تکفیر طالبان توسط ابومحمد مقدسی قبل از دوله

تکفیر طالبان توسط ابومحمد مقدسی قبل از دوله

به قلم : ابوبکر الخراسانی

اگر می بینید که برادران دوله واضح و آشکارا و بدون پرده اقدام به تکفیر طالبان کرده اند  به دلیل زمینه های قبلی است که امثال ابومحمد مقدسی فراهم کرده اند .

ابومحمد مقدسی در مورد طالبان می گوید :

أما بالنسبة لأوضاع أفغانستان والهجرة إليها على وجه الخصوص فالأمور لا تزال غير متضحة عندي وإن كان أكثر إخواننا الذين سافروا إلى هناك يثنون على الأوضاع الدينية الداخلية هناك ويرون أن هذه الفترة هي أحسن ما مرت به أفغانستان على المستوى الداخلي ويذكرون أن الطالبان جادون ويسددون ويقاربون في محاربة الشرك والنهي عن عبادة القبور هذا ما ينقله لنا بعض إخواننا الثقات هناك وهم مصدقون لدينا ونحن نذكره لك؛ مع تحفظنا بل وإنكارنا على سياسات وعلاقات الطالبان الخارجية المتناقضة من التكالب على مقعد في الأمم المتحدة الكافرة والحرص على خطب ود واعتراف الدول الطاغوتية فيما يسمى بالعالم الإسلامي والعربي والتي لا تمت إلى الإسلام بصلة وكان الأولى بالطلبة أن لا يعترفوا هم أصلا بهذه الدول؛ فضلا عن أن ينتظروا اعتراف تلك الدول الطاغوتية بهم، فإن العزة لله ولرسوله وللمؤمنين ولكن المنافقين لا يعلمون، والإسلام يعلو ولا یعلی…». |

«اما به نسبت اوضاع افغانستان و به طور خاص هجرت به سوی آن، هنوز هم امور آن نزد من غير واضح می باشد، اگر چه هم بیشتر برادرانمان که به آنجا سفر کرده اند بر اوضاع دینی داخلی آنجا ثنا گفته اند و معتقداند که این دوره بنا بر مستوای داخلی اش بهترین دوره ای بوده که بر افغانستان گذشته و ذکر کرده اند که طالبان در جنگیدن با شرک و نهی از عبادت قبور جدی و مصمم و مواظب هستند، این چیزی است که بعضی از برادران مورد اعتمادمان از آنجا برای ما نقل کرده اند و آنان نزد ما مورد تصديق هستند و ما برایت ذکر می کنیم: همراه با تذکر ما بلکه انکار ما بر سیاست ها و روابط خارجی متناقض طالبان از پیوستن به یک کرسی در امم متحدہ کافر و حرصش بر خطبه های دوستانه و اعتراف به دولت های طاغوتی در آنچه که به عالم اسلامی و عربی می نامد که ربطی به اسلام ندارند، در حالی که طلبه ها اصلا نباید به این دولت ها اعتراف کنند چه برسد به اینکه منتظر باشند تا آن دولت های طاغوتی به آنان اعتراف کنند. برای اینکه عزت برای الله و رسولش و مومنان است ولی منافقان نمی دانند و اسلام بالا است چیزی بر او بالا قرار نمی گیرد…».

ابومحمد مقدسی با این تفکرات خشک و انعطاف ناپذیر مذهب سلفیت خاص نجدیت به صراحت طالبان را مدافع شرک و عبادت قبور و مدافع امم ملحده و حکومتهای طاغوتی و مرتد و منافق و… می نامد .

در اینجا برادران دوله در بیان و عمل به سلفیت خاص نجدیت از صداقت بیشتری نسبت به ابومحمد مقدسی برخوردارند ، چون ابومحمد مقدسی در لفافه طالبان را تکفیر می کند و دوله واضح و آشکار و جالب است بدانید که با این وجود ابومحمد مقدسی نیز بهتر از ابوقتاده فلسطینی است .

ابوقتاده فلسطینی با همان تفکرات به مدح و ثنای طالبان می پردازد همچنانکه قبلا به مدح و ثنای موقتی بسیاری از جماعتها پرداخت و زمانی که وقتش رسید نقاب خود را کنار زده و اقدام به تبدیع و تفسیق و حتی تکفیر آنها نمود.

پس به تعریف و تمجیدهای این سلفیون نجدی هیچ اعتمادی نباید کرد .

علمای سوء و سلفیون مسخ شده ی آل سعود پاسخ دهند : ما خوارجیم یا شما مزدور؟

علمای سوء و سلفیون مسخ شده ی آل سعود پاسخ دهند : ما خوارجیم یا شما مزدور؟

به قلم : عبدالله مسلم

می دانیم خوارج دارای باورهای خاص خودشان هستند که هرگز نمی توان آنها در منهج جهادی ما پیدا کرد. حتی یک مورد از عقاید خوارج هم در میان برادران و خواهران ما پیدا نمی شود و کاملا مشخص است که ما در برابر کفار سکولار و اشغالگر جهانی و طاغوتهای محلی و مزدوران آنها ایستاده ایم .

در برابر، علمای سوء و درباری متعلق به آل سعود با شبکه های ماهواره ای چون نور و کلمه و وصال و … به همراه گروههای متفرق و رنگارنگ مسلح آنها که به شیوه های متفاوتی ادعای دموکراسی خواهی و لیبرالیسم سکولاریستی دارند و با شعاری شبه اسلامی در خدمت اهداف سکولاریستی قرار گرفته اند ، آشکارا در کنار کفار اشغالگر خارجی و طاغوتهای محلی در برابر قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی و مسلمین قرار گرفته اند .

  البته این یکی سنتهای الله تعالی است که مجاهدین مخلص در برابر این منافقین و مزدوران باید آزمایش شوند و سابقه ای طولانی در تاریخ مسلمین دارد هر اندازه ی که مردمان پاک و با عقیده ی راسخ در دنیا وجود داشته باشند، مردمان رجس و پلید هم بخاطر مقابله با آنها ظهور میکنند و بخاطر عدم نفوذ و بدنام ساختن آنها، از  روش های گوناگون استفاده می کنند. تهمت های که بالای ما بسته می شود همچو تهمت را به بالای حق پرستان در زمان سابق هم می بستند.

به عنوان مثال  در زمان جهاد علیه ایتالیا، عمر مختار را علمای درباری و سوء آن زمان خوارج خطاب می کردند. و ما را هم باوجود جنگیکه  با آمریکا و ناتو و تمام متحدینش دنیا میکنیم، خوارج خطاب می کنند. خوارج ما را بخاطری خطاب می کنند، که به اصطلاح و نزد آنها از قانون و قدرت آمریکا و نوکرانش خارج شده ایم. خوارج ما را بخاطری خطاب می کنند که مردم از ما متنفر شوند. خوارج ما را بخاطری می گویند که ما تنها قانون شریعت الله را می خواهیم .  بخاطر هستیم که ما مخالف تمام قوانین غیر شرعی هستیم. خوارج بخاطری هستیم که قانون شریعت الله را تطبیق می دهیم و تنها حکومت اسلامی می خواهیم نه حکومت کفری دموکراسی.  

مخالفت اردوغان خلیفه ی سکولار زده ها و دموکراسی خواهان با تبدیل شدن دوباره ی ایاصوفیه به مسجد

مخالفت اردوغان خلیفه ی سکولار زده ها و دموکراسی خواهان با تبدیل شدن دوباره ی ایاصوفیه به مسجد

به قلم : کارزان شکاک

زمانی که سرزمین فعلی ترکیه توسط مسلمین فتح گردید و شهر  اسلام بول (استامبول) بنا گردید به تدریج مردمان آن دیار مسلمان شدند و همچون سایر سرزمینهای آزاد شده معابد و کلیساهای آنها تبدیل به مسجد گردید . مسجدی که  همان تازه مسلمانان در آن به عبادت می پرداختند .

ایاصوفیه یکی از این کلیساهائی بود که تبدیل به مسجد شد اما با روی کار آمدن سکولاریستها و دموکراسی خواهان در ترکیه این مسجد تبدیل به موزه گردید .

حالا که افکار عمومی و مسلمین آن دیار خواهان تبدیل شدن مجدد این مکان به مسجد هستند اردوغان سکولار با آن مخالفت می کند . حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ

سکولاریسم یک دیکتاتوری به تمام معناست و دموکراسی خواهان در برابر قانون شریعت الله سرسخت ترین دشمنان هستند . حالا یکی مثل چین و روسیه و اتحادیه اروپا و … به صراحت در برابر قانون شریعت و حکومتهای اسلامی ایستاده اند و دیگری مثل اردوغان و جبهه منتسب به اهل سنت و گروههای مسلح بلوچ و شبکه های ماهواره ای مثل کلمه و نور و … به سبک منافقین و سکولار زده ها با ریاکاری و دروغپردازی و حقه بازی همان هدف را دنبال می کنند .

سلفیت خاص نجدیت اکثریت مطلق مسلمین را مشرک و خارج از اسلامی می دانند

سلفیت خاص نجدیت اکثریت مطلق مسلمین را مشرک و خارج از اسلامی می دانند

کاتب : ابوبکر الخراسانی

سلیمان بن سحمان که پیروان سلفیت خاص نجدیت از او به عنوان امام یاد می کنند در پاسخ به سوالی اکثریت ساکنان جزیره العرب را خارج از اسلام می داند و به راحتی تکفیرشان می کند .  

سوال :

با کسی که ظاهرش اسلام است چه معامله ای میشود؟ و کسی که ظاهرش نه اسلام است و نه کفر بلکه جاهل هست؟ و کسی که ظاهرش گناهان کمتر از کفر است؟ و  چه کسی از آنها ذبیحه اش مباح است؟و چه کسی از آنها ذبیحه اش مباح نیست؟و اندازه واجب در اسلام برای مباح قرار دادن ذبیحه چیست؟

جواب؛

“اینکه آنهایی که در جزیرة العرب هستند از همگی آنها نمیدانیم که بر چه اعتقادی هستند بلکه ظاهرا این است که اکثرشان بر اسلام نیستند، پس بر کفر همگی شان حکم نمیکنیم بخاطر احتمال اینکه در انها مسلمانی وجود داشته باشد.”[۱]

این واقعیت سلفیت خاص نجدیت در برخورد با مسلمین است.  سلفیت خاص نجدیت واقعا اکثریت مسلمین (غیر از همفکران) خودشان را مشرک و خارج از دایره ی اسلامی میداند . به همین دلیل است ابتدا شیعیان را مشرک خواندند و بعد صوفی ها را و بعد هر کسی که توحید را مثل خودشان نفهمیده باشد و تفسیری مثل آنها از توحید نداشته باشد را مشرک و طبعا خارج از دایره ی  اسلام  می دانند و تنها خودشان را اهل توحید و مسلمان قلمداد می کنند .

به همین دلیل هر جا در فضای مجازی دیدی که گفتن فلان برادر یا خواهر اهل توحید است یعنی دیگران اهل توحید نیستند بلکه مشرک و غیر مسلمان هستند اما جرئت ندارند به این صراحت افکار خود را بیان کنند .


[۱] الدرر السنیه؛ ۱۰/۴۶۹،۴۷۰

شبکه ی ماهواره ای کلمه و دشمنی آشکار با منهج اهل سنت و حکم آن در سلفیتی که به آن دعوت می دهد

شبکه ی ماهواره ای کلمه و دشمنی آشکار با منهج اهل سنت و  حکم آن در سلفیتی که به آن دعوت می دهد

به قلم : عبدالباسط بستکی

معیاری که شبکه های ماهواره ای کلمه و نور و امثالهم در برخورد با اهل سنت برای خود انتخاب کرده اند این است که اهل سنت را به خاطر مخالفت با حکومت شیعه مذهب ایران با کفار و مرتدین و عقیده ی کفری سکولاریسم و دموکراسی سازگار کنند و اهل سنت را برای پذیرش ارتداد و حکومتهای ارتدادی و کفری آماده کنند .

این شبکه ها با آنکه مبلغ نوعی از سلفیت خاص نجدیت و درباری آل سعود هستند اما در تضاد با آنچه که به آن اعتقاد دارند حرکت می کنند. چون تمام اهل سنت و تمام سلفی های نجدی و حتی درباری آل سعود فتوا داده اند که هر کسی به سکولاریسم و دموکراسی اعتقاد داشته باشد یا برای آن دعوت کند کافر و مرتد است.

شيخ ابن باز از بزرگترین علمای سلفیت خاص نجدی در كتاب (موقف المؤمن من الفتن) در صفحه ي (۱۵-۱۶) مي گوید ‌: ومعلوم أن حزب البعث و الشيوعية وجميع النحل الملحدة المنابذة للإسلام-كالعلمانية وغيرها-كلما ضد الإسلام، وأهلها أكفر من اليهود والنصارى،لأن اليهود والنصارى تباح ذبائحهم وتباح طعامهم ونسائهم المحصنات، والملاحدة لا يحل طعامهم ولا نسائهم، وهكذا عباد الأوثان من جنسهم لا تباح نسائهم، ولا يباح طعامهم.

فكل ملحد لا يؤمن بالإسلام هو شر من اليهود والنصارى فالبعثيون والعلمانيون الذين ينبذون الإسلام وراء الظهر و يريدون غير الإسلام، وهكذا من يسمون ب:(الشيوعيين)، ويسمون ب:(الإشتراكيين) كل النحل الملحدة التي لا تؤمن بالله ، ولا باليوم الآخر يكون كفرهم وشرهم أكفر من اليهود والنصارى.اه.

يعني : چيزمعلومي است كه حزب بعث ( سكولار سوسياليست ملي گرا ) و سوسياليسم و تمام آن جماعتهاي بي ايماني كه از اسلام دست كشيده اند و آنرا پشت گوش انداخته اند  – همچون سكولاريسم و غيره – همگي اينها برعليه حكم اسلامند ، و كساني كه داراي اينگونه افكار باشند از يهودي ها و مسيحي ها كافرترند ، زيرا حيوان ذبح شده و خواكيها و دختران و زنان پاكدامن آنان براي مسلمين حلال هستند ، اما بي ايمانان ملحد ( مانند سكولاريستها و سوسياليستها  و… )  ذبح آنان و دختران و زنانشان حلال نيست و به همان شيوه بت پرستان نيز از زمره ي اين ملحدين  به شمار مي روند و خوردن حيوان ذبح شده ي آنان و گرفتن همسر از آنان حلال نيست .

پس تمام ملحديني كه به قانون اسلام ايمان ندارند از يهود و مسيحيان بدترند ، بعثيها ( سكولار سوسياليستها ) و سكولاريستها كه اسلام را پشت گوش انداخته اند و همچنين آنهايي كه به آنها گفته مي شود : كمونيستها و سوسياليستها وتمام آن جماعتهاي بي ايماني كه به خداوند و روز قيامت ايمان ندارند كفر و شرشان از يهوديان و مسيحيان بيشتر است .

دكتر صالح فوزان یکی دیگر از علمای بزرگ سلفیت خاص نجدیت که هنوز در قید حیات است در كتاب (عقیدةالتوحید) در صفحه (۱۲۶) مي گوید :

 الإنتماء إلى المذهب الإلحادية كالشيوعية، والعلمانية، والرأسمالية، وغيرها من مذاهب الكفر، ردة عن دين الإسلام، فإن كان المنتمي إلى تلك المذاهب يدعى الإسلام، فهذا من النفاق الأكبر…)

يعني : هواداري و پشتيباني كردن از برنامه هاي بي ايمانان هچون  سوسياليسم ، و سكولاريسم ، و سرمايه داري ، و غير از اينها از ديگر برنامه و مذاهب كفري ، مرتد شدن ازدين اسلام است ؛ حالا اگر كسي كه خود را در رديف اين برنامه ها قرار داده باشد و ادعاي مسلمان بودن هم داشته باشد ، پس اين از نفاق اكبر مي باشد …. ( يعني : نفاقي كه با آن از اسلام خارج شده و مرتد مي گردد )

و همچنين در كتاب (دروس في شرح نواقض الإسلام) در صفحه ي (۳۳) از دكتر فوزان اينگونه سوالي شده است : نسمع في هذا العصر دعوى العلمانية وهي فصل الدين عن الدولة فهل أصحاب هؤلاء مرتدون؟

يعني : در اين عصر دعوت به سوي سكولاريسم را مي شنويم كه عبارت است از جدا نمودن دين از دولت ، آيا اينگونه افراد مرتد هستند ؟

ايشان هم در جواب مي فرمايند : لا شك أن أصحاب المذاهب المعاصرة الإلحادية مرتدون مثل:العلمانية،والحداثية، والقومية، والشيوعية لأنها مخالفة الإسلام.

يعني :هيچ شكي وجود ندارد كه صاحبان اين افكار و مذاهب الحادي  معاصر مرتد هستند مانند : سكولاريسم ، و ليبراليسم، و ناسيوناليسم، و سوسياليسم؛ چون اين برنامه ها برخلاف اسلام هستند .

برادر و خواهر گرامی حالا که واقعیت شبکه هائی چون کلمه و حکم آنها را فهمیدی پس مواظب ایمان خودت باش و هوشیار باش که این شبکه ها شما را آرام آرام به سوی کفر و ارتداد نکشانند .عمربن الخطاب رضی الله عنه  می گوید: ما مسلمانان امتی هستیم که اللهﷻ ما را به وسیله اسلام عزت بخشیده پس وقتی که عزت را در غیر از اسلام جستجو کنیم، الله ما را ذلیل خواهد کرد.

پس شک نداشته باشید اگر در مسیر کفر و ارتداد سکولاریسم و دموکراسی قدم برداریم یا حتی در دل نیتش را داشته باشیم طبق مذهب امام شافعی رحمه الله همین نیت هم ما را از دایره ی اسلام خارج می کند و دست خالی و ضررمند نزد الله تعالی بر می گردیم هر چند که سایر عبادتها را نیز به صورت کامل انجام داده باشیم .

عبدالرزاق مهدی عالم گروه فتاحی و بنای خلافت اسلامی توسط حکومت سکولار و مرتد ترکیه!

عبدالرزاق مهدی عالم گروه فتاحی و بنای خلافت اسلامی توسط حکومت سکولار و مرتد ترکیه!

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

لا حول ولا قوة إلا بالله !

معاذ الله که خلافت اسلامی توسط این  سکولاریستها(= مشرکین) برپا شود؛ کسی که بخواهد خلافت اسلامی را برپا کند از قوانین دین سکولاریسم پیروی نمی کند، و قوانین شریعت الله را کنار نمی زند، و با مجاهدین شریعت گرا در کنار کفار نمی جنگد، و در داخل سرزمینش به هم جنس بازها آزادی قانونی نمی دهد، و ربا و شراب خوری و قمار و زنا را حلال نمی کند، و از اجرا شدن حدود الله تعالی ممانعت نمی کند و…

آیا تحالف با کفار سکولار( = مشرک) بر علیه مسلمین و انجام دادن کفریات به بهانه ی قدرت غرب جایز است؟ آیا حسن ظن به ارتش سکولاری که برای دشمنی با قانون شریعت الله درست شده و در راستای اهداف کفار می جنگند از موانع تکفیر است ؟  آیا سر دادن شعار جهاد و تکبیر گفتن باز از موانع تکفیر ارتش سکولاری است که در حال قتل عام مجاهدین در افغانستان و سومالی  و یمن و سوریه و غیره است ؟ البته این هم در نظر بگیریم که تمام ارتشهای طواغیت عرب در مواقع نیاز و جهت استحمار مسلمین این شعارها را سر می دهند .

ارتش ترکیه ارتشی سکولار و مرتدی است که با دین الله و قانون شریعت الله در صف کفار اصلی بر علیه مسلمین حال جنگ است،  پس اگر شب و روز  از این شعارات سر دهد برایش فایده ای ندارد .  چون ارتداد شخص تنها با قلب و زبان صورت نمی گیرد بلکه گاه از طریق فعلی انجام می شود که شخص آگاهانه، عمدا و به میل خودش مرتکب شده است  که یکی از مهمترین افعال پشتیبانی و مظاهرة از کفار بر علیه مسلمین است که ترکیه علاوه بر سکولار بودنش در ارتش ناتو بر علیه مسلمین فعال است .

حتی گروهک فتاحی این را نیز باید بدانید زمانی که از امارت اسلامی طالبان صحبت می کنید و گاه به تمجید ریاکارانه ی  آن در فضاهای مجازی خود می پردازید هم اکنون طالبان در افغانستان با نیروهای سکولار ترکیه و ارتش ناتو در حال جنگ است و روزانه ناتو به همراه آمریکا و سایر مزدوران محلی از زنان و کودکان و پیران وجوانان و مجاهدین افغان قربانی می گرد . پس کدامیک از تناقضات خود را می پذیرید ؟! آیا مزدوری برای ناتو با طرفداری از مسلمین و طالبان با هم می گنجد؟

ای دعوتگران اتقوا الله و دین مردم را با باطل قاطی و مخلوط نکنید و باطل را در جای حق و حق را باطل نشان ندهید و سببی نشوید برای فتنه ی مردم . والله المستعان

با ما با زبان صاف و ساده ی قانون شریعت الله و صادقانه صحبت کنید نه با ادبیات ریاکارانه و چند پهلوی مزدوران طواغیت و سلفیهای درباری آل سعود و اخوان المفلسین (شاخه ی انحرافی جریان اخوان المسلمین )  

بازی ابومحمد مقدسی و با کلمه ی حقِ « التوحيد أولا ودائما» در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله

بازی ابومحمد مقدسی و با کلمه ی حقِ « التوحيد أولا ودائما» در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله  

به قلم: مسعود سنه ای

چنانچه می دانیم در ادبیات فقهی زمانی که از فرض  صحبت می شود منظور تکالیف عملی و ظاهری است که الله تعالی واضح و روشن آن را تعیین نموده و بر بندگانش واجب کرده است و مسلمان را وادار می شود آنها را انجام دهد .

زمانی هم که در منابع فقهی ائمه و علمای پس از آنها بابی تحت عنوان « كتابُ الْفَرضِ» دیده می شود منظور بخش یا كتابى است كه در آن نمازهاى واجب و ساير فرايض در زمانهاى معينى ذكر شده باشد .

در این صورت زمانی که از فرایض یا واجبات صحبت می شود فرض بر ای است که در مورد یک مسلمان صحبت می شود که با تکالیفی را انجام دهد نه در مورد کفار یهودی و نصرانی و مشرک و مجوس و صابئین .

 و زمانی که یک عالم میان فرایض اولویت بندی می کند  این کار را برای مسلمانی انجام می دهد که از مرحله ی شهادتین و توحید و اسلام حکمی گذشته و  وارد دایره ی اسلام و مسلمین شده است که بعد از این اقرار و «اسلام مجمل» باید فرایضی را انجام دهد .

پس زمانی که شیخ عبدالله عزام تقبله الله می گوید که در این زمانی که کفار سکولار جهانی سرزمینهای مسلمین را اشغال کرده اند و مزدوران خود را حاکم کرده اند مهمترین فرض عین جهاد فی سبیل الله برای اخراج این اشغالگران و تشکیل حکومتی اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله است، در واقع این فتوا را برای شخصی به کار برده است که قبلا شهادتین را بر زبان رانده و ما آن را اهل توحید می دانیم هر چند ضمن داشتن عذرهای معتبر شرعی دارای اشتباهات عقیدتی و عملی هم باشد که – طبق ضوابط تکفیر اهل قبله – منجر به ارتداد و خروج وی از دایره ی اسلام نشده باشد .

در این صورت کید و شبهه ی ابومحمد مقدسی و سلفیت خاص نجدیت بسیار ضعیف و سست است به شرطی که شخص به الفای فقه اسلامی آشنا باشد .

ابومحمد مقدسی فرض را بر این گذاشته است که مخاطبین فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله مشرکینی هستند که هنوز وارد اسلام نشده اند، یا اینکه دکتر عبدالله عزام تقبله الله مسلمین و مشرکین را به یکسان مورد خطاب قرار داده است؛ در حالی که این حیله و اشتباه محضی است که تنها سلفیت خاص نجدیت مرتکبش می شود . 

هر جا در قرآن و سنت صحیح و رای ائمه ی اربعه و خیرالقرون و حتی سلفیت نوع دوم ابن تیمیه و ابن قیم  از عبارت مشرک و مشرکین استفاده شده است منظور دسته ای بدترین کفار هستند که نه طعام آنها خورده می شود و نه با زنانشان ازدواج می شود و نه از آنها جزیه قبول می شود ، اما سلفیت خاص نجدیت به راحتی مسلمین دارای عذرهای شرعی معتبر را مشرک خطاب می کند .

به همین دلیل ابومحمد مقدسی در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله مبنی بر اینکه «الدفاع عن أراضي المسلمين أهم فروض الأعيان» دفاع از سرزمینهای مسلمین مهمترین فرض عین است، موزیانه مساله ی توحید را پیش می کشد که انگار همه مشرک هستند الا خودش و همفکران محدودش، و با  کلمه ی« التوحيد أولا ودائما » سعی در خنثی کردن فتوای شیخ عبدالله عزام تقبله الله آنهم با ادبیاتی شبه جهادی دارد .

کلمه ای که باید در مورد آن گفت : کلمة حق یراد بها الباطل . یعنی  کلمه حقی است که اراده باطل از آن دارند .  اینها با این جمله ی حق سه اراده و کار باطل انجام می دهند:

ادامه خواندن بازی ابومحمد مقدسی و با کلمه ی حقِ « التوحيد أولا ودائما» در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله

جهل ابومحمد مقدسی به اسلام ابزاری جهت ترور شخصیتی شیخ عبدالله عزام تقبله الله

جهل ابومحمد مقدسی به اسلام ابزاری جهت ترور شخصیتی شیخ عبدالله عزام تقبله الله

ارائه دهنده:  ابوعبدالله جاف جوانرو

زمانی که ابومحمد مقدسی شیخ عبدالله عزام را مدافع قبر پرستان و دموکراسی پرستان و مشرکین معرفی می کند در واقع با ادبیات سلفیت خاص نجدیت در حال حمله بر منهج اهل سنت است . ادبیاتی که با برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین و با برهم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان  صف بین دوست و دشمن، مسلمان و غیر مسلمان را بر هم ریخته و آشکارا مسلمین را به مسلمین مشغول نموده که این تفرق و جنگ داخلی و مسلمان کشی خدمت واضح و آشکاری به دشمنان مسلمین بوده است .

ابومحمد مقدسی می گوید که شیخ عبدالله عزام مدافع مشرکین بوده و از دعوت به توحید جلوگیری کرده است و در برابر دعوت به توحید سد بوده است . اما با یک بررسی کوتاه لازم است بدانیم که این شخص بسیار از حقیقت اسلام و منهج اسلامی دور است .

” الله جل جلاله می فرماید :  وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏ (نحل/۳۶)، ما در ميان هر ملّتی پيغمبری را فرستاده‌ايم (و محتوای دعوت همه‌ی پيغمبران اين بوده است)كه خدا را بپرستيد و از طاغوت دوری كنيد.

مسلم و بخاری هم روایت کرده اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است که: ما پیامبران فرزندان یک خانواده ایم، دین همه ی ما یکی است.[۱]

یعنی نقطه مشترک تمام پیامبران  «لا اله الا الله» است . برای همین بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به اهل کتاب همین دو نقطه ی مشترک را جهت وحدت بیان می کند و می فرماید: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران/۶۴) بگو : ای اهل کتاب ! بیائید به سوی سخن دادگرانه‌ای که میان ما و شما مشترک است ( و همه آن را بر زبان می‌رانیم ، بیائید بدان عمل کنیم ، و آن این ) که جز خداوند یگانه را نپرستیم ، و چیزی را شریک او نکنیم ، و برخی از ما برخی دیگر را ، به جای خداوند یگانه ، به خدائی نپذیرد . پس هرگاه ( از این دعوت ) سر بر تابند ، بگوئید : گواه باشید که ما مسلمان هستیم .‏

کفر به طاغوت و ایمان به الله یا همان «لا اله الا الله» طرح و نقشه ای ثابت، اصل دین اسلام در طول تاریخ بشریت و خطوط کلی بوده که روح مطلب دین اسلام و رسالت همه ی پیامبران را تشکیل داده، و هیچ پیامبری با دیگری در این طرح کلی اختلاف نداشته است، اما متناسب با وسعتی که انسانها داشته اند یا طبق حکمت الهی، امورعبادی جزئی و فروع عملی که مردم بایستی بعد از کفر به طاغوت انجام می دادند با همدیگر در مواردی فرق داشته؛ یعنی مال پیامبری با پیامبر دیگر فرق داشته که از آن به اختلاف در شرایع یا اختلاف در شریعتها یاد شده است. وقتی می گوییم یهود و نصارا، این ها شریعت های منحرفی از اسلام هستند و دین آن ها همان دین اسلام است اما، شریعت های آنان با هم فرق دارد و الان منحرف شده اند منظور همین است.

یعنی نقطه ی مشترک تمامی پیامبران کفر به طاغوت و عبادت الله «لا اله الا الله» است آن هم بدون شریک که به آن «اسلام عام» هم گفته اند، هرچند احکام شرعی و روش‌های مختلفی داشته‌اند. همان‌گونه که الله جل جلاله می‌فرماید: لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا (مائده/۴۸)، برای هر ملّتی از شما راهی و برنامه‌ای قرار داده‌ايم. شرعه و منهاج همین است.

در این صورت قالب کلی دین اسلام و توحید همان است که قبلاً بوده، ثابت و بدون تغییر. اما محتوای بخش دوم آن، یعنی اعمال عبادی جزئی انسان، تا به پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم رسیده دچار تغییراتی شده است، و از زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم تا قیامت این جزئیات هم ثابت می مانند.

 الله متعال تکمیل این بخش از شریعت را در قالب تکمیل شریعت دین اسلام بیان کرده و می فرماید: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا … (مائده/۵-۳)، نعمت خود را بر شما تكميل کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما برگزيدم. اینجاست که قسمت شریعت آن تکمیل می شود و به این اسلام می گویند : اسلام خاص .

حالا، اگر یک کافر مشرک(سکولار) یا یهودی یا نصرانی یا مجوس یا صابئی بگوید من الله را قبول دارم و می خواهم مسلمان شوم بایدچکار کنم؟ باید به زبان ساده به او بگویید: می توانی که از هرآنچه مربوط به دین سکولاریسم و مخالف با شریعت الله است دست بکشی و بعد خودت را تسلیم قانون شریعت الله کنی؟ اگر گفت: بله و قبول کرد، تمام است. همین تسلیم شدن کافی است و این شخص مسلمان است. که علما به آن گفته اند «اسلام حکمی» و همین برای دنیا کافی است حالا شخصی مومن بوده و اسلام حقیقی داشته یا منافق بوده و ریا کرده، تشخیص این بخش به قیامت و الله بر می گردد .

بله، به همین سادگی شخص با «اسلام حکمی» وارد دایره ی اسلام می شود. ابتدا هر آنچه غیرالله باشد را رد کند، و بعد همه چیز زندگی اش را به حکم و فرمان الله بسپارد. حالا مهم نیست که همه ی آنچه غیر الله یا طاغوت است را بشناسد و بر همه ی طاغوتها آشنائی داشته باشد یا نه. و مهم هم نیست که بر همه ی حکم و فرمانهای الله که باید در عبادت هایش از آن استفاده کند آشنائی دارد یا نه؛ مهم این است که قبول کرده هرچه طاغوت است و مخالفت با حکم الله دارد را رد نموده و آن را انکارکرده و زیر پایش گذاشته و در عوض تسلیم حکم و قانون الله شده است. چون کسانی مثل سمیه و یاسر و امثالهم، که جزء سابقون الاولون بودند و اجر و پاداش آن ها بسیار بیشتر از کسانی بود که بعداً ایمان آوردند، زمانی شهید شدند یا وفات کردند که اکثر قوانین اجرائی حکومتی شریعت الله نازل نشده بودند.

حالا، اگر کسانی تصور کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم هرکسی را که می آمد مسلمان شود و می خواست ایمان بیاورد را می نشاند و این مسلمان را از زیر و بمهای کفر به طاغوت و ایمان به حکم و قوانین الله، که الان چندین کتاب در مورد این ها مثل زیر و بمهای ذات الله و توحید الوهیت و ربوبیت، اسماء و صفات، حاکمیت، امور مربوط به قبر و رستاخیز، بهشت و جهنم و سایر امور اعتقادی آگاه می کرد، بدون شک کسی که چنین تصوری داشته باشد، در اشتباه فاحشی است.

مسلمین با گرفتن کلیات دین و تسلیم شدن در برابر کلیات اسلام، به صورت تدریجی با مسائل جزئی عقیده و احکام مربوط به آن آشنا می شدند؛ و حتی در این زمینه دچار اشتباهات فاحشی هم می شدند که توسط رسول الله صلی علیه وسلم و پس از آن توسط حکومت اسلامی و شورای حاکم بر آن اصلاح می شدند.

ادامه خواندن جهل ابومحمد مقدسی به اسلام ابزاری جهت ترور شخصیتی شیخ عبدالله عزام تقبله الله

نگرش جدید اردوغان ولی نعمت عالی و فتاحی و توحیدی به احکام شریعت اسلام

 نگرش جدید اردوغان ولی نعمت عالی و فتاحی و توحیدی به احکام شریعت اسلام

کاتب : ابوبکر الخراسانی

اردوغان که چندین سال است بر ترکیه حاکم شده و به عنوان یکی از هم پیمانان امنیتی رژیم صهیونیستی و عضو فعال ناتو  جنایات متعددی نسبت به مسلمین افغانستان و سومالی و سوریه و عراق و لیبی و… مرتکب شده است. این شخص مجرم  در تازه ترین اظهارات خود به صراحت می گوید : اسلام نیاز به هماهنگ شدن با امروز را دارد و امکان ندارد احکام اسلام ۱۴-  15 قرن گذشته را امروز اجراء کرد و تطبیق داد . آیا شکی در کفر و ارتداد کسی باقی می ماند که بگوید احکام اسلام برای این زمان به درد نمی خورد و متعلق به زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و شرایط آن زمان اعراب مکه و مدینه است ؟!

به نظر شما اردوغان چه احکامی غیر از قوانین دین سکولاریسم را تطبیق داده است ؟

  •  اردوغان در این مدت توانست فاحشه گری را قانونی کند در حالی که قبلا قانونی نبود و همینجوری انجام میشد
  • اردوغان به حقوق هم جنس بازها اقرار کرده و… در حالی که نزد ترکهای سکولار قبل از او مثل آتاتورک و غیره حتی تصور گفتن چنین سخنی هم  نمی رفت چه رسد به اینکه آن را قانونی کنند و..
  • اردوغان آشکارا با رژیم صهیونیستی پیمان امنیتی بسته و آشکارا مسلمین را در افغانستان و سومالی و سوریه و عراق و … قتل عام می کند و تصمیمات ناتو را بر علیه مسلمین اجرا می کند
  • اردوغان پایگاه انجرلیک را برای مسلمان کشی در اختیار آمریکا قرار داده
  • و…   

این همان اردوغانی است که اخوان المفلسین (شاخه ی انحرافی اخوان المسلمین) و ساحرانی چون ابوبصیر طرطوسی و عبدالرزاق مهدی و قرضاوی و  امثالهم قصد دارند او را به عنوان یکی از رهبران اسلامی!! مسلمین معرفی کنند و حتی فتوای جنگ در کنار ارتش ترکیه را صادر کرده اند که در واقع فتوای جنگ در کنارارتش ناتو بر علیه مسلمین صادر شده است .

این همان اردوغانی است که امثال عبدالحمید عالی و مسعود توحیدی و دارودسته ی جولانی و گروه چند نفره ی فتاحی به آن دل بسته اند و زندگی و امنیت خود و خانواده هایشان را به چنین دجالی سپرده اند؛ و در پناه چنین مجرمی همچون سایر علمای ساکن در دارالکفرها و دارالحربها به تبلیغ بر علیه مسلمین و ایجاد تفرق بیشتر و آشوب طلبی در میان مسلمین مشغول هستند . اینها بخشی از ستون پنجم ارتش ناتو در میان مسلمین و مجریان جنگ روانی ناتو بر علیه مسلمین هستند .

عملکرد یکسان سلفیت خاص نجدیت و فاش نمودن نقش ابومحمد مقدسی در زمان شیخ عبدالله عزام تقبله الله به عنوان یک عبرت (قسمت دوم)

عملکرد یکسان سلفیت خاص نجدیت و فاش نمودن نقش ابومحمد مقدسی در زمان شیخ عبدالله عزام تقبله الله به عنوان یک عبرت (قسمت دوم)

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

ابومحمد مقدسی که عده ای سابقه ی چند روزه ی او در یکی از اردوگاههای پیشاور را به عنوان سابقه ای شکوهمند برای او به حساب می آورند و به او اجازه می دهند که در امور مجاهدین دخالت و… کند در خاطراتی تحت عنوان «من ذاكرة أفغانستان» به ذکر حقایقی پرداخت که بسیار قابل توجه و تامل است و می تواند برای مجاهدین در شناخت بخشی از سابقه ی این تفکر و برخورد با سلفیت خاص نجدیت درس عبرت بزرگی باشد.

ابومحمد مقدسی بیان می کند قبل از ورود به این پادگان آموزشی عده ای از دوستان گفتند : من نمی توانم وضع حاکم بر این پادگاه را تحمل کنم . منهج طاغی حاکم بر پادگاه منهج اخوان المسلمین بود که خطاهای افغانی ها در نواقض توحید و عقیده ی صحیح نادیده گرفته می شدند، علاوه بر این از صحبت کردن در مورد این خطاها و تبلیغ بر علیه این خطاها و انکار آنها دیگران را نیز منع می کردند  و مانع صحبت کردن در این موارد می شدند . عبدالله عزام تا زمان مرگش از این روش دست نکشید و بر این روش ماند .  ولم يتراجع عنه إلى يوم مقتله.  با این وجود قبل از ورود به افغانستان بر رفتن به پادگان صدی اصرار کردم و این اولین آموزش نظامی من بود .[۱]

 علت خارج شدن او از پادگان صدی که پادگان شیخ عبدالله عزام بود را به این دلایل می داند که بسیار قابل تامل هستند :

  • دکتر عبدالله عزام قبرپرستان و  کسانی که از تمیمه و تعویذ و طلسم استفاده می کردند را مجاهد می نامید .
  • عبدالله عزام بندگان دموکراسی و برادران طواغیت چون ربانی و احمد شاه مسعود و غیره را در میان برادران مجاهد راه می داد.
  • –          شیخ عبدالله عزام مانع انکار شرکیات منتشر شده بین افغانها بود و از ما می خواست در برابر این قبرپرستان و شرکیات آنها سکوت کنیم.[۲] اما من بعد از نماز مغرب و در جلو همه با او در منع انکار شرکیات در میان افغانها با او مناقشه کردم .[۳]
  • در برابر منکرات و امور باطل افغانها سکوت می کرد و حتی به تعریف و تمجید و تزکیه ی آنها می پرداخت با آنکه برادران طواغیت و بندگان دموکراسی بودند.[۴]
  • او موحدین و مشرکین (یعنی افغانها) را یکسان مورد خطاب قرار می داد و همه ی آنها نزدش مجاهد بودند .[۵]  و این ثمره ی  خبیث تاخیر توحید است [۶]
  • در آن زمان در برابر کتاب دکتر عبدالله عزام که جهاد را مهمترین فرض عین معرفی کرده بود دکتر سفر الحوالی به برکات تعلیمات دعوت نجدی توحید را مهمترین فرض عین دانست و…[۷]

 ابومحمد مقدسی بیان می کند که به این دلایل پادگان آموزشی عبدالله عزام را ترک کرده است و می دانیم بعد از این چند روزی که تماما در درگیری با منهج سید قطبی حاکم بر پادگان و شخص عبدالله عزام تقبله الله به عنوان نماینده ی  این منهج می گذرد دیگر خبری از حضور ابومحمد مقدسی در میان مجاهدین نیست.

بعد از این دوره ی چند روزه ی پر تنش کلا زندگی ابومحمد مقدسی صرف این منهج سلفیت خاص نجدیت و مبارزه با منهج اشخاصی چون عبدالله عزام تقبله الله و منهج جهادی سید قطب تقبله الله و سایر مجاهدین اهل سنت حنفی و شافعی و… و جایگزین نمودن تدریجی منهج سلفیت خاص نجدیت می گذرد که در نهایت از کانال ابومصعب زرقاوی به تدریج این منهج قدرت می گیرد تا به الان دوله و دارودسته ی جولانی و امثالهم رسیده است.  

 اینها همان اشخاصی هستند که شیخ عبدالله عزام در حین تفسیر سوره ی  توبه از آنها گله و شکایت داشت و به عنوان یک مانع و آفت از آنها یاد می کرد .

اگر برادران مجاهد ما هم اکنون به تبلیغات براردان دوله بر علیه مجاهدین امارت اسلامی افغانستان و سایر گروههای جهادی مثل القاعده نگاه کنند دقیقا متوجه خواهند شد که فرقی بین اتهامات اینها با اتهامات ابومحمد مقدسی به عبدالله عزام و مردم افغانستان و مجاهدین آن زمان افغان وجود ندارد .

ادامه خواندن عملکرد یکسان سلفیت خاص نجدیت و فاش نمودن نقش ابومحمد مقدسی در زمان شیخ عبدالله عزام تقبله الله به عنوان یک عبرت (قسمت دوم)