کفار  برای امارت اسلامی افغانستان به چه نوع از اسلام راضی هستند؟ پیشنهاد زلمی خلیل زاد به طالبان: اسلامی شبیه اسلام مولوی عبدالحمید

کفار  برای امارت اسلامی افغانستان به چه نوع از اسلام راضی هستند؟ پیشنهاد زلمی خلیل زاد به طالبان: اسلامی شبیه اسلام مولوی عبدالحمید

به قلم: براهدک بلوچ

سیاستهای اداری و حکومتی دارالاسلام همچون سایر دارالکفرها بر دو محور سیاستهای داخلی و خارجی بنا شده است و دارای اصول و قواعد و قوانین خاص خودش است. حالا عده ای می خواهند نشان دهند که هم تابع اصول و قوانین سکولاریستی سازمانهای به اصطلاح حقوق بشری هستند و به این شکل می خواهند کفار سکولار را از خود راضی کنند و هم خود را اسلامی و مردمی نشان دهند و هم خود را ناصح حکومت اسلامی بدانند و به این شکل در حکومت کردن دست داشته باشند، و هم نشان دهند دین خود را نفروخته اند و مسلمان هستند…

الله متعال در مورد یهودی ها و مسیحی‌ها فرموده است که اینها هرگز از تو راضی نخواهند شد مگر اینکه ( دین خود)  را رها کنی و به دین آنها بپیوندی…:وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۗ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ ٱلَّذِي جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِۙ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ/ و هرگز يهوديان و مسيحيان از تو راضى نمى شوند تا اينكه از ملتشان پيروى كنى بگو: در حقيقت، هدايت خداست كه هدايت واقعى است و بى گمان، اگر پس از آن علمى كه براى تو حاصل شده است، از هوس هايشان پيروى كنى، در برابر خدا هيچ يار و ياورى نخواهى داشت.

سکولاریستها(مشرکین) نیز هرگز از مسلمین راضی نخواهند شد تا زمانی که مسلمین از محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین خود یعنی از: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- مجازات و پاداش ۴- اطاعت کردن از این قدرت حکومتی و قوانین اسلامی دست بکشند و مثل مسیحی ها و یهودی ها این ۴ معنی و مفهوم را تحویل سکولاریستها دهند.

زمانی که یهودی ها یا نصرانی ها یا مسلمین به این درجه رسیدند آنوقت است که رضایت سکولاریستها را به دست می آورند و مورد تائید آنها هستند. در میان منتسبین به تشیع و تسنن از این انسانهای تهی شده که تماماً در دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها جایی می گیرند چنین افرادی وجود دارند. در میان بلوچهای ایران مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی خطیب و مدیر مدرسه ی مسجد مکی زاهدان یکی از این افراد است.

زلمی خلیل‌زاد نماینده پیشین وزارت خارجه امریکا برای صلح افغانستان امروز ۱دلو/ بهمن ۱۴۰۱ش در توییتی پیوند ویدیویی از سخنان مولوی عبدالحمید که دیروز در نماز جمعه بیان کرده بود  به امارت اسلامی افغانستان پیشنهاد داده است که به گفته‌های مولوی عبدالحمید گوش دهند.

مولوی عبدالحمید زمانی که در جمعه ی قبل می گوید برایش عقیده و حتی اهل سنت برایش مهم نیست و تنها انسانیت (اومانیسم) برایش مهم است تیر خلاصی به منهج و فقه اسلامی زده است و آشکارا از سکولاریسم حمایت کرده است چون سکولاریسم بر اومانیسم یا انسان مداری بنا شده است همچنانکه اسلام بر الله مداری بنا شده است؛ به همین دلیل به صراحت از بهائی ها حمایت می کند و تمام ارزشهای حکومت اسلامی و حتی قوانین شریعت را نیز زیر سوال می برد و در اغتشاشات ۱۴۰۱ش فاحشه ها و مفسدین و خائنین در ایران نیز در کنار سایر هم کاسه هایش عملاً در جبهه ی این مفسدین قرار گرفتند و سخنانی را بر زبان راندند که نه تنها بر خلاف فقه اهل سنت بود بلکه مخالف امنیت ملی کشور نیز به شمار می روند؛ با این حال احمقهای میان اهل سنت نیز به بهانه ی مختلفی چون مخالفت با حکومت ایران به همراه سایر کفار برایش دست می زنند و هورا می کشند!!

به عنوان مثالی دیگر در همین نماز جمعه ی دیروز رسماً اعلام کرد که باید همچون کشورهای دیگر قوانین دارالاسلام نیز تغییر کنند! یعنی به نظر شما این شخص نمی داند که قوانین شریعت الله مثل قوانین سکولاریستی نیستند که بر اساس میل و آرزوی مردم تغییر کنند و قوانین شریعت الله از زمان پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم تا روز قیامت ثابت هستند؟ چرا می داند اما در حال مغالطه و عوام فریبی است.

زلمی خلیل زاد این شخص مورد اطمینان آمریکای جنایتکار و سایر کفار که این روزها به عنوان رابط سازمان سیا در منطقه حضور دارد، آخرین پیامش به امارت اسلامی افغانستان این است که به سخنان مولوی عبدالحمید گوش دهند!

آیا کم هوش ترین مسلمان هنوز بیدار نشده است تا بداند امثال مولوی عبدالحمید خطیبهای رسانه ای هستند که دارند با دین و جان و مال و ناموس مسلمین بازی می کنند و مروج اسلام مورد پذیرش و تائید آمریکا هستند؟!!

‏ امنیت افغانستان را بخاطر چه و به کدام دلیل خراب می کنند؟

مولوے امیرخان متقے وزیر امور خارجهٔ امارت اسلامے افغانستان خطاب به فرقه ی نجدی دوله ( داعش) :

امنیت افغانستان را بخاطر چه و به کدام دلیل خراب می کنند؟

ایا در کشور ما کفر، شرک، اشغال، ګناه کبیره و کدام عمل دیگر ناشایسته در ملاء عام هست که بخاطر دفع آن باید جنگ کرد و خون ریخت؟

داعشی ها ایمان به کتاب الله ‌و سنت رسول الله (ص) دارند؟

اگر بلی پس دلیل این جنایات انها چیست؟

جهالت فرقه ی نجدی دوله (داعش) در انتخاب مسیر رفتن به بهشت

جهالت فرقه ی نجدی دوله (داعش) در انتخاب مسیر رفتن به بهشت

به قلم : عبدالحمید نورزایی ( با اضافاتی توسط فضل احمد هراتی)

گروه دوله (داعش) یکی از فرقه های نجدی است که از تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای دعوت نجد پیروی می کند .

جالب است بدانید که :

  • نجدی های ترکستان شرقی  چینی های اشغالگر را رها می کنند و می ایند تا چینیها را در افغانستان بکشند وخود را منفجر کنند ….
  • نجدی های کشورهای دست نشانده و سکولار می ایند تا در افغانستان اسلام را اجرا کنند و خود را منفجر کنند….
  • نجدی ها ازتاجیکستان با حکومتی سکولار و وحشی می ایند تا برای رفتن به بهشت و برپایی حکومت اسلامی خود را در افغانستان منفجر کنند…
  • نجدی ها از مراکز فساد و فحشا لاهور و پنجاب حکومت سکولار و مزدور پاکستان رد میشوند تا با انفجار خود در کابل شریعت اسلام را تطبیق کنند …
  • نجدی ها از پایګاه نیروههای امریکایی رد میشوند تا خود را در مساجد شیعیان افغانستان منفجر کنند …
  • نجدی ها طالبان را مرتد میدانند چون شیعیان را اجازه داده تا در حکومت نقش افرینی کنند و چرا امنیت و اسایش شهروندان شیعه را تامین کرده اند….
  • نجدی ها حکومتهای سکولار و جنایتکار ترکیه و تاجیکستان و آذربایجان را رها می کنند و از کنار آنها به سلامتی عبور می کنند تا خود را به شاهچراغ شیراز برسانند و در انجا مسلمین زن و مرد و پیرو وجوان غیر مسلح و نمازگذار را قتل عام کنند.

این پاره ای از از تفکرات مسموم نجدیت به صورت عام در مورد مسلمین مخالف خودش و تفکرات خاص فرقه ی نجدی دوله (داعش) در مورد مسلمین مخالف خودش است.

این مسیری است که نجدیت برای رفتن به بهشت برای خودش انتخاب کرده است، با مشغول کردن خود به مسلمین و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد در میان مومنین و رها کردن کفار اصلی و مرتدین سکولار محلی.

نجدیت با برداشت اشتباهی که از مشرک و مشرکین و عبادت و بدعت و توحید و شرک و… دارد و با برداشتن عذرهای معتبر برای مسلمین از زمان پیدایش آن تا کنون به همین شکل مسیر رفتن به بهشت را وارونه انتخاب کرده اند.  

رفتار عز بن عبدالسلام را با فتوای علمای درباری و نجدی آل سعود بسنج

رفتار عز بن عبدالسلام را با فتوای علمای درباری و نجدی آل سعود بسنج

به قلم: محمد اسامه

همه می دانیم که آل سعود یکی از تمویل کننده های اصلی کفار سکولار جهانی در جنگ با مسلمین در سراسر دنیاست  و در هر جای سرزمینهای اسلامی که مجاهدی کشته می شود یا سرزمینی متعلق به مسلمین اشغال می شود بدون شک یا دلارهای آل سعود در ان مشارکت دارند یا اسلحه و گلوله های آل سعود و یا تائید و حمایت دیپلماسی آل سعود.

در کنار این ما شاهد فتوای مفتی های نجدی و درباری آل سعود در تائید تمام این جرمها و سکوت در برابر تمام مفاسد داخلی این کشور هستیم و حتی همین مفتی های نجدی فتوای حضور ارتش کفار سکولار ناتو و آمریکا در شبه جزیه عربستان و اشغال سرزمین حرمین توسط این کفار را دادند!! لا حول و لا قوه الا بالله.

در اینجا شما را به تصویری تاریخی دعوت می کنم تا فرق بین این دجالهای نجدی را با علمای ربانی متوجه شوید. رفتار عزبن عبدالسلام (معروف به سلطان العلماء) با ملک الصالح ایوب نمونه ای میان هزاران مثال است.

 ملک الصالح بر شام حکومت می‌راند و به سبب اختلافی که بین او و برخی از عموزاده‌هایش پیش آمد در برابر نصاری از برخی از قلعه‌ها عقب نشینی کرد. پس از این واقعه عزبن عبدالسلام روز جمعه در جامع اموی (مسجد جامع مشهور دمشق) خطبه گفت و اینگونه دعا کرد: «یا رب این امت حکومتی قرار بده که در آن اهل طاعتت عزیز شوند و اهل معصیتت ذلیل گردند و در آن به معروف امر شود و از منکر نهی شود» و فتوا به عدم جواز فروش اسلحه به نصاری، که اسلحه خود را از دمشق می‌خریدند داد.

سلطان از این مساله خشمگین شد و دستور به حبس عز بن عبدالسلام داد. پس از آن سلطان یکی از نزدیکان خود را به نزد او فرستاد تا برایش وساطت کند [آن شخص] به سلطان العلماء گفت: من برایت نزد سلطان وساطت می‌کنم تا تو را آزاد کند ولی تنها از تو یک چیز می‌خواهم و آن این است که از سلطان عذرخواهی کنی و سرش را ببوسی. عزبن عبدالسلام در جوابش گفت: «مرا رها کن ، به الله قسم راضی نیستم که سلطان دستم را ببوسد! الله مرا از وضعیتی که شما در آن هستید نجات داده است، ای قوم من در یک وادی هستم و شما در یک وادی دیگر.»

سلطان برای دیدار با فرمانده نصاری به نزد آنان رفت و عزبن عبدالسلام را نیز به همراه خود برد اما او را در خیمه ای حبس کرد.

در حالی که سلطان در مجلس نصاری بود صدای عزبن عبدالسلام که در خیمه خود در حال قرائت قرآن بود به گوششان رسید؛ سلطان گفت: آیا می‌دانید این صدای کیست؟ گفتند: خیر، گفت: این از بزرگترین کشیشان ماست (و نگفت از بزرگترین علمای‌ما) می‌دانید چرا او را حبس کرده ام؟ گفتند: خیر، گفت: چون به عدم فروش سلاح به شما فتوا داده است، نصاری در پاسخ او گفتند: به الله اگر او هم کشیش ما بود پاهایش را می‌شستیم و آبش را می‌نوشیدیم! سلطان که این را شنید از کار خود شرمگین شد و دستور به آزادی سلطان العلماء داد.

اینها علمای مسلمین در قرون گذشته بودند و امروزه ما و شما نیز شاهد خطبائی دجال صفت در لباس علماء هستیم که ….

امارات متحده عربی و نقش آن در جنگ با اسلام / برخی از حقایق در مورد امارات متحده عربی

امارات متحده عربی و نقش آن در جنگ با اسلام / برخی از حقایق در مورد امارات متحده عربی

نویسنده: سلیمان بلغاری

مترجم : انجمن  ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بیساران

امارات متحده عربی از رژیم مبارک در هر سال حدود ۱۲ میلیارد دلار، عمدتا فرآورده های نفتی کمک کرده است. پس از انقلاب و سرنگونی مبارک ، امارات به طور کامل کمک های خود را به مصر متوقف نمود اما. پس از کودتای نظامی از حکومت سکولاریستهای کودتاگر پشتیبانی می کند.

ایالات متحده آمریکا را در بحران اقتصادی در سال ۲۰۱۰ کمک کرد،و  توافق برای خرید تسلیحات به ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار را برای نجات آمریکا امضا کردند.

ایالت آریزونا آمریکا را پس از طوفان معروف در سال ۲۰۰۸ در حدود ۱۰ میلیارد دلار،جهت  بازسازی تمام مدارس در آن ایالت کمک کرده است.

امارات متحده عربی از ابتدای انقلاب در سوریه  کسانی که در حال کار در کشورش بودند و علیه بشار اسد، اخراج کرد. برای سوریه ای ها در امارات متحده عربی  انتقال پول به هیچ جا امکان پذیر نیست.

امارات متحده عربی در جنگ صلیبی در برابر مسلمانان مالی در حدود ۷ میلیارد دلار  فرانسه را کمک کرد –  این پول برای کمک به فرانسه در جلوگیری از استقرار شریعت توسط مسلمانان در آن سرزمین فرستاده شد .

امارات متحده عربی برای مخارج به اصطلاح سال نو مسیحی نزدیک به ۲ میلیارد دلار خرج کرد .

امارات متحده عربی یک پناهگاه برای همه ی فراریان  از  قانون  مانند أحمد شفیق، جنایتکاران جنگ و خانواده بشار اسد است.

امارات متحده عربی، لانه ای  برای سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده و غرب در منطقه است. پس از سرنگونی مبارک، همه دستگاه ها از مصر به امارات متحده عربی منتقل شد.

امارات متحده عربی مرکز مالی برای پول شویی و تجارت اسلحه، و همچنین به عنوان فحشا است. و با یک سفر به دبی شما می توانید از تمام این واقعیتها مطمئن شوید .

امارات جنایتکار معروف جنگی صرب به اتهام نابودی مسلمانان را با مبلغی بسیار ناچیز و بدون مشکل در حدود ۴۰۰ دلار  پذیرا شد .

امارات متحده عربی دانشمندان و طرفداران مسلمانان مانند إبراهيم مرزوقی ، حسین جابر و دیگران از امارات متحده عربی اخراج نمود و علاوه بر آن بسیاری دیگر که اشتیاق خود را برای نماز و تعهد به اسلام نشان می دادند نیز  اخراج شدند.

به درخواست پوتین، امارات متحده عربی استقبال دوستانه ای  از قدیروف مرتد حاکم مزدور چچن نمود وبا کمک مالی به آنها و استقبال از  “بزرگان” جعلی و ریاکارش بر علیه مسلمین و درخدمت مرتدین اقدام نمودند .  

ولیعهد ابوظبی محمد بن زاید قسم می خورد که جهت سرنگونی اخوان از حکومت مصر هرتلاشی بکند ، حتی در صورتی که منجر به صرف تمام  بودجه ابوظبی باشد . و به وعده اش نیز عمل کرد .

امارات حامی پر پاقرص  مبارزات انتخاباتی فرانسه علیه مسلمانان در مالی بود ، علاوه بر آن یک حامی مطمئن برای هر سازمان  جنایتکاری  چون بلاک وتر  آمریکائی  در بغداد است.

در امارات متحده عربی آمریکایی ها یک پایگاه  برای سازمان اطلاعاتی سیا در جبل علی  جهت  بازجوئی ، شکنجه از همه زندانیان: مجاهدین و کسانی که “مشکوک” به شرکت در جهاد، یا فقط مسلمانانی،  که سازمان سیا آنها را در “لیست سیاه” خود قرار داده است .

تمام جلسات باشگاه اللوتري و شیرها (  الليونز  ) در امارات متحده عربی برگزار شده است.

در امارات متحده عربی کلیساهای و معابد بودایی ساخته شده ، علارغم آنکه ، آخرین دستورات رسول الله  صلی الله علیه وسلم  قبل از مرگ خود این بود که همه کافران را از شبه جزیره عربستان خارج کنید .

سوال این است: امارات متحده عربی به چه دین یا ملتی  تعلق دارد ؟

آل سعود با فتوای علمای درباری نجدی خود در حال قتل عام مجدد علمای اهل سنت

عربستان سعودی که توسط علمای نجدی و حکام آل سعود اداره می شود در میان کشورهای دنیا بیشترین علمای زندانی اهل سنت را در خود جایی داده است و بیشترین علمای اهل سنت در این کشور اعدام می شوند.

در تازه ترین رویداد، آل سعود با فتوای علمای نجدی و درباری خود حڪم قتل ۱۵ زندانے عقیدتے دیگر را صادر ڪرد که در میان آنها چند نوجوان زیر سن قانونی نیز وجود دارند .

مقامات ریاض با پشتوانه ی فتواهای علمای نجدی در حالی حڪم اعدام ۱۵ زندانے عقیدتے را صادر ڪرده‌اند که با صدور این احڪام تعداد افراد عالم و عقیدتی اهل سنت در معرض خطر مرگ در این ڪشور به ۵۳ نفر رسانده است ڪه دست‌ڪم ۸ نفر آنها ڪودک و نوجوان هستند.

آیا روزی می رسد که مسلمین جلو ڪشتار دسته جمعے علمای ربانی اهل سنت توسط نجدی های آل سعود را بگیرند؟

علمای اهل جهاد و القاعده در عربستان سعودی

علمای اهل جهاد و القاعده در عربستان سعودی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

این روزها عده ای سعی دارند با برجسته کردن دیدگاههای عده ای به  دارالاسلام و اهل جهاد لطمه بزنند . این دسته در همان قدم اول می خواهند این افراد را به هر شکلی شده به یکی از جریانات جهادی مثل القاعده و … بچسبانند هر چند این افراد تنها تعریفی از مثلا اسامه بن لادن کرده باشند در جنگش با آمریکا .

در کل باید دانست که جنگ خليج فارس (۱۹۹۶-۱۹۹۰) مهم ترين واقعه در تاريخ اسلام گرايي عربستان سعودي بود و به تشريح سياست داخلي متعاقب عربستان کمک مي نمايد. رياض با دعوت از نيروهاي چند مليتي به رهبري ايالات متحده آمريکا براي استقرار در خاک عربستان به تهاجم آگوست ۱۹۹۰ کويت توسط عراق پاسخ داد. وعاظ اصلاح طلب ديگر انتقادشان را به روشنفکران ليبرال يا نهاد سلفی مدخلی  محدود نکردند بلکه شروع به مورد خطاب قرار دادن دولت و نهادهايش نمودند.

روحانيون صحوه سلمان العوده و سفر الحوالي خطابه هاي پر حرارتي را ارائه دادند که دولت را به خاطر اجازه دادن به ارتش کفر براي استقرار در خاک سعودي مورد انتقاد قرار مي داد.محبوبيت آنها به سرعت افزايش يافته و تعداد بسيار زيادي از نوارهاي ضبط شده آنها در سراسر کشور منتشر گرديد. آنها که آشکارا با رژيم مخالفت مي کردند، نا رضايتي عمومي را عمده کردند و از اعتباري بسيار فراتر و بيشتر از روحانيون رسمي برخوردار گرديدند. دانشگاه ها- از اژدهاي اوليه صحوه- داراي زمينه هاي فراوان عضو گيري براي نارضايتي سياسي بودند. روشنفکران در گروه هاي کوچکي گردهم مي آمدند که توسط اساتيد اسلام گرا براي بحث درباره امور ملت سازماندهي شده بودند.

در مارس ۱۹۹۱، تعدادي يک تقاضانامه نوشتند که نهايتاً به امضا بيش از ۴۰۰ روشنفکر ديني رسيد- در ميان آنها اعضا نهادهاي رسمي و همه وعاظ برجسته اصلاح طلب وجود داشت- و به ملک فهد ارسال گرديد. در سپتامبر ۱۹۹۲، ۱۰۷ عالم ديني يک «اندرزنامه» (مذکره نصيحه) کوچک تري را تدارک ديدند. اسلام گراها طي اين اندرزنامه دو سري تقاضا را تدوين نمودند: اول حاکميت قانون، مشارکت سياسي و احترام به بشر (همان طور که شريعت تعريف کرده است)؛ دوم کنترل مؤثر نهادهاي ديني بر دولت و جامعه.

تصميم سال ۱۹۹۳ اسلام گرايان براي تأسيس «کميته دفاع از حقوق شرعيه » (CDLR) عکس العمل تند حکومت را برانگيخت، به نحوي که در سال ۱۹۹۴ منجر به دستگيري الحوالي و العوده گرديد. واکنش پيروان آنها- تجمع اعتراض آميز در زادگاه العوده يعني بريده  موج ديگري از دستگيري ها را موجب شد. اغلب اعضاي کميته دفاع از حقوق شرعيه زنداني شدند؛ محمد المسعري و سعد الفقيه، به لندن يعني جايي که شعبه اي از جنبش در تبعيد را در آن تأسيس کردند، فرار کردند. …

در همین احوال يک فرايند جديد اسلام گرايي سلفی که اغلب به عنوان سلفي جهادي معرفي مي شد، حول علمايی از قبيل ناصر الفهد، حمود الشعيبي و علي الخضير بروز کرد. آنها که بدواً در بريده مستقر بودند، پيرواني را از ميان جهادي ها و معترضين به خود جذب نمودند.. آنها با مخالفت  با منحرفینی که در قالب ميانه روي و لیبرالیسم  فرو رفته بودند همه را به جهاد عليه يهود و نصاري فراخوانده، حملات ۱۱ سپتامبر را توجيه کردند و مورد تمجيد و تکريم قرار دادند و ….

 در ۱۴ اکتبر ۲۰۰۳، رهبر جنبش اصلاحات اسلامي در عربستان سعودي، سعد الفقيه، از پيروان خود خواست در مقابل برج پادشاهي (مملکه) در رياض که محل برگزاري يک کنفرانس حقوق بشر بود، دست به تظاهرات بزنند. طبق گزارشات صدها تن به اين تظاهرات پيوستند که موجب تعجب ناظران شده و منجر به آن شد که برخي به اين نتيجه برسند که حضور سازمان ها در عربستان سعودي از آنچه قبلاً تصورش مي رفت قوي تر بوده است.

پس حالا خواننده گان باید بدانند که این دو نفر چه کسانی هستند و ارتباط انها با القاعده و مجاهدین چگونه بوده است؟ جریانی که معتقد است که باید از طریق اصلاحات به پیش رفت و جریانی که اصلاحات را ناکارآمد و انقلاب و تحکیم شریعت را یگانه چاره می داند. چون اگر ارتباط داشتند قطعا به یمن می رفتند که در آنجا القاعده قوی است نه به لندن .

پیام شیخ  ایمن الظواهری  به مردم مسلمان ترکیه

پیام شیخ  ایمن الظواهری  به مردم مسلمان ترکیه

شیخ ایمن الظواهری سالها قبل  در پیامی صوتی از مردم مسلمان ترکیه خواست حکومت خود را مجبور کنند که همکاریهای خود با اسرائیل را قطع کند و از کشتن مسلمانان در افغانستان دست بردارد. نوشته حاضر متن پیاده شده ی این پیام است که به فارسی ترجمه شده و نشر می شود.

شیخ ایمن ابتدا به حادثه کشته شدن ۹ برادر فعال ترک در کشتی آزادی به دست نیروهای اسرائیلی  اشاره کرد و به خانواده های این برادران و ملت مسلمان ترکیه این حادثه را تسلیت گفت و از خداوند منان برای آنها درخواست رحمت و برای خانواده شان در خواست صبر نمود.

شیخ ایمن در ادامه گفت: تغيير از وضعیت اسفباری که در آن هستیم با ارسال کاروانهای امداد رسانی یا انجام تظاهرات حاصل نمی شود  بلکه تغییر زماني‌ حاصل مي‌شود كه مردم تركيه از دولت خود درخواست كنند كه همكاري با اسرائيل و به رسميت شناختن آن را متوقف كند و همچنين از اعزام نيروهاي خود براي كشتن مسلمانان افغانستان خودداري كند.

وي تصريح كرد كه به نظر مي‌رسد كه دولت تركيه از طريق بيانيه‌ها و ارسال كمك‌هاي امدادي از مردم فلسطين حمايت مي‌كند و اين در حالي است كه اسرائيل را به رسميت مي‌شناسد، با آنها تجارت مي‌كنند و مانورهاي نظامي انجام مي‌دهند و تبادل اطلاعات انجام مي‌دهند.

شیخ ایمن الظواهري همچنین گفت در حاليكه دولت تركيه با بيانيه‌هايي خود، جرايم رژيم صهيونيستي عليه مسلمانان غزه را مورد انتقاد قرار مي‌دهد اما خود جرايمي را عليه مسلمانان افغانستان مرتكب مي‌شود.

وي ادامه داد كه دولت تركيه و ارتش اين كشور ابزاري در دستان صلیبیان شده‌اند. در افغانستان، نيروهاي تركيه تحت حمايت نيروهاي ناتو در كشتار مسلمانان و سوزاندن و تخريب روستاها و خانه‌ها مشاركت مي‌كنند.

شیخ ایمن خطاب به مردم تركيه گفت: دولت شما نقش مهمي را در همكاري با آمريكا در جنگ عليه اسلام ايفا مي‌كند زيرا اين كشور چندين تن از مجاهدين را دستگير و به دست آمريكا سپرده است و آنها توسط آمريكا شكنجه شدند و به حبس‌هاي طولاني‌مدت محكوم گرديدند، از جمله آنها برادر فرمانده مجاهد “شيخ عبد الهادي عراقي” فك الله أسره است.

وي تاكيد كرد كه ايالات متحده، رژيم‌صهيونيستي و حکومت های خائن مسلط به سرزمینهای اسلامی در محاصره غزه شريك هستند.

لازم به ذکر است که ارتش حکومت سکولار ترکیه در ضمن نیروهای ناتو برای کمک به نیروهای سکولار و کافر بین المللی در جنگ با مردم مسلمان وجود دارند و به مدت ۲۰ سال در کنار آمریکا و ناتو بر علیه مجاهدین افغانستان جنگید و سالهاست در سومالی و لیبی و یمن و غیره بر علیه مسلمین می جنگد و غلامان محلی را یاری می دهد .

جوانان بلوچ و دام سکولاریستهای دارودسته ی رجوی و مجازی های سهابی

جوانان بلوچ و دام سکولاریستهای دارودسته ی رجوی و مجازی های سهابی

به قلم: عبدالرحمن براهوئی

نزدیک به ۸۰سال پیش سکولاریستهای انگلیسی به همراه سکولاریستهای پنجابی و بلوچهای سکولار بومی مردم مسلمان بلوچستان پاکستان را با شعارهای لیبرلیسم و فدرالیسم و غیره در مردابی فروبرده اند که با هر دست و پا زدنی بیشتر در آن فرو می روند و همه ی ما ثمره ی  اسفناک ۸۰ سال حاکمیت سکولاریستها و فدرالیسم را در این ایالت بلوچ نشین می بینم.  

در میان بلوچهای ایران نیز کسانی وجود دارند که گاه با نام دفاع از اهل سنت و گاه با شعار رسمی دعوت برای سکولاریسم و فدرالیسم سعی دارند کپی از بلوچستان پاکستان را برای بلوچهای ایران ارائه دهند.

حبیب سربازی که جوانی سکولار و مجازی و حراف است سالها برای جنگ روانی و تبلیغ سکولاریسم آنهم از کانال نافرمانی مدنی آنهم با پشتوانه ی رسانه ای شبکه های ماهواره ای وابسته به آل سعود و امارات چون کلمه و نور و غیره تلاش کرد؛ اما  اخیرا با گشتوانه ای که از دارودسته  سکولار رجوی به دست آورده است فعالیت و دعوت مدنی پوشالی خود را به مبارزه مسلحانه تبدیل کرده‌ است.

 حبیب سربازی و بهمن و مهیم و… تنها یک ابزار در دست دارودسته ی رجوی است و دارودسته ی رجوی نیز خودشان ابزار دست آمریکا و ناتو هستند که از سوی آل سعود حمایت مالی می شوند و هدف این گروه خائن و جنایتکار برای تمام ملت ایران و جهان مشخص شده است.

 جونان مسلمان بلوچ باید بدانند که این سکولاریستها با شعارهای دفاع از اهل سنت یا دفاع از قوم بلوچ در حال خرج کردن بلوچها در راه اهداف آمریکا و ناتو هستند و تفاله هایی چون حبیب و بهمن ومهیم و غیره که نسخه های اربابان غربی را به زبان بلوچی نشخوار می کنند بومی هایی هستند که در خیانت به دین و ملت و خاک خود شغل خیانت را انتخاب کرده اند، همان کاری که دارودسته ی جولانی در مدت ۸ سال جنگ ایران و عراق انجام می داد.  اینها منافقین آشکار شده ای هستند که: با گرگ‌ها میخورند،با سگ‌ها پارس می‌کنند و با چوپان گریه می‌کنند. پس باید خیلی مواظب بود.

بلوچهای مسلمان و پایبند به قوانین و شریعت الله باید بدانند که امروزه حق و باطل و صفهای جنگجوها برای همه واضح است؛ گروهی در راه خدا می‌جنگند و فعالیت داردند و گروهی در راه کفر سکولاریسم و طاغوت و اجیرانش همچنانکه الله جل جلاله می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ، «آنانی‌که مؤمن اند در راه خدا و آنانی‌که کافر اند در راه شیطان می‌جنگند».

پس هر کسی که برای دفاع از سکولاریستهای کافر جهانی و منطقه ای و محلی بجنگد حالا چه مستقیم سربازی از سربازان آنها باشد و چه با بهانه های قومیت گرائی و مذهب گرائی بخشی از جبهه ی آنها شود بدون شک در راه جاهلیت حرکت کرده است و رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید:«ومن قاتل تحت رايةٍ عَمِيَّةٍ ، يغضبُ لعَصَبِيةٍ ، أو يَدْعُو إلى عَصَبِيَّةٍ ، أو ينصرُ عَصَبِيَّةً ، فقُتِلَ ، فقَتْلُه جاهليةٌ (أخرجه مسلم ۱۸۴۸) کسی که زیر پرچمی بدون هدف(صحیح) بجنگد، بنابر تعصب خشم بگیرد یا به سوی قوم گرایی فراخواند یا از روی تعصب یاری رساند و در این مسیر کشته شود مرگ او بر جاهلیت آمده است.

نبرد و كشمكش حاصل بین سکولاریستهای قریش و بین مومنان نه به خاطر سلطه  بر تکه ای خاک بود و نه به خاطر سلطه ی سیاسی،  سلطه ی سیاسی به رسول خدا صلی الله علیه و سلم پیشنهاد شد اما از پذیرش آن خودداری کرد، و بر دعوتش به لا إله إلا الله اصرار كرد تا اینکه موفق به تشکیل دارالاسلامی در مدینه شد.

جوانان مسلمان بلوچ نباید با شعارهای قومی و ناسیونالیستی اشتباهی که بلوچهای پاکستان در ۸۰ سال قبل انجام دادند و فریب سکولاریستها را خوردند و یا اشتباهی که کوردها در سال ۱۳۲۴ در مهاباد مرتکب شدند تا به این ذلت کنونی رسیده اند را تکرار کنند و اجازه ندهند برای اهل باطل و دشمنان قانون شریعت الله و ملت خود قربان شوند که خسران دو جهان را برای خود جمع می کنند.

پس همیشه باید از خودمان بپرسیم که : برائت از سکولاریستها(مشرکین) یعنی چه؟ دارالاسلام کدام است؟  قانونگذار کیست؟  الله یا بشر؟ چه کسی منهج و برنامه زندگی را وضع می کند؟ الله یا بشر؟

جنگ روانی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح ایران را نادیده نگیریم

جنگ روانی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح ایران را نادیده نگیریم

به قلم: اسعد منگور ( دانشجوی عمران )

بعد از جلسه ی سخنرانی اینجانب در مورد شناسائی طاغوتهای میان انسانها و کفر به طاغوت در یکی از مساجد مهاباد یکی از حاضرین کلاً با صحبت کردن با کنار دستی اش و خنده های بیجا قصد بر هم زدن جلسه و لغو پراکنی در آن را داشت بعد از جلسه، پیامی برای بنده فرستاده که ضمن بیان عین پیام او به ذکر چند نکته نیز اشاره می کنم.

دادش اسعد: تعارف نکنی یه وقت ها ! یه بارکی بگو رتبت چند شده و شماره دانشجویتم میدادی!!! { دانشجوی عمران!!!!!!} اسعد جون تعیین کردن و نکردن فرقه ناجیه دست من و شما نیست اما تمییزنمودن کافر و مرتد و مومن در تخصص شما و برادرانتان است ، !!!! معذرت یادم نبود!!! در ضمن فرقه ناجیه صفات زیادی دارد و فقط حرکت عسگری نیست فدات ، لطفا راجب فرقه ای که فقط خود و دوستانتو جزوه اون میدونی بیشتر تحقیق کن.برادر من هیچ مسلمانی مخالف تحرک نظامی و جهاد علیه کفار نیست، اما بحث مربروط به چگونگی و کیفیت این جهاد است!نگذاریم جهاد بازیچه دست یهود و نصاری شود!!!

در پاسخ به این بزرگوار که در واقع نماینده ی یک جریان فکری دموکراسی خواه و به اصطلاح لیبرال است که آشکارا از اردوغان سکولار و دموکراسی خواه حمایت می کنند چند نکته را یادآوری کنم :

  1. بله من دانشجو هستم و با افتخار به اندازه ی دانشی که دارم و با رعایت حد و حدود خودم  در «دعوت عمومی» مشارکت کرده ام اما دوری شما و امثال شما از ادبیات گفتمانی اسلامی و آلوده شدن به مفاسد رقابتهای ناسالم سکولاریستی شماها را تبدیل به موجوداتی کرده است که با ادب و اخلاق اسلامی و اخوة اسلامی کاملاً بیگانه گشته اید .
  2. به قول شماها “این همه فلسفه بافی ” ثمره ی یک عمر تلاش قرضاوی است که شماها مثل بت به بعضی از نظریات شاذ و اشتباهش چسبیده اید . الفبای فقه اسلامی نزد ما به خط عیلامی نوشته نشده است بلکه به بن بست رسیده هایی مثل  شما خودتان را در برابر حقایق شرعی کور کرده اید . شما تابع هوای نفس و نظریاتی هستید که به خواهشهای پلیدتان جواب بدهد .

همچنانکه زمانی قرضاوی در زبان به جهاد مسلحانه در برابر اشغالگران خارجی  ومرتدین در عراق و افغانستان و.. فتوا داد اما هزاران نفر مثل شماها ککتان هم نگزید و تکانی هم به خودتان ندادید در حالی که جهاد به قول خودتان به در منزلهایتان نیز رسیده بود اما انجامش ندادید. مگر مرغهای مصنوعی که این تفکر پرورش داده توان جهاد دارند؟

البته خود قرضاوی هم در قطر و در کنار پایگاه نظامی آمریکائیان با حاکم قطر دوستی می کرد و با زنش دست می داد و از اردوغان حاکم حکومت سکولار ترکیه حمایت می کرد که عضوی از ارتش ناتو بود و اخوان الشیاطین عراق به رهبری صلاح الدین محمد و علی باپیر و محسن عبدالحمید  و… دوستی با اشغالگران خارجی  ومرتدین داخلی را پذیرفته و در برابر مجاهدین صف آرائی کردند . در افغانستان و سومالی و لیبی و .. هم همینطور .

زمانی که قرضاوی سکولاریستها را مرتد میداند امثال اردوغان مرتد را نمونه یک مسلمان امروزی شناسانده و به ریش تمام  فریب خورده های لیبرالش خندید . چرا ؟ چون مقلدینش را خوب می شناسد.

ادامه خواندن جنگ روانی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح ایران را نادیده نگیریم