چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۸)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۸)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

در اینجا، دشمن مواضع را با آتش مستقیم تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده نظام، هویتزرها می‌کوبید و راه‌ها را با آتش خمپاره می‌پوشاند. و طبیعتاً همه نمی‌توانستند تحمل کنند… و به دنبال بهانه‌ای برای ترک مواضع خود بودند.

برخی به دلیل جراحات جزئی عقب‌نشینی کردند. دیگران به گروه انتقال شهید به خانه پیوستند و تعداد اسکورت‌ها گاهی بیش از هفت نفر بود. این امر عملاً موقعیت را لو می‌داد. برخی دیگر نیز بدون دلیل آنجا را ترک کردند.

اما کسانی نیز بودند که معجزات شجاعت و جسارت را نشان دادند. آنها خودروهای زرهی دشمن را منهدم کردند، از فاصله نزدیک به پیاده نظام آنها شلیک کردند، مسیرهای منتهی به مواضع خود را مین‌گذاری کردند و در جستجوی گروه‌های دشمن به گشت‌زنی پرداختند.

به طور معمول، تعداد چنین افرادی کم است. اما آنها به اندازه کافی هستند که با سرمشق خود، عزم و اراده را در اطرافیانشان القا کنند. پس از مدت کوتاهی، جوانان به اقدامات خود اعتماد به نفس پیدا کردند و به سرعت اصول اولیه جنگ را آموختند. و طی چند هفته جنگ، تعداد شرکت‌کنندگان در دفاع افزایش یافت و احساس مسئولیت برای آرمان مشترک در بین مردم احیا و تثبیت شد.

دسته دیگری از جهادگران نیز وجود داشتند. آنها ساکت، نامحسوس، کم صحبت، هرگز مواضع خود را ترک نمی‌کردند و وظایف محوله خود را انجام می‌دادند. وقتی آنها شهید می‌شدند یا زخمی به خانه بازمی‌گشتند، روستاییان دیگر شگفت‌زده می‌شدند. آنها شگفت‌زده شدند زیرا هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که آنها قادر به جنگیدن باشند. اما حالا مردم به آنها طور دیگری نگاه می‌کردند.

در میان نیروهای مقاومت، افراد جسور و شجاع صدها نفر و افراد مردد و ضعیف هزاران نفر بودند. در مرکز شهر، در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری، بیش از ۱۰۰ مجاهد خط مقدم را حفظ کردند. و این داستان نیست. این واقعیت توسط کسانی که در جنگ شهری شرکت داشتند و هنوز زنده هستند، تأیید خواهد شد.

۱۰۰ جنگجو در برابر دو لشکر روسی. حتی اگر این لشکرها نمی‌توانستند در شرایط شهری با تمام قوا مستقر شوند، چنین عدم تناسبی در توازن نیروها شگفت‌انگیز بود.

در توصیف آن روزها، ما سعی کرده‌ایم به واقعیت وفادار بمانیم و روح زمان را منتقل کنیم. و اکنون خواننده می‌تواند برای خود نتیجه‌گیری‌های خاصی بکند. و با این حال، برای توضیح شکست حمله برق‌آسا، عقل متعارف «داده‌های معادله» را دستکاری خواهد کرد.

ما قبلاً در مورد این موضوع بحث کرده‌ایم. برای مثال، آنها می‌توانند قدرت ارتش روسیه را کاهش دهند، عدم هماهنگی ژنرال‌ها، جدایی واحدهای خط مقدم از رده‌های دوم، فقدان ارتباطات خوب و غیره را اغراق کنند. در عین حال، آنها می‌توانند پتانسیل استراتژیک مقاومت چچن را اغراق کنند.

استقامت و شجاعت سربازان همیشه مورد احترام بوده است. و چنین مواردی در میان نیروهای دفاعی گروزنی رخ داده است، همانطور که روزنامه‌نگاران خارجی متعددی مستند کرده‌اند. با این حال، حتی این هم شکست حمله را توضیح نمی‌دهد.

تنها توضیح صحیح برای این وقایع این است که شکست این حمله از پیش تعیین شده بود.

حتی اگر ژنرال‌های روسی نیروی انسانی و تجهیزات بیشتری را برای حمله به کار می‌گرفتند، نتیجه همان می‌شد: سربازان روسی به مدت ۵۴ روز در گروزنی گیر می‌افتادند و همان تلفات را متحمل می‌شدند.

غزه و اهل آن، ایران و اغتشاشات دی ماه آن، تکرار تاریخ در آینه ی سیره نبوی

غزه و اهل آن، ایران و اغتشاشات دی ماه آن، تکرار تاریخ در آینه ی سیره نبوی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

پس از پایان جنگ احزاب در سال پنجم هجری، هنگامی‌که سپاه احزاب از اطراف مدینه عقب نشست، مسلمانان احساس کردند که دوره‌ای از آرامش فرا رسیده است. اما در همان لحظه، جبرئیل امین بر رسول الله صلی الله علیه وسلم فرود آمد و فرمان الهی را با این مفهوم رساند که:  «سلاح‌هایتان را زمین مگذارید؛ زیرا هنوز مأموریتی ناتمام باقی است.»

این مأموریت، حرکت به‌سوی قبیله ی بنی‌قریظه بود؛ همان قبیله‌ای که در اوج جنگ، پیمان خود با مسلمانان را شکست و با دشمنان خدا همدست شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم بی‌درنگ لشکر را آماده کرد و در کمتر از یک روز مدینه را ترک گفت. در محاصره ی بنی‌قریظه، عدالت الهی تحقق یافت و خیانتکاران به کیفر خود رسیدند.

این واقعه در تاریخ اسلام، نقطه ی عطفی است که نشان می‌دهد پایان جنگ، پایان جهاد نیست؛ بلکه آغاز اجرای عدالت است.

اسلام تنها به دفاع بسنده نمی‌کند، بلکه با خیانت و پیمان‌شکنی قاطعانه برخورد می‌کند.

امروز، در قرن پانزدهم هجری، صحنه ی غزه و اغتشاشات دی ماه ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه ی با آمریکا و صهیونیستها، یادآور همان لحظه‌های صدر اسلام است. لحظه‌به‌لحظه ی مقاومت، تفسیر عملی آیات قرآن و بازتابی از همان روح سیره نبوی است؛ روحی که در آن ایمان بر ترس، و عدالت بر سازش غلبه دارد.

در گزارش‌های میدانی آمده بود که کنترل میلیشیاها در جنوب غزه انجام شده و بسیاری از آن‌ها بازداشت و برای بازجویی منتقل شده‌اند، در روزهای پس از اغتشاشات دی ماه ایران نیز می بینیم که بسیاری از لیدرهای آشوب طلب و مجری جنگ شهری در ایران توسط نهادهای امنیتی دستگیر و به مراجع قضائی سپرده شده اند؛ این دو رخداد، یادآور آن فرمان الهی است که پس از احزاب صادر شد که مفهوم آن این است که : «سلاح را زمین مگذارید تا صف خیانت‌کاران از صف مؤمنان جدا شود.»

بدین‌گونه، تاریخ تکرار می‌شود؛ نه به‌عنوان رویدادی گذشته، بلکه به‌عنوان جریان زنده ی ایمان و مقاومت که از مدینه تا غزه و ایران امتداد یافته است.

با آنکه اغتشاشات و آشوب طلبی مجریان جنگ مسلحانه ی شهری در ایران خاموش شده است اما تا پایان فتنه ی خائنین داخلی و مدیریت فتنه گران خارجی باید با «قدرت نظامی» و بر اساس «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ» (انفال/۶۰) به عنوان تنها عام بازدارنده بعد از نصرت الله، ایستادگی کرد و به پیش رفت. 

مُلا فتاحی در مورد «ربا» در قانون اقتصادی حاکمیت جولانی بر سوریه توضیح دهد

مُلا فتاحی در مورد «ربا» در قانون اقتصادی حاکمیت جولانی بر سوریه توضیح دهد

به قلم: ابوخالد کُردستانی

مُلا عبدالرحمن فتاحی سالها به خاطر جهاد و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله در سوریه تبلیغ کرد اما ثمره ی آنهمه جنگ این شد که حاکمیتی سکولار غربگرا سرکار بیاد که نه حکم شریعت در آن پیاده می شود و نه اهداف جهاد برآورده شده اند.

یکی از موارد خلاف شرع، مادهٔ قانون سوریه (شمارهٔ ۲۲۸ از قانون مدنی) است که می گوید:

«دو طرف قرارداد می‌توانند بر نرخ دیگری برای سود توافق کنند، چه این سود به دلیل تأخیر در انجام تعهد باشد، یا در هر مورد دیگری که دریافت سود شرط شده است، مشروط بر اینکه این نرخ از ۹ درصد تجاوز نکند. اگر توافق بر سودی بالاتر از این میزان صورت گیرد، باید نرخ به ۹ درصد کاهش یابد و مازاد پرداختی بازگردانده شود.»

این قانون نمونه‌ای از حکم بغیر ما أنزل الله است چرا که بر اساس این قانون ربا حلال شده است و با استناد به فقه و اجماع  باید گفت ربا در اسلام حرام است. هیچ اختلاف واقعی و اجتهادی در حرام بودن ربا وجود ندارد. هر کس چیزی را که خداوند حرام کرده، مشروع بداند، از نظر فقهی کافر محسوب می‌شود. بنابراین، اگر قانونی مانند این قانون مدنی، گرفتن سود یا بهره را (حتی با سقف مشخص) مجاز بداند، دستگاه قانونگذاری کافر است و هر کسی که چنین قانونی را تصویب یا اجرا کند، طبق اجماع، کافر خواهد بود.

حالا ممکن است مریدان جولانی در سوریه به صدا درآیند و به جای پاسخ شرعی دست به فرافکنی و عوام فریبی بزنند و بگویند در بانکهای ایران هم «ربا» وجود دارد. پس این چه؟

اولاً، ما در مورد حاکمیت شما صحبت می کنیم که مدعی هستید از اهل سنت است و سالهای به خاطرش خون جوانان را فدایش کرده اید نه حاکمیت شیعه مذهب ایران.

ثانیاً، در قانون اساسی ایران «ربا» حرام است (دقت کردید: حرام و ممنوع است) اما این حرام و ممنوع بنا به تاویلاتی که برایش دارند در بانکهای ایران وجود دارد.  شما فرق این دو را در منهج اهل سنت و جماعت متوجه هستید؟

قانون ۲۲۸ سوریه مصداق حکم بغیر ما أنزل‌الله است و جولانی مثل بسیاری از قوانین دیگر دست به حلال سازی«حرام» در قانون خود زده است و تشریع بغیر ما أنزل‌الله یعنی حاکمیت غیرالهی به همین دلیل فقها اجماع دارند که ربا حرام است، و هرکس آن را حلال بداند، کافر است.

وقتی قانون حاکمیت جولانی می‌گوید «می‌توان تا ۹٪ سود گرفت»، در حقیقت می‌گوید «می‌توان بخشی از ربا را حلال کرد»! اما در شریعت، ربا اندک و بسیار ندارد و کلاً حرام است.

این غیر از هم جبهه ای شدن مُلا فتاحی و اربابش جولانی با آمریکا در مبارزه با تمام اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا تحت شعار مبارزه با تروریسم است.

اینها در سوریه به زیر پرچم آمریکا درآمده اند و بر اساس آیه و حکم « وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» (مائده/۵۱) یکی از همین کفار محارب و اشغالگر خارجی محسوب می شوند. پناه بر الله از این جرم و الکفر بزرگ مخرج من الملة.

تهدید تشدید تنش: اروپا هواپیمای روسی را سرنگون خواهد کرد. قدم بعدی چیست؟ (۱)

تهدید تشدید تنش: اروپا هواپیمای روسی را سرنگون خواهد کرد. قدم بعدی چیست؟ (۱)

به قلم: کارزان شکاک

در هفته‌های اخیر، اروپا موج بی‌سابقه‌ای از تحریکات روسیه را تجربه کرده است که بسیار فراتر از “جنگ ترکیبی” است. نقض حریم هوایی ناتو و اتحادیه اروپا – از بالتیک تا بالکان – بیش از یک حادثه، بلکه آزمایش‌های سیستماتیکی از تاب‌آوری اتحاد غربی شده است.

در چارچوب جنگ طولانی مدت در اوکراین، جایی که مسکو با وجود خسارات گسترده، توانایی خود را برای تشدید تنش نشان می‌دهد، این اقدامات نگران‌کننده است: اروپا به طرز دیوانه‌واری در حال آماده شدن برای سناریویی است که می‌تواند به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود.

موج تخلفات: از “تصادفات” تا رزمایش‌ها

هواپیماها و پهپادهای روسی در دو هفته گذشته حریم هوایی شش کشور اروپایی را نقض کرده‌اند – از لیتوانی و استونی گرفته تا آلمان و رومانی.

اینها خطاهای ناوبری تصادفی نیستند، بلکه اقدامات هدفمندی هستند که با هدف سنجش واکنش ناتو انجام می‌شوند. طبق داده‌های ناتو، از فوریه ۲۰۲۲ بیش از ۳۰۰ مورد از این حوادث ثبت شده است که اوج آن در سال ۲۰۲۵ بوده است: استونی به تنهایی چهار مورد تخلف، از جمله پرواز ۱۲ دقیقه‌ای سه فروند میگ-۳۱ در عمق خاک ناتو در ماه سپتامبر، را گزارش کرده است.

این تحریکات پس از رزمایش‌های بزرگ نظامی روسیه با نام زاپاد ۲۰۲۵ و اجلاس آلاسکا، که در آن مسکو آمادگی خود را برای «واکنش‌های متقارن» به حمایت غرب از کیف اعلام کرد، در حال افزایش است.

در محافل محرمانه ناتو – به گفته منابعی در ستاد ناتو – این پروازها به عنوان «تمرین» برای عملیات در مقیاس بزرگتر تعبیر می‌شوند.

پهپادهای روسی نه تنها داده‌های مربوط به تأسیسات نظامی را ثبت می‌کنند، بلکه در GPS نیز اختلال ایجاد می‌کنند و هوانوردی غیرنظامی را فلج می‌کنند. در اوایل اکتبر، گروهی از پهپادها بر فراز آلمان شناسایی شدند که اهداف کلیدی را هدف قرار می‌دادند: کارخانه کشتی‌سازی تیسن‌کروپ در کیل (جایی که زیردریایی‌ها ساخته می‌شوند)، ساختمان پارلمان ایالت اشلسویگ-هولشتاین و یک نیروگاه و پالایشگاه نفت در هایده که سوخت فرودگاه هامبورگ را تأمین می‌کند.

برلین رسماً مسکو را متهم نکرده است، اما تحقیقات به عنوان یک “عملیات ترکیبی بالقوه” – یکی از بی‌شرمانه‌ترین موارد نفوذ به زیرساخت‌ها از زمان جنگ جهانی دوم – در حال انجام است.

پارلمان اروپا واکنش تندی نشان داد: در ۹ اکتبر، اعضا قطعنامه‌ای را تصویب کردند که “اقدامات تشدیدکننده روسیه” را محکوم می‌کرد و از کشورهای اتحادیه اروپا می‌خواست که هواپیماها و پهپادهای روسی را در حریم هوایی خود سرنگون کنند.

این قطعنامه بر حمایت از هرگونه “اقدام متناسب” علیه نفوذها، از جمله دخالت در زیرساخت‌های حیاتی، تأکید دارد. شش کشور – از جمله لیتوانی – قبلاً به نیروها اجازه داده‌اند تا با زور با تهدیدات مقابله کنند.

ناتو در دوراهی: از لفاظی تا سلاح؟

طبق گزارش فایننشال تایمز، مذاکرات ناتو به سطح جدیدی رسیده است: متحدان در حال بررسی مسلح کردن پهپادهای شناسایی برای حمله به اهداف روسی، کاهش مقررات برای خلبانان گشت در جناح شرقی و انجام رزمایش در مناطق مرزی «دورافتاده» هستند.

هدف، افزایش «هزینه» برای مسکو در کمپین ترکیبی خود است که به گفته شورای آتلانتیک، پس از حمله تمام عیار به اوکراین در سال ۲۰۲۲ وارد «مرحله جدید خطرناکی» شده است.

عملیات نگهبانی شرقی که در ۱۲ سپتامبر آغاز شد، گشت‌زنی‌ها در بالتیک را افزایش می‌دهد، اما منتقدان در بروکسل – از جمله منابعی در Renew Europe – آن را «اقدامی ناقص» می‌نامند: «دلجویی دیپلماتیک بی‌مورد است؛ اتحادیه اروپا و ناتو باید سیگنالی واضح ارسال کنند.»

با این حال، این اتحاد دچار اختلاف است. «جنگ‌طلبان» – لهستان، بالتیک و بریتانیا – بر خط مشی تهاجمی اصرار دارند و به خطر «جنگ بزرگ» در صورت دستور پوتین برای بسیج اشاره می‌کنند.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، هشدار داد که اروپا با خطر قابل توجهی از تشدید تنش مواجه است، به خصوص اگر روسیه جبهه خود را گسترش دهد.

از سوی دیگر، “کبوتر”ها – آلمان و فرانسه – نسبت به لفاظی‌های هسته‌ای مسکو محتاط هستند.

سرگئی لاوروف اخیراً اظهار داشت که ناتو و اتحادیه اروپا در حال انجام یک “جنگ واقعی” از طریق اوکراین هستند و بازار احتمال درگیری در سال ۲۰۲۵ را ۱۶ درصد ارزیابی می‌کند. بیانیه شورای آتلانتیک شمالی در ۲۳ سپتامبر بر “پاسخ قاطع” تأکید می‌کند، اما بدون ذکر جزئیات – این امر اختلافات داخلی را پنهان می‌کند.

یادداشت‌های محرمانه پنتاگون، که من دیده‌ام، تصویر تیره‌ای را ترسیم می‌کنند: روسیه نه تنها حریم هوایی ناتو، بلکه لجستیک ناتو را نیز آزمایش می‌کند.

اگر ترامپ حمایت خود را از کیف تضعیف کند، مسکو می‌تواند “مناطق خاکستری” خود را از حملات سایبری گرفته تا خرابکاری در قطب شمال تشدید کند. به گفته آندریوس کوبیلیوس، کمیسر دفاع، اروپا «در خطر خوابیده است»: گفته می‌شود کرملین در حال بررسی حمله به کشورهای ناتو در ۱ تا ۴ سال آینده است.

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۷)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۷)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

سه مانع اول ترس.

تمام کسانی که به گروزنی رسیدند، سپس در میدان مینوتکا در قسمت جنوبی شهر گرد هم آمدند. بوی جنگ از قبل در اینجا قابل لمس بود، زیرا گلوله‌های تانک گهگاه به مجتمع‌های مسکونی اطراف می‌رسیدند. اما توپ‌های اصلی از مرکز شهر می‌آمدند. اکثر آنها غیرمسلح بودند. برخی نارنجک‌انداز و برخی دیگر تفنگ شکاری داشتند. تعداد کمی مسلح به مسلسل و نارنجک‌انداز بودند.

رسیدن به شهر را می‌توان نشانه روشنی از غلبه بر اولین مانع ترس دانست. اما ترغیب مردم به رفتن به مرکز شهر، جایی که نبرد در جریان بود، دشوار بود. مسخدوف دستیاران خود را فرستاد تا از افراد جمع شده بخواهند به مقر فرماندهی بیایند.

نماینده مسخدوف برای گروه‌هایی از شبه‌نظامیان سخنرانی کرد و سپس به همراه کسانی که تصمیم به جنگ گرفته بودند، به مرکز شهر رفت. خیابان اصلی که آنها به مرکز شهر رفته بودند، زیر آتش خمپاره بود. در طول مسیر، برخی از داوطلبان عقب ماندند و بی‌سروصدا به کوچه‌ها و ورودی‌ها پیچیدند. بنابراین، زمانی که به پل روی سانژا رسیدند، مواقعی بود که فقط ۵ تا ۷ نفر از گروه باقی مانده بودند و می‌توانستند جزو کسانی باشند که بر مانع دوم ترس غلبه کرده بودند.

تنها کاری که باقی مانده بود عبور از پل برای رسیدن به میدان بود، جایی که ساختمان شورای وزیران در سمت راست و کاخ ریاست جمهوری در سمت چپ، در آن سوی میدان، قرار داشت، جایی که ستاد کل قرار داشت.

این پل، که به “شورای وزیران” معروف بود، زیر آتش خودروهای جنگی پیاده نظام و مسلسل‌های سنگین از سمت کتابخانه جمهوری بود. هر کسی که جرات عبور از آن را داشت، بر مانع سوم ترس غلبه می‌کرد.

ده‌ها نفر جلوی پل جمع می‌شدند و پشت دیوارهای خانه‌های اطراف پنهان می‌شدند. گهگاه کسی دعا می‌کرد، بالا می‌پرید و چمباتمه می‌زد و از روی پل می‌دوید. اما بسیاری جرات نمی‌کردند و ایستاده می‌ماندند و به دیوارهای خانه‌ها چسبیده بودند.

یک روز، شامیل باسایف نزدیک شد. او در وسط پل ایستاد، رو به شبه‌نظامیان کرد، دستانش را باز کرد و با صدای بلند فریاد زد: “به من نگاه کنید… ببینید، من ایستاده‌ام… ببینید، هیچ اتفاقی برای من نیفتاده است… بیایید برادران، به جلو! دنبالم بیایید!” برخی از داوطلبان به شامیل توجه کردند و از روی پل دویدند.

سطح متفاوتی از آزمایش‌ها در انتظار کسانی بود که بر خود غلبه می‌کردند و به مواضع خود می‌رسیدند.

از ثمرات قتال فی سبیل آمریکا و ناتوی جولانی و نوچه هائی چون باند مُلا عبدالرحمن فتاحی در سوریه بر کلاسهای دینی در مدارس حکومتی

از ثمرات قتال فی سبیل آمریکا و ناتوی جولانی و نوچه هائی چون باند مُلا عبدالرحمن فتاحی در سوریه بر کلاسهای دینی در مدارس حکومتی

به قلم: مجاهد مهاجر

شیخ عبدالرزاق المهدی می گوید پیامی از سوی معلمان سوریه به ما رسیده که نشان می‌دهد وزارت معارف به وعده‌اش وفا نکرده است

بله، در آغاز وزارت به خواستهٔ ما پاسخ مثبت داد و اجازه بازگشت درس قرآن را صادر کرد.

اما متأسفانه امروز وزارت پیمان خود را شکست و تمام تصمیمات و وعده‌های خود را لغو کرد.

این کار تأثیر بسیار منفی بر معلمان گذاشته است، زیرا اعتمادشان به سخن و تصمیمات وزارت از بین رفت. آنچه امروز رخ داد نشان می‌دهد وعده‌های وزارت چیزی جز «سوزن بی‌حسی موقت» نبوده است.

امروز حتی در مقطع بکلوریا (پایهٔ نهایی دبیرستان) فقط یک ساعت برای درس دین باقی گذاشته‌اند، و اگر شرم و واکنش مردم نبود، درس دین به‌کلی از مدارس حذف می‌شد.

ما به خدا پناه می‌بریم از پیمان‌شکنی، و هرگز از دفاع از حق فرزندان‌مان برای یادگیری قرآن کریم دست نخواهیم کشید.

و اما سخن ما با کسانی که خود را «مجاهد» و «اهل حکومت اسلامی» می‌نامند:

این است آن حکومتی که وعده‌اش را می‌دادید؟

قرآن، کلام خدای متعال را از مدارس حذف کردید و به‌جایش دروس سکولار و افکار غربی را تدریس می‌کنید!

آیا برای همین بود که خون هزاران شهید ریخته شد؟

آیا هدف قیام، خاموش کردن نور قرآن در دل فرزندان مسلمان بود؟

به خدا قسم، هر نظامی که قرآن را کنار بگذارد و سکولاریسم را جایگزین آن کند، از اسلام فقط نامی دروغین دارد.

و خطاب به وزیر معارف می‌گوییم: اگر این تصمیم بر تو تحمیل شده است، صادقانه آن را برای مردم توضیح بده، تا مردم بدانند باید اعتراض و مطالبه‌شان را متوجه چه کسی کنند.

این تنها بخشی از ثمرات قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و محافظت از برنامه های رژیم صهیونیستی در منطقه است حالا بماند که جولانی و باندش و از جمله مُلافتاحی رسماً به زیر پرچم آمریکا و تحالفش در مبارزه با تروریسم ( مبارزه با تمام مخالفین آمریکا از جمله مخلصین اهل دعوت و جهاد و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و …) در آمده اند.

همینها یک زمانی صحوات عراق را به باد تکفیر گرفته بودند چون در مبارزه با گروههای جهادی اهل سنت و مجلس شورای مجاهدین و دولت عراق اسلامی و دولت اسلامی در عراق و شام با آمریکائی ها همکاری می کردند؛ حالا نگاه کنید جولانی و باندش به چه خفتی در سوریه و نزد اهل دعوت و جهاد دنیا رسیده اند؟  

البته باید منتظر باشیم که مُلافتاحی بیاید و بدون در نظر گرفتن این ارتداد آشکاری که جولانی و خودش در آن افتاده اند، در مورد تاریخ تشیع و حاکمیت ایران و ولایت فقیه و تصوف و… مطالبی راست و دروغ را بلغور کند.

اینها واقعاً مخاطبین خود را چه فرض کرده اند؟  

سخن اهل سنت و جماعت ایران به پیروانِ محمد بن‌عبدالوهاب نجدی در شبکه های ماهواره ای همسو با کفار خارجی و مرتدین داخلی در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران

سخن اهل سنت و جماعت ایران به پیروانِ محمد بن‌عبدالوهاب نجدی در شبکه های ماهواره ای همسو با کفار خارجی و مرتدین داخلی در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران

به قلم: ابوبکر خراسانی

شما قرن‌ها از منهج تند، خشک و اشتباه محمد بن‌عبدالوهاب در برخورد با مسلمین پیروی کرده‌اید؛ خشک و تند و خشن در برابر اشتباهات مسلمین اما نرم و منعطف و سازشکار با کفار سکولار اشغالگر خارجی.

دقت کرده اید که نهایتِ این پیروی شماها که این روزها در شبکه های ماهواره ای چون «کلمه» به اوج وقاحت خود رسیده است چه بوده است؟

جز تفرقه در میان امت، تکفیر و طرد اهل‌سنت، و تباهی سرزمین‌های اسلامی و تسلط کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی چه حاصل آمده است؟

داریم شماها را می بینیم به‌جای آنکه در برابر دشمنانِ اسلام همچون آمریکا و صهیونیستها و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر احزاب سکولار و مرتد بایستید، شمشیرتان را به حمایت از آنها و به‌سوی برادرانِ مسلمان کشیده‌اید در حالی‌که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: سِبَابُ المسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ . دشنام دادن مسلمان فسق و جنگیدن با او کفر است.

شما نه تنها به شیعیان بلکه به دیگر فرقه‌های اهل‌سنت هم حمله می‌کنید، اما در برابر ظالمین، استعمارگران و سیاست‌های اشغالگرانه و خیانتها و جنایات مرتدین بومی سکوت می‌گزینید؛ آیا این دعوت به توحید است یا خیانت آشکار به امتِ محمد صلی الله علیه وسلم؟

و به‌ویژه از امثال خدمتی و هاشمی و ترشابی و کیانی و احراری که امروز در خدمتِ قدرت‌های سکولار و دربار حکومتهای دست نشانده ی عربی و احزاب و گروههای سکولار و مرتد داخلی میان شیعیان ایران قرار گرفته‌اند باید پرسید:

آیا پیام بعثت، عدالتِ الهی و دفاع از حقوق امت، با تأمینِ منافع کفار محارب و اشغالگر خارجی و حفظِ موقعیتِ دوستان مرتدتان همخوانی دارد؟

این علمای رسانه های که به‌نام دین، از سیاست‌های آل‌سعود و امارات متحده و ربع پهلوی و سایر احزاب سکولار و مرتد ایرانی و منافع آمریکا و صهیونیستها و غرب سکولار دفاع می‌کنند، در حقیقت از صفوف امت جدا شده و در خدمتِ حفظِ منافع کفار و مرتدین هستند  نه در راهِ حق و عدالت.

تاریخ و امت دربارهٔ آن‌هایی که دین را ابزار قدرت ساختند حساب خواهند گرفت.

ربودن زنان مومنه ی پایبند به شریعت به بهانه ی عضویت در حزب التحریر در کریمه تحت اشغال روسیه

ربودن زنان مومنه ی پایبند به شریعت به بهانه ی عضویت در حزب التحریر در کریمه تحت اشغال روسیه

به قلم: کارزان شکاک

موضوع ربودن زنان مسلمان در کریمه و اتهامات مرتبط با عضویت در حزب التحریر یکی از مسائل حاد و نگران‌کننده در زمینه حقوق بشر و آزادی‌های فردی در این منطقه است. به عنوان یک مسئله سیاسی و اجتماعی، این اتفاقات نه تنها تاثیرات عمیقی بر زندگی افراد خانواده‌های مربوطه دارد، بلکه همچنین سوالات پیچیده‌ای را درباره نقش دولت‌ها و سازمان‌های امنیتی در برخورد با اقلیت‌های دینی و قومی ایجاد می‌کند.

بنابر گزارش‌ها، گروهی وابسته به سرویس امنیتی فدرال روسیه (FSB) در اقدامی جنجالی و غیرانسانی، چهار زن مسلمان به نام‌های اسما نعمت اللهیوا، نصیبه سعیداوا، الویزا علیوا و فوزیه عثماناوا را به اتهام عضویت در حزب التحریر ربوده است. این حزب که به دنبال ایجاد یک دولت اسلامی بر پایه شریعت است، در بسیاری از کشورها به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده و اعضای آن به شدت تحت پیگرد قرار می‌گیرند.

ربودن این زنان در شرایطی انجام می‌شود که جامعه مسلمان کریمه به ویژه پس از الحاق این منطقه به روسیه در سال ۲۰۱۴ با فشارهای فزاینده‌ای مواجه است. بسیاری از فعالان حقوق بشر و سازمان‌های بین‌المللی خشونت‌ها و نقض‌های حقوق بشری که علیه مسلمانان تاتار انجام می‌شود را گزارش کرده‌اند. این مسائل باعث شده تا بحران انسانی در این منطقه بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

اتهامات وارده به این زنان و نحوه برخورد با آنها نشان‌دهنده یک رویکرد سخت‌گیرانه و سرکوبگرانه است که به هیچ وجه حتی با اصول حقوق بشری کفار سکولار هم سازگاری ندارد چه رسد به حقوق اسلامی مومنین.

 حقوق بشر سکولاریستها به عنوان یک اصل جهانی ادعا دارد که برای همه افراد بدون توجه به مذهب، نژاد یا عقیده باید محترم شمرده شود اما هر مومنی که به قانونی از قوانین شریعت الله عمل کند که مخالف قوانین سکولاریستی کشورهای مختلف باشد بلافاصله از حقوق خود محروم شده و دیکتاتوری سکولاریستی بر او تحمیل می شود.

به این ترتیب، این موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت‌های سکولار در برابر گروه‌های اقلیت، نیاز به واکنش‌های جهانی مسلمین و فشارهای بین‌المللی برای توقف نقض حقوق اسلامی و تأمین عدالت برای قربانیان این گونه اقدامات را به وضوح نمایان می‌سازد. تنها با یک نگرش منصفانه ی اسلامی به حقوق همه افراد می‌توان امید به کوتاه شدن دست تجاوزات سکولاریستها و برقراری صلح و آرامش در این مناطق مسلمان نشین را داشت.

امارت اسلامی افغانستان باید جبههٔ خود را مشخص کند

امارت اسلامی افغانستان باید جبههٔ خود را مشخص کند

به قلم: فضل احمد هراتی

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم هنگامی که امت اسلامی را بنیان نهاد و مسیر دعوت و جهاد را ترسیم کرد، جبهه ی خود را با وضوح و صراحت مشخص ساخت، نه بر پایهٔ قوم، قبیله یا منفعت زودگذر، بلکه بر محور ایمان، عدالت و حق.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در مدینه برای استقرار دولت اسلامی، با چندین قبیله و گروه پیمان صلح و همزیستی عادلانه بست. این پیمان‌ها بر پایهٔ احترام متقابل و عدم دشمنی با اسلام بود، نه بر مبنای منافع زودگذر یا وابستگی قومی.

در «میثاق مدینه»، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم میان مهاجران، انصار و یهود مدینه پیمان بست تا در برابر دشمن مشترک متحد باشند. همچنین با قبایل ضمره، جهینه، مزینه، اشجع و بنی‌مدلج پیمان بست تا از مسیرهای تجارتی مسلمانان محافظت کنند و از تجاوز دشمنان جلوگیری شود.

اما وقتی برخی قبایل مانند بنی‌قریظه و بنی‌نضیر پیمان شکستند و به دشمنان اسلام یاری رساندند، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بی‌درنگ با آنان برخورد قاطع کرد.

این تاریخ به ما می‌آموزد که جبهه‌داشتن در اسلام به‌معنای انتخاب آگاهانه میان حق و باطل است، نه سازش، نه بی‌طرفی.

جبهه سه بُعد اساسی دارد:

۱٫ جبههٔ اقتصادی: استقلال مالی، کنترل منابع داخلی و رهایی از سلطهٔ اقتصادی آمریکا و غرب.

۲٫ جبههٔ سیاسی و دیپلماتیک: تعامل هوشمندانه با شرق و کشورهای همسو، تعیین خطوط قرمز در برابر دشمنان غربی.

۳٫ جبههٔ عقیدتی و فرهنگی: پاسداری از ارزش‌های ایمانی و هویتی امت در برابر نفوذ فکری و فرهنگی غرب.

جبههٔ روشن در برابر غرب

امروز دشمن آشکار امت اسلامی، نظام سلطهٔ غرب به رهبری آمریکا است؛ همان نیرویی که سال‌ها در افغانستان، عراق، سوریه و فلسطین خون مسلمانان را ریخت و هنوز در پی تحمیل فرهنگ و سیاست خود است.

امارت اسلامی اگر می‌خواهد استقلال سیاسی و دینی خود را حفظ کند، باید جبههٔ خود را در برابر این محور مشخص سازد.

این جبهه باید شامل همکاری و هم‌سویی با کشورهای مستقل و مخالف سلطهٔ غرب باشد، از جمله ایران، چین، روسیه و دیگر کشورهای شرقی و مسلمان که در برابر فشارهای آمریکا ایستاده‌اند.

چنین هم‌پیمانی می‌تواند توازن جدیدی در سیاست منطقه‌ای ایجاد کند و مانع از انزوای امارت اسلامی گردد.

همان‌گونه که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم با قبایل هم‌پیمان شد تا دشمن مشترک را مهار کند، امروز نیز امارت اسلامی باید با کشورهای شرقی، اسلامی و ضد استعماری پیمان‌های عزتمندانه برقرار کند.

وظیفهٔ امروز امارت اسلامی:

تدوین استراتژی جامع ملی بر پایهٔ سه محور: اقتصاد مستقل، سیاست مقاوم، و هویت ایمانی.

گسترش همکاری با محور شرقی (ایران، چین، روسیه و کشورهای مسلمان مستقل).

جلوگیری از نفوذ غرب در ساختارهای اقتصادی و فرهنگی.

حفظ وحدت داخلی و مقابله با هرگونه فتنهٔ قومی و فکری.

پاسخ قاطع به هر تجاوز دشمن برای حفظ عزت و اقتدار.

بر این اساس اگر امارت اسلامی جبههٔ خود را روشن و منسجم سازد، فشار دشمنان کاهش یافته و موقعیتش در جهان اسلام تقویت خواهد شد.

اما بی‌طرفی و ابهام در تعیین جبهه، راه را برای نفوذ غرب و تضعیف استقلال کشور باز می‌کند.

امروز زمان آن رسیده است که امارت اسلامی، همچون رسول‌الله صلی الله علیه وسلم، جبههٔ خود را با وضوح و ایمان تعیین کند جبهه‌ای در برابر سلطهٔ آمریکا و غرب، و در کنار امت اسلامی و متحدان شرقی که بر پایهٔ عدالت، عزت و استقلال ایستاده‌اند.

د امارت اسلامي لپاره د خپل جبهې روښانه کول

د امارت اسلامي لپاره د خپل جبهې روښانه کول

به قلم: فضل احمد هراتی

رسول‌الله ﷺ کله چې د امت اسلامي بنیاد کیښود او د دعوت او جهاد مسیر یې ټاکه، خپل جبهه یې په وضاحت او صراحت مشخص کړ — نه د قوم، قبیلې یا لنډمهاله ګټو پر اساس، بلکې د ایمان، عدالت او حق پر بنسټ.

پیغمبر ﷺ په مدینه کې د دولت اسلامي د ثبات لپاره له څو قبیلو او ډلو سره د سولې او همزیستۍ عادلانه پیمانونه وکړل. دا پیمانونه د متقابل احترام او د اسلام دښمنۍ نه کولو پر اساس وو، نه د قومیت یا موقتي ګټو پر بنسټ.

په «میثاق مدینه» کې، رسول‌الله ﷺ د مهاجرینو، انصارو او د یهودو د مدینې (بني قینقاع، بنی نضیر، بنی قریظه) تر منځ تړون وکړ چې ټول دښمن ګډ له منځه یوسي او په مدینه کې یووالي رامنځته کړي. همدارنګه د ضمره، جهینه، مزینه، اشجع او بنی‌مدلج قبیلو سره هم تړونونه وکړل ترڅو د مسلمانانو د سوداګریز لارو خونديتوب یقیني کړي او د دښمنانو تجاوز مخنیوی وشي.

خو کله چې ځینې قبایل لکه بنی قریظه او بنی نضیر خپل تړون مات کړ او د اسلام دښمنانو سره مرسته وکړه، رسول‌الله ﷺ په قاطعانه ډول ورسره برخورد وکړ.

دغه تاریخي واقعیت موږ ته ښيي چې جبهه در اسلام یوازې نظامي مفهوم نه لري، بلکې د دیني او سیاسي موضع څرګندوی دی.

جبهه درې اساسي بُعدونه لري:

۱٫ اقتصادي جبهه: مالي استقلال، د داخلي منابعو کنټرول، او د امریکا او لویدیځ د اقتصادي نفوذ څخه ازادي.

۲٫ سیاسي او دیپلوماټیک جبهه: د مذاکراتو په میز کې د سرحدونو ټاکل، د شرعي اصولو ساتنه، او د دښمن فشارونو په مقابل کې هوښیار تعامل.

۳٫ عقیدتي او کلتوري جبهه: د اسلامي ارزښتونو ساتنه او د امت یووالي د دښمن د نرم ځواک او فرهنګي نفوذ په مقابل کې.

د لویدیځ په مقابل کې روښانه جبهه

نن ورځ د امت اسلامي روښانه دښمن، د امریکا او لویدیځ سلطه ده؛ هماغه ځواک چې د افغانستان، عراق، سوریې او فلسطین په جګړو کې د مسلمانانو وینه توی کړه او اوس هم د خپل نفوذ د پراختیا هڅه کوي.

امارت اسلامي که غواړي خپل سیاسي او ديني استقلال وساتي، باید جبههٔ خپل په وړاندې دغه محور روښانه کړي.

دغه جبهه باید د هغو واحدو او مستقلو هېوادونو سره همغږي ولري چې د غرب فشارونو پر وړاندې مقاومت کوي، لکه ایران، چین، روسیه او نور شرقي یا اسلامي هیوادونه.

دا ډول اتحاد کولی شي په سیمه کې د نوې توازن ځواک رامنځته کړي او د امارت اسلامي انزوا مخه ونیسي.

لکه څنګه چې رسول‌الله ﷺ د قبیلو سره همغږي وکړه ترڅو د مشترکو دښمنانو مخه ونیسي، نن هم امارت اسلامي باید د ختیځو، اسلامي او ضد استعماري هېوادونو سره عزتمندانه تړونونه وکړي.

د امارت اسلامي د اوسني وخت مسؤلیتونه:

د ملي ستراتیژۍ جامع سند جوړول چې اقتصادي، سیاسي او عقیدتي اهداف پکې واضح وي.

د امریکا او لویدیځ په وړاندې د سرحدونو او غیرقابل معامله موقف اعلانول.

د ختیځو متحدینو (ایران، چین، روسیه او نور) سره همکارۍ پراخول.

د کورني وحدت ساتنه او د قومي او فرقه‌ییزې تفرقه مخنیوی.

د هر ډول بهرني تجاوز په مقابل کې قاطع، قانوني او مخنیوی کوونکی غبرګون ښودل.

پایله:

که امارت اسلامي خپل جبهه روښانه او متحد نه کړي، دښمن به د فشار فرصت پیدا کړي او د مذاکراتو مېز به د یو اړخیزو غوښتنو میدان وګرځي.

خو روښانه موقف، قاطع ایمان او عملي اقتدار یوازې هغه عوامل دي چې د امت اسلامي عزت او استقلال ساتي.

اوس وخت دی چې امارت اسلامي، لکه رسول‌الله ﷺ، جبههٔ خپل د وضاحت، قاطعیت او ایمان پر بنسټ مشخص کړي، جبهه‌ای د امریکا او لویدیځ په مقابل کې، او د اسلامي امت او شرقي متحدینو سره په ګډه، پر اساس حق، عدالت او عزت.