چرا ابو محمد المقدسی حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند؟

چرا ابو محمد المقدسی حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند؟

به قلم : ابوخالد کردستانی

اخیرا مشاهده کردیم که علاوه بر کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و عبدالله محیسنی و مفتی های اجاره ای  ارتش آزاد کسان دیگری همچون عبدالرزاق المهدی و ایمن هاروش و عبدالکریم نجیب به عنوان شیوخ اشرار الشام (احرار)در خصوص جایز بودن جنگ در راستای نقشه های ترکیه (ناتو) و امریکا فتوا صادر کردند.

ابو محمد مقدسی که خود نیز یکی از عوامل تفرقه و کشت و کشتار اهل سنت توسط همدیگر و ایجاد جنگ فرقه ای در سوریه و شام است ضمن اعلام اینکه عامل سقوط حلب را همکاری برخی افراد می داند که با اردوغان همکاری می کنند و گفته است که آنان حلب را به وی فروخته اند، حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند چرا که آنان اعتقاد دارند اردوغان به دنبال احیای خلافت است اما خود اردوغان چنین ادعایی ندارد.

البته اگر صحوات شام توهم خلیفه بودن اردوغان را در سرمی پرورانند، خود ابومحمد مقدسی  هم  هرگز پاسخ نداده است که حکم شاه اردن علی التعین چیه؟ آیا طاغوت است یا به قول دین فروشان ولی امر مسلمین است ؟

اهمیت حکومت اسلامی و دارالاسلام  در وضع موجود مسلمین

اهمیت حکومت اسلامی و دارالاسلام  در وضع موجود مسلمین

به قلم : سید مراد کامیارانی

دارالاسلام سرزمینی است که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی و یا شورای اسلامی و اجماع تمام مسلمین اداره می شود . چنین سرزمینی که دارای حکومتی اسلامی است سپری دربرابرهرنوع درنده ، مضرات ودشمن امت اسلامی می باشد.

ای کاش مسلمین اهمیت دارالاسلام و حکومت اسلامی را درک کرده وبه آن افتخارمی کردند وبه یاری وگسترش این  حکومت اسلامی باجان ودل همگام حرکت می کردند. ای کاش جوانان مسلمان تحت تأثیرفرهنگ قومیت زبان وسمت ونژاد نمیرفت، ای کاش فرزندان مجاهد این امت را فرزندان جان برکف اسلام برادر وفرزند خود واصیلی این امت می دانست.افسوس که اکثریت نیست.

ای کسیکه مجاهدین حکومت اسلامی  رامزدور ودست نشانده غرب دانسته به نام های زشت والقاب تحقیرآمیز خطاب می کنی یکبار برغزوات پیامبر   نگاه بنداز ویک بار به جنگ های خلفای راشدین واصحاب   وسایرفرماندهان اسلامی نگاهی بنداز که چه تفاوتی بین آن ها ومجاهدین  حکومت اسلامی وجود دارد؟

آیا حکومت اسلامی ما  بخاطر جنگ بامشرکین زیاده روی کرده است؟

آیا تمام فرق و مذاهب اسلامی و تمام تفاسیر آن را در خود جای نداده است؟

آیا مذاهب مختلف اسلامی را در انجام عبادات فقهی خاص خود محدود کرده است؟

آیا در خدمت رسانی و مراکز درمانی ، آموزشی و… میان مذاهب اسلامی فرق گذاشته است؟

آیا به خاطر مذهب با مسلمین جنگیده است؟

و…

اگر ازاسلام ونحوه جهاد وبرخورد با اسیران واختیارات مجاهدین از شریعت خبرمی داشتی هرگز به تبعیت از دین فروشان آل سعود و علمای سوء آن هارا تروریست خطاب نمی کردی. پس تو خواسته ونخواسته بامخالفت با  دارالاسلام و حکومت اسلامی آن درتائید  دین سکولاریسم و نظام دموکراسی ودرتداوم بردگی مسلمین و استعمار واستثمار توسط کافران ودرآه وناله فرزندان یتیم زنان بیوه اسیران زندان نشین فقرای مظلوم جوانان سردرگم وبی هدف مهرتایید می گذاری،  آیا این را می دانی  ؟

این را یقین بدان  که : چراغ چشم امت آرزوهای بی شمار قلب مسلمین،امید های زنان ومردان  مسلمان  حکومت اسلامی و امت تحت پوشش آن است ، تا علاوه بر فراهم نمودن «اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف»انتقام  آنها را ازکفار سکولار خارجی ومنافقین محلی  گرفته ، آنان را از شر دین سکولاریسم و  نظام دموکراسی برده گی غربی نجات داده و این مسلمین یک ونیم میلیاردی را رهبری کند.

نكاتي چند از آخرين پيام ايمن الظواهري : “امتی واحد در جنگی واحد و در جبهات گوناگون”

نكاتي چند از آخرين پيام ايمن الظواهري : “امتی واحد در جنگی واحد و در جبهات گوناگون”

به قلم: احسان هورامی

ايمن الظواهري اخيرا پيامي صوتي تحت عنوان “امتی واحد در جنگی واحد و در جبهات گوناگون” را منتشر نمود كه عده اي از تحليلگران آن را ناشي از آشفتگي هاي فكري اين شخص در مديريت يك جماعت جهادي مي باشد . در اين پيام جديد وي مي توان به چند نكته اشاره نمود :

با آنكه ايمن الظواهري حكومت سكولار آمريكا را پرچمدار و رهبر كنوني جنگ بر عليه مسلمين معرفي مي كند اما باز چنين اتحادي را تحت عنوان صليبي بودن شرق و غرب معرفي مي نمايد. در حالي كه واضح است، قدرت شرق، يعني چين، كشوري سكولار كمونيستي است و غرب هم به رهبري آمريكا و اتحاديه ي اروپا، كشورهائي سكولار ليبرال هستند.

هيچ يك از اين دو جناح به هيچ يك از قوانين نصرانيت اعتقادي نداشته و رسما خود را سكولار مي نامند . اما ايمن الظوارهي با ادبيات چند قرن گذشته و عصر صلاح الدين ايوبي و قبل از آن به توجيه وضع موجود مي پردازد. بر همين اساس مي توان گفت كه اين شخص از درك وضع موجود عاجز است .

با آنكه به جنگ كنوني جهاني بر عليه مسلمين اشاره مي كند و با تاكيد بر اخوت اسلامي و اتحاد، مجاهدين را از محدود شدن به نقشه هاي كنوني باز مي دارد اما در پيش گرفتن اين سياست هم بر خلاف سياستهاي قبلي وي مي باشد كه بر اثر آن خود هزاران انسان بي گناه ريخته شد.

الظواهري در اين پيام مي گويد: امروز کسانی هستند که می خواهند ما را به تقسیمات گذشته برگردانند. تقسیماتی که دشمنان اشغالگر آن را برایمان رسم کردند. (و زبان حالشان می گوید) پاکستان برای پاکستانی ها و سوریه برای سوری ها و فلسطین برای فلسطینی ها،این سخنان به مصلحت چه کسانی است؟”

اما همين شخص زماني كه شعله هاي جنگ در سوريه را شعله ور مي كرد بر اين امر تأكيد داشت كه سوريه را به اهل سوريه بايد سپرد و ديگران را غير مستقيم خارجي مي ناميد كه بر اثر اين سياست غلط هزاران انسان بي گناه به قتل رسيدند. و در همين پيام حديثي از رسول الله صلي الله عليه وسلم مي آورد كه می فرماید: « خون مسلمانان دارای ارزشی یکسان است؛ و آنان بر ضد غير مسلمانان، يكپارچه‌اند؛ كوچكترين مسلمان مي‌تواند غير مسلمان را به ذمه خود درآورد.»[۱]. جاي تعجب است كه از يك سو به كشتن مسلمين تشويق مي كند و از ديگر سو به جايگاه خون مسلمين مي پردازد. اين دمدمي بودن نشان از نبود يك استراتژي صحيح شرعي است.

در مورد آمريكا مي گويد: می بینی که بیشترین نقش را در این ائتلاف شوم، آمریکا ایفا می کند سپس سایر دولتها بر حسب قدرت و مصلحت شان، در این جنایات دست دارند. با این حال چگونه با این ائتلاف جنایتکارانه برخورد کنیم؟ “

در اين صورت آمريكا دشمن شماره يك مسلمين در وضع موجود است كه داراي عقايد سكولاريستي مي باشد و با تمام متحدينش بر همين اساس سكولاريستي متحد مي شود. در اين صورت اولين قدم دشمن شناسي و در جه بندي دشمنان است، كه متأسفانه در عمل جماعتي كه هم اكنون ايمن الظواهري آن را هدايت مي كند از آن محروم مي باشد .

ايمن الظواهري از عباراتي چون شرق و غرب صليبي، حكومتهاي چيني( با چه عقيده اي؟) هندي، روافض صفوي و… به نحوي سخن به ميان مي آورد كه بيشتر شبيه سخن ملاي يك روستاي پرت است تا رهبر يك جماعتي كه مدعي بين المللي بودن است.

اينها نشان از ضعف ايدئولوژيكي است تا جائي كه كساني چون هاني السباعي ساكن در انگليس را حكيم و امين خود و طارق عبدالحليم و ابوبصير و… را علماي خود مي دانند و به اينها پناه مي آورند.

از روي اين موارد و موارد مشابه مي توان به بخشي از تفاوتهاي القاعده ي ايمن الظواهري با القاعده ي اسامه بن لادن تقبله الله پي برد.

………………………………………..

[۱] سنن ابی داود حدیث ۴۵۳۰ (آلبانی گفته است حدیث صحیح است.)

ای برادر مجاهدم؛سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۲)

ای برادر مجاهدم؛سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۲)

دیوان اعلام

جماعت پشتیبانان اسلام در کردستان ( پاک )

مترجم: ع . کیانی

ارائه دهنده : ابوسلیمان بیسارانی

پس کشته شدن در راه خداوند پیروزی است، و نیز همچنان که زندانی شدن و شکنجـه شدن در راه خداوند پیروزی است برای کسی که در راه خدا حبس مـی¬شود. کسی که به خاطر دین خداوند به زندان افتاده است، عاقبت یا روزی از دیوارهای زندان رهایی پیدا کرده و آزاد می¬شود و یا اینکه در داخل زندان فوت مـی¬کند. از زندان خارج نمی شود مگر خارج شدن پیروزمندانه¬ای که با آن هر اندازه که خدا بخواهد اجر کسب کرده است. و خداوند در آخرت او را مورد رحمت و عدل خود قرار می¬دهد. و در دنیا نیز ذکر و نام او را بلند و رفیع می¬گرداند و در اعمال و کارهای وی خیر و برکت و فزونی قرار می¬دهد. همانند شیخ الاسلام ابن تیمیه : که در زندان وفات نمودند اما دعوتش پیروز شد آن هم چه پیروزی بزرگی، که بعد از چندین قرن از وفاتش هنوز ندای دعوتش ماندگار و پا برجاست و از بین نرفته است. و از امثال وی، مانند سید قطب : .

و اگر فرد زندانی در زندان وفات نکند و از زندان خارج شود. ثابت قدم و پیروزمندانه از زندان آزاد می¬شود درحالی که در این مدت از فوائد بزرگی بهره¬مند شده است. نخست اینکه اجر و پاداش بزرگی نصیب وی شده است، و در این فرصت به دور از مشکلات و دغدغه¬های زندگی با پروردگار خود به خلوت نشسته است. و دیگر اینکه خوف و ترسی در قلبش از کفار و طاغوتیان و ظالمان زمانه نمی¬ماند و از آنها نمی-هراسد و از کسی جز خداوند بیمی به خود راه نمی¬دهد.

و همچنین توانسته است با صبر و استقامت خود، دشمنان خداوند را خوار و تحقیر کنند و از خود ناامیدشان کند. آیا این پیروزی در زندگی دنیا و قبل از آخرت نیست؟ بله؛ سوگند به پروردگارم که این پیروزی است. (وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ) یوسف ۲۱٫ پیامبر یوسف چندین سال از عمر خود را با افترایی که برای او درست کردند را در زندان سپری نمود. (فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ) يوسف ۴۲؛ گفته شده که یوسف ۷ سال و یا ۱۲ و یا گفته شده است ۱۴ سال صبر نمود تا اینکه گشایش و فرج الهی از راه رسید و خداوند وی را از زندان آزاد نمود. و به وی در روی زمین تمکین و قدرت بخشید. و خداوند می¬فرماید:

(وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) يوسف ۲۱ «و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم. و تا به وی از علم تعبير خواب به او بیاموزيم؛ خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند» و خداوند صبر یوسف را ضایع نکرد بلکه آن را با نصرت و تمکین جواب داد.

(وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ * وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ) یوسف۵۶-۵۷ «و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم و البته اجر آخرت، براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيزگارى مى‏نمودند، بهتر است.» خداوند وعده داده است به اجری بزرگ و خیر و برکتی فراوان در قیامت.

پس با تقوای الهی و صبر بر اتفاقات و مصیبتهایی که روی می دهد، يوسف بدان مقام رسید. که همانا مقام نصر و تمکین است.

(إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ) یوسف۹۰

«بي‌گمان هركس تقوا پيشه كند و (در برابر گرفتاريها و مصيبتها) شكيبائي و استقامت ورزد (خداوند پاداش او را خواهد داد) چرا كه خدا اجر نيكوكاران را ضائع نمي‌گرداند.»

إِذَا قُدِّرَ عَلَيْكَ أُخَّيَّ أَمْرًا ** بمَكْرُوهٍ تَعَاظَمَ أَوْ بَلِيَّهْ

ای برادرم هرگاه امر مکروه و ناخوشایندی و یا مصیبتی برای تو مقدر گشت و شدت یافت

فَلا تَعْجَلْ وَثِقْ بِاللهِ وَاصْبر ** فَلِلرَّحْمنِ أَلْطَافٌ خَفِيَّهَ

هرگز شتاب مکن و بر خدا تکیه کن و صبر پیشه نما چرا که خدای رحمان الطافی دارد که تو از آن بی خبری

وَإِيَّاكَ ا لمطَامِعَ وَالأَمَانِي ** فَكَمْ أُمْنِيَّةٍ جَلَبَتْ مَنِيَّهْ

برحذر باش از طمع و آروزهای طولانی چه بسیار آرزوهایی که به مرگ ختم شده است

پس ای بندهگان خدا مطمئن باشید که راه جهاد پیروزی است و این اجتناب ناپذیر است. مهم نیست که جهـاد در ابتدای راه خود باشد یا اینکه در نفس مجـاهد چه مـی-گذرد. هر چه باشد، جهاد با خود نصر و پیروزی به همراه دارد و نوید بخش پیروزی است و این عقیده ماست، بدان ایمان داریم و رسیدن به این پیروزی به اذن خداوند حتمی است و اگر هم آن نصرت اندکی بر اهل اسلام به تأخیر بیافتد به خاطر حکمتی است که خداوند خواسته است.

نصر و پیروزی به تأخیر می¬افتد چون بنیه امت اسلامی هنوز به طور کامل تمام نشده است و به نهایت بلوغ خود نرسیده است و هنوز تمام توان و نیروی خود را به کار نگرفته است تا قدرت خود را بشناسد حال اگر پیروزی در این شرایط نصیب مسلمانان شود شاید اندکی طول نمی¬کشد که حفظ آن برایش دشوار خواهد شد.

پیروزی تا زمانی که این امت آخرین توان خود را به کار می¬گیرد به تأخیر خواهد افتاد تا دیگر هیچ چیز گرانبهایی نمانده باشد که آن را در راه خدا تقدیم نکند.

پیروزی تا زمانی که این امت به آخرین توان خود برسد به تأخیر می¬افتد تا متوجه باشد که این نیروها به تنهایی و بدون تأیید الهی تضمین¬کننده پیروزی¬شان نخواهد بود.

پیروزی هنگامی از سوی خداوند نازل می¬شود که امت اسلام تمام نیروی خود را به کار گیرد و به خداوند توکل نماید.

پیروزی به تأخیر می¬افتد تا زمانی که این امت اتکال و ارتباط خود را با خداوند بیشتر کند، تا در این معانات و مشکلات تنها متوجه او باشد. و همین ارتباط تنها تضمین¬کننده راه پیروزی و حفظ استقامت بر آن است. تا پس از آنکه خداوند نصر و پیروزی را نصیب مؤمنان کرد از مسیر حق و عدالت و خیری که خداوند ﻷ آن را برایشان خواسته است منحرف نشوند.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چرا که امت اسلام هنوز در پیکار و نبرد و بذل جان و مال خود تنها برای خداوند و راه و شریعت وی خود را آماده نساخته، جهاد برخی به خاطر جاه و مال بوده و جهاد برخی به خاطر شجاعت و شهرت و بعضی هم برای حماسه و تعصب بوده است در حالی که خداوند می¬خواهد جهاد تنها برای او و در راه او باشد، خالی از تمامی اغراض و اهداف شخصی، در حدیث آمده است: «سُئِلَ رسول الله صلی الله علیه وسلم عَنِ الرَّجُلِ يُقاتِلُ شَجَاعَةً ، ويُقاتِلُ حَمِيَّةً ويقاتِلُ رِياءً، أَيُّ ذلِك في سَبِيلِ اللَّهِ؟ فَقَالَ رسول الله صلی الله علیه وسلم : مَنْ قاتَلَ لِتَكُون كلِمةُ اللَّهِ هِي الْعُلْيَا فهُوَ في سَبِيلِ اللَّهِ» (مُتَّفَقٌ عليه )

از رسول خدا صلی الله علیه وسلم در باره¬ی مردی که از روی شجاعت یا تعصب قومی یا تظاهر و ریا می¬جنگد، سؤال شد که: کدامیک در راه خداست؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هركس بخاطر سرافرازی دین خدا بجنگد، این جنگ، جهاد در راه خداست.»

خداوند تنها عمل کسی را قبول می¬کند که محض برای خشنودی و رضایت او باشد و در آن هیچ غرض شخصی و حزبی نباشد. و شاید به همین خاطر است که قید «فی سبیل الله» در جهاد از نقطه نظر اسلامی دارای جایگاه و ارزش خاصی است.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون در این شری که امت اسلامی با آن در مقابله و پیکار است هنوز مقداری خیر وجود دارد و خداوند می¬خواهد که این تنها شر باشد که برداشته می¬شود و به تنهایی به هلاکت می¬رسد. در حالی که ذره¬ای از خیر در آن باقی نمانده است.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون باطلی ( به نام سکولاریسم و… ) که امت اسلامی با آن می¬جنگد هنوز عده¬ای چهره آن را به تمامه ندیده¬اند و فریب و تزویر آن را نشناخته¬اند هنوز ساده لوحان و زود باورانی هستند که در دام آن گرفتارند و ماهیت واقعی آن را نشناخته¬اند و به هـواداری آن پرداخته و از فسـاد و تبـاهی آن بی¬خبرند در حالی که خـداوند مـی¬خواهد تا همه حقیقت عریان آن را ببینند و کسی برای آن متأسف نباشد.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون هنوز شرایط برای استقبال خیر و عدلی که در راه است فراهم نشده است در این موقعیت اگر پیروزی هم بدست آید موقتی خواهد بود و استقرار نخواهد داشت و این جنگ و صراع تا زمانی که آمادگی برای استقبال و استبقای حق مهیا شود ادامه خواهد یافت.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون …

به خاطر تمامی اینها و چیزهایی که فقط خداوند می¬دانـد پیروزی به تأخیر مـی¬افتد. و اگرچه درد و رنج¬ها بیشتر می¬شود اما این خداوند است که از مؤمنان دفاع می¬کند و نصر و پیروزی را برایشان به ارمغان می¬آورد تا در نهایت پیروزی از آن ما باشد.

نصر و پیروزی سختی و مشکلات خود را دارد و در بحبوحه¬ی گرفتاريها و ناراحتيها فرا می¬رسد و راهی دشوار و پرحادثه است و آن دم که امت هزینه آن را با جان و مال خود بپردازد خداوند پیروزی همیشگی را نصیبشان خواهد نمود.

(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْـرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْـرَ اللَّهِ قَرِيبٌ) بقره ۲۱۴

«‏آيا گمان برده‌ايد كه داخل بهشت مي‌شويد بدون آن كه به شما همان برسد كه به كساني رسيده است كه پيش از شما درگذشته‌اند؟ (شما كه هنوز چنين رنجها و دردهایي را نديده‌ايد). زيانهاي مالي و جاني (و شدائد و مشكلات، آن چنان ملّتهاي پيشين را احاطه كرده است و) به آنان دست داده است و پريشان گشته‌اند كه پيغمبر و كساني كه با او ايمان آورده بوده‌اند (هم‌صدا شده و) مي‌گفته‌اند: پس ياري خدا كي (و كجا) است‌؟! (ليكن خدا هرگز مؤمنان را فراموش ننموده است و) بيگمان ياري خدا نزديك است.» ‏

هر اندازه که پیروزی به تأخیر افتد اما باز از راه خواهد رسید. برخی گمان می¬کنند که واقعیات و حوادث موجود بر خلاف این است. اما باید بگوییم که سرانجام همان خواهد شد که خداوند رقم زده است و در لحظاتی که به نظر می¬رسد باطل پیروز شده و حق مغلوب گشته نصرت خداوند خواهد آمد و این حرکت باطل، حرکتی محکوم به شکست خواهد بود. چون بر خلاف مسیر تاریخ و در مقابل سنت آفرینش است. اگر باطل برای اندک زمانی غلبه کند. اقتضای حکمت الهی است تا در خلال آن خداوند کسانی را به ابتلا و امتحان بیازماید ولی در نهایت این سنت ازلی و ابدی اوست که حکمفرما خواهد بود و بر آن سنت است که آسمان¬ها و زمین افراشته شده و دعوت پیامبران استوار گشته است.

مؤمنان واقعی بر صدق و راستی وعده¬های الهی و اینکه حق همیشه بر باطل پیروز است شک و تردیدی به خود راه نمی¬دهند. و اگر خداوند آنها را با غلبه زودگذر باطل امتحان کند می¬دانند که خداوند می¬خواهد نقص و ضعفشان را به آنان گوشزد کند و اینکه علت شکست از جانب خودشان است. تا آن را اصلاح و برطرف¬کنند و خود را برای پیروزی و استقبال از آن آماده کنند.

و هر قدر در علاج ضعف خود بکوشند خداوند مدت ابتلا را برایشان کوتاه و مختصر می¬گرداند. پس بر دستان چنین کسانی است که هر آنچه را که خواهد محقق می¬سازد.

(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ) انبیاء ۱۸

«بلكه ما حق را بر سر باطل مى‏كوبيم تا آن را هلاك سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مى‏شود.»

‏ و این خداوند است که موانعی را که مخالفان بر سر راه حق قرار می¬دهند درهم خواهد کوبید.

پس منافقان و بیمار دلان و اهل کفر از ( سکولاریستهای ) یهودیان و نصاری ( و سکولاریستهای مرتد محلی ) بدانند که اگر چه بعضی از ما کشته می¬شود و بعضی دیگر مجروح و اسیر می¬شود و به عبارتی هر چند شکسته شویم ولی هرگز شکست نخواهیم خورد. سوگند به ذاتی که آسمانها و زمین را آفریده است ما در هیچ چیزی شکست نخورده¬ایم. خداوند با ماست و مولا و ناصر ماست ولی کافران هیچ مولا و یاوری ندارند.

(أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها * ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ) محمد۱۰ ۱۱

«مگر در زمين نگشته‏اند، تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از ايشان بوده‌اند به كجا كشيده و چه شده است؟ خداوند آنان را نابود ساخته است، و براي كافران امثال اين عواقب و مجازاتها خواهد بود، چرا كه خداوند سرپرست و ياور مؤمنان است، وليكن كافران هيچ¬گونه سرپرست و ياوري ندارند.

اگر با خود بگویی که این چگونه ممکن است در حالی که باطل چنین در سیر و جولان است می¬گوییم روزی که جنگ احزاب رخ داد را به یاد بیاورید که خداوند درباره¬ی آن می¬فرمایید:

(إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا‏) أحزاب ۱۰

‏«(به خاطر بياوريد) زماني را كه دشمنان از طرف بالا و پائين (شهر) شما، به سوي شما آمدند (و مدينه را محاصره كردند)، و زماني را كه چشمها (از شدّت وحشت) خيره شده بود، و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاي گوناگوني درباره (وعده) خداوند داشتيد (قوي‌الايمان به وعده الهي مطمئن، و ضعيف‌الايمان نامطمئن بود).» ‏

«در بحبوحه جنگ و آن وضعیت تشویش و نگرانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به اصحاب خود ش در حفر خندق کمک می¬کرد و گرسنگی و ترس آنها را بی¬تاب وتوان کرده بود پیامبر صلی الله علیه وسلم به هنگام ضربه نواختن خود بر خاک و سنگ¬های خندق، مژده و بشارت پیروزیی را به آنها می¬دهد که تصورش را هم نمی-کردند و از فردایی صحبت می¬کند که در آن سرزمین ایران و روم و یمن را فتح خواهند نمود همان آینده¬ای که آرزویش را داشتند. اهل ایمان که به صدق سخنان پیامبر صلی الله علیه وسلم ایمان داشتند انتظار آن روز را می¬کشیدند و گام¬هایشان را استوارتر ساختند. اما اهل کفر و نفاق آن دم به تمسخر نشستند و وی را تکذیب کردند و یکی از آنان می¬گفت: محمد به ما وعده داده است که به ثروت¬های سرزمین کسری و قیصر روم دست خواهیم یافت در حالی که الان برای ما بیرون رفتن برای قضای حاجت نیز دشوار گشته است!» (تفسیر فی ظلال قرآن )

ولی اراده خداوند طور دیگری رقم خورد و دیری نپایید که سرزمین¬های کسری و قیصر و یمن به دست مسلمانان فتح شد و حاکمان آن سرزمین¬ها از قله رفیع پادشاهی به درّه¬های پست ذلت روانه شدند و خداوند بر کار خود چیره و غالب است اما بیشتر مردم این را نمی¬دانند.

و این سنت خداوند در برابر اهل باطل در هر عصر و زمانی است و در زمانه ما که تمامی گروها ( سکولاریست و…)و نیروهای کفر با وجود اختلاف¬های دینی، زبانی، منطقه¬ای و با پرچمهای گوناگون جمع شده¬اند و سعی می¬کنند که (أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ) توبه ۳۲ «نور خدا را با دهان خود خاموش كنند». این کافران حتما شکست می¬خورند و خسارتمند می¬شوند و این دین خداوند است که پیروز و سربلند تا روز قیامت باقی می¬ماند.

(يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ) توبه ۳۲

«آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند؛ ولى خداوند نمى‏گذارد تا اینکه روشنای نور خود را كامل كند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.»

ابن¬کثیر : آورده است که: “خداوند می¬فرماید: کافران از اهل کتاب و مشرکین می¬خواهند (أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ) یعنی: دین خداوند و هدایت و حقیقت دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم را تنها به دلیل افتراء و جدالشان با پیامبر صلی الله علیه وسلم خاموش کنند. مثال چنین کسانی در این حالت به شخصی تشبیه شده است که می-خواهد پرتو نور خورشید یا روشنایی نور ماه را با دهان خود خاموش کند و این هرگز امکان پذیر نیست چون باد روشنایی را از بین نمی¬برد. و روشنایی که پیامبر صلی الله علیه وسلم بدان مبعوث شده است لاجرم ظاهر و کامل می¬شود. (وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ) توبه ۳۲ «ولى خداوند نمی¬گذارد تا اینکه روشنای نور خود را كامل كند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.».” (ابن کثیر ج ۴ ص ۱۳۶ )

پس این منافقان و کسانی از مریض¬دلان و بازدارندگان مردم از جهاد که آنها را حمایت و پشتیبانی می¬کنند،{چه بسیار مردم را از راه خدا بازداشتند اما چه کسـی می-تواند در برابر سیل آن هنگام که جاری گردد، بایستد؟ و با زبانهای خود مانع دین خدا شدند اما سوگند به خدا مگر کسی می¬تواند مانع تقدیر خداوند گردد؟ و با احمقان خود در برابر این راه جنب و جوش کردند و به پا خاستند همانگونه که اسب دم خود را بر رانهای چپ و راست خود می¬زند، و با سخنوران و حیله¬گران خود انواع حوادث را در مسیر آن پدیدار شدند، اما این راه به مانند نور خورشید است که نادان همواره در طمع سراب حاصل از این نور به سر می¬برد اما حتی یک قطره از آن را نیز نمی¬تواند در کوزه خود جمع کند و کودک پوشش خود را بر می¬گیرد تا با حجاب آن خود را از این نور مخفی کند اما این نور همچنان می¬تابد. و چه بسیار تهدید کردند و بیم دادند تا جایی که سیل آنها و یارانشان را فرا گرفت و باطل را در سپیدی که شبش به مانند روز روشن است پخش کردند تا روزش را مانند شب کنند اما به نتیجه¬ای نرسیدند جز این فرموده خداوند: (بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ) أنبياء ۱۸ «بلكه حق را به جان باطل می‌اندازیم، و حق مغز سر باطل را از هم می‌پاشد و باطل هرچه زودتر محو و نابود می‌شود.»

و چون دیدند این دین به مانند چراغها، دنیا را روشن می¬کند با دهان خود در آن دمیدند، می¬خواهند نور خدا را خاموش کنند.!! اما چراغ ستاره را کی می¬توان با دمیدن خاموش کرد و نور ماه را کی می¬توان با کف دست جمع کرد…} (و حی القلم)

پس آن منافقان و کوران دلان بدانند که ما در راه جهاد جز به یکی از دو راهی شهادت و یا پیروزی منحرف نخواهیم شد.

و نحن اناس لا توسط عندنا ** لنا الصدر دون العالمین او القبر

و ما مردمی هستیم که وسط و اعتدال نمی¬شناسیم در میان تمام دنیا یا باید در صدر قرار گیریم یا در قبر (یا پیروز شویم یا بمیریم)

تهون علینا فی المعالی نفوسنا ** و من یخطب الحسناءلم یغلها المهر

نفس و درونمان در فرازها بر ما سنگینی نمی¬کند و آن کس که به خواستگاری زن زیبا روی رفته، مهریه او را زمین¬گیر نمی¬کند

و این شعار ماست: (قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ) توبه ۵۲

‏ «بگو: آيا درباره ما جز يكي از دو نيكي انتظار داريد؟ (يا پيروزي و يا شهادت) ولي ما درباره شما چشم به راه هستيم كه يا خداوند (در اين جهان يا آن جهان) به عذابي از سوي خود گرفتارتان سازد و يا (در اين جهان) به دست ما مجازات شويد. پس شما چشم به راه (فرمان و خواست) خدا باشيد و ما هم با شما در انتظاريم.»

شیخ الاسلام ابن تیمیه : در سال ۶۹۹ به هنگام حمله¬ی مغولان تاتار به سرزمین اسلام، نامه¬ای خطاب به مردم حلب نوشت. و در آن مسلمانان را به مقابله و قتال با کفار تشویق نمود. و همواره در آن تاکید می¬نمود که پیروزی از جانب خداوند است و نصرت خداوند برای اهل اسلام است و می¬فرمود: «به یقین بدانید که نصر و پیروزی برای مؤمنان است و عاقبت نیک برای اهل تقواست و خداوند با کسانی است که اهل تقوا و احسان هستند. و این قوم (مغول) سرکوب و نابود خواهند شد و خداوند ناصر و یاور و انتقام گیرنده ما در برابر آنهاست و لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم پس به نصرت و پیروزی بشارت دهید: (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) آل عمران ۱۳۹ «و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان مي‌آيد ) سست و زبون نشويد و غمگين و افسرده نگرديد، و شما برتر هستيد (و پيروزي از آن شما است) اگر كه به راستي مؤمن باشيد.» و این چیزی است که حقیقت آن را قبلا نیز یافته¬ایم و حمد و سپاس برای پروردگار عالمیان.» (کتاب الجهاد،۲/۱۵۸ )

عمر المختار : هنگامی که نامه¬ای از ایتالیا بدست وی رسید و در آن وی را به صلح و سازش و ترک جهاد تشویق نمودند. اینگونه در جوابشان نوشت: “ما از هواپیما¬ها و تانک و توپ دشمن و لشکرهای مسلح از حبش و سبایس (برخی مسلحان تجهیز شده در لیبی) نمی¬ترسیم و حتی از سمی که آن را در چاههای آب ریخته و گیاهان و علف-ها را با آن آغشته¬اند هراسی نداریم چون ما سربازان خداییم و لشکر خدا همیشه از پیروزشدگان است.” (کتاب الجهاد،۲/۱۵۸ )

بله ما هم پیروز خواهیم شد.. اما خداوند تنها زمانی ما را نصرت خواهد داد که دین وی را نصرت دهیم:

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُـرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ) محمد ۷

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر (دين) خداوند را ياري كنيد، خداوند شما را ياري مي‌كند (و بر دشمنانتان پيروز مي‌گرداند) و گامهايتان را استوار مي‌دارد.»

و این شرطی از جانب خداوند است و تنها زمانی یاری از آسمان نازل می¬شود که دین خدای آسمان را نصرت دهیم. اما چگونه خدا را نصرت دهیم؟!

خداوند را با اقامه¬ی دین او، با جهاد در راه او، با تحکیم شریعت وی در زمین و عمل به سنت¬های پیامبر صلی الله علیه وسلم نصرت خواهیم داد.

خداوند را با نصرت دین او و اولیایش نصرت خواهیم داد ومراد ما از نصرت خداوند این نیست که خداوند محتاج کسی است که وی را یاری دهد بلکه خداوند از تمامی عالمیان بی نیاز و حاجتمند یاری نیست. بلکه این ما هستیم که هر آینه محتاج درگاه اوییم. و اگر تمام انس و جن دست به دست هم دهند تا خداوند را در چیزی ضررمند سازند، نخواهند توانست و اگر تمامی آنها جمع شوند تا خداوند را در چیزی نفع رسانند باز نخواهند توانست. پیامبر صلی الله علیه وسلم از آنچه از پروردگارش نقل مي¬کند می¬فرماید: «يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضُرِّي فَتَضُرُّوني، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُوني، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أوَّلَكُمْ وآخِركُمْ، وَإنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أتقَى قلبِ رجلٍ واحدٍ منكم ما زادَ ذلكَ فِي مُلكي شيئاً، يا عِبَادِي لو أَنَّ أوَّلكم وآخرَكُم وإنسَكُم وجنكُمْ كَانوا عَلَى أفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئاً،…». (رواه مسلم ) «اي بندگانم شما قدرت ضرر رساندن به من را نداريد تا به من ضرر برسانيد و هم قدرت نفع رساندن به من را نداريد تا به من نفع رسانيد. اي بندگانم اگر ـ قلب ـ اول و آخر و انس و جن شما بر پرهيزگارترين قلب يک مردتان باشد، اين امر ـ تقوایتان ـ چيزي به ملک من نمي¬افزايد. و اگر ـ قلب ـ اول و آخر و انس و جن شما بر عاصي¬ترين قلب یکی از شما باشد، اين امر نقصانی بر ملک من نمي¬آورد!…»

بلکه خداوند بی نیاز از قتال و جهاد و انفاق ماست و غنی از عالمیان است . (وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) عنكبوت ۶ «كسى كه جهاد و تلاش كند، در حقيقت براي خود جهاد و تلاش كرده است. چرا كه خداوند بي‌نياز از همه جهانيان است.» كسى كه جهاد و تلاش كند، براى خود جهاد می¬كند؛ چرا كه خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

طبری : درباره¬ی این آیه¬ی کریمه می¬فرماید: «کسی که با دشمن خود از مشرکین می¬جنگد. گویی برای خویش می¬جنگد چون وی آن کار را به چشم داشت پاداش و اجرت آخرت از سوی خداوند و دور شدن وگریختن از عذاب آخرت انجام می¬دهد و گرنه خداوند را چه نیازی به این کار اوست. بلکه خداوند بی نیاز از تمام مخلوقاتش است و خلقت و آفرینش و حکم و اراده فقط مخصوص ذات اوست.» (تفسیر طبری ۱/۱۲۲ )

پس وای بر کسی که گمان کند خداوند نیازمند کمک است. خداوند معبودی قوی و عزیز و جبار است، غنی و بی نیاز است اما تقدیرش سبحانه و تعالی اینگونه رفته است که دشمنانش را بر بندگانش مسلط می¬سازد تا آنها را بیازماید و خود به حالشان آگاه است. و هر که به جهاد و پیکار برخیزد این کار را برای خودش و نصرت دینش و ذلت دشمنانش و یاری برادرانش و زیاد شدن ایمان و یقینش انجام داده است و برای انسان زیاد شدن ایمان کافی است.

ایمان نیرو و توان عظیمی است که انسان را بر همه نیروی¬های زمین و تمامی خواسته¬های نفسانی چیره می¬سازد. ایمان انسان را آزاده می¬سازد طوری که هیچ سلطانی جز اراده¬ی خداوند بر وی حکمفرما نیست، از کسی جز خداوند بیمی ندارد، برای کسی جز خداوند خضوع نمی¬کند، از کسی جز خداوند حاجتی نمی¬خواهد و به کسی جز وی امیدوار نیست و توکل و امیدواریش به اوست.

اگر برای سربازان ( سکولاریست خارجی و مرتدین سکولارمحلی ) شیطان سریع-ترین هواپیماها و قوی¬ترین زره¬ها و محکمترین تانک¬ها و پیشرفته¬ترین مسلسل¬ها هم باشد برای جنود الرحمن ایمان با قدرتی است که بدان هواپیما¬ها فرو می¬افتند و تانک¬ها منهدم می¬شود وتجهیزات ساقط می¬شود و واقعیت بغداد و قندهار و کابل و کرکوک و.. از ما نزدیک است. پس حمد و ستایش خدایی را که پروردگار آسمانها و زمین است.

يا قائدَ الظلم لا تَغترَّ إن لَنا ** رُكناً شَديداً وَقَد وافاك إرشادُ

ای سردمدار ظلم و ستم به خود مغرور مشو، چرا که ما پایگاه مستحکمی داریم و این برای آگاهی تو بس است

فالطائرات وَ مَا توَحيهِ مِنْ عُدَدٍ ** وَالقاذفاتُ وَأعدادٌ وَإعدادُ

هواپیماها و هر آنچه از سرباز و امکانات در خود دارند و آن همه خمپاره¬ها و آتش بارها و تجهیزات و لشکریان

وَقمةُ العلم في تَطويرِ أَسلحةٍ ** والراجماتُ وَأبطالٌ وَأجنادُ

و اوج علم و پیشرفت سلاح و موشک اندازها و کماندوها و سربازان

تَبقى أَمام جنود الله خَاضِعةً ** فَالله أَكبرُ وَالتَقوى هي الزَادُ

تمام اینها در برابر سربازان خداوند خاضع و ذلیل¬اند. پس همانا الله بزرگتر است و تقوی توشه راه ماست

وقتی که این عقیده و ایمان راسخ در دل انسان مؤمنی جای گرفت و در ضمیر و وجودش مستقر شد مانند آزمایشی است که عطا شده و محنتی است که هدیه شده است. پس ای مسلمان مجاهد بر آن صبر گیر و صابر باشد و استقامت پیشه کن و بدان کسانی که تو را در این راه تنها گذاشته¬اند به تو هیچ ضرری نمی¬رساند و برایت کافی باشد که خداوند با توست و مأیوس و محزون مباش چرا که خداوند می¬فرماید: (لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ) نور ۱۱ «گمان مبريد كه اين حادثه برايتان بد است، بلكه اين مسأله برايتان خوب است». بسیاری از ابتلاها ظاهر آن، شر و بدی است. ولى مى¬دانيد كه خداوند پيامبران و خداپرستان راستين و شهيدان و نيكوكاران را بدين¬گونه بلاها گرفتار مى¬سازد كه آنان را بيازمايد.

سختی و مشقت هر قدر که بیشتر شود محنت و معانات هر قدر که فزونی یابد باز در خود سپیده دم امید و پیروزی را دارد. هر بلا و مصیبتی که برای انسان مؤمن پیش می-آید ابتلا و خالص شدن و ورزیدگی و خیر است. نشانه لطف خداوند درباره آنان و بزرگوارى و برگزيدگى آنان است. و این ابتلاها خود فرصتی برای محاسبه و مراجعه نفس است پس صبری نیکو لازم است و خداوند تنها مستعان و یاری رسان است.

و به سخنان بیمار دلان نباید اهمیت داد و تنها توکل بر پروردگار جهانیان لازم است، که هر قدر دشمن با قدرت و جبروت باشد باز خداوند در کمین گاهشان به انتظار نشسته است. ما امتی هستیم که هرگز مأیوس نمی¬شویم آنگونه که خداوند می-فرماید: (ولا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ) يوسف ۸۷ « از رحمت خدا نااميد مشويد» پس مجاهد امیدوارترین و خوش¬بین¬ترین مردم به رحمت خداست و از دورترین¬شان به یاس و ناامیدی و بد¬بینی است. و چطور اینگونه نباشد در حالی که او با پروردگاری است که قدرتش تحدی نمی¬شود و برای رحمتش حد و اندازه¬ای نیست.

پس به اذن خداوند ، امیدوار و منتظر خواهیم ماند و مشکلات راه را ناچیز مـی¬دانیم و به خداوند اطمینان و توکل خواهیم بست:

(يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ * وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) روم ۵ ـ۶

«خداوند هر كس را بخواهد يارى مى‏دهد و او صاحب قدرت و مهربان است، ‏ اين وعدّه‌اي است كه خدا داده است ، و خداوند هرگز در وعده‌اش خلاف نخواهد كرد، وليكن بيشتر مردم نمي‌دانند‏.»

اللهم انصر دينك ومكن لجندك على أرضك

اللهم احفظ قادتنا وعلمائنا يا رب العالمين

واختم اللهم لنا بالشهادة مقبلين

والحمد لله رب العالمين

حکومت سکولار – سوسیالیست چین آشکارا نسل‌کشی مسلمین ترکستان شرقی را ستایش می‌کند

حکومت سکولار – سوسیالیست چین آشکارا نسل‌کشی مسلمین ترکستان شرقی را ستایش می‌کند

به قلم: مجیب الرحمن یمنگانی

انجمن تحقیقات فرهنگ سرخ چین (CRCRA)، نهاد رسمی ایدئولوژیک تحت نظارت وزارت امور مدنی چین، مقاله‌ای منتشر کرده است که قتل عام  مسلمین ترکستان شرقی در سال ۱۹۴۹ را به عنوان الگویی برای سیاست مدرن ارائه می‌دهد.

این مقاله با عنوان «وانگ ژن بر سین کیانگ حکومت می‌کند» یادآوری می‌کند که از تاکتیک «مسلسل» برای مطیع کردن مسلمین ترکستان شرقی استفاده شده است.

این مقاله موارد زیر را توجیه و تأیید می‌کند:

  1. تخریب روستاها با آتش توپخانه
  2. اعدام ۵ تا ۱۰ مسلمان به ازای هر سرباز کشته شده توسط جمهوری خلق چین
  3. تغذیه اجباری گوشت خوک به عنوان نوعی تحقیر مذهبی
  4. قتل عام در تجمعات مردان اویغور
  5. فریب و قتل رهبران صلح‌طلبی که سعی در برقراری گفتگو با پکن دارند.

CRCRA یک سازمان حاشیه‌ای نیست، بلکه ساختاری با ارتباط مستقیم با دولت مرکزی و حمایت مبلغان و افسران عالی‌رتبه چینی است.

انتشار CRCRA اولین نمونه رسمی از چین بود که نه تنها نسل‌کشی را انکار نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد که این اتفاق می‌تواند دوباره رخ دهد.

در همین حال، رژیم کمونیستی چین برنامه‌ای را برای تسریع چینی‌سازی ترکستان شرقی اشغالی تحت پوشش برنامه‌های آموزشی تدوین کرده است.

در ۷ ژوئیه، در شهر کارامای (ترکستان شرقی)، مقامات چینی از ایجاد به اصطلاح “اتحادیه کارگران آموزشی در حمایت از سین کیانگ” خبر دادند. این پروژه شامل ۱۹ دانشگاه برجسته در چین است.

هدف رسمی اعلام شده، توسعه آموزش در منطقه است. با این حال، طبق گفته سازمان‌های حقوق بشر و رسانه‌های ترک، این طرحی برای جایگزینی جمعیت ترک با هان (چینی‌ها) است.

مقامات چینی به جوانان هان از استان‌های داخلی پیشنهاد می‌دهند: مسکن رایگان در ترکستان شرقی اشغالی (چینی‌ها این منطقه را سین کیانگ می‌نامند)، حقوق بالا و اشتغال پایدار.

 به گزارش ترکستان پرس، ۸۵ درصد از متخصصان جوان باقی‌مانده در منطقه، مهاجرانی از داخل چین هستند.

در همین حال، اویغورها، قزاق‌ها و دیگر اقوام ترک و تاجیک و… مسلمان به استان‌های داخلی تبعید می‌شوند، جایی که برای کار اجباری مورد استفاده قرار می‌گیرند و به «اردوگاه‌های بازآموزی» فرستاده می‌شوند.

به این ترتیب، رژیم سکولار – کمونیستی چین یک سیاست هدفمند و سیستماتیک جایگزینی جمعیتی را دنبال می‌کند که پکن آن را تحت پوشش «ابتکارات آموزشی» انجام می‌دهد.

ای برادر مجاهدم؛ سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۱)

ای برادر مجاهدم؛ سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۱)

دیوان اعلام جماعت پشتیبانان اسلام در کردستان ( پاک )

مترجم: ع . کیانی

ارائه دهنده : ابوسلیمان بیسارانی

تقدیم به شیر مردان میدان جهاد …

تقدیم به مردان خون و انتقام …

تقدیم به آن حامیان و حافظان دارالاسلام …

تقدیم به سلاله¬ی پاک از نسل صحابه¬ی کرام … .

تقدیم به هر مجاهد قهرمان، در سنگر نشسته …

این کلمات را به تو اهداء می¬کنيم و از خداوند عزوجل مسألت می¬نماییم که به وسيله¬ی آنها به تو نفع برساند و تو را بر آنچه که بر آن هستی ثابت قدم فرماید.

الحمد لله حَمداً يليق بجلاله وكبريائه وعظمته التي لا تطيقها العقول، الحمد لله على سابغ نعمه، وعلى اصطفاء الإسلام ديناً لصفوة بريته، وقد بعث به المرسلين الذين اختارهم من خليقته، وجعلنا قوامين بشريعته وعلى ملته، ذابين عن كتابه وسنة نبيه، عاملين بهما بحوله وتوفيقه، وأشهد أن محمداً عبده المصطفى، ونبيه المجتبى، وعلى آله وصحابته أهل الشهامة والوفا ثمّ أمّا بَعد:

هر قدر که نصر و پیروزی مسلمانان به طول بیانجامد و اذیت و آزار کافران زیادتر شود دلهای مسلمین بیشتر به نصرت الهی امیدوار می¬شود و مشتاقانه انتظار روزی را خواهند کشید که در آن ظلم و طغیان را در هم شکنند و دنیا را از پلیدی شیاطین انس و جن پاک کنند. شب ستم و بیداد بسی دراز شد و دوران خواری و ذلت بسی طولانی، حال دیگر وقت بازگشت است؛ وقت بازگشت به زمانی است که اسلام در آن حکمفرما بود و این سخنی وهم آلود نیست بلکه واقعیتی آشکار است که محقق خواهد شد. بله ما پیروز خواهیم شد و تمکین و نصرت از آن ما مسلمانان خواهد بود و بینی کافران به خاک مالیده خواهد شد و رسوا و زبون خواهند شد. مگر نه اینست که خداوند ﻷ می¬فرماید:

(وكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ) الروم ۴۷

«و يارى کردن مؤمنان، بر ما فرض است.»

(إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهاد) غافر ۵۱

«ما به يقين پيامبران خود و مؤمنان را در زندگى دنيا و در روزى كه گواهان به پا مى‏خيزند يارى مى‏دهيم.»

(كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ) مجادله ۲۱

«خدا مقرّر كرده است كه حتماً من و فرستادگانم چيره خواهيم گرديد آرى، خدا نيرومند شكست‏ ناپذير است.»

ادامه خواندن ای برادر مجاهدم؛ سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۱)

اروپا در حال شمارش معکوس برای آغاز جنگ با روسیه است

اروپا در حال شمارش معکوس برای آغاز جنگ با روسیه است

طبق گزارش نشریه «مرور استراتژیک ملی» فرانسه، یک جنگ گسترده مرتبط با رویارویی روسیه و اوکراین می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ در اروپا آغاز شود.

در این سند آمده است: «در سال‌های آینده، و همچنین تا سال ۲۰۳۰، تهدید اصلی برای فرانسه و اروپایی‌ها، خطر جنگ آشکار در قلب اروپا است.»

فرانسه جدیدترین استراتژی امنیت ملی خود، «مرور استراتژیک ملی ۲۰۲۵» (RNS 2025) را منتشر کرده است. این استراتژی در مورد تشدید «اقدامات خصمانه» روسیه علیه اروپا، از جمله اشاره به «جاسوسی» و «پرواز بر فراز سرزمین‌های برخی از متحدان» صحبت می‌کند.

پیش از این، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، در سخنرانی خود برای نیروهای مسلح گفت که بودجه دفاعی این کشور «تا سال ۲۰۲۷» در مقایسه با سطح سال ۲۰۱۷ «دو برابر خواهد شد».

او در سخنرانی خود تأکید کرد که اکنون وظیفه اروپایی‌ها است که امنیت خود را تضمین کنند و افزود: «از سال ۱۹۴۵ تاکنون، آزادی هرگز تا این حد تهدید نشده است.» در فوریه امسال، دانمارک ابراز عقیده کرد که در مرحله فعلی، توسعه درگیری بین روسیه و اروپا بعید است، اما اگر ناتو پتانسیل نظامی خود را افزایش ندهد، در عرض پنج سال یک جنگ بزرگ امکان‌پذیر است.

در سال ۲۰۲۵، کشورهای ناتو توافق کردند که هزینه‌های نظامی را تا سال ۲۰۳۵ به ۵٪ از تولید ناخالص داخلی افزایش دهند و قدرت نظامی این بلوک را حدود ۳۰٪ افزایش دهند.

در همین حال، کارشناسان معتقدند که اروپا به طور جدی دچار تفرقه شده است. اوضاع به دلیل مسائل مهاجرت و حاکمیت ملی پیچیده شده است. اتحادیه اروپا هیچ ماموریت مثبتی ندارد – نه در اقتصاد، نه در سیاست و نه در حوزه اجتماعی.

اتحادیه اروپا دستور کار خود را به پایان رسانده است و به دلیل قیمت بالای انرژی و افزایش هزینه‌های دفاعی، رژیم ریاضت اقتصادی در پیش است.

مشکل دیگر، تهدید فروپاشی اوکراین است که عمدتاً به دلیل کمبود نیروی کار است. در حال حاضر، اوکراینی‌ها عمدتاً از طریق نوآوری در زمینه پهپادهای تجاری کوچک از خود دفاع می‌کنند که تمرکز نیروهای روسی را پیچیده می‌کند. اما اوکراین یک منطقه حائل برای اروپا است و اگر شروع به تجزیه کند، اروپا خود را رو در روی روسیه خواهد یافت.

بسیاری از مفسران غربی که قبلاً به پیروزی کیف اعتقاد داشتند، اکنون در مورد لزوم توقف جنگ با مهار روسیه صحبت می‌کنند. آنها دیگر به مرزهای اوکراین علاقه‌ای ندارند. آنها فقط می‌خواهند جلوی پیشروی روسیه را بگیرند. این چیزی است که اروپایی‌ها را نگران می‌کند. آنها همیشه فکر می‌کردند که اوکراین و ایالات متحده سپر جلوی آنها و پشتیبان آنها هستند. اکنون دیگر از این بابت مطمئن نیستند.

به گفته یک تحلیلگر لهستانی، پروفسور رومن باکر از دانشکده علوم سیاسی و مطالعات بین‌الملل دانشگاه نیکولاس کوپرنیک تورون که توسط رسانه‌های آذربایجانی نقل شده است، جنگ جهانی سوم در حال وقوع است. «این جنگ، خزنده و بسیار کند است و از نظر فناوری کاملاً با جنگ‌های قرن بیستم متفاوت است. همه چیز با تصمیم پوتین برای الحاق کریمه و حمله به دونباس در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. هشت سال بعد، او تصمیم گرفت طبق برنامه، اوکراین را در عرض سه روز به طور کامل فتح کند. بیش از سه سال نبرد خونین نشان داده است که این یک کار غیرممکن است.

امروزه، جنگ‌ها بین کشورهایی که صدها کیلومتر از هم فاصله دارند، در جریان است. عامل تعیین‌کننده جبهه نیست، بلکه نابودی توانایی دشمن برای دفاع – یا حتی وجود داشتن – است. نبردها در جبهه روسیه و اوکراین باعث ایجاد یک انقلاب فناوری در تولید سلاح شده است.

با این حال، کلید، آگاهی خود روس‌ها، نخبگان سیاسی آنها و مهمتر از همه، خود پوتین است. تحلیل من از سخنرانی‌های او در سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که دشمن اصلی او کیف نبود، بلکه غرب بود. عدم تمایل او به انعقاد آتش‌بس، نادیده گرفتن درخواست‌های ترامپ و خواسته‌های امروز نشان می‌دهد که پوتین هنوز به این باور است.

علاوه بر این، اطرافیان او به طور فزاینده‌ای به این نتیجه می‌رسند که اوکراین صرفاً به لطف … مقاومت می‌کند. غرب. برای آنها، غرب دیگر فقط یک حریف نیست، بلکه دشمنی است که ارزش‌ها و موجودیت بشریت را تهدید می‌کند.

در چنین شرایطی، سیاستمداران اروپایی نه تنها تهدیدات پوتین، بلکه انتقال اقتصاد روسیه به وضعیت جنگی، امتناع از توقف خصومت‌ها و تشدید جنگ ترکیبی را به عنوان نشانه‌هایی از تهدید نظامی فزاینده از سوی روسیه جدی می‌گیرند.

رسانه های آزاد یکی از بزرگترین دروغهای دنیای سکولار

رسانه های آزاد یکی از بزرگترین دروغهای دنیای سکولار

ارائه دهنده: سیدخان افغان

بدون شک در دنیای سکولار موجود رسانه ای پیدا نمی شود که در آن «اسلام کامل» تبلیغ شود اما در برابر برای بیان و تبلیغ «تمام کفریات» رسانه ها از آزادی مطلق برخوردارند. و بزرگترین دروغهایی که شنیده شده است نیز از این آزادی رسانه های سکولاریستی است…

رسانه ها قویترین سلاح هستند برای شکست ارتش مقابل قبل از شروع جنگ اما حکمت الله این بود که طرف مقابلشان (که مسلمین شریعت گرا هستند ) را الله یاری کند، و با فاش شدن بسیاری از ترفندهای این رسانه های سکولاریستی مجاهدین بتوانند ضربات هولناکی به کفار جهانی متحد با امریکا و نوکران محلی آنها وارد نمایند.

آنها با آنکه از منافقین اخباری را دریافت می کنند اما چیز دندان گیری از مسلمین ندارند واز اینکه ادعا میکنند که رسانه هایشان کاملا آزاد هستند وقادر به کشف اطلاعات مسلمین هستند کاملا دروغ وکذب است ولاف میزنند.. اما متاسفانه احمقهایی هستند که آنها را باور میکنند… پس مواظب باشید مواظب باشید،، که اسلحه و اطلاعات خود را دست آنها ندهید ای مسلمین!

آیا تمدن آنها را مشاهده نمیکنید؟ آیا آنها را نمی بینید که برای ما خبرهایی از افتادن یک خوک شان یا یک گربه یا سگشان در چاهلی را نقل می کنند و همزمان با این هواپیماهای آنها تمام موجودات سرزمینهای مسلمین را با بمبهایشان تکه پاره کرده و می سوزانند و سرزمین ما واهل ما ودامداری های ما  ومحصولات ما و … را نابود می کنند که در این کشت و کشتاربین بچه ها وپیرها وزنها هیچ فرقی قائل نیستند.. تمام همهمه ودغدغه هایشان نابودی ما وکشتن ما است…

پس کجاست رسانه هایشان که ادعای آزادی بیان میکنند در حالی که آنها ما را میکشند؟  کجاست احترام به حقوق انسانها و دموکراسی که گمان میکنند؟ کجاست این حقوق بشری که ادعا می کنند؟ والله آنها خنازير هستند !

پس افضل ترین اعمالی که تو را به الله نزدیک می کند این است که : سکولاریستهای اشغالگر خارجی به رهبری امریکا را با هر روشی که بلدی نابود کنی…

اسلام آمریکایی از نگاه سید قطب و علت اتحاد سکولاریستهای جهانی علیه “اسلام محمدی”

اسلام آمریکایی از نگاه سید قطب و علت اتحاد سکولاریستهای جهانی علیه “اسلام محمدی”

نویسنده: د. محمد عمارة

مترجم: ع. امینی

روزی که سید قطب رحمه الله اعدام شد؛ تعدادی از علمای ازهر به ملاقات شیخ محمد ابو زهره رفته بودند، وقتی که اهل مجلس از اعدام سید قطب اطلاع یافتند، تعدادی از ملاهای درباری در مورد شخصیت و برخی دیدگاه های او لب به سخن گشودند.

شیخ ابوزهره گفت: سال ۱۹۴۹م. که فرزندم سید قطب از آمریکا برگشت، از او پرسیدم:

سید! حال و احوالت چطور است؟

گفت: جناب استاد، مسلمان به آمریکا رفتم و از آنجا مؤمن برگشتم!!!

سید قطب در آمریکا جشن و سرور و پایکوبی مسیحیان از ترور حسن البنا را مشاهده می کند و می بیند که آمریکا چه نوع اسلامی را می خواهد در سرزمین های اسلامی بکارد. وی در مورد آمریکا می گوید:

“اسلامی را که آمریکا و همپیمانانش برای شرق می خواهند، آن اسلامی نیست که در مقابل استعمار و طاغوت مقاومت کند، بلکه از دیدگاه آنان اسلامی خوب است که فقط در مقابل کمونیسم قیام نماید و آن را برنتابد.

آنها نمی خواهند اسلام حکومت کند و حکومت اسلامی را تحمل نمی کنند، زیرا که اگر اسلام حکومت تشکیل داد، ملت ها را به شکلی دیگر – برخلاف میل آمریکا – تربیت می کند و آنگاه است که مردم می دانند که باید صاحب قدرت باشند، استعمارگر را نپذیرفته و طردش نمایند، و می فهمند که کمونیسم وبائی است مانند استعمار و هر دو دشمن و تجاوزگرند.

آمریکا و همپیمانانش برای شرق “اسلامی آمریکایی” می خواهند که فقط به عدم زاد و ولد، حضور زنان در پارلمان و شکننده های وضو فتوا دهد و هرگز در مورد اوضاع اجتماعی، اقتصادی و نظام مالی ما بحث نکنند و در مسائل سیاسی، قومی و آنچه که ما را باهم وصل می کند و خلأها را برطرف می سازد، نه سخن بگویند و نه فتوایی صادر کنند و قانون گذاری، صدور حکم بر مبنای اصول و ثوابت اسلامی و تفوّق طلبی برای اسلام ممنوع است و نوشتن، سخن گفتن و صدور فتوا در آن مورد جواز ندارد”.

این دیدگاه سید قطب رحمه الله در مورد “اسلام آمریکایی” است که در سال ۱۹۴۹م. اذعان نموده بود.

همچنین رئیس جمهور اسبق آمریکا ریچارد نیکسون در سال ۱۹۸۸م. در کتابش “فرصت را دریابیم”، غرب – از آمریکا تا روسیه – را بر اتحاد علیه “مسلمانانِ اصولگرا” فراخوانده و گوشزد کرده بود که این نوع مسلمانان به دنبال مسائلی اند از قبیل:

۱- بازآفرینی گذشته به معنی احیای تمدن سابق اسلامی.

۲- تطبیق و اجرای کامل شریعت و قوانین اسلامی.

۳- معتقد اند که اسلام شامل دین و دولت است – و جدایی دین از سیاست را نمی پذیرند -.

۴- با وجود اینکه آنان به گذشته می نگرند، اما از گذشته برای ساختن آینده الهام می گیرند. آنها محافظه کار نبوده بلکه انقلابی اند.

“فوکویاما” فیلسوف سکولار و نظریه پرداز استراتیژی آمریکا ” در اوائل سال ۲۰۰۲م. در مورد پروژه “اسلام آمریکایی” گفته بود:

“اسلام در جهان، تنها تمدنی است که با مدرنيسم غربی مشکل دارد – و آن را نمی پذیرد -، جهان اسلام در سال های اخیر مأمن ظهور حرکت های اصولگرایانه ای بوده که سیاست های غربی را نمی پذیرند که هیچ، بلکه اساس مدرنیسم که نظام سکولار و غیر دینی است را رد می کنند. پس باید تحول اساسی از درون اسلام آغاز گردد. مسلمانان باید موضع خود را مشخص کنند که آیا با مدرنیسم و حاکمیت  سکولار می خواهند کنار بیایند و با مسالمت زندگی کنند؟ یا خیر؟”.

این همان اسلام آمریکایی ای است که می خواهند جایگزین اسلام محمدی – علیه السلام – نمایند.

افراد غیر مسلح و بی گناه در قتال چه کسانی هستند? پاسخ به شبهاتی در مورد بی گناهان در جنگ مسلحانه

افراد غیر مسلح و بی گناه در قتال چه کسانی هستند? پاسخ به شبهاتی در مورد بی گناهان در جنگ مسلحانه

به قلم : ابومصعب

مطلب خود را با یک مثال آغاز می کنم که در سالهای گذشته ابزار دست منافقین و دشمنان اسلام  به مجاهدین شریعت گرا بوده است ، و آنهم اینکه اسامه بن لادن تقبله الله که به برجها حمله کرد ایا اشتباه کرد؟

جواب این شبهه شما از چندین وجه است:

وجه اول:

صعب بن جثامة رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می کند که از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره اهل دیاری پرسیده شد که مشرک بوده و مورد شبیخون (ازسوی مسلمین) قرارمی گیرند و برخی از زنان و کودکانشان کشته می شوند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود« اینان ازهمانها محسوب می شوند »

این حدیث ثابت می کند که زنان و کودکان و هرکس که قتل او منفرداً جایز نباشد، اگر با غیرخود مختلط باشند و امکان جداسازی نباشد قتلشان جایزمی باشد، چون آنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره شبیخون پرسیدند و درشبیخون هم تمییز وجداسازی (کودکان و زنان از مردان یا به اصطلاح اینان نظامی و غیرنظامی) ممکن نیست، و رسول الله صلی الله علیه وسلم به این کار اجازه داد جون برخی از اموری که استقلالاً جایز نمی باشند، به تبعیت(وقتی با عاملی غیر از خود همراه می شود) جایزمی شوند.

وجه دوم:

فرماندهان مسلمین درجنگهاشان با کفار از منجنیق برای ضربه زدن به آنها استفاده می کردند و بدیهی است که منجنیق بین نظامی و غیر نظامی فرق نمی گذارد و ممکن است که برخی از این افرادی که اینان آنها را بی گناه می نامند هم آسیب ببینند ولی با این حال روش مسلمین در تمام جنگها در طول تاریخ به همین منوال بوده است.

ابن قدامه  استعمال منجنیق جایز است زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم:علیه اهل طائف منجنیق به کار برد والمغنی والشرح .» نیز عمرو بن عاص علیه اهل اسکندریه منجنیق را استعمال کرد[۱]

و ابن قاسم تیراندازی به کفار با منجنیق جایز است هرچند کودکان و زنان و « : در الحاشیه می گوید.» سالمندان و راهبان بدون قصد کشته شوند زیرا خسارت زدن به کفار )نکایه( به اجماع جایز است.

ابن رشد  می گوید :   نکایه )خسارت زدن( به اجماع به تمام انواع مشرکین جایزاست [۲]

وجه سوم:

فقهای مسلمین قتل مسلمانانی که”سپر انسانی” بشوند، را اجازه داده اند، یعنی مسلمانانی در دست کفار اسیرباشند و کفار برای در امان ماندن از تیرهای مسلمین آنها را سپر خود قراردهند. با اینکه این مسلمانانی که سپرانسانی قرار داده شده اند هیچ گناهی ندارند، تمام فقهای مسلمان در طول تاریخ اسلام قتل آنها را جایز دانستهاند، درحالی که طبق اصطلاحات اینان )معترضین(، آنها بی گناه محسوب می شوند و قتلشان نباید جایز باشد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه  علماء اتفاق نظر دارند بر اینکه اگر ارتش کفار اسرای مسلمان را سپر « : می گویدخود کنند و ترس از این برود که اگر مسلمانان جنگ را ادامه ندهند به ضرر آنها تمام می شود باید جنگ را.» ادامه دهند هر چند این کار به کشته شدن آن مسلمانان سپر قرار داده شده بینجامد[۳]

ادامه خواندن افراد غیر مسلح و بی گناه در قتال چه کسانی هستند? پاسخ به شبهاتی در مورد بی گناهان در جنگ مسلحانه