قالب و محتوای قالب، امری که سلفیون نجدی را به تکفیر نابجا کشانده

قالب و محتوای قالب، امری که سلفیون نجدی را به تکفیر نابجا کشانده

به قلم: ابوبکر الخراسانی

سلفیون نجدی جماعت دوله زمانی که طالبان در مجله ی الصمود برای حکومت ایران از لفظ “دولت اسلامی ایران” استفاده کرد و زمانی که با شیعیان افغانستان نیز متحد شد فوراً شروع کردند به تکفیر نابجای طالبان؛ تکفیری که هیچ جایگاهی در هیچ یک از مذاهب اهل سنت نداشته و ندارد.

بعد از آن باز اخیراً می بینیم زمانی که طالبان از لفظ جمهوری اسلامی ایران استفاده می کند فوراً به مخاطبین خود می گویند: ” تا اینجای کار بسنده نکردند و چند گام به پیش شتافته دین جمهوریت را نیز مهر تایید گذاشتند و به آن ایمان دارند، در حالی که نظام جمهوری در تضاد با اسلام بوده و یک نظام سراپا کفری می باشد.”

باور بفرمائید در هیچ جای دنیا نیامده که قالبی به نام جمهوری یا قالبی به نام ملوک الطوایفی یا قالبی به نام فدرالیسم و پادشاهی و… به نام دین قلمداد شده باشد که اینها چنین می گویند.

این اشخاص سلفی نجدی جاهل و کینه جو باید بدانند که قالب جمهوری مثل لیوان است. مهم نیست این لیوان را چه کسی ساخته است و از کجا آمده است مهم این است که داخل این لیوان چه می ریزی؟

زمانی که سهیل شاهین در تویترش می نویسد: (‏نن (نومبر ۲۶) دا.ا.امارت سیاسي مرستیال او دسیاسي دفتر مشرمحترم ملا برادر اخند او ورسره هئيت یې د ایران د اسلامی جمهوریت د خارجه وزیر جواد ظریف او ورسره هئيت سره په تهران کې وکتل. دواړو خواوو د افغانستان د مسئلې په سوله ایز حل او د سولې  د پروسې په هکله تفصیلي خبرې وکړې.)”(امروز ۲۶نومبر)ملابرادر معاون امارت و رییس دفتر سیاسی با هیئت همراه اش با جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و هیئت همراه او در تهران دیدار نمودند. طرفین در مسایل راه حل  مسالمت‌آمیز افغانستان و در مورد پروسه صلح با تفصیل صحبت کردند. “

در اینجا منظور از جمهوری قالبی است که در آن اسلام ریخته شده است. زمانی که می گوئیم  جمهوری خلق چین یا جمهوری کره ی شمالی یا جمهوری ویتنام  یعنی قالبی که در آن سکولاریسم از نوع کمونیسم  در آن ریخته شده است و زمانی که می گوئیم جمهوری آمریکا، فرانسه، ترکیه، اتریش، برزیل، چاد، شیلی، گرجستان، اندونزی و … یعنی قالبی که در آن سکولاریسم از نوع لیبرال در آن ریخته شده است.

امیدوارم طرفداران سلفی نجدی دوله فرق بین قالب و محتوای قالب را فهمیده باشند و با جهالت خود باعث تکفیر نابجای مسلمین نشوند.

ابن القیم جوزی رحمه الله  گفته است: هرگاه مردم گناهی را دیدند و جلوی آن را نگرفتند، بزودی الله متعال مجازات آن را عمومی خواهد کرد .

آیا گناهی بالاتر از تکفیر نابجای مسلمان وجود دارد؟!! پس همه ی ما باید جلو این گناهکاران را بگیریم قبل از آنکه الله متعال با اینها مثل سوریه و عراق و یمن و افغانستان و الجزائر و سرزمین حرمین و غیره ما را مجازات کند.

امام شافعی رحمه الله علیه و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم

امام شافعی رحمه الله علیه و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم

به قلم : محسن صادقی/سقز

امام شافعی رحمه الله که از او به عنوان واضع علم اصول فقه یاد می کنند به همراه امام مالک و امام حنبل و سایر ائمه ی خیر القرون به عنوان نمایندگان سلفیت نوع اول شناخته می شوند .

سلفیت نوع دوم نیز شامل ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر می گردد و سلفیت نوع سوم نیز محمد بن عبدالوهاب و ادامه دهندگان راهش را شامل می شود. در این صورت زمانی که از سلفیت صحبت می شود باید نگریست منظور کدام دسته از سلفیت منظور ماست.

مردی درباره ی مسئله ای از امام شافعی رحمه الله علیه سئوال کرد. ایشان گفتند: پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم درباره ی آن چنین کرده اند. مرد گفت شما چه می گویی؟ امام شافعی رحمه الله علیه گفتند: سبحان الله، آیا من در عهد بیعت هستم یا این که در میان نصرانی ها هستم؟! من به تو می گویم پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم چنین حکم داده اند و شما در جواب (با تعجب) می گویی: شما چه می گویی؟[۱]

شافعی رحمه الله علیه دوباره می گوید: «هر گاه حدیث صحیحی را از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم روایت کردم و به آن عمل ننمودم پس به شما اعلام می کنم که عقلم بر باد رفته است».[۲]

حالا :

  • ما می گوئیم الله و رسولش در مورد مشرک و مشرکین این را گفته اند اما مروجین سلفیت نجدیت می گویند شیخ فلانی و فلانی این را گفته اند .
  • ما می گوئیم الله و رسولش چنین عذرهای معتبری را برای مسلمین قرار داده اند و نباید الکی مسلمان را تکفیر کرد اما اینها می گویند فلان شیخ و فلان شیخ این را گفته اند.
  • ما در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان می گوئیم الله اینگونه دستور داده و رسولش و ائمه ی خیر القرون و حتی امثال ابن تیمیه و شاگردانش اینگونه برخورد کرده اند اما اینها می گویند فلان شیخ و فلانی این را گفته اند و….

 به نظر شما اگر امام شافعی رحمه الله زنده بود به اینها چه می گفت؟


[۱] . «شرح العقیده الطحاویه» علی بن علی بن ابی العز الحنفی (ص ۳۹۹-۴۰۰) چاپ المکتب الاسلامی .ط.الرابعه ۱۳۹۱ هجری بیروت.

«الرساله» امام شافعی رحمه الله علیه (ص ۴۱۰) تحقیق احمد شاکر ، مطابع المختار الاسلامیه ، چاپ دوم ۱۳۹۹ هجری

«مختصر الصواعق المرسله علی الجهمیه و المعطّله» (۲/۳۵۰) ابن قیم ، مختصر آن شیخ محمد بن الموصلی.

[۲] . «مختصر الصواعق علی… » (۲/۳۵۰)

بهانه های بنی اسرائیلی عده ای از مسلمین در باب توحید و سوگند خوردن

بهانه های بنی اسرائیلی عده ای از مسلمین در باب توحید و سوگند خوردن

به قلم: ابوبکر الخراسانی

در حدیث صحیح از رسول الله صلی الله علیه وسلم می خوانیم که یهودیان به رسول الله صلی الله علیه وسلم و سابقون الاولون رضی الله عنهم اشکالاتی در باب توحید و سوگند خوردن می گرفتند و آنها را به شرک متهم می کردند که هم اکنون عده ای از پیروان مدرسه ی علمای نجد هم در همان مسیر یهودیان نسبت به مسلمین قرار گرفته اند و همان اشکالاتی را می گیرند که یهود از خیر البشر و صحابه می گرفتند.

عبد الله بن يسار عن قتيلة بنت صيفي الجهنية قالت: ” أتى حبر من الأحبار رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: يا محمد! نعم القوم أنتم لولا أنكم تشركون! قال: سبحان الله! وما ذاك؟ . قال، تقولون إذا حلفتم: والكعبة، قالت: فأمهل رسول الله صلى الله عليه وسلم شيئا ثم قال: إنه قد قال، فمن حلف فليحلف برب الكعبة، قال: يا محمد! نعم القوم أنتم لولا أنكم تجعلون لله ندا! قال: سبحان الله! وما ذاك؟ قال: تقولون ما شاء الله وشئت. قالت: فأمهل رسول الله صلى الله عليه وسلم شيئا ثم قال: إنه قد قال، فمن قال: ما شاء الله فليقل معها: ثم شئت “.[۱]

عبد الله بن یسار از قتیله بنت صیفی الجهنیه که گفت:  حبری (عالمی) از احبار (علمای یهود) نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای محمد شماها چه قوم خوبی می بودید  اگر شرک نمی ورزیدید. فرمود: سبحان الله چه شرکی؟ گفت: وقتی سوگند می خورید می گویید: سوگند به کعبه. پیامبر صلی الله علیه وسلم درنگی کرد سپس فرمود: هرکس از شما سوگند خورد پس به پروردگار کعبه سوگند بخورد. سپس آن یهودی گفت: ای محمد، شماها چه قوم خوبی بودید اگر برای خداوند همتایی قرار نمی دادید. گفت: سبحان الله! یهودی گفت: می گویید: اگر خدا و فلانی بخواهند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم درنگی کرد سپس فرمود: آنچه در گذشته می گفتید هیچ، اما از این به بعد هرکس گفت: «اگر خدا بخواهد»، پس به همراه آن بگوید: «سپس تو بخواهی»

تمام این ایراد گیری ها و متهم کردنها به شرک به دلیل برداشت نادرست، فهم غلط و عدم شناخت از بیان رسول الله صلی الله علیه وسلم و سابقون الاولون رضی الله عنهم بود که هم اکنون سلفیون خاص نجد هم در آن افتاده اند.

بدون شک نمی توان قبول کرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم و سابقون الاولون رضی الله عنهم توحید را متوجه نشده باشند و تا زمانی که این خاخام یهودی تذکر داده اینها برای الله تعالی ند و همتا قرار داده باشند و دچار شرک اکبر شده باشند و این یهودی توحید را به مسلمین یاد داده باشد، بلکه باید گفت که این یهودی از ظاهر بیان رسول الله صلی الله علیه وسلم و سابقون الاولون رضی الله عنهم برداشت و فهم غلط کرده بود.

درواقع منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم و سابقون الاولون رضی الله عنهم از ماشاء الله و شئت همان ماشاء الله و ثم شئت بوده است اما رسول الله صلی الله علیه وسلم بیانش را با ادبیات و دیپلماسی یهودی ها تغییر داد تا این کفار از بیان مسلمین سوء استفاده نکنند.

در این صورت باید دید که سابقه ی این سوء برداشتها و سوء فهمها به زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و سابقون الاولون رضی الله عنهم بر می گردد و شایسته نیست مسلمین قدم در جای پای یهودی ها بگذارند.


[۱] سلسله الحادیث صحیحه البانی جلد ۳ صفحه ۱۵۴

رهبران مذاهب اسلامی کشیش های مسیحی و خاخام های یهودی هستند و پیروانشان اهل شرک یا…

 رهبران مذاهب اسلامی کشیش های مسیحی و خاخام های یهودی هستند و پیروانشان اهل شرک یا…  

به قلم: ابومحمود کندزی

ما گزارش مخصوص وزارت امور خارجه فرانسه در مورد مذاهب اسلامی را که دیدیم متوجه شدیم که این دشمنان سکولار جهانی تا چه اندازه مخالف دستاوردهای اصیل دانشمندان این مذاهب هستند. در کنار این دشمنان آشکار و سکولار جهانی ما شاهد افرادی عالم نما با تفکرات سلفیت نجدی هستیم که تحت پوشش همین کفار در امنیت کامل در قسمت جنگ روانی بر علیه مسلمین و جهاد مبارکشان فعالیت می کنند.

در انگلیس کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و هانی السباعی و … در کانادا کسانی چون طارق عبدالحلیم و در اردن کسانی چون ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی و در رژیم فاسد آل سلول و لیبی و مصر و…هم صدها مزدور رسمی فعالیت دارند.

یکی از این سلفی های نجدی و مجریان جنگ روانی فرانسه بر علیه مسلمین که بدون تقیه در مورد مذاهب اسلامی صحبت کرده شخصی به اسم دکتر “مروان القیسی” است که برای خدمت به کفر و جلب اعتماد کشور سکولار فرانسه، پیشوایان مذاهب اسلامی را مورد حمله قرار داد، و امامان این مذاهب را به کشیش های مسیحی و خاخام های یهودی تشبیه و پیروان شان را چون کافران مسیحی و یهودی تلقی نمود.

بفرما با چشم خود ببینید که این گمراه شده در صفحات ۱۶۱ و ۱۶۲ از چاپ سوم کتابش به نام : ” معالم الهدی إلی فهم الإسلام ” می گوید: “أخیرا فإن القول أن المذهبیة أسلم، و انه لابد من الإلتزام بآراء مذهب ماء هو قول خطیر یتضمن ما یتضمن من الشرک، فإن الله تعالی لم یتعبد أحد من خلقه بإتباع أحد مهما سما قدره فی العلم مادام غیر معصوم و هنا فلیس من باب التکرار أن أعید ما ورد أن عدی بن حاتم سمع النبی ص یقرأ هذه انعبدوهم، قال ص ألیس یحرمون ما احل الله فتحرمونه، و یحلون ما حرم الله فتحلونه؟ فقلت: بلی. قال: فتلک عبادتهم”.

” قولی که می گوید مذهبی بودن بهتر، و پایبندی به یکی از مذاهب لازم است یک گفته خطرناک و شرک آمیز است، زیرا خدای تعالی هیچ کس را به پیروی از کس دیگری و لو این که از رتبه ی بسیار عالی علمی هم برخوردار باشد موظف نکرده مادامی که معصوم نباشد. و در اینجا تکرار رخ نمی دهد، اگر به ذکر حدیثی بپردازیم که میگوید: عدی پسر حاتم این آیه را از پیامبر شنید، که خداوند می فرماید: “مسیحی ها و یهودی ها علاوه بر خدای بزرگ، پیشوایانشان را به خدایی پذیرفته اند”. (توبه/۳۱) عدی گفت: ما علمای خویش را نمی پرستیم، پیامبر ص فرمود: آیا اگر یک حلال خدا را بر شما حرام کنند آنرا حرام نمی دانید؟ و آیا اگر یک حرام خدا را بر شما حلال نمایند، آن را حلال نمی دانید؟ عدی گفت: بلی. پیامبر ص فرمود: پس این پیروی کردن همان عبادت کردن است”.

آری! ای جوان مسلمان، این سلفی نجدی گمراه شده و مجری جنگ روانی کفار سکولار ، مسلمانان هزارو سیصد سال را به خاطر پایبندی به یکی از مذاهب اسلامی، مشرک می داند. (خداوند پاداش این حرفش را به او بدهد ) .

سپس جناب دکتر مروان شرمی از دروغش نکرده و می گوید: ” خداوند هیچ کسی را به عبادت کردن، یعنی پیروی کردن از کسی دیگر ملزم نکرده است”. بسیار جای تعجب است پس جایگزین این شخص به جای مذاهب اسلامی چیست؟ پیروی از خودش ؟ مگر نمی بینیم که سلفی های نجدی خودشان دهها گروه شده اند در حالی که مذاهب فعلی اسلامی بسیار کمتر از تعداد فرقه ها و گروههای مختلف و متضاد سلفی نجدی هستند و اختلافات مذاهب رسمی اسلامی هم بسیار کمتر از اختلافات فرقه های سلفی نجدی است.

پس اگر دکتر مروان و امثال او راست می گویند و حرفشان دروغ نیست، نمونه ای از حلال و یا حرام خدا را که به اجماع حلال و یا حرام باشد، ذکر نماید که این مذاهب علیه خدای تعالی اولی را حرام و دومی را حلال کرده باشند. (دروغ گو روسیاه باد).

ای جوان مسلمان، آشکار است این رهبران مذاهبی که دکتر مروان آنان را چون اسقف ها و خاخام ها به شمار می آورد همگی دانشجویان دانشگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم و بر منهج سلف صالح پرورده شده اند و شجره نامه ی علمی ایشان طی چهار مرحله، به آن بزرگوار منتهی میگردد. ولی جناب دکتر(گمراه) از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده است؟ وی در صفحه ۱۸ از کتاب مذکور می نویسد که :”شاء الله له أن یرتحل إلی بریطانیا لنیل شهادة الدکتوراه من إحدی جامعاتها”، با این جمله برای ما روشن می سازد، که مؤلف گمراه از دانشجویان دانشگاه (دارالکفر) برطانیا، بر منهج انگلیس کافر پرورده و برای ضربه زدن به اسلام و بر هم زدن صف مسلمانان گواهی دکترا به او داده شده است. اکنون باید گفت، تا کفر همچون نوکرانی داشته باشد چرا اسلحه کشتار جمعی را علیه مسلمانان بکار گیرد؟

مذاهب اسلامی سرمایه های ارزشمند شورای اولی الامر واحد مسلمین هستند که باید تلاش کرد همه ی این مذاهب را در این شورای واحد جمع کرد و مسلمین را تابع اجماع واحد آنها کرد، نه اینکه به بهانه ی برداشتن این مذاهب اسلامی سعی کنند برداشت و تاویلات غلط خودشان را جایگزین این مذاهب کنند و دهها مذهب بی قواره تولید کنند که تنها وظیفه ی آنها مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید جنگ داخلی و خدمت به کفار سکولار جهانی بوده است.

جنگ مسلحانه گروههای مسلح اهل سنت سوریه و تجربه ی سلفیت خاص نجدیت

جنگ مسلحانه گروههای مسلح اهل سنت سوریه و تجربه ی سلفیت خاص نجدیت

به قلم: کیوان مریوانی

اردوغان که ماهها برای دارودسته ی جولانی و سایر گروههای مسلح سلفی نجدی و حتی گروه سکولاری چون ارتش آزاد ادلب سینه چاک می کرد پس از گلایه های دروغینی از روسیه و درآوردن بازیهای رایج سیاسی سکولاریستها اعلام نمود که : «روند آستانه» که حدود سه سال پیش برای حل و فصل مسالمت‌آمیز مسائل سوریه تشکیل شد دچار فروپاشی شده است.

این سخنان در حالی گفته می شود که ارتش بشار اسد به پیشروی های خود در استان ادلب ادامه می دهد و گروه جولانی و اقمار او نیز منطقه ی استراتژیک معرة النعمان را تخلیه نموده و از بسیاری از مناطق اطراف آن نیز فرار کرده اند.

نتیجه ای که باید از گروههای سلفی نجدی سوریه گرفت این است که اینها بدترین اعمال را دارند و از مدخلی ها با اختلاف زیادی ضررشان بیشتر بوده است، چون اینها علاوه بر آنکه سبب ریخته شدن خون مسلمین می شوند و باعث و بانی تجاوز به ناموس هزاران زن و دختر اهل سنت آواره و تن فروشی آنها در ترکیه و سایر کشورهای اروپائی شده اند حتی باعث نصرانی شدن کودکان بی سرپرست در پرورشگاههای کودکان بی سرپرست اروپا و غیره گردیده اند.

اینها تنها مصیبتهائی غیر از ویرانی و نابودی سرزمین مسلمین و ناامید شدن اهل سنت از جهاد و حتی گرایش آنها به احزاب سکولاری می گردد که خیال می کنند اهل سنت یعنی همین عقاید و اعمال گروههای متفرق و متعدد و متضاد سلفی نجدی است که نه تنها در مسیر صحیح شرعی قدم بر نمی دارند بلکه آفت دین و دنیا هستند …

در این صورت باید گفت که تفکر سلفیت نجدی آزمایش خود را برای چندمین بار پس داده و به طور کامل فشل شده است. پس به کانال ها و اعضایشان نگاه نکن اینها هیچ وزنه ی عملی ندارند و کارشان به آخر رسیده است…

این تفکر که توسط ایمن الظواهری به عنوان تفکر رهبری القاعده انتخاب شد باز همان نقش تفرقه آفرینی و مخرب را بازی کرده است و نشان داد که اگر به هر جریان و جامعه ای تزریق شود تنها یک نتیجه در بر دارد: تفرق، جنگ داخلی، شکست و ذلیلی برای اهل سنت.

اردوغان و اسلامگرائی آن مابین گفته ها و اعمال خودش و ادعای پیروان

اردوغان و اسلامگرائی آن مابین گفته ها و اعمال خودش و ادعای پیروان

به قلم: کیوان مریوانی

اردوغان نه در اساس نامه ی حزبی اش و نه حتی در سخنرانی ها و تبلیغات انتخاباتیش هرگز ادعای تبعیت از قانون شریعت الله و یا امامت مسلمین و یا جهاد با کفر و ارتداد داخلی و مفاسد اخلاقی و تن فروشی و سایر امور غیر شرعی موجود در ترکیه را نکرده است، بلکه در مناسبتهای مختلفی به صراحت تمام اعلام می کند که سکولار است و سکولار می ماند و بخشی از ارتش سکولار ناتو بوده و برایش تطبیق دموکراسی سکولاریستها بر هر چیز دیگری ارجعیت دارد؛ و علاوه بر این اعلام می کند که ادامه دهنده ی سیستم سکولار ترکیه و حاکم چنین سیستمی و مدافع منافع کشور سکولار خودش است.

در راستای همین منافع سکولاریستی کشور سکولار ترکیه است که به عنوان بازوی ناتو سالها در قتل عام مردم مسلمان افغانستان و سومالی و عراق و سوریه و اخیراً در لیبی مشارکت دارد. پس گفتار و اعمال اردوغان بدون ابهام و مشخص و واضح است.

حالا سوال اینجاست چرا عده ای از  مُلاها و پیروانش مثل عبدالرزاق مهدی و قرضاوی ساکن قطر پایگاه نظامی آمریکا و ابوبصیر طرطوسی ساکن انگیس و اردن نشینها و غیره بدون آنکه اردوغان ادعائی داشته باشد به عنوان خلیفه ی مسلمین و امام مسلمین و … تزکیه اش می دهند و صفاتی را به اردوغان نسبت می دهند که اردوغان سکولار هرگز ادعای داشتن آنها را نداشته است؟

ما صداقت اردوغان را قبول کنیم یا دروغ این مُلاها و شیوخ را؟

خلاص شدن از اشتباهات نجدیت و بازگشت به منهج اهل سنت

خلاص شدن از اشتباهات نجدیت و بازگشت به منهج اهل سنت

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

بنده در مقاله ای تحت عنوان «مسیر اصلاح دوله تنها خلاص شدن از اشتباهات نجدیت و بازگشت به اهل سنت» که در همین سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم نشر شده بود در پاسخ به ۳ سوال برخی از مناصرین دوله نکاتی را ارائه داده بودم که در کانالهای برادرانمان جوابیه ای نوشته بودند که شایسته می دانم نکاتی را خدمت همه عرض کنم:

بنده گفته بودم که :

  • در همان سوال اولش برای بالاتر از ۹۵ درصد از اهل سنت دنیا که با عذرهائی شرعی و با تأویلاتی از منابع شرعی نزد قبور دعا هائی می کنند هیچ عذری غیر از اکراه قائل نشده و مستقیما همه را تکفیر کرده است . این منهج «نجدیت»ی است که با آل سعود متولد شده و هیچ ربطی به منهج اهل سنت ندارد .

این عزیزان در جواب فرموده اند که :

  1. آمار عجیب غریب مذکور سندیت ندارد
  2. امور دین به سه قسمت تقسیم می شوند (۱- اصل دین : کفر به طاغوت و ولاء و براء و توحید و شرک و علم به لا اله الا الله و مقتضای آن . ۲- المسائل الظاهره : مثل حلال و حرام و…۳- المسائل الخفیه …)

در هر صورت در موارد اصل دین غیر از مکره قائل به عذری برای مسلمین نیست و در المسائل الظاهره نیز تنها برای تازه مسلمانان و افراد تربیت شده در مکانهائی مثل بادیه که امکان دسترسی به مسجد و مصحب برایشان وجود ندارد قائل به عذر است . 

در پاسخ به این عزیزان باید گفته شود که :

  • در سوال دوم هم بدون اشاره به منهج اهل سنت مستقیما رفته اند سراغ منهج «نجدیت» . یعنی تقلید محض و کورکورانه از تفسیر و تأویل علمائی که با آل سعود متولد شده اند.
  • در آخرین سوال هم رفته سراغ تکفیر علی تعیین تمام شیعیان ۱۲ امامی و صدور حکم ارتداد آنها ، آنهم بدون گذراندن آنها از ۴ فیلتر اصلی مورد پذیرش اهل سنت که عبارتند از : ۱- اثبات جرم ۲- تأئید جرم توسط الله و رسولش ۳- شروط تکفیر ۴- موانع تکفیر . در واقع در این بند هم به صراحت منهج اهل سنت را رد نموده و کورکورانه چسبیده اند به مراجع تقلید «نجدی»خاص خودشان .

ما به صراحت در همین چند سوالی که مطرح شده می توانیم به انحراف این اشخاص از منهج اهل سنت در مسأله ی عذرهای شرعی که قانون شریعت الله برای مسلمین قائل شده ، و مراحلی که برای تکفیر یک مسلمان اهل قبله نزد اهل سنت رایج است پی ببریم  .

باید با تأئید سوال دوم این افراد گفت: منهج این اشخاص در این مسائل و تعریف از اصطلاحات دیگری چون «مشرکین» و «اهل بدعت» بر اساس «نجدیت» است نه «اهل سنت» . و عزیزانی که قصد اصلاحات در گروه  دوله یا سایر گروههای سلفی نجدی را دارند ابتدا باید از دایره ی تنگ «نجدیت» خارج شده و دوباره وارد دایره ی وسیع اهل سنت شوند .

سلفیون نجدی بار دیگر مساجد اهل سنت را به خون کشیدند

 سلفیون نجدی بار دیگر مساجد اهل سنت را به خون کشیدند

به قلم: ابوبکر الخراسانی

سلفیون نجدی اهل تصوف و شیعیان را جزو کفار مشرک می دانند و  در رسانه های خود نیز مساجد آنها را ضرار و حتی بتخانه معرفی می کنند. در این صورت حکم سلفیت نجدی در مورد این دسته از مسلمین این است که اینها مشرک هستند و قطعاً باید مشمول حکم کفار مشرکی چون ابوجهل و ابولهب و امثالهم شوند.

البته این سلفیون نجدی به شاخه های مختلفی تقسیم شده اند  که در دو دسته ی عمده مشخص می شوند :

  1. دسته ای که تنها به بیان این منهج می پردازند و متناسب با وضع موجود جامعه ای که در آن زندگی می کنند عمل می کنند و معمولاً متناسب با خواست طاغوتها رنگ عوض می کنند .
  2. دسته ای دیگر که بدون ریا و صادقانه این منهج را در زندگی دنیوی ما تطبیق می دهند.

تفاوت این دو دسته در منهج و عقیده و تعاریف فقهی نیست بلکه تنها در این است که دسته ی دوم صادق هستند و دسته ی اول ریاکار و ترسو و نان به نرخ روز خوری هستند که تابع وضع موجود شده اند.

یکی از این گروههائی که صادقانه سلفیت نجدی را به مرحله ی اجراء درآورده جماعت دوله است که تا به حال به جرم مشرک بودن اقدام به منفجر کردن صدها مسجد و مکان عبادی مسلمین به بهانه ی صوفی یا شیعه یا طالبان بودن و…  کرده اند .  

 در تازه ترین اقدام این دسته از سلفیون نجدی و در نماز عشاء دیشب جمعه ۲۰ دی ماه  در ایالت کوئته پاکستان داخل یک مسجد درحالیکه مسلمانان مصروف ادای نماز بودند یکی از اعضای جماعت دوله با واسکت انفجاری اش خودش را منفجرساخت که بر اثر آن بیشتر از ۱۵ کشته و ۲۱ ازملت مظلوم ومسلمان را شهید وزخمی ساخت.  به دنبال این واقعه دوله مسئولیت را بر عهده گرفته و اعلام نمود که دراین حمله هدف کشتن اعضای طالبان بوده است در حالی که قاری محمد یوسف احمدی، سخنگوی طالبان اعلام نمود که اعضای آنها در این مسجد نبوده اند.

این حمله به مسجد اهل سنت زمانی اتفاق می افتد که سه‌شنبه گذشته خودروی نیروهای سپاه مرزی پاکستان در شهر کویته هدف انفجار بمب قرار گرفت که بر اثر آن دو نفر کشته و ۱۴ تن دیگر زخمی شدند که حزب‌الاحرار زیر مجموعه تحریک طالبان پاکستان مسؤولیت انفجار را برعهده گرفت.

حالا به فرض محال حتی اگر این مسلمین را جزو کفار مشرک به حساب می آورند چرا مساجد الله  جل جلاله را ویران می کنند؟!!

مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم کعبه را که در اختیار کفارمشرک بود ویران کرد؟ یا در حالی که صدها بت در آن قرار داشت اقدام به ادای عبادات اسلامی چون نماز و حج نمود؟!!  حتی زمانی که کعبه پر از بت بود مسلمین به سمت آن نماز می خواندند.

حالا سلفیون نجدی بر چه اساسی مسلمین را مشرک می دانند؟ بعد از آنکه چنین اشتباهی کرده اند چرا مساجد الله را مورد بی حرمتی و تخریب قرار می دهند؟

الله جل جلاله بین ما و این سلفیون نجدی حکم کند و  اهل سنت را از شر این تفکر مخرب نجات دهد که اگر وارد دل شود دل را فاسد می کند و اگر وارد جامعه شود جامعه را فاسد می کند.

مرجئه یا بلاعمه؟!

مرجئه یا بلاعمه؟!

به قلم: ابوابراهیم هورامی

در این که عقیده ی مرجئه فاسد است شکی نداریم و بزرگ ترین دلیل فساد آن ردهایی است که سلف صالح رحمهم الله بر آنان نوشته اند که بطلان دلایل آنان و کشف نقاط مزدورانه ی آن ها و… را برای همگان نمایاندند و الحمد لله.

این عقیده با وجود تنوع اشکال آن و گوناگونیش أخف انواع آن که مردم به «مرجئه الفقهاء» نامگذاریش کرده اند در تعریف ایمان می گویند: « ایمان تصدیق به قلب و اقرار به زبان است و اعمال از ثمرات ایمان هستند» که این تعریف از اخف تعریفات سوء نزد مرجئه است. اما این تفکر کف مانند، بعدها از جانب اهل کلام از ماتریدیه و اشعریه «تأصل» و آن را در قوالب منطقی ریختند، که عده ای در آن پیشتر رفته و عقیده ی جهم بن صفوان را بنیان نهاده شد.

اما با وجود این ریشه و اصل، علمایی که به عقیده ی ماتریدیه و اشعریه بودند با وجود مطالعه و تدریس آن در مراحل مختلف تحصیل و آموزش شان تنها جنبه نظری داشت و به صورتی پایدار و استوار در واقع زندگی ریشه ندواند.

بله ، طایفه ای بودند که این عقیده را مطالعه و تدریس می کردند اما در واقع زندگی روزمره نفوذی نداشت مگر طایفه ای که به حکومت طاغوتی پیوسته بودند که لعنت مردم و جدایی از مردم نصیبشان شد، که در میان همین مزدوران حکام کسانی هم بودند که ریشه ی فکری آنان به عقیده ی سلف بر می گشت اما وجه مشترک میان این دو طایفه ی متناقض در تعریف ایمان نظری؛ تلاش های بی ثمر و کوشش های مبتذلشان بود در راه ارضاء طاغوت.

هم اکنون اگر بخواهیم نماد عینی این جرثومه های فساد را مشاهده کنیم فقط کافی است به علمایان درباری آل سعود و مجریان شبکه های ماهواره ای وابسته به انگلیس و آمریکا و مزدورانش چون آل سعود و سایر طاغوتهای محلی سکولار نگاه کنیم که برای راضی کردن کفار سکولار جهانی و محلی و فاسد کردن عقاید مسلمین له له می زنند.

دولت اول آل سعود چگونه با اتحاد شیعی، حنفی و شافعی از بین رفت و دوباره شکل گرفت؟

دولت اول آل سعود چگونه با اتحاد شیعی، حنفی و شافعی از بین رفت و دوباره شکل گرفت؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

زمانی هم پیمانی شیخ محمد بن عبدالوهاب با محمد بن سعود جان می گیرد که دولت قدرتمند عثمانی در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود و در برابر، دو کشور سکولار جهانی به نام انگلیس و فرانسه در حال رقابت بر سر تصاحب منابع طبیعی جهان اسلام به سر می بردند.

به محض ایجاد پیمان میان شیخ محمد با محمد بن سعود اولین اقدام آنها تصرف منطقه قصیم با هدف استیلا بر مسیر حجاج و بهرمندی از منافع آن بود. بعد از مرگ محمد بن عبدالوهاب و عبدالعزیز اول و پیوستن بنی حرب به افکار محمد بن عبدالوهاب زمینه برای فتح مدینه فراهم شد. فتح مدینه در ۱۲۱۸ق و پس از آن فتح مکه بعد از محاصره سه ماهه، مشروعیت عثمانی به عنوان خادم الحرمین را به چالش کشید.

آل سعود که به تدریج به مسقط و بحرین نزدیک شده بود نیروهای انگلیس هم در خلیج فارس حضور فعال داشتند اما سلفیون نجدی این سکولاریستهای مشرک را جزو اهل کتاب به حساب می آوردند به همین دلیل جنگ با اهل کتاب انگلیسی را لازم نمی دانستند و با آنها متحد شدند و تنها به مسلمینی حمله می کردند و با آنها متحد نمی شدند که منکر تعالیم  محمد بن عبدالوهاب بودند. در این شرایط نیروهای شیعی ایرانی و اهل سنت عثمانی ومصر هر کدام مستقلاً بر نیروهای آل سعود یورش بردند.

 از سوی ایران صادق خان، فرمانده نظامی قاجاراز سواحل جنوبی خلیج فارس وارد شبه جزیره ی عربستان شد و نیروهای آل سعود را در  قطیف و در نزدیکی درعیه شکست داد و آغازی بر پایان حکومت اول آل سعود شد. با پیروزی سپاه شیعی ایرانی بر سلفیون نجدی، دولت حنفی عثمانی نیز حمله نظامی به سلفیون نجد را امکان پذیر دید و بهترین و تنها گزینه ای که می توانست در مقابل سلفیون نجد قرار بگیرد، نه والیان شام و بغداد بودند، بلکه دستگاه شافعی مذهب حکومت مصر بود.

 پس از پنج سال درگیری و کناره گیری بنی حرب از آل سعود، در ذیحجه ۱۲۳۳ عبدالله سعود تسلیم قوای مصری شد. درعیه نیز بعد از هفت ماه محاصره به تصرف درآمد و حکومت اول آل سعود برچیده شد.

اما این اتحاد مذاهب مختلف اسلامی به نفع هیچ یک از قدرتهای سکولار و کافر جهانی نبود و بقای پس مانده های آل سعود می توانست ابزاری در دست دشمنان جهت ایجاد جنگ مذهبی میان مسلمین و سرگرم کردن مسلمین به مسلمین گردد تا این کفار بتوانند با خیال راحت به جنایات و چپاول سرزمینهای مسلمین بپردازند.

در این زمان است که حکومت سکولار فرانسه به فرماندهی ناپلئون به حکومت شافعی مذهب مصر حمله می کند و روسهای سکولار نیز به سرزمینهای شمالی ایران حمله می کنند و به سعود ثانی فرصت دوباره می دهند که مکه و مدینه را بار دیگر  اشغال کند و به تدریج به اشغال سایر مناطق بپردازند و تا کنون به عنوان یک ابزار در اختیار کفار سکولار جهانی قرار گیرد.