به مزدورانی که از سوریه برای قوم بلوچ و ایران پارس می کنند
به قلم: براهندک بلوچ
این روزها شاهد تسلیم مناطق سوریه به دارودسته ی جولانی و ارتش آزاد و مجموعا ۳۹ گروه مختلف مسلح طی معامله ای بین المللی و منطقه ای هستیم.
بشار اسد به روسیه رفت و نخست وزیرش هنوز بر سر کار است و یک جابجایی قدرت در حال انجام است.
در اینجا خسارتمند و بی آبرو کسانی هستند که چند سال است با نام جهاد و تشکیل حکومت اسلامی و اجرای شریعت و غیره و با یدک کشیدن نام مبارک مهاجر و مجاهد نزد فریب خورده های احساسی سروصداهایی برپا کرده بودند اما همه دیدند که مزدورانی بوده اند که دینشان را به دنیا فروخته اند.
هدف جهاد، تمکین شریعت الله است، اما برای همه مشخص شد که دارودسته ی جولانی و اینهایی که خودشان را مهاجر اهل سنت ایرانی در سوریه می دانند به همراه گروههای سکولاری چون ارتش آزاد همه یک هدف دارند: به دست آوردن قدرت و تشکیل حکومتی دموکراسی خواه لیبرال مورد رضایت غرب.
اما اینها بدانند که غرب سکولار و هر کافر دیگری حاضر است اگر قانون شریعت الله را کنار بگذاری و حافظ منافعش باشی، هر میزان زمین که بخواهی به تو کادو بدهند، همچنانکه الان به دارودسته ی جولانی و ارتش سکولار آزاد و … در سوریه داده اند، اما این را هم بدان اگر زره ای شریعت گرایی در سخنان و حرکاتت باقی مانده باشد که مخالف اهداف این اربابانت باشد با نیرنگ و فریب و گرفتن غیرت و ایمانت تو را در همین سرزمینی که به تو داده اند دفن می کنند یا با دیگران مورد معامله قرارت می دهند.
در چنین وضیعتی، یکی از بلوچهای نوکر نوکر نوکر نوکر آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی (این شخص از گروه ملافتاحی است و نوکر جولانی و جولانی هم نوکر ترکیه و ترکیه هم نوکر آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی است) در سخنانی جاهلانه می گوید: “به خدا قسم شما را نمی گذاریم ای ایرانی های خبیث، همانطوریی که برادرانمان را در جمعه خونین شهید کردید حتی تا ایران دنبالتان خواهیم آمد. می آئیم شما را به جهنم می فرستیم.”
جاهل:
بلوچها اصیلترین قوم ایرانی هستند، جهالتت به تاریخ باعث شده که اینگونه ابتدا به قوم خودت بگوئی خبیث بعد به دیگران. آگاهی شما از دین هم همین اندازه ناقص و جاهلانه است.
جمعه ی خونین زاهدان مسببش اصلیش که باعث تحریک جوانان بلوچ شد دروغهای امثال مولوی نقشبندی بود که آبروی ناموس بلوچ را برد و بعد از آنکه از او بر اساس مذهب خودمان از او دلیل خواسته شد از کشور فراری شد و هم اکنون مثل موش فراری شده است
تو فعلا در همان سوریه بمان و نگاه کن که رژیم صهیونیستی تا ۴۰ کیلومتری دمشق پیشروی کرده و ارباب تو جولانی حتی یک بیانیه هم در رد این کار ارتش رژیم صهیونیستی نداده است چه رسد به اینکه بخواهد با اینهمه اسلحه و مهمات و نفراتی که دارد با این کافر وحشی که به شما نزدیک شده است جنگی انجام دهد.
ماهیت تو و میزان غیرت تو و امثال تو همین اندازه است، کفاری چون رژیم صهیونیستی وحشی را رها کنید و از دور برای کشور خودت پارس کنی.
پس خیال نکن که ایرانی ها و بخصوص اهل سنت ایران از ماهیت واقعی شما بی خبر هستند.
حکومت انتقالی سوریه هم بر همان مسیر دموکراسی ادلب نشینها
به قلم: مجاهد مهاجر
امروز جولانی با نخست وزیر بشار اسد که فعلا کشور را اداره می کند و همچنین با محمد البشیر که قبلا ادلب را تحت عنوان «نجات ملی سوریه» اداره می کرد تشکیل دادند.
هدف این نشست تعیین ترتیبات انتقال قدرت و تشکیل دولت جدید سوریه برای مدیریت مرحله انتقالی به محمد البشیر بود.
محمد البشیر برای سالها حکومت محلی ادلب و اطراف آنرا بر عهده داشت، به نظر شما قانون اساسی این حاکمیت چه بود؟ قانون اساسی مورد پذیرش اتحادیه ی عرب که قانونی سکولار و دموکراسی خواه بود یا قانون شریعت الله؟
بله، قانون اتحادیه ی عرب.
آیا این است ثمره ی آنهمه جنگ و خونریزی و کشت و کشتار؟
انتقال از کفر قوانین سکولار- سوسیالیستی حزب بعث سوریه به کفر قوانین سکولار – لیبرال مورد پسند آمریکا و غربیها.
بر همین اساس است که جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا امروز گفت: ما با همه گروه ها در سوريا کار خواهیم کرد.
باید منتظر باشیم امثال ملافتاحی که اینهمه برای شریعت الله و جهاد با صهیونیستها لاف می زدند در این موقعیت چکار خواهند؟ در موقعیتی که نه تنها قوانین شریعت الله پیاده نمی شوند بلکه امروز و دیروز صهیونیستها بخشهایی از خاک سوریه را نیز اشغال کرده اند و رودروی دارودسته ی جولانی و متحدین آن قرار گرفته اند.
البته بعید نیست که با توجیهات غیر شرعی همچنانکه اشعال بخشهایی از سوریه توسط ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه را برای خودشان موجه کرده بودند و به محافظت از آنها می پرداختند اینبار نیز اشغال بخشهایی دیگر از خاک سوریه توسط صهیونیستها را نیز برای خود و پیروان فریب خورده اشان توجیه کنند، همچنانکه حضور اشغالگران آمریکائی را پذیرفته اند.
اسلام آمریکائی – صهیونی جدید همین است.
اسلامی که خروجی آن حفظ منافع و اهداف آمریکا و صهیونیستها در منطقه است.
محمود الحسنات سرباز جنگ روانی اردوغان در حمله ی مسلحانه ی دست پروده های اردوغان به حلب و اطراف آن
به قلم: خالد سیف الله المسلول
هم اکنون که گروههای دست نشانده ی حکومت سکولار ترکیه که در راستای اهداف و برنامه های آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی حملاتی را بر حلب و اطراف آن شروع کرده اند، در بخش جنگ روانی نیز سربازان جنگ روانی آمریکا و ناتو و اسرائیل وارد عمل شده اند.
محمود سلمان جبرئیل الحسنات که اصالتاً اهل غزه است اما زیر پرچم ترکیه و در خاک ترکیه زندگی می کند یکی از خطبای زبان باز مشهور فضای مجازی و یکی از سربازان بخش جنگ روانی جبهه ی همسو با رژیم صهیونیستی است که در بخش جنگ روانی دقیقاً نقشی را بازی می کند که اردوغان سالهاست در حال اجرائی کردن آن است. مکتب دغل بازانه ی اردوغان و اردوغانیسم همین است.
از یکسو در ظاهر خود را حامی مردم فلسطین نشان می دهند، اما در باطن و در عمل در برابر جبهه ی مقاومت اسلامی و تمام کسانی هستند که در کنار مردم مجاهد فلسطین قرار گرفته اند و هر جا نیاز بوده نقاب خود را در حمایت از جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی برداشته اند.
در کلیپی که همزمان با حملات مسلحانه ی گروههای مسلح همسو با آمریکا و ناتو و رژیم صهیوینستی به حلب و اطراف آن از محمود الحسنات نشر شده است، با دقت در سخنان او می توان به وظیفه ی این سرباز جنگ روانی دشمن جبهه ی مقاومت اسلامی پی برد:
۱- محمود الحسنات می گوید: “فرقی بین حاکمیت بر دمشق و نتانیاهو وجود ندارد”؛ در حالی که نتانیاهو قاتل مردم غزه و فلسطین است اما حاکمیت بر دمشق حامی جهاد مردم غزه است و دمشق از پایگاههای اصلی مجاهدین غزه است که در همین ۲۵ آبان ۱۴۰۳ در دمشق، رژیم صهیونیستی ۸ فرمانده ی بزرگ جهاد اسلامی فلسطین را در بمبارانی قتل عام کرد که در میان آنها فرماندهان بزرگی چون عبدالعزیز سعید المیناوی (ابو سعید) و فرمانده رسمی یوسف ابو عیسی (ابو عصام) به شهادت رسیدند.
آیا برای جهاد فلسطین فرقی بین حاکمیت بر دمشق با نتانیاهو وجود ندارد؟
۲- محمود الحسنات می گوید: “نتانیاهو در غزه مسلمین را می کشد و حاکمیت بر دمشق هم در ادلب مسلمین را می کشد پس فرقی بین آنها وجود ندارد”؛ در حالی که مجاهدین غزه بخشی از جبهه ی مقاومت اسلامی هستند که از یمن تا جنوب لبنان و سوریه و عراق و ایران کشیده شده و در برابر جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار دارند و مسلمین توسط این جبهه ی کفار و به خاطر جهاد فی سبیل الله به شهادت می رسند، اما گروههای مسلح موجود در ادلب بخشی از جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی هستند و در برابر جبهه ی مقاومت اسلامی قرار دارند و مسلمین را در راه اهداف این کفار به عنوان سپر انسانی به کار می گیرند.
آیا فرقی بین جهاد فی سبیل الله و جنگ فی سبیل آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود ندارد؟ آیا فرقی بین مجاهدین و مدافعین مسلمین در غزه و قاتلین آنها، با کسانی که با جان و مال و ناموس مسلمین در ادلب و اطراف آن تجارت می کنند و مسلمین را در راه اهداف کفار خرج می کنند وجود ندارد؟
این است محمود الحسنات دست پرورده ی اردوغان.
کارفرمای اصلی امثال محمود الحسنات در «بخش جنگ روانی» و گروههای مسلح ادلب نشین در «بخش جنگ گروم مسلحانه» یکی است، اردوغان و در نهایت رژیم صهیونیستی.
معمای ساده ی کشتار مجاهدین اهل سنت فلسطینی در دمشق و محافظت از ادلب نشینان
به قلم: ابوخالد کُردستانی
امروز ۲۸ آبان ۱۴۰۳ش اعلام شد که در حملات سه روز پیش رژیم صهیونیستی به دمشق به صورت هدفمند هشت عضو سازمان جهاد اسلامی فلسطین از جمله دو رهبر این جماعت جهادی فلسطینی اهل سنت به شهادت رسیدند.
در این خبر دو نکته ی بسیار ظریف وجود دارد:
نیروهای جهادی اهل سنت فلسطین در دمشق و ایران هستند و این مجاهدین راستین اهل سنت چون اسماهیل هنیه و السنوار افسانه ای و غیره دمشق و ایران را حامیان خود می دانند نه ادلب نشینان و مناطق به اصطلاح محرر و آزاد شده ی اطراف آن را.
رژیم صهیونیستی با آنکه دهها فرمانده ی جهادی فلسطینی و غیره را در سوریه ترور و قتل عام کرده است و بارها به کمک متحدینش به یمن نیز حملاتی انجام داده است، با این وجود در عرض این ۱۳ سال گذشته حتی یک حمله هم به دارودسته ی جولانی و گروههای همسو با آن انجام نداده است.
به نظر شما جریان از چه قرار است؟
خیلی ساده است، در سوریه دو جبهه ی حال جنگ هستند:
جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی که بدون شک همگی کافر حربی هستند، اما با سوء استفاده از اختلافات مذهبی شیعی – سنی از رهبران مزدور سنی نما جهت بسیج سنی ها در رسیدن به اهدافشان استفاده ی ابزاری می کنند.
جبهه ی مقاومت اسلامی به رهبری دارالاسلام ایران که از سایر کفار هم بر علیه این کفار اشغالگر خارجی و مزدورانشان استفاده می کند .
دارودسته ی جولانی به عنوان واگنرها و پیاده نظام، در جبهه ی رژیم صهیونیستی و متحدین رژیم صهیونیستی چون آمریکا و ناتو قرار گرفته اند و با آنکه در زبان شعارهایی می دهند اما خنجری غدر کننده هستند بر جهاد اهل سنت فلسطین و جبهه ی مقاومت فلسطین و حتی بر سایر آزادیخواهان اهل سنت سوریه.
به همین دلیل ناتو و آمریکا از کانال حکومت سکولار ترکیه حتی تانکها و نفربرها و نظامیان خود را وارد ادلب و مناطق اطراف آن کرده است و عملاً این منطقه به اشغال آنها در آمده است تا از دارودسته ی جولانی و سایر مزدوانشان که حکم اهرم فشار بر جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین و حکم پیاده نظام آنها را دارند محافظت کنند.
پس بدانید چرا رهبران جهادی اهل سنت فلسطین چون اسماعیل هنیه و السنوار و ابوعبیده و … از ایران و جبهه ی مقاومت تمجید و تعریف می کنند و آنها را حامیان اصلی خود می دانند و بارها برای ا.ا.افغانستان پیام تبریک فرستاده اند و با مسئولین آنها نیز دیدارهایی داشته اند، اما حتی با نصف کلمه در مورد ادلب نشینان تعریفی نکرده اند.
آیا هنوز انسان آگاه و صاحب عقلی وجود دارد که بگوید جنگ در سوریه جنگ بین شیعه و سنی است؟
زمانی که نجدیت به محققی در مورد «گوز» فوق لیسانس می دهد و در میان قوم خود تبدیل می شود به…
به قلم: ابوابراهیم هورامی
یکی از برادران ما در سلیمانیه در مورد یکی از مزدوران بارزانی به نام عبدالطیف سلفی نوشته بود: «لهسایهی حوكمی ئال سعوددا ولهژێر عهبا چلكنهكهی موفتی ئالی سه لولدا و لهم زهمهنی هەتیوى ئوممهتی ئیسلامدا عبدالتیف و عبدالكهریمهكان بهحسی ماجستیرهكهیان لهسهر ئهم بابهته گرنكانهیه ۳۶۷ لاپهره له سهر با لێ بهربونهوه!! لهوهش خۆشتر زۆر به سهراحهت نوسراوه تڕ, ئای تر له ئالی سعود و موفتی ئلی سه سعود دوور لهرووی ئێوه»
یعنی در سایه ی حاکمیت آل سعود و در زیر عبای کثیف مفتی آل سلول و در این دوران یتیمی امت اسلام کسی چون عبدالطیف و عبدالکریمها موضوع فوق لیسانس آنها در مورد این مسائل مهم است:
۳۶۷ صفحه در مورد خروج باد از انسان!! از این جالبتر اینکه بسیار با صراحت نوشته «تر» یا همان گوز، ای دور از روی شما، گوز برای آل سعود و مفتی آل سعود.
اما نکته ای که باید در مورد این اشخاص متخصص در مورد «گوز» و مسائلی از این دست دقت کرد اینکه: اینها در این تخصصی که گرفته اند وارد بحث نمی شوند و تنها به این تخصصی که دارند بسنده نمی کنند بلکه وارد مسائل مهم حکومتی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و غیره می شوند و خود را در این دوران غربت و با پشتوانه ی حکومتهای فاسد و ظالم، صاحب رای می دانند. مصیبت اینجاست.
ما با علمایانی طرفیم که در طهارت یا حیض و نفاس و دستشوئی و امثالهم تخصص دارند اما در کنار طاغوتها قرار گرفته و بر علیه اهل دعوت و جهاد به عنوان یک سرباز بخش جنگ روانی و تبلیغی مشغول انجام وظیفه هستند، فقط به واکنش این موجودات در برابر جهاد غزه و شهادت رهبران جهاد توجه کنید تا مفهوم این سخن برایتان آشکارتر شود.
با آنکه مومنین نمی توانند این موجودات را در دارالکفرهای سکولار کنار بزنند اما در دارالاسلام ایران به سادگی می توان با بهره گیری صحیح از منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر به صورت حکیمانه این موجودات را ابتدا معرفی کرد و سپس با قدرت مردمی و اجتماعی که به وجود می آید اینها را یا مجبور به اصلاح و حرکت در مسیر صحیح کرد یا آنها را برداشت و دور ریخت.
سکوت در برابر اینها جایز نیست بخصوص زمانی که دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها نیز به این شغل کثیف روی آورده اند و بسیاری از منابر رسول الله صلی الله علیه وسلم را اشغال کرده اند و جامعه نیز نیاز به برداشتن این موانع جهت اصلاحات و حرکت رو به جلو خود دارد.
شبه ایاد قنبی اردن نشین در مورد بیانیه حماس و شهید خطاب کردن سید حسن نصرالله
به قلم: ابوخالد کردستانی
ایاد قنبی که در اردن حیات خلوت اسرائیل و مرکز جاسوی آمریکا در خاورمیانه زندگی می کند و به همراه ابوقتاده فلسطینی و… از سربازان جنگ روانی این دشمنان در برابر اهل دعوت و جهاد است توطئه ها وشبهاتش بارها توسط مجاهدین حماس و سایر مجاهدین افشا و باطل شده اند،اینبار شبهه ی جدیدی در مورد سخنان ابوعبیده در بازار فضای مجازی ادلب نشینها صادر کرده است که ابوعبیده دیدگاه مجاهدین مقاومت اسلامی فلسطین را با «شهید» خواندن سید حسن نصرالله و دعای «تقبله الله» بیان کرده بود.
در احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده است که روزِ خيبر تعدادی از اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدند و گفتند: فلانی شهيد است؛ فلانی هم شهيد است. تا اينکه به يکی از کشته شدگان خيبر رسيدند، گفتند: او شهيد است. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «کَلَّا، إِنِّی رَأَیْتُهُ فِی النَّارِ فِی بُرْدَةٍ غَلَّهَا، أَوْ عَبَاءَةٍ» خير؛ من او را در جهنم و در لباسِ راه راهی ديدم که از مال غنيمت دزديده بود.[۱]
ایاد قنبی با قیاس غلط به این حدیث می گوید اگر کسی به دلیل دزدی از مال غنیمت مستحق جهنم است و شهید نامیده نمی شود پس کسی که آنهمه مسلمان را به قتل رسانده چگونه مستحق نام «شهید» است؟ مخاطبین جاهلش هم برایش دست می زنند و ذوق کرده اند، اما این سخن چند پاسخ ساده دارد:
۱)الله تعالی می فرماید: وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ (حجرات/ ۹) هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید. اگر یکی از آنان در حق دیگری سرکشی و بغی و ستم کند، با آن دستهای که سرکشی و بغی میکند بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان الله برمیگردد.
از خُزيمة بن ثابت روایت است که در جنگ بین علی و معاویه حاضر شد اما نجنگید، زمانی که عمار کشته شد و بر اساس حدیث «تَقْتُلُ عَمَّارًا الفِئَةُ الباغِيَةُ»[۲] عمار توسط گروه باغیه و سرکش کشته می شود، مشخص شد که معاویه و اصحابش گروه اهل بغی هستند شمشیر کشید و بر علیه آنها جنگید. [۳] ابن تیمیه با استناد به آراء فقهای مذاهب اسلامی می گوید که این باغی و اهل بغی بودن معاویه قابل توجیه نیست.[۴]
ایاد قنبی با استناد به سخن علی رضی الله عنه و سایر اهل سنت و جماعت بگوید این اهل بغی که آنهمه صحابه و تابعین را قتل عام کردند را می توان «شهید» نامید یا خیر؟
۲)رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:
إِنَّ فِی الْقَتْلِ شَهَادَةٌ وَفِی الطَّاعُونِ شَهَادَةٌ، وَفِی الْبَطْنِ شَهَادَةٌ، وَفِی الْغَرَقِ شَهَادَةٌ، وَفِی النَّفْسَاءِ یَقْتُلُهَا وَلَدُهَا جُمْعاً شَهَادَةٌ. کشته شدن شهادت محسوب میشود، مردن در اثر طاعون و بیماری شکم و غرق شدن نیز شهادت محسوب میشود و زنی که نوزادش او را بکشد، مرگش مصداق شهادت است.[۵] والحَرِقَ شهادةٌ ، والغَرِقَ شهادةٌ ، وذاتَ الجنْبِ شهادةٌ.[۶] سوختن، غرق شدن، بیماری پهلو از مصادیق شهادت به حساب میآید.
مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ قُتِلَ دُونَ دَمِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ قُتِلَ دُونَ دِینِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ قُتِلَ دُونَ أَهْلِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ.[۷] هرکس در دفاع از مال، جان، دین و آبرو و اهلش کشته شود، شهید است.
مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلَمَتِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ.[۸] کسیکه مظلوم است و (در دفاع از حق خود)کشته شود، شهید است.
غیر از نجدیت که غیر از خودشان اکثریت مطلق اهل سنت و جماعت را به بهانه ی داشتن عقاید صوفیانه مشرک و شیعیان را نیز مشرک می نامند و سپس تکفیر می کنند هیچ یک از مذاهب اسلامی به صورت عام شیعیان و اهل سنت را اینگونه تکفیر نکرده اند، در سوریه گروههای نجدی مثل گروه جولانی و احرار الشام و جیش الاسلام علوش و غیره به همراه گروههای سکولار جیش الحر و غیره در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار دارند و جنگ ایران و متحدین ایران چون حزب الله با آنها جنگ با مزدوران آمریکا و ناتو است نه جنگ با سنی ها، چون اکثریت مطلق سربازان بشار اسد از سنی ها هستند و حمایت حزب الله و ایران و سایر اعضای جبهه مقاومت از مجاهدین غزه دفاع از اهل سنت است.
در اینجا لازم است هر مسلمانی از خودش بپرسد: سید حسن نصر الله به گواهی تمام مجاهدین اهل سنت فلسطین در راه دفاع از قدس و اهل سنت فلسطین، و به گواهی تمام انسانهای منصف این شخص در راه دفاع از خون و ناموس و مال و سرزمین مسلمین و جلوگیری از ظلم و ستم کفار اشغالگر و توسط کفار صهیونیست اشغالگر کشته شده است، آیا چنین کسی شهید فی سبیل الله نیست؟
آل سعود و هم جبهه ای شدن با رژیم صهیونیستی در طوفان الاقصی
به قلم: ابراهیم هورامی
آل سعود همچون امارات و بحرین و اردن و مصر و سایر حکام دست نشانده ی عرب و غیر عرب چون ترکیه، بخشی از متحدین رژیم صهیونیستی بر علیه مجاهدین اهل دعوت و جهاد بوده اند.
در خبرها خواندیم که:شیخ عبدالله الأهدل، نایب رئیس شورای علمای اهل سنت حضرموت و یکی از اعضای جامعه علمای جهان اسلام در مکه و در حال اجرای مناسک عمره، بازداشت شد؛ اما چرا؟
علت دستگیری، سخنان وی درباره طوفان الأقصى و انتقاد از موضع ضعیف و شرمسار حاکمان عرب عنوان کردند که اخیراً اجلاس سران کشورهای عربی برگزار کردند که هیچ تصمیمی برای حمایت از مردم فلسطین و حمایت از آرمان آنها به دست نیامد.
شیخ گفته بودند:
اجلاس سران اعراب که در قاهره برگزار شد، ناامیدکننده بود و حاکمان مسئولیت خود را در قبال امت اسلامی و ملت فلسطین که در حال بمباران، کشته و آواره شدن توسط رژیم صهیونیستی هستند، نداشت و حاکمان عرب، اشغالگران را تماشا کرده و برای آنها کف می زنند.
وی افزود: حاکمان عرب نه نماینده مردم هستند، نه درد و رنج آنها را احساس می کنند، نه از حقوقشان دفاع می کنند و نه از دینشان حمایت می کنند، بلکه مزدور، خائن و توطئه کنندههایی علیه امت اسلامی هستند و به دنبال این هستند که روابط خود را با دشمن صهیونیستی عادی کرده و بیت المقدس و مسجدالاقصی را به ارزان ترین قیمت می فروشند.
یقیین بدانید هر جا بر علیه مسلمانی جنگی می شود یا دلارهای آل سعود و امارات در این جنایت وجود دارد یا حمایت سیاسی و دیپلماسی یا اسلحه و گلوله ی آنها.
جهاد کنونی مومنین در غزه برای چندمین بار برای ما ثابت کرده است که ارتشهایی که این حکام خائن و مزدور تشکیل داده اند برای سرکوب مسلمین تحت حاکمیت خودشان است نه برای جهاد با کفار اشغالگری که روزانه مسلمین را قتل عام می کنند.
اینها خودشان سد و مانعی جهت جهاد با اشغالگران و حتی مدافع اشغالگران بوده اند.
توطئه ی انحراف افکار عمومی از غزه: ولید اسماعیل مصری تا محمدخانی کوردی
به قلم: مسعود سنه ای
امام العز بن عبد السلام رحمه الله می گوید: من دخل قرية فشا فيها الربا، فخطب فيها عن الزنا فقد خان الله ورسوله. اگر شخصی وارد آبادی شود که در آن ربا شایع شده، در چنین حالتی اگر در این آبادی در مورد زنا سخنرانی کند پس به الله و رسولش خیانت کرده است.
امروز که به صورت زنده از طریق ماهواره ها و شبکه های مجازی قتل عام وحشیانه ی مسلمین در سودان و بخصوص در غزه را توسط رژیم صهیونیستی و متحدین آن می بینیم قضیه ی اول مسلمین دفاع از این مسلمین و جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی است و هر کسی به مسائل جانبی بپردازد و مسلمین را به مسائل جانبی و مباحث انحرافی مشغول کند بدون شک به الله و رسولش صلی الله علیه و سلم و به خون و ناموس و مال مسلمین خیانت کرده است.
از مصر ولید اسماعیل سلفی روبروی دو زن سکولار بی حجاب ایستاده و مساله ی تعدد زوجات را سخن روز میان عربها کرده و از این سو نیز محمد خانی در یکی از شبکه های سکولار کوردستان به صراحت سخن مرتدین سکولار را در مورد چند همسری تکرار می کند و می گوید چند همسری مثل چند شوهری است و مخالف حقوق بشر و برابری میان زن و مرد است و….
ولید اسماعیل سلفی در زمان حسنی مبارک سکولار جرئت نداشت در مسائل حکومتی چیزی بگوید اما زمانی که محمد مورسی رئیس جمهور بود به ناگهان شیر شد و شعارهای انقلابی می داد و جلو دفتر حفاظت منافع ایران در مصر به همراه طرفدارانش تهدید می کرد که اگر سفارت ایران را نبدد اینها انقلاب می کنند و… اما زمانی که دوباره سیسی سکولار سرکار آمد دوباره برگشت به قالب قبلی سلفی های درباری و در برابر مسائل حکومتی لال شد و جرئت ندارد در این زمینه های چیزی بگوید.
اما تنها به سکوت اکتفاء نمی کند بلکه با مطرح کردن مسائل جانبی و بخصوص مسائل اختلافی میان مسلمین از یکطرف مسلمین را به مسلمین مشغول می کند و اولویت اول مسلمین در جهاد با آمریکا و رژیم صهیونیستی را به حاشیه می راند و از سوی دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدین آنها چون امارات و اردن و مصر و آل سعود بدون دغدغه به جنایتها و خیانتهای خود بدون کمترین مانعی ادامه می دهند.
آیا این خیانت آشکار این دسته از سلفی ها به الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و مومنین را نمی بینید؟
از این سو افرادی چون محمد خانی وجود دارند که با تفکرات سکولاریستی و چنگ زدن به چند مطلب روانشاسی سکولاریستی چنان مغرور و دیوانه و احمق شده است که به صراحت همچون مرتدین سکولار به حکم واضح و آشکار شریعت الله و به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم توهین می کند و قصد دارد حتی اگر با توهین به آیه های الله هم که شده خودی نشان دهد و شهرتی بیشتر کسب کند و فکر مسلمین را هم از اولویت اول آنها که جهاد با آمریکا و رژیم صهیونیستی است منحرف کند.
آیا زمان آن نرسیده است که این مجرمین افسار شوند و با لگد جانانه ای از جامعه طرد شوند؟
در بحبوحه اشغال، بودند افرادی که با نام دین و از آدرس اسلام حرام خدا را حلال قرار میدادند و حلالآن را حرام.
افرادیکه در پوشش علماء در میان جامعه ظاهر شده و از نام جهاد و دین برایخود دکانهای پر زرقوبرقی دستوپا نموده بودند.
این معاملهگران قرن با اینکه بعد از پایان اشغال بساط خویش برچیدند و رفتند، اما هنوزهم هرزگاهی از سوراخی سر بالا نموده و حرفهایی بهزبان میآورند.
سخنانیکه اکنون بازارش کساد شده است و باری دیگر ملت افغانستان فریب این کلمات چرب و نرم را نخواهند خورد.
بلی! این عالمنماهای درباری در زمان اشغال با تحریف آیاتقرآن و احادیثنبوی مردم را اغوا مینمودند و زمینه اشغال بیگانگان را فراهم و در راستای نشر و پخش فساد و فحشا نقش بهسزایی داشتند.
در چندروز گذشته ادعاهای پوچ و بیبنیاد یکی از زنان غربزده و فسادپیشه مبنی بر برهنهنمودناش در زندان توسط مجاهدین امارتاسلامی، در یکی از رسانههای خدمتگذار دنیایکفر منتشر شد.
ادعای مضحکیکه جزئی از نقشه محکوم بهشکست دشمنان اسلام برای تشویه چهره نظاماسلامی است.
دراینمیان یکی از علماءدرباری زماناشغال که درآنزمان نیز بهنام مفتی آیساف مشهور بود از ناکجا آباد و این عمل انجامنشده را ناروا خواند.
حالآنکه همین عالمنمای دینفروش در زماناشغال با اینکه افغانستان در پرتگاه محرمات و فواحش قرار گرفته و جوانانآن در دام زهراگین غرب افتاده بودند، مهر سکوت برلب زده و ایمان و وجداناش را در مقابل دالرهای سبز آمریکایی لیلام نموده بود.
در مقابل مظالم وحشیانه اشغالگران، بیحرمتی به مقدسات اسلام، فساد گسترده نظام پوسیده جمهوریت و قتل و کشتار مردم بیگناه لب بهسخن باز نکرد و تنها درجایی سخن میراند که منافع باداراناش درآن محفوظ بماند.
اما للهالحمد با قائمشدن نظام اسلامی و متعاقبا فرار دشمنان اسلام، دکانهای این سیهچهرهگان نیز مسدودشد و مهر ذلت بر پیشانیشان حک گردید.
ذلتی که تاوان خیانت به منبر و سیمای پیامبر اسلام است و چون اسلافشان نظیر بلعم بن باعورا درسعبرتی قرار خواهند گرفت برای آیندگان، انشاءالله.
روشنگریهایی از موسسه السحاب سازمان القاعده در مورد شیخ ابوقتاده فلسطینی/ آیا برادران مجاهد قاعدة الجهاد از آنچه شیخ ابوقتاده فلسطینی بیان کرده است خبر دارند؟
ترجمه: خالد سیف الله المسلول
بیانیه موسسه السحاب: بیانیه مجاهدین در قاعدة الجهاد با عنوان «بازگشت جهاد در بیت المقدس»
پیام غزاوی به مجاهدین القاعده
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا برادران مجاهد در قاعدة الجهاد از آنچه شیخ ابوقتاده فلسطینی بیان کرده است می دانند؟
الحمد الله رب العالمین، ای پروردگار جهانیان به تو پناه می برم از زندگی غافلانه و از مرگ ناگهانی و از بازگشت به غم و اندوه و از تو عافیت می خواهم که از عافیت تو ناامید شوم، یا نعمت را کفران کنم یا خوبی بلاهائی که به عنوان آزمایش می فرستی را فراموش کنم یا اینکه بدی را با خوبی جایگزین کنم.
در ادامه، قبل از هر چیزی بر ما واجب است که از مجاهدان و حامیان قاعدة الجهاد که پس از عملیات طوفان الاقصی از جهاد فلسطین دفاع کردند، تشکر کنیم که الله پاداش بزرگی برای مواضع درخشانشان نوشته است در حالی که در دوره ای زندگی می کنیم که فتنه ها بر سرزمینهای اسلامی حکومت می کنند و کفر بر قلبهای مسلمین تسلط پیدا کرده است و جهت جلوگیری از جهاد مجاهدین علیه صهیونیست ها و کمک به زنان، کودکان و مؤمنان در فلسطین آنها را زنداین کرده اند. لذا مواضع قاعدة الجهاد ستودنی است و از خداوند متعال خواهانیم که شما را پیروز گرداند و راهتان را مبارک گرداند.
بر کسی پوشیده نیست که رژیم صهیونیستی امروز بیش از هر زمان دیگری با همبستگی و اتحاد مسلمانان مواجه است و شاهد تشکیل جبهه های متعددی از جمله جبهه های نظامی، سیاسی و فرهنگی علیه صهیونیست ها است که مسلمانان در سراسر جهان تشکیل داده اند. تا این که این امر زنگ خطری برای این نظام جنایتکار باشد که به دنبال متفرق کردن صفوف مسلمانان و در هم شکستن جبهه های متعدد تلاش می کند تا با دمیدن در نعره های قومی و درگیرهای وطنی مسلمانان را از خود منحرف کند و توانایی های آنان را در مواجه با خود تضعیف کند.
علاوه بر این، ضمناً من مدتی است که مواضع شیخ ابوقتاده الفلیستینی یا ابوعمر را دنبال می کنم و می بینم که هیچ چیز خوبی در مواضع این مرد برای مجاهدین و جبهه ضد صهیونیستی وجود ندارد بلکه به مصالح و سیاستهای صهیونیستها خدمت می کند، این واقعیتی است که وجود دارد چه الشیخ مرتکب آن شود چه پدرم؛ در خدمت منافع صهیونیست ها و سیاست های آنهاست، چه شیخ و چه پدرم. من در اینجا به چند موضوع در مورد مواضع ایشان به همراه تحلیل شخصی خود اشاره می کنم:
۱)ابوقتاده قبل از انجام عملیات طوفان الاقصی درباره مجاهدین و جنبش حماس گفت که این جریان یک گروه سکولار و ناسیونالیست و وطنی است و اشاره کرد که حماس به غیر از آنچه الله نازل کرده حکومت می کند! اما در عین حال از آن به عنوان گروه جهادی یاد می کند. شیخ پس از عملیات طوفان الاقصی این موضع خود را علیه حماس تکرار کرد.
صرف نظر از تناقض آشکار در مواضع ابوقتاده، جایی که او جنبش حماس را گروهی مجاهد می نامد که به غیر از آنچه الله نازل کرده حکومت می کند، آیا مواضع شیخ از جنبش حماس که تنها جنبش جهادی فلسطینی تلقی می شود، حمایت و پشتیبانی می کند یا این مواضع منجر به تضعیف جنبش می شود؟ آیا این اظهارات باعث جلب حمایت مسلمین از حماس و جهاد فلسطین می شود یا بر آنها تأثیر منفی می گذارد؟ شکی وجود ندارد که این مواضع و بیانیه ها باعث تضعیف جنبش حماس در این دوره مهم تاریخ می شود که مردم عادی و روشنفکر متوجه شدند که باید از چنین مواضعی دوری کنند زیرا این مواضع در خدمت صهیونیست ها است و به جنبش اسلامی ضربه می زند.
ممکن است کسی بگوید شیخ جنبش حماس را یک گروه مجاهد میداند و از زحمات آن قدردانی میکند، اما ما به این ادعا پاسخ میدهیم، و آن اینکه غیرمسلمانان در آمریکا و اروپا نیز این را گفتهاند و مواضع شرافتمندانهتری نسبت به این علمایی دارند که با نام جهادی این سخنان را می گویند، و ما همچنین می بینیم که برخی از علمای سوء طاغوتها حرکت حماس و حرکت جهاد فلسطین را مدح کردند و چیزهای بیشتری از دفاع از قضیه فلسطین گفتند. پس شیخ کار چندانی انجام نداد که قابل بیان باشد!
۲) متوجه می شویم که شیخ حتی قبل از عملیات طوفان الاقصی از موضع گیری در مورد دولت اردن پرهیز می کند، در حالی که امروز خیانتکارترین کشور محسوب می شود، به گونه ای که انواع پشتیبانی و حمایت را از صهیونیست ها در جنگ علیه فلسطینیان و فلسطینی ها انجام می دهد. و تبدیل به سپر این رژیم صهیوینستی شده است. چگونه می توان سکوت شیخ را در این باره توضیح داد؟ چگونه می توان سکوت شیخ را در مورد دولت های مصر و عربستان توضیح داد؟
آیا این سکوت کامل، بدعتی تلقی نمی شود که مواضع اردن را در کشورهای اسلامی تقویت می کند و حمایت و پشتیبانی حاکمان خائن و مزدوران را تائید می کند؟ آیا این سکوت شبیه چیزی نیست که شیخ آن را حکم به غیر از آنچه الله نازل کرده است نامیده است؟ آیا شیخ آماده می شود در مورد دولت مزدور و دست نشانده اردن صحبت کند که از پدافند هوایی خود برای دفاع از صهیونیسم استفاده کرد و اتاق های اطلاعاتی را با رژیم صهیونیستی ایجاد کرد تا علیه مجاهدین کار کند؟ و آیا شیخ آماده است که از آنچه باعث دردسر حرکت حماس می شود گفته است برگردد و دست بردارد؟ آیا سکوت در پاک کردن این امر جایز است؟
۳) شیخ ابوقتاده به جای انتقاد از خائنان عرب و حکامی که قبلاً ذکر شد، از جماعات مسلمانی که بزرگوارانه عمر خود را صرف دفاع از فلسطین کرده اند، انتقاد می کند. امروز شیخ در مورد حوثی ها، فردا در مورد شیعیان، پس فردا در مورد اخوان المسلمین و غیره صحبت می کند. چرا شیخ در این روزهای سخت انرژی خود را وقف مسلمانانی کرد که در مقابل یک دشمن متحد شده بودند تا آنها را متفرق کنند؟ امروز شیخ از بدعتهای حوثی صحبت میکند و آنها را به عنوان دشمن اهل سنت معرفی میکند، فردا از شیعیان میگوید و آنها را کافر معرفی میکند.
در اینجا سؤالی پیش میآید: منافع حاصل از بیانات شیخ برای اهل سنت و جهاد فلسطین چیست؟ آیا سخنان و مواضع شیخ غیر از کراهیت و بغضی که مسلمانان را به ستوه می آورد و آتش کینه و دشمنی را شعله ور می کند، چیزی تولید می کند؟ آیا این اظهارات به نفع صهیونیست ها نیست؟ بله، سیاست های صهیونیست ها را تقویت می کند و به صهیونیستها کمک می کند بین مسلمانان تفرقه بیندازند و همبستگی آنها را زیر پا بگذارند.
آیا امروز شخص مسلمان توجه خود را معطوف حاکمان خائنی کرده است که از صهیونیست ها دفاع می کنند یا کسانی را که خاری در گلو هستند هدف قرار می دهد؟ اما در مورد بچه ها حق با آنها بود و شیخ خطا کرد.
۴) شیخ در اشاره به عنوان جهاد دچار لغزش شد و گفت که جهاد فلسطین مانند جهاد در شام و یمن است!! سبحان الله یمن با وجود شرایط سخت اقتصادی و معیشتی از فلسطین حمایت کامل کرد و حماسه های تاریخی علیه صهیونیست ها در خلیج عدن رقم زد که باعث شد تاریخ از آنها به عنوان قهرمان یاد کند. پس چرا شیخ از یمن یاد می کند؟ چه دلایلی باعث شد که او مرتکب این اشتباه بزرگ شود؟ اما در مورد شام، گروه ها و جناح های شام چه حمایتی از جهاد در فلسطین کرده اند؟ آیا ما شاهد موضع شفاف و رسمی از سوی گروه های شام برای حمایت از آرمان فلسطین هستیم؟ آیا این گروه ها یک گلوله هم به سمت صهیونیست ها و آمریکایی ها در شام شلیک کرده اند؟ اما این گروه ها از حمایت و ستایش شیخ برخوردارند.
بر ما واجب است که بپرسیم: آیا بشار اسد، ظالم بعثی، تهدید بزرگتری برای صهیونیست ها به شمار می رود یا گروه های جهادی که ابوقتاده از آنها تمجید می کرد؟
بشار با وجود دشمنی با اهل سنت، جنبش حماس را گسترش داد و از آن حمایت کرد، اما گروه های جهادی شام در این زمینه نقشی نداشتند، به طوری که ما فتوایی مبنی بر جهاد علیه صهیونیسم و اربابان آن نشنیدیم.
در نهایت می گوییم: شیخ ابوقتاده از موقعیت دیرینه خود که با وابستگی به قاعدة الجهاد به دست آورده است سوء استفاده می کند و سپس در مقابل جهاد فلسطین می ایستد تا سخنان و مواضع او در خدمت سیاست های ضد اسلامی باشد که توسط رژیم صهیونیستی علیه مسلمانان به کار گرفته می شود. ما نمی گوییم که شیخ آگاهانه این مواضع را اتخاذ کرده است، بلکه به این فرد بدبین هستیم که سپر صهیونیست ها (اردن) را رها کرده تا بیاید و از اختلافات بین مسلمانان برای تقسیم صفوف، شعله ور ساختن درگیری ها و شعله ور کردن آتش کراهیت و نفرت بین مسلمین، صحبت کند و همه اینها ما را به بدبینی نسبت به شیخ دعوت می کند!
بدرستی که قاعدة الجهاد مواضعی را که در خدمت نهضت اسلامی است عاقلانه درک کرد، موضع گیری هایی که به جریان اسلامی خدمت می کند و این همان چیزی است که ما را به تشکر از آن فرا می خواند، و از سوی دیگر، از این سازمان توقع داریم که موضعگیری روشن و آشکار خودش در مورد این شخص را تبیین و بیان کند، ما تاکید می کنیم که این مرد هیچ جایگاهی در سازمان ندارد، اما سوابق و فعالیت های او در مورد سازمان راه را برای کسانی که مغرضانه از اظهارات او علیه مسلمانان سوء استفاده می کرده اند، هموار کرده است.