گوش کنید، ای سران  بی غیرت عرب…

گوش کنید، ای سران  بی غیرت عرب…

به قلم: دکتر مجاهده

امروز مردم غزه میان دود وموشک های اسراییل میسوزن.. 

شما چنان غرق در عیش وعشرت خود هستین ک حتی بعضی اوقات در مسلمان بودن تان شک ایجاد میشود درذهنم..

درد مسلمان را مسلمان حس میکند..
درد مسلمان قلب مسلمان را میسوزاند  …

ناراحتی. مسلمان مسلمان دیگر را خون جیگر میکند..

من نمیدانم شما چطور اسم خودرا مسلمان گذاشتین؟

امروز زنان ودختران فلسطینی مرد میدان شدن واز اقصی دفاع میکنند
ولی شما ب جایشان زنان خانه نشین وچادر پوش شدین..

شرم باد برتو
ای عربستان..  شرم باد برتو ای امارت متحده عربی.. 
شرم باد برهمه ی تان..

الله متعال چنان خواری را نصیب شما کرده..
ک در موجودیت  تان با اینکه اینقدر قدرت دردست دارید..
چشم تانرا بستین..
گوش های تانرا ناشنوا انداختین..
نه..
گریه کودک فلسطینی را میبنید نه فریادش را میشنوید…

شاهزاده های عرب.. همه مصروف پارتی های شبانه خود هستن همه غرق در خواهشات نفسانی خود هستن..
کسی نمیبیند ک درغزه نسل کشی جریان دارد..
کسی نمیداند. ک در غزه طفل شش ماهه  ب رگبار بسته میشود..
کسی نمیخواهد بداند..
ک بالای مردم مظلوم فلسطین چی میگذرد   …

بالای غزه پنجاه کشور کفری دست روی دست هم گذاشتن تا نابودش کنند..
ولی ما مسلمان های امروزی..
همه تماشاگر سوختن ونابود شدن آن مردم بی گناه هستیم..

گوش کنید ای قهرمانان غزه..

ما امروز برای شما اشک نمیریزیم
شما اگر زنده بمانید..  زنده گی باعزت دارید..
واگر بمیرید. شهید میشوید..  ب لقاء پروردگار تان میرسید..

ما امروز بخاطر بی غیرتی وضعف ایمان خود گریه میکنیم…

ما امروز بخاطر خواری وذلالت خود اشک میریزیم..

امروز مردم غزه سوختن.
شهید شدن، معیوب شدن، ازخانه های خود بیرون شدن.. پسر در آغوش مادر کلمه گویان جان برحق سپرد..
پدر طفل توته توته شده خودرا ب آغوش خود گرفته ندای الله اکبر سر داد..
جوانان جرحه های خودرا محکم گرفته.. لبیک یا اقصی گفتن..

جنگ امروز فلسطین واسراییل جنگ بر سر وسعت نیست..
جنگ.میان کفر واسلام است..
جنگ میان  شأن وعزت است..
جنگ.ناموس است..

کشور های عربی..
حکومت های تابع کفر هستن.. انها چی میدانند قدر ناموس را..
آنها کسانی هستن ک خود را برای امریکا فروختن..
امروز فلسطین را نیز میفروشند..
ای برادران  مجاهدم..
همانطور ک با توکل وامید برخدا جهاد مقدس تانرا علیه یهود اغاز کردین همانطور ب امید الله ادامه دهید..
امروز میان مسلمانان غیرتی باقی نمانده ک ب کمک شما بشتابند…
امروز شاهان وشاهزاده های عرب..
ریس خود،بزرگ.خود،(آمریکا) ناراحت کرده نمیتوانند ک.ب کمک شما برسند..

فراموش نکنید الله باشماست..چشم امید به مسلمانان بی غیرت امروز نبندید…

غرباء بازی دسته ای از نجدیت

غرباء بازی دسته ای از نجدیت

به قلم: ابو ابراهیم هورامی

نجدیت فکری برخاسته از مذهب امام احمد بن حنبل است که توسط محمد بن عبدالوهاب پایه ریزی شد که در میان خودشان به الدعوه النجدیه شناخته شده است و دیگران به آنها می گویند وهابی یا پیروان محمد بن عبدالوهاب.
یکی از مشخصات این تفکر مخالفت آن در تعریف پاره ای از اصطلاحات مثل تعریف از شرک و مشرکین و بدعت و اهل بدعت و… با سایر مذاهب اسلامی حنفی، مالکی، شافعی و حتی حنبلی است.
یوی دیگر از ویژگی های تفکر نجدیت این است که قابله تفرق و چند دستگی است، یعنی تحت هیج عنوانی حتی در یک سرزمین واحد یکی نمی شوند چه رسد به سایر سرزمینها، بلکه همیشه در فرقه های ضد هم تقسیم می شوند و هریک خودش را جزو فرقه ناجیه و غرباء و… می نامد و مخالفین را ضال و مضل و مرجئه و اهل بدعت و… می نامد.
در میان اینها بعضی آنقدر جاهلند که فکر می‌کنند هر چه تعداد خود و همفکران‌شان کمتر باشد این یعنی غریب و غرباء شامل حال آنهاست!
این ملاک تعداد، ملاک درستی برای سنجش غریب و غرباء نیست.
ممکن است در زمانی مانند زمان سیدنا ابراهیم علیه السلام فقط ایشان شامل غرباء شوند، در زمانی دیگر ظهور سنت‌ها باشد و تعداد غرباء بر مبتدعین غلبه داشته باشد مانند زمان سلف، و در زمانی مانند امروز تعداد غرباء فرق کند.
ملاک سنجش غریب بودن در چنین زمانی بخصوص تمسک به کتاب و سنّت و اهل جماعت شدن است.
پس نجدی های امثال حدادی و نظامیه و غلات منجمدِ فکری، خود را با این ملاک تعداد فریب ندهند! چرا که آنان در مصداقیت دچار ضلالت شده‌اند و تعداد اندک‌شان ملاک غریب بودن این سفهاء نیست بلکه اکثرا ملاک منحرف بودن آنهاست.

نجدیت اگر این ملاک تعداد را برای غریب بودن قرار دهند! طرفداران حازمیه می‌گویند عاذر بی سوال و جواب کافر است. با این تفصیل می‌گویند ما غریبیم چون خیلی از پیروان نجدیت و سلفیت با این اعتقاد از دایره خارج می شوند.

فرقه نجدی حدادی تعدادشان از حازمی‌ها کمتر است. نصف بیشتر سلف و کل علمای متأخر را تجهیم می‌کنند. این‌ها هم ادعا می‌کنند چون تعدادشان از حازمی‌ها کمتر است پس غربا هستند.

فرقه نجدی حدادی در میان تمام قومیتهایی که فارسی متوجه می شوند از ۵ نفر هم تجاوز نمیکنند. دوتا ساندویچ بندری با ی نون اضافه همشونو سیر می‌کنه.
سپس طرفداران فرقه نجدی ابن طویله الرضا مشتی بر دهان حدادی‌ها می‌کوبند و می‌گویند غلط کردید ای حدادی‌ها. ما کمتریم‌. شما کفار کتابی هستید.
سپس از آن طرف نظامیه فرا می‌رسند و مشتی محکم بر دهان حوازم و حدادیون و ابن طویله‌ای ها می‌زنند و می‌گویند غلط کردید. ما بعد از صحابه کل سلف و خلف را تکفیر می‌کنیم و هر کس عاذر سلف و خلف باشد فهو کافر. در نتیجه چون همفکران ما کمترند ما غریب الغرباء هستیم. فرقه ناجیه ما هستیم بقیه ادامون رو در میارن!

گرفتید چه جنگلی هست این جنگل نجدیت؟
این جنگلی است که برای خودشان به وجود آورده اند حالا تصور کنید در مورد غیر خودشان چه می گویند؟
زمانی که می گوییم نجدیت برای اهل دعوت و جهاد و حتی برای عوام مسلمین و خودشان یک آفت است یعنی همین.

آفتی که تنها با دلیل و کشاندن آنها به شورا از بین می رود نه با خشونت و درگیری و جنگ و محدود کردن و زیر زمینی کردن آنها.

برخی از شیوخ و علمای زندانی در زندانهای آل سعود

برخی از شیوخ و علمای زندانی در زندانهای آل سعود

به قلم: ابومحمود کندزی

شیخ سلیمان علوان ۵۵ ساله در سن ۳۴ سالگی دستگیر شد
شیخ ناصر الفهد ۵۶ ساله در سن ۳۵ سالگی دستگیر شد.
شیخ علی الخضیر ۷۰ ساله در ۴۹ سالگی دستگیر شد.
شیخ عبدالعزیز الطریفی، ۴۸ ساله
شیخ ابراهیم السکران، ۴۸ ساله
شیخ صفر حدود ۷۴ سال سن دارد
شیخ ناصر، ۷۲ ساله
شیخ صالح المنجد، ۶۳ ساله
شیخ عمر المقبل ۵۴ ساله است
شیخ خالد الراشد ۵۴ ساله در سن ۳۶ سالگی دستگیر شد.
شیخ محمد الخضیری، ۶۰ ساله

خداوند به آنها آسوده‌گی و غرامت عنایت فرماید و از شر ملعونین آل سعود و کفار آمریکا و ناتو نجات بخشد.

درحقیقت آنها آزاد اند وما هنوز در قید واسارت..

مسلمانان ومجاهدین راه حق دو نوع دشمن دارند یکی کفار اشغالگر سکولار خارجی ودیگری خادمین ونوکران کفار  و مرتدین استن . و در حقیقت منافقین آشکار شده.

الله متعال هیچگاهی کسانی را ک ب رهش قدم. گذاشتن وب دفاع ازدینش ازخانه بیرون شدن رو ذلیل  نمیکند وتنها هم نمگذارد ـ

اگر آنها بجنگند وپیروز شوند. فاتحان استن وباعزت زنده گی میکنند
واگر هم اسیر یا شهیدشوند بازهم. با عزت ودر آزاده گی. میمرند.
زنده گی غلامی رو هرگز مردان واقعی نمیپذیرند.

در حاکمیت اردوغان سکولار، ۴هزار شهروند ترکیه ای در جنگ غزه بر علیه فلسطینی ها مشارکت کرده اند آنوقت….

در حاکمیت اردوغان سکولار، ۴هزار شهروند ترکیه ای در جنگ غزه بر علیه فلسطینی ها مشارکت کرده اند آنوقت….

به قلم: مسعود سنه ای

عده ای چنان عقل و شعور خود را به تمسخر گرفته اند که با صدها نشانه و دلیل هم نمی خواهند حقایق را قبول کنند.

دارودسته ی منافقین و سکولار زده هایی که به بیماری اردوغانیسم آلوده شده اند بیمارانی در این جریان هستند.
اینها به همراه احزاب سکولار محلی ایرانی هنوز نمی خواهند بپذیرند که اردوغان یک سکولار است و طبیعی است که یک سکولار از یک سکولار دیگر چون آمریکا و ناتو و صهیونیستها و غیره بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد شریعتگرا حمایت کند.

شما فقط کافی است بدانید که روزنامه «ترکیه» تعداد یهودیان صهیونیست دارای تابعیت  حکومت سکولار ترکیه ترکیه را که در جنگ شرکت کرده اند فاش کرد که:

– ۴۰۰۰ یهودی صهیونیست ترک در جنگ غزه شرکت می کنند که ۴۰۰ نفر از آنها مستقیماً از ترکیه و بقیه از طریق کشور ثالث به جنگ پیوستند. از این تعداد ۶۵ نفر کشته و ۱۱۰ نفر زخمی شدند

– ۲۵۰۰۰۰ یهودی در داخل اسرائیل تابعیت ترکیه دارند … و ۲۰۰۰۰ یهودی ترک با تابعیت اسرائیل در ترکیه زندگی می کنند.


مشارکت یهودیان صهیونیست ترکیه در جنایت نسل کشی از طریق انجمن های دارای مجوز در ترکیه و اسرائیل سازماندهی شده است.
ژنرالی که سیستم گنبد آهنین را اداره می کند دارای تابعیت ترکیه است

تمامی این کارها زیر نظر حاکمیت اردوغان سکولار انجام می شود ، آنوقت همین اردوغان سکولار جهت عوام فریبی شعارهای مزورانه سر می دهد و حتی تا آنجا پیش می رود که یک خواهر مسلمان مهاجر فلسطینی را دستگیر کرده و تحویل رژیم صهیونیستی می دهد و با صهیونیستها پیمان امنیتی دارد و….

این است واقعیت اردوغان سکولار و حکومت سکولار و مرتدش

حالا فقط کافی است جانوری سکولار  پیدا شود که این موجود سکولار را مسلمان بنامد و جنایات و خیانتهای این خبیث را به پای مسلمین بگذارد تا…. 
یا احمقی سکولار زده از دارودسته منافقین در میان مسلمین پیدا شود که برای این مرتد سکولار عذر تراشی نماید تا….

حکومت فاسد سعودی، عالم و مفتی اویغوری “حمداللە بن عبد الولي” را در مکه که برای ادای فریضه حج آمده بود، دستگیر کرد و به حکومت سکولار و کمونیست چینِ کافر تحویل داد تا او را مجازات کنند!

حکومت فاسد سعودی، عالم و مفتی اویغوری “حمداللە بن عبد الولي” را در مکه که برای ادای فریضه حج آمده بود، دستگیر کرد و به حکومت سکولار و کمونیست چینِ کافر تحویل داد تا او را مجازات کنند!

حکومت سکولار و کمونیست چین این عالم اویغوری را طلب کرده بود و آل‌سعود ملعون هم مثل همیشه گوش به فرمان اربابان..

چین میں داڑھی رکھنے پہ ایک یغور مسلمان کو ۱۶ سال قید کی سزا دے دی گئی ہے۔

برگی از جنایت های یکی از مرتدین و خائنین افغانستان: عبدالرشید دوستُم (۱)

برگی از جنایت های یکی از مرتدین و خائنین افغانستان: عبدالرشید دوستُم (۱)

نویسنده: ابوناهید جوزجانی

کشتار، ظلم، قدرت‌پرستی، مزدورمنشی و خیانت‌های دوستم و دارودسته‌اش به حدی زیاد ودردناک است که بدون مبالغه می‌توان گفت: از جنایت‌های دوستم می‌توان چندین جلد کتاب نوشت و ما در اینجا به برخی و بخش‌های مهم آن به طور فشرده اشاره می‌کنیم.

دوستم در کنار سایر رهبران تبه‌کار فراموش‌ناشدنی‌ترین جنایت‌ها را مرتکب شده است و سال‌های ۱۳۷۱ – ۱۳۷۵ را برای مردم دوزخ کرده بود و مردم او را چنگیز خطاب می‌کردند و تنها در کابل همرای مخالفان خود در جنگ‌های داخلی ۶۵۰۰۰ هزار مردم را با بی‌رحمانه‌ترین شیوه کشتند و به ناموس و عزت مردم تازیدند، دارایی کشور را به تاراج بردند و صد‌ها جنایت هولناک را به این ملت روا داشتند.

در زمان ببرک کارمل برای رهبری دوستم از سوی پرچمی‌ها کارهای شد.. مرکز سیاسی پرچمی‌ها در ازبکستان شهر تاشکند و مرکز نظامی آن‌ها در شهر مزار قرار داشت که ببرک هردو دسته را رهبری می‌کرد. به طور مثال عبدالرؤف «بیگی» یکی از جنرالان سابقه‌دار حزب خلقی ارکان جنبش دوستم، سنگر منشی عمومی سیاسی جنبش، انجینر سید احمدشاه (عضو کی. جی. بی) رئیس تصدی کود و برق و حاجی فیض الله (عضو کی.جی.بی) رئیس تعلیم و تربیت ولایت بلخ پرچمی و یا از افراد زیر رهبری آنان تعیین شده بودند و آدم‌کش و خادی مشهور زمان ببرک کارمل (آمر زون شمال و رئیس امنیت) در کنار سید نادر نادری به صفت مشاور اجرای وظیفه می‌کرد . همه این‌ها در جنایت، قتل، غارت، غصب زمین‌ها و اموال مردم دست طولانی داشتند و همه با همکاری دوستم انجام می‌گرفت.

یکی از وحشت‌ناک‌ترین جنایت جنگی دوستم، در سگ‌جنگی سال ۱۳۷۲ میان جمعیت و جنبش در شهر مزار رخ داد و بیشتر اموال و دارایی‌های مردم مزار به تاراج رفت. یکی از شاهدان عینی به نام محمد شریف می‌گوید: «جنگ را رسول پهلوان معاون اول نظامی دوستم از مرکز آغاز کرد و بالاخره به مزار شریف رسید و زد خورد تقریبا سه روز به طول انجامید و حزب وحدت با آنان همکار شد و مناطقی مثل: کوچه دروازه شادیان و کوچه چغدک از طرف قومندانان دوستم به چپاول رفت و حتی اشیای مانند چاینک نکل، قالین، گلیم، و غیره را به صورت تقریبا کامل از خانه‌های مردم به یغما بردند و به بسیاری از دختران و زنان‌نوجوان هتک حرمت و تجاوز صورت گرفت».

میرزا محمد کارمند یک شرکت تجارتی و شاهد عینی چشم دید خود را چنین می‌گوید: «اموال ما را جنبشی‌ها به غارت بردند، یکی از قومندان‌های جنبش به نام یعقوب کوچک (سگ) ۱۲۰ تُن روغن و ۱۵۰۰ کارتن چای سیاه را با خود برد» و یکی دیگر می‌گوید: «من شاهد عینی جنگ بودم. نیروهای دوستم پس از جنگ وقتی بر می‌گشتند، هرچه دیدند را برداشتند، حتی کم‌ارزش‌ترین چیزهای مثل قفس کبک را نیز با خود بردند».

شبی در منزل یکی از ساکنان مزار چند دزد داخل گردیده و دست‌های صاحب خانه را بسته، تلویزیون، تیپ، قالین و سایر اشای خانه را باخود بردند و فردای آن روز صاحب خانه نزد رسول پهلوان که – امنیت محل را به عهده داشت – رفت و ماجرا را عریضه کرد. رسول پهلوان پرسید: چه چیزهای شما را بردند؟ او اشیای دزدی شده را نام‌برد. رسول پهلوان گفت: «آنان سربازان من نیستند، زیرا من برای سربازان خود دستور داده‌ام که اگر می‌خواهید در خانه کسی به دزدی بروید، سعی کنید که حتی جاروب خانه را هم نگذارید و به این سبب ما را گلیم جمع می‌گویند. برو کاکا هنوز در خانه جاور داری، بنابرین دزدان افراد من نیستند»

ادامه دارد…

توطئه ی نجدیت در اثبات توحید ربوبیت برای کفار مشرک (سکولار)

توطئه ی نجدیت در اثبات توحید ربوبیت برای کفار مشرک (سکولار)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

تفکر نجدیت که تفکری منشعب از مذهب امام احمد ابن حنبل است با تمام نیروی که دارد سعی می کند که برای کفار مشرک(سکولار) توحید در زمینه ی ربوبیت را ثابت کند و در عوض با چنگ زدن به هر شبهه ای و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین سعی دارد که مسلمین را تکفیر کند و مسلمین را در درجه ی مرتدین قرار دهد.

خروجی این سناریوی ضد اسلامی این می شود که کفار مشرک (سکولار) اصلی رها می شوند و جنگ بر مسلمین تحمیل می شود؛ کفار اصلی سکولار و اشغالگر آزادانه به جنایات و اشغالگری های خود می پردازند و مسلمین هم به جان هم افتاده اند؛ این واقعیتی است که از ابتدای پیدایش حکومت نجدی مذهب آل سعود تا کنون دیده ایم.

سکولاریستها (= مشرکین) عصر نبوت مثل اکثریت مطلق سکولاریستهای زمان حاضر با آنکه با آلودگی هایی به بعضی از صفات الله اقرار داشته اند اما در کنار آن همین اقرار خود را با عقاید و رفتارهایی باطل کرده اند؛ به عنوان مثال:  جمعی از سران مشرکین (سکولاریستها) مانند عاص بن وائل و ابیّ بن خلف، ابوجهل، عاصی و ولید بن مغیره، پس از جدال درباره امکان روز قیامت، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند و انکار قیامت و قدرت الله تعالی بر زنده کردن مردگان کردند.

امام طبری و امام حاکم نیشابوری (۳۶۵۲) در روایتی از عبدالله بن عباس رضی الله عنه نقل کرده‌اند که فرمود: جَاءَ الْعَاصِ بْنُ وَائِلٍ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِعَظْمِ حَائِلٍ فَفَتَّهُ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ أَيَبْعَثُ اللَّهُ هَذَا بَعْدَ مَا أَرَمَ؟ قَالَ: «نَعَمْ، يَبْعَثُ اللَّهُ هَذَا يُمِيتُكَ، ثُمَّ يُحْيِيكَ، ثُمَّ يُدْخِلُكَ نَارَ جَهَنَّمَ» قَالَ: فَنَزَلَتِ الْآيَاتُ … [۱]. عاص بن وائل با استخوان پوسیده‌ای نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت در حالی که استخوان را در دست خود پودر می‌کرد، گفت: ای محمد آیا باور داری که این استخوان پوسیده را خداوند می‌تواند زنده کند؟! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: بله، خداوند تو را زنده کرده و به جهنم داخل خواهد کرد.

به نظر شما حتی احتمال این می رود که مشرکین (سکولاریستها) توحید ربوبی داشته باشند اما یکی از افعال ربوبی خداوند یعنی قدرت بر بعث و زنده کردن مردگان را انکار کرده و صفت ناتوانی را به خداوند، نسبت دهند؟ قطعاً محال است.

موحد یعنی مسلمان. همین. و دادن بخشی از توحید به کفار عین جهالت و در صورت آگاهی، عین حقه بازی و تلاش جهت سردرگم کردن مسلمین و رسیدن به اهدافی خاص است؛ اهدافی چون مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اشغالگر اصلی.


[۱] حاکم نیشابوری ۳۶۵۲ المستدرك على الصحيحين للحاكم (۲/ ۴۶۶،۳۶۰۶) هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ وَلَمْ يُخْرِجَاهُ/ ذهبی:۳۶۰۶ – على شرط البخاري ومسلم. / تفسير الزمخشري = الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل (۴/ ۳۰)/ تفسير الألوسي = روح المعاني (۱۲/ ۷۷)/ تفسير أبي السعود = إرشاد العقل السليم إلى مزايا الكتاب الكريم (۷/ ۱۸۰)/ بيضاوي، أنوار التنزيل وأسرار التأويل (۳/ ۲۲۰) /تفسير الطبري = جامع البيان ت شاكر (۲۰/ ۵۵۴)

گذری کوتاه بر سخنان مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان در مورد صدور حکم محاربه و اعدام یک رپر (۳)

گذری کوتاه بر سخنان مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان در مورد صدور حکم محاربه و اعدام یک رپر (۳)

به قلم: براهندک بلوچ

تا اینجا متوجه شدیم که مفسد فی الارض و محارب ممکن است در و بخش جنگ سرد و تبلیغ یا جنگ مسلحانه و با ابزار فعال باشد، مثل کسی که با زبان یا حتی یک شعر  دیگران را تحریک به اغتشاش و بر هم زدن امنیت عمومی مسلمین در شهر یا روستا یا بیابان و بین شهری می کند و یا کسی که بر اساس تحریکات این شخص یا اشخاص وارد عمل شده و با استفاده از اسلحه یا به قول حنفی ها با استفاده از سنگ و چوب سلب امنیت می کند و ترس درست می کند.

 نکته ی بسیار مهم دیگری که در این زمینه باید در نظر گرفت این است که ماوردی در «الحاوی الکبیر» می گوید: شافعی گفته است: ” وَمَنْ عَفَا الْجِرَاحَ كَانَ لَهُ وَمَنْ عَفَا النَّفْسَ لَمْ يُحْقَنْ بِذَلِكَ دَمُهُ وَكَانَ عَلَى الْإِمَامِ قَتْلُهُ إِذَا بَلَغَتْ جِنَايَتُهُ الْقَتْلَ.” اگر کسی بخواهد جراحتی که توسط محاربین به او وارد شده را ببخشد، این حق را دارد. اما اگر کسی بخواهد از قتل بگذرد و محارب را ببخشد، این بخشیدن موجب حفظ خون محارب نمی شود و بر امام [حاکم] واجب است که محارب را ـ در صورتی که جنایتش به قتل رسیده ـ بکشد. (ماوردی، الحاوی الکبیر، ج۱۳، ص۳۶۸٫)

یعنی اگر سخن این شخص یا اقدام این شخص منجر به کشته شدن افرادی شده باشد حتی اگر اولیای دم بخواهند اینها را ببخشند، حاکم اسلامی نباید آنها را ببخشد. توماج صالحی واضح می گوید: لطفا استخوان بشکونید که فردا نیاد تیر بزنه …. یکی از لباس شخصی ها شل شد …. نیروی انتظامی حکم سگ نظام رو داره (حیفِ سگ) نباید به این اوباش رحم کرد.

بر اساس تحریکات توماج و امثال توماج که همگی یک جبهه را تشکیل داده بودند عده ای از مسلمین عادی و تعدادی از نیروهای امنیتی ایران به قتل رسیده اند، بر اساس فقه اهل سنت و جماعت حتی اگر اولیای دم هم راضی باشند و از خون فرزندانشان بگذرند حاکم اسلامی نباید از کشتن آنها گذشت کند.

عقلای اهل سنت چندین سال است که به این باور رسیده اند: مولوی عبدالحمید امام جمعه مسجد مکی زاهدان لازم است قبل از سخن در این زمینه ها ابتدا کمی فقه اسلامی بر اساس مذهب حنفی مورد پذیرش بلوچها را بخواند؛ به دنبال آن مشخص کند که به نمایندگی از سوی کدام یک از مردم ایران سخن می گوید؟ او نماینده ی کدام طیف از مردم ایران است که می گوید: مردم ایرن چنین و چنان می خواهد؟

اما به تحقیق می توان این را گفت که: مولوی عبدالحمید به این دست از مسائل فقهی شناخت دارد، زمانی که در مورد جنگ اوکراین و فلسطین و… صحبت می کند اما در برابر اعدام دسته جمعی ۸۰ عالم زندانی اهل سنت و جماعت توسط رژیم آل سعود که هیچ کسی را هم نکشته بودند سکوت می کند اما به خاطر حکم یک اغتشاشگر هرزه در دارالاسلام ایران در نماز جمعه فریاد می زند و شبهه پراکنی می کند پس مشخص است که انگیزه دیگری در کار است  و سخنان او ربطی به امر به معروف و نهی از منکر در سطح حکومتی بر اساس فقه اهل سنت و جماعت ندارد.

گذری کوتاه بر سخنان مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان در مورد صدور حکم محاربه و اعدام یک رپر (۲)

گذری کوتاه بر سخنان مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان در مورد صدور حکم محاربه و اعدام یک رپر (۲)

به قلم: براهندک بلوچ

از نگاه مذهب امام شافعی نیز همین که محاربین ایجاد ترس کنند و با غلبه بر مردم و زدن آنان با دست، مالشان را بگیرند [یا تخریب کنند و رعب و وحشت ایجاد کنند] محاربه صدق می کند.( الموسوعة الکویتیة، ج۱۷، ص۱۵۷٫) زمانی که شخص به این شکل محارب و عامل اغتشاش یا یکی از اغتشاشگران تشخیص داده شد یعنی می خواهد به میل خودش در زمین فساد ایجاد کند، و چه فسادی بالاتر از تبلیغ قوانین کفری در جامعه و تبلیغ برای برهم زدن امنیت عمومی و کشتن به ناحق مردم وجود دارد؟  

الله تعالی در مورد این اشخاص می فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/۳۳)  کیفر کسانی که (بر حکومت اسلامی می‌شورند و بر احکام شریعت می‌تازند و بدین‌وسیله) با خدا و پیغمبرش می‌جنگند، و در روی زمین (با تهدید امنیّت مردم و سلب حقوق انسانها) دست به فساد می‌زنند، این است که کشته شوند، یا به دار زده شوند، یا دست و پای آنان در جهت عکس یکدیگر بریده شود، و یا این که از جائی به جائی تبعید گردند و یا زندانی شوند . این رسوائی آنان در دنیا است، و برای ایشان در آخرت مجازات بزرگی است.‏

پس حکم الله در مورد محارب واضح است و تنها بحث و اختلاف اهل فقه در مورد تخییر حکم یا تنویع حکم است؛ أبو بكر بن مسعود الكاساني الحنفي می گوید: قال أبو حنيفة – رضي الله عنه -: الإمام بالخيار إن شاء قطع يده، ورجله، ثم قتله أو صلبه، وإن شاء لم يقطه، وقتله أو صلبه، وقيل: إن تفسير الجمع بين القطع والقتل عند أبي حنيفة – رحمه الله – هو: أن يقطعه الإمام، ولا يحسم موضع القطع، بل يتركه حتى يموت، وعندهما يقتل، ولا يقطع، ومن أخاف، ولم يأخذ مالا، ولا قتل نفسا ينفى، وقال مالك – رحمه الله – في قاطع الطريق: مخير بين الأجزية المذكورة.( بدائع الصنائع  7 / 93)

ابو حنیفه رضی الله عنه می گوید: امام مختار است اگر بخواهد می تواند دست و پای او را قطع نماید و یا او را دار بزند و اگر بخواهد می تواند که از قطع دست و پای وی صرف نظر نماید سپس او را به قتل رسانده و یا او را صلب نماید. برخی چنین گفته اند که تفسیر جمع میان قطع و قتل در نزد ابو حنیفه رحمه الله عبارت است از اینکه امام آن را قطع نماید و موضع قطع را مشخص نکند بلکه شخص را رها نماید تا بمیرد و در زمان انجام آن دو کشته می شود و قطع نمی گردد. و کسانی که موجب ترس شده اند ولی مالی را نگرفته و نه کسی را به قتل رسانده است، نفی  می شوند. مالک رحمه الله درباره راهزن می گوید: امام در میان مجازات های مذکور مخیر است.

عده ای می گویند که محاربه تنها متعلق به صحرا و بیرون از شهر و آبادی است، امام ماوردی می گوید: دلیل ما [برای اینکه حکم محارب مخصوص بیابان و بیرون شهر نیست] این است که  آیه {إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا}(المائدة: ۳۳) عام است و [به حالت خاصی] مخصوص نشده است. چون هر سببی که باعث وجوب حدّ در خارج از شهر بشود، باعث وجوب حد در شهر هم می شود. مثل زنا و قذف و شرب خمر. [بلکه] این امور جرمشان در شهر سنگین تر است. به خاطر سه امر: یکی اینکه غالبا شهر دارای امنیت و بیابان دارای خوف است [پس نا امن کردن شهر بدتر از نا امن کردن بیابان است]. دوم اینکه: شهر تحت سلطه حاکم و سلطان است ولی بیابان نه [پس نا امن کردن شهر به خاطر معارضه با حاکمیت جرمش شدید تر است]؛ و سوم اینکه: قلمرو و سلطه انسان در شهر بیشتر از بیابان است، پس بهترین [کمترین] حالتی که در اینجا متصور است اینکه حکم محاربین در آنجا که کار سخت تر است[شهر] مثل آنجا کار راحت تر است [بیابان] باشد. (ماوردی، الحاوی الکبیر، ج۱۳، ص۳۶۱٫)

ادامه دارد …. ان شاء الله

گذری کوتاه بر سخنان مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان در مورد صدور حکم محاربه و اعدام یک رَپِر (۱)

گذری کوتاه بر سخنان مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان در مورد صدور حکم محاربه و اعدام یک رَپِر (۱)

به قلم: براهندک بلوچ

مولوی عبدالحمید در خطبه‌های نماز جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ باز مثل همیشه به عنوان نماینده ی خودخوانده ملت ایران و با کلی گوئی هایی در مورد تاریخ اسلام و ادیان اللهی به نکات رسانه پسندی اشاره کرد که مخالف صریح منابع شریعت اسلام است، به عنوان مثال در مورد یک رپر محکوم به اعدام گفت:

«توماج صالحی شاعر و هنرمندی است که سخنی گفته و نباید بخاطر آن محارب قلمداد شود. وی نه راهزن بوده و نه مرتکب قتل شده است که مستحق اعدام باشد. مسئولان باید تحمل داشته باشند. بخاطر حرف، مردم را نکشید. قضات و دستگاه قضایی باید شرایط و خواسته‌های ملت را در نظر داشته باشند… اعدام‌‌هایی که به نام موادمخدر انجام می‌شود نیز نه در قرآن و نه در سنت جایی ندارد. محارب قرار دادن افراد و اعدام‌ها مگر در در مورد قصاص و جایی که نص صریح آمده است، درست نیست.»

  1. در صدر اسلام، رسول الله صلی الله علیه وسلم حکم قتل افرادی را صادر کرد که فقط با شعر یا با آواز خوانی بر علیه اسلام فعالیت داشتند:

به عنوان مثال: دو کنیز عبدالله بن خطل که فقط بر علیه اسلام آواز می خواندند، یکی از کنیزها نیز کشته شد و دیگری فرار کرد، ابوعفک هم پیر مرد سالخوره ای بود که با اشعار خود مردم را بر ضدّ رسول الله می شوراند. این جا بود که «سالم بن عمیر» نذر کرد که او را به قتل رسانده یا خودش بر سر این کار بمیرد، لذا رفت و او را به قتل رسانید.( واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ص۱۲۶)

عصماء دختر مروان هم که به خاطر اشعارش در تحریک و شوراندن مردم کشته شد یکی از اشعارش این بود:  « آیا هیچ مرد شریفی نیست که به او (پیامبر) حمله ناگهانی کند و امید امیدواران به او را از بین ببرد.» (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲ ص ۶۳۷)

توماج صالحی هم به عنوان مثال غیر شعرهایی که خوانده می نویسد: لطفا استخوان بشکونید که فردا نیاد تیر بزنه …. یکی از لباس شخصی ها شل شد …. نیروی انتظامی حکم سگ نظام رو داره (حیفِ سگ) نباید به این اوباش رحم کرد.

آیا سخنان توماج در تحریک مردم به اغتشاش و مشارکت در اغتشاش و محاربه و بر هم زدن امنیت عمومی تندتر هستند یا سخنان ابوعفک و عصماء دختر مروان و…؟

  • جرم محاربه و افساد در زمین نزد مذهب اما ابوحنیفه و هم مشارکین در آن:

محاربه و تلاش جهت ایجاد فساد در زمین یعنی اینکه شخص یا گروهی بخواهند امنیت مردم را بر هم بزنند و در دارالاسلام در پی ایجاد فساد ( مثل کشتن مردم و رواج بی بندوباری و…) باشند. امام ابوحنیفه گفته است: الرِّدْءُ الْمُكْثِرُ فِيهَا، وَالْمُهِيبُ كَالْمُبَاشِرِ فِي إِقَامَةِ الْحَدِّ عَلَيْهِ، کسی که باعث ازدیاد ترس و هیبت محاربین شده نیز همانند کسی است که مباشرتا جنایت کرده است و حد بر هر دو اقامه می شود. پس اگر یکی از آن محاربین آدم کشته باشد، همگی کشته می شوند و اگر یکی از آنان مال گرفته باشد، دست و پای همگی قطع می شود. استدلال امام ابوحنیفه به آیه {إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ في الأرض فساداً}(المائدة: ۳۳) می باشد؛ چرا که آیه عام است و کسی را تخصیص نزده است [که مثلا کسی که مباشرتا جنایت کرده کشته شود و کسی که مباشرتا جنایت نکرده ولی با محاربین همراه بوده، حد بر او جاری نمی شود]. امام ابوحنیفه همچنین به روایتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم استدلال کرده که می فرماید: لا يحل قتل امرئ مسلم إلا في ثلاث خصال : زان محصن فيرجم ، ورجل قتل متعمدا فيقتل به ، ورجل خرج على الإمام فحارب الله ورسوله ، فيقتل أو يصلب أو ينفى من الأرض.  کشتن هیچ مسلمانی حلال نیست مگر در سه مورد: در زنای محصنه و قتل عمدی و کسی که بر امام [حاکم] خروج کرده و با الله و رسولش محاربه کرده است؛ که چنین شخصی، کشته می شود، یا به صلیب کشیده می شود، یا تبعید می شود. فعم في المحارب ولم يفرق بين مباشر ومكثر پس در این روایت، محارب به صورت عام به کار برده شده و فرقی بین مباشر و غیر مباشر [سیاهی لشکر] گذاشته نشده است. (ماوردی، الحاوی الکبیر، ج۱۳، ص۳۶۳)

ادامه دارد … ان شاء الله