زوال آمریکا و سایر طاغوت‌ها قطعی است، نگاه کن کجا ایستاده ای

زوال آمریکا و سایر طاغوت‌ها قطعی است، نگاه کن کجا ایستاده ای

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز که شخصی نیمه دیوانه چون ترامپ را که می بینم که به گفته ی واشنگتن پست تنها در دوره ی اول ریاست جمهوری خودش ۳۰۷۵۳ بار دروغ گفته و چنان متکبر و مغرورانه صحبت می کند که انگار قدرتی در دنیا نیست جلودار او باشد اما همه با چشم خود دیدیم که چگونه در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران شکست خورد.

بله، سنت الله در تاریخ تغییرناپذیر است و هیچ طاغوتی حتی اگر در اوج قدرت ظاهری باشد از قانون الهیِ زوال و سقوط مصون نمانده است. فرعون‌ها، نمرودها، قیصرها و امپراتوری‌هایی که خود را جاودانه می‌پنداشتند، همگی به گورستان تاریخ سپرده شدند و تنها عبرت آنان باقی ماند.

الله می فرماید: وَتِلْكَ ٱلْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ ٱلنَّاسِ(آل‌عمران/ ۱۴۰) و این روزگار را میان مردم می‌گردانیم.

امروز نیز نشانه‌های افول قدرت‌های متکبر زمانه چون آمریکا آشکار است، قدرت‌هایی که با ظلم، جنگ، تحریم و خون ملت‌ها زیستند و خود را معیار حق و باطل معرفی کردند. تاریخ گواهی می‌دهد که ظلم پایدار نمی‌ماند و باطل هرچند پرهیاهو باشد، رفتنی است چون: إِنَّ ٱلْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (اسراء/۸۱) بی‌گمان باطل نابودشدنی است.

ای اهل علم، جایگاه شما در امت، جایگاه امانت است نه معامله. عالم دین، چراغ هدایت است نه بلندگوی قدرت‌ها یا اسباب بازی دست مردمی که مرید رسانه های مختلف ماهوراه ای و مجازی شده اند. تاریخ اسلام پر است از نام عوام زده ها و نام کسانی که علم را فروختند و در کنار طاغوت و عوام جاهل ایستادند، نامشان باقی ماند، اما نه به نیکی بلکه به عنوان عبرت.

بر مومنین هم لازم است به این سفارش امام مالک رحمه‌الله دقت داشته باشند که می‌فرمود: العلم (قرآن و حدیث و امور شرعی) يُؤخذ من أفواه الرجال، فانظر عمّن تأخذ دينك . دینت را از هر کسی نگیر؛ بنگر از چه کسی می‌آموزی.

عزت، در دین الله است نه از قدرت‌های گذرا مو نه از تکیه بر ستمگران؛ عزت، موهبتی الهی است برای اهل ایمان و اخلاص.

الله می فرماید: وَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلْمُؤْمِنِينَ (منافقون/۸) عزت از آنِ خدا و پیامبر او و مؤمنان است.

پس هر که عزت را در سایه‌سار طاغوت بجوید، جز ذلت نصیبی نخواهد برد؛ و هر که بر حق بایستد حتی اگر تنها بماند در ترازوی الهی سربلند است.

روزگار می‌گذرد، چهره‌ها عوض می‌شوند، قدرت‌ها فرو می‌ریزند؛ اما موضع انسان در برابر حق است که می‌ماند.

خوشا به حال آنان که پیش از سقوط طاغوت‌ها، صف خود را از آنان جدا کردند؛ و وای بر آنان که تا آخرین لحظه، دل به قدرتی بستند که خود در آستانه زوال بود.فَاعْتَبِرُوا يَٰأُولِى ٱلْأَبْصَٰرِ (حشر/ ۲) پس عبرت بگیرید، ای صاحبان بصیرت.

هوشیار باشیم، پاکستان مزدور گوش‌به‌فرمان آمریکا و «اسرائیل دوم» در مرزهای ایران و افغانستان

هوشیار باشیم، پاکستان مزدور گوش‌به‌فرمان آمریکا و «اسرائیلِ دوم» در مرزهای ایران و افغانستان

کاتب: ابومحمود کندزی

امروز وزیر جنگ پاکستان جهت پیش برد مذاکرات به دارالاسلام ایران آمد و قبل از آن دیدیم که نیروهایش را جهت محافظت از آل سعود خائن به عربستان فرستاد و شریک امنیتی آن است و همزمان با آن تماس تلفنی شهباز شریف با محمد بن سلمان و محکومیت حملات به منافع آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، پرده از چهره‌ی واقعی حکام «خائنین پاکستان» برداشت.

در حالی که آمریکا و صهیونیسم عامل اصلی ناامنی در بلاد اسلامی هستند، نخست‌وزیر پاکستان به‌جای دفاع از حریم اسلام، نقش وکیل مدافع منافعِ آمریکا را ایفا می‌کند. این اقدام نشان‌دهنده‌ی آن است که اراده‌ی سیاسی در اسلام‌آباد، نه در پارلمان، بلکه در کاخ سفید و دیوان سعودی دیکته می‌شود.

در حالی که ملتِ مظلوم پاکستان با فقر، تورم و کمبودِ شدید ارزاق دست‌ و پنجه نرم می‌کنند، شهباز شریف و ارتش این کشور (به فرماندهی عاصم منیر)  برنامه‌ریزی برای صادرات ۴۰ قلم ماده‌ی غذایی اساسی به کشورهای خلیج فارس کردند.

این اقدام نه یک تجارت آزاد، بلکه یک «باج‌دهی استراتژیک» است. پاکستان عملاً به «مزرعه‌ی اختصاصی» آل‌سعود و امارات تبدیل شده تا در شرایطی که زنجیره‌ی تأمین جهانی مختل است، شکم حکام مرفه خلیجی سیر بماند، حتی اگر به قیمت گرسنگی مردم خود پاکستان باشد.

حضورِ مستقیمِ فرمانده کل ارتش (عاصم منیر) در نشست‌های اقتصادی و صادراتی، ثابت می‌کند که ساختار قدرت در پاکستان یک ساختار نظامی-امنیتی در خدمت پروژه‌های اربابان آمریکائی – صهیونی است. آن‌ها وظیفه دارند امنیت منافع آمریکا را در منطقه تأمین کنند و هرگونه حرکت آزادی‌خواهانه و دفاعی «دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان» را محکوم نمایند تا دلارهای سعودی و تضمین‌های آمریکایی را دریافت کنند.

همان‌گونه که رژیم صهیونیستی به عنوان پایگاه خط مقدم غرب در قلب خاورمیانه عمل می‌کند، دولت سکولار و ارتش پاکستان نیز نقش «اسرائیلِ شرقی» را ایفا می‌کنند. وظیفه‌ی آن‌ها ایجاد خلل در امنیت مرزهای ایران و امارت اسلامی افغانستان، حمایت از گروه‌های فتنه و تأمین لجستیک دارالکفرهای منطقه است. تقابل آن‌ها با منافع ایران و افغانستان و جبهه‌ی مقاومت، مأموریتی است که از سوی اتاق‌های فکر صهیونیستی به آن‌ها ابلاغ شده است.

اتحاد میان «حکام مرتد پاکستان» و «سرسپردگان سعودی»، چیزی جز تلاش برای حفظ بقای آمریکا و شرکایش در منطقه نیست. اما بیداری امت اسلامی و قدرت روزافزون جبهه‌ی حق، این مثلث نفاق (آمریکا-آل‌سعود-پاکستان) را درهم خواهد شکست. باذن الله.

بيان توضيحي حول أساليب التجنيد وآليات ووسائل جمع المعلومات لمخابرات العدو الإسرائيلي وفق إفادات العناصر المتورطة بالتخابر مع العدو الإسرائيلي

بيان توضيحي حول أساليب التجنيد وآليات ووسائل جمع المعلومات لمخابرات العدو الإسرائيلي وفق إفادات العناصر المتورطة بالتخابر مع العدو الإسرائيلي

بسم الله الرحمن الرحيم
قال تعالى (وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ) صدق الله العظيم.

في إطار ما يمنّ الله به على شعبنا اليمني وعلى أجهزته الأمنية، من كشف وإحباط مخططات وأجندة العدو الإسرائيلي، والتي منها ما أعلن عنه مؤخراً بإلقاء القبض على عدد من العناصر التي عملت بصورة مباشرة مع مخابرات العدو الإسرائيلي، فقد أصبح جلياً لدى الأجهزة الأمنية أن العدو الإسرائيلي قام بعمل محاولات عديدة لتجنيد عدد من أبناء شعبنا وجمع المعلومات بهدف الإضرار باليمن ودوره المحوري في المنطقة.

فشلت الكثير من عمليات التجنيد في مراحلها الأولى، واصطدمت بوعي المواطنين وفشلت عدد من المحاولات الأخرى في المراحل اللاحقة عند إدراك من تورطوا فيها بأن من يتواصلون أو يعملون معه هو العدو الإسرائيلي.. كما قامت الأجهزة الأمنية بإحباط مساعي العدو من خلال ضبط عدد من عناصره، ولا تزال الأجهزة الأمنية مستمرة في تعقب العناصر المتبقية.

وإسهاماً من الأجهزة الأمنية في رفع وعي المواطنين.. فإننا نكشف عن عدد من أساليب تجنيد العدو الإسرائيلي للعناصر وآليات جمع المعلومات.
أولا: أساليب الاستدراج والتجنيد:
–  الإغراءات المالية عبر الإعلانات الممولة على الإنترنت ومنصات التواصل الاجتماعي وبعض الألعاب لإيهام المستهدفين بأن الارتباط بمخابرات العدو الإسرائيلي يمثل تأمين لمستقبلهم وللحياة الآمنة لهم، ومن ثم توجيههم للتواصل عبر المواقع الرسمية لأجهزة المخابرات التابعة للعدو الإسرائيلي.
–  استدراج الباحثين عن وظائف شاغرة عبر إعلانات مواقع وشركات متخصصة عبر الانترنت، وبعد دراسة السيرة الذاتية والتواصل مع المستهدفين، وإخضاعهم لاختبارات قبول يتم فيها التدرج حتى الوصول إلى طلبات معلومات ذات طابع أمني.

  • استغلال ضحايا الحرب الناعمة في توظيف ميولهم نحو الأفكار المنحرفة لصالح تنفيذ أجندات العدو الإسرائيلي في فك ارتباط الشعب اليمني بهويته الإيمانية وتخذيل المجتمع عن مناصرته لقضايا الأمة عبر حملات نفسية منظمة وصولا إلى نزع حالة العداء للعدو الإسرائيلي تحت عناوين مضللة.
  • الإسقاط الأخلاقي للمستهدف، ليسهل عليه تنفيذ أي عمل تطلبه مخابرات التابعة للعدو الإسرائيلي منه، والتهديد بنشر صور وفيديوهات للضحية إذا رفض ذلك العمل.
  • التواصل مع بعض أبناء المجتمع من قبل مخابرات العدو الإسرائيلي بشكل مباشر أو عبر مخابرات أو جهات وسيطة عربية أو غربية لجمع معلومات ذات طابع أمني وعسكري وسياسي يمس بالأمن القومي للبلد.. وفي بعض الاتصالات التي يجريها ضباط من مخابرات العدو الإسرائيلي، فإنهم يعملون على إخافة الشخص المستهدف، خلال الإيحاء بمعرفة تفاصيل كثيرة عنه.
  • يقوم المؤثرين في وسائل التواصل الاجتماعي التابعين لمخابرات العدو الإسرائيلي، ممن يتم تدريبهم على اللهجة اليمنية، بإقامة علاقات مع عدد من اليمنيين في إطار النقاش على مختلف العادات والتقاليد اليمنية والفنون وبدعوى الحفاظ على ذلك، وفي المراحل اللاحقة يقوم بعض المؤثرين اليهود بالطلب من متابعيهم، الرفع بمعلومات عن أماكن وسكن القيادات الوطنية في صنعاء؛ مقابل مبالغ مالية.

ثانيا: أساليب ووسائل جمع المعلومات:
-الاستبيانات والمسوحات الميدانية عبر المواقع والتطبيقات الربحية الالكترونية لجمع معلومات ظاهرها شخصي يتعلق بمستوى الدخل والبرامج الغذائية وصولا إلى استبيانات واتصالات مباشرة مع المستهدفين لجمع المعلومات حول الجوانب الاقتصادية والأمنية والخدمية والسياسية وصولا إلى المعلومات الحساسة المتعلقة بالجوانب الأمنية والعسكرية بما يمس الأمن القومي للبلاد.

  • العلاقات الشخصية عبر منصات التواصل الاجتماعي مع عناصر مدربة ومجيدة للهجات العربية المتنوعة لإقامة علاقات مع المستهدفين تحت عناوين جذابة توحي بأنهم منخرطون في دعم مناصرة القضية الفلسطينية وموقف اليمن من قضايا الأمة، وفي بعض الحالات تم استخدام أجانب غير عرب لاستدراج البعض للسفر إلى الخارج ومن ثم تجنيدهم بشكل مباشر.
  • إجراء المقابلات مع المستهدف تحت غطاء المنظمات ووسائل الإعلام العالمية لجمع معلومات تفصيلية عن مختلف الجوانب بما فيها المنشآت الطبية أو الاقتصادية أو العسكرية..الخ وإيهام المستهدف بأن إجاباته ستحقق تحسنا في مستوى المساعدات والخدمات والوضع المعيشي، وبعض هذه المقابلات تم عبر جهات وسيطة بغطاء صحفي
  • الاستفادة من جلسات الحديث لتوجيه المجندين مع العدو الإسرائيلي لجمع المعلومات حول قيادات الدولة والوضع الاقتصادي والسياسي والاجتماعي والأمني والعسكري.

ختاماً..
نؤكد لشعبنا اليمني العظيم بأن الأجهزة الأمنية ستبقى وفيةً له، وستكون في الخندق الأول لحماية الجبهة الداخلية، وستعمل جاهدة على التصدي بحزم لمخططات العدو وعملائه، التي تستهدف شعبنا اليمني، في ظل دوره المؤازر للقضية الفلسطينية، ولقضايا الأمة الإسلامية، وفي الوقوف ضد المخطط الصهيوني المسمى “إسرائيل الكبرى”، كما نُثمّن ونقدّر تعاون ويقظة ووعي أبناء الشعب اليمني المجاهد العزيز، التي كان لها دور بارز في إفشال وإحباط مخططات العدو، من خلال الإبلاغ عنها،  كما تدعو الأجهزة الأمنية من تورط بأي نوع من أنواع التواصل مع العدو الإسرائيلي بصورة مباشرة أو عبر جهات وسيطة أن يقوم بالإبلاغ عن ذلك على أرقام البلاغات الخاصة بالأجهزة الأمنية.

صادر عن الأجهزة الأمنية
۲۶ شوال ۱۴۴۷هـ
۱۴ أبريل ۲۰۲۶م

نگاه سردبیر ویژه وال استریت ژورنال به موشه ربع پهلوی

نگاه سردبیر ویژه وال استریت ژورنال به موشه ربع پهلوی

جرارد بیکر سردبیر ویژه وال استریت ژورنال در واکنش به درخواست موشه رضا پالانی از استارمر برای درپیش گرفتن شیوه چرچیل نوشت:

احمق. درست است که مدیریت استارمر ضعیف است، اما این دیپلماسی تو هم ثابت می‌کند که چرا تو هیچوقت نتوانستی مدعی جدی رهبری ایران باشی.

با توجه به فجایعی که خانواده‌‌ات بر سر کشورت آوردند، اینکه اصلاً فکر میکنی حرفی برای گفتن داری، واقعاً غیرقابل درک است.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

در مورد چچنی‌هایی که علیه کفار جهاد کردند، تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که به سادگی وارد شهر شوند. به سادگی با هر سلاحی که در دست داشتند وارد شهر می‌شدند… نکته اصلی ورود بود… حتی بدون سلاح.

زیرا چچنی‌ها در آن زمان قدرتمندترین سلاح جهان را داشتند – دعای کل جهان اسلام برای برادرانشان در چچن.

سربازان روسی متحمل خسارات عظیمی شدند – خساراتی که آنها پنهان می‌کنند و تا زمان فروپاشی رژیم کرملین پنهان خواهند ماند. مواضع و استقرار واحدهای روسی به طور دوره‌ای توسط آتش سنگین برخی سلاح‌های بزرگ مورد اصابت قرار می‌گرفت. و همه این حوادث به اشتباهات و عدم هماهنگی نیروهای روسی نسبت داده می‌شد که “خود را با آتش می‌پوشاندند”.

چنین اتفاقاتی در جنگ رخ می‌دهد. اما موارد زیادی از این دست وجود داشت و پرسنل نظامی نمی‌توانند اینقدر اشتباه کنند، حتی اگر ژنرال‌های روسی باشند.

یکی از شرکت‌کنندگان و شاهدان آن وقایع این را روایت کرد. او در یک خانه ویران شده اسیر شد و به محوطه بیمارستان سابق جمهوری برده شد تا به نقطه فیلتراسیون در موزدوک منتقل شود.

در حیاط بیمارستان، او را مجبور کردند که یک تیرک را بگیرد و دستبند بزند. حدود ۵۰ سرباز آنجا بودند و ناهار می‌خوردند. ناگهان، رگبار بی‌رحمانه گلوله‌ها، یادآور آتش خمپاره، شروع به باریدن بر روی حیاط کرد. همه گلوله‌ها دقیقاً در داخل حیاط فرود آمدند.

بیشتر آنها کشته شدند؛ هیچ سنگر یا پوششی هیچ محافظتی ارائه نمی‌داد. کمی بیش از ده سرباز زنده ماندند. هیچ زخمی وجود نداشت. «حتی یک ترکش هم به من برخورد نکرد، با اینکه در فضای باز بودم.»

و نکته مهم دیگری که همه ساکنان چچن می‌دانند. از همان روز اول حمله، گروزنی با یک ابر آبی تیره عجیب پوشیده شده بود که مشکلات جدی برای هواپیماهای روسی ایجاد می‌کرد. در همان زمان، برف در اطراف گروزنی وجود داشت و یک ماه تمام هوا آفتابی بود.

اما وقتی وارد محدوده شهر شدیم، احساس کردیم که گرگ و میش عصرگاهی فرا رسیده است. این ابر به مدت ۵۴ روز بر فراز گروزنی باقی ماند و پس از خروج آخرین گروه از مجاهدین از شهر ناپدید شد.

جنگ در گروزنی فروکش کرد، اما جنگ تمام نشده بود….

چرائی عدم حاکمیت مردمی و مقبولیت تفکر«نجدیت» در میان مسلمین

چرائی عدم حاکمیت مردمی و مقبولیت تفکر«نجدیت» در میان مسلمین

به قلم: خالد هورامی

زمانی که از نجدیت صحبت می کنیم یعنی تفکرات و برداشتهای شیخ محمد بن عبدالوهاب از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله که توسط پیروان شیخ محمد بن عبدالوهاب تحت عنوان «الدعوة النجدیة» شناخته می شود و ما از آن تحت عنوان «نجدیت» از آن نام می بریم هر چند سایر مسلمین از این تفکر تحت عنوان وهابیت و عده ای از پیروان تفکر نجدیت هم از خود تحت عنوان سلفی نام می برند.

تفکر نجدیت دارای آراء شاذ و منحصری هم در تعریف بعضی از مفاهیم و مصطلحات شرعی هست که سابقه ای در منهج اهل سنت و جماعت ندارد؛ به عنوان مثال از زمان ظهور محمد بن عبدالوهاب در نجد و ترویج این ایده انحرافی که «اکثریت مسلمانان مشرک هستند»، جهان اسلام جز تفرقه، جنگ داخلی و تضعیف قدرت مسلمین ثمره‌ای ندیده است. این تفکر که با برچسب «مشرک» و «قبوری» به اهل‌قبله، خون مسلمانان را مباح شمرد، نه تنها خدمتی به توحید نکرد، بلکه همواره جاده‌صاف‌کن کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی برای سلطه بر سرزمین‌های اسلامی بوده است.

تاریخ گواهی می‌دهد که تفکر نجدی هرگز به تنهایی و بر اساس مقبولیت در میان امت اسلامی رشد نکرد. آل‌سعود با حمایت مستقیم انگلیس و برای درهم‌شکستن قدرت امپراطوری و ایجاد تفرقه در قلب جزیرةالعرب بر سر کار آمد. امروز نیز می‌بینیم که خروجی آن تفکر، نه یک حاکمیت مقتدر اسلامی، بلکه دولتی است که در خدمت منافع آمریکا و صهیونیسم و سایر کفار محارب غربی قرار دارد. آن‌ها هرگز نتوانستند یک «الگوی حکمرانی قرآنی» ارائه دهند، زیرا ریشه‌ی فکر آن‌ها با سنت نبوی و آراء ائمه‌ی اهل‌سنت و جماعت در تضاد است.

تفاوت میان «حق» و «باطل» را می‌توان در میدان عمل دید:

  •  در افغانستان می‌بینیم که پیروان مذهب حنفی (به عنوان یک مذهب اصیل و ریشه‌دار) توانستند حکومت تشکیل دهند و در برابر اشغالگران بایستند.
  • در ایران هم شاخه ای از مذهب جعفری (دوازده امامی) موفق شد حاکمیتی مقتدر و مستقل ایجاد کند که دهه‌ها در برابر کل جبهه کفر ایستادگی کرده است.

اما نجدی‌ها چه کردند؟ هر جا قدرتی موقتی به دست این تفکر افتاد (مانند زمان شیخ محمد بن عبدالوهاب و داعش در عراق و شام و..)، یکی از هنرهای بزرگشان مشرک و نامیدن مسلمین و تکفیر نابجای اهل قبله و سر بریدن مسلمانان، تخریب مساجد و اماکن مذهبی مسلمین به بهانه وجود چند مسلمان مخالف آنها و یا حتی به بهانه ی وجود چند نمازگذار حکومتی خائن یا مرتد، و باز کردن جبهات مختلف و در نهایت ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد و جدا کردن مسلمین از مجاهدین و تقویت جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و حاکمیت این مرتدین بر مسلمین بوده است. در واقع آن‌ها به جای تمرکز مبارزه بر اشغالگران کافر محارب خارجی و مرتدین داخلی، به جان «اهل قبله» افتاده اند.

کسی که از تاریخ و منهج نجدیت خبر داشته باشد می داند که داعش نسخه‌ی به‌روز شده‌ی همان تفکر محمد بن عبدالوهاب است. آن‌ها در حالی که ادعای جهاد داشتند، بیشترین ضربه را به بدنه اهل‌سنت زدند. جنایات آن‌ها علیه صوفیه، شیعه و حتی علمای سنتی اهل‌سنت به بهانه‌ی «شرک» و «قبرپرستی» و مشرک بودن، بزرگترین خدمت به دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و مرتدین سکولار داخلی بود. دردآور اینجاست که این گروه‌ها در حالی مسلمانان را مشرک می‌خوانند و به ناحق آنها را مرتد معرفی می کنند که با حکام سکولار و مشرکین اصلی که ثروت‌های مسلمین را به تاراج می‌برند، تقابل بسیار کمتری دارند و حتی مدخلی ها و جامی ها در کنار این کفار سکولار اصلی هستند. غیر از موجوداتی که در اختیار حکام آل سعود و امارات و … هستند فقط کافی است به جولانی در سوریه و باند نجدیت آن نگاهی بیندازید.

تفکر نجدی از آن جهت محکوم به شکست است که با نص صریح قرآن که بر دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و بر برادری ایمانی میان مومنین تأکید دارد، در تضاد است. ائمه‌ی بزرگ اهل‌سنت چون ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل رحمهم الله همواره از تکفیر نابجای اهل‌قبله پرهیز می‌دادند. اما نجدی‌ها با بدعتی آشکار، دایره‌ی اسلام را چنان تنگ کردند که جز خودشان کسی در آن باقی نماند. همین تندروی و دوری از منهج صحیح اهل سنت و جماعت، باعث شده که آن‌ها هرگز نتوانند یک حاکمیت پایدار و مشروع در قلب امت اسلامی ایجاد کنند.

امروز بر همگان روشن شده است که تفکر نجدیت، نه یک حرکت اصلاحی، بلکه یک «فتنه سیاسی» در پوشش مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله بوده است. شکست‌های پی‌درپی این جریان در تشکیل یک نظام عادلانه و گرایش سردمداران آن‌ها به سمت آمریکا و غرب و صهیونیسم، ثابت می‌کند که این مسیر از ابتدا اشتباه بوده است. آینده‌ی جهان اسلام متعلق به مذاهب اصیلی است که بر پایه‌ی وحدت، عقلانیت و مقاومت در برابر کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی بنا شده‌اند، نه جریانی که یکی از تخصص هایش کشتن مسلمان به نفع کافر است.

انحراف عقیدتی، تکفیر ناحق و جنایات گمراهان در ولسوالی انجیل ولایت هرات در حق اهل تشیع

انحراف عقیدتی، تکفیر ناحق و جنایات گمراهان در ولسوالی انجیل ولایت هرات در حق اهل تشیع

به قلم: فضل احمد هراتی

هم اکنون که هنوز سایه ی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط کفار آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران هنوز وجود دارد و به گواهی دنیا، در این جنگ، آمریکا و صهیونیستها شکست خوردند؛ اما آمریکا با بستن تنگه هرمز قصد فشار بیشتر وارد کردن بر مردم ایران را دارد و از این سو گروههایی نیز سعی در شلعه ور کردن جنگ مذهبی شیعه و سنی دارند.

آیا هنوز نمی دانید نقشه ی دشمنان چقدر خطرناک است؟

حمله بزدلانه افراد مسلح بر غیرنظامیان در ولسوالی انجیل ولایت هرات که منجر به شهادت و زخمی شدن دهها تن از هموطنان بیگناه ما گردید، بار دیگر چهره کریه جریانات افراطی و تکفیری را نمایان ساخت. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که عاملان آن مدعی پیاده‌سازی احکام الهی هستند، اما در عمل، ابتدایی‌ترین اصول انسانی و اسلامی را زیر پا می‌گذارند.

گروه افراطی داعش در رسانه های خود جهت توجیه این جنایات ادعا می‌کند که به دلیل اقدامات حکومت عراق در قبال زندانیان این گروه، شیعیان را در افغانستان، پاکستان و دیگر نقاط جهان هدف قرار می‌دهد.

بر فرض که در گوشه‌ای از دنیا ظلمی صورت گیرد، کشتن انسان‌های بی‌گناه در جغرافیا و کشوری دیگر که هیچ نقشی در آن حوادث نداشته‌اند، جنایتی آشکار و خلاف نص صریح قرآن است.

اهالی ملکی در افغانستان یا پاکستان، چه ارتباطی با سیاست‌های دولت سکولار یا مذهبی در عراق دارند؟ قربانی کردن نمازگزاران و عابران پیاده به بهانه حوادث فرامرزی، تنها نشان‌دهنده بن‌بست فکری و قساوت قلب این گروه است.

منهج نجدی با توسعه دایره تکفیر، هر کسی را که با قرائت انحرافی آن‌ها موافق نباشد، مهدورالدم می‌داند. این در حالی است که در سنت نبوی، تکفیر ناحق یک مسلمان از بزرگترین گناهان شمرده شده است. ریختن خون مسلمان از هر مذهبی که باشد به بهانه‌های واهی، نه تنها جهاد نیست، بلکه مصداق بارز «افساد فی الارض» است.

اسلام دین رحمت، عدالت و حفاظت از جان انسان‌ها بر اساس شریعت الله است. رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی در میدان جنگ از کشتن غیرنظامیان، زنان و سالخوردگان منع کرده اند. حرکاتی که امروز تحت عنوان «دوله» یا جریانات تکفیری انجام می‌شود، با هدف بدنام کردن اسلام و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی سازماندهی شده‌اند. این گروه‌ها با ایجاد جو ترس و وحشت، عملاً در مسیر اهداف دشمنان اسلام حرکت می‌کنند.

حمله بر مردم عام در هرات، هیچ توجیه شرعی و عقلی ندارد. پیوند دادن رنج زندانیان در عراق به ریختن خون شیعیان در افغانستان، مغلطه‌ای است که تنها برای فریب افراد ناآگاه به کار می‌رود. جامعه اسلامی باید با هوشیاری، این «منهج انحرافی» را که ریشه در جهل و تکفیر نابجا دارد، شناسایی و محکوم نماید. خون‌های ریخته شده در هرات، گواهی بر مظلومیت مردمی است که قربانی جهل مقدس و سیاست‌های خبیثانه تکفیری‌ها شده‌اند.

ترویج مذهب خون با دلارهای مجهول و نقد تفکرات داعش در کشتار شیعیان هرات امارت اسلامی افغانستان

ترویج مذهب خون با دلارهای مجهول و نقد تفکرات داعش در کشتار شیعیان هرات امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

جنایت اخیر در هرات و هدف قرار دادن غیرنظامیان بی‌گناه، بار دیگر پرده از چهره جریانی برداشت که ریشه در «منهج نجدیت» دارد. این تفکر که با قرائت افراطی «محمد بن عبدالوهاب» و حمایت‌های سیاسی-مالی آل‌سعود در شبه‌جزیره عربستان نضج گرفت، امروز با دلارهای مجهول و توسط انسانهائی فریب خورده ی در لباس دفاع از توحید و جهاد و مکبارزه با شرک و خرافات و بدعت و دهها برچسب عوام پسند به ابزاری برای نابودی بافت اجتماعی امت اسلامی و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد تبدیل شده است. این جریان با تکیه بر ثروت‌های بادآورده از منابع مجهول و فتاوای «علمای درباری دعوت نجدیت»، به جای مبارزه با دشمنان واقعی اسلام، لبه تیز شمشیر خود را به سمت مسلمانان، اعم از شیعه، صوفی و حنفی گرفته است.

گروه داعش مدعی است که شیعیان افغانستان یا پاکستان را به تلافی اقدامات حکومت عراق می‌کشد. این ادعا از منظر فقه اسلامی و قرآن کریم، «بدعت» و «ضلالت» محض است:

قرآن کریم با صراحت می‌فرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» هیچ‌کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد. کشتن یک پیرمرد یا کودک در هرات به بهانه اتفاقات سیاسی در بغداد، نه تنها جایگاهی در شریعت ندارد، بلکه دهن‌کجی آشکار به عدالت الهی است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة‌الوداع فرمودند: «خون و اموال شما بر یکدیگر حرام است». هیچ فقیه راستین اسلامی از مذاهب اربعه اهل سنت تا تشیع اجازه نداده است که انسانی به جرم عقیده یا به خاطر اعمال حاکمان یک کشور دیگر، در خاک خود کشته شود.

منهج نجدیت که گاه تحت عنوان وهابیت یا سلفیت یا لا مذهب هم شناخته شده است سال‌هاست که با پشتوانه پترودلارهای نفتی و چاپ میلیون‌ها کتاب مخالف منهج اهل سنت و جماعت، سعی در فروکاستن دین رحمانی اسلام به یک «ماشین کشتار» دارد. علمای درباری که در کاخ‌های ریاض و جده نشسته‌اند، با صدور فتاوای تکفیری، جوانان ساده‌لوح را به مسیر کشتار مسلمانان سوق می‌دهند. آن‌ها با صرف هزینه‌های گزاف، اسلام مبتنی بر تسامح با مسلمین و مجاهد در برابر کفار محارب خارجی را به اسلام «ذبح مسلمین و خادم کفار محارب خارجی» تغییر شکل داده‌اند تا بقای سیاسی اربابان خود را تضمین کنند.

اینجاست که باید بپرسیم که چرا داعش و جریان نجدیت بر کشتار شیعیان و صوفیان تمرکز دارند؟ چون این مذاهب و مشرب‌ها، مروج اسلام مذاهب فقهی اسلامی پیام آور وحدت با مسلمین و جهاد با اشغالگران هستند که با روحیه خشن و خشک بیابانی منهج نجدیت در برابر مسلمین سازگاری ندارند و تکفیر اهل تشیع و پیروان تصوف، راهی است برای ایجاد جنگ داخلی میان مسلمانان تا قدرت‌های کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی در سایه این ناامنی، ثروت‌های جهان اسلام را به غارت ببرند.

آنچه امروز داعش در افغانستان و منطقه انجام می‌دهد، «جهاد» نیست، بلکه «خروج بر اهل دعوت و جهاد و خدمت به دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی» است چه بدانند چه ندانند. آن‌ها با استفاده از نام «دوله» و ادعاهای واهی، در پی تطهیر جنایات خود هستند. حقیقت این است که میان یک حکومت سکولار در عراق و یک شهروند ملکی در هرات هیچ پیوند حقوقی و شرعی وجود ندارد که مجوز ریختن خون دومی را صادر کند. این منطق، منطق جنگل است، نه منطق وحی.

جنایت هرات ثابت کرد که دشمنی منهج نجدیت با کل مسلمین و کلیت اسلام است. وظیفه نخبگان، علما و جوانان است که با افشای پیوند میان «دلارهای مجهول»، «فتاوای نجدیت» و «چاقوی داعش»، از مرزهای فکری اسلام دفاع کنند. اسلام واقعی آنجاست که خون مسلمین محترم شمرده شود و جهاد بر کفار محارب خارجی متمرکز شود، نه آنجا که به نام دین، مسلمین در خون خود بغلتند. منهج نجدیت، انحرافی است که با پول آغاز شد و با خون ادامه می‌یابد و تنها راه مقابله با آن، بازگشت به اسلام اصیل و نفی تکفیر نابجای مسلمین و تمرکز بر آمریکا به عنوان سرافعی است.

محکومیت کشتار شیعیان هرات و کویته و نفی منهج تکفیری داعش و بازگشت به اعتدال فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در دارالاسلام افغانستان

محکومیت کشتار شیعیان هرات و کویته و نفی منهج تکفیری داعش و بازگشت به اعتدال فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در دارالاسلام افغانستان

به قلم: محمد اسامه

دو روز قبل عده ای جنایتکار در انجیل اطراف هرات چند نفر شیعیان را به شیوه ای وحشیانه قتل عام کردند و یک روز بعدتر و در کویته نیز چند نفر دیگر از شیعیان را کشتار کردند.

با آنکه کشتار هرات را گروه تکفیری داعش قبول کرد اما تاهنوز کشتار شیعیان هرات را کسی متقبل نشده است.

امارت اسلامی افغانستان که بر پایه فقه امام اعظم، ابوحنیفه رحمه الله بنا شده است، امروز در برابر یک آزمون بزرگ تاریخی قرار دارد. گروه تروریستی داعش نه تنها یک تهدید نظامی، بلکه یک جریان انحرافی عقیدتی است که ریشه در «منهج نجدی» و قرائت‌های افراطی محمد بن عبدالوهاب دارد. این فکر که با پشتوانه‌ی دلارهای سیاسی و فتاوای علمای درباری آل‌سعود ترویج شده، هدفش پاشیدن بذر نفاق میان امت اسلامی و تکفیر «أهل قبله» است.

صادقانه بگویم: اگر کسی می خواهد محمد بن عبدالوهاب را در زمان حاضر ببیند باید داعش را نگاه کند. داعش مجری صادقانه ی تفکرات محمد بن عبدالوهاب است.

محمد بن عبدالوهاب به ناحق مسلمان را مشرک می نامد و داعش حکم کفار مشرک را بر این مسلمین تطبیق می دهد همچنانکه خود محمد بن عبدالوهاب و شاگردانش در عربستان و عراق تطبیق دادند.

منهج نجدیت با توسعه‌ی بی‌ضابطه‌ی مفهوم «شرک»، بسیاری از اعمال مسلمانان (اعم از توسل، زیارت قبور صالحین و استغاثه) را شرک اکبر دانسته و خون عاملان آن را حلال می‌شمارد.

در بدترین حالت اگر بعضی از اعمال تاویل دار مسلمین را گناه بدانیم به یاد بیاوریم که امام ابوحنیفه رحمه الله قاعده‌ی طلایی «لا نکفر أحداً من أهل القبلة بذنب» هیچ‌یک از اهل قبله را به سبب گناهی تکفیر نمی‌کنیم را بنا نهاد.

اگر قرار باشد هر کسی که “یا رسول‌الله” می‌گوید یا به زیارت اولیاءالله می‌رود مشرک خوانده شود، طبق این منطق منحرف، اکثریت قاطع اهل‌سنت و جماعت در طول تاریخ مشرک محسوب می‌شوند، این همان نقطه‌ی انحرافی است که داعش از آن تغذیه می‌کند.

متأسفانه مشاهده می‌شود که برخی از مجاهدین و حتی علمای منسوب به امارت اسلامی، تحت تأثیر آموزه‌های نجدیت آل سعود، برادران مسلمان خود، به ویژه «اهل تشیع» را با برچسب «مشرک» خطاب می‌کنند.

باید به صراحت اعلام شود که میان «فقه مذهب حنفی» و «فکر نجدیت» تفاوت بنیادین وجود دارد. فقه حنفی، فقه تعامل، مدارا و حفظ جان مسلمان است، در حالی که منهج نجدیت که داعش مجری مسلح آن است فقه حذف، ذبح و تکفیر نابجای مسلمین است. هرگونه همسویی در تکفیر اهل تشیع، در واقع حرکت در مسیر پروژه‌ی داعش و دشمنان خارجی امت اسلامی است.

امارت اسلامی باید با قدرت حکومتی خود، موارد زیر را به طور رسمی ابلاغ و اجرا نماید:

  •  تمامی مدارس دینی حنفی مذهبها مکلف شوند که مرز دقیق میان «بدعت» (در صورت اثبات) و «شرک» را طبق مبانی حنفی تبیین کنند تا از تکفیر بی‌جای مسلمانان جلوگیری شود.
  • بر اساس فقه حنفی، اهل تشیع جزء «أهل قبله» هستند. جان، مال و آبروی آن‌ها در دارالاسلام محترم است. هرگونه فتوا یا حرکتی که منجر به مشرک خواندن و مهدورالدم دانستن آن‌ها شود، «خروج بر منهج امام اعظم» و «خیانت به دارالاسلام» تلقی گردد.
  • دستگاه‌های تبلیغاتی امارت اسلامی باید افشا کنند که چگونه فتاوای تکفیری که از تفکر نجدیت صادر می‌شود، ابزاری برای تأمین منافع طاغوتهای حاکم بر مسلمین و قدرت‌های سکولارغربی جهت ویرانی کشورهای اسلامی است.

تفاوت امارت اسلامی با داعش باید در «عمل» و «عقیده» هویدا باشد. اگر ما همان سخنی را بگوییم که داعش می‌گوید (مشرک دانستن سایر مذاهب)، پس تفاوت ما در چیست؟

امارت اسلامی باید با شجاعت اعلام کند که پیرو منهج اصیل اهل‌سنت و مذهب حنفی است که در آن «تکفیر نابجای مسلمان» بزرگترین جنایت است. ما باید با الگوگیری از امام ابوحنیفه رحمه الله، چتر حمایت خود را بر سر تمام اتباع کشور، از هر مذهبی، بگسترانیم و ریشه‌های سرطان تکفیر نابجا را با دلیل و روشنگری از مدارس و صفوف مجاهدین خود پاکسازی کنیم چون پیروزی در سایه وحدت و عدالت میسر است، نه در سایه تکفیر نابجای مسلمین و خون‌ریزی.

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به عنوان نظامی که بر پایه‌ی شریعت غرای محمدی و فقه اصیل امام همام، ابوحنیفه رحمه‌الله استوار است، وظیفه خود می‌داند تا مرز میان «ایمان» و «کفر» را مطابق با ترازوی دقیق شریعت تبیین نماید. امروز بر تمامی مجاهدین، علما و مسئولان نظام فرض است که صفوف خود را از افکار انحرافی و تکفیری که میراث جریان‌های بیگانه که نجدیت آل سعود و اسلام لیبرال آمریکائی است، پاکسازی کنند.

اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله بر این اساس است که هر کسی که به سوی قبله نماز می‌گزارد و به وحدانیت الله و نبوت خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه وسلم گواهی می‌دهد، مسلمان است.

اهل تشیع افغانستان، به عنوان بخشی از امت اسلامی و اهل قبله، مشمول این قاعده هستند. برچسب «مشرک» زدن به برادران شیعه، نه تنها با روح فقه حنفی در تضاد است، بلکه خروج از جاده‌ی اعتدال سلف صالح محسوب می‌شود.

مشرک یعنی شخص کافر و جزو دسته ای از کفار ۵گانه ی اصلی است که در آیه ۱۷ سوره ی حج و آیات دیگر قرآن از آنها در کنار سایر کفار نام برده شده است.

متأسفانه، نفوذ افکار خشک و افراطی که ریشه در منهج «محمد بن عبدالوهاب نجدی» دارد، باعث شده است که حتی برخی از منسوبین به فقه حنفی، برادران شیعه را به بهانه‌های واهی مشرک بپندارند.

امارت اسلامی با جرأت تمام اعلام می‌کند که تفاوت در برداشت‌های کلامی یا تاریخی، هرگز به معنای خروج از اسلام نیست.

بسیاری از اعمالی که برخی تندروها آن را شرک می‌نامند (مانند توسل یا زیارت)، در نگاه فقه حنفی و مذهب ماتریدی، لزوماً موجب خروج از دین نمی‌شود. لذا انتساب شرک به اهل تشیع، برداشتی غلط، غیرعلمی و مخالف با مذهب امام ابوحنیفه است.

رابطه‌ی امارت اسلامی با اهل تشیع، نه یک معامله‌ی سیاسی، بلکه یک «پیوند ایمانی» است.

قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». این اخوت شامل تمام مذاهبی است که بر توحید استوارند.

ما به صراحت اعلام می‌کنیم که میان منهج امام ابوحنیفه رحمه الله و افکار تکفیری داعش (سربازان مسلح منهج نجدیت آل سعود) تفاوت ماهوی وجود دارد. داعش خون مسلمان را حلال می‌شمارد، اما فقه حنفی خون «اهل قبله» را خط قرمز و غیرقابل تعرض می‌داند.

بر این اساس، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ابلاغ می‌نماید در مساجد و مدارس دینی، برادری و اخوت میان حنفی‌ها و شیعیان را ترویج کرده و از هرگونه سخنان تفرقه‌افکنانه و مشرک خواندن مسلمانان به شدت پرهیز کنند و دستگاه‌های امنیتی نیز صیانت از جان، مال و کرامت انسانی برادران تشیع را به عنوان یک وظیفه‌ی شرعی و حکومتی دنبال کنند و جهت اصلاح تفکر بعضی از مجاهدین، فرماندهان و مربیان عقیدتی مکلف‌اند به مجاهدین آموزش دهند که دشمن اصلی، آمریکا و صهیونیسم و کفار سکولار خارجی و داخلی هستند که جریان «تکفیری ها» که می‌خواهد با مشرک خواندن شیعیان و اهل تصوف میان اهل سنت، در افغانستان فتنه و جنگ داخلی به راه اندازد به عنوان ابزار پیشبرد اهداف خود به کار گرفته اند.

پس همه بدانند که هویت ما در دارالاسلام، هویت «اعتدال حنفی» است. ما اجازه نخواهیم داد افکار بیگانه و وارداتی نجدیت آل سعود  که توسط سربازان جهل (داعش) ترویج می‌شود، پیوند اخوت اسلامی ما را با برادران تشیع سست کند. اهل تشیع، مسلمان و مؤمن هستند و هرگونه تعدی به آن‌ها به بهانه‌ی شرک، جنایت علیه شریعت و دهن‌کجی به منهج امام ابوحنیفه رحمه الله است.