مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت دوم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت دوم)

مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]

س۳۵: نکته ی مهم دیگری که نمی توان در مورد آن سکوت کرد مساله ی تشیع است . روش برخورد شما با تشیع بر چه اساسیه؟

ج: زمانی که می گوئیم حنفی، زیدی، مالکی، شافعی، حنبلی ، جعفری یعنی ۶ مذهب جدا گانه ی مستقل با مختصات خاص خودشان؛ در این مورد خاص شیعه ی جعفری باید گفته شود که تشیع انواع مختلفی داره و هم اکنون قطعا منظور شما آن تشیعی نیست که همچون غلاة و اسلام امریکائی در میان اهل سنت، در احزاب و گروههای مختلف و متفرقی به عنوان یک ابزار در اختیار کفار سکولار جهانی مثل انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستی و روسیه و چین و اتحادیه آفریقا و غیره قرار گرفته.

ما «الان» در دارالاسلام ایران با تشیع زنده ای سروکار داریم که وارد میدان شده که با پیروی از پروسه ی مجتهد و مرجع تقلید زنده و به سرآمدن اجتهادات مجتهد مرده، هرگز امروزش مثل دیروز نبوده و همیشه در حال تغییر و تحول و حرکت رو به جلو بوده تا به اینجا رسیده، این تغییر و تحول به خاطر این «پروسه ی مجتهد زنده» و منابع تصمیم گیری اونهاست که قرآن، سنت، اجماع وعقل را معیار عمل خود قرار داده اند .

البته معیار برای مدیریت صحت و سقم سنت و عقل و سخن ائمه نزد آنها تنها قرآنه چنانچه از امام جعفر صادق رحمه الله روایت کرده اند که گفته:  « اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالى اَنْزَلَ فِى الْقُرْآنِ تِبْیانَ کُلِّ شَىء حَتّى وَ اللهِ ما تَرَکَ شَیْئاً تَحْتاجُ اِلَیْهِ الْعِبادُ، حتّى لا یَسْتَطیعَ عَبْد یَقُولُ لَوْ کانَ هذا، اُنْزِلَ فِى الْقُرانِ، اَلا وَ قَدْ اَنْزَلَهُ اللهُ فیهِ » [۲]؛ الله  بزرگ بیان همه چیز را در قرآن نازل کرده است، سوگند به الله چیزى را که بندگان (در زمینه‌ى هدایت) به آن نیاز دارند، ‌فروگذار نکرده است تا کسى نتواند بگوید اگر این حکم از الله بود، در قرآن نازل مى‌شد، آگاه باشید که الله آن را در قرآن نازل فرموده است.

یا در جای دیگه ای از وی روایت می کنن که گفته: « مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اِثْنَانِ إِلاَّ وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لاَ تَبْلُغُهُ عُقُولُ اَلرِّجَالِ» [۳]؛ هیچ مسأله‌اى که مورد اختلاف قرار گیرد، وجود ندارد مگر این که اصل آن در کتاب الهى آمده است؛ ولى عقول افراد به آن نمى‌رسد.

پس معیار سنجش صحت و سقم هر چیزی نزد این دسته از شیعیان قرآن است. در مورد حدیث هم باز از امام جعفر صادق روایت کرده اند که گفته:  « فما وافَقَ كِتابَ اللّه ِ فخُذوهُ ، و ما خالَفَ كِتابَ اللّه ِ فدَعُوهُ ».[۴] یا روایت کرده اند که گفته: « مَا لَمْ يُوَافِقْ مِنَ الْحَدِيثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرُفٌ ».[۵]

به همین دلیله هر زمان که می بینند مساله ای با منابع اصلی اونها نمی خونه به سادگی اونو کنار می گذارند. پس ما در مسائل فکری و عقیدتی این دسته از شیعیان «تنها به امروز» اونها نگاه می کنیم و «امروز» آنها در دارالاسلام ایران نیز یعنی «امام حاکم بر ایران کنونی».

مهمتر از اون آنچه که ما را راهنمائی می کند که این شیعه ها در مورد سایر مذاهب اسلامی چه جوری فکر می کنن و آیا به آنچه که میگن معتقد هستن یا فقط زبانیه،  تنها سیره ی عملی اونهاست .

ما به سیره ی عملی اونها نگاه می کنیم همچنانکه به سیره ی عملی سایر فرق اسلامی معروف به اهل سنت نگاه می کنیم؛  سیره ی عملی این نوع از تشیع از سال ۵۷ تا کنون را در دست داریم . بخصوص بیشتر از ۲۴ سال است که جریان ما از نزدیک این جریان را آزموده است.

س۳۶: اختلاف اساسی تشیع و تسنن بر چه مواردیه؟

اختلاف تسنن و تشیع هرگز بر سر اصل قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصول کلی نبوده، بلکه اختلاف تنها بر سر فهم از قرآن و سنت و فروعه، مثل اختلاف میان یک حنفی با یک حنبلی یا سایر مذاهب اسلامی با همدیگر که همه در جستجوی حقیقتی یکسان هستند اما به شیوه های مختلفی در فروعیات؛ اما مسلمین جاهل و بخصوص دشمنان آگاه و اهل هوا و هوس که تضمین بقا و معیشت خود را در تفرقه مى یابند شکاف میان حنفی، زیدی، مالکی ، شیعه و حنبلی و شافعی و غیره در فروعیات و حواشی را به اصول عقیده ربط می دهند که خواسته یا ناخواسته به شرک تفرق و حتی جنگهای داخلی و خدمت به دشمنان مسلمین ختم میشه .

س ۳۷:  اما شیعه ها اهل سنت را کافر می دانند .

اجازه بدین با یک واقعه ی تاریخی – قرآنی نگرش شیعه ی جعفری در زمینه ی انواع کفر را مشخص کنیم .

ابن عمر رضي  الله عنهما می گوید: مردی در غزوه تبوک در میان جمعی گفت: من از این قاریان قرآن هیچ احدی را طمع کارتر، دروغگوتر، و ترسوتر در جنگ نیافتم؛ عوف بن مالك رضي الله عنه  در پاسخ او گفت: دروغ می گویی و تو منافق  هستی و من رسول  الله صلى الله عليه وسلم را از گفته های تو مطلع خواهم ساخت.

عبدالله بن عمر رضي الله عنهما می گوید: عوف  بن مالک نزد رسول  الله صلی الله عليه وسلم رفت تا ایشان را از گفته های آن مرد باخبر بسازد که مطلع شد وحی از او سبقت گرفته است؛[۶]

عبدالله  بن عمر رضي الله عنهما می گوید: من آن مرد را مشاهده کردم که خود را به شتر رسول  الله  صلى الله عليه وسلم که در حال رفتن بود آویزان کرده و در حالیکه پاهایش به سنگ ها برخورد می کرد می گفت: ای رسول  الله؛ ما شوخی می کردیم تا بدینوسیله راه- طولانی- را- با حرف زدن- سپری کنیم.

 عبدالله  بن عمر رضي الله عنهما می گوید: گویی هم اکنون  به او نگاه می کنم که یکی از آنها به کجاوه شتر رسول الله صلی الله عليه وسلم  آویزان شده است و سنگ ها به پاهایش برخورد می کرد و می گفت: هدف ما از آن سخنان شوخی و بازی بود و رسول الله صلى الله عليه وسلم  هم- آیات نازل شده به او را برای او تلاوت می کرد و- می فرمود: أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (التوبة/۶۵) آیا با الله و آیات او و پیامبرش  بازی  و شوخی می کنید؟

و رسول الله صلى الله عليه وسلم و صحابه ایشان که از قاریان قرآن بودند هیچ گونه توجه و اعتنایی به او نمی کردند؛ سپس الله متعال در ادامه آیات بیان می کند که شوخی مذکور منجر به کافر شدن آنها گشت؛ الله متعال می فرماید:لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ (التوبة/۶۶) عذرو توجیه  نیاورید قطعا بعد از ایمان  آوردن تان کافر گشتید.

در اینجا مخاطب الله تعالی دسته ای از مومنین میان مسلمین هستن نه یک مسلمان در معنی آیه ای که قبلاً به آن اشاره کردیم. خوب، حالا این کافر خطاب کردن یک «مومن» به معنی ارتداده که باید حکم مرتد را در موردش پیاده کرد؟ یا مساله چیزدیگه ایه؟

چون الله تعالی این «مومن» را کافر خطاب کرده. یعنی در به کار گیری این کلمه تمام ظوابط شرعی رعایت شده و ظلمی به این «مومن»  نشده. و این «مومن» در اختیار مسلمین هم هست و می بینیم که مسلمین حکم ارتداد را در مورد این «مومن» اجرا نمی کنند.

ما نمی تونیم با ادبیات رایج اهل سنت اونو اهل بدعت هم بدونیم چون اهل بدعت یعنی شخصی که دچار کفریاتی شده اما عذرهای معتبر شرعی داره و نمیشه اونو به خاطر این عذرها تکفیر کرد و در همان دایره ی اسلام و مسلمانی باقی می مونه.

 تشیع در این زمینه عبارات  کفر در مقابل ایمان و  کفر در مقابل اسلام  را به وجود آورده اند . یعنی بر این باورند که گاهی بر کسی  کلمه کفر اطلاق می‌شود و حال آن که مسلمان محسوب می‌شود و تنها از دایره ی مومنین به دایره ی وسیع مسلمین تنزل پیدا می کند. به چنین شخصی که از دایره ی مومنین چنین تنزلی پیدا کرده و هنوز در دایره ی اسلام مانده عبارت کفر و کافر به کار می برند مثل همین واقعه ای که برای این افراد در این آیات اتفاق افتاده .

 مورد بعدی هم  که از عبارت کفر و کافر استفاده می کنند مواردیه که شخص به خاطر عمل یا گفتاری کلاً از دایره ی اسلام و مسلمانی خارج می شود که بهش میگن مرتد.

علاوه بر این، عده ای از عبارت کفر فقهی و کلامی استفاده کرده اند؛ کفر در مقابل ایمان را کفر کلامی یا ایمانی می‌گویند و کفر در مقابل اسلام را کفر فقهی یا اسلامی می دانند. البته عده ای هم کفر را به انواع مختلف: کفر اکبر و اصغر؛ کفر ایمان و کفر جحود؛ کفر اعتقادی و فقهی؛ کفر مطلق و کفر معین؛ کفر نعمت و کفر ملت و غیره هم  تقسیم کرده‌اند. آنچه از تمام این تقسیمات به دست می‌آید این است که هر کفری در کتاب و سنت به معنای خروج از اسلام نیست.

این عده از متکلمین و اصولیون شیعه معتقدند طبق تعریف اسلام هر کس شهادتین را اظهار، و به وحدانیت الله یگانه و نبوت رسول الله صلی الله علیه وسلم اقرار کند، مسلمان است و رعایت احکام اسلامی بر او بار می‌شود و نباید مرتکب کار اسامه بن زید شد که در جنگ خیبر شخصی را که شهادتین برزبان رانده بود بر اساس تاویل اشتباه کشت، و به روایاتی در کتب خودشان نیز استناد می کنند مثل آنچه که ازرسول الله صلی الله علیه وسلم نقل کرده اند که  می گوید: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ اَلنَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ فَإِذَا قَالُوهَا فَقَدْ حَرُمَ عَلَيَّ دِمَاؤُهُمْ وَ أَمْوَالُهُمْ.[۷]/ أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ اَلنَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ فَإِذَا قَالُوهَا عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ إِلاَّ بِحَقِّهَا وَ حِسَابُهُمْ عَلَى اَللَّهِ .[۸]

البته با استناد به روایاتی چون :« أَيُّمَا رَجُلٍ قَالَ لِأَخِيهِ يَا كَافِرُ فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا. »[۹]؛ یعنی هر کس به برادرش نسبت کفر دهد و بگوید کافر به یکی از آنان باز می‌گردد، بر این باورند که این کفر و کافر شدن به معنی مرتد شدن و خروج از اسلام نیست بلکه تنزل از درجه ی مختص مومنین به درجه ی عام مسلمینه و با استناد به آیه ی: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ۖ (حجرات/۱۴) کفر در مقابل ایمان را بسیار وسیع و گسترده کرده اند اما از به کار گیری کفر در مقابل اسلام بسیار محتاطانه عمل کرده اند.  

در تمام آثار علمای اصولی معتبر تشیع زمانی که از کفر اهل سنت صحبت شده منظورشان کفر در برابر ایمان بوده نه در برابر اسلام . غیر از بعضی از اخباری هائی چون صاحب کتاب حدائق در قرن ۱۲ قمری که مثل پاره ای از علمای غیر مطرح اهل سنت قائل به کفر خروج از ملت تمام مخالفین مذهب خود بوده اند . این دسته از اخباری ها نیز با استناد به منابع روائی خود چه مذاهب معروف اهل سنت و چه خوارج و به قول خودشان ناصبی ها و چه حتی سایر فرق غیر ۱۲ امامی چون زیدی ها و غیره  را خارج از اسلام تلقی کرده اند که با تحقیقاتی که امروزه از سوی خود شیعه شده است به این نتیجه رسیده اند که یا روایات مورد استناد صاحب حدائق ضعیف بوده اند و یا کفر و کافر در برابر ایمان به کار برده شده و کلامی است نه در برابر اسلام و فقهی .

البته صاحب حدائق نیز با تمیز میان مخالفین از اصطلاح «مخالف مستضعف» استفاده می کند و از به کارگیری کلمه ی کافردر مورد این دسته که عوام مخالفین هستند پرهیز می کند، همچنانکه کسانی چون ابن تیمیه هم  با استناد به اصطلاحاتی چون «تکفیر مطلق و تکفیر معین» از به کار گیری کلمه ی کافر در مورد عوام غلاتی مثل اسماعیلیه هم پرهیز می کند و تنها علمای آنها را کافر می داند که عذر معتبر شرعی ندارند.

در هر صورت این نگرش غالب تشیع در به کارگیری کلمه ی کفر و کافر در مورد مخالفین بود که ذکر کردم.

س۳۸: شما در آثار خود از علمای شیعه رای آوردید آیا این ولاء برای تشیع و تبلیغ برای شیعه و تزکیه ی آنها نیست؟

ج: ما الحمد لله نه اهل ظلم هستیم و نه تکبر «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي» و ولاء و براء و دوستی و دشمنی ما بر اساس درجه بندی شرعه، اگه :

  • شرع گفته که سخن حق را از شیطان هم میشه پذیرفت«صَدَقَكَ وَهُوَ كَذُوبٌ ، ذَاكَ شَيْطَانٌ»
  • و در مورد کسانی که به الله و دینش دروغ می بندن می آموزیم که :«إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ» تنها کسانى [به الله] دروغ مى بندند که به آیات الله ایمان ندارند؛ [آرى]، دروغگویان [واقعى] آنها هستند.

در این صورت سخن حق را از شیطان و یارانش هم می پذیریم و کسی هم با نام دین به اونها دروغ ببنده ما میگیم دروغه و این کار ما اسمش تبعیت از قانون شریعت الله و منهج صحیح اسلامیه نه دفاع از شیطان و تزکیه و موالات و تبلیغ برای شیطان و یارانش.

اما به نسبت مسلمین اهل قبله مادام که شخص مسلمانه و در دایره ی اسلام باقی مونده و مرتد نشده دارای حقوقیه که باید بهش داده بشه، همچنانکه ما هم انتظار داریم دیگران حقوق ما را بدهند که الله تعالی بهمون داده؛ اما متاسفانه عده ای آشکارا در برابر مسلمین مخالف خود هم دچار ظلم میشن و هم تکبر، و عملاً چنین نشان می دهند که هر مسلمانی که هم فکر اونها نبود جایزه با هر وسیله ای حتی با توسل به دروغ و غدر و خیانت او را از میدان به در کرد و سعی در حذفش نمود؛ یا من یا هیچ کس. 

در مورد این سوال شما ما دارای علمای زیادی هستیم که در طول تاریخ از علما و مجتهدین شیعه هم حدیث روایت کرده اند -که ما هم اکنون هم بهشون عمل می کنیم- و هم آرای اجتهادی اونها را بیان کرده اند. به عنوان مثال ابن قیم در مورد کسی که به طلاق سوگند بخورد سپس سوگندش را بشکند، آیا طلاقش می‌افتد یا نه، دیدگاههای مختلفی از اقوال علما را در این زمینه میاره، و در مورد هفتم دیدگاه شیعۀ امامیه را میاره.[۱۰]

در این صورت  در این زمینه های علمی لازمه همچون یک طالب علم شرعی و مجاهدی اصلاحگر و آزاده عمل کنیم نه هچون یک بازرس و قاضی، چون غیر از اجماع واحد شورای اولی الامر هیچ کسی در چنین جایگاهی قرار نداره که افکارش را میزان سنجش دیگران قراربدهد.

س۳۹: اما عده ای از برادران با استناد به سخنان ابن تیمیه بر این باورند که هر فتنه ای که در اسلام سر بلند کرده زیر سر شیعه هاست .

ج: قبل از هر چیزی لازم است عرض کنم که عیب و ایراد گیری و غر زدن و بهانه تراشی برای «مذهب تحت فشار» و سکوت کردن و نادیده گرفتن و چشم پوشی و سهل انگاری در برابر تفاسیر مختلف «مذهب مسلط» که به سبک گفتمانی رایج عده ای از بی انصافان تبدیل شده است، نه تنها رفتاری منصفانه و حق گرایانه و به اصطلاح جوانمردانه نیست بلکه آشکارا اقدامی ناجوانمردانه و ضد اسلامی و حتی همراستا با خوی ضعیف کشی و افزایش رنج مسلمین است که توسط عده ای از اهل سنت و تشیع انجام می شود.

به هر حال بزرگترین فتنه ومصیبت و بدعتی که در میان مسلمین سر برآورد تبدیل حکومت اسلامی بر منهاج نبوت به حکومت شاهیگری بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم تحت عنوان « مُلکا عاضاً» و«ملکا جبریا» از اون اسم می بره و تمام فتنه ها و مصیبتهائی که بر سر مسلمین میاد تا زمانی که مسلمین نماز را هم ترک می کنند ناشی از همین فتنه و بدعت بزرگه چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لَتُنقَضَنَّ عُرى الإسلامِ عُروةً عُروةً ، فكلما انتقضَت عُروةٌ تشبَّثُ الناسُ بالتي تليها ، فأَوَّلُهنَّ نقضًا الحكمُ ، و آخرهنَّ  الصلاةُ[۱۱]

اما در مورد سخن ابن تیمیه باز متاسفانه توسط عده ای به عمد یا سهواً قیچی کاری هائی صورت گرفته. ابن تیمیه میان شیعه با رافضی فرق میگذاره. در مورد شیعه در کتاب الرد علی السبکی میگه: فإنهم داخلون في مسمى الأمة والمؤمنين.[۱۲] و آنها در مسمّای امّت و مؤمنین داخل هستند و بخشی از امت و مومنین هستند. ابن تیمیه این کتاب را در اواخر عمرش نوشته. 

ابن تیمیه روافض را بخشی از شیعه می دونه. بله ایشون در منهاج السنة میگه: أَمَّا الْفِتْنَهُ فَإِنَّمَا ظَهَرَتْ فِی الْإِسْلَامِ مِنَ الشِّیعَهِ، در اسلام، فتنه و آشوب از شیعه سر بر آورد، اما توضیح میده که هر انسان عاقلی در فتنه‌ها و بدی‌ها و فسادی که در اسلام زمان خود یا نزدیک به زمان خود روی می‌دهد، بنگرد فَإِنَّهُ یَجِدُ مُعْظَمَ ذَلِکَ مِنْ قِبَلِ الرَّافِضَهِ، آن وقت می‌بیند که اکثر آنها از جانب رافضی‌هاست.

اگه دقت کنین از زمان علی بن ابی طالب رضی الله عنه تا کنون رهبران شیعه از دست چنین شیعیانی گرفتار بوده اند چه رسد به فرق معروف به اهل سنت . اینها غلاة و منحرفینی هستن که رهبران خود را در موقع نیاز رفض و رد می کنن . امروزه خود شیعیان به چنین روافضی شیعه ی انگلیسی لقب داده اند که از انگلیس و آمریکا و سایر دول کافر و سکولار جهان مثل سگ هار به جان مسلمین افتاده اند.  

در این صورت باید دقت بشه که روافض و غلاة شیعه فرقه ای از شیعه هستن نه تمام شیعه، و خوارج هم فرقه ای از اهل سنت هستن نه تمام اونها، و دهها فرقه ی مربوط به مدرسه ی نجد تنها فرقه هائی از این مدرسه هستن نه تمام اونها، و به همین شکل می توانیم بگوئیم که تمام فرق منشعب از مذاهب جزئی خوب یا بد از این مذاهب هستن نه کل آنها. عدم دقت به این نکته ی ریز ممکنه در قضاوتها و عمل ما تاثیر منفی بگذاره.

س۴۰: یکی از دلایلی که عده ای از برادران مقلد علمای نجد تشیع را تکفیر می کنند اعتقاد تشیع به تحریف قرآن است، نگرش تشیع کنونی در این زمینه چگونه است؟

ج: عرض کردم که تشیع برای ما یعنی امروز. آیت الله خمینی به عنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای معاصر جهان تشیع و بنیانگذار نظام حاکم بر دارالاسلام ایران در این زمینه می گه:

«هر کس به عنایت ویژه‌ی مسلمانان نسبت به حفظ و ضبط قرآن از نظر قرائت و کتابت آشنا باشد، بر نادرستی پندار تحریف آگاه خواهد بود، و روایاتی که بر اثبات عقیده‌ی تحریف به آن‌ها استناد شده است یا از جنبه سند ضعیف‌اند و قابل استدلال نیستند، یا جعلی و ساختگی‌اند، چنان که نشانه‌های جعلی بودن آن‌ها نمایان است و مفاد آن دسته از این روایات که صحیح و معتبر می‌باشند، ‌این است که در تفسیر و تاویل قرآن تحریف رخ داده است نه در لفظ و عبارت آن.»[۱۳]

س۴۱: شیعه قبل از رکوع قنوت می خوانند و اهل سنت بعد از رکوع . کدامیک صحیح است؟

ج: در چنین وضعیتی وارد این مختصات فقهی مذاهب نشویم بهتره، اما هر دو صحیحه. چون هر دو از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابته .

 امام بخاری رحمه الله از انس بن مالک رضی الله عنه روایت می کنه که : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَنَتَ شَهْرًا بَعْدَ الرُّكُوعِ فِي صَلَاةِ الْفَجْرِ يَدْعُو عَلَى بَنِي عُصَيَّةَ [۱۴] رسول الله صلى الله عليه وسلم یک ماه بر علیه بنی عُصَيَّةَ بعد از رکوع قنوت خواندند.

زمانی که از أنس پرسیده شد که قنوت بعد از ركوع است یا بعد از قرائت؟. گفت: بعد از قرائت است (یعنی قبل از رکوع).

باز به صورت متفق علیه از مسلم و بخاری از انس بن مالک رضی الله عنه داریم که از انس در مورد قنوت نماز صبح پرسیده می شه:  أَقَنَتَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الصُّبْحِ؟ قَالَ: نَعَمْ ؛ فَقِيلَ لَهُ : أَوَ قَنَتَ قَبْلَ الرُّكُوعِ أو بعد الركوع ؟ قَالَ بَعْدَ الرُّكُوعِ يَسِيرًا[۱۵]  آیا رسول الله صلى الله عليه وسلم در صبح قنوت خواندند؟ انس فرمود بله خواندند؛ پرسیدند آیا قبل از رکوع خواندند یا بعد از رکوع؟ انس فرمود بعد از رکوع بود و زیاد طولانی هم نبود.

به همین دلیله که می بینیم امام بخاری تو صحیحش بابی تحت عنوان “قنوت قبل از ركوع و بعد از آن ” قرار داده . 

لطفا اولویتهای وضع موجود میدانهای دعوت و جهاد را در نظر بگیریم و به این شکل وارد مسائل فقهی از این دست نشوید چون مثل دست گرفتن در نماز و …. حتی شافعی ها و حنفی ها و غیره هم در این مسائل توافقی ندارند.

س۴۲: پس بر می گردیم به مسائل اساسی تر. می دانیم که اهل بغی باعث از بین رفتن خلافت اسلامی و کفارهم باعث نابودی حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی شدند، مسلمین در برابر این توطئه ها چه نقشی داشتند؟   

ج: الله تعالی می فرماید: … أَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (انفال/۵۳) الله تعالی هیچ نعمتی را که به گروهی داده است تغییر نمی‌دهد مگر این که آنان حال خود را تغییر دهند (و دیگر شایستگی نعمت الله را نداشته باشند و بلکه سزاوار نقمت گردند) و بیگمان الله شنوای (اقوال و) آگاه (از افعال مردمان) است.‏

با آنکه کفار آشکار و پنهان هرگز در دشمنی خود وقفه ای نکرده اند اما باید متوجه بشیم که عوامل درونی و داخلی میان مسلمین زمینه ساز و باعث اصلی تغییر حکومت اسلامی علی منهاج نبوه به حکومت شاهیگیری و بدیلهای اضطراری اسلامی و شکستها و انحطاطها و پسرفتهای مسلمین و مانع ادای صحیح وظایف مسلمین نسبت انسانهای دربند جهان شدند.

به دنبال این، آنچه که کفار خارجی برای ضربه زدن به صدها حکومت بدیل اضطراری اسلامی در میان مسلمین کرده اند به اندازه ای نیست که خود مسلمین و عوامل داخلی در تضعیف و نابودی این حکومتها و ضربه زدن به الجماعة انجام داده اند.

مسلمین لازمه از میراث ننگین خیالپردازی و تفرق و جنگهای داخلی دست بردارند و بار دیگر با تصحیح مفاهیم؛ آگاهانه، هدفمند و حرکتی در مسیر تکاملی «۳ابزار» و الجماعة قرار بگیرند تا بار دیگر به حکومت اسلامی بر منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم دست یابند که حق خودشانه و رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین مژده ای را داده . ثمَّ تَكونُ خلافةٌ على مناهج نبوَّةٍ .

خود مسلمین باید در این مسیر قرار بگیرند چون: إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم ۗ(رعد/۱۱) الله سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!

و هر کسی که خودش را مسلمان و مومن بداند اما مسیری غیر از این را طی کند یا خیال پردازی است که دنبال توهماتش می گردد یا بدون شک دشمنی است که اهداف و منافع خاص خود را دنبال می کند.

س۴۳: الان جریانات مخالف حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران کدامها هستند و موقف اهل سنت در برابر این حکومت چگونه بوده است؟

ج: به صورت مختصر و از نگاهی متفاوت میشه گفت که فدائیان اسلام و امثال نواب صفوی شهید اخوان در واقع شعبه ای از اخوان المسلمین در میان شیعیان بودند و اگه بخوایم یک ثمره ی اندیشه های حسن البناء و سید قطب تقبهما الله در مساله ی انقلاب و تشکیل حکومتی بر اساس معیارهای مورد پسند اخوان را مشاهده کنیم باید انقلاب اسلامی ۵۷ ایران و حکومت فعلی دارالاسلام ایران را نام برد، هر چند جماعتی که به دروغ خود را در ایران پیرو حسن البناء معرفی کرده بر اساس معیارهای  دموکراسی خواهانه و حقوق بشری سازمان ملل لیبرال به پیش می رود.

در هر حال الان سه جریان در کارند که قصد دارند یا دارالاسلام ایران را به تسلیم وادار کنند یا اینکه از بیخ نابودش کنند :

  1. دخالتهای کفار سکولار جهانی که با قوانین شریعت الله و پیروان شریعتگرای شریعتهای آسمانی و تمام مذاهب فعلی اسلامی همیشه با زبان اسلحه صحبت کرده و می کنند. وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا (بقره/۲۱۷)
  2. مرتدین سکولار محلی
  3. منافقین و سکولار زده ها به عنوان دشمنان پنهان داخلی با ظاهری اسلامی اما خواهان حاکمیتی سکولار و ارتدادی.

اهل سنت در برابر این تهدیدات چند دسته شده اند:

  1. دسته ای با سپاه پاسداران و سایر نهادهای حکومتی و مردمی هم مسیر شده اند
  2. دسته ای ناچیز به مرتدین سکولار پیوستند.
  3. دسته ای ضمن کناره گیری از حاکمیت بر دارالاسلام ایران «عملاً» در جنگ روانی و سرد بر ضد آن و در کنار اون سه دشمن اصلی قرار گرفته اند
  4. دسته ای از آنها نجدیت مسلح بوده اند که در زمان ضعف در کنار دارالاسلام ایران بوده اند و به محض پیدا کردن قدرت فوراً بر علیه دارالاسلام ایران اعلام جنگ گرم وروانی کرده اند و حتی نجدیت غیر مسلح هم «عملاً» در جبهه ی دشمنان دارالاسلام ایران قرار گرفته اند .
  5. دسته ای دیگر منافقین و سکولار زده های داخل اهل سنت هستن که به سبک خودشان در ظاهر به گونه ای عمل می کنند و در منهج و برنامه مبلغ  یکی از احزاب دین سکولاریسم بوده اند اینها تفاوت چندانی با منافقین داخل تشیع نداشته و ندارند .

این سه دسته ی اخیر روافض میان اهل سنت هستند.

  • دسته ای دیگر از اهل سنت مثل جریان القاعده ی شیخ اسامه بن لادن تقبله الله با نگرش سید قطب تقبله الله که «عملاً» در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه دشمنانی مشترک چون دارالکفر آمریکا و متحدینش بوده اند و نقشی شبیه نقش ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه را به دلایل مشخص دیگری بازی کرده اند.
  • اکثریت مطلق عوام اهل سنت که نظاره گربوده و اکثراً تابع وضع موجود هستند.

در این صورت دربرابر استراتژی تسلیم یا نابودی این سه دشمن در برابر دارالاسلام ایران اهل سنت و بخصوص شریعت گرایان کوتاهی های زیادی از خود نشان داده اند . فهم یک عامی اهل سنت از بسیاری از منابع شرعی بسیار بیشتر از فهم یک شخص عامی شیعه است و شایسته نیست در برابر این دارالاسلام که فعلاً تنها سپر آنها در برابر کفار سکولار جهانی و مرتدین جنایتکار محلی و دارودسته ی منافقین است همان واکنشی را نشان بدهند که غلاة و روافض میان شیعه از خود نشان داده اند .

س۴۴: روابط شما با حکومت جمهوری اسلامی ایران در گذشته و حال چگونه بوده است؟

ج: ایران کنونی دارالاسلام و نماینده «الجماعه» برای ما و وطن ماست، چون هویت و شناسنانه ی هر شخصی عقیده ی اوست؛ پس اسلام شناسنامه ی ماست و وطن ما نیز جائی است که قوانین شریعت الله بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی یا شورای واحد مومنین اداره می شود که دارالاسلام است، و این خود دارالاسلام ایران است که تعیین کرده ما باهاش چه جور برخوردی داشته باشیم . دارالاسلام ایران برای هر صنف و طبقه و فکر و فرقه و حزب و جریانی قواعد خاص خودش را داره . البته هیچ جامعه ای از این قواعد مثتثنی نبوده ونیست .

ما هم به عنوان پیروان یکی از مذاهب به رسمیت شناخته شده در اصل ۱۲ قانون اساسی ایران، در چارچوب قوانینی که بر دارالاسلام حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران حاکم است و با وجود مشکلاتی که در بعضی از قوانین و بعد در اجرای این قوانین هم داشتیم، عمل کردیم، و عمل و روابط ما واکنشی به قوانین و مسئولین اجرائی بوده .

دارالاسلام ایران از سال ۱۳۷۵ تا کنون که جریان بنیان جهاد علیه سکولاریسم در هورامان و سپس در هورامان و کوردستان و سپس جبهه ی عالمی اسلامی ضد سکولاریسم را راه انداختیم کوچکترین مانعی برای ما درست نکرده چون ما نه حزب هستیم نه فرقه و گروهی خاص بلکه «إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (فصلت/۳۳) یکی از همین مردم مسلمانیم و غیر از خودم آنهم نه به دلیل حرکت در این جریان بلکه بر اساس آنچه که خودشان می گفتن :” حمایت و …از گروهکهای ضد انقلاب داخل پرانتز گروه تروریستی داعش “، هیچ یک از برادران وخواهران ما نه تنها دچار مشکلاتی نشده اند بلکه در کمال آزادی به ارائه ی «دعوت کامل» منهجی که بر آن بوده ایم اقدام کرده اند.

س۴۵: در جنگ احتمالی بین حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران و آمریکا و متحدینش واکنش شما چیست؟

ج: بدون شک بر اساس منهج خود در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان عمل خواهیم کرد که منهج و «اجماع» اهل سنت و جماعت است؛ و طبق دستور شریعت الله بدون معطلی و کوچکترین شکی در کنار الجماعه و دارالاسلام ایران علیه هر دارالکفر محاربی از جمله دارالکفر محارب آمریکا و متحدینش خواهیم جنگید، همچنانکه زمانی که هنوز منهج شیخ اسامه تقبله الله بهش عمل میشد و اندیشه های منحرف ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی وغیره وارد منهج مجاهدین نشده بود اهل سنت ما در نجف و کربلا و سایر مناطق شیعه نشین به همراه کسانی چون ابومصعب زرقاوی و ابوانس شامی و کاک هیمن بانی شاری و صدها مجاهد دیگه در کنار شیعیان متحدا بر علیه آمریکا جنگیدیم .

ما از طالبان حنفی مذهب در برابر کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو و مزدوران محلی آنها حمایت کردیم، از دوله ی نجدی در برابر آمریکا و مرتدین سکولار اوجالان و بارزانی و ارتش آزاد و غیره حمایت کردیم و تاوان پایبندی به این دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان را هم پرداخت کردیم، به همین ترتیب مثل صلاح الدین ایوبی از این خط خاص شیعه ها و دارالاسلام و جماعت تولید شده توسط این شیعیان در برابر کفار اصلی و مزدوران اونها حمایت خواهیم کرد و از دارالاسلام ایران هم در برابر آمریکا و متحدینش حمایت خواهیم کرد همچنانکه هم اکنون نیز در کنار شافعی ها و زیدی های یمن دربرابر آمریکا و مزدورانش قرار گرفته ایم و دربرابر جنگ روانی کفار جهانی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین هم خواهیم ایستاد و بر اساس « وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ » از لومه و سرزنش و برچسبها و تکه پرانی های اینها در عمل به قانون شریعت الله خوفی نداریم، چون این شناخت و عمل به شریعت را فضل الله تعالی می دانیم : ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ .

س۴۶: ممکن نیست به خاطر این حمایتها مورد اتهام قرار بگیرید ؟

ج: ما در جنگ با کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین و سکولارزده های محلی انتظار این پیامدها را داریم که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏ ( مائدة ۵۴)

‏اي مؤمنان ! هركس از شما از آئين خود بازگردد و مرتد شود الله جمعيّتي را خواهد آورد كه الله دوستشان مي‌دارد و آنان هم الله را دوست مي‌دارند. نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر كافران سخت و نيرومندند. در راه الله جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ سرزنش‌كننده‌اي هراسي به خود راه نمي‌دهند. اين هم فضل الله است؛ الله آن را به هركس كه بخواهد عطاء مي‌كند. و الله داراي فضل فراوان و آگاه است .‏

س۴۷: اما عده ای از پیروان تفکر نجدیت در شبکه های ماهواره ای و مجازی و حتی گروههای مسلحی هستند که آشکارا میگویند کفار سکولاری چون آمریکا و ناتو و یهود و نصارا بهتر از شیعه هستند و حتی مسلمین را هم تحریک می کنند که در جنگ روانی و یا حتی مسلحانه در جبهه ی این کفار بر علیه  حکومت شیعه مذهب ایران قرار بگیرند .

ج: با آنکه می توان گفت که اینها در برابر منهج اسلامی تمام فرق اسلامی قرار گرفته اند حد اقلش اینه که اینها در برابر سلفیت نوع دوم و کسانی چون ابن تیمیه قرار گرفته اند که مدعی پیروی از او هستند چون ابن تیمیه :

اولاً شیعه را مسلمان می دونه و اینها را با تمام بدعتهائی که دارن بهتر از کفار اصلی می دونه و می گه: كُلُّ مَنْ كَانَ مُؤْمِنًا بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – فَهُوَ خَيْرٌ مِنْ كُلِّ مَنْ كَفَرَ بِهِ؛ وَإِنْ كَانَ فِي الْمُؤْمِنِ بِذَلِكَ نَوْعٌ مِنْ الْبِدْعَةِ، سَوَاءٌ كَانَتْ بِدْعَةُ الْخَوَارِجِ وَالشِّيعَةِ وَالْمُرْجِئَةِ وَالْقَدَرِيَّةِ أَوْ غَيْرِهِمْ . هر کسی که به آنچه که محمد صلی الله علیه وسلم آورده است مومن باشد، چنین کسی بهتر است از هرکسی که به آن کافر باشد. هرچند هم که در آن مومن نوعی از بدعت وجود داشته باشد. فرقی ندارد بدعتش از نوع خوارج باشد یا شیعه یا مرجئه یا قدریه یا غیر آنان. [۱۶]

ابن تیمیه با فرق گذاشتن بین شیعه و رافضی باز این روافض را هم مسلمان اهل بدعت می دونه و اونها را از دایره ی اسلام خارج نمی کنه و همین روافض را هم باز بهتر از کفار اصلی می دونه و میگه: وَقَدْ ذَهَبَ كَثِيرٌ مِنْ مُبْتَدِعَةِ الْمُسْلِمِينَ: مِنْ الرَّافِضَةِ وَالْجَهْمِيَّة وَغَيْرِهِمْ إلَى بِلَادِ الْكُفَّارِ فَأَسْلَمَ عَلَى يَدَيْهِ خَلْقٌ كَثِيرٌ وَانْتَفَعُوا بِذَلِكَ وَصَارُوا مُسْلِمِينَ مُبْتَدِعِينَ وَهُوَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَكُونُوا كُفَّارًا.[۱۷]بسیاری از مسلمانان اهل بدعت مانند رافضه و جهمیه و غیر آنان به سرزمین کفار رفته اند و به دستان آنان مردم بسیاری مسلمان شده اند و با آن نفع برده اند و مسلمانان اهل بدعت گشته اند، و  این حالت (مسلمان اهل بدعت بودن) بهتر از آن است که کفار باشند».

باز در جای دیگه ای ابن تیمه بین شیعیان ۱۲ امامی با اسماعیلیه فرق می گذاره – فاطمی های مصر شاخه ای از اسماعلیه هستن که صلاح الدین ایوبی سالها فرماندهی کل قوای نظامی آنها را بر عهده داشت و وزیر اعظم آنها بود – ابن تیمیه در این مقایسه می گه :  وَالْإِمَامِيَّةُ الِاثْنَا عَشْرِيَّةَ خَيْرٌ مِنْهُمْ بِكَثِيرٍ، فَإِنَّ الْإِمَامِيَّةَ مَعَ جَهْلِهِمْ وَضَلَالِهِمْ فِيهِمْ خَلْقٌ مُسْلِمُونَ بَاطِنًا وَظَاهِرًا لَيْسُوا زَنَادِقَةً مُنَافِقِينَ، لَكِنَّهُمْ جَهِلُوا وَضَلُّوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ، وَأَمَّا أُولَئِكَ فَأَئِمَّتُهُمُ الْكِبَارُ الْعَارِفُونَ بِحَقِيقَةِ دَعْوَتِهِمْ الْبَاطِنِيَّةِ  زَنَادِقَةٌ مُنَافِقُونَ، وَأَمَّا عَوَامُّهُمُ الَّذِينَ لَمْ يَعْرِفُوا بَاطِنَ أَمْرِهِمْ فَقَدْ يَكُونُونَ مُسْلِمِينَ.[۱۸]

و اما امامیه اثنی عشری از آنان -یعنی اسماعیلیه- بسیار بهتر هستند، برای اینکه امامیه همراه با جهل و گمراهیشان، در بین آنان مردمی است که در باطن و ظاهر مسلمان هستند، و زنادقه منافق نیستند. لیکن آنان جاهل شده و گمراه شده و از اهوائشان تبعیت کردند. و اما آنان (اسماعیلیه) پس ائمه بزرگشان که عارف به حقیقت دعوت باطنی شان هستند زندیق منافق هستند. و اما عوامشان آنهایی که باطن امر آنان را نشناخته اند، پس آنان مسلمان هستند».

در اینجا باز ابن تیمیه عوام اسماعیلی مذهب را به خاطر جهلشان مسلمان می دونه .

حالا این مسلمینی که از کفار سکولار(مشرکی) چون آمریکا و یا هر کافر اصلی بر علیه مسلمین حمایت و پشتیبانی می کنند باید بدانند این حمایتشون به خاطر دین و شریعت و اسلام نیست بلکه نشان از کینه و دشمنی جاهلی و مخالفت با دستور صریح الله تعالی است که می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/۸)

و این کینه ی جاهلی اگه آگاهانه، عمداً و اختیاری باشه هزینه ی سنگینی را براشون به ارمغان میاره چون حتی بر اساس ناقض هشتمی که تبلیغش می کنن ( یعنی حمایت از کفار مشرک بر علیه مسلمین) از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد میشن.

این برادران شایسته نیست که تابع سیاستهای دیکته شده ی دارالکفر آمریکا از کانال مفتی های ساکن در دارالکفرهای اصلی و طاری با لعابی شبه جهادی یا غیر جهادی بشن و عار است که کارنامه ای چون نجدیت درباری در مصر و لیبی وآل سعود و یمن و امارات متحده صهیونی و غیره برای خود رقم بزنند که با مرتدینی سکولار چون سیسی و حفتر و بن زاید و غیره متحد شده و در برابر سایر مسلمین قرار گرفتند، اگه تشیع یا حنفیت یا اخوان یا شوافع یا هر تفسیر و فرقه ی دیگری را دشمن خود و سایر مسلمین می دونن شایسته نیست از دشمنی بدتر از اونها حمایت کنند که الله تعالی از چنین حمایتی منع کرده و چنین حمایتی را مساوی با ارتداد و خروج از دایره ی اسلام دونسته .

س۴۸: شناخت نادرست از حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی چون جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی طالبان و امارت اسلامی جوانان سومالی و غیره تا چه حد می تواند برای مسلمین مخالف مشکل ساز بشود؟

ج: شناسایی نادرست دارالاسلام و الجماعة موجود در منابع شرعی، و عدم شناخت اسلامی حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی کنونی بدون شک قویترین ضربات را به جدا شدگان از الجماعة  و مخالفین این حکومتها می زند.

به دارالاسلامها می گویند مرتد در حالی که نیستند، می گویند مشرک در حالی که نیستند؛ حتی به دارالکفرهای مشرک (سکولار) می گویند نصرانی در حالی که نیستند، می گویند یهودی در حالی که نیستند؛ و بر اساس همین احکام نادرست نقشه های خود را می ریزند و طبعاً شکست می خورند؛ چون نه جبهه ی مسلمین را می شناسند نه جبهه ی کفار محارب را.

اگه تمایلی به شناخت منهج صحیح اسلامی ندارند حداقل به این گفته ی معروف سان تزو در هنر جنگ به عنوان یک استراتژی نظامی دقت کنن که میگه: دشمنت را بشناس وخودت را بشناس،  در این صورت در صد نبرد می توانی در گیر شوی وحتی دریکی هم شکست نخوری . اگر خودت را بشناسی و اگر دشمنت را بشناسی، لازم نیست که از نتیجه صدها نبرد هراس داشته باشی.

اما این برادران در هر جنگی شکست می خورند چون نه خودشان را به عنوان یک مسلمان می شناسند و نه شناخت صحیحی از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان دارند .

 این برادران اگه سخنان مولف «العمده فی الاعداد العده» را هم بپذیرند متوجه میشن که دارالاسلام ایران را به ترازوی دروغین  دول مزدور و خائن عربی حاشیه ی خلیج فارس می سنجند و فریب جنگ روانی و سناریوهای توطئه آمیز اونها را خورده اند؛ چیزی که بدون شک آنها را به تصمیمات نادرست دیگری در رابطه با وضعیت خراب کنونی خودشان وادار ساخته و وضعیت وخیم  همفکرانشان را وخیم تر کرده است.

واضح و روشنه کسانی با ادبیات سکولاریستی برای سکولاریستها، و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها؛ و با ادبیاتی شبه اسلامی و از کانال مفتی ها و عمامه به سرها و بی عمامه های کراواتی افسار به گردن و بی کراواتی برای تامین منافع و اهداف دارالکفر آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی به آنها معلومات نادرست می دهند، تلاش می کنند واقعیت منهج اسلامی که در وحدت و یکپارچگی از کانال یکی از «۳ابزار»برتر و ملحق شدن به الجماعة نهفته است به آنها نرسد.  برای این مجریان جنگ روانی و حتی رهبران خائن این فرقه ها و گروههای متفرق تلفات جانی یا مالی این جوانان فریب خورده چندان ارزشی ندارد، بلکه مهم تر برای شان اینست که منافع مادی اربابانشان و خودشان تامین شود . 

شناسائی جامع شرعی، و بررسی مستقیم و بلاواسطه، و مقایسه ی با آنچه در وضع موجود وجود داره می تونه کمک مناسبی باشه. شناخت و علم، به مهمترین سلاح این زمان تبدیل شده است، و امکان ندارد که افراد جاهل و ناآگاه و متفرق بتوانند این جنگ و درگیری را فرماندهی کنند هر اندازه اخلاص هم داشته باشند.

س۴۹: چه زمانی متوجه ی توطئه و سناریوهای دول عربی در مورد شیعه و بخصوص حکومت ج.ا.ایران شدید؟

ج: در مورد دارالاسلام ایران به عنوان یکی از«۳ ابزار» موضع «عملی» ما و القاعده ی شیخ اسامه بن لادن از همان ابتدا واضح و ثابت بوده تا الان، اما اولین بار از کجا فهمیدم که توطئه ای بر علیه ایران در کار است؟ زمانی که از زبان عبدالقادر بن عبدالعزیز صاحب کتاب «العمدة في إعداد العدة» متوجه شدم که در مورد توطئه ی دول عربی و دست نشانده ی خلیج فارس به صورت واضح می گوید که این دولتها مجری جنگی روانی نیابتی دروغین بر علیه شیعه و حکومت ایران شده اند.

البته ایشان القاعده را آلت دست ایران و حتی شیخ اسامه را خائن هم می دونست با این نگرش باز از توطئه ای سازماندهی شده و دروغین بر علیه تشیع و حکومت ایران و ایجاد جنگهای داخلی شیعه و سنی توسط دول کافر و مرتد عربی پرده برداشت .

 این گفته جرقه و بابی برای تحقیق و فهم بیشتر در این زمینه شد.

س۵۰: دلیل مخالفت مفتی های جهادی نجدی معروفی که به عنوان انسانهای نامتعادل و نامیزان  از آنها اسم بردید با جمهوری اسلامی ایران چیست؟

ج: دلایل زیاده . در میان اشراف و ملأ قریش اگه یکی از اونها برده ای داشت و زودتر از اربابش مسلمان می شد و به اصطلاح ازش سبقت می گرفت این ارباب اسلام نمی آورد،  چون اینقدر تکبر و غرور داشت که  براش ننگ و عار بود پشت سر برده اش بیافته حتی در ایمان آوردن، و اینجوری بر کفر خود باقی می ماند و خود را با بهانه های جاهلانه توجیه می کردند، و در آخر سر با همان کفر هلاک می شدند!

بسیاری از دشمنی ها با حکومت فعلی حاکم بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی ملا محمد عمر افغانستان هم از همین جنسه. به همین دلیل عده ای به بد و بیراه گفتن به صلاح الدین ایوبی هم پرداختند و حتی در میان بزرگان آنها کسی نیست در مورد این شخص کتابی نوشته باشند یا سخنرانی داشته باشند و …

سبقت در اعلام حکومتی بدیل اضطراری اسلامی از سوی شیعیان اصولگرای ایران به مزاق این بخش از ملاها، مخصوصاً ملاهای اروپا نشین و ولی نعمتهای آنها خوش نیامد، و از تکبر و غرورشان دست به دشمنی با این حکومت بدیل اضطراری اسلامی زدند، و با بهانه های واهی این دارالاسلام  را مشرک و رافضی نامیدند و چون صفت مشرک و رافضی بر آنها منطبق نبود اسم جدیدی به نام صفوی های معاصر! ابداع کردند، عده ای هم آنها را تکفیر کردند، و چون شروط و موانع تکفیر در آنها نبود، معنای کفر را تغییر دادند! چون بدون مشورت  آنها اعلان حکومت اسلامی کرده اند.

بایستی کمی دیرتر این حکومت را تشکیل می دادند و تشریف می بردند لندن یا کانادا یا اردن حیاط خلوت انگلیس یا عربستان و از آنها کسب اجازه می کردند و به کل دنیا می گفتند که مرید آنها هستند بعد رافضی و صفوی و مرجئه و صوفی و جهمیه و مشرک و مرتد بودن اونش مهم نبود..  مهم کسب اجازه از شیوخ ننگ و عاری چون اینها بود که در جبهه ی کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی در حال جنگ روانی بر علیه مسلمین با تمام فرق آن و حکومتها و قدرتهای نظامی تشکیل شده اسلامی حنفی و شافعی و شیعه ی زیدی و ۱۲ امامی و نجدی و اخوانی و…هستن.

اینان برای ارضای شهوت کبرشان و تأمین منافع و اهداف کشورهای محل سکونتشان دست به این مخالفت زدند ولی مقلدانشان چی؟!  وای بر مقلدی که خلقیات و غرض شخصی یک مُلا و شیخ و آخوند و مولوی برایش دین می شود.

س۵۱: هم اکنون  در برابر حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی ممکن است چند جریان به وجود بیاید؟

ج: صرف نظر از غلاة میشه گفت به صورت کلان دو جریان بیشتر وجود نخواهد داشت : یا جبهه ی کفاری که مسلمین ضعیف الایمان را با خود همراه کرده اند و تنها در فکر سرنگونی حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و اخراج مجاهدین شریعت گرا هستند که همچون قوم لوط می گویند: أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ ۖ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (اعراف/۸۲). اینان را از شهر و دیار خود بیرون کنید . آخر اینان مردمان پاک و پرهیزگاری هستند !‏

از این واکنشهای کفار تعجب نکن، تعجب در اینه که مسلمان ضعیف الایمان و پاکی چون زن لوط هم در این جبهه قرار می گیرد و به حق خیانت می کند . انتظار این هم باید داشت .

جبهه ی دوم که فرقه ی ناجیه را تشکیل میدهند کسانی هستند که همچون اصحاب الاخدود عمل می کنن و تا آخر ایستاده اند: ‏ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ ‏(بروج/۸) شکنجه‌گران هیچ ایرادی و عیبی و جرمی بر مؤمنان نمی‌دیدند جز این که ایشان به الله قادر و چیره، و شایسته هرگونه ستایشی، ایمان داشتند !

اینها مثل هر انسانی، با تمام اشتباهاتی که ممکن است داشته باشند اما در «کل» بر منهج صحیح اسلامی تربیت شده اند و اهل الجماعة هستند، نسلی هستند که صرف نظر از مذهب مسلمین، چون اصحاب الاخدود پشت سپر حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و الجماعة ایستاده اند. اینها هستن که در خوشی و ناخوشی صبر دارند و امیدوار به کسب اجر و ثواب نزد الله تعالی هستند. اینها هستند که هم اکنون ثبات بر حکم الله  و مرگ در دارالاسلام با تمام مشکلات اقتصادی و حتی محدودیتهای دست و پاگیر را بر زندگی در سایه ی سکولاریستها (=مشرکین = احزاب) ترجیح میدن؛ امیدوارم مسئولین دارالاسلام هم ارزش این سرمایه ها را بدانند.   

س۵۲: رهبریتی که از کانال شورای اولی الامر یکی از «۳ابزار» انتخاب شده باشد و در مسیر شرعی آن حرکت کند تا چه اندازه می تواند در پیروزی مسلمین نقش ایفا کند؟ 

ج: چنین رهبریتی نماد الجماعة و اتحاد و وحدت و قدرت بازدارندگی و تهاجمی مسلمینه و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم سپریه که به اون پناه برده میشه و پشت اون جهاد صورت میگیره،«إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»[۱۹]  ملموس تر بگویم: چنین رهبریتی شیریه که حتی اگه بر مشتی گاو رهبری کنه می تونه لشکری از شیرانی را شکست بدهد که یک گاو رهبریت اونها را بر عهده دارد.

رهبریتی که از کانال یکی از «۳ابزار» برتر انتخاب شده شیریه که بر لشکری از شیران رهبری می کنه، کارنامه ی اونها را بررسی کنی متوجه میشی که مشمول این حق نصرت و پیروزی شده اند که الله تعالی می فرماید: وَكانَ حَقًّا عَلَينا نَصرُ المُؤمِنينَ (روم/۴۷) 

س۵۳: انتظار شما از سمع و طاعه ی سربازان نسبت به رهبر و امیر تا چه اندازه ست؟

ج: دقت کنیم که سمع و طاعه ی مجاهد و سرباز در معروف آنهم برای رهبر یکی از «۳ابزار» برتر و الجماعة و امرای تحت فرمان آن است «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» نه گروههای متفرقی که باید به دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم از همه ی آنها دوری و کناره گیری کرد: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[۲۰]

انتظار بنده از تمام کسانی که در این مسیر شرعی قرار گرفته اند و اهل الجماعة  هستند اینه که همچون خالد بن ولید برای امیری چون عمر بن خطالب سمع و طاعه داشته باشند هر چند امیر مسلمین بعداً اعتراف کرد که در مورد خالد دچار اشتباه شده و ابوبکر تشخیصش درست بوده .

ابن کثیر در البدایه و النهایه ذکر می کنه که زمانی که عمر بن خطاب خلیفه شد خالد بن ولید را برکنار می کنه و برای ابو عبیده  می نویسه:  عَمَّامه‌اش را نیز از سرش بردار، و مالش را نیز به دو نیمه تقسیم کن «نیمه‌ای برای او و نیمه دیگر نیز برای بیت المال» .

ابو عبیده نیز مال او را به دو نیمه تقسیم کرد تا جایی که یکی از دمپایی هایش را گرفت و دیگری را نیز برای او به جای گذاشت‌، و خالد نیز می‌گفت: سمع و طاعت برای امیر مؤمنان…! و به همین سبک چهار سال تحت فرمان ابوعبیده به جهاد خود ادامه داد .

یکبار ابوعبیده به خالد دستور جنگ در ناحیه‌ای را داد. خالد گفت: من منتظر فرمان شما بودم. ابوعبیده گفت: حیاء مانع از این می‌شود که ابوسلیمان را دستور دهم. خالد گفت: به الله سوگند! اگر کودکی به عنوان امیر من تعیین شود، از دستورات وی پیروی خواهم کرد، تا چه رسد به مردی همچون تو که در مسلمان شدن و ایمان از من جلوتر هستی و رسول الله صلي الله عليه وسلم تورا امین امت، لقب داد. من کجا و مقام شامخ تو کجا؟ و از این پس تو را گواه می‌گیرم و اعلان می‌کنم که من خود را وقف راه الله کرده‌ام و تابع دستورات شما هستم. و این را عملاً به اثبات رسانید.[۲۱]

عمربن خطاب  انتظار داشت که کارگزاران دولتش او را در جریان هر مسأله‌ی کوچک و بزرگ قرار دهند در حالی که خالد بن ولید معتقد بود که از آزادی کامل در حوزه کاری خود برخوردار باشد و حسب صلاح‌دید خود عمل کند.[۲۲] ابوبکر صدیق این نگرش خالد را تائید می کرد و بعد از مرگ خالد، عمر اعتراف کرد که تشخیص ابوبکر بهتر بوده . با این وجود خالد در این امری که در نظرش اشتباه بود باز تابع رای امیر «۳ابزار» برتر و الجماعة میشه.

 البته منابعی می گویند عمر بن خطاب چون می دید خالد در هر جنگی پیروز می شود از ترس اینکه توکل مومنین به الله ضعیف شود و پیروزی را به خاطر خالد بدانند نه از جانب الله و به این شکل در ایمان مومنین لطمه ای وارد شود خالد را عزل می کند. عادی هم بود که خالد شمشیر کشیده ی الله و سیف الله المسول شکست نخورد و در جنگها نیز کشته نشود.

س۵۴: شخصی با تلاش زیاد وارد دستگاه نظامی مرتدین سکولار شده و نذر کرده که اگر به فلان مرتد سکولار نزدیک شود با یک عملیات فدائی او و همراهانش را بکشد اما امیرش اجازه ی این کار را به او نداد تا اینکه این دشمن خدا در یک کمین کشته شد و این شخص نتوانست به این نذرش وفا کند. این شخص باید چکار کند؟ 

ج: باید کفاره بده، که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد کفاره اش می فرماید: كَفَّارَةُ النَّذْرِ كَفَّارَةُ اليَمِينِ.[۲۳] در مورد میزان کفاره ی سوگندهایی که از روی قصد و اراده خورده می شوند می فرماید: إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ۖ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ۚ ذَٰلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ (المائدة/۸۹) خوراک‌دادن به ده نفر مستمند از غذاهای معمولی و متوسّطی که به خانواده خود می‌دهید، یا لباس دادن به ده نفر از مستمندان، و یا آزادکردن برده‌ای . (میان هر یک از این سه‌کار مخیَّر هستید ) امّا اگر کسی (هیچ یک از این سه‌کار را نتوانست و توانائی انجام آنها را) نیافت، (او می‌تواند) سه روز روزه (بگیرد) . این کفّاره سوگندهائی است که می‌خورید.

س۵۵: چرا شما  در پاکستان و افغانستان جنگ مسلحانه را مشروع اما در میان اهل سنت غرب ایران چنین کاری را مشروع نمی دانید و هزاران کیلومتر سفر هجرت را بر خود تحمیل می کنید و … ؟

ج: پاکستان و افغانستان توسط کفار سکولار جهانی به رهبری دارالکفرهای امریکا و ناتو اشغال شده و گزینه ی ما و تموم کسانی که قبل از ما بوده اند تنها و تنها جنگ گرم و نرم با دشمن اشغالگر خارجی و نوکران محلی آن و در پیش گرفتن سیاست «اقْرَءُوا القُرْآنَ مَا ائْتَلَفَتْ قُلُوبُكُمْ ، فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ» [۲۴] در برابر مسلمین ماتریدی و دیوبندی و حنفی مذهب و نجدیت اینجا بوده . 

اما در میان اهل سنت غرب ایران تا زمانی که سپری به نام دارالاسلام وحکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران داریم سیاست ما در دارالاسلام ایران شهروندی عادی هستیم مثل سایرین با همان قدرت مانوری که دیگران بر اساس قانون اساسی حاکم بر دارالاسلام دارند و مسیر حرکتی ما تنها و تنها عملیات روانی و جنگ سرد با مرتدین سکولار و سکولار زده ها و روشنگری در میان مردم آنهم با  در پیش گرفتن سیاست «فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ» با همین مسلمین بوده است. 

در افغانستانی که حتی از گرفتن دستها بالاتر از ناف و رفع یدین هنگام نماز یا تکان دادن انگشت اشاره در هنگام شهادتین و گفتن آمین با صدای بلند بعد از سوره ی حمد در نماز و … برای اکثریت قاطع آنها حکم خروج از اسلام را دارد، تنها گزینه ی ما پرهیز از انجام تمام اعمال و حتی پرهیز از گفتن و بیان بسیاری از باورهائیه که داریم؛ و تنها گزینه برای ما جنگ گرم و مسلحانه و رسانه ای نرم با دشمن مشترک باقی می ماند. به همین دلیل است که شیخ اسامه بن لادن تقبله الله اردوگاههای نظامی و مسکونی خاصی را برای مهاجرین اختصاص می داد که دور از چشم مردم عادی زندگی می کردند و حتی اجازه ی بحث کردن با مردم عادی و ملاهای آنها و حتی قضاوت کردن در میان مردم عادی افغان را به کسی نمی داد .

اگه خوب دقت کنید مهاجرین ما چندین دهه است که در چنین فضائی زندگی می کنند و تنها گزینه ای که برایشان مانده است جنگ مسلحانه با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و جنگ نرم در برابر همین کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلیه. به همین دلیل ما بر «ادلة الفقة» مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله تمرکز کرده ایم و هر گونه کار منهجی و فرهنگی غیر از مذهب رایج در میان افغانها را ممنوع کرده و بر این باوریم که از کانال همین «ادلة الفقة» مذاهب رایج در میان مسلمین می توان بدون تولید فرقه و صدائی متمایز نیز به اهداف شرعی خود رسید و اگر منهجی خلاف «ادلة الفقة» رایج بین این مسلمین درپیش گرفته بشه و چنین اشتباهی در چنین اوضاع حساسی انجام بشه ثمره ای جز تفرق و جدا شدن مردم از مجاهدین در بر نخواهد داشت. همان سناریوی وحشتناکی که برادران نجدی ما در چچن مرتکبش شدند و با باورهای نابجا و برداشتهای شاذ نجدیت د رتعریف بعضی از مصطلحات شرعی یا اقدام به تکفیر نابجای مسلمین آن دیار کردند و یا با مشغول کردن مسلمین به امور جانبی باعث انهدام وحدت چند قرنه ی مسلمین آن دیار و جدا شدن مسلمین از مجاهدین و در نهایت حاکمیت یافتن دوباره ی کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی بر چچن شدند .

ما نمونه های فاجعه انگیز تکرار و اجرای این سناریوی مصیبت بار را در سوریه و عراق به بهانه های واهی خوارج بودن و غیره دیدیم و در همین افغانستان نیز آن عده از برادران ما که صبر و تحمل رعایت این استراتژی شرعی را نداشتند از صف واحد مجاهدین دچار تفرق و انشعاب گردیده و برای خود دسته و گروهی مجزا را به وجود آوردند که بدون شک در برابر دشمن بزرگ و متحد مسلمین، در پیش گرفتن این سیاستهای تفرقه انگیزانه نمی تونه غیر از فشل و از میان رفتن ابهت مسلمین و ذلیلی نهائی، در دنیا برای مسلمین ثمره ی  دیگری در بر داشته باشد.    

در اینجا واضح و روشن است آنچه ما مثلاً در میان جافها و هورامیها و سورانها و شکاکها و ترکها و سایر قومیتهای اهل سنت در غرب ایران انجام می دهیم بر خلاف آن چیزی است که در افغانستان انجام می شود . این شرایط را «وضع موجود» مسلمین و «نیازهای روز» آنها بر ما تحمیل کرده است و ما شرعاً مجبور به رعایت این تمایزات هستیم .

در افغانستان راحتترین شکل جهاد و آسانترین مرحله ی آن توسط برادران مهاجر ما در حال وقوع است، اما در مناطق سنی نشین ایران ما شاهد پیچیده ترین و سختترین و طاقت فرساترین مراحل جهاد هستیم که شاید بتوان آن را با دوران پر از محنت و سختی رسول الله صلی الله علیه وسلم در مکه با فرصتی مثل دوران صلح حدیبیه برای مسلمین مقایسه کرد. صبر در این مرحله برای هر کسی قابل تحمل نیست به همین دلیل است که گاه انحرافات و حرکتهای عجولانه ی ایزائی اتفاق می افتد.

 در دارالاسلام ایران با اخراج سکولاریستهای مرتد از مناطق سنی نشین و در پیش گرفتن سیاستها و بازیهای خاص با مرتدین توسط حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران ما شاهد تحمیل صلح حدیبیه بر کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی در مناطق خود هستیم و این برای مسلمین ما در این مناطق یک فرصت است . یک «فرصت» استثنائی که متأسفانه عده ای محدود بین هنوز موفق به درک آن نشده اند و کار را به جائی رسانده اند که این «فرصت» را برای خود و اطرافیان تبدیل به یک «تهدید» کرده اند. ما به عنوان شریعت گرایان اصلاح طلب با یک «فرصت» در این مناطق طرفیم نه با یک «تهدید»، در حالی که مرتدین سکولار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها با یک «تهدید» جدی طرفند.

به همین دلیل است که ما هر گونه تبلیغ خارج از دستورات شورای مجاهدین در میان مسلمین افغانستان را غیر شرعی و همچنین هر گونه مبارزه ی مسلحانه و مشغول کردن  مسلمین به مسلمین و غافل شدن از دشمن اصلی در مناطق سنی نشین محل تولد خود در دارالاسلام ایران را نیز غیر شرعی و در راستای خدمت به کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین سکولار زده ی  محلی و در راستای صدمه زدن بیشتر به کلیت جریان اهل دعوت و جهاد جهان و دارالاسلام و اهل الجماعة به صورت عام و صدمه زدن به اهل سنت به صورت خاص می دانیم . 

س۵۶: اما اخیراً فعالیتهای تبلیغی شاگردان شما بیشتر شده است، دلیل شدت یافتن فعالیتهای تبلیغی شما در میان اهل سنت ایران چیست؟

ج:  شرایط خاص خودمان و جهاد، بخشی از برادران ایرانی ما را به دارالاسلام ایران و مناطق محل تولد خود برگردانده. هم اکنون می بینیم که سالهاست جنگ روانی و اقتصادی و… بر ملت ما از سوی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای  تحمیل شده و ظلم آشکاری بر ملت ما میره . با این وجود سناریوهائی برای تسلیم ملت ما و حتی احتمال جنگ نظامی در حال اجراست. این شرایط ما را به این نتیجه رسانده که جنگ روانی ومسلحانه بر دارالاسلام ایران و ملت ما اگه بیشتر از جنگ روانی ومسلحانه بر مومنین اهل دعوت و جهاد افغانستان و پاکستان نباشه کمتر نیست و مثل هم است. بر این اساس به دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل نموده و در میان ملت خودمان اقدام به دفاع در برابر جنگ روانی مثلث کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین محلی، و اقدام به صلح مسلح به سبک خودمان و متناسب با وضع موجود و نیازهای روزمان خواهیم کرد.

س۵۷ : با این وجود چرا عده ای از احزاب و جماعتهای اهل سنت داخل ایران از شما و تمام گروههای مسلح اهل سنت نقد و نوعی ترس دارند؟

 ج:  به خاطر عدم شناخت جایگاه و اهمیت الجماعه و معنی و مفهوم و محتوای ادعای اهل الجماعه بودن در کنار اهل سنت بودن و همچنین به دلیل عدم شناخت ما . البته نقد علمی و شرعی حق همه ست؛ با این وجود دسته ای از این گروههائی که گفتید دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها هستند که تنها شعار میدهند و غر و نق زن شده شغلشون و قصد دارند گامهای عملی ما را با غرزدنها و شعارهای توهمی و یا ناممکن برای امروز دارالاسلام  ایران زیر سوال ببرند.

 اینها هیچ راهکار عملی و واقعگرا و قابل اجراء برای وضع موجود و متناسب با نیازهای روز اهل سنت دارالاسلام ایران بر اساس قانون شریعت الله ارائه نمی دهند . چون چنین طرحی برای جغرافیای ایران کنونی ندارند.

اینها حتی نه اهل سنت را می شناسند نه اهل جماعت بودن را و نه ظرفیتهای آنها را؛ اینها به جامعه ی ما تعلق ندارند به همین دلیل بیشتر از جامعه و جریان ما ترس دارند تا از حاکمیت، چون می بینند که این حاکمیت در واقع به عنوان یک مسلمان به آنها نگاه می کند و محافظ آنهاست و خیال می کنند ما فرق بین مسلمان و مومن را نمی دانیم و یا روش برخورد با دارودسته ی منافقین را بلد نیستیم، و توهماتی از این دست. به همین دلیل سرو صداهای بیهوده ای راه انداخته اند.   

س۵۸: عده ای بر این باورند که مجاهدین نجدی به اعتماد ایران خیانت کرده اند، این ادعا تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشد؟

ج:  این برادران ما که از علماء « الدعوة النجدية» تقلید می کنند، با فهم اشتباهی که از بعضی از مفاهیم شرعی دارند یکی از سیاستهای اشتباه آنها اینه که به مسائل حاشیه ای بیشتر از متن اهمیت میدهند. دارالاسلام ایران با آنکه به گروههای مسلح و حتی غیر مسلح این جریان یاری رسانده اما در موقع احتیاج آنها را کنار خود ندیده و جهادی های نجدی کنار کشیده اند، بلکه حتی عده ای در این شرایط خطرناک با دارالاسلام ایران دشمنی کرده و «عملاً» در جبهه ی دشمنان قرار گرفته اند.

این برادران نجدی ما با تمام اختلافاتی که با همدیگه دارند تقریبا جنگ سرد و در صورت امکان جنگ گرم را بر کل اهل قبله ای تحمیل کرده اند که مخالف تفسیرخاص آنها از اسلام هستند. از افغانستان بگیر تا چچن و پاکستان و کشمیر و ایران و عراق و سوریه و یمن و سومالی و غیره تا الجزائر و غرب اسلامی.

غیر از القاعده ی شیخ اسامه بن لادنکه خود شیخ اسامه همچون شیخ عبدالله عزام اخوانی جناح سید قطب بود و نجدی ها تحت فرمان اینها بودند، تقریبا می توان گفت اکثریت قاطع  اهل سنتی که اختیار خود را به دست مجاهدین نجدی سپرده اند به اعتماد دارالاسلام ایران و سایر میزبانان خود که به نحوی به آنها پناه داده بودن آسیب زده اند، این برادران نجدی با آنکه کمکهای شایانی دریافت کرده اند اما زمانی که کوچکترین قدرتی به دست آورده اند با برداشت غلط از اصطلاح مشرک و مشرکین و توحید و شرک و عبادت و با برداشتن عذرهای معتبرشرعی برای اهل قبله و تکفیر نابجای اهل قبله به جان تمام شیعیان افتاده اند همچنانکه به جان تمام صوفی ها و غیره  به بهانه ی مشرک و قبوری و اهل بدعت و… بودن افتاده اند.

اینها عملاً اهل سنت و حتی حامیان سابق خود را به سمتی دیگر هل داده اند.

س۵۹: سیاست شما به عنوان اهل سنت ایران در مورد تبلیغ در میان شیعیان در ایران چیست؟

ج: ابن تیمیه  به عنوان یک فقیه و عالم حنبلی که به مخالفت با شیعه و بخصوص روافض میان شیعه مشهوره[۲۵] از انصاف بالائی در مورد مخالفین برخوردار بوده . ایشان در مورد شیعه میگه با آنکه این شیعیان امامی در اون چیزهائی که با اهل سنت مخالفت کرده اند گمراه هستند اما  فلا يلزم ضلالهم في كل شيء، اما این به این معنی نیست که در همه چیز گمراه باشن در حالی که اموری هستن که قد وافقهم بعض أهل السنة والجماعة في تلك المسائل، عده ای از اهل سنت در این مسائل موافق آنها هستند.

همچنانکه قبلاً عرض کردم ابن تیمیه اینها را جزومومنین و بخشی از امت محمد می دونه و می گه :  فإذا كان اسم المؤمنين وأمة محمد – صلى الله عليه وسلم – يتناولهم،  پس زمانی که اسم مومنین و امت محمد صلی الله علیه وسلم در مورد آنها به کار میره  اینهام دارای نظر و استدلالات خاص خودشون هستند ولهم نظرٌ واستدلالٌ،   پس دلیلی وجود نداره که دیدگاه و نظر اونها را به حساب نیاورد  لم يبقَ وَجْهٌ لمنع الاعتداد بهم .[۲۶] ابن قیم هم باز در مورد شیعه ی امامی و رای ونظر اونها چنین نگرشی داره و میگه : و  این مغرور شدن است که شخص متکبری همۀ آنان را تکذیب کند «وإن أخطأوا في بعض المواضع لم يلزم من ذلك أن يكون جميع ما قالوه خطأ». اگر  چه این شیعیان امامیه  در جاهائی دچار خطا و اشتباه شده اند اما به این معنی نیست که هر چه اینها بگویند خطاست. 

 این نگرش سلفیتیه که به عنوان سلفیت نوع دوم شناخته میشه که از دل مذهب امام احمد بن حنبل سر برآورده هر چند نجدیت که سلفیت نوع سوم هم بر آن اطلاق شده هم از دل همین مذهب تولید شده .

در این صورت برای ما شیعه به عنوان یک مذهب اسلامی تفاوتی با سایر مذاهب اسلامی دیگه نداره و این سخن شما را الان میشه اینجوری تصور کرد که سیاست ما در مورد تبلیغ در میان فرق اسلامی مختلف چگونه باید باشه؟

 هم اکنون در مناطق سنی نشین تمام هم و تلاش ما دفع مفاسدیه که ناشی از دین سکولاریسم و احزاب متعدد و مختلف آن توسط کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین محلی بر ملت ما تحمیل شده  که سعی داره ارتداد عمومی را با عقاید دین سکولاریسم و احزاب مختلف آن راه بیندازد .

در مورد برداشتن موانع میان شیعه ها با سایر فرق اسلامی، که در حواشی اختلافات جزئی فقهی با هم داریم، اینها مصلحتهائی هستند بسیار ارزشمند، اما جلب مصالح در مرحله ی  بعدی قرار داره. تلاش جهت حفظ سرمایه مقدم بر تلاش جهت کسب منفعته و… ما  در واقع بر اساس قاعدة شرعی  « دَرءُ المَفاسِدِ مُقدَّمٌ على جَلبِ المَصالِحِ» یعنی دفع مفاسد مقدم بر جلب مصالح است؛ برای بازگرداندن اصل سرمایه و مسلمان نگه داشتن اهل سنت در تلاشیم .

البته در این راه باز ممکنه:

  • طبق قاعده ی « الضَّروراتُ تُبيحُ المَحظوراتِ » متناسب با نیازهای روز و وضع موجودی که در اون قرار گرفتیم عمل کنیم
  • یاطبق قاعده ی « يُحتَمَلُ الضَّرَرُ الخاصُّ لدَفعِ الضَّرَرِ العامِّ » زيان و ضرر خاص به دليل از ميان برداشتن زيان و ضرر عمومي و عام  تحمل مي گردد، وارد عمل شویم
  • یا طبق اصل « الضَّرَرُ الأشَدُّ يُزالُ بالضَّرَرِ الأخَفِّ» زيان و ضرر بزرگ به وسيله ي زيان و ضرر كوچك از بين برده مي شود، عمل کنیم
  • یا بر اساس قاعده ی« إذا تَعارَضَ مَفسَدَتانِ رُوعيَ أعظَمُهما ضَرَرًا» اگر دو پديده ي فاسد روي دادند به آن يكي پرداخته مي شود كه زيان و ضررش بيشتر است و یا « یُختار أهْوَنَ الشّرّيْن» آني كه شرش كمتر است را انتخاب مي كنيم ، وارد عمل بشیم یا سایر قواعد شرعی دیگری که وجود دارند.

در تمام این موارد ما دچار ضررهای کوچک و حتی صدماتی هم شده و میشیم اما لازمه مثل جهاد مسلحانه ای که در سرزمینهای مشخص انجام میدیم در اینجا هم مفسده ي بزرگ (كه عبارت است از كفر و برگشتن ازقانون دين اسلام و ارتداد)  را با تحمل مفسده ي كوچك  (کە  عبارت است از آن چيزهايي كه به علت انجام دادن جهاد دچارش مي شويم مثل كشته شدن و موارد ديگر) نابود كنيم.

 این مشکل و مفسده ی اساسی ناشی از دیکتاتوری دین سکولاریسم و مفسده ی بی سابقه ای که کفار سکولار راه انداخته اند و باید برداشته بشه، تنها مختص به اهل سنت یا حتی شیعه و سایر مذاهب شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم نیست بلکه آفت و ویروس خطرناکیه که تمام شریعتهای آسمانی را در معرض تهدید قرار داده و لازمه همه در برابر این دشمن مشترک با هم متحد بشن و گفتگوهای درونی و انتقادات خود را چنان سازماندهی و مدیریت کنند که آنها را به خود مشغول و از این دشمن اصلی غافل نکنه.

س۶۰: شما اگر روابطی با جمهوری اسلامی ایران، امارت اسلامی طالبان و دولت اسلامی تحت فرمان ابوبکر بغدادی داشته باشید بر چه اساسی است؟

ج: منهج ما واضح و روشن است، ما در سرزمین جغرافیائی مشخصی تنها عمل از کانال شورای اولی الامر وابسته به یکی از «۳ابزار» برتر را شرعی می دانیم به همین دلیل سعی ما بر این است که تمام آنچه حق شرعی «۳ابزار»برتر است را ادا کنیم؛ همچنین انتظار داریم تا زمانی که هنوز در بعضی از مسائل نظری و فردی به اجماع واحدی نرسیده ایم و امر و فرمانی واضح، قاطع و صریح الدلاله ای از طرف یکی از «۳ابزار»برتر وجود ندارد، به استقلال درونگروهی ما مثل سایر تفاسیر موجود در شورای اولی الامر و دارالاسلام احترام گذاشته شود. در نتیجه در این مسائل مشخص که اجماع شورای اولی الامر وابسته به یکی از «۳ابزار»برتر آن منطقه بر آن وجود ندارد هم آزادی کامل «بیان» را خواستاریم و هم آزادی کامل «عمل» نسبت به آنچه که به آن باور داریم.

س ۶۱: آیا این «۳ابزار» در این زمینه ها واقعا به شما آزادی کامل داده اند ؟

ج: زمانی که هنوز شیخ اسامه بن لادن زنده بود و تحت «الجبهة الإسلامية العالمية للجهاد ضد اليهود والصليبيين» یا القاعدة به عنوان شورای واحد مجاهدین (یکی از ۳ابزار) و موازی و هم جهت با دارالاسلام ایران به عنوان ابزار برتر فعالیت می کرد، برادران ما ضمن تبعیت بی چون و چرا از تصمیمات صادره از آن، در امر نظری معتقد نبودند که هم اکنون کشوری یهودی یا نصرانی با ما در حال جنگ باشد، بلکه کشورهای سکولار(مشرک) با ما در حال جنگ هستند که از یهودی ها و نصرانی ها و بخصوص مسلمین و غیره هم به عنوان یک ابزار استفاده می کنند؛ به همین دلیل در حلف و سندیدکائی تحت عنوان «الجبهه الاسلامیه العالمیه للجهاد ضد سکولاریسم» و در حالت رسانه ای تحت عنوان «بنیان جهاد ضد دین سکولاریسم و احزاب مختلف آن» ضمن تبعیت از وحدت فرماندهی و وحدت دستور از استقلال درونگروهی خود در این امور نظری و شخصی محافظت کردند و هرگز محدودیتی هم از طرف القاعده ی مرکز متوجه این برادران نشد.

با روی کار آمدن حکومت امارت اسلامی و ملا عمر رحمه الله، برادران ما بر اساس منهج خود همچون شیخ اسامه تقبله الله به حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان بر جهاد با آمریکا و ناتو و مزدوران آنها بیعت دادند که مرحله ای بالاتر و مترقی تر از یکی از« ۳ابزار» محسوب می شود. امارت اسلامی افغانستان نیز هرگز محدودیتی برای برادران ما به وجود نیاورد، هر چند که از طرف مسلمین عوام افغانستان همیشه محدودیتهائی بر برادران ما تحمیل میشده است، اما این محدودیتها همیشه ناشی از افکار عمومی مردم بوده نه از طرف حکومت بدیل اضطراری اسلامی امارت اسلامی افغانستان.

س۶۲: از جانب حکومت جمهوری اسلامی ایران یا حکومت ابوبکر بغدادی چه؟

ج: ما از سال ۱۳۷۵ تاکنون در دارالاسلام ایران فعالیت داریم و غیر از خودم برای هیچ برادر یا خواهری محدودیتی در «بیان» یا «عمل» به آنچه که بهش اعتقاد داریم از جانب حکومت به وجود نیامده است، و تمام مشکلات برادران و خواهران ما از سوی سکولاریستهای مرتد محلی و مسلمین آلوده شده به تبلیغات مسموم رسانه ای یکی از احزاب و احزاب سکولاریستی و گاها بعضی از طرفدارن اخوان المفلسین(شاخه ی انحرافی جریان مبارک اخوان المسلمین) و نجدیت درباریِ خاصِ آل سعود بوده است.

در ابتدای پیدایش دولة تا نزدیکی های سقوط رقه که هنوز تفرق ناشی از قدرت یابی غلات نجدی به وجود نیامده بود باز برادران ما تحت امارت حکومت بدیل اضطراری اسلامی دولة بر علیه مرتدین سکولار حزب کارگران اوجالان و مرتدین سکولار ارتش آزاد جهاد کردند اما با پیدایش و قدرت گیری غلات نجدی برای برادران ما هم محدودیت در آزادی بیان به وجود آمد و هم آزادی عمل . و حتی کار به زندانی شدن برادران ما به خاطر داشتن افکار و تفسیری مغایر با تفسیر این نجدی ها شد و عده ای ازبرادران ما را بین استتابه از این افکار یا اخراج و… قرار دادند .

که در نهایت چند نفر از برادران ما به شیوه ای مشکوک به قتل رسیدند و چند نفر هم  پس از آزادی از زندان دولة به همراه چند برادر مهاجر تاجیک و ازبک و اویغورعملیات استشهادی انجام دادند و … عده ای هم  در نهایت پس از تبدیل شدن دولة از حکومت به فرقه و گروه دوباره به دارالاسلام ایران یا افغانستان و وزیرستان پاکستان برگشتند و…

س۶۳: در ضمن صحبتهایتان گفتید که جمهوری اسلامی ایران برای خود شما  محدودیت و … ایجاد کرده است؟ علت چه بوده؟ فرق شما با سایر همفکراتون چه بوده؟

ج: می دانیم که حکومت امارت اسلامی هورامان غربی که توسط اتحادیه ی انصار الاسلام اداره میشد هرگز نتوانست به جایگاه و اهمیت الجماعة در منهج اهل سنة و اهل الجماعة دست پیدا کند به همین دلیل متاسفانه به جای ملحق شدن به الجماعتی که سالها قبل توسط دارالاسلام ایران به وجود آمده بود حاکمیتی موازی با دارالاسلام ایران به وجود آورد و با دارالاسلام ایران توافقاتی داشت. بر اساس همین توافقات نه مخالفین دارالاسلام ایران می توانستند از مرزهای تحت کنترل دارالاسلام امارت اسلامی هورامان به ایران حمله کنند و نه مرتدین سکولار می توانستند از مرزهای دارالاسلام ایران به دارالاسلام امارت هورامان حملاتی داشته باشند .

در هر صورت زمانی که بر اثر حملات هوائی و زمینی مشترک دارالکفرهای امریکا و انگلیس و سکولاریستهای مرتد محلی کورد کُردستان عراق، حکومت امارت اسلامی هورامان از بین رفت و مثل الان دوله از حالت حکومت تبدیل به فرقه و حزبی کوچک شدند، برادران ما جهت فعالیت در خاک عراق بر علیه آمریکا و مزدورانش کتائب کوردستان وابسته به جماعت بین المللی القاعده را تشکیل دادند و در عراق جهاد خود را هماهنگ با القاعده الجهاد فی بلاد رافدین و بعدها با مجلس شوری المجاهدین فی العراق  به امارت عبدالله بن رشید البغدادی و بعد از آن با حکومت عراق اسلامی به پیش بردند.

به دلیل فعالیت در این برهه زمانی و ترور بعضی از برادران ما توسط آمریکا ومزدورانش اجباراً راهی تبعیدگاه شدم و بعد از چند سال باز به دلیل حمایت از دولة توسط نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران دستگیر و زندانی انفرادی و بازجوئیهای متعددی شدم . البته با عبارت و اتهام  گروهکهای ضد انقلاب داخل پرانتز گروهک تروریستی داعش .

 با این وجود هیچ یک از محدودیتهای بنده به دلیل بیان منهج فکری یا عمل به این منهج اهل سنت نبوده که در درسهای مقدماتی و سایر آثار بیان شده اند بلکه ریشه در دوله و حمایت از برادران نجدی در برابر کفار اصلی و مرتدین سکولار داشته است. به همین دلیل الحمدلله تا کنون این محدودیتها و زندان شدنها و غیره تنها مشمول خود بنده شده نه سایر برادران و خواهران هم مسیر .

س۶۴: شما نه به عنوان یک شهروند ایرانی بلکه به عنوان یکی از امرای شیخ اسامه بن لادن رحمه الله چه حقوقی در ایران دارید و …

ج: شیخ اسامه بن لادن دست پرورده ی اندیشه های اخوانی سید قطب رحمه الله بود و بر جایگاه وحدت و تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا به عنوان «سرافعی» آگاهی کاملی داشت و بر آن و شرکای غربی و منطقه ای اش تمرکز کرده بود، به همین دلیل حتی مطرح کردن جنگ مسلحانه بر علیه دارالاسلام ایران نزد ایشان و هم مسیران ایشان نوعی توهین و حماقت محض محسوب می شود .

شیخ اسامه بن لادن ایران را مأمنی برای تمام مجاهدین همفکر خودش و خانواده های آنها می دانست به نحوی که خانواده ی خودش را پس از حمله ی دارالکفرهای آمریکا و ناتو به افغانستان دست ایران سپرد. ما هم همین نگرش شیخ اسامه را برای ادامه دهندگان مسیرش می پسندیم، اگر شیخ اسامه بن لادن با «عمل» و در قالب کلیات این پیام و روش عمل را به هم مسیران خود رسانده است بنده در قالب تصحیح مفاهیم و دروس منهجی این «عمل» را توضیح داده و تبیین کرده ام.

 در برابر این سیاست روشن و صادقانه ی القاعده ی شیخ اسامه بن لادن، دارالاسلام ایران هم به عهد و پیمان خودش در محافظت کردن از مجاهدین و خانواده های آنها و سایر تعهداتی که لازم نمی دانم در اینجا بیانش کنم تا به حال صادقانه  با القاعده ی شیخ اسامه بن لادن عمل کرده، هر چند مشکلاتی بین القاعده ی ایمن الظواهری نجدی و این حکومت و سایر جماعتها هم وجود داره …

در هر صورت ما در دارالاسلام ایران علاوه بر حقوق شهروندی به عنوان یک جریان و فکر متمایز تا به حال از تمام حقوق و آزادی های شرعی در عرصه ی تبلیغ و عمل به آنچه معتقدیم برخوردار بوده ایم .

س۶۵: با آنکه شما در تبعید به سر می بردید اما مرخصیهای خاص خودتان را به میدانهای جهاد اختصاص می دادید تا دیدار خانواده و خویشاوندان و غیره چگونه جمهوری اسلامی ایران به شما چنین اجازه ای را می دهد و تا این اندازه دست شما را باز گذاشته است؟ آیا شما محدودیت یا مانعی در این زمینه هم ندارید؟

ج: دارالاسلام ایران غیر از موارد عمومی با هر یک از شهروندان  خود قوانین خاص و روابط خاصی دارد؛ مثلا برای طبقه ی مُلاها قوانینی را ترتیب داده که با قوانین نظامی ها فرق دارد یا برای دانشجویان و مجامع دانشگاهی قوانینی را وضع کرده که با صنف نانوایان و مکانیکها و جامعه ی پزشکی و غیره فرق دارد . به همین ترتیب در کنار قوانین عمومی، برای هر صنف و انجمن و شورا و طبقه ای قوانین خاصی وجود دارد که اگه طبق اون قوانین عمل بشه کسی مانع از فعالیت او نمیشه اما اگه مخالفت کنه حق خودش می دونه که متناسب با خلافش جریمه ش کنه و…

ما هم در این دارالاسلام حق و حقوق و حد و مرزهای خاص خودمان را داریم و بر این باورم تا الان طبق همان قراردادها و توافقات عمل کرده ایم و در کنار اهل سنت بودن اهل الجماعة هم بوده ایم و دلیلی برای  محدود کردن فعالیتهای اسلامی خود ندیده ام. در رابطه با سایر فعالیتهائی که از سال ۷۵ش طبق این منهج روشن تا کنون داشته ام نه بنده و نه هیچ یک از هم مسیران ما محدودیت و مانعی از طرف این «الجماعة» نداشته ایم، بیشترین محدودیتها و موانع را طرفداران احزاب سکولار و فرقه های موجود در میان اهل سنت بر ما تحمیل کرده اند.

س۶۶: شما میگوئید که مسلمین باید از کانال «۳ابزار» برتر فعالیتهای عقیدتی و فرهنگی اجتماعی و اقتصادی و امنیتی خودشان را جلو ببرند این چگونه در جمهوری اسلامی ایران مثلاً ممکن است؟

ج: در دارالاسلام ایران برخلاف سایر امارتهای اسلامی ما شاهد تنوع افکار و نظم و مدیریت بهتری در زمینه ی فعالیتهای اهل سنت هستیم و این یک فرصت کم نظیر در دنیای کنونی ماست. اهل سنت باید کارهایش را از کانالهای رسمی مثل شوراها و حلفها و سندیکاها و مراکز مذهبی و فرهنگی و اجتماعی و علمی و… رسمی ببرن جلو؛ کاری که متاسفانه به دلیل سهل انگاری اونها توسط سکولاریستهای مرتد محلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها اکثرا در حال اجراست .

 یعنی واضح می بینیم که مثلاً فلان انجمن زنان در دست سکولاریستهای مرتده یا فلان سندیکای ادبی را این مرتدین سکولار اداره می کنن یا فلان شورای روحایت اکثراً در دست دارودسته ی منافقین افتاده و به همین ترتیب سایر فعالیتهای مذهبی، اجتماعی ، فرهنگی و… را می بینم که آشکارا مومنین عقب کشیده اند و نظاره گر تخریبات دشمنان دین و ملتند. و این یعنی خیانت سکوت و نوعی سازش و حتی همکاری با مفسدین .

فعالیت رسمی و داشتن مجوز، هم کارها را تسریع  و راحتتر می کنه و هم به  مسلمین قدرت حکومتی میده که عاملی بازدارنده در جامعه ست و از مسلمین در برابر بسیاری از گروههای فشار تصنعی محافظت می کنه .

س۶۷: هم اکنون سیاست کلی جمهوری اسلامی ایران در برابر  گروهها و حتی احزاب اسلامی و غیر اسلامی را چگونه می بینید؟ این سیاستها  برای مسلمین یک فرصت است یا تهدید؟

ج: بدون شک زمانی که می بینیم فلان فرقه و گروه و حزب با شعارهای اسلامی و برنامه های اسلامی بدون آنکه رسمی باشه آشکارا دفتر حزبی و  گروهی داشته و انتخابات برگذار می کند و تبلیغ می کنه و کلاس تشکیل میده و از بین نمیره اما سکولاریستهای مرتد به شدیدترین شیوه ی ممکن سرکوب و نابود میشن باید یه قدرتی باشه که از این گروهها و فرقه های اسلامی دفاع کنه و این:

  • به خاطر قدرت نظامی این احزاب و گروههای اسلامی نیست چون اونها اولاً فاقد هر گونه قدرت نظامی هستند و اصولاً جنگ نظامی را هم قبول ندارند، دارالاسلام ایران قدرتهایی چون مرتدین سکولار گروه رجوی و دمکراتها و کومله ها و کارگران اوجالان و غیره را یا نابود و جارو یا مطیع برنامه های خودش کرده که از قدرت نظامی قابل توجهی برخوردار بودند که هیچ گروه اسلامگرائی در داخل ایران از لحاظ قدرت نظامی با اونها قابل مقایسه نبودند.  پس قدرت نظامی این اسلامگراها نیست که دارالاسلام ایران را به مصالحه و میدان دادن به اونها کشونده .
  • به خاطر تعداد طرفداران نیز نیست. چون تعداد طرفداران هر یک از این گروههای اسلامگرا به صورت مجزا هرگز به اندازه ی تعداد طرفداران فلان حزب سکولار و مرتد نمی رسد که با بهره گیری از رسانه های ماهواره ای برای خود گله جمع کرده اند؛ در این صورت آزادی این گروههای اسلامگرا و سرکوب سکولاریستهای مرتد به دلیل تعداد طرفداران نیز نیست.
  •  به خاطر سنی های اطراف دارالاسلام ایران و جهان هم نیست، چون ثابت شده است زمانی که یک سنی در میانمار یا چین یا ازبکستان و تاجیکستان و آفریقای مرکزی و باغوز و غزه و غیره نابود میشن کل سنی ها  که طاغوتها اونها را از طریق اسلحه و پول و دین فروشان مدیریت می کنند هیچ واکنشی نشان نمی دهند همچنانکه در قتل عام اهل سنت قارنا و قروه  و طرفداران شیخ هادی هاشمی در اوایل انقلاب هیچ اهل سنتی به داد کوردهای سنی ایران نرسید که آنها را از دست شیعیان غالی یا به قول امروز شیعیان انگلیسی نجات دهد الا همین حکومت نباشد که به دادشان رسید.  اما در برابر، سکولاریستهای مرتد از پشتیبانی تبلیغی و مالی و حتی نظامی تمام کفار جهانی برخوردارند و هر وقت هم لازم باشه این کفار محارب خارجی از نظر مالی و تسلیحاتی و اطلاعاتی آنها را تامین و تغذیه می کنن و… با این وجود دارالاسلام ایران به این اهل سنت میدان می دهد اما به سکولاریستها ی مرتد نه . پس قدرت خارجی نیست که دارالاسلام ایران را وادار به این کار می کند.
  • اگر در عراق به محض ضعف قدرت دارالکفرهای آمریکا و انگلیس و سایر کفار و بخصوص شیعیان غالی و انگلیسی که در اختیار این دارالکفرها قرار گرفته اند و به تدریج قدرت دارالاسلام ایران افزایش می یابد و به نسبتی که قدرت دارالاسلام ایران افزایش می باید جنگ مذهبی هم کاش می یابد و جنگ سنی و شیعی تقریبا خاتمه می یابد و سنی به خاطر اسمش کشته و سوزانده نمی شود و…  یا در افغانستان به هر میزان قدرت دارالکفرهای آمریکا و ناتو و روسیه کاهش می یابد و قدرت دارالاسلام ایران افزایش می یابد به همان نسبت جنگ مذهبی نیز کاهش می یابد  و…  پس این سیاست دارالاسلام ایران در قبال اهل سنت تنها به داخل مرزهای ایران محدود نمی شود بلکه یک استراتژی کلی در برابر کل مسلمین دارد که از آن پیروی می کند .

آیا شریعت گرایان میان اهل سنت این فرصت را درک می کنند و از آن استفاده می کنند یا فریب کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای و رسانه های آنها را خورده و جاهلانه این فرصت استثنائی و تاریخی را تبدیل به تهدیدی برای خود و دیگران می کنند؟

شیعیان ۱۲ امامی از ابتدا تا کنون در پی کسب قدرت بوده اند و از زمان سلطان حسین صفوی با دور ریختن غلاة پیرو «مذهب حیدری» یک قدم بزرگ برداشتند و به تدریج چنان قدرتی برای خود فراهم کردند که در نهایت برای اولین بار در تاریخ اسلام شیعه ی ۱۲ امامی توانست در سال ۵۷ یک حکومت براساس عقایدش تشکیل دهد و حالا می خواهد به آنچه که معتقد است عمل کند و… اهل سنت چگونه می توانند از این فرصت استفاده کنند؟

بدون شک اهل سنت ایران دارای حقوقی است که باید آنها را بدست آورد اما باید قبول کند که بدون شناخت صحیح خود و طرف مقابل هرگز نمی تواند در این رقابت پیروزی را کسب کند. در این راستا لازمه مسلمان در همان ابتدای امر به قول ابن تیمیه از مواردی که نشان از جاهلیته پاک بشه تا شناختش درست باشه چنانچه میگه: ﻣﻦ ﺗﻌﺼﺐ ﻷﻫﻞ ﺑﻠﺪﺗﻪ ﺃﻭ ﻣﺬﻫﺒﻪ ﺃﻭ ﻃﺮﻳﻘﺘﻪ ﺃﻭ ﻗﺮﺍﺑﺘﻪ ﺃﻭ ﻷﺻﺪﻗﺎﺋﻪ ﺩﻭﻥ ﻏﻴﺮﻫﻢ … ﻛﺎﻧﺖ ﻓﻴﻪ ﺷﻌﺒﺔ ﻣﻦ ﺍﻟﺠﺎﻫﻠﻴﺔ. [۲۷]هر کس بخاطر همشهری بودن یا هم مذهب و هم منش بودن یا خویشاند و دوست بودن (علاوه از تعصب هم دین بودن) تعصب بورزد در او شعبه ای از جاهلیت است .

این در حالیه که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لا يُؤمِنُ أحدُكُم حتَّى يكونَ هواهُ تَبَعًا لما جئتُ بهِ [۲۸]هیچ یک از شما ایمان نیاورده (ایمانش مقبول نیست) تا این که هوا و هوسش تابع آن (دینی) شود که من آورده ام.

س۶۸: غیر از این، جمهوری اسلامی ایران به صورت موردی چه اقدامات عملی انجام داده که اهل سنت ایران و منطقه هم در آن سود برده باشند؟ میشود ۴-۵ مورد را نشان بدهید؟

ج: اگه ریشه ای و به صورت موردی در این زمینه بخواهیم وارد بشیم موارد زیادن اما به عنوان نمونه : 

  1. خاتمه بخشیدن به کشت و کشتار اهل سنت توسط غلات شیعه در ایران . نمونه قروه و نامه ی حسین امامی نماینده بنیانگذار دارالاسلام ایران در غرب کشور در سال ۵۷ در مورد جنایات حول و حوش ۲۳ بهمن ۵۷ نسبت به اهل سنت قروه تجربه و عبرتی ماندگار برای مومنینه . این شخص در گزارش خود به رهبر انقلاب میگه که : ما به آن جا رفتیم و وقتی رسیدیم دیدیم که خیلی از مغازه های سنی ها را آتش زده اند، غارت کرده اند، خرابی به بار آورده اند، بعضی ها را هم مثله کرده بودند، له کرده بودند،  سرشان را کوبیده بودند. از طرفین مجموعاً ۳۰-۲۰ نفر کشته شده بود. بعد از درگیری شیخ هادی فرار کرده بود و این ها هم بولدوزر آورده بودند و تکیه  و مسجدش را با خاک یکسان کرده بودند.

حادثه ی قارنا را هم حتی اگه نامه ی خلخالی به آیت الله خمینی را بخوانیم باز فاجعه ی دیگریست بدتر از این.

  • خاتمه بخشیدن به کشت و کشتار اهل سنت توسط غلات شیعه در افغانستان . نمونه ی میخ کوبی بر سر انسان ها، بریدن سینه های زنان، انداختن روغن داغ بر سر اسیران، رقص مرده، بستن زنان حامله به درختان و تماشای زایمان آنها، بریدن ناخن ها و تجاوز گروهی بر زنان و فروش اجباری شپش و دهها جنایت دیگه اما حالا متحد طالبان و…
  • خاتمه بخشیدن به کشت و کشتار اهل سنت توسط غلات شیعه در عراق . نمونه تسخیر مساجد و تبدیل آن به حسینیه و کشتار اهل سنت و سوزاندن آنها و… صرفا به دلیل اسم عمر و ابوبکر و عثمان و خالد و …. تا زمانی که دارالاسلام ایران قدرت ضعیف در عراق بود و دارالکفرهای آمریکا و انگیس قدرت برتر بودند؛ اما به محض قدرت گیری ایران در عراق ما عراقی متفاوت با گذشته را می بینیم.
  • به نسبتهای مختلف حمایت از تمام گروههای اهل سنتی که مخالف دارالکفر محارب آمریکا و صهیونیستها بوده اند از انصارالاسلام بگیر تا جهاد اسلامی و حماس و القاعده و …
  • تضعیف و نابودی بسیاری از باورها و رفتارهای غلات شیعه چون قمه زنی و توهین و فحاشی به اصحاب و ام المومنین عایشه رضی الله عنها و غیره تحت عنوان تشیع انگلیسی در دارالاسلام ایران و سایر نقاط که قرنهاست اهل سنت با صرف آنهمه تبلیغ و حتی جنگ مسلحانه و… نتوانسته بودند انجامش دهند .
  • جا انداختن قرآن به عنوان یک منبع اساسی، احیای نماز جمعه و….

س۶۹: با این وجود می دانیم سالهاست که اهل سنت خواهان مسجدی برای خودشان در تهران هستند اما چنین اجازه ای به آنها داده نمی شود شما با این موضوع چگونه برخوردی داشته اید؟

ج: تمام کسانی که خواهان تاسیس مسجدی در تهران بوده اند همگی شیعه را مسلمان دانسته اند، یعنی برای آنها شیعه هم مثل حنفی ها و شافعی ها و سایر مذاهب اسلامی، اسلامی هستند؛ اما معتقدند مذهب خودشون به اسلام نزدیکتره. در هر صورت با این نگرش برای اینها چه فرقی بین یک مسجد شیعه با یک مسجد شافعی یا حنفی وجود داره؟

الله تعالی می فرماید: وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (جن/۱۸) پس مساجد متعلق به الله هستن نه شافعی و حنفی و جعفری و تُرک و کُرد و …، اینهمه مسجد وجود دارد اگر اهل نماز در مسجد هستید بفرمائید، محدودیتی هم وجود دارد با طی کرد مسیر رفع آن می توانید این محدودیتها را نیز رفع کنید همان کاری که ما در دانشگاهها انجام می دادیم.

علاوه بر این، اسلام حتی نماز خواندن در کلیسای نصرانی ها و کفار اهل کتاب را حرام ندانسته؛ عمر بن خطاب رضی الله عنه به این دلیل در کلیسای نصرانی های قدس نماز نمی خونه چون این مکان عبادی کفار اهل کتاب است، بلکه به خاطر رعایت حال این کفار اهل پیمان و آینده نگری که داشته از ادای نماز در کلیسای آنها صرفنظر می کند.

منابع تاریخی می گویند: عمر بن خطاب رضی الله عنه در حین بازدید ازکلیسای بزرگ شهر ( یعنی کلیسای قیامت) با سر رسیدن وقت نماز ظهر مواجه شد، در همین اثنااسقف شهر قدس به عمر پیشنهاد میکند که نماز ظهر را در این کلیسا بزرگ به جا بیارید .[۲۹]

این کلیسا یکی مهمترین کلیسای های نصرانی ها بشمار میره که هِلِن مادر امپراطور کنستنتاین در سال ۳۳۵ م اونو ساخته و برای نصرانی ها مایه ی افتخار بود که عمر در چنین مکان بزرگی نمازش را بخواند اما پیشنهاد اسقف شهر قدس از جانب عمر با ابراز تشکرجواب داده شد، ودر جواب اسقف گفت: مسلمانان هم در آینده به پیروی از او در این کلیسا نماز می‌خوانند و برخلاف مفاد صلح‌نامه مزاحمت برای نصرانی ها ایجاد می شود، بر این اساس عمر مودبانه و جهت مصلحت نصرانی ها درخواست او را رد کرد و در بیرون از کلیسا در حیاط وردی کلیسا و نزدیک صخره و دیوار ندبه بر خرابه‌ های هیکل سلیمان نماز ظهر را بجا میاره .[۳۰]

این منهج اسلامی در مورد جایگاه و مکان عبادی کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابه و اینکه مانع شرعی جهت ادای نماز در این اماکن برای ما وجود نداره چه رسد به مکان عبادی اهل قبله، پس چه دلیل شرعی برای نماز نخواندن اهل قبله در مساجد همدیگه وجود داره غیر از جاهلیت و دوری از منهج صحیح اسلامی؟

بله، ممکنه گفته بشه چرا شیعه ها در شهرهای اکثراً شافعی و حنفی نشین برای خودشون حسینیه و مکانهای خاص ساخته اند؟ این چه ربطی به اهل سنت و جماعت داره؟ شیعیان دارای مختصات مذهبی خاص خودشون هستن همچنانکه سایر مذاهب هم دارای مختصات خاص خودشون هستن و همین مختصات خاص مذهبیه که اونها رو از مذاهب معروف به اهل سنت جدا کرده، اگه ما هم در این مختصات از اونها تقلید کنیم آنوقت به شما نمی گویند شافعی یا حنفی یا حنبلی و غیره، شما هم می شوید چیزی شبیه آنها. ما چنین کاری را اشتباه می دانیم، انجام دادن اشتباه توسط آنها دلیلی برای این نمی شود ما هم از آنها تقلید کرده و مرتکب اشتباه آنها شویم و به جای حرکت از اتحاد به سوی وحدت، دچار عقبگرد شده و به سوی دامن زدن به تفرق بیشتر در حرکت باشیم؛ حرکت در مسیر تفرق و ضربه زدن به مسیر حرکتی رو به جلو فرقه ی ناجیه و اهل دعوت و جهاد به سوی «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» در شأن ما نیست.

این را نیز بدانید برای عده ای هم اکنون تاسیس نمازخانه یا مسجد در تهران و سایر شهرهای بزرگ شیعه نشین تبدیل به خوراکی تبلیغی، و برای عده ای هم تبدیل به دارالتجاره ای شده که عده ای حتی بر سر اون اختلاف پیدا کرده اند، اختلافی که نه به خاطر الله و دین اسلامه و نه به خاطر فرقه های مختلف اهل سنت ساکن در تهران بلکه اغراض، زهر و کینه های شخصی و منافع و کاسبی های حزبی خودشونو به اشخاص و گروهها و سایر پیروان فرق منتسب به اهل سنت تعمیم داده اند و میخواهند در این بازی که ثمره ای جز بهره کشی های شخصی و حزبی دربر نداره اهل سنت را درگیر کنند.

ما از نزدیک با قدرت گیری این احزاب و گروهها و اشخاص منفعت طلب و تاجر منتسب به اهل سنت آشنائی و برخورد داشته ایم چه در سوریه و چچن و پاکستان و عراق و افغانستان و چه در دارالاسلام ایران و سایر مناطق سنی نشین. اکثریت مطلق اینها همان دارودسته ی منافقین و سکولار زده هائی هستند که قدرت گیری آنها برای دنیا و دین مسلمین عادی بسیار مخربتر از حملات کفار اصلی و حتی مرتدین داخلی خواهد بود چه رسد به ضرر و زیان قدرت گیری آنها برای الجماعة و حکومتی بدیل اضطراری اسلامی چون ایران یا امارت اسلامی عمر سوم یا امارت اسلامی شباب المجاهدین سومالی و مالی و غیره.  این تجربیات واضح تاریخ معاصر مسلمینه.

اگر روزی اینها بر اهل سنت حاکم بشن روزانه هزاران بار حسرت همین جمهوری اسلامی را خواهید خورد، همچنانکه مردم افغان ابتدا حسرت حکومت ظاهر شاه را با قدرت گیری اینها خوردند و بعد از سقوط امارت اسلامی افغانستان هم حسرت حکومت ملا عمر رحمه الله را می خورند و تلاش دارند به همان سبک حکومتی برگردند. اینها تاجران دین و مردم و خائنین و خطرهای بالفطره ای هستند که ادامه دهندگان راه شریف شیخ احمد سومالی و ربانی و حکمتیار و احمد شاه مسعود افغانستان و صلاح الدین محمد بهاء الدین و علی باپیر کُردستان عراق و صدها گروه مسلح و غیر مسلح سوریه و عراق و لیبی در میان اهل سنت هستند .

 فریب شعارهای این مارهای سمی و رنگارنگ را نخورید و سعی در پرورش و پرورابندی آنها نداشته باشید، شعارهای اینها با واقعیت اهل سنت بسیار فاصله و فرق داره، اینها برای رسیدن به اهداف خود و حذف مخالفین خود از هر وسیله ی نامشروعی استفاده می کنند و هیچ تضمینی وجود ندارد که مساجدی که ساخته بشه و در اختیار این موجودات قرار بگیره تبدیل به مسجد ضرار و مرکزی برای ضرر رساندن به اسلام و دارالاسلام و اهل سنت نشود، همچنانکه تمام مراکز فرهنگی – اجتماعی و حتی حکومتی که در اختیار این موجودات قرار گرفته تماماً جهت ضربه زدن به مسلمین و بخصوص اهل سنت مورد استفاده قرار گرفته، فقط کافیه سر خود را بلند کنید و اطراف خود در عراق و افغانستان و ترکیه و تونس و الجزائر و سایر سرزمینهای اسلامی را ببینید که این موجودات قدرت و مرکزی در دست داشته اند یا مساجد شهر و روستای خود را نگاه کنید که ممکن است در اختیار این موجودات قرار گرفته باشه.

حتی جهت حفظ آبروی خودتان هم که شده این موجودات را جارو کنید که قصد دارند با نام شما برای خود جایگاه و موقعیتی به دست بیارن . ما به عنوان اهل سنت و اهل جماعت بدون شک حق و حقوقی در این حکومت و جماعت داریم که لازمه به دور از آفتهای این موجودات به مطالبه ی این حقوق بپردازیم . این موجودات آلوده و فرسوده ابزار مناسبی برای احقاق حقوق اهل سنت و جماعت نیستند بلکه تاجران دین و معامله گرانی هستند که همه چیز خود و دیگران را جهت رسیدن به اهدافشان در معرض فروش و معاوضه قرار میدهند .

بسیاری از برادران کورد، بلوچ و بخصوص برادران ترک ما مشکلات و سختی ها و جنگ روانی و حتی محدودیتهای مختلفی را به خاطر این حزب و دارالتجاره بر سر همین نمازخانه های تهران تحمل کرده اند.

س۷۰: اجازه بدهید به سراغ یکی از مشکلات داخلی مردم برویم که به نحوی به این بحث ما ربط پیدا می کند . با آنکه وضع ما با  30-40 سال قبل و حتی با جوامع دیگر قابل مقایسه نیست اما در جامعه با انواع فقر و گرسنگی طرف هستیم که نمی شود انکارش کرد راهکار درمان و رسیدن به اطعمهم من جوع چیست؟

ج: تنها پیوستن به «الجماعة» که توسط یکی از «۳ابزار» برتر به وجود می آید و بعد انتخاب «سیستم و نظام» اقتصادی عادلانه و «به روز» متناسب با اصول و مبانی اسلامی توسط «الجماعة» و هدایت تمام فعالیتهای خود از کانالی که «الجماعة» تعیین کرده. در نزدیکترین حالت و به صورت مستقل تشکیل حلفی درون خانوادگی و درون قبیله ایه و یا تشکیل سندیکا و صنف و ان جی او و انجمنی به این منظور. رفع گرسنگی بسیار مهمه.

امام  ابن حزم اندلسی رحمه الله می گوید: «اگر فردی [در جامعه ی اسلامی] از گرسنگی در شهری بمیرد، اهل آن شهر  قاتلان او محسوب می شوند؛ و  دیه ی آن فرد از آنها گرفته می شود». در ادامه می افزاید: «فرد گرسنه به هنگام ضرورت می تواند در راه به دست آوردن حق خود از غذای اضافی نزد دیگران  بجنگد که در این صورت اگر کشته شود، قاتل وی قصاص می شود و اگر کسی را بکشد که مانع رسیدن او به حقش شده، مقتول گرفتار لعنت الله می گردد زیرا از حقی منع کرده و بازداشته است و جزو  باغیان محسوب می گردد». [۳۱]

ضمن پشتیبانی و حمایت از سیاستهای کلان اقتصادی یکی از «۳ابزار» برتر و مشارکت در نهادهای مختلف اداری و اجرائی «الجماعة» جهت پیاده کردن بهتر اهداف اسلامی دارالاسلام و جلوگیری از نفوذی های مخرب،  کمترین کار هر یک از ما تشکیل حلف و صندوقها و انجمنهای درون قبیله ای جهت رفع نیازهای ذی القربای خودمونه و بعد به سایرین . اینجاست که  هماهنگ با حرکت از بالای «الجماعة» و یکی از «۳ابزار» برتر،  حرکتی از پائین شروع شده. البته عده ای تحت عنوان صندوق و غیره چنین کاری را شروع کرده اند که باید فراگیر و گسترده تر بشه .

س۷۱: در برابر این همه دشمن و جنگ و…  شما برای تامین مسائل اقتصادیتان چکار می کنید؟ و تا کجا مشکلات اقتصادی را تحمل می کنید ؟ یعنی منظورم این است حد و مرز تحمل شما تا کجاست ؟

ج: با پیوستن به «الجماعة» و استفاده از یکی از «۳ابزار» برتر و تلاش به اندازه ی وسعتمان تنها بر الله تعالی توکل کرده ایم و به وعده هائی دل بسته ایم که رسول الله صلی الله علیه وسلم از الله تعالی برای چنین امت و «الجماعة»  موحدی گرفته است که نه گرسنه بمانند و نه همگی بر گمراهی جمع شوند و نه دشمن بر آنها مسلط شود.الله تعالی می فرماید: وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ(ذاریات/۲۲) ما این را با چشم سر بارها و بارها دیده ایم و به آن یقین داریم و به الله تعالی اعتماد کامل داریم .

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید: « لو أنَّكم كنتُم توَكلونَ علَى اللهِ حقَّ توَكلِه لرزقتُم كما يرزقُ الطَّيرُ، تَغْدُو خِمَاصَاً، وتَرُوحُ بِطَاناَ». [۳۲] اگر شما آن گونه که سزاوار توکل بر الله است بر الله توکل کنيد، شما را همچون پرنده روزي مي دهد که بامدادان گرسنه از لانه بيرون رفته و شامگاهان با شکمي پر برمي گردد.

توکل یعنی اعتماد کردن به الله در به دست آوردن مصالح و دفع مضرات ضمن بهره گیری از اسباب شرعی: قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (توبه/۵۰)،  وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (طلاق/۳)

و اما تا کجا مشکلات اقتصادی را تحمل می کنیم؟ باید عرض کنم به همراه یکی از «۳ ابزار» و جماعتی که توسط دارالاسلام تشکیل شده تا شعب ابی طالب و اصحاب صفه این مشکلات را تحمل خواهیم کرد. إن شاء الله.

س۷۲: امروزه  خیلی از مسلمین در مورد مسائل اقتصادی و معامله و مسائلی از این دست صحبت می کنند و در مورد حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی کمتر به آنچه شما مقاومت تا حد شعب ابی طالب می گوئید فکر می کنند ریشه ی این معضل کجاست؟

ج: بله متاسفانه عده ای تمام هم و ذکرشان شده صحبت کردن در مورد وضع بد اقتصادی و گرانی اجناس و حسرت خوردن به مال و وضعیت اقتصادی دیگران و بد و بیراه گفتن به هر آنچه دم دستشون میاد . اما این گروه نه بر از دست رفتن حکومت اسلامی بر منهاج نبوت افسوس می خورند و نه تلاشی جهت بازگرداندن آن می کنند که ریشه های فقر و نا امنی را از بین میبره و «اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» را در جامعه عینی می کنه. حتی بر اینهمه تفرق و ضربه خوردن الجماعة و رواج انواع مفاسد اخلاقی و جنسی در میان مردم و عادی شدن گناه میان مردم و خالی شدن مساجد از نمازگذاران و … غم و افسوسی ندارند . اینها با چشم خودشان می بینند که محتوا و مفاهیم ۴گانه ی دین اسلام توسط کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی در حال نابودی است اما باز افسوسی نمی خورند و اهمیتی قائل نیستند. اینها خودشان را اهل سنت و اهل «الجماعة»  می نامند اما غیر از ادعا و شعار قدمی عملی در پیوستن به «الجماعة»  خواسته شده در منابع فقهی خودشان هم بر نمی دارند و اهل «الجماعة» نمی شوند.

این یعنی اینکه نزد این اشخاص دنیا شده بزرگترین هم و غمشان، چیزی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از چنین مصیبتی به الله پناه می برد و می فرمود پروردگارا: اجْعَلْ ثَأْرَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا، وَانْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لا تَجْعَلِ مُصِيبَتَنا في دينِنِا ، ولَا تَجْعَلِ الدنيا أكبرَ هَمِّنَا، ولَا مَبْلَغَ عِلْمِنا، ولَا تُسَلِّطْ عَلَيْنا مَنْ لَا يرْحَمُنا[۳۳] از کسی که بر ما ستم روا داشته، انتقام بگیر و ما را بر دشمنان‌مان یاری ده، و مصیبت ما را در دینمان قرار مده، و دنیا را بیشترین دل‌مشغولی و همّ و غم و نهایت علم ما قرار مده، و کسی را که بر ما رحم نمی‌کند، بر ما چیره مگردان.

این مردم زمانی که در دین دچار مصیبت شده اند و اینگونه دنیا شده تمام هم و غمشان، کسانی بر اونها تسلط پیدا کرده اند که بهشون رحم نمی کنن و چنانچه کوچکترین فرصتی پیش بیاد از هیچ دزدی و غدر و خیانتی کوتاهی نمی کنند، از مغازه دار و کارمند و مُلا بگیر تا فلان مسئول حکومتی .

پایبندی به قوانین دین اسلامه که به شخص و ملتی عزت میده، زمانی که اشخاصی یا ملتی به این منبع عزت گوش نمیدن و دنیا را بزرگترین هم و غم خودشان کرده اند باید منتظر عواقبش هم باشند. نحن قوم أعزَّنا الله بالإسلام فمهما ابتغينا العزَّة في غيره أذلَّنا الله.[۳۴] ما قومی هستیم که الله ما را به وسیله ی اسلام عزت داده است اگر عزت را در جای ديگر جستجو کنيم، الله ما را خوار و ذلیل می کند.

روزی و رزق هم ثابته اما با اعمالی هم میشه کمش کرد و هم اضافه ش کرد. تابعی جلیل القدر، أبو خلاد رحمه الله می گوید: هرگاه در میان قومی، فردی تارک الصلاة (ترک کننده نماز) زندگی کند؛ و سایر مردم آن شهر، وی را از این رفتار باز ندارند؛ الله متعال، به سزای آن، رزق و روزی مردم آن شهر را کاهش خواهد داد.[۳۵]

با این وصف نگاهی به جامعه ی جاهلی این افرادی که از آنها صحبت کردی بیندازید و ببینید این مردم چه بلاهائی بر سر خود آورده و با دل بستن به سکولاریستهای جهانی و محلی و دارودسته ی منافقین در چه مردابی خود را گرفتار کرده اند که هر چه بیشتر دست و پا می زنند بیشتر فرو می روند.

پس مقاومت تا شعب ابی طالب و اصحاب صفه به خاطر عقیده ی اسلامی متعلق به این افراد نیست، و تنها شامل کسانی می شود که خود را با « أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » و مومنین هم مسیر کرده اند نه « الضَّالِّينَ » و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها و نه « الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ » کفار ۵گانه ی میان انسانها.

س۷۳:  در کنار این منهج شرعی عده ای بر این باورند که در حالت ضعف و ناتوانی می توان به سکولاریسمی نرم و دموکراسی لیبرال حکم کنیم این سخنان تا چه اندازه می تواند صحیح باشد؟

ج: زمانی که  الله تعالی می فرماید: قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ ‏(ممتحنة /۴) ابراهیم و کسانی که بدو گرویده بودند، الگوی خوبی برای شما است، بدانگاه که به قوم خود گفتند : ما از شما و از چیزهائی که بغیر از الله عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است، تا زمانی که به الله یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی  عبادت می کنید.

با استناد به زندگی تمام پیامبران و منجمله ابراهیم و محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم متوجه میشیم که جایگاهی برای رضایت دادن به هیچ یک از قوانین دین سکولاریسم وجود نداره. سکولاریسم دین مشرکین (سکولاریستها) در طول تاریخه و سکولاریسم سکولاریسمه چه نرم و آبکیش و چه خشکش، در هر صورتی قوانین شریعت الله را کنار می زنه و محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین را به خودش اختصاص میده و جایی برای قدرت حکومتی و قانون شریعت الله و اطاعت از قوانین شریعت و مجازات و پاداش دادن بر اساس قانون شریعت الله نمی گذارد.

رسول الله صلی الله صلی الله علیه وسالم در مکه در انتهای ضعف و ناتوانی به سر می برد اما هرگز نه تسلیم قوانین سکولاریستهای قریش شد و نه در پارلمان و دارالندوه ی اونها شرکت کرد که دموکراسی مستقیم را رد جامعه پیاده کرده بود و نه در هیچ امر حکومتی اونها.

 من به نیم مُلاها و عوام اینها میگویم: اگه ضعیف و ناتوان هستی از سرزمینهای تحت حاکمیت سکولاریستها  به یکی از دارالاسلامها هجرت کن یا حداقل به مناطق تحت حاکمیت فرقه و حزبی که قبولش داری هجرت کن و خودت را از ذلت زندگی کردن تحت حاکمیت قوانین کفری سکولاریستها نجات بده. گوش نده که مثلاً در فلان دارالاسلام و سرزمین به خاطر مهاجرت مومنین جمعیت بالا می رود یا نه، تو هجرت کن اگه راست میگی و خودت را از این ذلت نجات بده؛ اما الله شاهد است که دروغ میگی و بهونه میاری و این زندگی ذلت بار تحت حاکمیت کفار سکولار را که از رفاه نسبی مادی برخوردارت کرده هرگز به پائین تر از اون رها نمی کنی چون آزمایش پس دادی.

س۷۴: علت این که امروزه مسلمین در میان مشرکین و سکولاریستها اینگونه ضعیف و ذلیل هستند چه می تواند باشد؟

ج: مسلمین حتی اگر «الجماعة» واحد خود را نیز از دست بدهند و صاحب جماعتهای مختلف و موازی شوند اما در طول تاریخ هرگز از یکی از «۳ابزار» محروم نمیشن به شرطی که نگرشی اسلامی و شرعی به سایر مسلمین داشته باشند. اینهائی که آگاهانه یا به دلایل نفسانی و جهالت از این سپرهای شرعی دوری می کنند همیشه در معرض انواع آزار و اذیتها و مشکلات بوده و هستن؛ نه در گذشته و نه در حال وضعیت مناسبی نداشته اند که مثلا بگوئیم الان اینجوری شدن. نه، قبلاً اینجوری بودن و الان بدتر و ذلیلتر شده اند.  این از یک سو ثمره ی عدم شناخت صحیح منهجی و تفرق مومنین و شعبده بازی های دارودسته ی منافقین و از سوی دیگر ثمره ی مدیرت قدرت نظامی و حکومتی سازماندهی شده ی دشمنه .

دسته ای از علماء و خطبای ذلیل شده در دارالکفرها هرگز نه هجرت می کنند و نه حتی مثل عبدالله ابن ابی هم به میدانهای قتال پا میگذارند و مریدانشان را نیز چنین فهمانده اند که با ماندن تحت سلطه ی این کفار سکولار از خودشان محافظت می کنند، انگار با ترسو بودن و پذیرش ذلت عمر طولانی می شود و جلو قضا و قدر الله گرفته می شود و با در پیش گرفتن عزت و غیرت عمر کوتاه می شود و یا زندگی و مرگ دست اینهاست و یا اگر اینها نباشند کار این دنیا و مسلمین لنگ می ماند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم شمشیری به ابودجانة رضی الله عنه هدیه داد که روی آن حک شده بود:

فِي الْجُبْنِ عَارٌ وَفِي الْإِقْدَامِ مَكْرُمَةٌ … وَالْمَرْءُ فِي الْجُبْنِ لَا يَنْجُو مِنَ الْقَدَرِ.[۳۶]

اینها عملاً می گویند که رسول الله صلی الله علیه وسلم هم با آنهمه امتیازاتی که از سکولاریستهای قریش می گرفت نمی بایست با وجود آنهمه مشکلات امنیتی و اقتصادی مسیر هجرت و جهاد را در پیش می گرفت و یا در جبهات جنگ حضورمی یافت چون ممکن بود کشته یا اسیر یا زخمی شود و اسلام تنها و بی کس بماند، بلکه کافی بود مثل آنها با دادن امتیازاتی به سکولاریستها تا می توانست از آسایش دنیوی و امنیت نسبی استفاده می کرد و به تدریج و آرام آرام به کار تبلیغ و تزکیه و غیره تحت حاکمیت سکولاریستهای قریش می پرداخت هر چند چندین دهه و چندین نسل طول می کشید و…. همین توهماتی که همه شنیده ایم انگار عمر نوح داریم.

اینها خودشان با دست خودشان باعث ذلیلی خودشان شده اند: وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ (حج/۱۸) والله هرکه را بی‌ارزش کند، هیچ کسی نمی‌تواند او را گرامی دارد.

س۷۵: اما عده ای بر این باورند که در کشورهای سکولار آزادی مسلمین زیاد است و مسلمین آزادی هائی دارند که در سرزمینهای تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی طالبان و سایر امارتهای اسلامی وجود ندارد

ج: زمانی که شخص دینش را از محتوای چهار گانه ی دین  یعنی ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش خالی می کند و این مفاهیم را تقدیم دین سکولاریسم می کند سکولاریستها (= مشرکین = احزاب) به نسبتهای مختلفی و متناسب با قوانین خودشان در اموری که مخالفتی با قدرت حاکمیت و قوانین سکولاریستی حاکم بر کشور نداشته باشه بهشون آزادی میدن که در امور کاملا شخصی و درونی مثل آتئیستها (دهری ها) و هم جنس بازان و سایر گروهها آزادی هائی داشته باشند .

در این کشورهای سکولار مسلمین می تونن ریش بگذارند، سیواک بزنند، پاچه شلوارشونو بکشند بالا،  حج برن، مسجد برن، اعتکاف کنند، دنبال غذای حلال بگردند به گونه ای که حتی ژاپن واسشون در کوه فوجی هم نمازخونه می سازه و هم غذای حلال ارائه میده، البته می تونن بر علیه سایر مسلمین و دارالاسلامها و جریانات جهادی هم تا می تونن تبلیغ کنند و حرف بزنند و یا در مورد الله و هر چه در حیطه ی شخصی افراد جا میگیره و مخالفتی با قوانین سکولاریستی حاکم بر جامعه نداره بگن.

خلاصله تا زمانی که مسلمین از محتوای چهارگانه ی دین یعنی بازگرداندن قدرت حاکمیت و قانون و برنامه و اطاعت کردن و مجازات و پاداش دادن براساس قانون شریعت الله صحبت نکرده اند و در کنار این از کفر به طاغوت و ولاء و براء و جهاد فی سبیل الله و الجماعة صحبت نمی کنند، و یا اگه صحبتی هم بکنن در «عمل» تابع قوانین سکولاریستی جامعه هستن، بر اساس قوانین حاکم بر این کشورهای سکولار آزادی های مشخص و محدودی دارند.

 البته در دارالاسلام ایران و سایر امارتهای اسلامی هم قاعده همینه، یعنی اگه ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش را به حاکمیت اسلامی و قوانین شریعت الله بدهند نه تنها اهل قبله بلکه کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب هم در امور شخصی و درون گروهی خود آزادی دارند.

مهم اینه همان قانون پذیری و قانونمند بودنی که در کشورهای سکولاریستی به حاکمیتهای سکولار میدن به حاکمیتهای بر دارالاسلام نیز بدن، آنوقت می بینن می توانن تمام این آزادیهای مشروعی که در آنجا پیدا میشه را می توان همینجا و بر اساس «ادلة الفقه» مذهب خودشون انجام داد اما سایر فواحش را که بر اساس قوانین سکولاریستی آزاده اما در قانون شریعت الله ممنوع و جرم هست را نمی تونن انجام بدن. گریز از شورای اولی الامر یکی از «۳ابزار» برتر و تک روی و فاصله گرفتن از الجماعة و ایجاد تفرق میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین فاحشه و فسادی است که از تن فروشی زنان تاثیر منفیش تو جامعه ی مومنین بیشتره.

س۷۶٫ حرکتها و احزاب دموکراسی خواه و سکولار تا چه حد می توانند به تشکیل حکومت مورد نظر خود در میان اهل سنت ایران برسند؟

ج: این نوع حرکت و زمینه سازیهای احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها و الرویبضة با آنکه ممکن است احساسات جاهلین را با خود همراه کند اما در میان مومنینی که بیدار شده اند نه تنها محاله بلکه در همان حدِ آرزو، شعار و جنگ روانی باقی می مونه چون نه قدرتی در اختیار دارند و نه بستر مناسبی.

سرزمینهای مسلمان نشین انواع حکومتهای سکولار لیبرال و سوسیال دموکرات و کمونیستی و چپ و راست را تجربه کرده اند و محاله با دیدن آنهمه جنایت و خیانت سکولاریستها باز تن به حکومتی سکولار بدهند. شاه پهلوی و صدام حسین و قذافی و اتاتورک و جمال عبدالناصر و نیه بری و اردوغان و سیسی و شریف شیخ احمد و کرزای و رحمانف و رمضانف و قدیرف و نتانیاهو و دهها حاکم مزدور و صدها حزب سکولار و مرتد محلی کافی نیست تا کم عقل ترین و لجبازترین مسلمان به ماهیت این جانوران پی ببره؟ دین سکولاریسم با تموم احزابش امتحان خودش را پس داده .

دعوت به سوی دین سکولاریسم و احزاب مختلف اون در واقع اعلان جنگ با دین اسلام و قوانین شریعت الله و مشروعیت بخشیدن به جنایات تمام حکام سکولار و مرتد محلی و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی و منطقه ایه و هم اکنون نه نیروی دندان گیری از سوی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و نوکران محلی اون وجود داره که بتونه به حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران ضربه بزنه و نه جامعه ای که بعد از اون از دین سکولاریسم و دموکراسی پلید اون استقبال و پذیرائی کنه، غیر از قدرت حکومت مرکزی، بدون شک اهل سنت و اهل جماعت ایران صاحب قدرت و اراده ی منسجم و سازماندهی شده ی خودشه. پس تشکیل حکومتی فاسد به سبک مرتدین بارزانی و طالبانی و مزدوران اوجالان در میان اهل سنت ایران در حد قد و قواره ی نحیف و کلنگی این جوجه سکولارهای بومی نیست، این لقمه بزرگتر از دهان بو گندوی این توهم بافان سکولار تماماً خائن و مزدور و منافقین یا همان کفار پنهان داخلی و ستون پنجم دشمنه، هر چند این ستون پنجم دشمن با ادبیاتی شبه اسلامی و در لباس خطباء و حتی علماء عده ای از جاهلین میان اهل سنت را نیز به صورت موقتی با خود همراه کرده باشند و برای خود دارودسته ای جهت نان درآوردن و تولید طبقه ای معنوی شکل داده باشند، چون این گله های همراهی کننده ی آنها در طول تاریخ، امروز گفته اند مرگ بر فلانی و فردا بر اثر تبلیغات جناح مخالف و گرفتن امتیازاتی، بر همان شخص که دیروز برایش مرگ می فرستادند امروز درود و رحمت می فرستند.

س۷۷٫ اما کسانی چون جبهه سنت و شبکه های کلمه و دهها حزب و شبکه ی مجازی و حقیقی که برای دموکراسی و فدرالیسم به سبک اروپا و آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته ی صنعتی دعوت می دهند همگی به نحوی نام اهل سنت را با خود یدک می کشند . مردم چگونه حق گرایان را از اینها تشخیص بدهند؟ 

ج: این اهل سنت باید به چیزی که بعد از اینهم می گویند عمل کنند یعنی سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم را گوش دهند «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اهل جماعت شوند؛ اگر به چنان درجه ای از رشد نرسیده اند و خیال می کنند دارالاسلام و جماعتی وجود ندارد که اهلش شوند باز سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم را گوش دهند «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» و از تمام فرقه ها و گروهها دوری کنن چون رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این گروهها می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند. [۳۷]

این منهج و مسیر حرکت مومنین در مساله ی حاکمیت و دوری از احزاب و گروههای متفرق به ظاهر اسلامگراست که برای اسلام دعوت می دهند نه برای کفر سکولاریسم و ارتداد.

به این امر مهم نیز نگاه کنید که حَارِثَ بْنَ حَوْط از علی بن ابی طالب رضی الله عنه پرسید: أتظن أن طلحة والزبير كانا على باطل؟ علی بن ابی طالب خلیفه و رهبر الجماعة دارالاسلام در پاسخ گفت: یَا حَارِثُ! إنه ملبوسٌ عليك، إِنَّ الحَقَّ لا یعرَفُ بِالرِّجَالِ؛ اِعرِفِ الحَقَّ، تَعرِف أهلَهُ[۳۸]  حق با شخصیت‌‌ها شناخته نمی‌‌شود؛ حق را بشناس تا اهل آن‌را بشناسی.

این سبک و روش ما در سنجیدن حق و اشخاصه، آنهم چه اشخاصی؟ اشخاصی چون طلحه و زبیر و امثالهم؛ اما همه می دانیم که دعوت آگاهانه، عمدی و اختیاری به سوی دین سکولاریسم یا هر یک از احزاب آن کفر بواحه و تمام مذاهب اسلامی به ارتداد چنین شخصی از اسلام حکم داده اند.

کسانی که آگاهانه، عمدی و اختیاری  برای حکومتی سکولار و دموکراسی خواه لیبرال یا کمونیست یا سایر احزاب دین سکولاریسم دعوت می دهند و به آن راضی هستند در واقع محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین را از دین اسلام گرفته و به دین سکولاریسم داده اند و مهر باطلی بر محتوای دین اسلام و تائیدی بر حاکمیت کفار و حکم بغیر ما انزل الله زده اند و اطاعت خودشان را از الله و قوانین شریعت الله و جماعت مومنین گرفته اند و به این کفار و قوانین کفری آنها داده اند. مگر ائمه ای از میان مسلمین وجود داره که به کافر و مرتد بودن چنین شخصی شک داشته باشه؟

در اینجا پذیرش قوانین کفری دین سکولاریسم فرق داره با علم فنی و تجربی مدیریت و قالبها و ابزارهائی چون ایالتی و ولایتی یا فدرالیسم و تقسیم قدرت و ایجاد شوراها و سایر قالبهای حکومتی که می توان داخل این قالبها هر عقیده و ایدئولوژی را ریخت.

 شما به بهانه ی جایگزین کردن لیوانی پلاستیکی با لیوانی کریستال نمی تونی محتوای داخل لیوان را توجیه کنی. محتوای لیوان چیزیه و خود لیوان چیز دیگه ایه. دین سکولاریسم و لیبرالیسم و سوسیالیسم و دموکراسی و سایر ایسمهای اون چیزیه و قالبهای حکومتی چیز دیگه. این یکی از حقه های مرتدین سکولار و بخصوص دارودسته ی منافقینه که قصد دارند با معرفی و تعریف و تمجید از قالب و لیوان و کاسه، محتوای داخل این قالبها و لیوانها و کاسه ها را مخفی کنن . و حتی میگن صحبت کردن از عقیده و ایدئولوژی در این مرحله و تا زمانی که قدرت به دست آنها نرسیده و دموکراسی مورد نظر آنها جان نگرفته درست نیست!! چه وقت درسته؟ زمانی که بر لاشه ها و استخوانهای مسلمین فریب خورده، صاحب قدرت حکومتی شده و اونها قدرت حکومتی و نظامی دارند و هر کسی مخالف قوانین سکولاریسم صحبت کرد باید انزوا یا زندان و تبعید و اعدام در انتظارش باشه . همون فیلمی که جمال عبدالناصر در مصر پیاده کرد و صدام حسین در عراق و اتاتورک در ترکیه و قذافی در لیبی و سایر مرتدین در سایر سرزمینهای مسلمین بازی کرده و می کنند .

س۷۸٫ مگر در دموکراسی مثل آمریکا نمی توان چند حکم داشت به جای یک حکم و به این شکل امتیازاتی به نفع قانون شریعت الله گرفت؟

ج: چرا میشه در یک حکومت سکولار چندین نوع حکم سکولار داشت. یعنی به تعداد تمام سلایق و احزاب سکولار و ولایتهای سکولار می توان حکم سکولاریستی داشت، همچنانکه می بینیم که در ایالات متحده ی آمریکا ما شاهد حکمها و قوانین مختلف سکولاریستی در ولایتهای مختلف هستیم که از یک ایالت با سایر ایلاتها تفاوتهائی دارد، حتی هر ایالتی هم برای خودش پرچم خاص خودش را دارد . دقت کنید:

میشه تعداد زیادی حکم سکولاریستی داشت نه حکم اسلامی یا حکم یهودی و نصرانی. چون دین سکولاریسم و دموکراسی اون با قدرت نظامی و زور اسلحه بر اساس جدا کردن قانون شریعت الله تعالی از حاکمیت و مسائل اجرائی حکومتی بنا نهاده شده . بر این اساس نه تنها امتیازی به قانون شریعت الله تعالی نخواهد داد بلکه تمام امتیازات اساسی شریعت را که مخالف قوانین و حاکمیت سکولاریستی هست از مسلمین خواهد گرفت و بخشی از آزادیهای شخصی را مثل نماز خوندن و ریش گذاشتن و حج رفتن و اعتکاف و غیره را به مسلمین میده که در بدترین حالت مردم تمام سرزمینهای مسلمان نشین بیشتر از آنچه در دارالکفرهای اصلی سکولار اروپا و آمریکا و غیره به آنها می دهند را برخوردارند.

س۷۹: در این صورت قاعده ی اصلی و اساسی در برخورد با سکولاریستها چیست؟

ج: در همان قدم اول و به عنوان امری فردی زمانی که کفر به طاغوت یا همان کفر به کفار کرده ایم و کفار سکولار هم یکی از کفار ۵گانه ی میان انسانها هستند که باید به آنها کفر کنیم لازمه از خود کفار سکولار اعلام برائت هم بکنیم و بگوئیم: إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ (ممتحنه/۴) این برائت تنها مختص کفار سکولاره نه کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب به همین دلیله که حتی طعام این کفار سکولار را نمی خوریم و با زنان و دختران آنها ازدواج نمی کنیم و از آنها جزیه هم پذیرفته نمیشه در حالی که این محدودیتها برای کفار اهل کتاب وجود نداره و کفار شبه اهل کتاب هم در مسائلی شبیه کفار اهل کتابند و با کفار سکولار فرق دارند.

در امور حکومتی هم غیر از حالتی که «الجماعة» در حالت ضعف نظامی قرار دارد و مجبور می شود پیمانهائی با کفار سکولار ببندد یا امتیازاتی جهت تجزیه ی دشمن جهت تمرکز بر دشمن اصلی به برخی از کفار سکولار بدهد، بعد از اصل دعوت، قاعده ی اساسی در برابر سکولاریستها اینه: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً (توبه/۳۶) با همه سکولاریستها بجنگید همان گونه که همه ی آنان با شما می‌جنگند؛ همانگونه همه ی آنها با محتوای ۴گانه ی دین شما می جنگند.

چون قاعده و استراتژی اصلی اینها در برابر محتوا و مفاهیم ۴گانه ی دین ما هم « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (بقره/۲۱۷) بوده و خواهد بود.

س۸۰: با این وجود می بینیم که بر اثر تبلیغات وسیع سکولاریستها آلودگی های غیر قابل انکاری در میان مسلمین به وجود آمده است، در برابر این ارتداد عمومی به دین سکولاریسم چه باید کرد؟

ج: اجازه دهید من سوال شما را اینجوری مطرح کنم : الان که ارتداد عمومی به دین سکولاریسم به صورت خزنده ای فراگیر شده با چه چیزی باید با اون مقابله کرد؟ به زبانی دیگر باید دارای چه صفاتی بود تا بتوان با این صفات دوباره مردم را به اسلام بازگرداند؟

باز حرکت را به دو حرکت فردی و جمعی تقسیم می کنیم؛ حرکت فردی یعنی حرکت فرد از جاهلیت عقیدتی و منهجی کنونی که در آن افتاده به کفر به طاغوت و برائت از سکولاریستها و رسیدن به ایمان به الله و داخل شدن به دایره ی مومنین.

در حرکت جمعی هم، الله تعالی پنج امررا  به عنوان پایه و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز  پنج ابزار را برای عملی کردن این دستور الله تعالی معرفی می فرماید.   

الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ : ای مؤمنان ! هرکس از شما مرتد شود الله قومی را (به جای ایشان بر روی زمین) خواهد آورد که :

  1.  یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ : الله دوستشان می‌دارد و آنان هم الله را دوست می‌دارند .
  2. أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ : نسبت به مؤمنان مهربان و نرم خو ومتواضح اند
  3. أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ : در برابر کافران سخت گیر، دلیر، بی باک و و نیرومندند
  4. یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ : در راه الله جهاد می‌کنند
  5. وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ : از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای هراسی به خود راه نمی‌دهند

 ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ‏(مائده ۵۴) این هم فضل الله است؛ الله آن را به هرکس که بخواهد عطاء می‌کند . و الله دارای فضل فراوان وآگاه است .‏

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید :

«وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِنَّ،

  1.  السَّمْعُ
  2. وَالطَّاعَةُ
  3. وَالجِهَادُ
  4. وَالهِجْرَةُ
  5.  وَالجَمَاعَةُ،

 فَإِنَّهُ مَنْ فَارَقَ الجَمَاعَةَ قِيدَ شِبْرٍ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِهِ إِلَّا أَنْ يَرْجِعَ، وَمَنْ ادَّعَى دَعْوَى الجَاهِلِيَّةِ فَإِنَّهُ مِنْ جُثَا جَهَنَّمَ»، فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَإِنْ صَلَّى وَصَامَ؟ قَالَ: «وَإِنْ صَلَّى وَصَامَ، فَادْعُوا بِدَعْوَى اللَّهِ الَّذِي سَمَّاكُمُ المُسْلِمِينَ المُؤْمِنِينَ، عِبَادَ اللَّهِ»:[۳۹]

من شما را به ۵ چیز که  به آن سفارش شده­ام، امر می کنم: شنیدن، اطاعت کردن ، جهاد، هجرت، به الجَمَاعَة پیوستن. هرکس به اندازه­ یک وجب از الجَمَاعَة دور شود، یقینا طناب اسلام را از گردنش باز کرده است مگر اینکه برگردد و کسی که در زمان اسلام به جاهلیت دعوت کند، توده­ خاکی از جهنم می­شود. مردی پرسید: یارسول الله، واگر نماز بخواند و روزه بگیرد؟ پیامبر- صلی الله علیه وسلم- فرمود: حتی اگر نماز بخواند و روزه بگیرد، پس او را به سوی الله دعوت کنید، الله که شما را مسلمانان مؤمن و بندگان خود نامیده است.

در اینجا مشخص می شود که آیا شخص در حرکت جمعی، هم اهل سنت است و هم اهل جماعت، یا جاهلی است که تنها شعار می دهد و ادعا می کند و نمی داند چه می گوید یا منافق آگاه و کافر پنهان داخلی است که آگاهانه، عمداً و به میل خودش و اختیاری به بهانه ی های همیشه آماده ی غیر شرعی از الجَمَاعَة فاصله می گیرد و مردم را به تفرق و دوری از الجَمَاعَة تشویق و تحریک می کند.

حالا آفت این پنج تا چیه ؟ دعوت به جاهلیت. همان چیزی که در درس دوم مقدماتی بهش اشاره کردیم، راهکار دوباره چیه؟ بازگشت به اسلام در حرکت فردی و بازگشت به این ده مورد در حرکت جمعی.

بله، ممکنه پس مانده های جاهلیت به تو اجازه نده فلانی حاکم بشه چون از نژاد یا مذهب اسلامی تو نیست و دچار شرک تفرق بشی و به همین سادگی از الجَمَاعَة فاصله بگیری و…

نکته ی مهم اینه که پنج تائی که الله تعالی معرفی فرموده تنها با ابزارهائی متحقق می شوند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان فرموده و تنها با این ۵ ابزار است که تبدیل به قدرتی می شوند که می توانند هم جلو ارتداد مردم را بگیرند و هم مومنینی را تولید کنند که جایگزین این قوم آلوده و احزاب مرتد شوند.

کسانی که خیال کنند غیر از این راه  حل و ابزارهای ارائه شده توسط الله و رسولش صلی الله علیه وسلم، راه حلها و ابزارهای دیگه ای وجود داره بدون شک منهج اسلام را  یا نفهمیده اند، یا منافقین و سکولار زده ها یا همان دشمنان پنهان داخلی و ستون پنجم دشمنان هستند که آگاهانه در فکر منحرف کردن و آلوده کردن منهج مسلمین اند، و هر چه غیر از این منهج صحیح اسلامی ارائه بشه جاهلیت و نفهمیه.

نکته ی قابل توجه دیگه، به مجریان و تمایز میان میدان دعوت با میدان جنگ برمیگرده. در میدان دعوت گاه اخلاق و سبک رفتاری شخص بیشتر از گفتار تاثیرگذاره. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمول ساده ای را بیان کرده و می فرماید:«أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِمَنْ يَحْرُمُ عَلَى النَّارِ أَوْ بِمَنْ تَحْرُمُ عَلَيْهِ النَّارُ، عَلَى كُلِّ قَرِيبٍ هَيِّنٍ سَهْلٍ» [۴۰] آیا به شما خبر ندهم که آتش جهنم بر چه کسی حرام است؟ آتش، بر هر شخصی که با مردم ارتباط نزدیکی داشته و متواضع و نرم خوی و آسانگیر باشد، حرام است.

س۸۱: مورد دیگری که از چند دهه قبل و هم اکنون توسط سکولاریستها محلی برجسته شده تاریخ باستان است که آن را به عنوان عامل هویتی معرفی کرده اند تا چه اندازه می توان به این مطالبی که ارائه می دهند استناد کرد؟

ج: می دانیم که هویت یک مسلمان عقیده ی اوست و وطن او هم دارالاسلام؛ با این وجود می بینیم که نضر بن حارث هم قبلاً در جنگ روانی و سرد خود بر علیه مسلمین همین «لَهْوَ الْحَدِیثِ» ها را از تاریخ ایران باستان آورده بود که الله تعالی در موردش می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (لقمان/۶)

 اما این «لَهْوَ الْحَدِیثِ» ها  کلاً سخنان پوچی هستند که بر اساس افسانه ها و ظن و گمان و مدارک رسمی و اکثراً دروغین طاغوتها بنا شده اند و کسی از واقعیت اونها چیزی نمی دونه. زمانی که الله تعالی می فرماید این داستان سرائی های باستان «لَهْوَ الْحَدِیثِ» و سخنان بیهوده و پوچ است دیگر جائی برای شک و گمان و چک و چانه زدن مومنین در این زمینه باقی نمی ماند.

یادم میاد که در سال آخر دوره لیسانس کاملا آماده بودم که فوق لیسانس تاریخ عمومی جهان بخوانم، از آمادگی کاملی نسبت به سایر دوستان برخوردار بودم اما همان شبی که قرار بود فردایش سرجلسه کنکور حاضر شوم این آیه ی: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (لقمان/۶) را با تفسیرش دیدم، برای اولین بار بود که متوجه شدم تاریخ باستان ایران کلاً سخنان پوچ و بیهوده و درواقع چرت و پرته و چون در مورد تمدنهای باستان هند و چین و غیره هم در قالب واحدهای درسی و مطالعات آزاد آگاهی هائی داشتم، همین سخن الله باعث شد از صرف عمرم به سخنان بیهوده و پوچ دست بکشم و کل شب را به مرور آنچه خوانده بودم و تطبیق آن با این حکم الله گذراندم، بعد از نماز صبح کمی قدم زدم و با خیال راحت خوابیدم؛ دوست و هم کلاسی و هم اطاقیم آقای رنجبر که با هم درس خوانده بودیم و با هم برای کنکور آماده شده بودیم هر چه ازم خواست بلند بشم و با هم بریم سر جلسه امتحان کنکور قبول نکردم و تا اذان ظهر که ایشان برگشتن اطاق خوابگاه خوابیدم.

این حکم الله در مساله ای جاهلی بود که در آن افتاده بودم و از آنهم خبر نداشتم و بعد از آگاهی از این حکم گزینه ی دیگری غیر از «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» و ترک آن نداشتم.

احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها سعی دارند با این «لَهْوَ الْحَدِیثِ» ها  و سخنان پوچ و بی ارزش و شک و گمانها برای پیروان خود «هویت نژادی» بسازند و این هویت نژادی را در برابر «هویت عقیدتی» مومنین قرار دهند و یا حداقلش این باشد که «هویت نژادی» را مقدم بر «هویت عقیدتی» مومنین قرار دهند.

من به عنوان کسی که سالها در تاریخ مطالعه کرده ام به برادران خود سفارش می کنم که داستان گذشتگان باستان را تنها در قرآن و سنت صحیح بخوانند و به چیز دیگه ای غیر از این دو منبع اعتماد نداشته باشند این هم به دلیل این سخن الله تعالی ست که می فرماید: أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ ۛ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ ۛ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ ۚ (ابراهیم/۹) آیا به شما نرسیده است خبر کسانی که پیش از شما بوده‌اند؟ (از قبیل) قوم نوح و عاد و ثمود و کسان دیگری که پس از ایشان آمده‌اند و جز الله کسی آنان را نمی‌شناسد.

پس زمانی که «لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ» غیر از الله تعالی کسی واقعیت اونها را نمی دونه بر مسلمین واجبه که اخبار باستان را تنها از الله تعالی بگیرند. هر چه لازم بوده و به درد دنیای ما می خوره الله تعالی ذکر کرده حتی اگه بخشی از یک واقعه بوده باشه، و اگه مطالبی دیگه یا قسمتی دیگه از واقعه را بیان نکرده حتماً نیازی نبوده و به درد الان ما نمی خورده .

در نقل تاریخ، عبرت ها مهم است نه جزئیات. به عنوان مثال زمانی که الله تعالی می فرماید: «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ»  از مکان اخدود، زمان حادثه، نام و تعداد ستمگران و تعداد شهدا و…سخنی به میان نیامده است، چون الله تعالی تشخیص داده که اثری در گرفتن عبرت ندارد، پس ما هم باید به این تشخیص الله تعالی احترام بگذاریم .

س۸۲:  عده ای از طرفداران احزاب سکولار و دموکراسی خواه بر این باورند که ادعای مسلمین در مورد رسمیت ازدواج با حیوانات یا با محارم و یا حتی هم جنس بازی در کشورهای دموکرات صحت ندارد و مسلمین به این کشورها و سکولاریستها تهمت می زنند . این ادعا تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشد؟

ج: اینها قبل از صحبت کردن چرا سرچی در اینترنت و فضای مجاز نمی کنن؟ اما مطمئنم که چنین کاری را کرده اند و تنها جهت عوام فریبی چنین ادعائی کرده اند چون می دانند ملت مسلمان ما از این ثمرات دموکراسی دین سکولاریسم و احزاب مختلف آن بیزار هستند.

از سال ۱۹۴۴ تا ۲۰۱۴ رابطه جنسی با حیوانات در سوئد قانونی و مجاز بوده[۴۱] و در سال ۲۰۱۵ دانمارک هم اونو ممونع می کنه یعنی قبل از اون وجود داشته اما هنوز در کشورهای سکولار برزیل، مکزیک،  فنلاند و رومانی و تایلند و مجارستان رابطه جنسی با حیوانات مجاز است در کانادا هم طبق رأی دادگاه این کشور رابطه جنسی با حیوانات خانگی به شرط عدم آسیب رسیدن به حیوانات مجاز و قانونی است![۴۲]و در دارالکفر آمریکا هم هیچ قانونی در منع این عمل وجود ندارد.[۴۳]

البته این تنها ربطی به کشورهای سکولار لیبرال نداره بلکه در کشورهای سکولار سوسیالیستی چون کوبای کاسترو و ارنستو چه گوارا هم رابطه ی جنسی با حیوانات قانونیه[۴۴] و کسانی چون پیتر سینگر از معروف‌ترین سکولارهای آتئیست‌ جهان هم از رابطه جنسی با حیوانات حمایت می‌کند![۴۵]

 در مورد ازدواج خواهر و برادر و محارم در سوئد هم کسی نمی تونه اونو انکار کنه و امری قانونی شده. پس از هلند و ایرلند که اولین کشوری بودند که همجنس بازی را قانونی کردند هم اکنون بیشتر از ۲۵ کشور سکولار دنیا این پدیده ی نفرین شده ی قوم لوط را قانونی کرده اند. ایرلند در سال ۲۰۱۵  ازدواج هم جنس بازان را قانونی کرد و به دنبال اون سایر کشورهای سکولار. پس قانونی شدن این لکه ی ننگین سکولارها مال همین سه چهار سال گذشته ست.

البته صرف نظر از کشورهائی چون ترکیه و امثالهم در همین نیمچه حکومت دست نشانده و کارتونی اقلیم کُردستان عراق هم در ماه رمضان سال ۹۶ ش کنسولگری دارالکفر آمریکا پرچم همجنس بازان را علم کرد و حتی به گواهی رسانه ی سکولار خودشان یک زن سکولاربه صورت رسمی با دو مرد ازدواج کرده و دارای ۴ فرزند هم شده و صدها پلیدی دیگری که همه می بینیم .

این بخشی از بی اخلاقی هائیه که طرفداران سکولاریسم و دموکراسی، خواهانش هستند . بگذار تمام مسلمین و آنهائی که فریب این دروغسازان فریب کار را خورده اند بدانند که این سکولاریستها و طرفداران احزاب سکولار پشت پرده ی این شعارهای فریبنده چقدر پست و رذیل و بی اخلاق هستند.

این طرفداران احزاب سکولار و مرتد و تمام طرفداران کفار سکولاری چون دارالکفرهای آمریکا و روسیه و چین و غیره چنین هدیه هائی را برای جامعه و فرزندان خود می خواهند. اینها  در حال فرو رفتن در باتلاق دین سکولاریسم و دموکراسی اون هستند که قبل از آنکه این سکولاریسم معیارها و اخلاق اسلامی آنها را ببلعد، اخلاق‌ عمومی شان را فاسد می‌کند.

س۸۳: هم اکنون کردهای سکولار از پشتیبانی قوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و سایر متحدینش برخوردارند، پیام شما به این سکولاریستهای مرتد و طرفدارانشان چیست؟

ج: ابتدا عرض کنم اینها هرگز از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد حمایت قرار نگرفته اند. حوادث پس از رای گیری برای خودمختاری و از دست دادن ۵۱ دست خاکشان در برابر سکوت دارالکفر امریکا و  صهیونیستها و غیره در عرض کمتر از چند ساعت به ما نشان داد اینها ابزارها و مزدوران و دستمال توالتهائی برای کفار هستن و تا زمان نیاز نگهداری میشن. این سرنوشت در انتظار مزدوران اوجالان در سوریه هم خواهد بود. اگر الله تعالی به ما و شما عمری بدهد با چشمان خود این سناریوی تکراری را باز خواهیم دید.

اما پیام من به این سکولاریستهای مرتد و تمام طرفداران و هوادانشون اینه که قدرت الله تعالی و مومنین باقیست اما قدرت و ماندگاری دارالکفر امریکا و متحدینش رفتنی است؛ موعد دیدار ما و شما باذن الله از کانال «الجماعة» و یکی از «۳ابزار» برتر خواهد رسید، ما به توبه و مسلمان شدن دوباره ی شما بیشتر از کشتن تان خوشحال می شویم .

س۸۴: اما هم اکنون سکولاریستهای کورد که به آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه و سایر قدرتهای منطقه ای گره خورده اند بر کوردهای عراق و سوریه مسلط شده اند اینها تا کی قرار است به این جنایات خود بر کوردهای مسلمان ادامه بدهند؟

ج: اصل در مورد تغیر وضع موجود در انسان و قومی این است که : إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْم (رعد/۱۱) الله حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند. این اصل ثابت تاریخ قرآن و اسلام در مورد انسانهاست. پس این جنایات ادامه دارد تا زمانی که این ملت نژادگرا و سکولار زده بار دیگر به منهج صحیح اسلامی برگردند.

البته ممکن است فلان حزب سکولار یا فلان ارباب از بین برود اما تا زمانی که شخص و قومی مثل چهارپایان بار بر است قطعاً حزبی دیگر با اسمی دیگر و اربابی دیگر برایشان پیدا خواهد شد. در میان کوردها تمثیلی هست که می گوید: شخصی الاغی را بار زده و از مسیری می گذشت که احساس کرد دزدها در کمین هستند به همین دلیل خطاب به الاغ گفت: 

وتی که ره گیان!گوی گره                            ئه و ده نگه ده نگی ریگره

تا زووه وه ره بارت که م                                 له ریگران رزگارت که م

که ر دایه قاقای پیکه نین…                          وتی قوربان هاوریی شیرین!

باره که ی من له خوت بار که                       هه تا زووه خوت رزگار که

که من که ر بم،باره به ر بم                       کورتان له پشت هه شبه سه ر بم

فه رقی چییه؟ ده رد هه ر ده رده                که ری تو بم،یا هی جه رده؟

خلاصه اینکه شخص به الاغ می گوید بیا بار را بردار تا تو را از دست دزدها نجات دهم و الاغ هم میگه خودت بار را بردار و خود را نجات بده چون تا زمانی که من خر باشم و باربر، درد یکیه، چه خر تو باشم و چه خر دزد.

الان عده ای هستند با وجود اینهمه مفاسد اخلاقی و رفتاری و خیانتهای مکرر کفار سکولار جهانی و منطقه ای و احزاب سکولار و مرتد بومی هنوز به این درجه از فهم نیز نرسیده اند که این احزاب سکولار دشمنان شماره یک و نزدیک آنها هستند و هویت آنها عقیده ی اسلامی آنهاست نه نژاد و مسائل ناسیونالیستی و سایر شعارهای دروغین احزاب سکولار . الله تعالی می فرماید:  وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/۱۷۹) ‏ما بسیاری از جنّیان و آدمیان را آفریده و (در جهان) پراکنده کرده‌ایم که سرانجام آنان دوزخ و اقامت در آن است.  (این بدان خاطر است که) آنان دلهائی دارند که بدانها ( آیات را) نمی‌فهمند، و چشمهائی دارند که بدانها ( واقعیتها و حقایق را) نمی‌بینند، و گوشهائی دارند که بدانها (قوانین الله را) نمی‌شنوند . اینان ( چون از این اعضاء چنان که باید استفاده نمی کنند) همسان چهارپایانند و بلکه سرگردان تر و گمراه ترند (چرا که چهارپایان از سنن فطرت پا فراتر نمی‌گذارند) . اینان واقعاً بی‌خبر (از صلاح دنیاو آخرت خود) هستند.‏

پس تا زمانی که این مردم به شناخت صحیح اسلامی نرسیده اند و خود را عوض نکرده اند و به بهانه های دروغین نژادی و غیره اختیار خود را دست این احزاب سکولار و مرتد خائن داده اند این احزاب مزدور و خائن نیز هستند. نکته ی دیگر اینکه موجودیت و شکل عمل مزدوران به موجودیت و تصمیمات اربابان اونها بستگی داره.

اربابان باشن اونهام هستند، اربابا بگویند بجنگید اونهام می جنگند، بگویند آتش بس و صلح کنید اونهام همین کار را می کنند، یا بگویند مثل کومله ها و دموکراتها و بارزانی ها و طالبانی ها و اوجالانی ها و… منطقه را رها کنید اونهام همین کار را می کنند. اربابا تصمیم بگیرند که فردا بروند اینها اگر ارباب جدید پیدا نکنند امروز میروند؛ چون می دانند اگه تاخیر داشته باشند بدون شک یا توسط مومنین سرکوب شده محاکمه و نابود میشوند یا باید منتظر سرانجامی چون سرانجام قاضی محمد مرتد و قذافی و صدام حسین باشند.

این مزدوران را کفار سکولار خارجی بر مسلمین تحمیل کرده اند، هواپیماهای کفار سکولار جهانی و منطقه ای سرزمین مسلمین را با خاک یکسان می کنند و این مزدوران بر زمین سوخته عکس می گیرند و مانور میدهند و فیلم می گیرند و زخمی ها و اسرای مسلمین را جمع می کنند و پز میدهند که بله ما چنین و چنان کردیم و ….

این پهلوان پنبه های مزدور چه در کُردستان سوریه که در عرض چند روز  تنها چند محله از کوبانی براشون مونده بود و چه در هورامان غربی که توان مقابله با چند مجاهد امارت اسلامی هورامان غربی را نداشتند و چه در مساله ی کرکوک و از دست دادن ۵۱ درصد از خاک خود و دهها مورد دیگه ثابت کرده اند که بدون پشتیبانی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای در برابر مردم مسلمان کورد هیچی نیستند. اینها مزدورند و صرفنظر از شعارهای تبلیغاتی و جنگ روانی و زرگری که راه انداخته اند در میان کوردهای مسلمان که ۹۸ درصد جمعیت کوردها را تشکیل می دهند بی ریشه اند.

بدون توجه به احزاب سکولار کورد عراقی که مزدوری آنها برای خاص و عام ملت مسلمان ما و جهان واضح و روشن شده و احزاب سکولار اردوگاه نشین کورد ایران هم حقوق بگیر و تحت مدیریت همین مزدوران بوده اند، پیمانکاران مزدور اوجالان که این روزها سر وصدای بیشتری راه انداخته اند نیز واضح و آشکارا برای همه مزدوری کرده اند و کارگران بی مزدشان را قربانی کرده اند. کارگرانی که با شعارهای احساسی خونشان را داده اند و مزدشان را این پیمانکاران خائن گرفته اند .

این حزب سکولار و مرتد کارگران اوجالان از همان ابتدا در اختیار دو حزب سکولار سوسیالیست بعثی در عراق و سوریه بود. در عراق در اختیار صدام حسین سکولار بودند که برای آنها اردوگاه مخمور را ساخت، الان هم مخلصانه در عراق در اختیار حشد شعبی هستند که حشد شعبی هم تحت مدیریت ایرانه . البته زمانی که در عرض چند ساعت ۵۱ درصد خاک تحت تصرف کوردهای سکولار اقلیم کوردستان عراق به تصرف حشد شعبی در آمد اینها هرگز واکنشی نشان ندادند و این سناریو برای ما که می دانیم قضیه از چه قراره ساده و روشنه.

در سوریه هم همیشه در اختیار سکولارهای سوسیالیست خانواده ی اسد بوده اند که آنها نیز اردوگاه بقاع را برایشان ساخته بودند و هم اکنون نیز در اختیار بشار اسد هستند و بشار اسد نیز هم اکنون در جبهه ی روسیه و ایران بر علیه آمریکا و ناتوست، هر چند بشار اسد عقب نشینی هائی کرده و طی معامله ای فعلاً این فاحشه های سیاسی را در اختیار آمریکا قرار داده تا ببینیم آمریکا هم چگونه بعد زا استفاده آنها را واگذار می کند.

البته حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران هم به سهم خود به صورت مستقیم از این مزدوران در راستای اهداف خودش استفاده کرده و می کنه؛ در بهترین حالت و ضمن احترام به جایگاه کارگران شرافتمند و بلا نسبت آنها، اینها را به کارگرانی تشبیه کنید که همه می توانند از آنها در پیاده کردن نقشه هایشان استفاده کنند و بعد از اتمام کار رها می شوند.

 دارالاسلام ایران جهت ایجاد توازن قدرت در برابر دارالکفرهای آمریکا و ناتو و غیره  به صورت مستقیم و بدون واسطه از کارگران اوجالان استفاده کرده و برای آنها در ارومیه قرارگاهی قرار داده و بیمارستانی ساخت و بعد از آنکه به قندیل هم نقل مکان کردند باز تا همین الان هم بهترین حافظان خارجی مرزها برای دارالاسلام ایران در برابر سایر احزاب سکولار و مزدور آمریکا و ناتو بوده اند که اخراج این احزاب سکولار از قندیل و اردوگاه نشین کردن آنها تا جنگ اخیر اینها با یکی از احزاب دموکرات کوردستان ایران که قصد وارد شدن به مرزهای دارالاسلام ایران را داشت نمایانگر این حقیقت غیر قابل کتمان است.

البته در معامله ای حساب شده از اوجالان بگیر تا همین الان آنها در سوریه، اینها به کرات پس از اتمام وظیفه و تاریخ مصرفشان مورد معامله قرار گرفته اند، یا حتی اجاره داده شده اند؛ چنانکه چند سالی است به دلیل قدرت گیری گروههای مسلح در سوریه و عراق، جهت توازن قوا در اجاره ی آمریکا و طبعاً ناتو قرار گرفته اند اما ارباب اصلی آنها در سوریه باز بشار اسد است.

چون آمریکا در این موارد همیشه متحد ناتو بوده و می بینیم در یک چشم بندی حساب شده چگونه شهر کورد نشین عفرین به ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه واگذار شده و اینها صدها کیلومتر آنطرفتر در دیرالزور و رقه و … در جائی که حتی یک کورد وجود ندارد و تماماً عرب هستند برای حفظ چاههای نفتی که توسط دارالکفر آمریکا اشغال شده در حال قربانی کردن کوردهای فریب خورده هستند.

حالا اگه زمانی کار حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران با این مزدوران تمام شده و رهایشان کند و از حالت کارگری برای دارالاسلام ایران خارج شوند و این مرتدین و مزدوران سکولار به تنهائی بخواهند با ما بجنگند، ما با همین تعدادی که برگشتن، با قطع رسانه های ارتباطی و بخصوص تبلیغی ماهواره ای و اینترنتی دروغساز آنها، در عرض یک ماه تمام کردستان عراق و در عرض دو ماه تمام کردستان سوریه را از وجود این مرتدین پاک می کنیم. چرا اینها دو ماه؟ چون عربهای سکولار نیزبا این مرتدین سکولار کورد متحد شده اند و مناطق بیشتری را تحت کنترل دارند.

س۸۵: عوامی که در میان قوم کورد توسط منافقین و سکولارزده ها فریب خوردند را چگونه می توان تشخیص داد و کدامها هستند؟

ج: کسانی هستند که بر این باورند هر چه می خواهی انجام بده، کفر کن، شرک کن، زنا کن، دزدی کن، ربا بخور، عرق بخور، بی احترامی به مسجد کن، ریش را بسوزان، نقاب را پاره کن، برای کفار سکولار مرتد سربازی کن، حرامهای الله را حلال کن و حلالهایش را حرام و از کفار سکولار جهانی و احزاب مرتد محلی به بهانه های واهی و غیر شرعی نژاد گرائی و قوم گرائی و غیره بر علیه مسلمین حمایت کن و…

به همراه این، نمازی عادتی و تقلیدی بخوان که از پدر و پدر بزرگانت بهت رسیده و معنای یک  جمله ی اونم بلد نیستی و نمی فهمی چه میگی بلکه اکثراً کلمات را هم به غلط تکرار می کنن.

تمام اینها را با هم انجام بده به شرطی که از نژاد کورد و زبان کوردی و خاک تحت سلطه ی احزاب سکولار و مرتد و اشغالگران سکولار جهانی دفاع کنی.

بر این باورند: در این حالت اگه کشته شوی شهیدی و با پیامبران و شهیدان حشر می شوی و بی حساب و کتاب وارد بهشت میشی! هر چند که هم نژادهایت رهبران کفر و ارتداد باشند و در برابر قانون شریعت الله و تمام معیارهای اخلاقی اجداد مسلمان ما و اولیای الله ایستاده باشند و علناً اهل فساد و بی بندوباری وطن فروشی و مزدوری برای کفار خارجی و طاغوتهای محلی باشند.

لاالەالاالله … اسم اینم گذاشتن اسلام . پناه به الله. 

تعجب آور اینه که همچون سایر آلوده شده های عقیدتی و منحرفین به آرایش چهره و منزل محل سکونت خودشون که محل نگاه مردمه خیلی اهمیت می دهند، اما به قلب خود شون که محل نگاه خالق اونهاست و به قیامت خودشون که آخرین منزلگاه اونهاست هیچ اهمیتی نمی دهند.

س۸۶: سکولاریستها بر این باورند که شماها مجرم هستید و به جای دنیا و تمام حکومتهای دنیا در حال جنگ با شماها و حکومتهای اسلامی مورد حمایت شما هستند . این را به مردم میگویند.

ج: جرم و گناه ماچیه که باید بعد از نماز صبح یا عشاء یا تراویح مثل کاک طیب اشکاوند و کاک سعدی شیرزادی و کاک مادح و غیره در شهر خود توسط سکولاریستهای مرتد ترور شویم در حالی که آندسته از برادران و خواهران ما که در دارالاسلام ایران هستند بر علیه اونها اسلحه به دست نگرفته اند و هنوز غیر از دعوت، هیچ اقدام عملی در چارچوب مرزهای دارالاسلام ایران بر علیه اونها انجام نداده ایم … یا در منازلمان مثل ملا محمد عارف کردستانی رحمه الله غدارانه توسط مرتدین به قتل برسیم؟

گناه ما چیه که بزرگان ما هم به همین سبک مثل ملا محمد ذبیحی رحمه الله و… باید به وحشیانه ترین روش ممکن توسط سکولاریستهای مرتد زجر کش شوند و…

گناه ما چیه که هم اکنون نیز باید از دست و زبان این سکولاریستهای مرتد در امان نباشیم؟

گناه و جرم ما این است که می خواهیم مفاهم و محتوای دین تنها مختص دین الله شود « أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ » (زمر/۳)  و قانون شریعت الله به جای قوانین دین سکولاریسم در زمین تطبیق شود .

گناه و جرم ما اینه که می خواهیم نسلی را تربیت کنیم که امثال این مرتدین فاسد و فاسد کننده متولد نشوند.

به همین دلیل مشرکین یا احزاب یا به زبان امروزین سکولاریستها همیشه در طول تاریخ با ما جنگیده اند و کشت و کشتار مسلحانه کرده اند تا اینکه ما دست از اون ۴ مفهوم و محتوای دین خود بکشیم . وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ  (بقره/۲۱۷)

جنگ و اسلحه و خون و خونریزی زبان گفتمانی سکولاریستها یا مشرکین در طول تاریخ بشریت با شریعت گرایان و مجریان قانون شریعت الله بوده و خواهد بود .

س۸۷: اما در بسیاری موارد مسلمین شریعت گرا از دست همین کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی شکست خورده اند و آنها پیروز شده اند

ج: معیارها و نتایج دو گونه اند یکی دنیوی و دیگری اخروی و مربوط به قیامت . معیار دنیوی به ما می گوید کاک سعدی و طیب و ملا محمد و مسلمین ترکستان شرقی وافغان و موصل و رقه و حلب و باغوز و یمن و سومالی و غیره توسط سکولاریستهای کافر جهانی و محلی کشته شدند پس اینها زندگی خود را از دست دادند و ضرر کردند و ثمره ی این جهادها نیز هدر رفته.

اما معیار و نتایج نزد الله تعالی با آنچه که در دنیا هست تفاوت اساسی دارد . به عنوان مثال نگاه کنید الله تعالی در مورد اصحاب الاخدود در سوره ی مکی بروج  چه می فرماید :

وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ«۱» وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ«۲» وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ«۳» قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ«۴» اَلنّارِ ذاتِ الْوَقُودِ«۵» إِذْ هُمْ عَلَیْها قُعُودٌ«۶» وَ هُمْ عَلی ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ«۷» وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ«۸» اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ«۹»

سوگند به آسمان که دارای برجهای بسیار است. به روز موعود سوگند. به شاهد و مشهود سوگند. مرگ بر صاحبان گودال(پر آتش).همان آتش پر هیزم.آنگاه که آنان بالای آن نشسته بودند. و تماشاگر شکنجه ای بودند که نسبت به مؤمنان روا می داشتند. آنان هیچ ایرادی به مؤمنان نداشتند، جز آنکه به الله  عزیز و حمید ایمان آورده بودند. آن که حکومت آسمان ها و زمین برای اوست و الله بر هر چیز گواه است.

در اینجا اصحاب الاخدود پیروزند و دشمنان اونها شکست خورده و ذلیل . معیار برای ما همینه، چه ثمره ی دنیوی اصحاب الاخدود گیرمان بیاد چه ثمره تشکیل حکومت اسلامی بر منهج نبوت؛ در هر دو حالت آنچه بر ما واجب شده است انجام وظیفه از کانال «الجماعة» است. 

س۸۸: از این داستان اصحاب الاخدود برای امروز ما چه می توان گرفت؟

ج:

  1. اعلام برائت و اظهار تنفّر از ستمگر لازم است. «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ» . مرگ بر صاحبان گودال(پر آتش). همچنانکه الان می گیم مرگ بر آمریکا یا روس و چین و اسرائیل وغیره .
  2. تفکّر ظلم ستیزی و ظالم کوبی ارزش است، گرچه ظالم وجود نداشته باشد. «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ»اصحاب اخدود امروز حضور ندارند، چنانکه ابولهب امروز نیست، روحیه تنفّر از آنان باید همچنان زنده باشد. «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ» هر چند این ظالم ابولهب عموی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم یا یکی از نزدیکان خودمان باشد چه رسد به دیگران.
  3. نقل ظلم ها و ذکر مصیبتهائی که بر مسلمین رفته به عنوان یک عامل موثر سابقه قرآنی دارد. در تاریخ مسلمین نیز ذکر مصیبت از بین رفتن حکومت اسلامی بر منهاج نبوت و بوجود آمدن شاهیگری و یا ذکر مصیبت قیام حسین بن علی و زید بن علی و عبدالله بن زیبر و واقعه حرّه مدینه و باغوز و غزه و صدها مصیبت دیگر همچون مصیبتی که در این چند دهه مسلمین به خاطر گرفتار شدن به احزاب سکولار داخلی و خارجی متحمل شده اند می تواند در بیداری ملت ما موثر باشد.
  4. ارتکاب گناه یک مسئله است، ولی سنگدلی و نظاره گری و رضایت بر آن، مسئله دیگر. «وَ هُمْ عَلی ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ» هم اکنون مسلمین و جاهلین محلی ما با چشم خود اینهمه جنایت کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی بر علیه سایرمسلمین و مومنین را در میانمار و باغوز و موصل و سومالی و یمن و افغانستان و پاکستان و غزه و غیره می بینند اما باز  در کنار این کفار و مرتدین ایستاده اند یا برای حاکمیت آنها له له می زنند.
  5.  پایداری بر ایمان، تاوان دارد. «وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّ أَنْ یُؤْمِنُوا»  جمله «یُؤْمِنُوا» به جای «آمنوا» رمز آن است که کفّار از پایداری مؤمنان ناراحت بودند و اگر دست بر می داشتند شکنجه ای در کار نبود. هم اکنون اگه ما هم دست از مفاهیم و محتوای چهارگانه ی دین از دین اسلام بکشیم و این مفاهیم را تقدیم دین سکولاریسم کنیم هیچ کافر سکولار جهانی و مرتد محلی با ما کاری ندارد و استقامت بر این ایمانه که تمام این مشکلات را برای ما تولید کرده.
  6. منطق نهائی کافر، تهدید و انتقام است. «وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ»
  7. در حوادث تلخ و سخت تاریخ، همواره زنان و مردان مؤمن در کنار یکدیگر بوده اند و زنان با ایمان در کنار مردان، آزار و شکنجه ها را به جان می خریدند. لذا ستمگران جنایتکار نیز، آنان را همچون مردان مورد آزار و شکنجه قرار می دادند. «فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ»
  8. در اینجا نیز باز تفاوت میان مسلمین با مومنین مسلمان برجسته می شود و تمام این موارد مشمول مومنین میان مسلمان میشه.

س۸۹: به نظر شما اینهمه دشمن و اینهمه جنایت باعث ترس نمی شود برادر ؟

ج: ما با آنکه از سپر و قدرت بازدارندگی قوی و محکم نظامی و حکومتی «الجماعة» برخورداریم  با این وجود حذر و هوشیاری خودمان را حفظ می کنیم اما هرگز از هیچ بنده و مخلوقی نمی ترسیم : أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ (زمر/۳۶) آیا الله برای (حفاظت و حمایت از) بنده‌اش کافی نیست‌ ؟ آنان تو را از کسانی جز الله می‌ترسانند .

در راه  بهشت جائی برای ترسوها و بی غیرتها وجود نداره و ترسیدن از دشمن نشان از عملکرد شیطان در درون انسانه و تنها قلبهای آلوده هستند که از بندگان بیشتر از الله می ترسند.


[۱]  پاورقی ها و منبع نویسی ها توسط شورای مدیریت سایت «بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان» صورت گرفته است .

[۲] اصول کافى: ۱/۵۹، باب الرد الى الکتاب و السنّه، روایت۱.

[۳] همان، روایت ۶، ص۶۰.

[۴] همان، باب الاخذ بالسنه و شواهد الکتاب، ج۱.

[۵] همان، حدیث ۴.

[۶] الله متعال پیش از او ماجرا را پیامبرش  علیه الصلاة والسلام  ابلاغ کرده بود

[۷] بحار الأنوار,  ج۶۵  ,  ص۲۴۲  /  «اُمرت ان اُقاتل حتی یقولوا لا اله الا الله فاذا قالوها و صلوا صلاتنا و استقبلوا قبلتنا و ذبحوا ذبیحتنا فقد حرمت علینا دماءهم و اموالهم»( بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام  ,  جلد۳۰  ,  صفحه۳۵۱)

[۸] عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية ,  ج۱,  ص۲۳۸

[۹] عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية,  ج۱,  ص۱۴۳ 

[۱۰] الصواعق المرسلة في الرد على الجهمية والمعطلة، ج ۲ صص ۶۱۶-۶۱۷٫ / می گوید:«وجه هفتم: فقهای امامیه از اولشان تا آخرشان از اهل بیت نقل کرده‌اند که کسی که به طلاق سوگند بخورد و سوگندش را بشکند، طلاقش نمی‌افتد و این موضوع در نزدشان از جعفر بن محمد و دیگر اهل بیت، متواتر می‌باشد. و  این مغرور شدن است که شخص متکبری همۀ آنان را تکذیب کند و بگوید بر دروغ بستن بر اهل بیت همدستی کرده‌اند! برای اینکه در بین آنان (امامیه)، فقها و اصحاب علم و نظر در اجتهاد وجود دارد و اگرچه که دربارۀ موضوع صحابه دچار خطا و بدعت شده‌اند اما چنین چیزی موجب این نمی‌شود که بر همۀ آنان حکم به دروغگو و جاهل بودنشان داده شود، و به تحقیق که صاحبان کتب حدیثی صحیح، از جماعتی از شیعیان روایت کرده‌اند و به حدیثشان عمل کرده و مسلمانان به حدیثشان احتجاج کرده‌اند، و فقها (ی اهل سنت) پیوسته مخالفت‌های آنان را نقل کرده و با آنان بحث کرده‌اند و آنان (امامیه) اگرچه در بعضی از مواضع خطا کرده‌اند، اما از آن چنین لازم نمی‌آید که همۀ آنچه که می‌گویند خطا باشد». 

[۱۱] الألباني ، صحيح الموارد ۲۱۶

[۱۲] الرد علی السبکی، ج ۲ صص ۶۵۹-۶۶۰٫

[۱۳]  جعفر، المدرک تهذیب الاصول، ج۲، ص۱۶۵.   

[۱۴] مسلم ۱۱۳۵

[۱۵] متفق علیه

[۱۶] فتاوی الکبری، ج ۳ ص ۵۱۶٫ و مجموع الفتاوی ج ۳۵ ص ۲۰۱٫

[۱۷] مجموع الفتاوی ج ۱۳ ص ۹۶٫

[۱۸] منهاج السنه ج ۲ ص ۴۵۲٫

[۱۹] مسلم ۳۴۳۴

[۲۰] متفق علیه / البخارى (۳۶۰۶ ، ۷۰۸۴) ومسلم (۱۸۴۷)

[۲۱]  نظام الحكم في عهد الخلفاء الراشدين ۸۴ .

[۲۲] الخلافة والخلفاء الراشدون، سالم البهنساوي ص۱۹۶ .

[۲۳] مسلم ۱۶۴۵

[۲۴] رواه البخاري (۵۰۶۰) ومسلم (۲۶۶۷)

[۲۵] همچنانکه کل حنبلی ها به مخالفت با امام حنفی و حنفی ها در طول تاریخ اسلامی  هم مشهور شده اند

[۲۶] الرد علی السبکی، ج ۲ صص ۶۶۱-۶۶۲٫

[۲۷] ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻟﻔﺘﺎﻭﻯ ۴۲۲/۲۸

[۲۸] الأربعون النووية ۴۱ / جامع العلوم والحكم ۲/۳۹۳/ تخريج مشكاة المصابيح ۱/۱۳۱_ المصدر : فتح الباري لابن حجر۱۳/۳۰۲

[۲۹]  ه‍ی‍ک‍ل‌، م‍ح‍م‍د ح‍س‍ی‍ن‌، ال‍ف‍اروق‌ ع‍م‍ر ج۱، ص۲۵۸  / شبلی، محمود، ﺣﻴﺎة ﻋﻤﺮ ص۲۰۲

[۳۰]  همان

[۳۱] المحلى، الجزء السادس، المسألة رقم ۷۲۵ ص۲۲۶ و۲۲۷٫

[۳۲] أخرجه الترمذي (۲۳۴۴) واللفظ له، وابن ماجه (۴۱۶۴)، وأحمد (۲۰۵). وَصَحَّحَهُ ابْنُ حِبَّانَ (۷۳۰)، وَالْحَاكِمُ ۴۱۸

[۳۳] ترمذی ۳۵۰۵

[۳۴] رواه الحاكم (۱/۱۳۰)، وصحَّحه الألباني في ((سلسلة الأحاديث الصَّحيحة)) (۱/۱۱۷) على شرط الشيخين.أخرجه ابن المبارك في ” الزهد “، وابن أبي شيبة في ” المصنف،وهناد في ” الزهد “، وأبو نعيم في ” الحلية “

[۳۵] فتح الباري لابن رجب ۳ / ۱۴۴

[۳۶]  ابن سعد، الطبقات الكبری، ۱۵/۲

[۳۷] بخارى ۳۶۰۶ ، ۷۰۸۴ – مسلم  1847

[۳۸] تلبيس إبليس منتقاه ۷۷ وانظر أقاويل الثقات ۲۲۸, وصيد الخاطر۳۶-۳۷٫/ فيض القدير۱/۱۷٫

[۳۹]  مسند الإمام احمد بن حنبل ۱۶۸۴۱-۲۲۳۱۱/ سنن الترمذی   2863 – 2864  / الحاکم (۱-۱۱۷، ۱۱۸،۴۲۱) /  صحیح ابن خزیمه ۱۷۹۵ /   السنن الكبرى للبيهقي ۱۵۲۷۲ /  شعب الإيمان للبيهقي۶۹۸۶ و   دیگران / [حكم الالبانى] : صحيح، المشكاة (۳۶۹۴) ، التعليق الرغيب (۱ / ۱۸۹ – ۱۹۰) ، صحيح الجامع (۱۷۲۴) /

[۴۰] الترمذي (۲۴۸۸) واللفظ له، وأحمد (۱/ ۴۱۵)، وابن حبان (۲/ ۲۱۶).

[۴۱] http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=5563610

[۴۲]http://www.dailymail.co.uk/news/article-3634998/Sex-acts-pets-OK-Canadian-Supreme-Court-long-doesn-t-involve-penetration.html /  http://www.independent.co.uk/life-style/love-sex/why-would-anyone-want-to-have-sex-with-an-animal-the-psychology-of-bestiality-10201158.html

[۴۳] http://www.independent.co.uk/life-style/love-sex/why-would-anyone-want-to-have-sex-with-an-animal-the-psychology-of-bestiality-10201158.html

[۴۴] https://www.zeta-verein.de/en/zoophilia/worldmap-zoophilia/

[۴۵] https://t.me/no_atheism/55

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *