهای شبهه جهادیش چه شد؟
به قلم: ابوخالد کردستانی
تمام مسلمین در تمام سرزمینهای اسلامی که در جریان سالهای جنگ و قتال در سوریه و آنهمه کشتار مهاجر و انصار توسط همدیگر و توسط حاکمیت بشار اسد یکولار و تحالف تحت پرچم آمریکا بودند همگی در حیرتاند که ثمره ی برادران مجاهد ما در شام و سوریه چه شد؟
آنان که تشنهٔ جهاد بودند، آمادهٔ مقابله با صهیونیستهای اشغالگر در سرزمین فلسطین
چه شد که نیزههای آنان، که قرار بود به مرز فلسطین برسد، شکسته شد؟
چه شد که بر زمین افتاد، زیر فشار خیانت و نفاق منافقان خودفروخته جاهلیت سکولار بشار اسدی به جاهلیت سکولار جولانی تبدیل شد؟
چه شد که مزدوران آمریکا، ناتو، ترکیه و آل سعود توانستند به سادگی جهاد مسلمین را به انحراف بکشانند؟
مُلا فتاحی که از نوچه های جولانی خائن است که خون برادران مجاهد را پایمال کردند و با نام مبارزه با تروریسم جهت مبارزه با اهل دعوت و جهاد راستین زیر پرچم آمریکا و شرکای آمریکا قرار گرفته اند، الان چه برای گفتن دارند غیر از سکوتی خفت بار؟
ای مسلمین، ببینید دشمن کیست، و چه کسانی پشت پرده خیانت میکنند.
ببینید که چگونه دلهای پاک و شمشیرهای برنده، توسط این خائنین زمینگیر شد.
هم اکنون که وقت بیداری و انتقام از آمریکا و شرکای آمریکاست، وقت آنهم رسیده که غیرت و ایمان خود را در برابر تاجران جهاد و خائنین به اهل دعوت و جهاد نشان دهیم.
وقت آن است که دیگر اجازه ندهیم خائنینی چون مُلافتاحی در میان ملت ما دوباره رشد کنند.
نباید اجازه دهیم خیانت و نفاق، ما را از دشمن اشغالگر و کافر اصلی غافل نموده و جوانان ما را در مسیر اهداف این دشمن اصلی خرج کرده و مجاهدین را زمینگیر کند.
اگر امروز بیدارگری کنیم، علاوه بر آنکه به وظیفه ی اصلی دعوتگری خود عمل کرده ایم، فردا تاریخ ما را ستایش خواهد کرد و اگر کوتاهی کنیم، حسرت و ندامت بر دلهایمان خواهد ماند.
مُلا فتاحی و گروه چند نفره اش حق ندارند از شریعت الله سخنی بگویند و از سیسی عیب بگیرند
به قلم: مسعود سنه ای
واقعاً امت اسلامی در حیرت است!
در این دو سال، کودکان، زنان، مردان پیر و جوان غزه بیگناه کشته میشوند، زیر ظلم و تجاوز صهیونیستها و حامیانشان.
اگر امروز فرعونیان بر مصر حاکم بودند، یقیناً آزادی خواهان مصر شخصی چون موسی رهبر خود می کردند و انتقام مظلومان غزه را میگرفتند و جلوی این ظلم را میایستادند.
اما امروز، مردم مصر گرفتار فرعون بیغیرتی مثل سیسی هستند، کسی که نه شجاعت دارد و نه عزت، و تنها چشم به دشمنان اسلام دوخته است.
این وضعیت، هشدار به همه امت اسلامی است: اگر ملتها و حکام ایمان و شجاعت نداشته باشند، خون مظلومان پایمال میشود و دشمن بر سرزمینهای اسلامی مسلط میگردد پس انتظاری از امثال سیسی و ملک عبدالله اردن و بن زاید امارات و بن سلمان آل سعود و سایر صهیونیستهای عرب نیست اما این باعث توجیه سکوت و خیانت دیگران در سوریه و سایر سرزمینهای اسلامی نسبت به جنایات صهیونیستها و آنهمه کشتار اهل غزه نمی شود.
ای نجدیها و بخصوص گروهک چند نفره ی ملا فتاحی:
شماها اینهمه سال تبلیغ کردید و شعار دادید که جهاد می کنیم برای تطبیق شریعت الله و تشکیل حکومت اسلامی و آزاد قدس اما نه حاکمیت اسلامی تشکیل دادید نه تطبیق شریعت الله شد و نه کمک به اهل غزه بلکه صهیونیستها وارد سوریه شده و در تیررس شماها قرار گرفتند و شماها ذلیلانه فقط آنها را نگاه کرده اید.
اگر جهاد به تشکیل حکومت اسلامی و جهاد با اشغالگران خارجی منجر نشود، پس انجام آن بیثمر و بیفایده است!
این یک هشدار به تمام جهادگران در سوریه و شام است: جهاد باید هدفمند و مطابق با احکام و دستورات قرآن و شریعت باشد، نه صرفاً درگیری و خونریزی بدون نتیجه.
شما از خود پرسیدید، غیر از اعتماد به آمریکا و هم جبهه یا شدن با آمریکا تحت شعار مبارزه با تروریسم و تشکیل جامعه ای سکولار غربگرا «چی بدست آوردید با، ابو محمد الجولانی؟»
جهاد واقعی، جهادی است که اسلام و امت اسلامی را عزت بخشد و پایههای حکومت الهی را مستقر کند.
اگر هدف این نباشد، تلاش و خون ریخته شده، ثمر نخواهد داشت و همان بهتر که انجام نشود. بخصوص زمانی که خون مومنین منجر به تولید مزدور دیگری برای آمریکا و صهیونیست عرب دیگری در سوریه و سایر سرزمینهای اسلامی شود.
نجدیت درباری آل سعود و سکوت در برابر جنایات صهیونیستهای وحشی
به قلم: ابومحمود کندزی
صهیونیستها با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا و مرتدین محلی چون محمود عباس و شاه اردن و مصر و آل سعود و امارات متحده عربی و… در حال جنایت در غزه هستند اما سوال اینجاست که چرا علمای درباری نجدی در برابر خونهای ریختهشده در غزه و فریادهای فلسطین خاموشاند؟!
زیرا این خائنان، ابنسلمانِ سکولار مرتد را ولیامر خود میدانند؛ همان کسی که در سرزمین وحی، قانون کفر و سکولار را حاکم ساخته، دست دوستی به آمریکا و اسرائیل داده و در جنگ علیه مسلمین شریک است!
ای علمای درباری!
شما کورید، شما کرّید، شما لالید!
شما نه صدای مظلوم را میشنوید، نه غیرت اسلام را دارید، و نه عزت امت را میشناسید.
تاریخ شهادت میدهد:
تفکر نجدی جز نفاق و تفرقه چیزی برای امت نداشت!
جز ذلت و خفت چیزی نیاورد!
جز خیانت و مزدوری چیزی به جا نگذاشت!
بله، ابنسلمان «ولیامر» آنهاست که با آمریکا و اسرائیل ـ سرکردگان کفر در منطقه ـ روابط دوستانه برقرار نموده و در جنگ علیه مسلمین شریک شده است به همین دلیل است که این علمای سوء و درباریان خائن، نه غیرت اسلامی دارند، نه درد امت را احساس میکنند. تاریخ گواه است که این تفکر نجدی و علمای وابستهاش هیچ سودی برای امت اسلامی نداشت، جز مصیبت، نفاق و ذلت.
ننگ و لعنت بر چنین علمای مزدور که لباس دین پوشیدهاند اما در حقیقت، خنجری زهرآگین بر پشت امت اسلامیاند.
اما گوشه ای از کارنامه ی آل سعود:
سالهاست که خاندان آلسعود با زور و زر و تکیه بر علمای سوء درباری، بر سرزمین وحی و مدینهٔ رسولالله صلی الله علیه وسلم حکمرانی میکنند.
این خاندان مجعول، با حمایت انگلیس و آمریکا و غرب بر تخت نشسته است؛شریک خونریزی در بلاد مسلمین است؛شریک اشغال و جنایت علیه امت اسلامی است؛شریک کفر و طاغوت پرستی در هر جنگ و خیانت است.
آلسعود دست در دست آمریکا و اسرائیل است که بمب بر سر کودکان یمن فرو میریزند،و در جنایتهای غزه سکوت و خیانت پیشه میکنند.
اینان نان و نفت امت را به دشمن میدهند،و خون مسلمین را برای بقای تخت خود میفروشند.
تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی از آل سعود و نجدیت در سرزمین وحی که امت تا امروز بهای سنگین آن را میپردازد
به قلم: ابواسامه محمود
در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و حاکمیت غلامان مرتدی چون کرزای و غنی و عبدالله عبدالله و دوستم و سایر جزایر قدرت در افغانستان، تفکر نجدیت درباری هم (که شغل آن مشغول کردن مسلمین به مسلمین با مسائل ریز فقهی مورد اختلاف و رها کردن دشمنان اصلی اشغالگر و مرتدین حاکم بر مسلمین است) پا به پای این اشغالگران و غلامانشان در افغانستان فعالیت داشتند.
البته ناگفته نماند در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی ها و همچنین در زمان جنگ عمرسوم رحمه الله با احزاب مزدور اتحاد شمال، دسته هائی از نجدیت جهادی در کنار سایر مسلمین وجود داشتند اما در دوران ۲۰ ساله ی اشغال افغانستان توسط آمریکا و به دلایل مختلف شرعی، این دسته هم در افغانستان نتوانستند فعالیت کنند و تنها نجدیت درباری یا به اصطلاح خودشان نجدیت مدخلی فرصت فعالیت پیدا کرد.
لازم است بدانیم از روزی که تفکر نجدی محمد بن عبدالوهاب در سرزمین وحی سر برآورد، امت اسلام جز فتنه، خونریزی و خیانت در سرزمین وحی و سرزمینهائی که نجدیت درباری آل سعود در آن نفوذ کرد چیزی ندید. این اندیشه، نه پرچم عزت اسلام را برافراشت، نه پرچم جهاد علیه کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را، بلکه اولین ثمرهاش این بود که یک خاندان مجعول و بیریشه بر حرمین شریفین مسلط شد: خاندان آلسعود.
این پیوند شوم میان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود، به زودی به خنجری در پشت خلافت اسلامی عثمانی بدل شد. در حالی که خلافت عثمانی ـ با تمام ضعفهایش ـ هنوز پرچم اسلام را در برابر استعمار غرب برافراشته بود، نجدیان به جای یاری، شمشیر بر روی آن کشیدند. آنان با نام توحید، به قتل مسلمانان پرداختند؛ شهرها را به خاک و خون کشیدند و در نهایت، با دستان خود راه نفوذ استعمار انگلیس و سپس آمریکا را به سرزمین وحی و سرزمینهای اطراف باز کردند.
ثمره این تفکر چه بود؟
۱. سقوط اقتدار خلافت عثمانی در حجاز.
۲. حاکم شدن آلسعود به پشتوانه انگلیس و سپس آمریکا.
۳. تبدیل سرزمین وحی به پایگاه نظامی و سیاسی کفار.
۴. خاموش شدن صدای جهاد علیه استعمار، و آغاز جنگ علیه خود مسلمانان.
پس ای مسلمانان! تاریخ گواهی میدهد که از روزی که این تفکر نجدی بر حرمین حاکم شد، دیگر خبری از عزت اسلام و وحدت امت نبود؛ بلکه تفرقه، وابستگی و خیانت میراثی شد که امت تا امروز بهای سنگین آن را میپردازد.
شیخ عبدالرزاق المهدی خطاب به دولت احمد الشرع: «از خدا بترسید، دولت…!»
به قلم: ابوخالد کردستانی
روندهای منفی در سوریه در ارتباط با سیاست تحمیل لیبرالیسم اقتدارگرا و دخالت اسدیها و شبیحه ها در قدرت توسط دولت احمد الشرع در پس زمینه به حاشیه راندن شرکتکنندگان در انقلاب سوریه (دمشق ترجیح میدهد جهاد سوریه را انقلاب بنامد)، برخی از علمای اسلامی را مجبور میکند تا به طور فزایندهای با انتقاد آشکار از دولت فعلی صحبت کنند که آشکارا ابزار دست آمریکا شده و همسو با ترکیه و صهیونیستها در حرکت است.
شیخ عبدالرزاق المهدی، محقق مشهور اسلامی حدیث در سوریه، که اخیراً از ورود به ترکیه منع شد، یکی از معدود علمایی است که این مشکل را «به خاطر منافع دولت» پنهان نمیکند، بلکه آشکارا در مورد آن صحبت میکند و به خطر قریبالوقوع اشاره میکند.
شیخ عبدالرزاق المهدی بار دیگر از مقامات سوریه خواست تا سیاست به حاشیه راندن شرکتکنندگان در انقلاب سوریه و گشودن درهای قدرت و رسانهها برای اسدیها و شبیحهها را کنار بگذارند.
شیخ عبدالرزاق المهدی می گوید:
– ای دولت، از خدا بترسید! ای مسئولان، از خدا بترسید!
معلوم، مجهول و مجهول، معلوم شده است. چگونه میتوان آنها را «نفوذ» نامید؟
آنها تفالههای جامعه هستند و برخی از آنها نماز را در ملاء عام مسخره میکردند. حکم کسانی که نماز را مسخره میکنند، کاملاً مشخص است!
در حالی که افراد تأثیرگذار واقعی، جوانانی هستند که خود را وقف خدا کردند و برای حفظ کلام خدا و اجرای شریعت او با دشمن جنگیدند.
مردانی که نماز خواندند، از خدا ترسیدند، شبانهروز در سنگرها، سنگرها و غارها در سرمای شدید زمستان و در گرمای سوزان تابستان جنگیدند و از مرزها محافظت کردند.
برخی از آنها معلول شدند. یکی پایش قطع شد، دیگری دستش بریده شد، دیگری چشمش از حدقه بیرون آمد، و دیگری، و دیگری…
با این حال، آنها به حاشیه رانده شدند، نادیده گرفته شدند و مورد بیتوجهی قرار گرفتند، گویی هیچ کاری نکردهاند و هیچ چیزی ارائه ندادهاند. در حالی که منفعت واقعی در جذب نقاط قوت و تواناییهای آنهاست!!
همچنین جذب مردان و زنانی از رسانههای شبیحه که برای ماهر، بشار و همسرش اسماء کار میکردند، تحت پرچم “صلح مدنی” عجیب است!
ای حاکم، از خدا بترس.
ای حاکم، از خدا بترس، زیرا در روز قیامت از تو در این مورد سوال خواهد شد.
بیایید همه ما قبل از اینکه عذاب و بلا را بر ما و شما نازل کند، به سوی خدا توبه کنیم.
ای خداوند، ما را ببخش، توبه ما را بپذیر و ما را به رحمت خود ببخش، ای پروردگار جهانیان…!
این نتیجه و ثمره ی تبلیغاتی جهادی نجدی امثال ملافتاحی است که آنهمه جوان را فی سبیل آمریکا و ناتو و در راستای منافع صهیونیستها خرج کردند در حالی که خودشان هرگز یک سنگر و میدان جنگ را ندیدند و هم اکنون نیز از ثمرات خون این جوانان و در زیر پرچم آمریکا و تحت شعار مبارزه با تروریسم بهره مند می شوند.
مفتی مُلا فتاحی فتوا داد: خون سوری بر سوری حرام؛ پس بر صهیونیستها چه؟
به قلم: ابوخالد کُردستانی
از زمان پیدا شدن گروهک چند نفره ی مُلا فتاحی که در اختیار جولانی بودند با دلایل و مستندات کافی در همین پایگاه رسانه ای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» ثابت کردیم که باند جولانی که مُلا فتاحی جزئی از این باند است در راه آمریکا و ناتو در حال قتال است و جنگ آنها ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد تا اینکه این حقیقت بعد از حاکمیت آنها بر ادلب و تسلیم دمشق به آنها برای کم هوش ترین انسان هم واضح و آشکار شده است.
هم اکنون که جولانی به بهانه ی مبارزه با گروههای تروریستی (اهل جهاد چون حماس و جهاد اسلامی و …) به صورت رسمی و آشکار زیر پرچم آمریکا قرار گرفته و علاوه بر آن تبدیل به یکی دیگر از صهیونیستهای عرب شده و از مرزهای رژیم صهیونیستی محافظت می کند و نه تنها درهای جهاد را بسته است بلکه به جای حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله حاکمیتی قومیت گرای عربی در سوریه را اعلام کرده است برای همه واضح شده است که ماهیت باند جولانی چیست؟
مفتی عام سوریه ی تحت اشغال آمریکا و غرب و صهیونیستها شخصی به اسم شیخ أسامه رفاعی است که فتوا داد: «دم السوري على السوري حرام»!! یعنی خون سوری بر سوری حرام است.!
این فتوای مفتی مُلا فتاحی در برابر این حکم شریعت الله است که می گوید: شریعت به روشنی می گوید «دم المسلم على المسلم حرام! » یعنی خون مسلمان بر مسلمان حرام است.
یعنی حتی یک طلبه ی علم شرعی یا کسی که تنها یک کتاب در زمینه ی شریعت خوانده باشد می داند که باند جولانی که مُلا فتاحی هم جزئی از آن است چگونه با مفاهیم شرعی بازی می کنند و دست به تحریف و تبدیل در شریعت می زنند
در میان جنگ بین کفر و ایمان، این مسائل قومیتی و نژادی اصلا مطرح نیست بخصوص زمانی که این قوم از مسلمین و مرتدین و کفار اصلی و خائنین به دین و ملت تشکیل شده باشد.
برای هیچ یک از ما قابل تصور نیست که رسول الله صل یالله علیه وسلم فرموده باشد«خون مکی بر مکی حرام است» یا فرموده باشد«خون مدنی بر مدنی حرام است».
این حکم مفتی مُلا فتاحی است که مُلا فتاحی تا کنون در برابر آن سکوت کرده است، حکم جاهلیت و قوم پرستانی شبیه سکولاریستهای مرتد تُرک و عرب و کُرد و فارس و … که خون هم نژاد خود را حرام می دانند که بیشترین کشتار را از هم نژادان خود در خدمت به بیگانگان مرتکب شده اند.
البته همه می بینیم که اراذل و اوباش صهیونیست با جنون شیطانی به کشتن کودکان و نوزادان فلسطینی با تمام ابزارها و روشهای ممکن ادامه میدهند و باند جولانی و مُلا فتاحی نیز فقط تماشا می کنند وبا آنکه همسایه ی اهل غزه هستند و بر سرزمین حیاتی و بزرگی در شام مسلط هستند این سخن ابوعبیده نیز هیچ تاثیری در آنها ندارد که می گوید: «حاکمان مسلمان نظارهگر کشته شدن برادران و خواهران خود در غزه هستند. آیا این امت دو میلیارد نفری نمیتواند به برادران گرسنه خود غذا و دارو برساند؟ خون صدها هزار بیگناه، گردن رهبران و علمای امت را سنگین کرده است. ما در روز قیامت از شما بازخواست خواهیم کرد.»
علاوه بر این، صهیونیستها بخشهای زیادی از سوریه را به اشغال خود درآورده اند و روزانه افرادی از مسلمین سوریه را به قتل می رسانند و ما به صورت مستمر شاهد کشتار مسلمین سوریه توسط صهیونیستها هستیم بدون آنکه شاهد واکنشی از سوی باند جولانی باشیم و به صورت عملی این یعنی خون مسلمین سوریه برای صهیونیستها حلال است.
به راستی که این ضلالت و گمراهی است که مُلا فتاحی سالهاست در آن افتاده و به خاطر چنین هدف پستی دهها جوان اهل سنت ایران را با شعارهای شبه جهادی به کشتن داد تا اینکه سوریه را برده و زیر دست آمریکا و ناتو و صهیونیستها کنند.
اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص بلوچها بار دیگر در معرض آزمایش دیگری شبیه به آنچه مُلا فتاحی انجام داد قرار گرفته اند؛ فتنه ی «قتال الفتنه»ی گروههایی چون جیش العدل در میان بلوچهای حنفی مذهب که دقیقا با همان شعارهای شبه جهادی همان مسیر مُلا فتاحی آمریکا و ناتو را می روند.
بیدار شویم و فریب شعارهای شبه جهادی این گروهکها را نخوریم.
غوغاسالاری شبکه های کلمه و نور و… در دامن زدن به اختلافات مذهبی شیعی- سنی را حقه بازی بدانید
به قلم: صلاح الدین یعقوبی
امروزه شبکه های ماهواره ای نور و کلمه و توحید و صدها گروه و کانال منتسب به اهل سنت وجود دارند که سعی دارند با چنگ زدن به عقاید شاذ بعضی از علمای گذشته ی شیعه ۱۲ امامی که هم اکنون در ایران کابردی ندارند و دیدگاههای دیگری جایگزین آنها شده است، و یا با چنگ زدن به عقاید و رفتارهای غلاة میان شیعه به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی در ایران دامن بزنند؛ سوال اینجاست که آیا در بین خود اهل سنت چنین دیدگاههای شاذی و یا غلاتی وجود ندارند که بدترین انحرافات عقیدتی و فکری و رفتاری داشته باشند؟ قطعا وجود دارد.
پس اگر دسته ای از منتسبین به شیعه به این آراء مراجعه کردند این دسته از منتسبین به تسنن حق مظلومنمایی ندارند.
به عنوان مثال ما شخصی چون امام فخر رازی (۶۰۶ هــ) شافعی مذهب را داریم که در مفاتیح (۲۷/۵۸۲) دربارهی کتاب التوحید اثر امام ابن خزیمه (۳۱۱ هــ) محدث بزرگ شافعی مذهب گفته است: «هو في الحقيقة كتاب الشرك!»، یعنی: این کتاب در حقیقت کتاب شرک است، و محمدزاهد کوثری (۱۳۷۱ هــ) نیز در مقالات (ص/۳۰۱) این را نظر محققان مذهبش میداند! پس توحید این دسته از اهل سنت نزد این دسته از اهل سنت شرک است و آنها را اهل شرک میدانند، و قضیه به همین ختم نمیشود!
وقتی الأزهر نشر کتاب امام دارمی نویسندهٔ کتاب سنن دارمی که امام مسلم و امام احمد بن حنبل و.. از او حدیث روایت کرده اند را مجاز دانست، کوثری محتوای این کتاب را از «الوثنیات» (یعنی بتپرستی) برشمرد چنانکه در مقالات (ص/۲۶۷) آمده، و در (ص/۲۷۹) میگوید: «ولعل هذا الاعتقاد ورثه هذا السجزي من جيرانه عباد البقر»، یعنی: شاید اعتقاداتش را از همسایههای گاوپرستش به ارث برده باشد!
بلکه در (ص/۳۰۶) آمده است: «…وكذلك يكافح عن أقانيمه الثلاثة ويقول هم أئمة السنة»، یعنی: …همچنین از اقانیم سهگانهاش دفاع میکند و میگوید که آنها امامان سنت هستند!
مقصودش از اقانیم سهگانه (=پدر، پسر، روحالقدس!)، امام عبدالله بن احمد، امام دارمی و امام ابن خزیمه رحمهم الله است و با این لفظ، پیروان سلف را به نصاری تشبیه میکند!
و چنانکه در تاریخ الإسلام ذهبی (۱۱/۴۰۸) آمده، ابن تومرت (۵۲۴ هــ) «سمّى أصحابه وأتباعه بالموحدين، والمخالفين أمره: مجسّمين»، یعنی: اصحاب و پیروان خود را موحد نامید و مخالفین خود را مجسمه نام نهاد!
در الدرر الکامنة ابن حجر (۱/۱۷۱) نیز آمده که «نودي بدمشق من اعتقد عقيدة ابن تيمية حل دمه وماله!»، یعنی: در دمشق ندا دادند که هرکس عقیدهی ابن تیمیه را داشته باشد، خون و مالش حلال است!
اینها تنها مشتی از خروار اختلافات موجود در میان شخصیتهای مختلف اهل سنت نسبت به هم است، به نظر شما اگر کسانی با نبش قبر افکار و رفتارها و عقاید شخصیتهای گذشته ی تاریخ که اکثرا بر اثر تاویل بوده و هم اکنون پیروان این مذاهب چنین دیگاهی را قبول ندارند بخواهند بین مذاهب اسلامی کنونی تفرقه و جنگ داخلی تولید کنند خادم مسلمین هستند یا دشمن مسلمین و نفوذی دشمنان؟
پس غوغاسالاری شبکه های نور و کلمه و نور و … در برجسته کردن و بزرگ نمائی برخی از افکار مرده ی گذشته و برخی از رفتارهای عوام شیعه جهت تولید تفرق میان مسلمین را نوعی حقه بازی سازماندهی شده ی دشمنان بدانید نه مسیری جهت اصلاح .
اقدامات اعتمادساز جولانی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی، شکست اخلاقی و اشتباهی استراتژیک
رویکرد جولانی در پیگیری عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی نه تنها از منظر اخلاقی و در قبال مردم فلسطین محکوم است، بلکه از دیدگاه منافع ملی سوریه نیز یک اشتباه استراتژیک به شمار میرود.
این اقدام هیچ تضمینی برای ایجاد امنیت و یکپارچگی و تشکیل حاکمیتی اسلامی یا بهبود وضعیت اقتصادی سوریه ارائه نمیدهد.
چنین رویکردی علاوه بر اینکه سوریه را در جنایات اشغالگران علیه فلسطینیان شریک میکند، احتمال از دست دادن سرزمینهایش را افزایش میدهد.
شاید به قول عده ای مردم سوریه از جنگ خسته باشند اما عادیسازی با اشغالگران، صلح و ثبات را به ارمغان نخواهد آورد.
این یک بازی باخت – باخت برای سوریه است که تنها در راستای اهداف منطقهای رژیم صهیونیستی و احتمالاً تثبت موقعیت شخصی جولانی است.