عمر مختار در تروازوی سلفی های درباری و سایر هم مسیرانشان

عمر مختار در تروازوی سلفی های درباری و سایر هم مسیرانشان

به قلم: ابوابراهیم هورامی

آیا میدانید اگر ما طبق معیارهای سلفی های درباری و هم مسیرانشان به حرکت جهاد لیبی بر علیه اشغالگران سکولار ایتالیائی بنگریم چنین نتایجی به دست می آید؟

  • موسولینی سکولار ولی امر است و باید از وی پیروی شود حتی اگر کافر هم باشد . چون اصل نزد سلفی های درباری اطاعت از ولی امر متغلب است هر چند کافر باشد و هر گونه قیامی بر علیه آن به دلیل نبود امکانات مشابه نظامی ممنوع می باشد. در حالی که مسلمین صدر اسلام و بعدها هرگز از لحاظ نظامی با کفار مساوی نبوده اند.
  • عمر مختار و یارانش بر علیه موسولینی ولی امر متغلب بر لیبی خروج کرده اند و حکم خوارج را دارند و حکم آنها از کفار اصلی بدتر است و…
  • عمر مختار و بقیه ی کسانی که با او بر علیه کفار سکولار جهانی و مزدوران آنها در لیبی جنگیده اند قتال و جهادشان صحیح نبوده است . چون شرط قدرت از لحاظ عدد و تجهیزات نظامی برآورده نشده به همین دلیل مسبب مفسده بزرگی شدند . چون به خاطر عمر مختار و مجاهدینش سکولاریستهای ایتالیائی مردم لیبی را روانه زندانها کردند و صدها مسلمان را به قتل رساندند و به زنان مسلمان تجاوز کردند و اموال مسلمین را تاراج کردند و … نتیجه هم این شد که عمر مختار و یارانش نتوانستند کشور را آزاد کنند. در نتیجه عمر مختار و سایر مردم لیبی باید تابع سکولاریستهای اشغالگر ایتالیائی و مزدورانشان می شدند و…
  • عمر مختار در زیر پرچم حرکت السنوسية می جنگید و اینها در نظر سلفی های درباری در اصل جزو صوفی های قبوری و مشرک و… محسوب می گشتند در نتیجه خوش به حال کسانی که با اینها جنگیدند و آنها را به قتل رساندند. این دقیقاً همان سیاستی است که هم اکنون سلفی های درباری که در کنار حفتر مرتد در لیبی و آمریکا در سرزمین حرمین و یمن و افغانستان و… قرار گرفته اند انجامش می دهند.

به همین دلیل شیوخ مزدور اشغالگران ایتالیائی به خاطر اعدام یک خارجی به نام عمر مختار در برقه به همدیگر تبریک می گفتند.

الان :

  • اگر می بینی که عده ای از علمای درباری حتی در پارلمان رژیم صهیونیستی حضور پیدا می کنند و تمام کسانی که بر علیه اشغالگران صهیونیست می جنگند را خوارج می نامند و حتی گردانهائی در ارتش رژیم صهیونیستی بر علیه مسلمین مجاهد تشکیل می دهند،
  • اگر می بینی که علمای سلفی درباری به همراه دین فروشان الازهر در کنار سیسی قرار گرفته و فتوای قتل عام مسالمین میدان ربیعه را صادر می کنند
  • اگر می بینی که در دوره ای همین دین فروشان بعد از اشغال عراق بریمر آمریکائی را ولی امر متغلب عراقی ها معرفی نموده قیام بر علیه او را غیر شرعی می دانستند
  • اگر می بینی که ربانی و سیاف و حکمتیار و مجددی و … در کنار اشغالگران آمریکائی و ناتو در افغانستان قرار گرفتند
  • اگر….

پس بدان که تاریخ تکرار شده است و بدان که هم اکنون در شبکه های ماهواره ای چون کلمه و نور و وصال حق و … دسته هائی به نام اهل سنت و در شبکه های ماهواره ای چون اهل البیت و مرجعیت و امام حسین و … دسته هائی به نام تشیع همین وظایف را در جنگ روانی خود بر علیه مسلمین بر عهده گرفته اند.

اینها همان کسانی هستند که الله تعالی در موردشان می فرماید:  وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ‏(منافقیون/۴)

هنگامی که ایشان را می‌بینی، پیکر، و سیمایشان تو را می‌گیرد و به شگفت می‌آورد ( و به خود می‌گوئی: چه انسانهای باوقار و برازنده‌ای ! ) و هنگامی که به سخن درمی‌آیند (به علّت حلاوت کلامشان) به سخنانشان گوش فرا می‌دهی . ( با وجود این جذبه سیما و گیرائی گفتار) آنان انگار تخته‌هائی هستند که (بر دیوار) تکیه داده شده باشند ( بی‌جان و بی‌ایمان، هیکلهای توخالی، درونهای بی‌نور و صفا ، نقشهائی بر در و دیوارها ) . هر فریادی را بر ضدّ خود می‌پندارند و هر آوازی را به زیان خویش! آنان دشمنان بشمارند و از ایشان برحذر باش . خدایشان بکُشاد ! چگونه (از حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!) .‏

در این صورت شک نداشته باش:  هُمُ الْعَدُوُّ

پس: فَاحْذَرْهُمْ

زمانی که دسته هائی از سلفیت نجدی در لباس جهادی و غیر جهادی رقاصه های طاغوتها می شوند

زمانی که دسته هائی از سلفیت نجدی در لباس جهادی و غیر جهادی رقاصه های طاغوتها می شوند

به قلم: ابوابراهیم هورامی

سلفیت در طول تاریخ در سه شکل خودش را نشان داده است. یکی سلفیتی که متعلق به ائمه ی خیرالقرون چون مالک و شافعی و حنبل و … است که به اهل حدیث هم مشهورند؛ سلفیت دوم متعلق به ابن تیمیه و شاگردانش چون ابن قیم و ابن کثیر است و در نهایت سلفیت نوع سوم نیز شامل شاگردان و ادامه دهندگان محمد بن عبدالوهاب می گردد که به سلفیت علمای نجد نیز مشهور شده است. این سلفیت نوع سوم به دهها فرقه و گروه مختلف تقسیم شده است که به صورت مستقیم دو گروه از آنها در اختیار کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی قرار گرفته اند.

دسته ای از آنها مستقیماً به عنوان کارمند رسمی در منابر و مراکز تعلیمی و رسانه های عمومی[۱] مشغول انجام وظیفه هستند که با شرعی‌سازی و تحریف مبانی اهل سنت مسلمین را فریب داده و دیدگاه آنان را از کفریاتی که طاغوتهای مزدورمرتکب می‌شوند، دور می سازند. زیرا اگر کفر بواح این حکام بر اسلام‌گرایان آشکار گردد، دیگر اطاعتی از آنان صورت نخواهد گرفت. اما این دسته از سلفی های درباری این کفریات را با تحریف مبانی دینی، در نزد عوام مسلمین شرعی می نمایند تا حکام طاغوتی به طغیان و حکومت کفری خود ادامه دهند.

این گروه به هیچ چیزی غیر از حاکمیت کفار سکولار و طاغوتهای محلی راضی نیستند یعنی حتی اگر یک اخوانی مثل مرسی در مصر حاکم شود نه تنها ولی امر نامیده نمی شود بلکه بر علیه آن نیز تبلیغ و جنگ روانی می شود اما ۹ ماه بعد از این زمانی که یک سکولار مرتد به نام سیسی با حمایت رژیم فاسد آل سعود کودتا می کند همین طیف در دو جریان «حزب نور » و گروه «محمد سعید رسلان» به دفاع از سیسی پرداخته و او را ولی امر شرعی نامیدند.

رسلان با ادبیاتی شبه اسلامی سکولار مرتدی سکولار چون سیسی را با عنوان “امام متغلب”  یاد می‌کند و بی شرمی را به حدی می رساند که می‌گوید: هر کس معارضه او را بکند، در حکم خوارج است.[۲]

همین جریان با فتاوای خود زمینه را برای اشغال سرزمین وحی توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در سال ۱٤١٦ هجري فراهم کردند و حتی جاسوسی کردن برای رژیم فاسد و مزدور آل سعود را تبلیغ و ترویج می دهند.[۳] اسناد فاش شده از سازمان جاسوسی آمریکا ciaثابت می کند که این دسته مستقیماً در راستای منافع آمریکا فعالیت دارند چنانچه در یکی از این اسناد آمده است:  آمریکا لازم است با دقت و احتیاط با سرکرده‌های مسلمین! و گروهها همکاری نماید و آنان را حمایت کند! که بتوانند از نظر جذابیت گسترده و محبوبیت در بین جوانان با جنبش‌های جهادی رقابت کنند. طبیعتاً ، بسیاری از مؤثرترین رقبا با ایالات متحده و غرب دوستانه نخواهند بود. اما اگر نتیجه نهایی نفی خشونت علیه ایالات متحده و متحدان آن است ، باید از آنها پشتیبانی شود. مشکل در شناسایی رهبر یا گروه مناسب وجود دارد.  ایالات متحده می تواند چهره های اصلی سلفی مانند مدخلی را تأمین کند که در جلب حمایت جهادی ها مؤثر هستند و از خشونت دفاع نمی کنند (به عنوان مثال با دادن نشریات،سخنرانی ها، مدارس جدید)

اما این دسته بدون شک نمی توانستد کل مسلمین را خنثی کنند، بخصوص آنهائی که به ماهیت این دسته ی مزدور پی برده بودند قابل کنترل توسط این طیف از دین فروشان نبودند، به همین دلیل در کنار این دسته باز ما شاهد طیفی دیگر از سلفیون ساکن در دارالکفرها چون ابوبصیر طرطوسی (ساکن انگلیس)، هانی السباعی(ساکن انگلیس)،  طارق عبدالحلیم(ساکن کانادا)، ابوقتاده فلسطینی(ساکن اردن)، ابومحمد مقدسی (ساکن اردن)، و… هستیم که همان نقش را در قالب جهادی ها و اهل جهاد انجام می دهند.

اینها در ظاهر خود را جهادی نشان می دهند اما با هدایت سازمانهای جاسوسی انگلیس و کانادا و اردن و ترکیه و … خنجری شده اند بر پشت اهل جهاد. اینها با همان ادبیات و زبان تند گروه اول، در لباس جهادی، مخالفین واقعی طاغوتها را تبدیع نموده و بالتبع قتال و جنگ مسلحانه و سرکوب وحشیانه ی آنها را شرعی‌سازی می‌کنند. ولله المستعان


[۱] برای اهل سنت ایران نیز در قالب شبکه های سلفی نجدی «وصال حق» و «کلمه» و «نور» و «توحید» در همان راستا در حال فعالیت هستند.

[۲] https://youtu.be/IrSkDR058hI

[۳] https://youtu.be/eTfa8j2fWNk

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (قسمت ۴ و پایانی)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (قسمت ۴ و پایانی)

ارائه دهنده: ابوعبدالله موکریانی

با اینکه سکولاریستها به قدرت خرافات و اساطیر در مطیع کردن و ستم پذیری مردم آگاه بودند سعی می کردند  تعالیم اسلام را به عنوان یک ضد ارزش چیزی خرافی و اسطوره ای معرفی کنند، به همین دلیل دهری های میان سکولاریستهای قریش همچون همفکران قبل از خود  (بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ )  آشکارا می گفتند:

‏  ” قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ‏.‏ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ‏ ”

 ‏مي‌گويند : آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك و استخوان گشتيم ، آيا واقعاً برانگيخته خواهيم شد ( و زندگي دوباره پيدا خواهيم كرد ؟ ! ) .‏

‏اين وعده به ما، و در گذشته به نياكان ما داده شده است . امّا اين چيزي جز دروغها و اساطیر پيشينيان نيست (كه آن را دهان به دهان براي يكديگر روايت ، و زمان به زمان براي همديگر كتابت كرده‌اند ) .‏  (سوره مؤمنون، آیه ۸۳٫ )

این سخن تمام آتئیستها و ماتریالیستهای سکولاری است که قانون شریعت الله را کهنه، نامناسب برای زمان حال و یا در نهایت خرافی و عقب مانده فرض می کنند . قرآن، به تک تک این سخنان نابخردانه و ناروای مشرکان (سکولاریستها)، پاسخ گفته است پس اینها خیال نکنند که چیز جدیدی برای گفتن دارند.

ادامه خواندن ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (قسمت ۴ و پایانی)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (۳)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (۳)

ارائه دهنده: ابوعبدالله موکریانی

سکولاریستهای جهانی همیشه در کنار جنگ مسلحانه و گرم، سالها قبل از آن و یا هماهنگ با آن، جنگ  نرم و روانی مشخصی را هم در میان نیروهای خود سازماندهی می نمایند و هم در میان مردمان تحت ستم. آنها در راستای  تقویت روحیه ی سربازان خود و در اختیار گرفتن وجدان آنها جهت اجرایی نمودن دستوات وحشیانه و قتل عام ملل دیگر، چنین استدلال می کنند که ملل دیگر برده و درحکم ابزاری هستند جهت خدمت به آنها و به این گفته ی ارسطو استناد می کنند که : “… یونانیان از اقوام دیگر اشرف اند و اگر دیگران را به بندگی گیرند رواست، که آزادگان باید به فراغت به وظایف انسانیت و کسب معرفت و تفکر بپردازد و کارهای بدنی را به بندگان واگذارند که در حکم بهائم و به منزله آلات و ادواتند. “[۱]

اما در برابر سعی می کنند برای ملل مغلوب نیز خوراک مذهبی مناسبی بسازند که آنها را به تسلیم و ستم پذیری بکشاند. خوراک آماده ای که قرنها از آن سود برده اند نشر عقاید تحریفی نصرانیت و یهودیت و در سرزمینهای مسلمان نشین نیز تولید مذاهب و فرقه هایی بوده است که در همین مسیر گام بردارند .

ادامه خواندن ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (۳)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت ستم پذیری (۲)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت ستم پذیری (۲)

ارائه دهنده: ابوعبدالله موکریانی

 دیکتاتوری سکولاریسم به چیزی غیر از قوانین سکولاریستی راضی نیست و هرگز حاضر نخواهد شد که قوانینی غیر از قوانین سکولاریستی بر جامعه حاکم گردد حتی اگر اکثریت مردم هم خواهان این قوانین باشند و در سرزمینی که مسلمین در پی کسب قدرت بوده اند سکولاریستهای جهانی  از طریق سکولاریستهای مرتد محلی و دین فروشان تلاش نموده اند با زور اسلحه بار دیگر سیستم سکولاریستی خود را تحکیم بخشند .

 در این میان جهت راضی نگه داشتن مسلمین نیاز به تولید مذهب و تفسیری از دین اسلام بود که این سکولاریسم را توجیه نموده و عملاً مسلمین را به داشتن اسلامی قانع کند که تنها در امور شخصی محدود شده و کاری به امور حکومتی ، اجرائی ، قوانین مدنی و جزائی ، امور اقتصادی و فرهنگی و … ندارد و صاحب اسلامی گردند که به صورت کامل از زندگی مردم کنار نهاده شود و همچون نصرانیت در امور شخصی محدود گردد .

 زمانی که مسلمین به چنین درجه ای رسیدند به راحتی در برابر ستمهای سیستم سکولاریسم جهانی و مرتدین محلی تسلیم گشته و چون یک واقعیت زندگی ( مثل شرایط آب و هوایی ) و دستوری دینی با آن سازش کرده و هماهنگ می شوند. 

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت ستم پذیری (۱)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت ستم پذیری (۱)

ارائه دهنده: ابوعبدالله موکریانی

یکی از راه کارهای ستمکاران برای سلطه بر مردم، ذلیل نمودن آنها از طریق بستن دست و پای آنها با افکار تاریخ گذشته ی قرون و ده های گذشته و مبارزه با راهکارهای نوین جهت درمان بیماریها و مشکلات کنونی مردم می باشد .

 زمانی که عوام الناس به آنچه که در گذشته توانسته مشکلی از مشکلات مردم را حل نماید اما در وضع موجود قادر به انجام چنین وظیفه ای نبوده و تنها بر مشکلات مردم می افزاید ، در واقع زمانی که مردم به چنین راهکار اشتباهی تن می دهند گامی در جهت  سست کردن فرهنگِ خردورزی و خود باوری  برداشته و با دستان خود خود را ذلیل ، خوار و بی ارزش می گردانند .

این همان کاری بود که فرعون از طریق دین فروشانی چون بلعم باعورا انجام داد و توانست مردم را با خود و بر علیه سیدنا موسی متحد گردانده و آنان را از منزلت والا و کرامتی که در پرتو نگرشهای توحیدی داشتند، فرود آورد و به فرمانبرداری از خود وادارد : “فاستخف قومه فاطاعوه. ” (سوره زخرف، آیه ۵۱٫ )

پادشاهان و فرمانروایان مستبد و دست نشانده ی سرزمینهای مسلمان نشین ، از ابزار خرافه و تزویر و استفاده ی ابزاری از بخشهایی از دین برای رام کردنِ مردم استفاده می کرده و می کنند. مذهب سازی ( چون سلفیت مدخلی در عصر حاظر جهت مشغول نمودن مسلمین به همدیگر و حمایت از حکومتهای فاسد و دست نشانده ) و خرافه پراکنی از کارهای آنان برای خراب کردن مذهب اصیل و نابودی فرهنگِ ستم ستیزی و مبارزه با منکر بوده است. این گروه با استفاده از ساده اندیشی مردم، خود را بر آنان تحمیل می کنند . استفاده نابجا از آیه کریمه: “اطیعوا اللّه واطیعوا الرسول واولی الامر منکم. ” (سوره نساء، آیه ۵۹  )

به حاکمان جور و زور و چیره شدگان بر مردم، میدان می داد، قدرت خود را مشروع جلوه بدهند. چه شماری از علمای سوء وعاظ السلاطین دایره اولی الامر را بر همه حاکمان، از عادل و فاسق و مرتد  گسترش دادند و شماری از آنان، مانند سلفیون مدخلی و علمای اخوان المفلسین، با استشهاد به آیه شریفه  برای حاکمان سکولار و مرتد حق تشریع در دین و قانونگذاری نیز قائل  شده اند.

حاکمان ستم پیشه و بهره کش همیشه در تلاش بوده و هستند که از کانال علمای دست نشانده و در چارچوب اندیشه های سازماندهی شده  مردم خود را کوتاه فکر و محدود بین  بار آوردند که مردم گوسفندوار از آنان فرمان برند و هیچ انذار، هشدار و امر و نهی بیرون از دایره ای که آنان ترسیم کرده اند، نپذیرند. این دقیقاً همان چیزی است که سلفیون آل سعود در پی پیاده نمودن ان در سایر سرزمینهای مسلمان نشین بوده اند .

کسان و دستانی که نظامهایی چون حکومت جدید آل سعود را پی ریختند، این روش را  با هماهنگی دستگاه اطلاعاتی آل سعود و دین فروشان داخلی  و منطبق با سیستم سکولاریستی خودشان تولد نموده و گسترش داده اند.

علمای نجد و تکفیر نابجای مسلمین(۲)

علمای نجد و تکفیر نابجای مسلمین(۲)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

چنانچه می دانیم شیخ محمد بن عبدالوهاب در ناقض سوم می گوید: الناقِض الثالث: من لم يُكَفِّر المشركين أو شَكَّ في كُفرهم، أو صحَّح مذهبهم. اما واقعاً این قاعده اصلش چگونه است و چرا شیخ محمد و پیروانش آن را تغییر داده اند؟!

قاضی عیاض مالکی مذهب در کتابش «الشفاء» می گوید: ولهذا نكفر من دان بغير ملة المسلمين من الملل، أو توقف منهم أو شك أو صحح مذهبهم، وإن أظهر الإسلام واعتقده، واعتقد إبطال كل مذهب سواه فهو كافر بإظهار ما أظهر من خلاف ذلك.

همچنین در کتاب «القناع» البهوتی  حنبلی مذهب نیز امده است: من لم يكفر من دان أي تدين بغير الإسلام كالنصارى واليهود أو شك في كفرهم أو صحح مذهبهم فهو كافر.

در این صورت واضح است که اصل قاعده این است: من لم یُکَفِّر الکافرَ  او شکَّ فی کفره فقد کَفَرَ؛

 اما تبدلیش کرده اند به : من لم یُکَفِّر المشرکین او شَکَّ فی کفرهم او صَحَّحَ مَذهبَهم کَفَرَ

با تعاریفی که شیخ محمد و علمای نجد از مشرکین کرده اند و با ترکیباتی چون مشرکین منتسب به اسلام که تولید کرده، و هزاران مسلمان را به خاطر این ترکیب غیر شرعی تا کنون قتل عام کرده اند، باید متوجه شده باشیم که علت تغییر این قاعده توسط سلفیت نوع سوم نجد در واقع ترفندی جهت دور زدن ظوابط شرعی تکفیر و توجیه این جنایات بر علیه مسلمین بوده است. اما چگونه؟

می دانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ، إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ: الثَّيِّب الزَّانِي، والنَّفْس بِالنَّفْسِ، والتَّارِك لِدِينِهِ الْمُفَارِق لِلْجَمَاعَةِ.[۱] جایز (مباح) نیست خون شخص مسلمانی که شهادت می دهد معبودی برحق بجز خداوند نیست و من رسول الله هستم مگر به یکی از این سه چیز ؛ نفس در برابر نفس (قصاص) ، رجم زانی ( زن و مرد ی که ازدواج کردند و مرتکب زنا شدند) و مرتدی که از جماعت مسلمانان خارج شده است

در این صورت واضح است که باید پرسیده شود خون مسلمین را به کدامیک از این ۳ جرم می ریزند؟

 بدون شک اینها نمی توانند بگویند به دلیل قصاص یا رجم. چون در این زمینه همه چیز واضح است. در مورد ارتداد نیز باز نمی توانند به آسانی خون مسلمین را بریزند چون مسلمین برای تکفیر شخص مسلمان دارای ظوابط و شروط و موانعی هستند و شخص مسلمان تنها زمانی تکفیر می شود که ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای شده باشد .

در اینجاست که سلفیت نوع سوم نجد با بکار بردن عبارت مشرک و مشرکین برای مسلمین تمام این قواعد اهل سنت را دور زده و ظالمانه حکم کفار مشرک را بر مسلمین تطبیق می دهد.

یعنی در واقع بدون آنکه کلمه ی مرتد را بر زبان بیاورند مسلمین را از دایره ی اسلام خارج  و تکفیر نموده و حکم مرتدین را نیز بر مسلمین اجرا می کنند.

آیا زمان آن نرسیده است که مریدان این منهج اشتباه به خود آیند و بدانند که :

 لزوال الدنيا أهون عند الله من قتل رجل مسلم[۲] نابودی دنیا آسان تر است نزد خداوند از قتل فرد مسلمان


[۱] صحيح البخاري:۴/۳۱۷٫ ومسلم۵/۱۰۶، ومسند أحمد:۱/۳۸۲، وابن ماجة ۲/۸۴۷٫ وأبي داوود ۲/۳۲۷، والترمذي ۲/۴۲۹)

[۲] سنن النسائي الكبرى ۲ / ۲۸۴ ح ۳۴۴۸؛ سنن الترمذي ۴ / ۱۶ ح ۱۳۹۵

علمای نجد و تکفیر نابجای مسلمین(۱)

علمای نجد و تکفیر نابجای مسلمین(۱)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

اهل علم گفته اند که اگر شخص مسلمان هزار کافر را به اشتباه جزو مسلمین بداند بهتر از آن است که به اشتباه تنها یک مسلمان را از اسلام خارج کند و کافر بداند.  إن الخطأ في إدخال ألف كافر في الإسلام خير من الخطأ في إخراج مسلم واحد من الإسلام.

یکی از بزرگترین اسبابی که باعث تکفیر نابجای میلیونها مسلمان توسط پیروان علمای نجد و ریخته شدن خون میلیونها مسلمان در این دو قرن گذشته شده است برداشت اشتباه و غیر قرآنی از اصطلاح مشرک و مشرکین است.

شیخ محمد بن عبدالوهاب سومین ناقض از نواقض الاسلام را تکفیر نکردن مشرکین می داند و می گوید: الناقِض الثالث: من لم يُكَفِّر المشركين أو شَكَّ في كُفرهم، أو صحَّح مذهبهم؛ کسی که مشرکان را تکفیر نکند، یا در کفر آنان شک کند، یا مذهب مشرکین را صحیح بداند، به اجماع، کافر می شود.

به دنبال این به وصف مشرکینی می پردازد که الله تعالی آنها را کافر دانسته است و می گوید: لأن الله – عزَّ وجلَّ – كفَّرهم في آياتٍ كثيرة، وَأَمَرَ بعداوتهم؛ لافترائهم الكذبَ عليه، ولا يُحْكَم بإسلام المرء حتى يكفِّر المشركين، فإن توقَّف في ذلك أو شكَّ في كفرهم مع تبيُّنه؛ فهو مثلهم. أما مَنْ صحَّح مذهبهم، واستحسن ما هم عليه من الكفر؛ فهو كافرٌ بإجماع المسلمين؛

تا اینجا تمام مسلمین چنین اعتقادی دارند و همگی معتقد هستند که مشرکین کافر هستند و کسی در کافر بودن امثال ابوجهل و ابولهب و امثالهم شک نکرده است، اما تفکر شیخ محمد و علمای نجد از آنجا مسیرش با منهج قرآن و سنت صحیح و آراء ائمه ی اهل سنت به انحراف می رود که عبارت مشرک را برای مسلمین به کار می برد و مسلمین را با اصطلاحات بدعی چون مشرکین منتسب به اسلام مشمول حکم مشرکین می کنند و حتی حکم می دهند که :

” کسی که مشرکین را از ملت اسلام خارج نداند در واقع تصدیق کننده ی قرآن نمی باشد چونکه قرآن مشرکین یعنی پرستش کنندگان غیراللە را از ملت اسلام خارج دانسته است وبه تکفیر واخراج آنها از ملت اسلام  وهمچنین به جنگیدن ودشمنی نمودن با آنها امرنموده است “.[۱]

در این صورت واضح است که حکمی که مختص کفار مشرک است را بر مسلمین تطبیق داده اند و این یکی از صفات خوارج بوده است چنانچه ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: لا تكونوا كـ(الخوارج) تأوّلوا آيات القرآن في أهل القبلة، وإنما نزلت في أهل الكتاب والمشركين، فجهلوا علمها، فسفكوا الدماء، وانتهبوا الأموال.[۲] و از ابن عمر رضی الله عنهما نیز روایت است که می گوید: إِنَّهُمُ انْطَلَقُوا إِلَى آيَاتٍ نَزَلَتْ فِي الكُفَّارِ ، فَجَعَلُوهَا عَلَى المُؤْمِنِينَ[۳]

اما زمانی که بر پیروان علمای نجد گوشزد می شود که در این صفت به سمت خوارج گرایش یافته اید کسانی چون شیخ عبدالطیف آل شیخ  فورا می گویند: تکفیر کردن مشرک وکسی که میگوید تکفیرکردن مشرکین از اصول خوارج است و هیچ یک از علمای اهل سنت این کار را نکرده اند( این قول) ردی بر الله تعالی و پیامبر علیه صلاة والسلام و اجماع امت داده است و این فضیحت فقط با این رد کافی است و بر معترض همین که نمی داند بین دین پیامبران و مذهب خوارج تشخیص قائل نشده است.[۴]

اینجاست باید به مریدان علمای نجد بازآموزی شود که کافر دانستن مشرک کافری که الله تعالی در شریعتش آن را کافر دانسته فرق دارد با کافر دانستن مسلمینی که به ناحق در دایره ی کفار مشرک قرار داده اید.

اجماع مسلمین مبنی بر کافر دانستن کفار مشرک یک واقعیت است همچون اجماع مسلمین بر کافر بودن یهود و نصارا، اما این اجماع چه ربطی به مشرک یا یهودی و نصرانی دانستن مسلمان و تکفیر مسلمان دارد؟

هر مشرک و یهودی و نصرانی و مجوس و صابئی کافر است و زمانی که گفته می شود فلان مسلمان مشرک است یعنی مثل این است گفته شود فلان مسلمان یهودی یا نصرانی و مجوس و صابئی است. مگر چنین چیزی ممکن است؟

شخص یا مسلمان است یا کافر «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» (تغابن/۲) و ترکیب مسلمان و کافر جهت تکفیر نابجای مسلمین از ابداعات علمای نجد بوده است . و لله المستعان


[۱] الدرر السنية : ۲۹۱/۹

[۲]  صحیح بخاری

[۳] فتح الباري: ۱۲ / ۲۸۲

[۴] مصباح الضلام   ۵۹۴-۵۹۳

آنها را دشمن بدان و از آنها حذر کن و مواظب باش

آنها را دشمن بدان و از آنها حذر کن و مواظب باش

به قلم : کیوان مریوانی

اگر به دقت به شبکه های ماهواره ای و حتی بسیاری از رسانه های مجازی اجتماعی نگاه کنیم دسته هائی را مشاهده خواهیم کرد که با نام دین و اسلام جهت تخریب مسلمین شریعت گرا و قدرتهای اسلامی دست به اقداماتی می زنند که مخالف صریح منهج اسلامی و باعث تعجب است.

البته به کار گیری  راهکارها و ابزار های  پست برازنده ی انسانها و اهداف پستی است که تمام تلاش  و شگرد آنها نگه داشتن سیستم ظالمانه ایست که  در خدمت  اندیشه ی طبقه ی فاسد حاکمه  و بر علیه منافع شرعی  ستمدیدگان  انجام وظیفه می کند.

 این قاعده ی کلی تاریخ جریانات فاسد ضد اسلامی  و بخصوص سکولاریستها در طول تاریخ بشریت از سیدنا آدم تا کنون بوده و خواهد بود.

اما متاسفانه، توسط همین سکولاریستها و در میان مسلمین نیز،  افرادی  به این ویروس سکولاریستها مبتلا گشته اند که  از به کار بری هیچ وسیله ی پستی چون دروغ، تهمت، توطئه، شایعه پراکنی، ترور شخصیت مخالفین، تولید شبهات و عوام فریبی جهت رسیدن به اهداف مورد دلخواه سکولاریستها  کوتاهی نمی کنند. البته از کوزه همان تراود که در اوست.

پس اگر دیدی که عده ای با نام اهل سنت یا تشیع برای اینکه دموکراسی و لیبرالیسم سکولاریستها را در میان مسلمین جا بیندازند از هیچ دروغ و تهمت و شایعه سازی بر علیه مسلمین شریعت گرا و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی صرفنظر نمی کنند باید متوجه شد که هدف اصلی آنها ضربه زدن به قانون شریعت الله و ممانعت از تشکیل حکومتهای اسلامی و جلوگیری از اصلاح کمبودها و نارسائیهای این مجتمعات اسلامی است که اکثراً توسط کفار سکولار جهانی بر مسلمین تحمیل شده است.

اینها سربازان جنگ روانی دشمنان آشکار مسلمین و ستون پنجم دشمن هستند که قصد دارند از درون به عقیده و ارزشهای مسلمین ضربه بزنند و مسلمین را برای پذیرش کفریات جامعه ی جاهلی آماده سازند.

اینها هدفشان این است که شما را و حتی الله را فریب دهند : «يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا» اما الله تعالی اینها را فریب می دهد«وَ هُوَ خادِعُهُمْ» و لازم است ما هم هوشیار باشیم.

اینها دشمنانی هستند که الله تعالی آنها را لعنت کرده «وَ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ» پس سخن الله تعالی را گوش بده که می فرماید: «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ» و آنها را دشمن بدان و از آنها حذر کن و مواظب باش.

قرنهاست آمده اند فریبت دهند، فریب نخور

قرنهاست آمده اند فریبت دهند، فریب نخور

به قلم: مسعود سنه ای

مسائل مذهبی  و فرق و تفاسیر مذهبی و حتی  مسائلی همچون مسائل زبانی، نژادی و وقومیتی،  برای مناسبات سکولاریستی تنها بازیچه ای جهت تامین منافع اقتصادی و سرکوب مستقیم قانون شریعت اسلام و مسلمین شریعت گرا می باشد و برجسته کردن یا سرپوش نهادن بر تفاوتهای یک مذهب و فرقه ای ارتباط مستیقیم و زنده با منافع سکولاریستهای جهانی و مرتدین محلی اش دارد .

 از یک سو سکولاریسم جهانی از طریق مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین،  برای رهایی از شریعت گرایان و کسب منافع اقتصادی مورد نظرش، دست به تهییج احساسات مذهبی، ناسیونالیستی مردم منطقه  و برجسته نمودن نکاتی می زند که در مواردی با آنچه مخالفینشان می گویند اختلاف دارند .

 در این میان سایر کشورهای سکولاریستی  مشترک المنافع و به ویژه همسایگان فرصت طلب، هر کدام به اقتضای منافع خود، در این درگیریها دخالت مستقیم و غیر مستقیم می نمایند. اما در تمام موارد بار سنگین چنین کشمکش مصنوعی و درگیرهای ساختگی ادواری  تنها بر دوش مردمان ستمدیده و آزادیخواهان شریعت گرا بوده است و بس.

سیستم پلید سکولاریستی همیشه در طول تاریخ  از اختلافات و احساسات مذهبی مردم همچون یک ابزار سودمند بهره جسته است. سکولاریستی چون فرعون و سکولاریستهایی چون قریش نمونه های بارز این حقه ی قدیمی هستند.

در این صورت اگر می بینید که در کنار کفار سکولار جهانی و در پناه رژیم فاسدی چون آل سعود و امارات و … شبکه های ماهواره ای چون کلمه و وصال حق و غیره و مجریان شبکه های مجازی چون سهاب و جبهه سنت و غیره از جانب اهل سنت و شبکه هائی چون مرجعیت و اهل بیت و … از جانب تشیع آزادانه به تفرق میان مسلمین و مشغول نمودن مسلمین به مسلمین مشغول هستند باید متوجه شد که این تاکتیک جدید نیست بلکه آنچه جدید است جهل مسلمین به مجریان چنین توطئه های است.