
چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۸)
به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ
مترجم: کارزان شکاک
در اینجا، دشمن مواضع را با آتش مستقیم تانکها، خودروهای جنگی پیاده نظام، هویتزرها میکوبید و راهها را با آتش خمپاره میپوشاند. و طبیعتاً همه نمیتوانستند تحمل کنند… و به دنبال بهانهای برای ترک مواضع خود بودند.
برخی به دلیل جراحات جزئی عقبنشینی کردند. دیگران به گروه انتقال شهید به خانه پیوستند و تعداد اسکورتها گاهی بیش از هفت نفر بود. این امر عملاً موقعیت را لو میداد. برخی دیگر نیز بدون دلیل آنجا را ترک کردند.
اما کسانی نیز بودند که معجزات شجاعت و جسارت را نشان دادند. آنها خودروهای زرهی دشمن را منهدم کردند، از فاصله نزدیک به پیاده نظام آنها شلیک کردند، مسیرهای منتهی به مواضع خود را مینگذاری کردند و در جستجوی گروههای دشمن به گشتزنی پرداختند.
به طور معمول، تعداد چنین افرادی کم است. اما آنها به اندازه کافی هستند که با سرمشق خود، عزم و اراده را در اطرافیانشان القا کنند. پس از مدت کوتاهی، جوانان به اقدامات خود اعتماد به نفس پیدا کردند و به سرعت اصول اولیه جنگ را آموختند. و طی چند هفته جنگ، تعداد شرکتکنندگان در دفاع افزایش یافت و احساس مسئولیت برای آرمان مشترک در بین مردم احیا و تثبیت شد.
دسته دیگری از جهادگران نیز وجود داشتند. آنها ساکت، نامحسوس، کم صحبت، هرگز مواضع خود را ترک نمیکردند و وظایف محوله خود را انجام میدادند. وقتی آنها شهید میشدند یا زخمی به خانه بازمیگشتند، روستاییان دیگر شگفتزده میشدند. آنها شگفتزده شدند زیرا هیچکس فکر نمیکرد که آنها قادر به جنگیدن باشند. اما حالا مردم به آنها طور دیگری نگاه میکردند.
در میان نیروهای مقاومت، افراد جسور و شجاع صدها نفر و افراد مردد و ضعیف هزاران نفر بودند. در مرکز شهر، در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری، بیش از ۱۰۰ مجاهد خط مقدم را حفظ کردند. و این داستان نیست. این واقعیت توسط کسانی که در جنگ شهری شرکت داشتند و هنوز زنده هستند، تأیید خواهد شد.
۱۰۰ جنگجو در برابر دو لشکر روسی. حتی اگر این لشکرها نمیتوانستند در شرایط شهری با تمام قوا مستقر شوند، چنین عدم تناسبی در توازن نیروها شگفتانگیز بود.
در توصیف آن روزها، ما سعی کردهایم به واقعیت وفادار بمانیم و روح زمان را منتقل کنیم. و اکنون خواننده میتواند برای خود نتیجهگیریهای خاصی بکند. و با این حال، برای توضیح شکست حمله برقآسا، عقل متعارف «دادههای معادله» را دستکاری خواهد کرد.
ما قبلاً در مورد این موضوع بحث کردهایم. برای مثال، آنها میتوانند قدرت ارتش روسیه را کاهش دهند، عدم هماهنگی ژنرالها، جدایی واحدهای خط مقدم از ردههای دوم، فقدان ارتباطات خوب و غیره را اغراق کنند. در عین حال، آنها میتوانند پتانسیل استراتژیک مقاومت چچن را اغراق کنند.
استقامت و شجاعت سربازان همیشه مورد احترام بوده است. و چنین مواردی در میان نیروهای دفاعی گروزنی رخ داده است، همانطور که روزنامهنگاران خارجی متعددی مستند کردهاند. با این حال، حتی این هم شکست حمله را توضیح نمیدهد.
تنها توضیح صحیح برای این وقایع این است که شکست این حمله از پیش تعیین شده بود.
حتی اگر ژنرالهای روسی نیروی انسانی و تجهیزات بیشتری را برای حمله به کار میگرفتند، نتیجه همان میشد: سربازان روسی به مدت ۵۴ روز در گروزنی گیر میافتادند و همان تلفات را متحمل میشدند.








