شبکه‌های ماهوره ای نجدی منتسب به اهل سنت و جماعت؛ ابزار تفرقه، نه دعوت به توحید

شبکه‌های ماهوره ای نجدی منتسب به اهل سنت و جماعت؛ ابزار تفرقه، نه دعوت به توحید

به قلم: صلاح الدین مجاهد

تفکر نجدیت یعنی تفکر شیخ محمد بن عبدالوهاب در سرزمین نجد که تحت عنوان «الدعوة النجدیة» از خود نام برده اند و بسیاری از پیروان آنها خود را سلفی نیز می نامند و مرد عوام به آنها وهابی هم می گویند؛ اما گزینه ی بهتر همان نجدیت یا «الدعوة النجدیة» است که خودشان برای خود انتخاب کرده اند.

این فکر که با شعار از بین بردن مذاهب سنتی سربرآورده خودش به شاخه های مختلفی تقسیم شده است، نجدیت درباری و رسمی آن که توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و طاغوتهای حاکم بر مسلمین مورد استفاده قرار می گیرد دارای رسانه های مختلف ماهواره ای و کاناهل و گروههای مختلف در فضای مجازی است که شغل اصلی آن مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان اشغالگر خارجی و مزدوران آنها در سرزمینهای اسلامی است .

 هم اکنون کافی است بپرسید زمانی که امت اسلامی زیر تیغ ظلم و ستم کفار شاغالگر خارجی و دست نشانده های آنها در سودان و فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی خون می‌ریزد، شبکه‌هایی چون کلمه، نور، توحید و امثال آنان، که خود را پیروان «منهج محمد بن عبدالوهاب نجدی» می‌خوانند، کجا هستند؟

چرا در برابر طاغوت‌های زمان و حاکمان خائن که خون مسلمانان را در یمن، فلسطین، سومال و سودان می‌ریزند، خاموش‌اند؟

این شبکه‌ها که نام توحید را بر خود نهاده‌اند، امروز به ابزار تفرقه بدل شده‌اند.هر روز زبانشان برای طعن و دشنام به شیعه، صوفی و سایر مسلمانان باز است،اما در برابر کفار آشکار اشغالگر، در برابر ظلم طاغوت‌های حاکم بر سرزمینهای اسلامی  چون امارات و آل‌سعود، چون مردگان خاموش‌اند.

آیا این است دعوت به توحید؟

آیا این است پیروی از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم که فرمود: «أفضل الجهاد كلمة حق عند سلطان جائر»؟

به خدا سوگند، اینان نه دعوتگران به توحید، که خادمان طاغوت‌اند.

زبانشان علیه مظلومان تیز است و در برابر ظالمان بسته.

دعوتشان نه برای وحدت امت، بلکه برای دامن زدن به تفرق بیشتر و فروپاشی آن است.

آنان که سکوت در برابر ظلم اصلی را برگزیدند، شریک همان ظالمانی‌اند که خون مسلمانان را می‌ریزند.

جنایت خونین در سودان؛ دستان امارات و آمریکا آغشته به خون ملت مظلوم الفاشر

جنایت خونین در سودان؛ دستان امارات و آمریکا آغشته به خون ملت مظلوم الفاشر

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

باز هم خون بی‌گناهان بر زمین ریخت، و باز هم سکوت مرگ‌بار جهان اسلام در برابر جنایتکارانی که خود را “دوست امت اسلامی” می‌نامند. در شهر الفاشرِ سودان، نیروهای موسوم به «قوات الدعم السریع» تحت فرمان حمیدتی، در کمتر از چند ساعت بیش از دو هزار انسان را قتل‌عام کردند. خون مردم در خیابان‌ها جاری شد، تا آن‌جا که لکه‌های خون در تصاویر ماهواره‌ای قابل مشاهده است — فاجعه‌ای که تاریخ آن را هرگز فراموش نخواهد کرد.

اما پرسش اینجاست: چه کسانی پشت این جنایت‌اند؟

آیا حمیدتی بدون پشتیبانی بن‌زاید خبیث، امارات و اربابان آمریکایی‌اش می‌توانست چنین جنایتی مرتکب شود؟

همان دستانی که در یمن، لیبیا و فلسطین خون مسلمانان را ریختند، امروز در سودان مشغول نسل‌کشی‌اند.

ای بن‌زاید!

با پول و حمایت تو، مزدورانی چون حمیدتی مردم مسلمان را قتل‌عام می‌کنند، و تو در برابر جهان با چهره‌ای فریب‌کارانه از “صلح و پیشرفت” سخن می‌گویی!

اما چگونه از اماراتی که در آغوش اسرائیل خفته، انتظار دلسوزی برای قدس و امت اسلامی می‌رود؟

خون الفاشر گواهی است بر چهره واقعی محور کفر و فساد — محور واشنگتن، ابوظبی و تل‌آویو.

فاجعه ی منهج و تفکر اشتباه نجدی در امت اسلام را همچون سایر گروههای اهل بدعت جدی بگیریم

فاجعه ی منهج و تفکر اشتباه نجدی در امت اسلام را همچون سایر گروههای اهل بدعت جدی بگیریم

به قلم: ابومحمود کندزی

 همیشه لازم می دانم یادآوری کنم که نجدیت یعنی پیروان محمد بن عبدالوهاب که برداشتی از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله است و خودشان این برداشت را «الدعوة النجدیة» نامیده اند.

لازم است بدانید که در دو سه قرن گذشته، بلایی بر پیکر امت اسلامی افتاد، آن‌هم با این تفکرات و منهج گمراه و اشتباه محمد بن عبدالوهاب نجدی.

اینان فرقی بین اصطلاح مشرک و مشرکین از لحاظ لغوی و از لحاظ شرعی قائل نیستند و با مشرک دانستن مسلمانان، به‌ویژه شیعه و صوفیه، اکثریت قاطع مسلمین جهان غیر از خودشان را یا در گروه کفار مشرک قرار دادند یا اهل بدعت و به این شکل با بر هم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان، مسیر جهاد را از هدف اصلی منحرف کردند و به جای تمرکز جنگ بر دشمنان اصلی، انرژی مسلمین را صرف جنگهای داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین کردند.

به جای آن‌که صفوف امت را متحد سازند و در برابر کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و بخصوصودر برابر صهیونیستهای سکولار اشغالگر و جنایت پیشه بایستند، شمشیر خویش را به روی اهل قبله کشیدند.

این تفکر منحرف چه آورد؟

  • خون‌ریزی در میان اهل اسلام،
  • تکفیر و حلال دانستن خون، مال و ناموس مسلمانان،
  • جنگ‌های خانمان‌سوز در الجزایر، چچن، سومال، لیبی، افغانستان، مالی، بورکینافاسو، نیجریه، عراق و شام و هر جائی که ندای جهاد بلند شده بود تا شعله های جهاد را به نفع دشمنان خاموش کنند.

واقعیت این است از روزی که این تفکر نجدی به دنیا آمد، جز مصیبت، تفرقه، ویرانی و انحراف از جهاد راستین چیزی برای امت نداشت.

جهاد یعنی مبارزه با طاغوتهای اشغالگر و مزدوران داخلی آنها و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله و آزاد سازی زمین، نه این‌که برادر مسلمان خود را به ناحق «مشرک» بخوانیم و خونش را بریزیم و با دور کردن مسلمین از جهاد، جبهه ی دشمنان اشغالگر و مرتدین داخلی را تقویت کنیم.

با اینهمه تجربیات تلخ، نجدیت باید اصلاح شود

با اینهمه تجربیات تلخ، نجدیت باید اصلاح شود

به قلم: ابومحمود کندزی

الحمد لله الذی أعزنا بالإسلام و جعلنا من أمة محمد صلی الله علیه وسلم. و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، و أشهد أن محمداً عبده و رسوله.

برادران و خواهران بسیار محترم، امروز باید حقیقتی تلخ را فریاد بزنیم؛ حقیقتی که دو سه قرن است چون خنجری بر قلب امت اسلامی فرو رفته است.

آری! این همان تفکر و برداشت اشتباه محمد بن عبدالوهاب از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله است که در میان پیروان محمد بن عبدالوهاب به «الدعوة النجدیة» یا همان نجدیت مشهور است که در نهایت تبدیل شد به :

  •  تفکر و منهج تکفیر و خون‌ریزی بین مسلمین
  • منهج تفرقه و دشمن‌سازی غیر شرعی از مسلمین و جهالت به دشمن شناسی شرعی و در جه بندی شرعی دشمنان اصلی
  • منهج انحراف از جهاد حقیقی

به این شکل و با برداشتهای اشتباه:

  • آنان مسلمین را مشرک نامیدند،
  • شیعه و صوفی را کافر خواندند،
  • و حتی خون، مال و ناموس اهل قبله را حلال شمردند

ای امت اسلام، ببینید:در الجزایر، در شام، در لیبی، در عراق… صدها گروه پیدا شدند؛ همه خود را مجاهد می‌خواندند، همه یک فکر نجدی داشتند، اما چه کردند؟

  • همدیگر را تکفیر کردند
  • خون یکدیگر را ریختند
  • به جای اینکه جبهه را به سوی قدس باز کنند، صفوف خود را درهم شکستند

و نتیجه چه شد؟

همگی از میان رفتند، و سکولار‌ها و دست‌نشانده‌های غرب جای آنان را گرفتند

این است عاقبت منهج باطل! این است میوه‌ی شوم تکفیر و تفکر اشتباه نجدیت در تمام سرزمینهای اسلامی

ای مومنین:

جهاد، برای نابود کردن طاغوت و آزاد سازی سرزمینهای اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله است،نه برای کشتن برادر مسلمان و حاکم کردن کفار اصلی و مرتدین داخلی.

جهاد برای آزادسازی قدس است، نه برای ویرانی خانه‌های اهل قبله.

باید بیدار شد و پرچم اسلام را از دست منحرفان نجدی باز پس گرفت و به راه رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه رضی الله عنهم اجمعین برگشت، به صف واحد امت پیوست و فریاد زد:

  • نه به تفکرات و تاویلات اشتباه نجدیت و تمام فرقه ها و مذاهب اسلامی دیگر
  • نه به تفکیر نابجای مسلمین
  • نه به مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان اشغالگر اصلی

بله به «شورا» و اتحاد و وحدت اسلامی و تمرکز جهاد بر اشغالگران خارجی و مزدوران داخلی آنها.

الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر!

خطر بسیار جدی، اگر در سوریه به زیر پرچم آمریکا در نیایی باید متظر عواقبش باشی

خطر بسیار جدی، اگر در سوریه به زیر پرچم آمریکا در نیایی باید متظر عواقبش باشی

به قلم: ابوخالد کردستانی

به‌دستورِ عاملِ جولانی (احمد الشرع)، وزیر کشور—ابو احمد حدود (أنس خطاب)—از مسؤول امنیت نظامی، ابو تراب الرقاوی، خواست تا نیروهای امنیتی تابع خویش را در استان‌ها بسیج و برای بازداشت هر مسؤول یا عضوی از وزارت دفاع که «شورش» کند یا در موضوع پیوستن به ائتلاف بین‌المللی مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا تحریک نماید، معین سازد.

فهرستی از افرادی که احتمالاً در برابر بازداشت مقاومت خواهند کرد تهیه شده است تا بلافاصله پس از اعلام پیوستن به ائتلاف، دستگیر شوند.

جناح جولانی منتظر است که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، رسماً اقدام به اعلام پیوستن سوریه به ائتلاف بین‌المللی کند؛ سپس خود اعلام پیوستن را انجام داده و فتوا یا بیانیه‌ای از سوی شورای افتاء که از این پیوستن پشتیبانی می‌کند منتشر شود.

در صورت عدم اعلام رسمی از سوی آمریکا، احتمال دارد اعلام داخلی لغو شود اما مفاد توافق‌نامهٔ پیوستن به ائتلاف بدون اعلام رسمی اجرا گردد.

در دو روز گذشته نشست‌هایی در تمامی سطوح و واحدها در وزارتخانه‌های دفاع و کشور برگزار شد؛ پس از برگزاری مراسم ضیافت و پذیرایی، امراء و شرعیون به نیروها آموزش داده‌اند و از آنان خواسته‌اند که پیام‌های ذیل را منتقل کنند:

ائتلاف با یا بدون ما به کار خود ادامه خواهد داد؛ بهتر است ما با آن همکاری کنیم تا نوبت به قوای محلی (قسد) نرسد.

در ازای پیوستن به ائتلاف، ادعا شده که پروندهٔ قسد و مسئلهٔ دروزهای السویداء حل خواهد شد.

بر ما فشارهای زیادی وارد آمده تا به ائتلاف بپیوندیم.

ادعا شده که از شورای افتاء — به‌جز دو عضو — فتوا دربارهٔ جواز پیوستن اخذ شده و نیز اظهارنظرهایی از سوی ابراهیم شاشو و مبارکه حسن صوفان به تأیید این اقدام نسبت داده شده است.

این بهانه‌ها و توجیهات بیش‌تر ضعیف و مغایر با واقعیت است و بسیاری از آنها تکراری، غیرمستند و ساختهٔ شکست‌خوردگان و شتاب‌زدگان برای راضی‌کردن دشمنان دین و امت است.

هزینهٔ واقعیِ پیوستن به این ائتلاف روشن است: تثبیتِ سلطهٔ جولانی، اعطای اختیار انحصاری به او برای اجرای مأموریت‌های موردنظر و حذف رقبای داخلی.

خداوند می‌فرماید: «وَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ ۚ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۖ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيَكُونُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ.»

گروه چند نفره ی مُلافتاحی در کجا ایستاده اند؟

چند روز پیش دیدیم که ابودراء الکوردی از فرماندهان برجسته ی انصارالاسلام توسط تحالف تحت پرچم آمریکا ترور و به قتل رسید و این پیام را برای چندمین بار به هم جبهه ای های جولانی رساند یا با آمریکائی یا باید حذف شوی.

این بود ثمره ی اینهمه نعره کشیدنتان ای جاهلین به منهج جهادی اهل سنت و جماعت؟

آنان قدس را فروختند، غزه را به خون کشیدند، و خون شهیدان را معامله کردند.

آنان قدس را فروختند، غزه را به خون کشیدند، و خون شهیدان را معامله کردند.

به قلم: ابراهیم یعقوبی

آمار شهدای غزه به بیشتر از ۶۵ هزار مسلمان رسیده است و چندین برابر آن مجروح و نقص عضو وجود دارد در حالی که چندین برابر این در سوریه کشته شدند به امید آنکه راههای جهاد برای آزاد سازی قدس باز شود و مسلمین به داد اهل غزه بشتابند اما نتیجه  چه شد؟

دیگر بس است از سکوت، دیگر بس است از صبر، صبر مسلمین به پایان رسیده از دست این خائنان و مزدوران عرب که بر گرد فلسطین چون گرگان خون‌خوار کمین کرده‌اند.

از آل‌سعود مزدور، تا سیسی فرعون زمان، از ملک عبدالله سازش‌کار، تا احمدالشرع خائن… همه‌شان در یک صف با صهیونیست‌ها و آمریکائی ها ایستاده‌اند.

آنان قدس را فروختند، غزه را به خون کشیدند، و خون شهیدان را معامله کردند.

اکنون وقت آن است که امت برخیزد، قیام کند، و پرچم جهاد را بر افرازد

نه با سازش، نه با ذلت، بلکه با شمشیر، با خون، و با فریاد الله اکبر!

قسم به خداوند، این مزدوران مرتد به زودی طوفان خشم امت اسلامی را خواهند چشید، و زمین از لوث وجودشان پاک خواهد شد!

این خائنین مرتد عرب که بر اطراف فلسطین حاکم‌اند، به جای آن‌که یاور اسلام باشند، نقطه ضعف امت شدند، آنان دست مجاهدین را بستند و چون دیوار، سدّی در برابر اهل جهاد شدند.

به جای اینکه شمشیرشان بر گلوی صهیونیست‌ها باشد، بر گردن مسلمین نشست.

به جای اینکه در صف مقاومت باشند، در خیمهٔ سازش و مزدوری خزیدند.

ننگ و لعنت بر این پست‌فترتان مرتد محلی، که دین و غیرت را فروختند و عزت اسلام را لگدمال کردند.

فقط کافی است به یاد بیاوریم که از ابتدای انقلاب سوریه کسانی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که گروهی چند نفره دور خودش جمع کرده بود چه شعارهای آتشینی در مورد آزاد سازی فلسطین و کمک به اهل غزه سر می داد و چه آه و ناله ها و دعاهایی می کرد که یا الله این بشار را به عنوان مانع بین ما و صهیونیستها بردار تا ما چنین و چنان کنیم، اما بشار رفت و صهیونیستها تا نزدیک قنیطره و دمشق جلو آمدند و اینها تنها تماشاچی شده اند.

ای مسلمین بیدار،  وقت آن است که این دیوارهای مزدوری فرو ریزد، و راه جهاد و قیام دوباره گشوده گردد، تا پرچم لا اله الا الله در قدس و غزه برافراشته شود؛ جهاد بر علیه آمریکا و تمام مزدوران داخلی اش.

هدف سگهای درباری آل سعود از پاس کردن بر علیه سید جوانان بهشت، حسین بن علی رضی الله عنهما

هدف سگهای درباری آل سعود از پاس کردن بر علیه سید جوانان بهشت، حسین بن علی رضی الله عنهما

به قلم: ابوابراهیم هورامی

نجدیت یعنی تفکرات و برداشتهای شیخ محمد بن عبدالوهاب نجدی از مذهب امام حنبل رحمه الله که در میان پیروان این تفکر تحت عنوان «الدعوة النجدیة» شناخته شده است و دیگران نیز آنها را با الفاظی چون وهابی و سلفی و بی مذهب و … می شناسند.

این تفکر برای خودش معیارها و اصولی پایه ریزی کرده است که اگر بدون تقیه و در هنگام قدرت بخواهند این اصول را بر جامعه و افراد گذشته و حال تطبیق دهند متوجه خواهیم شد که غیر از همفکران خودشان مسلمانی در طول تاریخ از تیغ آنها سالم باقی نخواهد ماند، به همین جهت سعی می کنند در مواردی سکوت کنند و گرنه نقاب از چهره ی آنها خواهد افتاد.

به عنوان مثال در تمام آثار محمد بن عبدالوهاب و علمای دعوت نجد اسمی از صلاح الدین ایوبی رحمه الله نیست، چرا؟ چون صلاح الدین ایوبی وزیر حاکمیت شیعیان بوده و با معیارهای نجدیت، صلاح الدین ایوبی و امیر او زنکی که او را روانه مصر کرد و شیرکوه و هزاران مومن دیگر مرتد شده اند! به همین دلیل، می بینیم که معاصرین جهت فرار از این حکم، «نیت خوانی» می کنند؛ یعنی – پناه بر الله – خودشان را در جای الله قرار می دهند، چون تنها الله می تواند نیت افراد آنهم در قرنهای گذشته را بخواند و….

می بینیم اگر نجدیت بخواهد بر اساس اصولش در مورد صلاح الدین ایوبی و هزاران مومن و شخصیت اسلامی دیگر چون امام نووی و ابن حجر عسقلانی  و عمر مختار و مُلا محمد عمر امارت اسلامی و… دهن باز کند برایش خیلی گران تمام می شود به همین دلیل سکوت می کنند.

در مورد حسین بن علی رضی الله عنهما، کسی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد او و برادرش فرموده است: أنَّ الحسَنَ والحُسَيْنَ سيِّدا شبابِ أَهْلِ الجنَّةِ .[۱] حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت‌اند؛ نیز، زمانی که نجدیت دهن باز کرده باز همان سخن خائنین کوفه و مریدان یزید در توجیه خیانت و جنایت خود بر علیه این ریحانه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را بعد از قرنها تکرار کرده اند و گفته اند که حسین «خوارج» است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در مورد خوارج فرمورده است: الخوارجُ كلابُ النارِ.[۲] خوارج سگهای آتش (جهنم) هستند.

این یک واقعیت است که بر اساس معیارهای غیر شرعی نجدیت که برای خودشان تراشیده اند، چاره ای نیست جز اینکه حسین رضی الله عنه را چنین مورد اتهام قرار دهند و در برنامه درسی آل سعود، و در درس‌هایی تحت عنوان «انقلاب‌ها و فتنه‌ها» حسین را به دلیل قیام علیه یزید در دسته خوارج قرار دهند.

تمام این کارها نه به خاطر حسین رضی الله عنه یا دفاع از یزید فاسق است بلکه جهت دفاع و راضی کردن حکام آل سلول سعود و رساندن این پیام به مردم است که اگر قیام کننده های بر علیه حاکم فاسد و مرتد و دست نشانده ی آل سعود در جایگاه کسی چون حسین بن علی رضی الله عنه باشد (که هرگز کسی از این مجاهدین به چنین جایگاهی نرسیده) نباید از او اطاعت کنند و دست به قیام و جهاد بزنند چون چنین اشخاصی خوارج هستند و کارشان غیر شرعی است و….


[۱]  الحاكم ۴۷۷۹ – الترمذی ۳۷۸۱- أحمد۲۳۳۲۹ – النسائی في الكبرى۸۲۴۰

[۲]  امام احمد، كشاف القناع ۶/۱۶۱ –صحيح الترمذی ۳۰۰۰

ای نامزد مجلس ملی (مجلس دست‌زدن و تأیید) سوریه: از خدا بترس، از خدا بترس و کناره‌گیری کن

ای نامزد مجلس ملی (مجلس دست‌زدن و تأیید) سوریه: از خدا بترس، از خدا بترس و کناره‌گیری کن

کاتب: شیخ عبدالرازق المهدی (محدث برجسته)

آیا پیش از نامزد شدن، خوب اندیشیده‌ای؟

و آیا از عالمی که به دین و علم او اعتماد می‌شود، در مورد حکم این کار پرسیده‌ای؟

بر کسی پوشیده نیست که در بیشتر کشورهای عربی و اسلامی، وظیفهٔ «مجلس ملی» فقط تأیید تصمیمات رهبر است!

و به حق نامش را باید «مجلس دست‌زدن و تأیید» گذاشت!

ای انسان صادق! شتاب مکن!

شاید با این تصمیم خود، نادانسته به سوی جهنم قدم می‌گذاری!

سؤال این است: هدفت از نامزدی چیست؟

اگر هدفت اصلاح، اجرای شریعت الهی، تحقق عدالت، رفع ظلم و امر به معروف و نهی از منکر است،

تو بر خیر هستی — اما فقط اگر واقعاً بتوانی چنین کاری انجام دهی!

اما اگر هدف تو مقام، شهرت، امتیازات و این است که مردم تو را با انگشت نشان دهند،

و در عمل تو وسیله‌ای برای گذراندن تصمیمات و تصویب فرمایشات خواهی شد،

پس با این کار خود، در حقیقت به آتش جهنم می‌افتی!

و اما به آن نامزد که نیت اصلاح دارد، می‌گویم:

آیا گمان می‌کنی می‌توانی چیزی را تغییر دهی،

در حالی که یک‌سوم اعضا از پیش تعیین‌شده‌اند،

و یک‌سوم دیگر موافق کامل‌اند،

و یک‌سوم باقی‌مانده ترکیبی از افراد خوب، مزدور، چاپلوس و مصلح ولی بی‌اختیارند؟!

و آیا تصور می‌کنی می‌توانی شریعت خدا را اجرا کنی، در حالی که از سال ۲۰۱۳، موتور محرک همین مجلس، «حسن دغیم» بوده که خواهان تشکیل دولت مدنی است؟!!

از این‌رو می‌گویم: ای نامزدی که رضای خدا را می‌جویی! از خدا بترس، از خدا بترس و کناره‌گیری کن!

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«به‌زودی بر حکومت و امارت حرص خواهید ورزید، اما آن روز، مایهٔ پشیمانی در قیامت خواهد بود.»

(روایت بخاری از ابوهریره)

جولانی مُلا فتاحی در سوریه وتوافقنامه امنیتی با اسرائیل

جولانی مُلا فتاحی در سوریه وتوافقنامه امنیتی با اسرائیل

به قلم: ابوخالد کردستانی

مِلا فتاحی خیلی با نام جهاد و توحید و مبارزه با شرک و دفاع از منهج شیخ محمد بن عبدالوهاب و … سخنپراکنی کرد و با آنکه از همان ابتدا واضح در این سایت بنیان جهاد علیه سکولاریسم  و سایتهای دیگر همسو با جبهه ی جهانی اسلامی افشاگری شد که مُلا فتاحی و جولانی در حال قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها هستند اما عده ای از جوانان فریب خورده و در این راه انحرافی خرج و فدا شدند. الله بر اساس نیاتشان با آنها معامله کند.

خروجی جنگ ملا فتحی و اربابش تشکیل حکومتی سکولار و لیبرال غربگرا و تبدیل شدن سوریه به یکی دیگر از مرزداران صهیونیستها و در نهایت تولید یک صهیونیست عرب دیگر در خاک سوریه است.

بر این اساس جولان که هم اکنون احمد الشرع نامیده می شود  از توافقنامه امنیتی با اسرائیل صحبت می کند که درواقع گامی بزرگ در راستای پیوستن سوریه به توافق ابراهیم و عادی‌سازی روابط با دولت صهیونیستهای اشغالگری است که هم اکنون بخشهای زیادی از خاک سوریه را نیز به اشغال خود در آورده اند.

جولانی می گوید: «ممکن است در روزهای آینده توافقی با اسرائیل امضا شود؛ این توافق شبیه توافق ۱۹۷۴ [در مورد جدایی نیروهای سوریه و اسرائیل در ارتفاعات جولان] خواهد بود.»

 به گزارش رویترز، احمد الشرع، گفت که مذاکرات بین سوریه و اسرائیل در مورد یک پیمان امنیتی می‌تواند در روزهای آینده به نتیجه برسد و این توافق “ضروری” است و اگر پیمان امنیتی با موفقیت منعقد شود، می‌توان به توافقات دیگری نیز دست یافت.

در ۱۷ سپتامبر، اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، و ران درمر، وزیر برنامه‌ریزی استراتژیک اسرائیل، تحت نظارت ایالات متحده در لندن مذاکراتی انجام دادند. به گزارش تلویزیون سوریه، طرفین در مورد پیش‌نویس توافق امنیتی جدیدی که جایگزین توافق ۱۹۷۴ در مورد جدایی نیروهای اسرائیلی و سوری در بلندی‌های جولان خواهد شد، گفتگو کردند. این جلسه پنج ساعت طول کشید و تام باراک، نماینده ویژه ایالات متحده که میانجی مذاکرات است، در آن حضور داشت.

به گزارش روزنامه لبنانی النهار، طرف اسرائیلی این سند را بر اساس پیمان صلح مصر و اسرائیل که در سال ۱۹۷۹ امضا شد، تهیه کرده است. اسرائیل بر ایجاد سه منطقه غیرنظامی در جنوب غربی دمشق اصرار دارد که رژیم‌های امنیتی آنها بسته به فاصله آنها از مرز اسرائیل متفاوت خواهد بود. سوریه اجازه خواهد داشت نیروهای پلیس خود را در آنجا مستقر کند، اما پروازهای هوایی بر فراز این مناطق ممنوع خواهد بود. اسرائیل، در عوض، کنترل کوه حرمون (جبل الشیخ) را که نیروهایش در دسامبر ۲۰۲۴ پس از تغییر قدرت در دمشق اشغال کردند، حفظ خواهد کرد.

اینهم یکی دیگر از تخریبات جنگ جولانی ارباب مُلا فتاحی برای اهل سوریه و منطقه و بخصوص برای مسلمین غزه که بدترین همسایه ها را دارند، همسایه هایی خائن که نه خودشان به کمک آنها می روند و نه مرزها را باز می کنند که سایر مسلمین کمکشان کنند .

تضادی جالب: جشن و مراسم نجدی های درباری افغانستان در سالرزو حاکمیت آل‌سعود

تضادی جالب: جشن و مراسم نجدی های درباری افغانستان در سالرزو حاکمیت آل‌سعود

به قلم: ابومحمود کندزی

نجدیت یعنی تفکر محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد که برداشتی از مذهب امام احمد بن حنبل است و خودشان به آن می گویند «الدعوه النجدیه» اما مردم به آنها می گویند وهابی یا سلفی یا بی مذهب و …

نجدی ها به صورت عام و در تمام دنیا، میلادالنبی را که بدعت می‌دانند، ولی انگار برای برگزاری سالروز سلطه و قدرت آل‌سعود به آنها وحی نازل شده است.

خوب به تصویر نگاه کنید، اطراف پر از سران نجدیت افغانستان است که نشسته اند

بله، درست متوجه شده اید، نجدی های افغانستان روز «حاکمیت آل‌سعود» را با شور و شادی جشن گرفتند؛ روزی که هیچ ریشه ی شرعی و تاریخی اسلامی ندارد.

این همان گروهی است که میلادالنبی صلی‌الله‌علیه‌وسلم را با برچسب «بدعت» محکوم می‌کنند، اما وقتی نوبت به حاکمیت آل‌سعود می‌رسد، انگار آیه‌ای تازه بر آنها نازل شده باشد!

این دوگانگی، نشانه ی تضاد و جهالت به اصطلاحات شرعی و در بعضی موارد نشانه ی آشکار نفاق و دنیاپرستی است؛ این دسته از نجدی های درباری دین برایشان فقط پوششی است تا مردم را از یاد رسول‌الله بازدارند و به خدمت حکام ستمگر درآورند.

امروز اگر دقیق نگاه کنید، در اطراف این مجالس جز سران نجدی افغانستان کسی دیده نمی‌شود؛ همان‌ها که به جای دفاع از اسلام، سربازان فکری آل‌سعود شده‌اند. آنان با این کار ثابت کردند که سرسپردگی‌شان به ریال سعودی بیشتر از وفاداری‌شان به قرآن و سنت است.

نجدی های افغانستان با افتخار روز حاکمیت آل‌سعود را جشن می‌گیرند؛ همان آل‌سعودی که به دستور آمریکا و انگلیس بر حرمین شریفین مسلط شد و تا امروز خادم منافع کفار باقی مانده است.

این تضاد و دورویی نشان می‌دهد که نجدیت درباری نه دین است و نه غیرت دینی؛ بلکه ابزار سیاسی است برای حفظ قدرت آل‌سعود و خدمت به پروژه‌های آمریکا و اسرائیل.