شبکه کلمه، تریبون سکولاریسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تحت سایه حمایت‌های غربی

 شبکه کلمه، تریبون سکولاریسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تحت سایه حمایت‌های غربی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

برای اهل دعوت و آگاهان به منهج اهل سنت و جماعت سالهاست و امروز بر همگان و حتی کم هوشان نیز روشن شده است که جریان‌های رسانه‌ای ماهواره ای موجود در دارالکفرهای محارب غربی مدعی دفاع از حقوق اهل سنت، به ویژه «شبکه کلمه»، از مسیر دعوت دینی خارج شده و به ابزاری برای پیشبرد اهداف احزاب سکولار، جریان‌های ملحد و بازماندگان رژیم پهلوی تبدیل شده‌اند. این شبکه اکنون نه یک رسانه مذهبی، بلکه تریبونی برای هماهنگی میان دشمنان قسم‌خورده اسلام و پروژه‌های آمریکایی-صهیونیستی در منطقه است.

شبکه کلمه به وضوح به پناهگاهی برای احزاب ملحد و ملی‌گرایان افراطی تبدیل شده است. همنوایی این شبکه با جریان پهلوی که پیوندهای عمیق و تاریخی آن با محافل صهیونیستی بر کسی پوشیده نیست نشان‌دهنده یک انحراف خطرناک است. شرم‌آور است که رسانه‌ای با نام اسلام، فرش قرمز خود را برای کسانی پهن می‌کند که اساساً با حاکمیت دین و احکام الهی در ستیزند.

بررسی دقیق محتوای شبکه کلمه نشان‌دهنده یک هماهنگی کامل و مهندسی‌شده با مواضع اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی است. این همسویی در راستای یک نقشه سیاسی بزرگتر برای تضعیف اقتدار امت اسلامی در برابر غرب طراحی شده است. شبکه کلمه به عنوان بازوی رسانه‌ای، مواضعی را ترویج می‌کند که مستقیماً در راستای تفرقه و تضعیف صفوف مسلمانان است.

یکی از بزرگترین لکه‌های ننگ بر کارنامه مدعیان کنونی، سکوت ذلیلانه در برابر حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به سرزمین‌های اسلامی است. عدم محکومیت صریح جنایات صهیونیست‌ها همراه با فتوای فرض عین بودن جهاد با این کفار محارب خارجی، ریشه در همان تمایلاتی دارد که در چند سال اخیر به وضوح دیده شده است؛ تمایل به سازش و تسلیم ذلیلانه در برابر نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا.

این جریان که روزی مدعی پیروی از سلف صالح بود، اکنون به دنبال استقرار دموکراسی غربی و سکولاریسم در بلاد اسلامی است. آن‌ها به جای عزت بخشیدن به مسلمانان، به دنبال جلب رضایت کاخ سفید و تل‌آویو هستند اما همه ی اهل تحقیق می دانند هرگاه رهبران مذهبی به دامن سکولاریسم و قدرت‌های استعماری پناه برده‌اند، نتیجه‌ای جز ذلت و نابودی برای پیروان خود به بار نیاورده‌اند.

شبکه کلمه و همفکران سیاسی‌شان در داخل، قطعات یک پازل هستند که هدف نهایی آن استحاله هویت اسلامی و تبدیل کردن جامعه مسلمان به پیاده‌نظام جریان‌های سکولار و موشه ربع پهلوی سکولار و مرتد و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی است.

 سکوت در برابر دشمنان خارجی و تاختن بر ارزش‌های داخلی، نشانه بارز انحراف از مسیر حق و سقوط در دام فتنه‌ای است که ریشه در واشنگتن و اتاق‌فکرهای صهیونیستی دارد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۸)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۸)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

بخش ۴

… جنگ ادامه یافت.

خروج مجاهدین از گروزنی کار ژنرال‌های روسی را آسان‌تر نکرد. این لشکرکشی که از همان ابتدا به بیراهه رفته بود، به وضوح با تجربه معمول آنها مطابقت نداشت.

تاکنون، ارتش روسیه به سادگی به تظاهرات‌کنندگان و مردم پراکنده شلیک می‌کرد. مردم، با اعتقاد به افسانه‌های دموکراسی، ساده‌لوحانه فرض می‌کردند که «بیان اراده مردم» جرات نخواهد کرد آنها را با تانک سرکوب کند. پس از واقعیت تلخ، تظاهرات فروکش کرد و روز قتل عام به عنوان روز عزا ثبت شد.

سپس امپراتوری شوروی ناگهان فروپاشید و مجبور شد حاکمیت حاشیه‌های قومی را به رسمیت بشناسد. اما رهبران کرملین هر جا که می‌توانستند، درگیری‌های بین قومی را دامن زدند و نیروهای «صلح‌بان» خود را مستقر کردند.

در چچن نیز تجمعاتی برگزار شد. یا بهتر بگوییم، قبل از جنگ اول، چچن یک تجمع بزرگ بود. در همان زمان، چچنی‌ها روشن کردند که مقاومت مسلحانه در برابر متجاوز نیز بخشی از برنامه‌های آنهاست و این لفاظی‌های توخالی نیست.

در هر مرحله از جنگ، ژنرال‌ها امیدهایی را در دل می‌پروراندند: کاخ ریاست جمهوری تصرف شده بود، به این معنی که آنها باید «تسلیم و خلع سلاح» می‌شدند؛ شهر اصلی تصرف شده بود، به این معنی که آنها موظف به «تسلیم و خلع سلاح» بودند.

با نگاهی به آینده، باید توجه داشت که حتی پس از اشغال کامل ایچکریا، هیچ کس قصد نداشت سلاح خود را زمین بگذارد. روحیه مقاومت مردمی پس از نبرد گروزنی از همیشه بالاتر بود. نیروهای روسی مجبور شدند از طریق نبردهای سنگین به سمت کوهپایه‌ها و مناطق کوهستانی پیشروی کنند. ورود به تنگه‌ها نیاز به تلاش قابل توجهی داشت. مجاهدین خطوط مقدم را در دست داشتند و جنگ سنگر به سنگر را آغاز کردند.

روزنامه‌نگاران علاقه‌مند بودند که اگر نیروهای روسی کل قلمرو را اشغال کنند، ارتش چچن چه اقدامات دیگری ممکن است انجام دهد. جوهر دودایف با تحقیر خاص خود نسبت به ژنرال‌ها و سیاستمداران روسی پاسخ داد: «شما می‌گویید که تمام ایچکریا را اشغال کرده‌اید؟ ما انتظارش را داشتیم، آنها وارد شدند، پس بعدش چه؟» و اکنون تله موش بسته شده است و مرحله دوم جنگ آغاز می‌شود.”

و شگفت‌آور است که هر بار اظهارات جوهر به عنوان لاف‌زنی رد می‌شد، اندکی بعد در عمل تأیید شد و همه به واقعیت پیش‌بینی‌های او متقاعد شدند.

مدال بندگی بر گردن خیانت جولانی و باندش در سوریه

مدال بندگی بر گردن خیانت جولانی و باندش در سوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

بشارت و مژده‌ای که «عبدالرازق المهدی» و هم‌فکران او از آن دم می زدند، در ترازوی قرآن و سنت، نه یک پیروزی، بلکه سندی بر انحراف و هم‌سویی با جبهه آمریکا و غرب و صهیونیستها بود که در پیوستن رسمی باند جولانی به جبهه ی مبارزه با تروریسم تحت پرچم آمریکا خودش را نشان داد.  

جناب شیخ و کسانی که برای لغو تحریم‌های آمریکا و غرب پایکوبی می‌کنند، گویا آیه صریح قرآن را به فراموشی سپرده‌اند که می‌فرماید:وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/ ۱۲۰) و هرگز یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد، تا زمانی که از آیین (و خواسته‌های) آن‌ها پیروی کنی.

خروج «تحریرالشام» و «جبهه النصره» از لیست تروریستی آمریکا به این معناست که این گروه‌ها اکنون به ابزاری بی‌خطر و حتی مفید برای پیاده‌سازی نقشه‌های استکبار در منطقه تبدیل شده‌اند. رضایت آمریکا و اسرائیل از یک گروه مدعی اسلام، بزرگترین توهین به شرافت آن گروه است.

خروج از لیست تحریم به معنای «تغییر ماهیت» غرب نیست، بلکه به معنای «تغییر رفتار» این گروه‌هاست. کفر زمانی از مدعیان شریعت راضی می‌شود که تیزیِ شمشیرشان به جای سینه صهیونیست‌ها، به سمت برادران مسلمان و جبهه مقاومت کج شود و شریعت را وجه‌المصالحه قرار داده و در زمین بازی «سیاست‌های دیکته‌شده غرب» بازی کنند و به جای مبارزه با اشغالگران کافر محارب، به «نگهبانان مرزی» برای منافع آمریکا و متحدانش و بخصوص صهیونیستها تبدیل شوند.

علمایی که به جای تکیه بر «حبل‌الله» و «مومنین»، به «طناب پوسیده آمریکا» و «مرتدین و منحرفین داخلی» دل خوش کرده‌اند، لغو تحریم توسط دشمنان خدا را «مژده» می‌نامند در حالی که خون هزاران مسلمان در فتنه ایجاد شده توسط همین دشمنان بر زمین ریخته است؛ این مژده نیست، بلکه مزد خوش‌خدمتی به جبهه کفر است.

لازم است از خود بپرسیم چرا امارت اسلامی افغانستان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین و القاعده و … همچنان در لیست تحریم هستند؟ چون این گروه‌ها هنوز بر سر آرمان‌های اصیل خود یعنی «استقلال از غرب» و «مبارزه با صهیونیسم» ایستاده‌اند.

  • امارت اسلامی افغانستان چون حاضر نشد تحت قیمومیتِ فرهنگی و نظامی غرب بماند.
  • حماس و جهاد اسلامی و حزب الله و سپاه پاسداران ایران چون لرزه بر اندام امنیتِ اسرائیل انداخته‌اند
  •  القاعده و هر جریانی که عمق استراتژیک آمریکا را هدف قرار دهد، دشمن است.

اما جولانی و باندش، با نشان دادن چراغ سبز به سازمان‌های اطلاعاتی غرب، ثابت کردند که «دشمن خانگی» هستند و غرب برای ضربه زدن به محور اصیل مقاومت اسلامی، به آن‌ها نیاز دارد.

در این صورت برای همه روشن شد که خروج از لیست تحریم‌های آمریکا، «مُهر تایید شیطان» بر کارنامه این گروه‌های دست نشانده است. طبق منهج قرآن، هرگاه دیدید کفر جهانی از شما راضی است، در ایمان خود شک کنید.

تفاوت میان «مجاهد واقعی» و «مزدور دست نشانده» در همین لیست‌ها مشخص می‌شود؛ جایی که شجاعان تحریم می‌شوند و سازش‌کاران تشویق.

مرتدین سکولار حزب دمکرات کُردستان ایران هم مورد هدف پهبادی دارالاسلام ایران قرار گرفتند

مرتدین سکولار حزب دمکرات کُردستان ایران هم مورد هدف پهبادی دارالاسلام ایران قرار گرفتند

به قلم: کیوان مریوانی

چند روز پیش مرتدین سکولار کومله آدم کشان کُردستان مورد هدف قرار گرفتند و امروز هم در منطقه جیژنکان و بالیسان در اقلیم کردستان عراق پناهگاه مرتدین حزب کُردستان ایران شناسایی و توسط قرارگاه حمزه سیدالشهداء نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران مورد اصابت دقیق پهپادهای انتحاری قرار گرفت.

در این عملیات ۳ نفر از این مرتدین سکولار کشته و ۵نفر هم به شدت زخمی شدند.

اینها در همان ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ کار خود را با خیانت به دین و مردم و مزدوری برای صدام حسین سکولار بعثی ( ناسیونال – سوسیالیست) شروع کردند و بعد از صدام حسین در اختیار غربی های و بخصوص در اختیار آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند.

اینها با آنکه در اختیار آمریکا و غربی های سکولار و صهیونیستهای سکولار قرار گرفته اند اما از سوی رژیمهای خائن و فاسد عربی چون آل سعود هم حمایت مالی و رسانه ای می شوند.

این مرتدین سکولار لکه های ننگین تاریخ پر افتخار کُردهای مسلمان هستند که هر مومن آگاهی به نابودی این مرتدین خوشحال است حتی اگر الله آنها را توسط صاعقه یا سیل یا زلزله یا توسط لگد یک الاغ یا با سل و وبا و ایدز بکشد یا به وسیله ی هر مخلوق دیگری آنها را نابود کند چه رسد به اینکه توسط مسلمین به هلاکت برسند.

۳۰۷۵۳ دروغ مقدماتی «سگ زرد» و لال‌مانی سکولاریستها و مزدوران آمریکا

۳۰۷۵۳ دروغ مقدماتی «سگ زرد» و لال‌مانی سکولاریستها و مزدوران آمریکا

کاتب: سیلمان عبدالرحمن

عادت سکولاریستها بر این است که هر اشتباه مسلمین در هر عصری را پای اسلام می گذارند و با اشتباه این دسته از مسلمین به کل اسلام و قوانین شریعت الله حمله کنند اما در برابر جنایات و مفاسد آشکار سکولاریستها لال و گنگ هستند و حتی اگر مجبور شوند چیزی در این زمینه بگویند سعی می کنند خود و حزب خود را از سایر سکولاریستها جدا بدانند .

موردی که اخیراً واشنگتن پست به آن اشاره کرد این بود که ترامپ سکولار در دوره ی ریاست جمهوری خود ۳۰۷۵۳بار دروغ گفته بود؛ این غیر از دوره ریاست جمهوری جدید اوست که روزانه دهها دروغ ضد و نقیض می گوید.

بله، روزنامه «واشنگتن‌پست» در گزارشی تکان‌دهنده فاش کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، تنها در یک دوره چهارساله، ۳۰ هزار و ۵۷۳ دروغ و ادعای گمراه‌کننده به زبان آورده است. این یعنی میانگین ۲۱ دروغ در هر روز، اما بوق‌های تبلیغاتی غرب و مزدوران منطقه‌ای سکولاریستهای محلی آن‌ها در برابر این حجم از وقاحت و کذب، سکوت پیشه کرده‌اند.

اگر تنها یک‌هزارم این آمار (یعنی فقط ۳۰ ادعا) از سوی رهبران «دارالاسلام» در امارت اسلامی افغانستان و یا ایران مطرح می‌شد، رسانه‌های معاند (از بی‌بی‌سی و اینترنشنال تا رسانه‌های جیره‌خوار محلی) چه سونامی تبلیغاتی‌ای به راه می‌انداختند؟

آن‌ها با تیترهای درشت، این خطاها را نه به شخص، بلکه به «ذات اسلام» نسبت می‌دادند و فریاد می‌زدند که: «ببینید! این است حکومت دینی؛ حکومتی بر پایه کذب و فریب!»

مزدوران محلی آمریکا و غرب در منطقه، که همیشه منتظر یک بهانه کوچک هستند تا علیه نظام‌های اسلامی سم‌پاشی کنند، در برابر ۳۰ هزار دروغ اربابشان «کر و لال» شده‌اند.

اگر رهبری در ایران یا افغانستان سخنی بگوید که باب میل آن‌ها نباشد: آن را نشانه «عقب‌ماندگی»، «بی‌صداقتی» و «شکست فقه در اداره جامعه» می‌نامند اما در برابر ترامپ سکوت می‌کنند؛ چون او نماد همان لیبرال‌دمکراسی است که این مزدوران آرزوی تحققش را در بلاد اسلامی دارند!

رسانه‌های نفاق و مزدور، از دروغ‌های سیستماتیک رهبران غربی به عنوان «تاکتیک انتخاباتی و سیاسی» یا «اشتباه لفظی» یاد می‌کنند، اما اگر مشابه آن در جهان اسلام رخ دهد، آن را به عنوان یک «بحران عقیدتی» تئوریزه می‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا به جوانان ما القا کنند که «مسلمان حاکم یعنی دروغگو»؛ در حالی که بزرگترین ماشین دروغ‌پراکنی تاریخ در کاخ سفید مستقر بوده و هست.

در حالی که غرب سکولار و بخصوص آمریکا بر پایه‌ی «پست‌مدرنیسم» و «دوران پسا-حقیقت» (جایی که دروغ و راست فرقی ندارد) بنا شده، شریعت اسلام بر پایه «صدق» استوار است. سکوت رسانه‌های معاند در برابر ۳۰ هزار دروغ ترامپ نشان می‌دهد که هدف آن‌ها «کشف حقیقت» نیست، بلکه «تخریب هویت اسلامی» است. آن‌ها نه نگران حقیقت هستند و نه نگران مردم؛ آن‌ها تنها نگران منافعِ کدخدایی هستند که خود در دروغ غرق شده است.

آمار واشنگتن‌پست، آیینه دق تمام کسانی است که غرب را مدینه فاضله و مهد تمدن می‌دانند. این ۳۰ هزار دروغ، سندی است بر سقوط اخلاقی تمدنی که مزدورانش می‌خواهند آن را به جای «حکومت اسلامی» به مردم ما بفروشند. بیداری امت اسلامی در گرو شناخت این نفاق رسانه‌ای است؛ همان‌هایی که دروغ ۳۰ هزارتایی دشمن را نمی‌بینند، اما برای تخریب دارالاسلام، از هیچ تهمت و هیاهویی دریغ نمی‌کنند.

داستان مرگ غزال مرتد از حزب کومله آدمکشان کُردستان در سلیمانیه عراق عبرتی برای مرتدین سکولار ایرانی

داستان مرگ غزال مرتد از حزب کومله آدمکشان کُردستان در سلیمانیه عراق عبرتی برای مرتدین سکولار ایرانی

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

در نسل ما که چند سالی را در حکومت سکولار پهلوی گذرانده ایم  از احکام شرعی در مورد سکولاریستهای مرتد خبری نبود، به دنبال آن و با گسترش یافتن تفکرات مکتب کاک احمد مفتی زاده نه تنها کمی به آگاهی های شرعی در مورد این مرتدین نشد بلکه کفر به طاغوت و برائت از سکولاریستها(مشرکین) و دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان دشمنان به صورت منهجی در میان بسیاری از کُردهای اهل سنت قبل از به دنیا آمدن عقیم و سقط شد.

تفکرات اخوان المسلمینی ماموستا عبدالقادر توحیدی رحمه الله نیز در این زمینه کمکی نکرد و جماعت دعوت و اصلاح ماموستا پیرانی هم سازش و سازگاری با این مرتدین را سرلوحه ی خود قرار داد و مسیری را پیموده است که امثال صلاح الدین محمد بهاء الدین و اردوغان و سایر لیبرالهای خائن به دین و ملت طی کرده اند.

بعد از سالها، افراد و گروههای جهادی همسو با جریانی که امثال علامه ماموستا کریکار فک الله اسره در آن بودند با تمام نارسائی هائی که داشته اند نخستین جرقه های چگونه برخورد شرعی کردن با تفکر سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها و احزاب سکولار و مرتد را بیان کردند.

به دنبال آن و توسط شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله چگونگی برخورد شرعی با جریان ارتدادی که توسط مرتدین سکولار (مشرک) به راه افتاده بود به صورت منهجی و تئوریزه شده و منسجم سازماندهی و ارائه شد.

ثمره ی فعالیت تمام مومنین اهل دعوت و جهاد و سایر شریعت گرایان به همراه ترسی که از قدرت دارالاسلام ایران وجود دارد باعث شد در سلیمانیه ی کُردستان عراق تحت حاکمیت سَگیه تی ( اتحادیه میهنی) داستانی شرعی برای یکی از مرتدین حزب کومله آدمکشان کُردستان اتفاق بیافتد که باید الگوئی برای سایر سرزمینهای اسلامی شود.

توضیح آنکه اردوگاه « سورداشەوە » متعلق به مرتدین حزب کمونیست کومله آدمکشان کُردستان مورد حمله پهبادی دارالاسلام ایران قرار گرفت که طی آن زنی مرتد با اسم غزال .م از اعضای این گروه از جمله کسانی بود که مورد هدف قرار گرفت.

  1. ابتدا از اردگاه به آمبولانس زنگ زدند و آمبولانس نیامد و با بیکاپ او را جابجا کردند.
  2. او را به بیمارستهای مختلف:
  3.  شۆڕش
  4. ئاسیا
  5. بەخشین
  6. مێرسی
  7. فارۆق

بردند اما هیچ بیمارستانی مداوای این مرتد را نپذیرفت و در نهایت به درک رفت.

  • مومنین اجازه ندادند در مرده شور خانه ی هیچ مسجدی این مرتد شسته شود و کسی بر این مرتد سکولار نماز نخواند. در نهایت مرتدی سکولار با نام «سردار .ع» از خائنین به دین و ملت اجازه داد این مرتد در خانه اش شسته شود.
  • با آنکه گوری در قبرستان سلیمانیه برایش آماده کرده بودند اما باز اجازه داده نشد جسد در قبرستان سلیمانیه دفن شود و قبر خالی را رها کردند و آنرا به جای دیگری منتقل کردند و دفنش کردند.

این سرانجام دنیایی یک مرتد در میان ملتی مسلمان است . با آنکه عده ای از ترس دارالاسلام ایران در این سناریو شرکت کردند و علمای کُرد نیز بارها گفته اند که بر لاشه ی مرتدین نه نماز می خوانند و نه اجازه می دهند در مساجد آورده شوند، با این وجود آنچه در مورد این مرتد حزب کومله آدمکشان کُردستان انجام شد عملی شرعی است که باید نسبت به تمام مرتدین سکولار دیگر نیز انجام داد.

آزادی تردد در تنگه هرمز در عوض آتش بس در لبنان

آزادی تردد در تنگه هرمز در عوض آتش بس در لبنان نشانی از تعهد دارالاسلام به هم سنگران

به قلم: کیوان مریوانی

جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران بعد از چند روز تبدیل به جنگی منطقه ای شد.

تنگه هرمز برای دارالاسلام ایران از بمب اتم هم برای ایران ارزشمند تر است اما هم سنگران دارالاسلام برای ایران از تنگه هرمز هم مهمتر است.

به همین دلیل و در پی اعلام آتش‌بس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتی‌های تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتش‌بس به‌طور کامل آزاد اعلام شد.

این تردد باید در مسیر هماهنگ‌شده و از پیش اعلام‌شده توسط سازمان بنادر و دریانوردی دارالاسلام ایران انجام گیرد.

دارالاسلام ایران برای تردد شناورها در تنگه هرمز سه شرط تعیین کرده است:

۱.کشتی‌ها باید تجاری باشند و تردد کشتی‌های نظامی ممنوع است و نه کشتی‌ها و نه محموله نباید مرتبط با کشورهای متخاصم باشند.

۲. کشتی ها باید از مسیر تعیین شده ایران عبور کنند.

۳. تردد شناورها باید با هماهنگی نیروهای ایرانی مسئول این تردد انجام شود؛ همان‌گونه که سنتکام پیش از آغاز جنگ مدیریت سپاه پاسداران بر تنگه هرمز را تایید کرده بود.

همچنانکه گفته شد این موضوع به اجرای برخی شروط و شرط آتش بس در لبنان بستگی داشت و اگر موضوع محاصره دریایی ادامه یابد، بعنوان نقض آتش بس تلقی شده و مسیر عبوری تنگه هرمز بسته خواهد شد.

بر این اساس جزئیاتی از «نظم جدید» عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز توسط فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران بیان شد که به شرح زیر است:

‏نظم جدید بر تنگه هرمز حاکم شده:
‏۱. شناورهای غیرنظامی صرفا از مسیر تعیین‌شده ایران تردد می‌کنند
‏۲. تردد شناورهای نظامی از تنگه کماکان ممنوع است
‏۳. ترددها صرفا بااجازه نیروی دریایی سپاه است
‏۴. این تردد در راستای توافق دوره سکوت صحنه نبرد و بعد از اجرای آتش‌بس لبنان صورت می‌گیرد

پیام جنبش جهاد اسلامی فلسطین به مقاومت اسلامی و حزب‌الله لبنان بعد از آتش بس جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش

پیام جنبش جهاد اسلامی فلسطین به مقاومت اسلامی و حزب‌الله لبنان بعد از آتش بس جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش


‌جهاد اسلامی طی بیانیه ای ابراز داشت:
به ملت لبنان، مقاومت اسلامی و حزب‌الله به خاطر پایداری قهرمانانه در خط مقدم جبهه در جنوب لبنان تبریک می‌گوییم.

دستیابی به آتش‌بس و ناکام گذاشتن دشمن از رسیدن به اهداف میدانی‌اش را ارج می‌نهم.

این حماسهٔ قهرمانانه، خطوط کلی مرحلهٔ جدیدی از مقاومت را ترسیم کرد که بازتاب‌های خود را بر تمامی عرصه‌های رویارویی با اشغالگر خواهد داشت.

شما با فداکاری‌های عظیم خود و با پایداری ملت سرافرازتان، به یکه‌تازی ماشین وحشیانهٔ کشتار پایان دادید و تمامی طرح‌های توسعه‌طلبانهٔ آن را ناکام گذاشتید.

د ایران د خاتم الانبیا د قرارګاه ویاند اړوند یو اکاونټ کې داسي لیکل شوي دي:باور یې سخت دی…

‏د ایران د خاتم الانبیا د قرارګاه ویاند اړوند یو اکاونټ کې داسي لیکل شوي دي:


باور یې سخت دی…
د افغانستان حکومت، د خپلو اقتصادي ستونزو په اوج کې او د غیر عادلانه بندیزونو تر سیوري لاندې، پداسې حال کې چې ډیری اسلامي هیوادونه حتی د افغان حکومت د رسمیت پیژندلو‎‏
جرئت نه کوي، غزې ته د ۵۳۰ ټنو بشري مرستو بار لیږلی دی.
طالبانو وښودله چې غیرت په ځواک او شتمنۍ پورې اړه نلري.

‏باورش سخت است…
حکومت ‎افغانستان در اوج مشکلات اقتصادی و زیر سایه تحریم‌های ناعادلانه، در حالی‌که بسیاری از کشورهای اسلامی حتی جرأت به‌رسمیت‌شناختن آن را ندارند،
محموله‌ای ۵۳۰ تُنی از کمک‌های بشردوستانه به غزه ارسال کرده است.

طالبان نشان داد که غیرت، وابسته به قدرت و ثروت نیست.

دوگانگی عریان آمریکا؛ خشونت برای خود، مظلوم‌نمایی برای دارالاسلام ایران

دوگانگی عریان آمریکا؛ خشونت برای خود، مظلوم‌نمایی برای دارالاسلام ایران

به قلم: محمد اسامه

آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش برنامه ریزی کرده بود با حمله ای رعد آسا و کشاندن خائنین به میدان جنگ شهری در عرض ۷۲ ساعت حاکمیت بر دارالاسلام ایران را از بین ببرد، اما دیدیم که تمام محاسباتش غلط از آب درآمد.

در اینجا اجازه دهید سیاست آمریکا دوگانه ی آمریکا در مورد معترضین سرزمین خودش و آشوب طلبان جنگ شهری در ایران را ببینیم:

نحوه برخورد پلیس آمریکا با معترضان، آن‌گونه که یکی از نیروهای نظامی این کشور صریحاً بیان کرده، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌هاست با تبلیغات رسانه‌ای پنهان شده است:

  •  اگر مقابل دستورات قانونی مقاومت کنید، به زندان می‌روید.
  •  اگر خیابان و چهارراه را ببندید، به زندان می‌روید.
  •  اگر به سمت پلیس تف کنید، ابتدا به بیمارستان و سپس به زندان منتقل می‌شوید.
  •  اگر به پلیس حمله کنید، علاوه بر زندان، با خشونت شدید و حتی سگ‌های پلیس روبه‌رو می‌شوید.
  •  و اگر سلاح، آتش‌زا یا حتی آجر به سمت نیروهای امنیتی نشانه بگیرید، به خانواده‌تان اطلاع می‌دهند که بقایای بدنتان را از کجا تحویل بگیرند؛ زیرا شما کشته خواهید شد.

این‌ها نه تحلیل منتقدان، بلکه اعتراف صریح خودشان است.

اما همین آمریکا و متحدان غربی‌اش، وقتی نوبت به دارالاسلام ایران می‌رسد، ناگهان ادبیات‌شان تغییر می‌کند.

در ایران، از نگاه آنان:

  •  اغتشاش‌گر و آشوب طلب جنگ شهری «معترض مدنی» نامیده می‌شود،
  • حمله به پلیس «حق اعتراض» تلقی می‌گردد،
  • و حتی اگر پلیس برای دفاع از جان خود و مردم وارد عمل شود، با تهدید و فشار سیاسی روبه‌رو می‌شود.

تا جایی که رئیس‌جمهور آمریکا، آشکارا ایران را تهدید کرد که در حمایت از اغتشاش‌گران وارد میدان خواهد شد و دیدیم وارد شد و با قتل عام دانش آموزان مدرسه ابتدائی میناب شروع کرد تا به حمله به پلها و مراکز تولید داروی پاستور که عمر آن از عمر تاسیس رژیم صهیونیستی بیشتر بود ختم شد.

سؤال ساده اما اساسی اینجاست:

چطور خشونت عریان پلیس آمریکا «حفظ نظم» است،اما دفاع نیروهای امنیتی ایران از جان مردم و کشور، «نقض حقوق بشر»؟

این همان دوگانگی ساختاری غرب سکولار است؛ جایی که قانون، امنیت و اقتدار فقط برای خودشان مشروع است، اما برای دیگران باید هرج‌ومرج، بی‌دفاعی و فروپاشی نسخه شود.

آیا این تناقض عجیب نیست؟ یا شاید حقیقت این است که مشکل غرب نه با «خشونت»، بلکه با استقلال کشورهاست.