زمینه سازان تحقق«فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» در میان مسلمین

زمینه سازان تحقق«فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» در میان مسلمین

به قلم: شیعه ی علی

علما و دلسوزان اسلام و مسلمین از تمام تفاسیر و فرق اسلامی و بخصوص شیعه و سنی باید متوجه باشند و بفهمند که دشمن مشترک آنها در کنار جنگ گرم وارد جنگی نرم و روانی نیز شده است که در آن شیعه و سنی برایش یکسان است. چون اصل قانون شریعت اسلام را هدف گرفته است. مذاهب اسلامی بدون شک در کنار هزاران نمونه ی مورد توافق دارای اختلافاتی هم هستند اما اختلافی که منجر به تفرق نشود هرگز به معنی دشمنی نیست، بلکه اختلاف در براداشتها همیشه زمینه ساز تحرک و حرکت به سوی جلو و پیشرفت بوده است .با این وجود عده ای سعی دارند این اختلافات را تا حد تفرق و حتی درگیری و جنگ داخلی و… ارتقاء دهند . اجازه دهید بحث را ملموستر کنم:  

سالهاست جمهوری اسلامی ایران از احزاب اسلام گرای اهل سنت کردستان عراق چون حرکت اسلامی به رهبر ملا عثمان و جماعت اسلامی به رهبری علی باپیر و اتحاد اسلامی به رهبری صلاح الدین محمد بهاء الدین حمایت می کند . علاوه بر آن چندین دهه است که از جهاد اسلامی و حماس در فلسطین حمایت می کند و به همین ترتیب از تمام مسلمینی که سر جنگ مسلحانه با ایران نداشته و بر دشمن اصلی اسلام و مسلمین (آمریکا و متحدینش) تمرکز نموده و در پی تشکیل حکومتی اسلامی هستند حمایت کرده است.

این حمایت و هم مسیر بودن برای تمام مذاهب اسلامی مفید بوده و به همه ی مسلمین در برابر دشمنان اصلی قدرت داده است. در همین مرحله و در بحبوحه‌ی این روند حساس و مهم، ویروسهائی در میان تشیع یافت شدند که نزد علماء و بزرگان و حتی مراجع تشیع رفته و در شبکه های ماهواره ای و مجازی خود به صورت وسیع سرو صدا راه انداختند که اهل کردستان عراق و بخصوص اهل غزه ناصبی هستند و نباید به آنها کمک کرد، بلکه باید در کنار دشمنان (که منظورشان رژیم صهیونیستی و آمریکا و انگلیس و فراسنه و… بود) با این ناصبی ها جنگید یا حداقل در برابر کشتار آنها توسط این دشمنان سکوت کرد و بی تفاوت و بی طرف ماند. ناصبی هم یعنی دشمن اهل بیت رسول الله و کسی که به اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم توهین و فحاشی می کند. اما آیا هم اکنون چنین کسانی در میان اهل سنت یافت می شوند؟ مسلماً خیر.

به همین دلیل آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر فعلی شیعیان جهان در برابر این دسته از شیعیان غالی که از واژه ی شیعه ی انگلیسی برای آنها استفاده کرد گفت:” پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبی‌اند؟! بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی؟! ”

ادامه خواندن زمینه سازان تحقق«فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» در میان مسلمین

صبرم در باره بخش بزرگی از سلفیت خاص نجد به سر آمد

صبرم در باره بخش بزرگی از سلفیت خاص نجد به سر آمد

به قلم : نور احمد (زید) فراهی

  • آن سلفی نجدی که اشاعره و ماتریدیه را عموما گروه های ضاله دانسته و از اهل سنت خارج می داند.
  • آن سلفی نجدی که تقلید از مذاهب اربعه را بدعت و حرام می داند اما خودش به دهها فرقه ی متضاد تقسیم شده و هر کدام از شیوخ خاص خودشان تقلید می کنند و هیچ راهکاری برای وحدت تمام مسلمین ندارند و تنها به تفرق بیشتر مسلمین و ایجاد درگیری های داخلی مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین می پردازند
  • آن سلفی نجدی که مذهب حنفی را به انواع و اقسام بدعت ها متهم می نماید و کاملا واضح است که از نگاه یک حنبلی مذهب به مذهب حنفی نگاه می کند و تمام تلاشش زنده کردن جنگهای حنبلی و حنفی قرون گذشته است.
  • آن سلفی نجدی که به اکابر احناف توهین می کند که حتی یکی از بزرگترین نهادهای علمی حنفیت اصیل در جهان اسلام “دار العلوم دیوبند” را معاذالله  گوبند می خواند.
  • و…..

وشب و روز تلاش می کند که حنفی ها و شافعی ها و مالکی ها را در مسلک خود در آورده وسلفی نجدی (یا در واقع حنبلی ) سازد.  

پس این سلفی در حقیقت سلفی نیست بلکه یک سلفی نمای خشک مغز، گندیده فکر ِ فتنه گری ست که فتنه های خوابیده ی قرون گذشته را بیدار می کند !

اگر واقعا این طور نیست واین سلفی دلسوز و عاقلی است ومذهب من ِ حنفی ماتریدی را برحق و مرا از جمله اهل سنت وبرادر خود می داند پس چه نیاز است که در گوش فرزندان وکودکان حنفی مذهب من پچ پچ می کند و آنها را به جان هم می اندازد و با تفرق بیشتر آنها را تضعیف می کند و دشمن اصلی ما (آمریکا و انگلیس) که سرزمین ما را اشغال کرده از این جنگ داخلی میان مسلمین باید سود ببرد؟

که نمی دانم تقلید شرک وحرام است،ونماز حنفی ها خلاف سنت است و عقیده اشاعره و ماتریدیه عقیده فرق ضاله و خارج از اهل سنت است و…. ؟ چرا در بین خانواده های مسلمانان ایجاد شقاق و نفاق می کند؟

ای سلفی  نجدی عزیز !

برو خودت هر قسم که دوست داری به قرآن و حدیث عمل کن کسی مزاحم ات نمی شود.

ادامه خواندن صبرم در باره بخش بزرگی از سلفیت خاص نجد به سر آمد

جنگ روانی دشمنان از طریق واژه هائی چون لیبرال دموکراسی وسوسیالیسم و …

جنگ روانی دشمنان از طریق واژه هائی چون لیبرال دموکراسی وسوسیالیسم و …

به قلم: سردار محمدی

واژه سازی بر اساس عقاید و مبانی پایه ای هر حرکت و نهضت عمومی یکی از نیازهای آن حرکت خواهد بود . مثلا در میان سکولاریستها کمونیستها و لیبرالها از  واژه های خاص خود استفاده می کنند و حتی نصرانی ها و یهودی ها و مجوس و صابئین نیز از اصطلاحاتی مثل خدا و مسیح و بهشت و جهنم و ….استفاده می کنند که ممکن است تشابهات ظاهری با واژه ها و اصطلاحات اسلامی داشته باشند اما از نظر مفهوم و محتوا اختلافات بسیار است .

پس زمانی که جریانی جدید – مثل فکر حکومت اسلامی و نظام اسلامی و بیداری اسلامی – مطرح میشود، مفاهیم جدیدی را در جامعه القاء میکند؛به همین دلیل این حرکت و این نهضت باید واژه‌های متناسب خودش را دارا باشد؛ اگر از واژه‌های بیگانه ی مکاتب و عقاید غیر اسلامی وام گرفت، فضا آشفته خواهد شد، مطلب ناگفته خواهد ماند.

ما بدون شک نظارت مردمی بر تمام نهادهای حکومتی را بر اساس قاعده ی «شورا» قبول داریم و هر شخصی در هر رده ای می تواند از رهبریت تا سایر نهادهای حکومتی را مورد بازخواست قرار دهد، علاوه بر این، آزادی های تعریف شده  توسط شریعت الله را نیز قبول داریم، اما لیبرال‌دموکراسی را قبول نداریم. با اینکه معنای لغوی «لیبرال‌دموکراسی»، همین آزادی و همین مردم‌سالاری است، اما واژه‌ی لیبرال‌دموکراسی در اصطلاح مردم عالم، در معرفت و شناخت مردم عالم، با یک متحواها و مفاهیم ضد شرعی و ضد اسلامی همراه است که ما از آن مفاهیم و محتواها بیزارهستیم.

در این صورت همچنانکه از نگاه یک نصرانی و یهودی به الله تعالی نگاه نمی کنیم به همین ترتیب با نگاه و اصطلاحات سکولاریستهای چپ و لیبرال هم به شریعت اسلام نگاه نمی کنیم ، ما نمی خواهیم اسم و واژه ای چون لیبرال دموکراسی با انهمه محتوای فاسد را بر روی مفهوم پاکیزه و سالم و صالح و خالصِ خودمان بگذاریم؛ لذا ما برای نظام مطلوب خودمان، اسم جدید میگذاریم و نام جدید و شرعی انتخاب میکنیم.

به همین ترتیب برای تقسیم درست ثروت و استفاده‌ی همگان از ثروتهای عمومی، که یکی از اهداف والا و اساسی اسلام است، از واژه‌ی «سوسیالیسم» استفاده نمیکنیم. با اینکه سوسیالیسم هم از لحاظ معنای لغوی ناظر به همین معناست، اما با محتوا و مفاهیم دیگری همراه است که ما از آن مفاهیم بیزاریم و با واقعیتهائی در تاریخ و در جامعه همراه شده که ما آنها را قبول نداریم.

پس حق خودمان است که برای سبک اداره ی زندگی اسلامی و نهادهای حکومت اسلامی خودمان، واژه های اسلامی خودمان را داشته باشیم که محتوا و مفاهیم اسلامی دارند؛ اما هم اکنون در رسانه های ماهواره ای و حتی فضای مجازی دشمنان آگاه و دوستان جاهل ما به فریب افکار عمومی مسلمین مشغول هستند.

مسلمین باید بدانند لیبرال دموکراسی با مردمی بودن و آزادی های تعریف شده در اسلام تفاوت محتوائی دارد، هر چند ممکن است تشابه ظاهری در لغت داشته باشد. این یکی از همان حیله های دشمنان علیه حکومت اسلامی و مسلمین شریعت گرا است.

زمانی که گفتگو با بعضی از برادران نجدی در باره ی زیارت قبور آب در هاون کوبیدن است

زمانی که گفتگو با بعضی از برادران نجدی در باره ی زیارت قبور آب در هاون کوبیدن است

به قلم: زید فراهی

نميدانم این جمعی که فقط خودشان را اهل سنت و طرفدار سلف میدانند بي انصاف هستند و يابي  اندازه جاهل. چون خودشان را می بینی که از افکار علمای نجد تقلید می کنند و رای تمام سلف و ائمه ی این امت را در مورد تعریف شرک، مشرکین ، عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین ، اهل بدعت ، ظوابط تکفیر، زیارت قبور، توسل و … کنار می زنند اما ادعا دارن اهل سنت و اهل سلف یعنی آنها؛ و باز شروع می کنند به تکفیر و تبدیع و… مسلمین .انگار اصلا با آنها صحبت نشده است.

 گويند يك عالم گرگ رادعوة بترك خوردن گوسفندان مردم ميكرد وقريب يك ساعت گرگ استاد بودوعالم آية وحديث ميخواند دراخيرگرگ عالم راگفت سخنت رامختصربگوكه رمه رفت اینها نيزچنين ميكنند.

مقصود ما قناعت دادن غلاة و لجبازان اینها نيست چون بزرگان اهل سنت هم اینها را قناعت داده نتوانستند و آل سعود با شبکه های زیاد ماهواره ای و جور کردن دانشگاه در کابل و سایر بلاد اسلامی برای اینها بسیار خرچ می کند و به نفع بسیاری از اینها نیست که تابع حق شوند. به عنوان مثال اینها در مورد قبرها چنان غلو می کنند که زیارت قبور مسلمین را (هر چند اشتباهات و آلودگی هائی به دلیل جهل مسلمین در آن وجود دارد) با بتهای مشرکین و صلیب نصارا مقایسه می کنند و به این شکل علمای بزرگوار سلف را هم تکفیر کرده اند.

ادامه خواندن زمانی که گفتگو با بعضی از برادران نجدی در باره ی زیارت قبور آب در هاون کوبیدن است

اعمال اردوغان ترازویی برای سنجش علمای سوء

اعمال اردوغان ترازویی برای سنجش علمای سوء

به قلم: مولوی ع . براهوئی

 در پی حملات حکومت سکولار ترکیه به کوردهای سکولار حزب کارگران اوجالان هر کدام از طرفین جنگ سعی دارند به نحوی جنگ را از جنیک بین دو گروه سکولار به جنگی مذهبی یا حتی نژادی ربط بدهند.

در یک سو علمای درباری میان کوردها هستند که کلیپ بیرون میدهند و میگویند اردوغان اسلام نیست، یا حتی در نمازهای جمعه اجمالا و سر بسته میگویند اردوغان مسلمان نیست ولی وارد جزییات نمی شوند، و نمی گویند مثلا چون تشریع به غیر ما انزل الله دارد و سکولار است مسلمان نیست ، چون این صفت را هم مزدوران اوجالان و پ.ک.ک دارد و هم بارزانی و کومله ها و دموکراتها و سایر احزاب سکولار کوردی .

اینها نمی توانند به صراحت بگویند اردوغان چون سکولار است تبدیل به طاغوت شده است و مشکل نشان دادن طاغوت این است که حاکم سرزمین خودشان هم یک طاغوت است،. اینها اگر قبل تر معنای سکولاریسم و جایگاه سکولاریستها در اسلام و طاغوت را برای مردم نشان می دادند و مردم میدانستند که اردوغان طاغوتی سکولار است ، الان سکولاریستهای کافر محلی و منافقین نمیتوانستند با استناد به اعمال اردوغان اسلام را مورد طعن قرار دهند و در دل مردم ناآگاه شک و تردید نسبت به اسلام ایجاد کنند.  

اردوغان سوگند یاد می کند که تابع سکولاریسم است و شریعت الله را از حاکمیت و قوانین اجرائی حاکم بر جامعه جدا می داند. زمانی در جنگ با طالبان و مجاهدین سومالی و کشتار مسلمین الباب و جرابلس تحت نام لشکر ناتو است! تا اروپا را همراه خود کند؛ و الان این دجال سکولار در جنگ با سکولاریستهای کورد اسم ارتش محمدی به خود نهاده ! که ارتش محمدی از طاغوتی سکولار و مرتد مثل اردوغان و حامیان فکری و نظامیش تو بری است.

آیا الان که اردوغان طاغوت با اسم اسلام لشکر کشی کرده و به دست سکولاریستهای خائن محلی و طرفداران جاهل آنها بهانه داده ، ملا های اخوانی می گویند که اردوغان اسلام را زشت کرده و زشت نشان داده و ریاکار و سکولاری است که با الفاظ بازی می کند و ربطی به اسلام ندارد ؟! 

آیا امثال قرضاوی و سایرینی که تا حد خلیفه ی مسلمین اردوغان را بالا برده بودند این حقیقت ساده و قابل لمس را بیان می کنند که اردوغان با احساسات اسلامی مسلمین بازی می کند و جزو ارتش ناتو است نه ارتش محمدی ؟

حسن امینی نسخه ی به روز شده ی شیخ عزالدین حسینی

‍ حسن امینی نسخه ی به روز شده ی شیخ عزالدین حسینی

به قلم: مسعود سنه ای  

اخیرا شاهد نامه ای پر از مکر و فریب و دروغ به سبک کمونیستها به دبیرکل سازمان ملل بودیم که اسم حسن امینی در راس آن قرار داشت. نامه ای پر از راست و دروغ که در نهایت راستها به کلی مخفی شده و دروغها و باطل برجسته تر شده بود.

واضح و روشن است که حکومت سکولار و مرتد ترکیه به نمایندگی از ناتو طی توافقات بین المللی و با وتوی روسیه و آمریکا وارد خاک سوریه جهت جنگ با مزدوران حزب کارگران اوجالان  شده است و اهدافی مشخص را طی معاملات بین المللی دنبال می کند، اینکه یک شخص عادی که مرید شبکه های ماهواره ای دروغپرداز شده و در جنگی روانی خود را باخته باشد و در تجزیه و تحلیل این رویداد دچار اشتباه شود زیاد جای تعجب نیست اما برای شخصی که خود را حاکم شرع و مفتی منطقه ای معرفی می کند جای تعجب داشته و بلکه سوال بر انگیز است .

ما می دانیم که حسن امینی قبل از این نیز تبریکها و تجلیلهای ویژه ای از سکولاریستهای مرتد بارزانی و طالبانی و غیره داشته و حتی در مراسم مرده های جنایتکار کمونیست و سکولار حضور یافته یا پیام تسلیت فرستاده است، پس این اولین بار حسن امینی نیست که در راستای امیال سکولاریستها و بخصوص کمونیستها حرکت می کند و آشکارا خاطرات شیخ عزالدین حسینی را در اذهان ما زنده می گرداند که آلت دست کمونیستهای کومله شده بود .

در هر صورت لازم است به صورت موردی به چند نکته در نامه ی تحت امضای حسن امینی اشاره نمائیم، در این نامه آمده است:

  1. همانگونه که اطلاع دارید، دولت ترکیه …. با هدف پاکسازی نژادی و ریشه کن کردن کوردها در این بخش از خاورمیانه برآمده است.

ج: واضح و روشن است که این سخن عین سخنان کمونیستهای پ.ک.ک است . دروغی آشکار که هیچ انسان صاحب عقلی آن را نمی پذیرد مگر فریب خورده های شبکه های ماهواره ای که از نزدیک با وقایع آشنا نیستند و تحت تاثیر دروغهای دروغگویان حزب کارگران اوجالان و سایر سکولاریستهای دروغپرداز قرار گرفته باشند .

این دروغگویان سکولار همیشه جنگ علیه خود را جنگ علیه کوردها معرفی کرده اند و ریشه کن شدن خودشان وحزبشان را در منطقه ای را ریشه کردن شدن کورد و قتل عام کوردها و نسل کشی کوردها و…معرفی کرده اند . این سبک دروغپردازی سکولاریستهای مرتد در میان کومله و دموکراتها و بارزانی ها و طالبانی ها و مزدوران اوجالان و سایر حقه بازان سکولار بوده است . این سکولاریستهای جنایتکار خودشان را معادل کورد می دانند و حتی هر کسی که از خودشان نباشد را به راحتی دشمن کورد و ضد کورد و … نامیده اند و صدها جنگ داخلی با هزاران کشته آفریده اند که بازگو کردن جنگهای داخلی این مرتدین برای همه واضح و روشن است .

ادامه خواندن حسن امینی نسخه ی به روز شده ی شیخ عزالدین حسینی

اسلام آمریکائی از شعار تا واقعیت

اسلام آمریکائی از شعار تا واقعیت

به قلم: ادریس احمدی

سید قطب رحمه الله در سال ۱۹۴۹ نصرانی[۱] دیدگاه و عبارتی تحت عنوان اسلام آمریکائی را مطرح کرد و با ذکر اهداف و پیامدهای مخرب آن به مسلمین، سعی کرد مسلمین از آلوده شدن به این اسلام تقلبی و جعلی دور کند که آمریکا برای مبارزه با اسلام واقعی به پرورش و دامن زدن به آن پرداخته است.

 بعدها در سال  1988نصرانی ریچارد نیكسون ریس جمهور اسبق آمریكا در كتاب خود (الفرصە السانحە)  غرب – از آمریکا تا روسیه – را بر اتحاد علیه «مسلمانانِ اصولگرا» فراخوانده و گوشزد کرده بود که این نوع مسلمانان به دنبال مسائلی اند از قبیل:

۱- بازآفرینی گذشته به معنای احیای تمدن سابق اسلامی.

۲- تطبیق و اجرای کامل شریعت و قوانین اسلامی.

۳- معتقد اند که اسلام شامل دین و دولت است – و جدایی دین از سیاست را نمی پذیرند .

۴- با وجود اینکه آنان به گذشته می نگرند، اما از گذشته برای ساختن آینده الهام می گیرند. آنها محافظه کار نیستند، بلکه جمعی شورشی و انقلابی اند.

آمریکائیان به این شکل به تعرف اسلام واقعی می پردازند بطوری كە اگر هر جنبش اسلامی به خاسته و نقشه ی آنان عمل نكند ، دهها واژە و القاب گوناگون بر آنان می زنند و دهها اتهام را برای آنان می تراشند،  تا از این راه رای عام مردم را برای نابودی آنان بدست آورند. آمریكا و تمام سکولاریستهای جهانی و محلی به هیچ وجه  راضی نیستند كە در سرزمین مسلمانان اسلام و قانون شریعت حاكم باشد.

ادامه خواندن اسلام آمریکائی از شعار تا واقعیت

ریشه های عقیدتی هم سنگر شدن دسته هائی از سلفیت نجدی با طاغوتهائی سکولار مثل اردوغان و سیسی و حفتر و…

ریشه های عقیدتی هم سنگر شدن دسته هائی از سلفیت نجدی با طاغوتهائی سکولار مثل اردوغان و سیسی و حفتر و…

به قلم: عبدالباسط / مدرسه ی علوم دینی شیخ ضیائی بندرعباس

امروزه از میان مدرسه ی سلفیت نجدی کسانی اظهار وجود کرده اند که جهت دفاع از طاغوتهای سکولار و ضد اسلامی، عملا در حال زنده کردن اندیشه های مدفون شده ی غلات مرجئه هستند. این دسته از مرجئه هائی داخل سلفیت نجدی اصلا الفاظ عموم نزد آنها وجود ندارد همانطور که امام شوکانی می گوید : جماعتی از مرجئه وجود دارند که میگویند هیچ لفظی نه به ذات خودش و نه با قرینه ، بر عمومیت دلالت نمیکند بلکه عمومیت فقط هنگامی وجود دارد که فرد گوینده در درونش قصد عموم داشته باشد.

سپس امام شوکانی می گوید که بطلان این مذهب بر هیچکس پنهان نیست بدلیل اینکه این حرف مرجئه ها ، ادعایی پوچ است و هیچ دلیلی ندارد و هم زبان عربی و هم دلایل شرعی بر خلاف این حرف دلالت دارد و هر کس به زبان عربی و دلیل های شرعی آگاهی داشته باشد باطل بودن حرف این مرجئه ها را بخوبی درک میکند .

پس فهمیدیم که این جهمیه های زمانه از گذشتگان مرجئه ی خود پیروی میکنند ، و میگویند که این الفاظ بر عمومیت دلالت نمیکنند بلکه مسئله به قلب شخص گوینده ربط دارد و میگویند هرگاه گوینده در درونش قصد عموم بکند فقط آنوقت لفظ شامل عموم میشود وگرنه شامل عموم نمیشود ، شوکانی می فرماید این حرف، اصل مذهب جهمیه است چون حکم تمام اعمال را به قلب ربط میدهند

آلبانی در توضیحش بر مسأله ی تکفیر حرفی گفته است، مفهومش اینست که هر انسانی وقتی ناقضی از نواقض اسلام را انجام دهد کافر نمیشود مگر زمانی که آن کفر را با قلبش حلال بداند. و در ادامه میگوید که قطعا ما نمیتوانیم به درون قلب انسانها آگاهی پیدا کنیم تا بدانیم آیا آن کفر را حلال میداند یا نه ، مگر اینکه خود آن شخص با زبان بگوید که در درونش چه چیزی وجود دارد و تنها هنگامی میتوان آن شخص را تکفیر کرد که خودش اقرار کند که آن کفر را حلال دانسته است !!!

ادامه خواندن ریشه های عقیدتی هم سنگر شدن دسته هائی از سلفیت نجدی با طاغوتهائی سکولار مثل اردوغان و سیسی و حفتر و…

روح و جهت گیریهای متفاوت دو نوع اسلام در دنیای کنونی

روح و جهت گیریهای متفاوت دو نوع اسلام در دنیای کنونی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

برای هر کسی که از اوضاع و مسائل کنونی جهان آگاهی داشته باشد متوجه خواهد شد که در دنیا، حقیقت واضح و آشکار قابل روئیت و محسوسی وجود دارد که غیر قابل انکار بوده، و به صورت نرم و سریع در جوامع بشری در حال رشد و نفوذ است، و  آن اسلام است اما کدام اسلام؟

دو اسلام که در بسیاری موارد شباهتهائی با هم دارند اما در روح و جهتگیری با هم اختلاف دارند را می توان دید . یکی اسلام کامل و حقیقی که با ورود به قلب و جوامع انسانی باعث تولید انسان و جامعه ای جدید با قوانین و حاکمیتی جدید خواهد شد و ریشه های طاغوت و جاهلیت را خواهد خشکاند و زندگی جدیدی را تولید خواهد کرد، و دیگری اسلامی ناقص و تو خالی که از مفاهیم چهار گانه ای دین (۱- قدرت حاکمیت۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش دادن) تهی شده و تنها ظاهرش مثل اسلام است و علاوه بر این در خدمت طاغوتها و دشمنان سکولار شرقی و غربی قرار گرفته است .

آنهانی که مثل آمریکا و انگلیس و رژیمهای فاسدی چون آل سعود و امارت و ترکیه و قطر و… و شبکه های واهواره ای چون کلمه و وصال و .. به همراه شبکه های مجازی از این اسلام بی روح و مسخ شده جانبنداری می کنند در واقع قصد حمله به اسلام زنده و حرکتی را دارند، و اسلام برای آنها یک دکان و وسیله‌ی حیات و قدرت و بسیج مردم است .

امکان ندارد شخصی هم ادعای اسلامی بودن داشته باشد و هم روحی اسلامی نداشته و جهت گیری او هم در مسیر اهداف دشمنان بوده و و مطیع آمریکا و انگلیس و سایر کفار باشد؛ و علاوه بر این مثل آل سعود به مردم ظلم کند و در رأس قدرت ظالمانه‌یی قرار داشته باشد و به میل دشمنان اسلام بر مسلمانها فشار وارد کند. این اسلام از روح اسلام واقعی تهی است و جهت گیری آن هم با جهت گیری اسلام واقعی فرق دارد.

به همین دلیل است که دیده می شود در کشورهای عربی و حتی غیر عرب توده های وسیعی از مسلمین در مساجد هستند اما زمانی که گروهی برای دفاع از قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی و مبارزه با طاغوتها و اشغالگران قیام می کنند از سوی حکومتها به عنوان انسانهای تروریست و خرابکار معرفی می شوند و علمای سوئ هم مردم را با این شعارهای طاغوتها هماهنگ می کنند . این یعنی چه؟ یعنی اینکه مردم از روح و لُب و محتوا و حقیقت اسلام فاصله  گرفته اند به همین دلیل جهت گیریهای آنها نیز غیر اسلامی شده و در جهت منافع دشمنان عمل می کنند.

این اسلام جعلی، یا به قول سید قطب «اسلام آمریکائی»، اسلامی سازگار با جاهلیت و طاغوتها، نخواهد توانست بر دلهای حقیقت جو دوام زیادی داشته باشد، تنها اسلام حقیقی است که بر دلها نفوذ خواهد کرد.

تضاد عقیده ی سلفیت نوع دو ابن تیمیه با سلفیت نوع سوم نجدی در طلب شفاعت

تضاد عقیده ی سلفیت نوع دو ابن تیمیه با سلفیت نوع سوم نجدی در طلب شفاعت

به قلم : اسامه حنفی

امروزه که سلفیت نجدی با چالش جدی در میان اهل سنت مواجه شده و اهل سنت کارنامه ی عملی آن را دیده اند از نظر منهجی نیز با نوعی تضاد با عقاید اهل سنت مواجه شده است. یکی از این موارد مساله ی طلب شفاعت از مرده است .در گروه های سلفی نجدی بیان شده که آنها عقیده دارند طلب شفاعت از مرده جایز نیست، اما این صحت ندارد و کذب و افتراء است، بلکه عقیده سلفیت نجدی و بخصوص دوله و گروه جولانی و انصار و سایر گروههای سلفی نجدی و حتی شبکه های ماهواره ای آنها چون کلمه و وصال و غیره این است که فعل شفاعت خواهی از اموات شرک اکبر است و فردی که این عمل را انجام دهد مشرک می شود زیرا بر این باورند که طلب شفاعت از مرده از سیره مشرکین عرب بوده است و همه میدانیم که مشرکینی مثل ابوجهل و ابولهب و… همگی جزو کفار بودند .

بر این اساس در دیدگاه سلفیت نجدی تمام مسلمینی که معتقد به طلب شفاعت از مرده نزد الله هستند جزو کفار محسوب می شوند. البته باید در نظر داشت که در نظر ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر به عنوان پرچمداران سلفیت نوع دوم طلب شفاعت از مرده هرگز شرک نبوده و شخص را جزو کفارمشرک قرار نمی دهد اما سلفیت نوع سوم نجدی شرک اکبر بودن طلب شفاعت از مرده نزد الله و کافر بودن انجام دهنده ی آن را پذیرفته است.