فرقه ی سعدی قریشی از بستر سازان یارگیری احزاب سکولار و مرتد در میان اهل سنت کردستان

فرقه ی سعدی قریشی از بستر سازان یارگیری احزاب سکولار و مرتد در میان اهل سنت کردستان

به قلم: مسعود سنه ای

اخیراً یکی از طرفداران فرقه ی سعدی قریشی از مکتب قرآن مطالبی را بر علیه مُلا حسن امینی رهبر مکتب قرآن کردستان نشر داده است که در واقع تنها نقد آقای امینی نیست بلکه تهاجمی آشکار به تمام شریعت گرایان مسلمان و دفاعی آشکار از یکی از احزاب سکولار و مرتد اردوگاه نشین است، به همین دلیل دوست دارم مطالبی را خدمت شما عزیزان برسانم.

  این طرفدار فرقه ی سعدی قریشی می خواهد چنان وانمودکند که شخصی مسلمان و کرد دوستی است که بی طرفانه و بدن غرض به نقد جریانات و اشخاص و احزاب برجسته ی اوایل انقلاب درکردستان و به خصوص جریان مکتب قرآن کردستان و افراد موثر در آن می پردازد . شایدکمترکسی فکرکند که این سناریو و سریال  ادامه دار تلاشی است نافرجام و بچه گانه جهت انحراف افکار عمومی کردهای مسلمان از یکطرف و تقدیس کردن مرتدین سکولاری که تاریخ ننگین جنایاتشان پس از سالها برای همگان روش و آشکار گشته است . سامان و همفکرانشان سعی دارند در زیر لفافه ی شعار (چون این اشخاص اغلب کارمند ادارات و حقوق بگیر دولت بوده و از بیشترین وامها وتسهیلات بانکی و… از جانب حکومت برخوردارند ) مخالفت با حکومت و تخریب  جماعتهای وشخصیتهای دینی تاثیر گذاری چون جماعتهای مجاهدین فرقه ی ناجیه ،  علوی ، کاک حسن امینی، خضر نژاد  و …در منطقه ،بر اندیشه ها و تفاسیر آلوده و متحجرانه ی خارج از اهل سنت و جماعت خود شان سرپوش بگذارند .

این شخص با آنکه مثل خوارج بر علما و اشتباهات احتمالی آنها می تازد ، مرتدین سکولاریستی همچون قاضی محمد مرتد و قاسملوی مرتد سکولاریست را، تا حد پیشوا وقهرمان کردها و بالاتر از آن تا حد شهید با لا می برد . اشخاصی که کارنامه ی ننگین و سیاهشان برهمگان مشهود و عیان گشته است .(و چنانچه خواننده ای خواست از این موجودات سکولاریست مرتد آگاهیهایی را به دست آورد در قسمت /تاریخ و کارنامه ی مرتدین دموکرات ، کومله ،پژاک و…/ همین سایت مطالب مستند و گویایی وجود دارد .) اما در عوض به کسی که خودشان هم آنرا مسلمان می دانند، اما در پاره ای موارد با وی اختلاف نظر دارند، القابی چون : فردی ابن الوقت و دروغگووبیمار مبتلا به درد شهرت طلبی ، خائن ، پررو ، این یارو، ازنوکران رژیم ، شریک وتایید کننده ی جنایتکاران، دروغ-مکر- ریا- قدرت پرستی و خیانت  ، دردسرساز ، نیرنگها وخدعه های امینی ، جسارت وبی ادبی ، دزدی و.. می دهند .  خواننده ی محترم در همین ابتدای امر باید بفهمد که با چه موجودی سروکار دارد .

ادامه خواندن فرقه ی سعدی قریشی از بستر سازان یارگیری احزاب سکولار و مرتد در میان اهل سنت کردستان

چرا نجدیت بر «اعمال» فرقه نجدی دوله (داعش) تمرکز کرده نه بر «عقاید» آن؟

چرا نجدیت بر «اعمال» فرقه نجدی دوله (داعش) تمرکز کرده نه بر «عقاید» آن؟

به قلم : ابوابراهیم هورامی

بعد از انفجارات کابل بر علیه شیعیان عزادار و کشتار آنهمه مسلمان و بعد از ترور چند عضو حنفی مذهب امارت اسلامی و دستگیری و کشتار چند عضو فرقه نجدی دوله (داعش) در کابل یکی از دوستان پرسید چرا داعش شیعیان و طالبان را می کشد؟

من رساله ای از ابی محمد عدنانی را به ایشان نشان دادم که پاسخ روشن را داده بود. عنوان رساله این بود: با آنها بجنگید چراکه مشرک هستند. در این رساله به صراحت گفته بود که : “مال، جان و ناموس روافض مباح است و کشتن آنها عبادتی است که شما را به الله نزدیک می‌کند.”

در اینجا واضح و روشن است که علت جنگ فرقه نجدی دوله (داعش) به مسائل عقیدتی برمی گردد نه صرف مسائل مادی و اختلافات دنیوی. حالا به نظر شما تنها فرقه نجدی دوله (داعش) به شیعیان و صوفی های اهل سنت و سایر مسلمین مخالف برداشتهای آنها از توحید و شرک و عبادت و توسل و … می گویند مشرک و حکم مشرکین را بر آنها تطبیق می دهند یا این عقیده ی تمام پیروان محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد است؟

محمد بن عبدالوهاب در رساله هفتم خود ردی بر ابن سحیم و پیروان او را می دهد و آن ها را تکفیر میکند و از قول بهوتی می گوید: هرکس علی بن ابی طالب را به فریاد بخواند کافر است و هرکس در کفر او شک کند و او را تکفیر نکند کافر است پس حال آن شخص چگونه است که آن ها را مسلمان می داند و با موحدین به جدل می پردازد و موحدین را خوارج و کافر می نامد. (الدرر السنیه   ۱۰/۳۶)

الان فکر کن و اطراف خودت را نگاه کن، چند نفر می گویند یا شیخ عبدالقادر گیلانی، یا پیرو شیخ فلانی و…؟حالا با چنین برداشتی از توحید و شرک، چند درصد از مسلمین را باید تکفیر کرد؟

به دنبال این باز نجدیت معتقد است: ” کسی که مشرکین را از ملت اسلام خارج نداند در واقع تصدیق کننده ی قرآن نمی باشد چونکه قرآن مشرکین یعنی پرستش کنندگان غیراللە را از ملت اسلام خارج دانسته است وبه تکفیر واخراج آنها از ملت اسلام  وهمچنین به جنگیدن ودشمنی نمودن با آنها امرنموده است محمد بن عبدالوهاب رحمه الله در ناقض سوم اسلام گفته است : ” هر کس مشرکین را تکفیر ننماید ویا اینکه در خارج بودن آنها از ملت اسلام شک داشته باشد ویا اینکه مذهب وراه آنها را درست وصحیح بداند کافراست “.[الدرر السنية : ۲۹۱/۹]

شیخ عبدالطیف آل شیخ از بزرگان تفکر نجدیت می گوید: تکفیر کردن مشرک وکسی که میگوید تکفیرکردن مشرکین از اصول خوارج است و هیچ یک از علمای اهل سنت این کار را نکرده اند( این قول) ردی بر الله تعالی و پیامبر علیه صلاة والسلام و اجماع امت داده است و این فضیحت فقط با این رد کافی است و بر معترض همین که نمی داند بین دین پیامبران و مذهب خوارج تشخیص قائل نشده است.[مصباح الضلام   ۵۹۴-۵۹۳]

در بیانیه صادره از اداره مرکزی پیگیری دبیرخانه ها و هیئت های شرعی در فرقه نجدی دوله (داعش) و منتشر شده در مجله شماره ۷۶ نبأ آمده است: «بر هر مسلمان و مناصر دولت اسلامی واجب است که مشرکین را تکفیر  کند؛ آنانکه غیر الله را عبادت می کنند یا بخشی از عبادات را برای غیر الله قائل می شوند؛ همچون روافض و اهل تصوف ( صوفی گری ) و غیر آنان ، و از توقف در تکفیر این مشرکین بر حذر باشند تا انسان دچار لغزش و خسارتمندی نگردد.»

این است ثمره ی تفکر یهودی به توحید (حدیث) و عدم دشمن شناسی شرعی و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و تکفیر نابجای مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و ایجاد تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و ریختن به ناحق خون مسلمین.

حالا به نظر شما: آیا فرقه نجدی دوله (داعش) چیزی غیر از تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را گفته یا در عمل نشان داده است؟ قطعاً خیر.

اینجاست که متوجه می شویم که چرا نجدی های غیر مسلح اطراف ما و یا سایر نجدی های مسلحی چون دارودسته ی جولانی بیشتر بر «اعمال» فرقه نجدی دوله (داعش) تمرکز می کنند و به مخالفت با آنها بر می خیزند و سعی می کنند نشان دهند صفات و اعمال آنها به فرقه خوارج نزدیک است اما در مورد «عقاید» آنها سکوت می کنند؟!؛ چون در عقیده همه یکی هستند و همه تابع تفکرات نجدیت هستند و تنها در تطبیق و عمل کردن به عقیده است که فرقه نجدی دوله (داعش) از صداقت بیشتری برخوردار است اما اینها یا تقیه می کنند و یا منتظر فرصت جهت اجرا کردن این عقاید تفکر نجدیت هستند.

هرکس با محمد بن عبدالوهاب مخالفت کند پس با الله و رسولش دشمنی کرده است!

? هرکس با محمد بن عبدالوهاب مخالفت کند پس با الله و رسولش دشمنی کرده است!

✍️نگارنده: مجاهد دین

▫️یکی از روش‌های محمد بن عبدالوهاب برای شستشودادن مغزی طرفدارانش این بود که خودش را پشت الله و رسولش پنهان می‌کرد و هرکس با دیدگاه افراطی و خوارجانۀ او مخالفت می‌کرد را متهم به مخالف با الله و رسولش می‌کرد.

?چنانکه در رد سلیمان بن سحیم می‌گوید: «أني وقفت على أوراق بخط ولد ابن سحيم، صنفها يريد أن يصد بها الناس عن دين الإسلام، وشهادة أن لا إله إلا الله، فأردت أن أنبه على ما فيها من الكفر الصريح، وسب دين الإسلام، وما فيها من الجهالة التي يعرفها العامة».

?ترجمه: «بر اوراقی به خط (سلیمان) پدر ابن سحیم دست یافتم که آن را نوشته و خواسته با آن مردم را از دین اسلام و شهادت به لا إله إلا الله باز دارد، و خواستم تا کفریات صریح او و دشنام دادنش به دین اسلام و دیگر جهالاتی که داشته و عوام آن را متوجه نمی‌شوند را گوشزد کرده باشم».

? الرسائل الشخصية (مطبوع ضمن مؤلفات الشيخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء السادس) (ص ۸۸)

?چنانکه می‌بینید احساسات پیروانش را تحریک می‌کند و علمای مخالف او که بر او رد زده‌اند را متهم به دشمنی با الله و رسولش و باز داشتن مردم از اسلام و… کرده است. درحالی که آنان از علمای حنبلی مذهب بودند و فقط با غلوهای محمد بن عبدالوهاب مخالف بودند که مردم را همانند خوارج کافر و مشرک می‌دانست و آنان را می‌کشت و از آنان غنیمت می‌گرفت.

❓آیا محمد بن عبدالوهاب سخنگوی رسمی ‌الله و رسولش است؟

❓ آیا بر او وحی نازل می‌شد؟

❓آیا از آسمان نازل شده بود؟

تا اگر کسی با او مخالفت کند پس با الله و رسولش مخالفت کرده باشد؟

❓آیا برداشت او معصوم از خطا بوده است؟

درحالی که صدها اشتباه فاحش در نوشته‌های او وجود دارد که ما بسیاری از آنها را نشان داده‌ایم. پس چگونه اگر کسی بر اشتباهات او رد بزند را متهم می‌کند به بازداشتن مردم از دین اسلام و دشمنی با الله و رسولش و دشنام به دین اسلام و کفر صریح و مخالفت با لا إله إلا الله و…

التماس کمی تفکر

حسن امینی حاکم شرع گروه مکتب قران کردستان را در واکنش او به اعمال احزاب سکولار بشناسید

حسن امینی حاکم شرع گروه مکتب قران کردستان را در واکنش او به اعمال احزاب سکولار بشناسید

به قلم: مسعود سنه ای

حکومت سکولاری که حسن امینی پیام تبریک تشکیل انرا در بخشهایی از شمال عراق داد حکومتی است که بر اساس قوانین سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها عمل می کند، که طبق معمول تمام سرزمینهای اسلامی، این دست از حاکمیتها از یکطرف مزدور دشمنان خارجی و سرکوبگر مومنین شریعت گرای داخلی هستند و از دیگر سو  زمینه سازان رواج یافتن از انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری و زمینه سازان انواع کفر گوئی ها در رسانه ها تحت عنوان آزادی های شخص هستند.

حکومت دو اداره ای اقلیم کردستان عراق که توسط بارزانی های سکولار در اربیل و اتحادیه میهنی سکولار در سلیمانیه و چندین حزب از دارودسته ی منافقین به ظاهر اسلامگرا اداره می شود علاوه بر این مفاسد یکی از دزدترین و خائن ترین حاکمیتها نیز هست. در این نیمچه حاکمیت سکولاریستهای کورد:

  1.  مریوان حلبچه ای و .. کتابهائی بدتر از آیات شیطانی سلمان رشدی در توهین به اسلام و قران و الله و پیامبر و کعبه نوشتند….. اما حسن امینی مفتتتتتی مکتب قرآن کردستان سکوت کرد
  2. در آشغالدانی شهر حلبچه قرآنی را پیدا کردند و زمانی که علمایان نستوه و تحت ستم اما با غیرت این شهر یکصدا بلند شدند، مسئولین حکومتی کفرستان عراق گفتند که کاری شخصی بوده ….. حسن امینی سکوت کرد
  3. به دنبال آن باز قرآن را در تولتهای مسجد خمخانه سلیمانیه ریختند و مسئولین حکومتی کفرستان عراق گفتند که کاری شخصی بوده ….. حسن امینی باز سکوت کرد
  4. در شهر اربیل هم باز براب چندین بار قرآنها را پاره شده و … در اماکن عمومی و غیره پیدا کردند باز مسئولین حکومتی کفرستان عراق گفتند که کاری شخصی بوده ….. حسن امینی سکوت کرد
  5. به دنبال این توهینها باز دیدیم که یکی از افسران پلیس حکومت سکولار اقلیم کفرستان عراق در شهر «باوه‌نوور» در جلو چشم نمازگذاران وارد مسجد شد و بدون ترس و از کسی  قرآنها را در داخل مسجد و جلو چشم اینهمه مسلمان خنثی شده پاره کرد … مردم شکایت این سرباز را پیش حاکمین سکولار کورد بردند و این شخص بعد از دو روز بازداشت دریک سوئیت امنیتی آزاد شد…. حسن امینی باز سکوت کرد و بیانیه ای نداد
  6. به دنبال این و چند روز بعد از ان سکولاریستها در هنگام نماز ظهر  همان توهین را اناجم دادند اما اینبار قرآنها را سوزاندند ……  حسن امینی مفتتتتتی باز سکوت کرد
  7. علاوه بر اینها در سالروز ژینوساید کوردهای مسلمان از ۱۹۸۷تا۱۹۸۸ توسط حکومت سکولار صدام حسین که تحت عنوان انفال از آن نام برده است، عده ای از این کوردهای سکولار باز آشکار از کانال احزاب سکولار اقدام به سوزاندن سوره ی انفال می کنند. اما باز مفتتتتتی حسن امینی سکوت کرد.
  8. ۷-      این خباثت سکولاریستها در کفرستان عراق و تحت پوشش حکومت سکولار کوردها به سایر کوردهای سکولار سرایت کرد و در اسلو پایتخت نروژ نیز باز همین کوردهای سکولار اقدام به سوزاندن سوره های انفال و نصر و فتح و نساء کردند و بیشرمانه آنرا در یوتیوب هم قرار دادند تا دنیا ببیند ((http://www.sarbast.com/dreja/2010/04/24/Quran-Sutandn)….  اما باز حسن امینی هم کور شد و ندید و هم لال شد تا بیانیه ای صادر نکند
  9. مزدوران حزب کارگران اوجالان به نماز و ام المومنین عایشه و قرآن و سایر مقدسات مسلمین توهین کردند و در سایتهای مختلف نشان دادند …. اما باز مفتتتتتی حسن امینی سکوت کرد.
  10. طرفداران احزاب سکولار در شهر مریوان یعنی بغل گوش حسن امینی قرآنها را در توالتهای مساجد ریختند و در مریوان و سنندج(محل اقامت حسن امینی) و سقز به الله و پیامبر و قران و کعبه و ناموس پیامبر فحاشی و توهین کردند …. اما باز مفتتتتتی حسن امینی سکوت کرد.
  11. و دهها مورد دیگر که در حد این متن مختصر نیست و خودتان بروید و بگردید

این واقعیت حسن امینی است؛ اما فقط کافی است یک مسلمان یک اشتباه کوچکی از او سربزند یا چیزی بگوید یا کاری انجام دهد که مخالف احزاب سکولار و مرتد کورد باشد آنوقت است که بیانیه پشت بیانیه به دفاع از این مرتدین سکولار ردیف می شود و…

آیا این واکنش یک مومن است یا یکی از دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها ….؟ خودتان پاسخ دهید.

اسلام متحجر و لیبرال دو بال اسلام آمریکائی/ اینبار حسن امینی (قشلاق افغانان)

اگر مخالف فلان تفکر یا رفتار اهل قبله هستی با رعایت ادب اسلامی و با استناد به منابع شرعی و مستند تاریخی نقد کن نه فحاشی و توهین و بددهنی و نه تکفیر نابجای اهل قبله

لیبرال دو بال اسلام آمریکائی/ اینبار حسن امینی (قشلاق افغانان)

به قلم: کیوان مریوانی

بدون شک زیدی و حنفی ها و جعفری ها و شافعی و سایر مذاهب و حتی تفکرات و تفاسیر اسلامی در مواردی با هم اختلاف دارند همچنانکه خود ائمه ی این مذاهب هم با هم اختلافاتی داشته اند اما این اختلافات ریز با وجود آنهمه اشتراکات باعث نشده که این بزرگواران یا زبان به توهین و فحاشی بگشایند یا اینکه مرتکب تکفیر نابجای مسلمین شوند؛ بلکه مسیر مناصحه و مشاوره ی دلسوزانه را در گفتگوی با هم جهت رفع اختلافات و نزدیک کردن آراء خود به هم انتخاب کرده اند.

بر خلاف این منهج صحیح مسلمین در تعامل با هم این روزها ما به قول سید قطب رحمه الله شاهد «اسلامی آمریکائی» هستیم که دو بال دارد یکی متحجرین همسو با تفکرات نجدیت و دیگری لیبرالهای اسلامگرا.  همچنانکه تشیع انگلیسی هم دست کمی از اینها نداشته و ندارد.

زمانی که در عاشورای امسال عده ای از سربازان امارت اسلامی پرچمهای عزاداران شیعه را پائین کشیده و به جایش پرچم امارت اسلامی را قرار دادند، مسئولین امارت اسلامی فوراً پرچمهای امارت اسلامی را پائین کشیده و پرچم عزاداران شیعه را سرجایشان قرار دادند، خالد الحایک یکی از مفتی های تازه به دوران رسیده ی نجدیت که دوران اشغال افغانستان را  در آمریکا گذرانده و بعد در اردن مرکز جاسوسی آمریکا عنوان مفتی را به او داده اند و در برابر تمام جنایات آمریکائی ها و سایر کفار در افغانستان سکوت کرده فوراً فتوا داد: ” مسلمان نیست، کسیکه در برافراشته کردن پرچم (لبیک یا حسین) با روافض همکاری کند.” و به همین سادگی امارت اسلامی را تکفیر کرد.

در کنار این و در این ایامی که نزد شیعیان جعفری به عید غدیر خم معروف است یک تابلو در سنندج به همین مناسبت نصب شد همچنانکه در مناسبتهای مختلف دیگر شیعیان جعفری و یا مناسبتهای ملی هزاران پرچم و تابلو و عکس نوشته و … بر افراشته و نصب می شود؛ اما اینبار حسن امینی که در برابر فحش دادنهای سکولاریستهای کورد در دهه ی آخر ماه رمضان امسال به الله و رسول الله و قرآن و ناموس رسول الله و کعبه در کردستان عراق و شهرهای مریوان و سقز و همین سنندجی که در آن ساکن است سکوت می کند، و در برابر آنهمه فحاشی احزاب سکولار کورد در ماهواره ها و فضای مجازیشان به تمام قوانین شریعت الله و مقدسات اسلام سکوت می کند و …. در برابر کسانی که این بنر را نصب کرده اند کلماتی به کار  می برد که شایسته ی هر لات کوچه بازاری هست الا یک طلبه ی علوم دینی چه رسد به کسی که ادعای مفتی و حاکم شرع داشته باشد.

این شخص خطاب به شهردار و رئیس شورای شهر سنندج می گوید: ” راستی چه شخص یا اشخاصِ ضد مردم و بی‌شعور و تفرقەاندازی  دستور چنین کاری را به شما داده‌اند؟؟ آنان را معرّفی‌ کنید تا  خود آنها با اهل سنّت طرف شوند. انتظار می رود ضمن عذر خواهی از اهل سنت کوردستان، هر چه زودتر، بخاطر حفظ آرامش روحی آنان و دیگر اهل سنت ایران این بنرها جمع آوری شده و از تکرار چنین خیانتی خودداری گردد. در غیر اینصورت، مسئولِ تبعات آن، شما و دستوردهندگانِ  بی‌شعور و تفرقە انداز هستند.” 

رئیس گروه مکتب قرآن کردستان که خودش را دلسوز اهل سنت کردستان معرفی می کند و مدعی است برایش کُرد ایرانی و عراقی و… فرقی ندارد چرا در برابر کفر گوئی ها و توهینهای آشکار امثال مریوان حلبچه ای و جلال طالبان ملا کمتیار و… حتی یک بیانیه صادر نکرده، یا در مورد توهینهای احزاب سکولار به الله و قران و پیامبر و قرآن و کعبه و… سکوت کرده؟ مگر جرم نصب یک پرچم یا بنر در تبریک عید غدیر سنگین تر است یا توهین آشکار به الله و قرآن و پیامبر و سایر مقدسات مسلمین؟!

همین دیروز و هماهنگ با نصب این بنردر سنندج بود که شوان پرور عید قربان را به تمسخر گرفت و قربانی کردن را کار وحشی ها معرفی کرد و بارزانی های سکولار گروه زنان هاژه سنندج در هولیر را مورد تجاوز قرار دادند و … ؟

چرا در برابر تمام فحاشی ها و توهینها و جنایات کوردهای سکولار سکوت کرده ای و علاوه بر آن با هر سکولار کورد و غیر کوردی در دفاع از نهادهای سکولاریستی حقوق بشری سکولاریستی و احزاب سکولار و مرتد محلی بیانیه می دهی اما …؟ برای تو مساله ی اهل سنت مطرح است یا نژاد کورد بودن و گرایشات لیبرالیسی و دموکراسی خواهانه ی غربی ها؟ 

به نظر بنده مشکل از امثال شما نیست که با تاسیس صدها ضرار در حال ضربه زدن به اولویات اسلام و مسلمین و دفاع از احزاب سکولار هستید و سکوت در برابر تمام مفاسد اخلاقی و عقیدتی و رفتاری سکولاریستها را برگزیده اید اما زبانتان در برابر ریزترین مساله ی اختلافی با سایر تفاسیر و مذاهب  اسلامی دراز است بلکه مشکل از آنجائی است که حاکمیتی چون حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود ندارد تا امثال شما و ضرارهایتان را مدیریت شرعی کند.

خالد الحایک را چرا مجازی های معلوم الحال علم کرده اند؟ (۳)

خالد الحایک را چرا مجازی های معلوم الحال علم کرده اند؟ (۳)

به قلم: ابوابرهیم هورامی  

یکی دیگر از دلایلی که این مفتی نجدی در تکفیر تمام شیعیان بیان می کند این است که شیعیان جعفری مثل آنها نماز نمی خوانند و می گوید:

  1. همچنین به طرز نماز ما نماز نمیخوانند و از سنت نبی ما اتباع نمیکنند, آیا بعد از تمامی اینها بگوییم: طبق اقوال (۶۰۰سال پیش) ابن تیمیه در تکفیر شیعیان اختلاف قائل شده است?!….بعد از تمام اینها بگوییم: علماء در تکفیرشان اختلاف دارند?! یا بگوییم: علماء در تکفیر علماء و عوامشان اختلاف دارند?!….قسم به الله که در کفر تمامی آنها (علماء و عوامشان) شک نمیکنیم -لعنهم الله- و هیچکس در کفرشان شک نمیکند مگر کسیکه الله چشمانش را کور کرده باشد.

ج: نجدیت با پیروی از تفکرات محمد بن عبدالوهاب با همین میزان از تنفر و کینه ی از سایر مسلمین بود که از همان ابتدا و توسط محمد بن عبدالوهاب آنهمه مسلمان شافعی یمن و عراق و مصر و آنهمه حنفی و حنبلی ها و جعفری های عربستان و عراق را قتل عام کردند و این جریان مسلمان کشی تا کنون نیز ادامه پیدا کرده است در حالی که نه محمد بن عبدالوهاب و نه هزاران درباری چون خالد الحایک تا کنون حتی یک تیر هم به سوی کفار اصلی پرتاب نکرده اند.

به هر حال اگر به شیوه ی نماز خواندن نگاه کنیم متوجه می شویم که شیوه ی نماز خواندن حنفی ها با شافعی ها و مالکی ها و حنبلی ها و نجدی ها فرق دارد، هم در شیوه ی دست گرفتن و هم اینکه در نماز و پشت سر امام سوره ی حمد نمی خوانند، یعنی در این مورد مثل شیعیان جعفری عمل می کنند.

علاوه بر این مالکی ها و زیدی ها و خوارج نیز دست بسته نماز نمی خوانند و مثل شیعیان جعفری هستند.

با آنکه همه مسلمین رو به سوی قبله ی واحدی می کنند و تعداد رکعات واحدی را می خوانند، آیا تنها به این دلیل چون این مسلمین مثل نجدی ها نماز نمی خوانند پس همگی کافر و مرتد هستند؟ یعنی در واقع چون اکثریت مطلق مسلمین جهاد چون یک اقلیت نجدی نماز نمی خوانند یا بر اسا تاویل خاصی که از شریعت دارند فلان سنت را در نماز رعایت نمی کنند یا فلان سنت را می دانند اما فراموش کرده اند پس همه کافر و مرتد هستند؟

این است چهره ی واقعی نجدیت زمانی که بدون تقیه ابراز وجود می کند و با همین بهانه های غیر شرعی است که تا کنون هزاران مسلمان را قتل عام کرده و می کنند.

  • خیال کرده اید نجدی ها به چه بهانه ای حنفی های امارت اسلامی افغانستان را قتل عام می کنند؟
  • یا به چه بهانه ای شافعی های یمن و سومالی و سینا و غزه را می کشند؟
  • یا علت کشتن آنهمه مسلمان مالکی مذهب در لیبی و الجزائر  توسط نجدی ها چه بوده؟
  • یا آنهمه قتل عام اهل سنت توسط دهها حزب نجدی در سوریه و عراق چه بوده؟

از خود پرسیده اید که چگونه نجدیت جهاد در چچن را نابود کرد و مسلمین شافعی مذهب چچن را به بهانه های پوچ و غیر شرعی مشرک و قبر پرست بودن تکفیر کرد و از اهل جهاد جدا کرد و آنها را در اختیار رمضان قدیراف مرتد و حکومت سکولار روسیه قرار داد که همین الان در اوکراین فی سبیل روسیه می جنگند همچنانکه گروه نجدی جولانی در سوریه فی سبیل ناتو و ترکیه در حال جنگ است؟  

آیا زمان آن نرسیده است که تمام مسلمین یک «نه» بزرگ به صدها شاخه ی مسلح و غیر مسلح نجدیت بگویند و آنها را با دلایل شرعی مورد نقد قرار دهند؟

امروز که در آفریقا سکولاریستها جنایت می کنند اما گروههای نجدی نصرانی ها را به ناحق قتل عام می کنند و شما سکوت کردی فردا نوبت به شیعیان می رسد و پس فردا نوبت به اهل سنت آنهم به اتهام دروغین مشرک و صوفی و ققبرپرستی و غیره.

خالد الحایک را چرا مجازی های معلوم الحال علم کرده اند؟ (۲)

خالد الحایک را چرا مجازی های معلوم الحال علم کرده اند؟ (۲)

به قلم: ابوابرهیم هورامی

در مورد خالد الحایک لازم است خدمت شما عرض کنم که این شخص اردنی تخصصش در رشته ی مهندسی است و تا سال ۱۹۹۶ در آمریکا بوده، یعنی در زمان اشغال افغانستان و عراق هم در این کشور اشغالگر و دارالحرب خدمت رسانی کرده و زمانی که به اردن (حیاط خلوت رژیم صهیونیستی و مرکز جاسوسی آمریکا) برمیگردد در دانشگاه دولتی اردن که برای علم شرعی تاسیس کرده اند درس می خواند و در سال۲۰۰۸ با ارائه یک پایان نامه ی خیلی ساده تحت عنوان «الراوي المجهول/ دراسة نظرية وتطبيقية في كتاب تقريب التهذيب لابن حجر» به او درجه دکترا در علوم حدیث می دهند.

این شخص با چنین سابقه ای چون بر زبان عربی مسلط بوده که زبان مادری اش است یک شبه می شود بزرگترین محدث برای نجدیت و یک شبه تبدیل می شود به فقیهی که حتی یک کتاب فقهی نخوانده و یک شبه تبدیل می شود به مفتی و فتواهای هدفمندی صادر می کند که ادامه ی مسیری است که نجدیت در گذشته و امثال ابوقتاده فلسطینی و طارق عبدالحلیم و مقدسی و هانی السباعی و امثالهم در زمان حاضر شروعش کرده اند و این روزها چند جوانک هم که کمی عربی یاد گرفته اند در این مسیر قدم گذاشته اند که نه تنها برای خودشان بلکه برای اهل دعوت و جهاد و تمام مسلمین مصیبت شده اند.

این شخص که مدعی است شیعیان جعفری کنونی همگی کافر هستند در مورد شیعیان کنونی صحبت می کند نه شیعیان زمان ابن تیمیه و می گوید:

 2- بسیاری از آنان معتقد به تحریف قرآن هستند,

ج: من از شما خوانندگان محترم می پرسم آیا در این عصر تنها یک مرجع شیعه را می توانید پیدا کنید که معتقد به تحریف قرآن باشد؟  در میان تمام شیعیان کنونی شما تنها یک منبع معتبر شیعه یا حتی یک مرجع تقلید را نشان دهید که معتقد به تحریف قرآن باشد. اگر پیدا نکردید که واقعاً هم وجود ندارد، پس این شخص چرا دروغ می گوید و چرا با پشتوانه ی این دروغ بزرگی که ساخته تمام شیعیان کنونی را تکفیر می کند؟

۳- این شخص باز مدعی می شود: و همانطور که میبینید اهل سنت را در هرجا که توان داشته باشند قتل عام میکنند, و زنانشان را غصب میکنند, و غیر آن!!

ج: آنچه که می بینیم این است در هر جا که نجدیت حاکم شده نه تنها شیعیان بلکه اهل سنت مخالف آنها قتل عام شده اند و زمانی هم که شیعیان انگلیسی با پشتوانه ی آمریکا و انگلیس در عراق قدرتی داشتند اهل سنت و سایر شیعیان قتل عام می شدند؛

اما زمانی که شیعیان جعفری در ایران حاکم شده اند شما کجا دیده اید که قتل عام کنند یا کجا دیده اید زمانی که اهل سنت حنفی در افغانستان حاکم شده اند شیعیان را قتل عام کنند؟ هرگز ندیده اید. اینکه اشخاصی از تشیع یا تسنن به خاطر جرمی که مرتکب شده اند مجازات می شوند ربطی به مذهب آنها ندارد بلکه به جرمی که مرتکب شده اند ربط دارند.

در مورد غصب زنان اهل سنت توسط شیعیانی که صاحب قدرت حکومتی هستند من باز از شما و تمام اهل سنت ساکن ایران می پرسم: آیا شیعیان که در ایران بیشتر از ۴ دهه است صاحب قدرت حکومتی هستند ناموس شما را غصب کرده اند؟ یعنی واقعاً این توهین بی شرمانه از سوی این نجدی بی حیا و مزدور را باید تحمل کنیم؟ یعنی واقعاً اهل سنت را بی غیرت و دیوث فرض کرده است که ببیند دیگران به ناموسش تجاوز می کنند و این نظاره گر باشد؟

به نظر شما آیا این سرباز جنگ روانی آمریکا و صهیونیستها از گفتن چنین اتهام و افک مبین و دروغی شرم و حیا نمی کند؟ حالا که این شخص شرم ندارد کسانی که این دروغ را در میان کسانی که فارسی متوجه می شوند نشر می دهند و می دانند دروغ محض است شرم نمی کنند؟ آیا نمی دانند نشر این دروغ توهین محض به اهل سنت است؟

ادامه دارد ….. ان شاء الله

خالد الحایک را چرا مجازی های معلوم الحال علم کرده اند؟ (۱)

ابوقتاده فلسطینی و الحایک .( پیدا کن پرتقال فروش را)

خالد الحایک را چرا مجازی های معلوم الحال علم کرده اند؟ (۱)

به قلم: ابوابرهیم هورامی

این روزها و در فضای مجازی منتسب به شیعیان انگلیسی و نجدیت و حتی در برخی از گروهها و کانالهای منتسب به شافعی ها و جعفری ها و حنفی ها و حتی گروهها و کانالهای متعلق به قومیتهای بلوچ و کورد و تورک و عرب و لُر و تورکمن و غیره افراد معلوم الحالی دیده می شوند که برای هر اهل علمی واضح و آشکار است که اینها دشمنان اهل سنت و تشیع و قومیتهای مختلف هستند اما دارند نقش بازی می کنند و از جهالت مخاطبین خود جهت برهم زدن وحدت و اتحاد میان مسلمین و تولید جنگ داخلی مطالبی را نشر می دهند.

دارودسته ی مرتدین رجوی که در خیانت به دین و ملت سرآمد سایر خائنین هستند و در فضای حقیقی جزو ورشکسته ها و بازنده ها به شمار می روند با پشتوانه ی آمریکا و حکام دست نشانده ی منطقه ای چون آل سعود و امارت و با استخدام مشتی پیرپاتال فسیل شده و تاریخ گذشته در فضای مجازی یکی از این دغل بازان فضای مجازی شده اند که در کنار مشتی نجدی کوتاه بین فریب خورده جهت خدمت به دشمنان شیعه و سنی مشغول انجام وظیفه هستند.

اینها از فتواهای شاذ هر شخصی جهت ضربه زدن به دارالاسلام ایران و تولید جنگ داخلی حنفی ها و شافعی ها و نجدی ها با شیعیان استفاده می کنند؛ زمانی فتواهای غیر شرعی علمای گذشته ی نجد، و از معاصرین، فتواهای کسانی چون ابوقتاده فلسطینی را نشر می دادند اما زمانی که مشخص شد نجدیت در این زمینه اشتباه کرده و این مفتی های کنونی ساکن در دارالکفرها نیز از مجریان جنگ روانی دشمن هستند که سخنانشان پایه و اساسی در شریعت الله ندارد و اهل سنت هم ارزشی برای این فتواها قائل نیستند به سراغ مفتی دیگری از همین قماش می روند.

یکی از این مفتی ها خالد الحایک نجدی است که در میان نجدیت به شیخ ابوصهیب نیز شناخته شده و چون در زمینه ی حدیث در دانشگاههای دولتی دارای مدرک دکتری شده حتی او را در حد بزرگترین محدث معاصر هم بالا کشیده اند. کاری که معمولا برای نجدیت عادی است که حتی از فقه نخوانده ای خائن و غدار چون جولانی هم شیخ جلیل القدر و عالم فرزانه و غیره بسازند و…

به هر حال فتوایی که این روزها از خالد الحایک در مورد تشیع بازنشر می شود ایراد گرفتن از استفاده از فتواهای ابن تیمیه در مورد تشیع است چون بر اساس تمام مذاهب اسلامی و کسانی چون ابن تیمیه که او هم حنبلی است فتواهای آنها در تکفیر شیعیان غیر شرعی است و خالد الحایک می گوید: جائز نیست که فتاوای (۶۰۰سال پیش) ابن تیمیه (در مورد رافضه) را بر حال الان آنها تطبیق کرد.

به دنبال این، دلیل آنرا اینگونه بیان می کند:

  1. “تمامی آنها امروز ?علماء و عوامشان? بر یک مذهب هستند.. برای الله شریک قائل میشوند و به سوی غیر او دعاء و نذار میکنند”

ج: نجدیت با برداشت اشتباهی که از مساله شرک و توحید دارد و در مورد توسل که مساله ای اختلافی در میان مسلمین در طول قرون گذشته بوده دچار انحراف آشکار شده است، به سادگی نه تنها شیعیان جعفری کنونی بلکه اکثریت مطلق حنفی ها و مالکی ها و شافعی ها و زیدی های کنونی و حتی علمای برجسته ی اهل سنت در طول قرون گذشته را نیز تکفیر می کنند و به صراحت بیان می کنند که قرنها قبل از محمد بن عبدالوهاب نیز تمام مسلمین اهل توحید نبوده اند و ….

اگر امروزه و به این بهانه های غیر شرعی ?علماء و عوام? شیعیان جعفری را تکفیر می کنند و شما به عنوان یک اهل سنت سکوت کردی باید مطمئن باشی که با همین بهانه ها تو را نیز تکفیر کرده اند اما هنوز نوبت شما نرسیده و منتظر فرصت هستند تا همچون افغانستان و پاکستان و یمن و غیره قدرتی گیرشان بیاید و آنوقت مساجد شما را با نمازگذارن داخل آن منفجر کنند.

مگر ندیدیم؟ پس چرا سکوت کرده اید؟

ادامه دارد …. ان شاء الله.

حسن امینیِ مکتبِ مفتی زاده و الصعود الى الهاوية سکولاریستها(مشرکین)

حسن امینیِ مکتبِ مفتی زاده و الصعود الى الهاوية سکولاریستها(مشرکین)

 به قلم: کارزان شکاک

یکی از بزرگترین مصیبتها برای مسلمین زمانی شروع می شود که دارودسته ی منافقین پشت یک تفسیر و تاویل اشتباه اسلامی جهت ضربه زدن به اسلام و دارالاسلام وارد می شوند و سپس در میان انبوهی از مسلمین فریب خورده خود را مخفی و پنهان می کنند و با سپر کردن این مسلمین فریب خورده بر علیه منهج صحیح اسلامی و دارالاسلام سنگربندی می کنند.

این افراد همیشه تمایل به گروه سازی و دسته بندی و جناح بندی در میان مسلمین و در نهایت و در صورت توانائی و سست شدن یا خلاء قدرت نظامی حکومتی و نظارتی دارالاسلام بر آنها میل شدیدی به ضرار سازی و داشتن مرکزی خاص برای خود جدای از سایر مسلمین دارند.

بارزترین نمونه در صدر اسلام شخصی به اسم «ذُو الخُوَيْصِرَةِ» بود که حتی به عدالت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز ایراد می گرفت و در نهایت یکی از چهره های کلیدی شورشیان و خوارج در زمان حکومت اسلامی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه شد.

این افراد در میان تفاسیر مختلف انحرافی مثل خوارج و غلاة مرجئه نیز مخفی می کنند اما حضور منافقین در میان غلاة مرجئه خطرشان برای عقیده و غیرت مومنین و قدرت گیری دارالاسلام و حرکت رو به جلو آن بیشتر از خطر وجود آنها در میان خوارج اهل تاویلِ مسلح است.

این روزها دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها بر خلاف عصر نبوت و خلفای راشدین و حتی بر خلاف قرون گذشته، آشکارا تمایل خود به کنار زدن قوانین شریعت الله و قرار گرفتن در صف کفار اصلی و آشکار چون کفار سکولار(مشرک) را بر زبان می رانند.

حسن امینی یکی از همان افرادی است که دریکی از سنگرهای مکتب احمد مفتی زاده و در جبهه ی احزاب سکولار و مرتد بومی و غیر بومی بر علیه عقاید صحیح اسلامی مردم ما سنگر بندی کرده است  که در کنار هم قطاران خودش در بیانیه ای خطاب به سخنان اخیر «ربع پهلوی»  سکولار و مرتد، «راهبرد و راه حل دموکراتیک» را به او گوشزد می کنند و می گویند:

“آزادی، دموکراسی و احترام به حقوق بشر و پذیرش حق تعیین سرنوشت مردم و ملتها از بدیهی ترین و بنیادی ترین اصول و آموزه های دموکراسی و گفتمان حقوق بشری و از خواسته های اساسی و دموکراتیک ملت ها است. پس هر جریان و هر فردی بر این بدیهیات و بر واقعیات چشم بربندد و بخواهد یک تفکر و سلیقه خاص را بر سرنوشت مردم حاکم بگرداند، محتوم به شکست است و طبعا چنین رویکرد و نگاهی فاقد هر گونه مشروعیت و وجاهت و مقبولیتی خواهد بود.”

  1. آیا حسن امینی و امثال او نمی دانند: دموکراسی یعنی حاکمیت قانون ساخته شده توسط مردم بر مردم به جای حاکمیت قوانین الله بر مردم؟ چرا می دانند. خوب هم می داند که دموکراسی بر اساس دین سکولاریسم و آنهم بر اساس اومانیسم یعنی انسان محوری به جای الله محوری تولید شده است؛ پس حکم کسی که به جای قانون الله خواهان قانون کفری تولید شده توسط انسان باشد چیست؟
  2. آیا حسن امینی و امثال او نمی دانند: که خواست الله و دین اسلام  و ملت مسلمان ما حرکت در مسیر قوانین شریعت الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است نه خواستی دموکراتیک؟ چرا می داند چون بارها و بارها از زبان خودش شنیده ام که خواست الله حرکت در مسیر قوانین و احکامش است . پس حکم چنین کسی که اینگونه ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- اخیاری و به میل خودش برای کفر دموکراسی و قوانین کفری سکولاریستها دعوت می دهد چیست؟
  3. ۳-      آیا در نگاه حسن امینی و امثال او که رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام پیامبران و پیروان صادق آنها خواهان حاکم کردن یک عقیده ی خاص به نام اسلام و یک قانون خاص به نام قوانین شریعت الله بر مردم هستند، چنین جریانی محکوم به شکست است و فاقد هر گونه مشروعیت و وجاهت و مقبولیتی است؟ آیا قوانین الله نزد کفار آشکار و منافقین داخلی مقبولیت ندارد یا نزد مومنینی که جان و مال و دنیایشان را فدای یک قانون الله می کنند؟

بگذار نه تنها حسن امینی و امثال او بلکه تمام دنیا بداند که ما تنها راه حل در مان مشکلات فردی و اجتماعی در جامعه ی بشری را قوانین شریعت الله می دانیم و خواهان تطبیق همین قوانین شریعت هم هستیم و تمام کسانی هم که مثل حسن امینی در جبهه ی احزاب سکولار و مرتد داخلی و خارجی در برابر این جریان قرار گرفته باشند را دشمن الله و رسولش و از دشمنان پنهان داخلی مومنین و دارالاسلام می دانیم که مدتهاست دشمنی خود را با قرار گرفتن در جبهه ی کفار سکولار(مشرک)آشکار هم کرده اند و مومنین اینها را بر اساس دستور الله تعالی «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ» (منافقون/۴) دشمن می دانند و نسبت به آنها حذر و احتیاط می کنند. قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/۴) الله آنها را بکشد! چگونه (از حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!).

نجدیت درباری و برخورد دوگانه با مساله ی حاکمیت و ولی الامر در جامعه

نجدیت درباری و برخورد دوگانه با مساله ی حاکمیت و ولی الامر در جامعه

به قلم: ابوبکر الخراسانی

نجدیت رسمی و در باری که مجموعه ی مریدان تفکر محمد بن عبدالوهاب را در بر می گیرد با پشتوانه ی قدرت مالی که از امثال آل سعود و امارات و غیره به دست آورده این روزها رسانه های مختلف ماهواره ای را به نام اهل سنت در قبضه ی خود در اورده است و در مسائل مختلف چنان به سمت و سوی طاغوتها و کفار سکولار گرایش پیدا کرده  که اگر عبدالله بن ابی زنده بود شاید تا این اندازه آشکارا جرئت پیشروی به سمت کفار را نداشت.

یکی از این شبکه های منحرف نجدیت شبکه ی کلمه است که آشکارا از کمونیستهای کومله و سکولار لیبرالهای دموکرات و … حمایت تبلیغاتی و رسانه ای می کند و در برابر مستقیماً در برابر دارالاسلامهای ایران و افغانستان و سایر مجاهدین اهل سنت در سرتاسر دنیا می ایستد .

در تفکرات نجدیتی که اینها تبلیغ می کنند بسیار طبیعی خواهد بود که یک کافر سکولار کمونیست یا لیبرال حاکم شود و این حاکم برایشان حکم ولی الامر را دارد که نباید بر علیه آن اقدامی انجام داد و سمع و طاعه آن واجب است، البته خودشان در انتخابات این حکام شرکت نمی کنند و می گویند با ظلمهای این حکام نیز موافق نیستند و تنها در منابر و کانالهای خود با خر کردن و منحرف کردن پیروانشان همراه و شریک این حکام می شوند.

اگر کشوری مثل عراق توسط آمریکا اشغال شود و کافری سکولار اصالتا یهودی به نام پل بریمر بر این کشور گماشته شود این کافر برایشان می شود ولی امر و چون با زور حاکمیت پیدا کرده و اکثریتی هم همراه او هستند پس مقاومت در برابر او را فتنه معرفی می کنند و تبلیغ می کنند فساد مقاومت بیشتر از فساد پذیرش حاکمیت این کافر است و ….

اگر دارالاسلامی مثل امارت اسلامی افغانستان توسط آمریکا و ناتو اشغال شود و خائنینی مرتد چون کرزای و غنی و دوستُم و عطا نور و اسماعیل خان هرات و غیره بر آن گماشته شوند باز همین سیاست را در رام کردن مردم در پیش می گیرند.

اما : مسلمان جعفری یا حنفی در ایران را یا افغانستان یا حتی مسلمان شافعی یا زیدی در یمن و سومالی یا مسلمان مالکی در مالی و لیبی و غیره و یا سایر مذاهب و تفاسیر اسلامی نباید بر سرزمینی حاکم شوند و نباید ولی امر شوند! چرا؟ چون اینها مخالف آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی و سایر کفار می شوند و از تطبیق قوانین سکولاریستی و رایج شدن بسیاری از مفاسد عقیدتی و رفتاری در جامعه جلوگیری می کنند!

در تفکر نجدیتی که اینها تبلیغش می کنند هیچ شهر و روستا و کشوری نباید بدون ولی امر باشد چون فتنه و اغتشاش و هرج و مرج اتفاق می افتد، اما تا الان نزد آنها کشف نشده است که مردم مسلمان ایران و افغانستان و بخشهایی از یمن و سومالی و مالی و غزه و … که آمریکا و ناتو و سایر احزاب سکولار و مرتد ولی امر آنها نیستند آیا اینها ولی امری دارند که از آن سمع و طاعه شود یا بی ولی امر هستند؟ یا اصلاً این مکانها نیازی به ولی امر ندارند و باید در هرج و مرج و سردرگمی به سر ببرند؟

پس فریب شعارهای به اصطلاح مدافع حقوق اهل سنت بودن و ساخت مسجد در تهران و ..و.. اینها را نخوریم و بدانیم که شبکه های نجدی کلمه و نور و… و سایر شبکه های شیعیان انگلیسی هم که همین مسیر را طی می کنند در واقع برای مسلمین تنها حاکمیت کفار سکولار را می خواهند و تحت هیچ عنوانی به حاکمیت فقه مذاهب اسلامی و مسلمین رضایت نخواهند داد .