مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت سوم)

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸) (قسمت سوم)

مصاحبه کننده ها: کارزان شکاک، ابوعبدالله موکریانی (اعضای شورای مدیریت سایت)[۱]

س۹۰: بعضی از ماها اقوامی داریم که سکولار(مشرک) مرده اند یا در یکی از احزاب سکولار(مشرک) کشته شده اند آیا می توانیم برای آنها طلب بخشش و مغفرت کنیم؟  

ج:  اگر مشرک و سکولار بودن شخصی با یقین و بدون شک ثابت شد در این صورت طلب بخش و مغفرت برای مشرکین یا سکولاریستها اصلاً جایز نیست چون الله تعالی می فرماید: مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (توبه /١١٣) براي نبی و مؤمنان شايسته نيست كه براي سکولاریستها [از الله] طلب آمرزش كنند، هرچند از نزديكان‌شان باشد. آن هم پس از آن كه براي آنها روشن شد كه اين گروه اهل دوزخند. (هر کافری اهل دوزخ است و سکولاریستها نیز یک دسته از کفار ۵ گانه ی اصلی ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَى ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) هستند؛ کسی هم که عضو یکی از این کفار ۵ گانه باشد هیچ عذری ندارد و یکی از این کفار محسوب می شود.)

داستان سیدنا ابراهیم و هشدار در مورد استغفار برای پدر سکولارش می تونه مثال خوبی در این زمینه باشه که الله تعالی می فرماید: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (ممتحنه/۴) ‏( سخنان و رفتار و کردار) ابراهیم و کسانی که بدو گرویده بودند، الگوی خوبی برای شما است، زمانی که به قوم (سکولار) خود گفتند: ما از شما و از چیزهائی که بغیر از الله عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنا هستیم به شما کفر کرده ایم، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما به وجود آمده است، تا زمانی که به الله یگانه ایمان می‌آورید. ( کردار و رفتار ابراهیم و پیروان او، سرمشق خوبی برای شما است) مگر سخنی که ابراهیم به پدر(سکولار) خود گفت: من قطعاً برای تو طلب آمرزش می‌کنم، و در عین حال برای تو در پیشگاه  الله هیچ کار دیگری نمی‌توانم بکنم.  ( این سخن، چیزی نیست که به آن اقتداء کنید). پروردگارا ! به تو توکل می‌کنیم، و به تو روی می‌آوریم، و بازگشت به سوی تو است ( و همه راهها سر به جانب تو دارد و به تو منتهی می‌گردد) .‏

یعنی  فإنه لا أسوة لنا فيه في ذلك، این در واقع علاوه بر پاسداری از کفر به طاغوت و ولاء برای مومنین و برائت از سکولاریستها(=مشرکین= احزاب)، پایبند شدن به یکی از قوانین شریعت الله و بخشی از برائت از سکولاریستها و اعلام نوعی  جنگ روانی مسلمین برعلیه کفار سکولاره که باید طبق دستور الله تعالی در زمان حیات و بعد از مرگشون انجام بشه.

س۹۱: یعنی نمی توانیم سر زیارت پدر و برادر و اقوام نزدیکی که سکولار مرده اند برویم و سر زیارت آنها هم برایشان دعایی کنیم شاید الله آنها را بخشید؟

ج: دعای طلب آمرزش برای مشرکین مرده یا به زبان امروزین سکولاریستهای مرده صحیح وجایز نیست چون الله تعالی می‌فرماید:مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُوا أُولِی قُرْبَی مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ (توبه/۱۱۳)  برای نبی و مؤمنان شایسته نیست که برای سکولاریستها [از الله] طلب آمرزش کنند، هرچند از نزدیکان‌شان باشد. آن هم پس از آن که برای آنها روشن شد که این گروه اهل جهنم هستند.

در منابع حدیثی اهل سنت و جماعت آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای پدر و مادرش که به عنوان یک سکولار وفات کرده بودند دعای خیر و طلب بخشش نکرد؛ چنانچه مسلم روایت می کند که: رسول الله صلی الله علیه وسلم قبر مادرش را زیارت کرد؛ آنجا گریه کرد و کسانی را هم که اطراف او بودند، به گریه انداخت «فَبَکی وَ اَبْکی مَنْ حَوْلَهُ»؛ سپس فرمود: من از الله خواستم که اجازه دهد برای او استغفار کنم؛ ولی به من اجازه نداد؛ ولی از الله اجازه خواستم که قبر او را زیارت کنم؛ پس اجازه داد. بنابراین، شما هم « فَزُورُوا الْقُبُورَ فَانَّها تُذَکِّرُالْمَوْتَ » قبرها را زیارت کنید؛ زیرا زیارت قبور، مرگ را یادآوری می کند. [۲] پس نه گریه کردن شرعی و نه زیارت شرعی منعی در شریعت الله تعالی ندارد بلکه به زیارت قبور هم امر شده ایم؛ یکی از موارد منع شده در مورد مردگانی که واضح و آشکار است که بر اساس عقاید سکولاریستی مرده اند عدم طلب بخشش برای آنهاست. 

البته باز در منابع حدیثی اهل سنت آمده است که یکی از اصحاب هم که پدرش بر عقیده سکولاریستها مرده بود پی در پی از رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسید که يَا رَسُولَ اللَّهِ ، أَيْنَ أَبِي؟ پدرم کجاست و چه وضعیتی داره؟:  قَالَ: فِي النَّارِ . رسول الله صلی الله علیه وسلم به او گفت که پدرش در جهنم است،  فَلَمَّا قَفَّى دَعَاهُ ، فَقَالَ: إِنَّ أَبِي وَأَبَاكَ فِي النَّار[۳] و آن مرد ناراحت شد و رفت، ولی کمی بعد برای اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم از ناراحتی آن مرد بکاهد او را دوباره خواست و به او گفت: پدر من و پدر تو هر دو در جهنم هستند.

در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم خواست به این شخص و تمام انسانها برسونه که هر کسی بر اساس عقیده ی سکولاریستها و یک سکولار بمیره باید در این دنیا حکم داده بشه که در جهنمه. هر چند که بر اساس آیه ی « وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » (آل عمران/۴۹)  عده ای بر این باورند که عیسی علیه السلام برای بنی اسرائیل و قوم خودش اومد و تنها پیامبر خاتم برای تمام قومها و نژادهاست؛ در این صورت این دیدگاه نیز وجود دارد که پدر و مادر رسول الله صلی الله علیه وسلم اهل فتره هستند. چون از قوم بنی اسرائیل نبودند. با این وجود ما در دنیا چون نمی توانیم اهل فتره را تشخیص بدیم حکم دنیوی اونها را با حکم سکولاریستها یکی می گیریم و حساب آنها با الله تعالی و قیامت است.

اما برگردیم به سوال شما: بدون شک وضع کسانی از مسلمین که آگاهانه، عمداً و به میل خودشان از اسلام به کفر و ارتداد دین سکولاریسم نقل مکان کرده اند و یا وارد یکی از احزاب سکولار و مرتد شده اند با اهل فتره تفاوت دارد . اینها جزو مشرکین یا احزاب یا سکولاریستها هستن و اگه با همین عقیده و عضویت در این احزاب مرده باشند نه می توان برای آنها دعای خیر و مغفرت کرد و نه در مراسم تدفین و تعزیه ی آنها شرکت کرد .

 پس به سخنان فریبنده ی دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها که در لباس مولوی و مُلا و علمای سوء بر شما ظاهر می شوند و یا ملائی درباری و در اختیار طاغوتها و احزاب سکولار و مرتد هستند گوش ندهید و از ایمان و قیامت خود محافظت کنید، نه من و شما نزد الله عزیزتر ابراهیم و پیامبر خاتم هستیم و نه نزدیکان ما ارجح تر از نزدیکان آنها . پس از ایمان و قیامتتان محافظت کنید و به خاطر این اشخاص مجرم خلاف دستور الله تعالی و سنت رسولش صلی الله علیه وسلم عمل نکنید.

س۹۲:  اما عده ای را دیده ایم که به کشته شده های احزاب سکولار و مرتد و سایر مزدوران آمریکا لقب شهید می دهند، حتی دیدیم که ژنرال عبدالرشید دوستُم به کشته شده های آمریکا در افغانستان هم می گوید شهید. شهید کیست؟

ج: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: « الرَّجُلُ یُقَاتِلُ لِلْمَغْنَمِ وَالرَّجُلُ یُقَاتِلُ لِیُذْکَرَ وَیُقَاتِلُ لِیُرَی مَکَانُهُ، مَنْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؟ فَقَالَ : مَنْ قَاتَلَ لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا فَهُوَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»[۴].یکی بخاطر غنیمت، دیگری بخاطر نام و نشان و فردی بخاطر ریا می جنگد. کدامیک، مجاهد راه الله، بشمار می رود؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «کسی که برای اعلای کلمة الله بجنگد، او مجاهد راه الله است». یعنی برای این بجنگد که حکم و قانون و حاکمیت برای الله باشد و بالاتر از تمام قوانین و برنامه های دیگر باشد.

باز رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد یهودی ها و نصرانی ها که اهل کتاب هستن فرمودند: «وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لا یَسْمَعُ بِی أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ یَهُودِیٌّ وَلا نَصْرَانِیٌّ ثُمَّ یَمُوتُ وَلَمْ یُؤْمِنْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ إِلا کَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ» [۵] قسم به آنکس که نفس محمد به دست اوست؛ هرکس از این ملت یهودی یا نصرانی که پیام مرا بشنود، و به آنچه بر من نازل شده ایمان نیاورد، و سپس بمیرد، او از اهل آتش خواهد بود.

این در مورد کفار اهل کتابه حالا جایگاه کفار سکولار باید چگونه باشه؟ مشرکین یا سکولاریستها به صورت عام با تمام قوانین شریعتهای آسمانی که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد دشمنی و سرناسازگاری دارند و اینها یا آتئیست و ماتریالست و دهری هستن و اصلاً هیچ اعتقادی به زندگی بعدی ندارند، یا تصوری آلوده از زندگی بعدی دارند که از یکی از شریعتهای آسمانی با کم و زیاد کردنهائی گرفته اند، اینها قیامت و بهشتی که الله در آخرین شریعتش برای مومنین قرار داده را نمی خواهند چون خودشان مومن نیستند اما عده ای خائن اصرار دارند اونها را شهید بنامند و جایگاه شهید در قیامت را براشون متصور بشن. چرا؟ برای جلوگیری از ایزوله شدنشان از مسلمین و اینکه نشان دهند یک کافر و مرتد سکولار هم باز جزو همین مردم مسلمانه و بتونن مردم بیشتری با خود همراه کنند و مسلمین بیشتری در راه سناریوها و اهداف کفری خود و ارابابان سکولارشان خرج کنند.

سکولاریستها با خونشون شاهدی می دهند که قوانین یکی از احزاب دین سکولاریسم بهتر از قانون شریعت الله است و می خواهند قوانین و حاکمیت کفری سکولاریسم بر قوانین شریعت الله مسلط و چیره باشد و کلمه ی الله و شریعت اسلام زیر دست آنها باشد، اما شهید نزد الله تعالی کسی است که با خونش شاهدی می دهد که قانون شریعت الله برتر از تمام قوانین کفری بشری و طاغوتهاست.

س۹۳: در کنار اینها امروزه کسانی هستند که تنها از احزاب سکولار و دموکراسی آنها حمایت قلبی یا زبانی می کنند و شاید اگر رای گیری هم بشود به آنها رای بدهند چنین اشخاصی که در همان حد طرفداری باقی می مانند حکم اینها چیست؟

ج: حکم اولیه ی اینها اینه که با بهترین روش ممکن و با زبانی که متوجه میشن اونها را به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفر به طاغوت و برائت از سکولاریستها و ایمان به الله بیدار کنی و از این چاله ی دنیا بکشیشون بیرون و از چاه آتشینی که قراره  بعد از مرگ توش بیافتن نجاتشون بدی.

بعد، این را بدانیم کسی که از عمل قوم و گروهی راضی باشد، با آنها حشر می‌شود چنانچه همسر لوط با قوم لوط حشر شد در حالیکه عمل فاحشه ی لواط را انجام نمی‌داد، چون همسرهیچ پیامبری دچار چنین جرمی نمی شود؛ ما بَغَت امرأةُ نَبيٍّ قطُّ. هر چند ممکنه تابع دین این سکولاریستها شود و زمانی که زن لوط با کلیت برنامه و قوانین سکولاریستها (مشرکین = احزاب) قومش راضی بود عمل و کار همجنس بازی آنها نیز بخشی و جزئی از این کلیت بود و در واقع نوعی رضایت را می رساند  به همین دلیل عذاب الهی شامل حالش شد. همچنانکه امروزه نیز کسانی هستند که با کلیت سکولاریسم و احزاب سکولار موافق هستند و طبعاً این موافقت شامل جزئیات نیز می شود که یکی از این جزئیات قانون هم جنس بازی یا دیوسی گری با شعار آزادی های شخصی و رضایت جنسی طرفین و سایر مفاسد اخلاقی و رفتاری است.

البته این رضایت تنها مختص راضی بودن به عقاید و افعال زنده ها و معاصرین نیست بلکه قرون گذشته را نیز در بر می گیرد. الله تعالی یهودیان عصر پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم را اینگونه مورد خطاب قرار می دهد : لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ ۘ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ (آل عمران/۱۸۱) بیگمان الله سخن کسانی را شنید که گفتند: الله فقیر است و ما بی‌نیازیم! آنچه را گفتند خواهیم نوشت، و به قتل رساندن پیامبران را به ناحق ( توسّط) ایشان (هم ثبت و ضبط خواهد شد) و به آنها خواهیم گفت: بچشید عذاب سوزان را.‏

وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ، یعنی شماها پیامبران را کشتید، در حالی که قاتلین قرنها پیش بودند اما چون اینها به فعل اون قاتلین راضی بودند مشمول همان حکم می شدند. الان هم کسانی که با فعل کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار گذشته و حال راضی هستن شریک جرم آنها و مشمول حکم آنها می شوند، همچنانکه اگر کسانی راضی به جرم و اشتباهات افراد و گروههای اسلامی باشند باز مشمول حکم آنها میشوند، به همین دلیله که رسول الله صلی الله علیه وسلم فوراً از کار اشتباه اسامه بن زید و خالد بن ولید اعلام برائت و بیزاری می کنه نه از خود اونها.

اما کسانی که با زبان از این مجرمین دفاع می کنند باید از عاقبت خود در قیامت بترسند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إنَّ العَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بالكَلِمَةِ مَا يَتَبَيَّنُ فِيهَا يَزِلُّ بِهَا إِلَى النَّارِ أبْعَدَ مِمَّا بَيْنَ المَشْرِقِ والمَغْرِبِ. [۶]بنده سخنی بر زبان می‌آورد که به‌ موجب آن از فاصله‌ای بیش از فاصله‌ی میان مشرق و مغرب در آتش جهنم می‌افتد.

بر این اساسه که تمام اعضای بدن هر روز صبح از زبان التماس می کنند که مواظبشون باشه. ابوسعيد خدری رضي الله عنه می‌گوید: رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمود: إِذَا أصْبَحَ ابْنُ آدَمَ، فَإنَّ الأعْضَاءَ كُلَّهَا تُكَفِّرُ اللِّسانَ، تَقُولُ: اتَّقِ اللهَ فِينَا، فَإنَّما نَحنُ بِكَ؛ فَإنِ اسْتَقَمْتَ اسْتَقَمْنَا، وإنِ اعْوَجَجْتَ اعْوَجَجْنَا[۷]: هر روز صبح اندام انسان به زبان او خواهش و التماس می‌کنند و می‌گویند: درباره‌ی ما از الله پروا کن که پاداش و کیفر ما به تو بستگی دارد؛ اگر تو راست باشی، ما نیز راست هستیم و اگر تو کجی کنی، ما هم دچار کجی می‌شویم.

عقبه بن عامر رضي الله عنه می‌گوید: عرض کردم: یا رسول‌ الله! نجات در چیست؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از راههای نجات را اینگونه معرفی کرد، قَالَ: أَمْسِكْ عَلَيْكَ لِسَانَكَ …[۸]  فرمود: زبانت را (از گفتن سخنان زیان‌بار) حفظ کن …

پس حمایت قلبی یا زبانی از احزاب سکولار جهانی و بومی یکی از بزرگترین مهلکات و نابود کننده هائی است که شخص را عاقبت شر می کند، حتی اگر این حمایت تنها در قلب و یا با نصف کلمه باشد.  پناه بر الله.

س۹۴: عده ای با مطرح کردن مقاصد شریعت بر این باورند که مسلمین می توانند از کانال سکولاریسم و دموکراسی و حقوق بشر سکولاریستها به این اهداف برسند و نیازی نیست حتماً حکومتی اسلامی داشته باشیم . این ادعا تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشد؟

ج: الله تعالی همچنانکه در آخرین شریعتش اهداف را مشخص کرده، راههای رسیدن به این مقاصد و اهداف را هم تعیین کرده و در اختیار ما قرار داده.

اگه فرموده «اطعمهم من جوع» راههای از بین بردن گرسنگی را هم نشان داده و اگه فرموده «آمنهم من خوف» باز راههای از بین بردن ترس و آوردن امنیت در ضروریات زندگی مثل دین، جان، نسل، عقل، آبرو، مال و غیره را هم نشون داده و در عمل تا زمانی که مسلمین پایبند شریعت هستند این راهکار آزمایش موفقی هم پس داده.

اما کشورهای سکولار را نگاه کنید. زمانی که الله تعالی گواهی می دهد که کفار سکولار قریش برای جامعه ی خود «اطعمهم من جوع»  و «آمنهم من خوف»  به ارمغان آورده بودند و مشکل آنها تنها در « فلیعبدوا رب هذا البیت» بود، هم اکنون سکولاریستهای سوسیالیست با دیکتاتوری پرولتاریای خود گفته اند که رفاه میاریم و فقر را از بین می بریم یعنی «اطعمهم من جوع»، و کشورهای سکولار و بورژوا و لیبرال هم مدعی اند که امنیت میارن و ترس را از بین می برند یعنی «آمنهم من خوف» اما در واقع هیچ کدام در این دو هدف به اندازه ی کفار سکولار قریش که از پارلمان (دارالندوة) و دموکراسی مستقیمی برخوردار بودند موفق نبوده اند چه رسد به سایر اهداف و مقاصد شریعت الله که تنها با مختص کردن عبادت (در امور ۱- عقیدتی ۲- قلبی ۳- زبانی ۴- بدنی ۵- مالی) برای الله و « فلیعبدوا رب هذا البیت» متحقق می شود.

 فقط کافیه نگاهی از درون به زندانها و مسائل اجتماعی و سایر ناهنجاریهای موجود در دنیای سکولاریستها و کارنامه ی سیاه و خونبار آنها در میان مسلمین بندازیم تا متوجه بشیم که دروغهای دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها چقدر بی پایه و اساسه. 

 زمانی که می بینیم فلان حزب از اخوان الشیاطین[۹] در دارالاسلام ایران اصـل اول از هشـت اصـل راهـبردی نشسـت دوم کنگره ی سـوم خودشون را «اهتمام بـه آزادی، حقوق بشر و دموکراسـی» عنوان می کند آشکارا به ما می گویند که اینها خواستار حاکمیت قوانین تولید شده توسط مردم بر مردم به جای حاکم شدن قوانین الله بر مردم و انسان مداری (اوامنیسم= انسانیت) به جای الله مداری، و اینها جزو دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها و دشمنان داخلی ما هستند که باید دربرابر این دشمنان مواظب خودمان باشیم و هوشیاری خودمان را حفظ کنیم . اینها دشمنان داخلی «الجماعة»، حکومت اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله و قدرت یابی مومنین هستند. 

س۹۵: ما می بینیم که ملاها ومولوی هائی هستند که به نام دفاع از قوم و زبان مردم را به سمت احزاب غیر اسلامی کشانده اند و مردم هم می گویند که دفاع از خاک و قوم و زبان خود می کنیم و کاری به کفر احزاب و حکومتها نداریم  و چنین کاری را شرعی می دانند.

ج:  با این توجیه عقلانی و غیر شرعی پس ساسانیان مجوس و رومی های نصرانی و یمنی ها و عربهای سکولار جزیره العرب که تحت پرچم رهبران خود در برابر ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین از خاک و قوم خود دفاع کرده اند کارشون شرعی بوده؟

غیر از این، نگاه کنید این اشخاص هم اکنون در برابر چه کسانی قرار گرفته اند؟ در برابر اشغالگران سکولار خارجی و مرتدین محلی که خاکشان را اشغال کرده اند یا در کنار این کفار اشغالگر و دست نشاندگاه محلی اونها؟ اینها در جبهه ی اشغالگران کافر خارجی بر علیه مسلمین آزادی خواهی که با این اشغالگران می جنگند قرار گرفته اند آنوقت ادعای دفاع از خاک و قوم و زبان دارند؟ همه ی سخنان الله زیبا و به جا هستند و واقعاً الله تعالی کلمات زیبا و به جائی را در مورد این اشخاص به کار برده: جاهل، غافل، نفهم.

این غافلها، نفهمها و جاهلهای آلوده شده به ناسیونالیسم و سکولاریسم می خواهند به مقلدین فریب خورده و جاهل خود بفهمانند که خاکی که این اشغالگران سکولار جهانی و نوکران سکولار محلی آنها بر آن حکم می رانند از این مقلدین و خونشان ارزشمند تر است؛ اما در اسلام، حرمت ما و خون ما و مال ما و حسن ظن به ما از حرمت کعبه هم ارزشمند تر و گرانبهاتر است چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به کعبه می فرماید: وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ، لَحُرمَةُ المُؤمِنِ أعظَمُ عِندَ اللّهِ حُرمَةً مِنكِ ، مالِهِ ودَمِهِ وأن نَظُنَّ بِهِ إلّا خَيرا .[۱۰] سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، حرمت مؤمن نزد الله، بزرگ تر از حرمت توست؛ هم حرمت مالش و هم حرمت جانش، و هم حرام بودنِ اين كه به او جز گمان نيك ببريم.

تفاوت فاحش و عظیم این دو دین اسلام و سکولاریسم را متوجه شدید؟ هویت این دسته سکولاریستها را نژادی تعیین می کنه که از آلت تناسلی پدرانشان به آنها رسیده و هویت یک مومن را «عقیده»ی او مشخص میکنه و سرزمینش هم خاکیه که بر اساس عقیده اش اداره میشه که بهش میگیم «دارالاسلام».

وطن و نژاد و قوم و خانواده جبری هستن و به صورت ارثی به ما رسیده و اینکه بهترینها که شریعت الله هست را برای آنها بخواهیم امری شرعی و مطلوبه، اما هر کسی که در راه قومیتگرائی و تعصبات زبانی و قومی حتی دعوتی انجام بده در این مورد ربطی به ما و شریعت اسلام نداره. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: « لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِيَّةٍ وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ »[۱۱] نیست از ما کسی که دعوت میکند بسوی عصبیت و نیست از ما کسی که می جنگد بخاطر عصبیت و نیست از ما شخصی که بر حالت عصبیت بمیرد.

س۹۶: عصبیت چیه ؟

ج: رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«أَنْ تُعِينَ قَوْمَكَ عَلَى الظُّلْمِ ». [۱۲] آن است که قوم یا فامیل خود را بر ظلم کمک کنی. و ظلم و جرمی بالاتر از جنگیدن تبلیغی و روانی یا مسلحانه در جبهه و صف سکولاریستهای اشغالگر جهانی و مرتدین سکولار محلی در برابر مسلمین آزادیخواه و شریعت گرا وجود نداره.

الله تعالی به ما امر میکنه که: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ (نساء/ ۱۳۵) ای ایمان داران لازم است رفتارتان عادلانه باشد و شهادت را تنها به خاطر الله بیان کنید، هرچند به زیان خودتان و یا پدر و مادر و خویشان شما باشد. و می فرماید : وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا. (مائده / ۸ ) نا خوشنودی شما از طائفه ای ، شما را وادار به ظلم و بی عدالتی ننماید.

اگه شخص این دستورات الله تعالی را پشت گوش بندازه و قومش را در گناه و جرم و ظلم یاری برسونه چنین شخصی دچار بیماری عصبیت شده .

س۹۷: اما در این راه دفاع از زبان و قومگرائی افراد زیادی کشته شده اند مرگ اینها چگونه ست؟

ج: در مورد سرانجام اشخاص در قیامت و مسائلی از این دست که به غیب ربط دارند تنها الله و رسولش صلی الله علیه وسلم صاحب رای هستند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: « مَنْ قُتِلَ تَحْتَ رَايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَدْعُو عَصَبِيَّةً أَوْ يَنْصُرُ عَصَبِيَّةً فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ».[۱۳] کسی زیر پرچم تعصب قومیت ونژاد کشته شود یا بخاطر تعصب یاری رساند کشتنش بر مرگ جاهلیت خواهد بود.

حتی کسانی که به این مسیر هم دعوت بدهند یا به خاطر ملیت و نژاد و زبان ناراحت و عصبانی میشن اگه همین اخلاق را ادامه بدن و با این اخلاق بمیرند باز بر جاهلیت ونفهمی مرده اند؛ البته کسانی هم که در این راه، دعوتگران به قومگرائی و ناسیونالیسم و ملی گرائی را یاری برسانند حتی با یک کلمه باشه و با این صفت زشت بمیرند باز مرگشون مثل مرگ جاهلی بوده چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً فَقُتِلَ فَقِتْلَتُهُ جَاهِلِيَّةً [۱۴]هر کس زیر پرچم گمراهي قومیت بجنگد یا برای آن به خشم بیاید یا بدان دعوت کند یا آنرا یاری دهد و در این راه کشته شود، مرگش مرگی جاهلی است.

س۹۸: یعنی در اسلام نباید به نسب و نیاکان افتخار کرد؟

ج: در اسلام آنچه مهمه عمل صالح خود شخصه که با خودش به قبر می بره یا بعداً به خاطر چیزهائی از خیر یا شر که کاشته براش ارسال میشه. اسلام به این بخش اهمیت میده که شخص چه اعمال صالحی را انجام میده و برای قیامت خود چه چیزهائی را قبل از مرگش می فرسته یا بعد از مرگش چه اموری که ناشی از اعمالشه به او می رسه .

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَنْ بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ»[۱۵] کسی که عملش او را عقب بیاندازد، نسبش او را به جایی نمی رساند.

حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم افتخار به نسب را از امور جاهلیت میدونه و یه پدیده ای می دونه که باید از بین بره و می فرماید: أرْبَعٌ فِی أُمَّتِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّهِ لا یَتْرُکُونَهُنَّ: الْفَخْرُ فِی الأَحْسَابِ، وَالطَّعْنُ فِی الأَنْسَابِ، وَالاسْتِسْقَاءُ بِالنُّجُومِ، وَالنِّیَاحَهُ[۱۶] چهار خصلت در امت من وجود دارد که آنها را ترک نمی کنند در حالی که آنها ازخصلت های جاهلیت اند: ۱- افتخار بر حسب و نسب خویش ۲- طعنه زدن بر نسب دیگران ۳- طلب باران از ستارگان ۴- نوحه خواندن. (نوحه خواندن با ذکر مصیبت شرعی که قبلاً به آن اشاراتی کردیم فرق دارد.)

س۹۹: یعنی نباید قوم و هم زبان خود را یاری رسوند؟

ج: چرا، روال عادی اینه که از دعوت گرفته تا صدقه و انفاق و سایر موارد ابتدا باید از قوم و اقربین خود شروع کرد . کمک کردن به قوم و هم زبان و همشهری و هم نژاد و غیره تنها بر اساس قانون شریعت الله ست نه در گناه و مخالفت با قانون شریعت الله . ملی گرائی و ناسیونالیسم به عنوان یکی از عوامل اصلی هویت بخشی در دین سکولاریسم یک جرم و گناهه؛ ملی گرائی قانون و برنامه ست و در برابر حس وطن دوستی قرار گرفته، و از حس وطن دوستی برای جرم و دوری از قانون شریعت الله سوء استفاده می کنه و دفاعش در راه ناحقه . تمام کسانی که هم اکنون ادعای ملی گرائی و ناسیونالیسم دارند همگی سکولارند و در برابر قانون شریعت الله قرار گرفته اند و از ملیت و زبان برای امر ضد اسلامی و غیر شرعی استفاده می کنند .

الله تعالی می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَإِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمانِ. (توبه / ۲۳) ای ایمان داران؛ پدر و برادران خود را ولی و سرپرست خود قرار ندهید اگر کفر را بر ایمان ترجیع و برتری دادند.

س۱۰۰: با این وجود رهبران زیادی هستند که به قوم و نژاد باستان خود افتخار می کنند و هم زبان بودن را معیار قرار داده اند

ج: تمامی اینها بلا استثناء هم اکنون جزو سکولاریستها و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها هستند که به تاریخ باستان دروغین و افسانه ای خود چنگ زده اند. یعنی جزو بدترین دشمنان قانون شریعت الله تعالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد اونها میگه کمتر از سوسکی هستن که پهن و کثافت را با پوزه اش بلند می کنه« لَيَكُونَنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْجُعَلِ الَّذِى يُدَهْدِهُ الْخِرَاءَ بِأَنْفِهِ»[۱۷]

اینها در قیامت هم وضع خوبی ندارند . رسول الله صلی الله علیه وسلم اینها را چوب و سنگ و مواد سوختی آتش جهنم معرفی می کند و می فرماید: لَيَدَعَنَّ رِجَالٌ فَخْرَهُمْ بِأَقْوَامٍ إِنَّمَا هُمْ فَحْمٌ مِنْ فَحْمِ جَهَنَّمَ.[۱۸]

س۱۰۱: اگه ما اطراف خود را نگاه کنیم خیلی از اطرافیان ما به چنین جرمی آلوده شده اند این برای ما واقعاً عیب بزرگی است

ج: ما از وجود چنین انسانهای آلوده ای احساس بدی داریم و ممکنه اگه نزدیکان ما مثل پدر یا برادر باشند تا اخرعمر مثل عکرمه فرزند ابوجهل  بر دلمون افسوسش بمونه و از داشتن چنین پدران و برادران و اطرافیان آلوده ای احساس بدی داشته باشیم اما با این وجود این برای ما عیب نیست. چون رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِنَّ أَنْسَابَكُمْ هَذِهِ لَيْسَتْ بِمَسَبَّةٍ عَلَى أَحدٍ» [۱۹] خانواده و طایفه و نسب شما هیچ عیبی برای کسی به وجود نمی آورد. و در جای دیگه ای می فرماید: «إنَّ اللَّهَ لَا يَسْأَلُكُمْ عَنْ أَجْسَادِكُمْ وَلَا أَنْسَابِكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ، إِنَّ أَكْرَمُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ». الله در روز قیامت از نسب و شرافت شما سوال نمیکند، محترم ترین شما نزد الله با تقوا ترین شما است.

س۱۰۲: عده ای می گویند اشتباهات دوله و طالبان و جمهوری اسلامی ایران کاری کرده که آنها تابع آمریکا و سایر احزاب سکولار محلی بشوند و حتی دست از نماز و اسلام بکشند این ادعا تا چه اندازه توجیه پذیر است؟

ج: حتی اگه تمام اشتباهات این مواردی که ذکر کردی را رو هم بزاریم به اندازه ی جنایات فرعون نمیشه که آسیه علیها السلام از ایمان خود محافظت کرد، یا به اندازه ی یکی از جنایتهای دارالکفر محارب آمریکا در دارالکفر ویتنام نمیشه حالا چه رسد به جنایتهای آمریکا در برابر مسلمین افغانستان و سومالی و یمن و عراق و سوریه و غیره. اصلاً نمیشه جنایتهای کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی از قرون گذشته تاکنون را با اشتباهات مسلمین مقایسه کرد.  از جنگهای جهانی بگیر تا خمرهای سرخ در کامبوج و استالین و مائو و سایر کفار سکولار جهانی و سکولارهای محلی چون صدام حسین و مرتدین اوجالان و غیره .

پس این صحبتها همش بهونه ست برای توجیه گریز از شریعتهای آسمانی و پیوستن به دین سکولاریسمی که کارنامه ای بسیار پلید و خونین داره، اگه اینها از اسلام محمدی بیزار شده اند چرا سراغ یهودت یا نصرانیت نرفته و مستقیماً رفته اند سراغ دین سکولاریسم؟ 

اگه به قول خودشان به خاطر جنایات دولت اسلامی و امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران منکر اسلام شده اند چرا به خاطر جنایات سکولاریستهائی چون آمریکا و هیتلر و استالین و خمرهای سرخ و مائو و کره ی شمالی و فرانسه و انگلیس و ایتالیا و مزدوران اوجالان و بارزانی و کومله ها و دموکراتها و غیره منکر سکولاریسم و دموکراسی نشده اند؟ 

اگه این ادعاشون راست بود فقط جنایات مشترک دارالکفر آمریکا و مزدوران اوجالان در باغوز سوریه و قتل عام آنهمه زن و مرد و پیرو جوان و کودک و سوزاندن آنها با بمبهای فسفری و زنده به گور کردن زخمی های باغوز توسط مزدوران اوجالان کافی بود که از هر آنچه فراورده ی دین سکولاریسمه متنفر و بیزار بشن . اما می بینیم که در کنار این جنایتکاران سکولار ایستاده اند .

پس اینها دروغ میگویند و دارند بهونه های دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها را جهت انداختن پوست و نقاب منافقیگری خود میارن . اینها با این چرندیات به خیال خودشون دارند مسلمین را فریب میدن و مرحله ی گذار خود از کفر پنهان به کفر آشکار و ارتداد را توجیه و عادی سازی می کنند تا نگاه مسلمین نسبت به اونها عوض نشه اما این مرتدین فقط خودشونو فریب میدن و جاهلهائی مثل خودشونو. یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ ‏(بقره/۹) (اینان به نظرشان) الله و کسانی را گول می‌زنند که ایمان آورده‌اند، در صورتی که جز خود را نمی‌فریبند ولی نمی‌فهمند.‏

به عنوان مثال این مثل اون می ماند که شما میگوئید: این علم پزشکیه، نه اونی که فلان متقلب یا دکتر خائن انجام میده، اما در برابر بهت میگه من چون فلانی پزشک بدیه اصلاً پزشکی را قبول ندارم؛ یا میگوئید این روش و فرمان الله تعالی برای برخورد مناسب با همسر و فرزندان و معامله با مردمه نه اونی که انجامش میدی، در برابر بهت میگه چون فلان مُلا یا مسئول اجرائی حکومتی خلاف اینو انجام داده پس منم این قانون را انجام نمی دهم .

اما شما میگین این روش درمان بیماری کلیه ات است که فلان متخصص گفته نه اونی که به سفارش دیگران انجامش میدی، فوراً اگه قرض و گدائی هم کرده باشه میره سراغ اون متخصص و همه را رها می کنه .

چرا؟

چون  یا جزو دارودسته ی منافقینه و در اساس وارد بازی اینها شده و به قانون شریعت الله ایمان نداره اما به اون متخصص ایمان داره، چون این یکی مربوط به جسم است و آن یکی مربوط به ایمان و روح،  یا اینکه مسلمان ضعیف الایمان و جاهلیه که به بیماری دارودسته ی منافقین آلوده شده.

به سخنان این نفهمها اهمیت ندین، اینها از مومنین بیشتر از الله ترس و هراس در سینه دارن و سخنان اونها تابع قدرت مومنینه «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (حشر/۱۳) با قدرت گیری مجدد مومنین اینها دوباره نقاب ریاکاری زده و مسلمان دو آتشه و مقدس مآب میشن اگه لازم بدونن.

س۱۰۳: با این وجود عده ای هم هستند که واقعاً طالب حقیقت هستند اما اینهمه انحرافات و سوء استفاده می بینند باعث دوری آنها از اصل حقیقت و حتی مبارزه با این حقیقت می شود، در این زمینه ی مشخص مشکل کجاست؟

ج: اصل حقیقت به امثال آسیه و سمیه و یاسر برسه با آن مبارزه نمی کنن هر چند در بدترین مجتمع به سر ببرند، اما این حقیقت به امثال همسر لوط و نوح و فرزند نوح و پدر ابراهیم و ابولهب عموی پیامبر خاتم برسد با آن سازگار نمیشن هرچند در منزل و خانواده ی بهترین مخلوقات الله به سرببرند.

در کنار اینها عده ای وجود دارند که اشكال و عيب آنها در ندانستن نيست. بلكه در دانستن و اشتباه دانستن و افتادن در یکی از خطواط الشیطان است که اگر طالب حقیقت باشند به محض رسیدن حقیقت به آنها و اقامه ی حجت نبوی به آنها هم مسیر با آن می شوند نه اینکه با آن مبارزه کنند.   

عده ای خيال مي كنند زمانی که يك وسيله اي يا يك مسئله اي مطلوب، تبديل به ابزار سوء استفاده دشمن و جاهليت شد، براي مبارزه با آن بايد از اساس آن را رد کرد یا با دشمنان اصلی متحد شد و یا اين مسئله را اساساً طرح نكرد. در صورتي كه درست برعكس آن صادق است، شما ماشین یا چاقو و اسلحه و تمام ابزارها یا حتی تمام حرفه ها و حتی مسائلی چون خوراکها و نوشیدنی ها و ازدواج و غیره که ازش سوء استفاده میشه را به کلی رد و انکار نمی کنید، و هر کسی که این کار را بکنه شما اونو انسان نرمالی نمی دونید.

درضمن  دشمنان قانون شریعت الله در هر صورتی دشمن هستند و هرگز ولی و سرپرست مسلمین نمیشن «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء/۱۴۱) هر چند ممکنه در مراحلی و طبق شرایطی به صورت متحد یا اهل ذمه در بیان، نکته ی دیگه اگه ما در برابر این مفاسدی که به نام اسلام نشر میشه سکوت کنیم  و آنرا مطرح نكنيم زمينه را كاملاً براي پيروزي و پيشروي  مفاسد باز گذاشته ايم. حالا چه رسد به اينكه ما هم جاهلانه در کنار سایر دشمنان شریعت جبهه ی واحدی را بر علیه این وسیله ی مطلوب الجماعة «در وضع موجود» تشکیل بدیم که در نهایت به نفع کفار و دشمنان اصلی عمل کرده ایم .

براي مبارزه با اين سوء‌استفاده و نقش انحرافي كه به اين مسائل شرعی داده اند، بايد مسائل را قرآني و موجه به شكل درست و حقيقيش مطرح كرد. بدين شيوه است كه امكان دارد با سوء استفاده و با مشي انحرافي كه به اين مسائل داده اند مبارزه كرد.

در همین راستاست که رسول الله صلی الله علیه وسلم براي اينكه با شعر جاهلي كه در آن آثاری از فساد اخلاقی و عقیدتی و اجتماعی وجود داشته مبارزه كند، دستور نداد كه کسی شعر نگويد. بلكه براي مبارزه با شعر فاسد، شعر مُصلِح امثال اشعار حسان بن ثابت رضی الله عنه را تائید کرد؛ با وجود طواف و حجی که با آنهمه خرافات به صورت لخت انجام می شد و غسلی که پر از اوهام و خرافات بود دستور نداد کسی حج نکند یا غسل انجام ندهد بلکه با روشی شرعی و ارائه روش قرآني و جایگزینی شرعی به مبارزه با این انحرافات پرداخت.

یهودی ها و نصرانی هم به عنوان شاخه های انحرافی اسلام در اکثر موارد دچار انحراف و تحریف شده بودند و به نام الله و شریعت و بهشت و جهنم و غیره مفاسد عقیدتی زیادی را نشر داده و می دهند اما روش اسلامی که پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم برای تا روز قیامت آورده و تنها نماینده ی اسلام است انکار اصل این موارد نبوده و نیست بلکه نشان دادن راه و روش صحیح این موارد بوده  چه در مساله ی توحید و چه در سایر موارد عقیدتی و زبانی و عملی. 

ما هم در راستای قانون شریعت الله و به همین سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام مصلحین تاریخ قرآن، از اين طريق، دشمن را با اسلامي تهی از محتوای چهار گانه ی دین و سازگار شده با دین سکولاریسم و مسخ شده كه براي كوبيدن ما انتخاب كرده با همان سلاح اسلام پرمحتوای پاک و اصلی می کوبیم.  

س۱۰۴: به صورت موردی روش برخورد شما با این اجناس تقلبی و کلاهبرداری ها چگونه است؟  

ج:  به عنوان مثالهائی ملموس:

  • ما در مورد بنائی صحبت می کنیم نه فلان بنای غیر وارد یا نابکار متقلب
  • ما در مورد پزشکی صحبت می کنیم نه فلان پزشک متقلب و نابکار
  • ما در مورد تجارت و فقه معاملات صحبت می کنیم نه فلان بازاری متقلب
  • ما در مورد خانواده و مسائل زنا شوئی صحبت می کنیم نه فلان انسان بی بندوبار و منحرف
  • ما در مورد اسلام صحبت می کنیم نه فلان گروه متقلب و خیانتکار و گروه منافقین و سکولار زده ها
  • ما در مورد «ادلة الفقة» امام زید بن علی و ابوحنیفه و جعفر صادق و شافعی و مالک و حنبل و غیره صحبت می کنیم نه فلان ملای دین فروشی که خودش را به این مذاهب چسبانده
  • ما….

ما زمانی که معماری و بنائی صحیح و پزشکی و تجارت و خانواده و اسلام و مذهب صحیح و اصل را معرفی کردیم خود به خود اجناس تقلبی هم رو میشن. علاوه بر این، دارودسته ی منافقین و مرتدین هم رو میشن که قصد دارند با این جنسهای تقلبی به جنس اصل حمله کنند.

این همان چیزیه که کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و ودارودسته ی منافقین از آن هراس دارند .

ما  در اینجا در مورد هیچ شخص مسلمانی به بدی صحبت نمی کنیم اما از هر مسلمانی در برابر هر کافراصلی محارب و مرتد داخلی حمایت می کنیم. بگذار از عمل ما به قانون شریعت الله و منهج اسلامی امامان و اولیای این امت دنیای کفر بر خود بلرزد.

س۱۰۵: ما بسیار دیده ایم همین مولوی ها و ملاها با ظاهری اسلامی به مردم میگویند با این سکولاریستها و دموکراسی خواهان باشید گناهش با ما، تکلیف مردم این وسط چیست؟

ج: این مولوی ها و مُلاها جزو کفار پنهان داخلی یا همان دارودسته ی منافقین هستن که یکی از اضلاع اصلی «مثلث دروغساز» را تشکیل میدهند که باید مثل دروغگوها باهاشون برخورد کرد.  الله تعالی در مورد این تاکتیک و روش آنها در فریب مومنین می فرماید: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُم مِّن شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/ ۱۲)  ﻭ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣؤﻣﻨﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣﺎ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻨﻴﺪ، (ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺩﺍﺭﺩ) ﻣﺎ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ! و ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

مسلمین نباید به کسانی که اونها را به گناه سوق میدهند و تشویق می کنند توجه کنند حتی اگه نزدیکترین افراد به اونها باشند. اینها دروغ گویانی هستند که الله تعالی به دروغ گو بودن اونها گواهی داده چون به صراحت در جای دیگه ای فرموده هیچ کسی گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد: وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۚ (انعام/۱۶۴) یا می فرماید: أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ‏(نجم/۳۸)

س۱۰۶: امروزه در میان بلوچهای حنفی مذهب جریاناتی سکولار تولید شده اند که خود را حنفی و مدافع حقوق بلوچهای حنفی می دانند این جریانات مجازی تا چه اندازه با فقه حنفی و منهج حنفی سازگارند؟

ج: چنانچه می دانیم دین سکولاریسم با مختص کردن محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین به خودش جایگاهی برای حکومت اسلامی و قانون و برنامه ی شریعت الله و اطاعت کردن از این قوانین و یا معیار قرار دادن این قوانین اسلامی برای مجازات کردن مجرمین یا پاداش دادن به مجریان باقی نگذاشته است.

امام ابوحنیفه رحمه الله شخص مجاهدیه از تابعین که نه تنها هیچ مسئولیتی را در حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی به دلیل ظلم آنها نمی پذیرفت بلکه از هر نهضت اسلامی که به بازگشت حکومت اسلامی بر منهاج  نبوت کمک کنه حمایت می کرد، که دیدیم از نهضت شیعی و قیام زید بن علی و قیام نفس زکیه علیه منصور عباسی دفاع کرد و در نهایت در زندان حکومت عباسیان هم بهش زهر میدهند یا زیر تازیانه می کشنش و به شهادت می رسد، نحسبه کذالک و الله حسیبه.  حالا به نظر شما چنین امامی که به ظلم یک حاکم مسلمان راضی نیست و تمام تلاش او بازگرداندن حکومت اسلامی به سبک رسول الله ست راضی به حاکمیت مرتدین میشه و برای تبلیغ برای کفر و ارتداد جواز میدهد؟

اجازه بدین مسلک امام ابوحنیفه رحمه الله را یکی از بزرگان حنفی به نام ابوبکر جصاص توضیح بده که می گوید: ﻣﺬﻫﺐ ﻭﻱ ﺩﺭﻗﺘﺎﻝ ﻋﻠﻴﻪ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﻭﺍﺋﻤﻪ ﻱ ﺟﻮﺭﻭﺳﺘﻢ ﺷﻬﺮﺕ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﻳﻲ ﺩﺍﺭﺩ . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺍﻭﺯﺍﻋﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻫﺮﺳﺨﻨﻲ ﺍﺯﺍﺑﻮﺣﻨﻴﻔﻪ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻭﻱ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺸﻴﺮﺑﺮﺩ، ﻳﻌﻨﻲ ﺑﻪ ﻗﺘﺎﻝ ﻋﻠﻴﻪ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﻳﻞ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺑﻮﺩ، ﺍﺑﻮﺣﻨﻴﻔﻪ ﻣﻴﮕﻔﺖ: ﺍﻣﺮﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭﻧﻬﻲ ﺍﺯﻣﻨﻜﺮﻧﺨﺴﺖ ﺍﺯﻃﺮﻳﻖ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺮﺽ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﭘﻴﺶ ﻧﮕﺮﻓﺖ ﭘﺲ ﺑﻜﺎﺭﺑﺮﺩﻥ ﺷﻤﺸﻴﺮﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ.[۲۰]

امام ابوحنیفه راه راست را راه قرآن و سنت صحیح و تشکیل حکومتی اسلامی به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم می دانست نه راه کفار سکولار و تشکیل حکومتی کفری و ارتدادی سکولاریستی را.

س۱۰۷: به نظر شما کسانی که تحت نام اهل سنت و به همراه اپوزیسیون مخالف ایران جوانان را به سکولاریسم و دموکراسی  دعوت می کنند چه برنامه ای دارند؟

ج: این افراد که در فضای مجازی به وجود آمده اند و اگر بتوانند در جنگ روانی خود عده ای را فریب داده و با خود همراه کنند ممکنه در فضای حقیقی هم احزاب مختلفی به وجود بیارن و برای آینده ای نامشخص و مجهول برنامه های تکراری دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها را دارند که ما در دهها سرزمین مسلمان نشین و حتی مناطق خودمان در این چند دهه ی گذشته شاهد تطبیق و نتایج آن بوده ایم، تجربه ایست تکراری با نتایج و فجایعی تکراری .

اینها در واقع بخشی از جریان اسلام آمریکائی و لیبرال هستند که در نهایت قصد دارند جایگاه بوگیرهای حاکمیتهای سکولار بومی را به دست بیاورند و در برابر مجاهدین شریعت گرا نیز جایگاه یک سرباز جنگ روانی سکولاریستها را داشته باشند.

اینها- چه ریشدار و چه بی ریش آن، چه عمامه به سر و چه کراواتی آن-  با تمام شعارها و اساسنامه ها و تبلیغات و غوغاسالاری و عوام فریبی و دغل بازی که به راه می اندازند در واقع و عملاً مجری قوانین سکولاریستی هستند و برای واقع مسلمین چیزی غیر از همان قوانین سکولاریستها ندارند.

س۱۰۸: اگه اینها در آینده بتوانند در مناطق اهل سنت ایران به قدرتی دست پیدا کنند واکنش شما به آنها چگونه خواهد بود؟

ج: اگه چنین آینده ای وجود داشته باشه – که من بعید و غیر ممکن می دونم – عملکرد خود اونهاست که تعیین می کنه ما چه برخوردی با اونها داشته باشیم . اگه عملکردشون مثل سایر سکولار زده ها باشه که در کنار کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی مسلمین را به بازیهای رایج حکومتهای سکولار مشغول کنند و با نظام  سکولار حاکمه بر علیه شریعت گرایان و تطبیق قانون شریعت الله متحد شوند، در واقع  اونها با ما اعلان جنگ کرده اند و جنگ را بر ما تحمیل کرده اند، و طبعاً مثل یک دشمن محارب و یکی از اعضای سیستم کفری حاکمه باهاشون برخورد میشه .

س۱۰۹: اصولا روش برخورد شما با سایر گروههایی که وجود دارند چگونه است؟

ج: برنامه های ما مشخصه و همه ی گروهها خودشون هستن که تعیین می کنن ما چه برخوردی با اونها داشته باشیم . ما فرزندان قانون شریعت الله و «اهل الجماعة» و تطبیق شریعت الله از کانال یکی از«۳ ابزار» برتر بر پایه ی میزان قدرت نظامیمون و بر اساس «وضع موجود» و «نیازهای روز مسلمین» هستیم، گروهها و فرقه های دیگه لازمه و باید که در تنظیم موضعگیریهاشون مواظب واکنش «الجماعة» باشن، این به نفع همه ست.

همه ی این گروهها تا زمانی که در جبهه ی کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی برعلیه «الجماعة» و مجاهدین شریعت گرا و «۳ ابزار» قرار نگیرند اونها مسلمانن و حقوق خاص مسلمین را دارند، اما زمانی که، به هر دلیلی، در جبهه ی کفار سکولار اشغالگر جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی قرار گرفتند خودشونو مشمول حکم اونا می کنند و مثل اونها باهاشون برخورد میشه تا زمانی که با زبان یا دست با اونها هستند.  من تشبَّهَ بقومٍ فَهوَ منْهم.[۲۱]

س۱۱۰: شما آینده ای که این گروههای سکولار زده تحت پوشش نام اهل سنت برای اهل سنت تدارک دیدن را چگونه می بینید؟

ج: آینده ای که دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها دارند مسلمین را برایش آماده می کنند فاصله گرفتن از «الجماعة»  و دارالاسلام، سازگاری و سازش با دین سکولاریسم و کنار زدن قانون شریعت الله و تطبیق قوانین دین سکولاریسم و پرداختن به بازیهای سکولاریستی رایج و عادی سازی اشغالگر کفار محارب و ذلیلی و زیردست شدن اوناست.

در این صورت آینده ی مورد نظر اونها بدون شک تطبیق قانون شریعت الله بر اساس فقه شافعی یا حنفی یا نجدی و یا هر یک از مذاهب و تفاسیر اسلامی نخواهد بود، بلکه بر اساس یکی از احزاب لیبرال دین سکولاریسم خواهد بود؛ و این یعنی اینکه آنها بر علیه ما اعلان جنگ کرده اند، این یکی از همان واقعیتهای ملموسیه که همه بر آن واقفند، و این توهم خواهد بود که خیال کنیم مسلمین در پناه دیکتاتوری احزاب مختلف دین سکولاریسم خواهند توانست قوانین شریعت الله را پیاده کنند، و بدون شک ما اهل توهم نیستیم . ما نمی خواهیم هیزم و خوراک قدرت گیری کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین محلی بشیم و دنیا و قیامت خودمون را به خاطر این مجرمین از دست بدیم . در کنار اهل سنت بودن «اهل الجماعة» بودن و «درک وضع موجود» بر اساس قانون شریعت الله، یعنی پرهیز از ضرر، و دوری از خواب و خیال و توهم، و پرهیز از هدر دادن خود و دیگران.

س۱۱۱: عده ای از برادران با آنکه پاسخی شرعی برای برادران هم مسیر با شما  ندارند و میدانند که سکولاریستهای مرتد محلی و منافقین بر علیه  شما تبلیغات منفی راه انداخته اند اما تنها به دلیل هوای نفسانی و یا حزب گرائی برچسبهائی را به خود شما و شاگردان شما می زنند پیام شما به این برادران چیست؟

ج:  رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: منْ قَالَ فِی مُؤْمِنٍ مَا لَیْسَ فِیهِ أَسْکَنَهُ اللَّهُ رَدْغَهَ الْخَبَالِ حَتَّى یَخْرُجَ مِمَّا قَالَ. [۲۲]هر کسی در باره ی مؤمنی ، چیزی بگوید که در وی نیست، الله متعال آن شخص را در (رَدْغَهَ الْخَبَالِ) ساکن می گرداند، تا زمانی که دلیل برای إثبات قولش بیاورد.!

رَدْغَهَ الْخَبَالِ: چاهی در جهنمه که خونابه و چرکابه ی زخمهای  جهنمیا توش میره!

اونائی که تکفیر نابجای اهل قبله را می کنند، یا به اهل قبله برچسب می زنند و سعی در ترور شخصیتی اونا را دارند  باید کمی به عاقبت خودشونم فکر کنند اگه به الله و روز قیامت ایمان دارند و به سرانجام خودشون تو قیامت اهمیت میدهند .

به اون برادران و خواهرانی هم که مورد این اتهامات قرار می گیرند با نظری به سیره ی  رسول الله صلی الله علیه وسلم و ادامه دهندگان راهش می گویم :

داری بێ بەر بەو وەحەسێ بۆ خۆت   ………… نه لەقت ئەکێشن نه پەڵ ئەخەن بۆت

داری بەرداری؟  ئیتر بەرپەڵ به  ………… له سەرخۆ وچان له سەرخۆ دەرکه

تا ژیرێک بەجێ ئەچنێ بارت   …………. صەد گەوج و چڵێس ئەدەن ئازارت

س۱۱۲: شما برای آینده  چه اهداف و برنامه هائی در دارالاسلام ایران دارید ؟

با آنکه اهداف و برنامه های ما برای آینده تا رسیدن به خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة واضح و روشنه، اما ما اهل سنت و «اهل الجماعة» هستیم؛ فرزندان زمان خودمون و فضای واقعی الان هستیم، و نمی توانیم واقعیت و حقیقتهای معلوم را با امانی، خیالات و آینده ی مجهول و نامشخص عوض کنیم.

ما برای «وضع موجود» و «نیازهای روز مسلمین» و در عالم واقعی امروز برنامه داریم.  برنامه ی ما برای آینده قطعا تطبیق اهداف ما متناسب با «وضع آن زمان و مکان» و  نیازهای روز «آن زمان» از کانال «الجماعة» خواهد بود.

س۱۱۳: عده ای در سرزمینهای تحت اشغال کفار سکولار جهانی ومرتدین محلی بر این باورند که هم اکنون باید تزکیه کرد و مردم باید فکرهایشان درست شود و از نظر اقتصادی هم به درجه ی بالائی از تولید ملی برسند تا بتوانند کفار اشغالگر خارجی را بیرون کنند به همین دلیل دست از جهاد کشیده اند، این تاکتیک تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشه؟

ج: در این زمینه زیاد صحبت شده که بعد از آموزش ایمان و ادای نماز، مهمترین فرضِ عین، جهاد فی سبیل الله و بیرون راندن کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی از سرزمینهای مسلمین از کانال «الجماعة» و یکی از «۳ابزار»ه و لازم به یاد آوری نیست.

اما در پاسخ به این سوال شما لازمه عرض کنم که این نگرش سابقه ی طولانی در میان مسلمین داره که طیفهای مختلفی که در فهم بسیاری از مفاهیم شرعی دچار اشتباهاتی فاحش هستند بر این باور بوده اند که ابتدا باید مردم را اصلاح کرد حالا اگه قرنها طول بکشه و بعد با اشغالگران خارجی جنگید .

در دهه های نزدیک به ما دسته ای چون محمد عبده بر این باور بودند که تا زمانی که مردم مصر ناآگاه‌اند، نمی‌توانند انگلیسی‌ها را از کشور خودشون بیرون کنند به همین دلیل اصلاح فکردینی مصریان باید بر پیکار سیاسی با اشغالگران خارجی مقدم باشد. اما این دسته لازم بود به این مهم دقت می کردند که برای ملت مستعمره و تحت اشغالی که با پشتوانه ی قدرت حکومتی و اسلحه تمام موسسات آموزشی و اداری آن بر اساس یکی از احزاب دین سکولاریسم اداره میشود، رهائی از عقب ماندگی فکری و آلودگی های عقیدتی بدون آزادی از چنگال حاکمیت این اشغالگران و قوانین ظالمانه ی آنها که حتی کودکان مهد کودکی تا دانشگاه و تمام مکانهای آموزشی و تربیتی را پوشش میدهد و انواع مفاسد اخلاقی و فکری را گسترش داده  ناممکن و محاله، و علاوه بر این دوام حاکمیت این کفار اشغالگر و مرتدین محلی باعث افزایش انحطاط فکری و اخلاقی مسلمین و فاسد شدن بیشتر آنها نیز می شود.

در کنار این دسته ما شاهد دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها هستیم که با نام تزکیه و تربیت و اصلاح و اصلاحگری و دهها شبهه ی دیگر تنها هدفشان توجیه بی غیرتی و آلودگی ها و بیماری های درونی خودشان و نرفتنشان به میدانهای جهاد و حتی دلسرد و خنثی نمودن مسلمین و ضربه زدن به جهاد مسلمین و تسلیم نمودن مسلمین به کفار اشغالگر و سکولار خارجی و سکولاریستهای مرتد بومی بوده که لازمه همچون دارودسته ی منافقین با این دسته برخورد بشه .

پرداختن به تولید ملی هم باید بعد از استقلال و آزاد سازی سرزمینهای مسلمین صورت بگیره . پرداختن به تولید ملی در سرزمینهای تحت حاکمیت کفار سکولار و اشغالگر خارجی یعنی دعوت به بردگی مردم و مستحکم کردن پایه های اقتصادی و نظامی دشمنان و محکم کردن زنجیرهای مسلمین. قبل از این آزاد سازی و حرکت رو به جلو جهت بازکردن جهاد تهاجمی یا ابتدائی، باید دروازه ها را به کلی باز کرد و  تمام انرژی را در خدمت  جنگ مسلحانه و تکنولوژی نظامی و انجام فریضه ی اعدام و ارهاب بر اساس « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ » (انفال/۶۰) قرار داد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: بُعِثْتُ بينَ يدَيِ الساعةِ بالسَّيفِ، وجُعِلَ رِزْقي تحتَ ظِلِّ رُمْحي، وجُعِلَ الذُّلُّ والصَّغارُ على مَن خالَفَ أَمْري، ومَن تشَبَّهَ بقومٍ فهو منهم؛ و رزق من زیر سایه نیزه ی من قرار داده شده است. رزق زیر سایه ی نیزه نه شمشیر.

رزق ما زیر سایه ی نیزه های ماست، علاوه بر این تا زمانی که به درهای کفار و طاغوتها نرسیده ایم هر چیزی که می توان وارد کرد را باید وارد کرد چون می توان وارد کرد حتی اگر در محاصره ی اقتصادی شعب ابی طالب باشیم. اسم دیگر سکولاریستها در قرآن «احزاب» است یعنی دشمنان سکولار ما هرگز یک حزب نیستند بلکه احزاب مختلفی هستند و در درونشان انتی تزهای زیادی وجود داره که میشه ازشون سنتز مناسبی تولید کرد همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در معامله ی با کفار سکولار بنی خزاعه و بنی ضمره و امثالهم سنتز مناسبی در تمرکز بر کفار سکولار قریش که دشمن شماره یک بودند به وجود آورد و علاوه بر آن با کفار یهودی اطراف مدینه و کفار نصرانی نجران و کفار مجوس الاحساء نیز در تمرکز بر این دشمن اصلی پیمانهائی بست.

س۱۱۴: در این میان باز عده ای تحت عنوان روشنفکری دینی  با استناد به آیاتی می گویند که حتی پس از بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم هر کسی که به خدا و قیامت ایمان داشته باشد جزو رستگاران و اهل بهشت است و شرط نیست حتماً به پیامبر خاتم ایمان داشته باشد .

ج: ما در همان ابتدای راه می گیم لا اله – الا الله . و اله های زیادی را که طاغوتهای  5 گانه ی اصلی ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَى ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) تولید کرده اند را با کفر به طاغوتمان زیر پا میگذاریم و بعد میرویم سراغ اثبات اون اللهی که خودش خودش را در آخرین کلامش معرفی کرده .  حالا اینها باید ۱- به اون اللهی ایمان بیاروند که الله خودش خودش را در آخرین پیامش معرفی کرده نه اللهی که خودشون واسه ی خودشون تراشیدند و ما آن را نفی کرده ایم   2- بعد،  به کدام آخرت ایمان دارن؟ همانی که الله تعالی در آخرین پیامش معرفی کرده یا آن قیامتهائی که  برای خودشان تراشیده اند؟ ۳- بعد، عمل صالح مورد رضایت الله کدامه؟ اونی که تو قانون آخرین شریعتش بیان کرده که تا روز قیامت برای انسانها فرستاده یا اونی که خود این انسانها صالحش می دانند، چون غیر از اخلاق عمومی ما دارای اخلاق عقیدتی هم هستیم که تنها اونی صالحه که الله تعالی از کانال آخرین فرستاده اش به انس و جن معرفی کرده. به هر نحوی که بخوایم به این استدلال نگاه کنیم متوجه میشم که ایمان به آخرین رسول و آخرین شریعت شرط رستگاریه.

نکته ی مهم و اساسی بعدی اینکه :

نباید یک آیه را از آیات محکمات دیگه معزول کرد که از جمله شروط نجات را ایمان به آخرین فرستاده معرفی کرده. به عنوان مثال این آیه ذکر می کنه کسی که قبلاً تابع آخرین شریعت زمان خودش بوده و طبق همان شریعت به الله و روز قیامت  ایمان داشته و طبق همان شریعت عمل صالح انجام داده و با همین عقیده قبلاً مرده مثل همین مومنین به پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  جزو رستاگارانه : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏(البقره/۶۲)

‏این آیه نمی گوید که شرط ایمان به آخرین رسول برداشته شده، بلکه می خواد بگه که اسلام یکیه، حالا با هر اسمی که مردم می شناسنش، و مختص یک نژاد و قبیله ی خاصی نیست، و هر کسی می تونه با پذیرش آخرین شریعت از کانال آخرین فرستاده ی الله واردش بشه، و با آیات محکمات دیگه ای تاکید می کنه هر کسی این کار را نکند و به آخرین فرستاده ایمان نیاورد و بین پیامبران فرق بگذارد جزو کفاره چنانچه می فرماید: 

‏ إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً ‏*  أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً ‏(نساء/۱۵۱-۱۵۰ )

‏ اما اگه شخصی به تمام پیامبران منجمله خاتم النبیین صلی الله علیه وسلم ایمان بیاره جزو رستگارانه.  وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏ (نساء/۱۵۲)

 پس کفار اهل کتاب کسانی هستند که به آخرین شریعت از کانال آخرین فرستاده ایمان نیاورده اند و بر خلاف دستور الله تعالی بین رسولان فرق گذاشته اند و به بعضی ایمان آورده اند و به بعضی دیگه نه. به همین دلیل اینها مثل مشرکین (یا سکولاریستها) جزو کفار محسوب میشن البته با احکامی متمایز. که الله تعالی به عنوان مثال در موردشون می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ‏(بینه/۶)

س۱۱۵: در میان این اشخاص باز کسانی هستند که میگویند ما اصلاً جهاد را قبول نداریم اینها را چگونه می بینید؟

ج: فکر نکنم کسی وجود داشته باشد که خودش را مسلمان بداند و بگوید من جهاد را قبول ندارم در حالی که حول و حوش ۴۰۰ آیه در مورد جهاد و جنگ مسلحانه در قرآن آمده است و به همان شکلی که الله تعالی فرموده است «یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ» (بقره/۱۸۳) فرموده «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ » (بقره/۲۱۶) یعنی انکار جهاد مثل انکار روزه و نماز و حج و سایر واجبات است، انکار آن با سهل انگاری و ناتوان در انجام دادن آن یا انجام ندادن آن در صورت توانائی فرق دارد، کسی که ۱- آگاهانه  2- عمداً  3- به میل خودش و اختیاری بگوید جهاد را قبول ندارم بدون شک مرتد است.

  با استناد به احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم جهاد با کفار تا روز قیامت به صورت پیوسته و زنجیر وار توسط فرقه ی ناجیه وجود داره. چنانچه می فرماید: «لَا تَزَالُ عِصَابَهٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ یُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِینَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ»[۲۳]پیوسته بخشی از مسلمانان بر اساس حق جنگ مسلحانه می‌کنند و تا روز قیامت بر مخالفین خویش غالب و چیره‌اند .

یا می فرماید: «لَا تَزَالُ طَائِفَهٌ مِنْ أُمَّتِی یُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِینَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ»[۲۴]همیشه گروهی از امت من تا روز قیامت به خاطرحق جنگ مسلحانه می‌کنند و آشکار و غالب‌اند

 کعب بن مالک رضی الله عنه یک بار بخاطر تخلف در جنگ به همراه «الجماعة» ۵۰روز رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه با او حرف نمی زنند تا الله تعالی در مورد توبه آنان آیه نازل کرد .حال و وضعیت آن کسی که در طول عمرش یک بار هم به جهاد نرفته باشد چطور است؟

الان یکی بیاید و بگوید من با وجود توانائی جهاد را انجام نمی دهم . بدون شک چنین شخصی یکی از دارودسته ی منافقین است چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَن ماتَ ولم يغزُ ولم يحدِّث نَفسَهُ بالغَزوِ، ماتَ علَى شُعبةٍ من نفاقٍ[۲۵]. کسی که بمیرد و جهاد نکند و در باره جهاد با خود زمزمه نکرده باشد (در دل قصد و نیت آنرا نداشته باشد یا خودش را برای آن آماده نکرده باشد)، بر شاخه ای از نفاق مرده است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به دسته از بادیه نشینان که اسلام آورده بودند گفت که باید همراه آنها جهاد کنند اینها گفتند جهاد نمی کنند اما مومن هم هستند، الله تعالی فرمود: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ۖ(حجرات/۱۴) اعراب گفتند: ما ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده اید، بلکه بگویید: اسلام آورده ایم؛ زیرا هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/۱۵) مؤمنان فقط کسانی اند که به الله و پیامبرش ایمان آورده اند، آن گاه شک و تردید ننموده‌اند (دلشان بر این حق آرام گرفته و گمان و دودلی به دل راه نداده‌اند) و با اموال و جان هایشان در راه الله جهاد کرده اند؛ اینان اهل صدق و راستی اند.

س۱۱۶: خیلی ها می ترسند که فرزندانشان در جهاد کشته بشوند به همین دلیل با جهاد مخالفت می کنند

ج:  ابن سعد روایت می کنه که رسول الله صلی الله علیه وسلم شمشیری را به ابودجانه رضی الله عنه هدیه داد که بر روی آن حکاکی شده بود :

فِي الْجُبْنِ عَارٌ وَفِي الْإِقْدَامِ مَكْرُمَةٌ

وَالْمَرْءُ فِي الْجُبْنِ لَا يَنْجُو مِنَ الْقَدَرِ

در ترسیدن، ننگ و در اقدام و دست به کار شدن، بزرگواری و عظمت است و انسان با ترس از تقدیر نجات پیدا نمی کند.[۲۶]

صرف نظر از اینکه مرگ و زندگی دست الله ست و سایر مسائل عقیدتی، و اینکه با بی غیرتی عمر طولانی نمی شود و با با شهامت بودن عمر کوتاه نمی گردد به صورت عینی و مثالی به اینها باید بگوئیم که اینها به شدت دارند خودشان را گول می زنند . تمام شهدای چند سال مجاهدین و حتی کشته شده های غیر نظامیان در افغانستان در عرض یک سال به اندازه ی تصادفات رانندگی نبوده که فرمانده ناجا ایران رقم ۲۸ هزار نفر را اعلام می کند. تعطیلات نوروز امسال هم اعلام می شود روزانه ۳۷ نفر در تصادفات کشته میشوند.

پس چرا خودشان سوار ماشین میشوند یا به بچه هایشان اجازه میدهند که سوار بشن با اینهمه ریسکی که وجود داره؟

مشخصه که مشکل جای دیگه ایه غیر از احتمال کشته شدن فرزندان. 

امام مسلم رحمه الله در صحیح خود از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: ما تعُدُّونَ الرَّقوبَ فيكم ؟ « شما در میان خود چه کسی را عقیم و نازا می دانید؟» می گوید گفتیم: کسی که فرزندی به دنیا نمیاورد، فرمود : ليس ذلك بالرَّقوبِ ولكنِ الَّذي لا يُقدِّمُ مِن ولدِه شيئًا.« نازایی و عقیم بودن این نیست، بلکه شخصی است که هیچیک از فرزندانش را تقدیم و فدا نمی کند».[۲۷]

فضیل بن عیاض می گوید :داخل شدن در دنیا آسان است، رهایی از آن سخت است.[۲۸]  معامله با الله و فروش دنیا و نفس به الله برای هر کسی سهل و آسان نیست. إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ‏(توبه/۱۱۱)  بیگمان الله (کالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خریداری می‌کند.  (آنان باید) در راه الله بجنگند و بکشند و کشته شوند . این وعده‌ای است که الله آن را در (کتابهای آسمانی) تورات و انجیل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت کرده است) و وعده راستین آن را داده است، و چه کسی از الله به عهد خود وفاکننده‌تر است‌؟ پس به معامله‌ای که کرده‌اید شاد باشید، و این پیروزی و رستگاری بزرگی است.‏

س۱۱۷: برخورد با ملاهائی که در جهاد از کانال یکی از «۳ابزار» برتر شرکت نمی کنند چگونه است؟

ج: اینها در معامله ای که باید طی آن جان خود را در برابر بهشت به الله تعالی بفروشند شرکت نمی کنند و با انواع بهانه ها تلاش می کنند به اصطلاح از خودشون محافظت کنن و در اذیت و آزارهای مسیر جهاد قرار نگیرند. ما الان هزاران عالم و داعی و ملا و خطیب و مدرس از اینها داریم که اگر به خاطر جهاد فرا خوانده  شوند نه تنها منادی جهاد را لبیک نمی گوید، بلکه نافرمانی و حقارت خودشان از انجام ندادن این فرض عین را با انواع  تأویلات و مصلحت تراشی ها و حکمت بافی ها توجیه می کنند و در کمال پرروئی اگر بر علیه «الجماعة» و مجاهدین یکی از «۳ابزار» برتر وارد جنگ روانی هم نشوند به مسلمین می گویند که ما هم مشغول خدمت به اهداف دینی دیگه ای هستیم و و یا با تماشاچی و نظاره گر بودن رسماً در گروه منافقین خود را جایی می دهند.

اینها بخشی از بهانه های انسانهای ترسو و بخصوص بهانه های دارودسته ی منافقینه که نباید بهشون اهمیت داد و باید اونها را کلاً نادیده گرفت، وجود دارودسته ی منافقین در جبهات جنگ مضره و هر جا وارد شده اند فساد به بار آورده اند؛ مگر حداقل همین چند سال گذشته ی سومالی و سوریه و لیبی و افغانستان و عراق و سوریه را ندیده ایم؟ به همین دلیل الله تعالی هم راضی به حضور این مفسدین جهاد در میان مجاهدین نیست بلکه باید به مومنینی پرداخت که مثل سه نفر متخلف جنگ تبوک از جهاد باز مانده بودند.

 لَکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏(توبه/۸۸) ‏ولی پیغمبر و مؤمنانی که با او هستند، با مال و جان خود به جهاد می‌پردازند. همه خوبیها و نیکیها از آن ایشان است، و آنان بیگمان رستگارانند .‏

س۱۱۸: به نظر شما این ملاهای رسمی و خادم طاغوتها و تولیدات آنها می توانند اهل جهاد باشند؟

ج: اینهایی که تحت حاکمیت یکی از طاغوتها و بر اساس برنامه های طاغوتهای سکولار سخنان و تبلیغ خود را برنامه ریزی می کنند ربطی به «الجماعة» مومنین و دارالاسلام  و مجاهدین یکی از «۳ابزار» ندارند؛ اینها در واقع زنانی هستند با ریش و عمامه و در پوشش مرد که تنها زمانی پای شبکه های ماهواره ای حاضر میشوند ماتیک و آرایش می کنند و سایر مواقع ماتیک و رژلب نمی زنند.

 امثال اینها اگه حتی در دارالاسلام نیز حضور داشته باشند قطعاً جزو دارودسته ی منافقین و ستون پنجم دشمن محسوب می شوند و چنانچه وارد میدانهای جهاد بشن این میدانها را فاسد می کنن: لَوْ خَرَجُواْ فِیکُم مَّا زَادُوکُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ‏(توبه/۴۷) اگر آنان همراه شما (برای جهاد) بیرون می‌آمدند، چیزی جز شر و فساد بر شما نمی‌افزودند، و به سرعت در میان شما حرکت می‌کردند و مشغول آشفتن و گول‌زدن و برگرداندنتان از دین می‌شدند . در میانتان هم کسانی هستند که سخن ایشان را بشنوند (و دعوت تفرقه‌آمیز و فتنه‌برانگیز ایشان را بپذیرند) . الله ستمگران را خوب می‌شناسد .

به همین دلیل : وَلَکِن کَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِیلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِینَ ‏(توبه/۴۶) امّا الله (می‌دانست که اگر برای جهاد بیرون می‌آمدند جز زیان و ضرر نداشتند. این بود که) بیرون‌شدن و حرکت‌کردن آنان را (به سوی میدان نبر ) نپسندید و ایشان را از (این کار) بازداشت . و بدیشان گفته شد: با نشستگان بنشینید.

اینها کسانی هستند که: رَضُواْ بِأَن یَکُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَفْقَهُونَ ‏(توبه/۸۷) آنان بدین خوشنودند که با زنان خانه‌نشین . باقی بمانند . دلهایشان ( با خوف و نفاق ) مهر زده شده است و لذا نمی‌فهمند.‏

حالا در میان اینها کسانی هم پیدا می شوند که اهل فتوا و صدور حکم می شوند که ربیعه بن عتبه رحمه الله در موردشون میگوید: «بعضی از کسانی که در اینجا فتوا می‌دهند، از دزدان به زندان سزاوارترند!»[۲۹]اگر عصر ما را می‌دید چه می‌ گفت؟! لا حول ولا قوة إلا بالله؛ اینها بی حیاهائی هستن که دست به هر کار و سخنی می زنند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم با لفظی تهدید آمیز می فرماید: إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ.[۳۰] از چيزهايى كه مردم از كلام اوّلين پيامبران و پیامبران گذشته فهميده اند اين است كه:هر گاه حيا نداشتى هر كارى خواستى انجام بده.

عمر بن خطاب رضی الله عنه نیز در موردشون می گوید: «هرکس حیایش کم باشد، تقوایش کم است. و هرکس تقوایش کم باشد قلبش مرده است.»[۳۱]

این در مورد کسانیه که در دارالاسلام قرار گرفته و به این سبک به خودشان صدمه می زنند نه در مورد کسانی که به میل خود و آگاهانه و اختیاری در دارالکفرها قرار گرفته و بخشی از سیستم کفری و ارتدادی یا کفری شده اند که مشمول حکم اربابان خود « وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ » (مائده/۵۱) و سرباز و عنصر فعال جنگ روانی دشمن بر علیه الجماعة مومنین و اهل دعوت و جهاد راستین هستند.

س۱۱۹: اما مسلمین زیادی را می بینیم که در برابر اینهمه جنایات سکولاریستها سکوت کرده اند و تنها نظاره گر هستند

ج: بله، ما سکوت خفت بار این دسته از مسلمین را می بینیم در حالی که الله تعالی به صورت خاص و در مورد سکولاریستهائی که « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ »(بقره/۲۱۷)  با زبان اسلحه با ما وارد گفتگو می شوند تا اینکه بتوانند دین ما را از مفاهیم و محتوای ۴گانه ی دین تهی و خالی کنند رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ» با مال و جان و زبان تان با سکولاریستها بجنگید.

در این حالت تهاجمی، جهاد فرض کفایه است، یعنی دارالاسلام به دارالکفرهای اصلی جهت آزاد سازی سرزمینهای تحت حاکمیت آنها حمله می برد و چنانچه تعداد مومنین در بخشهای مختلف کافی باشد بر دیگران فرض عین نیست هر چند دیگران از پاداش آن محروم هستند اما گنه کار نمیشن، اما لازم است بدانیم در زمانی که کفار محارب به دارالاسلام و سرزمینهای اسلامی یورش می آورند و منکر به این بزرگی رخ داده و جهاد بر مومنین «فرض عین» شده اما شخص اهل قبله ضمن توانائی بر نهی از چنین منکری سکوت میکنه، نظاره گر و تماشاچی شدن صفت بارز گروه منافقین یا سکولار زده هاست چنانچه الله تعالی در زمان حمله ی سکولاریستها یا احزاب به دارالاسلام مدینه می فرماید: يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا ۖ وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ ۖ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا (احزاب/۲۰) (گروه منافقین) فکرمی کنند که سکولاریستها نرفته اند و اگر بار دیگر سکولاریستها بیایند، آنان دوست دارند که کاش در میان اعراب بادیه نشین بودند، و (همانجا تماشاچی بودند و از دور) از خبرهای شما می پرسیدند، و اگر در میان شما بودند جز اندکی جنگ نمی کردند.

دوباره تاکید کنیم که در زمان حمله ی کفار محارب خارجی چه سکولار باشه یا غیر سکولار، به دارالاسلام و سرزمینهای اسلامی، اهل قبله ای که توانائی واکنش داشته باشه و کاری انجام نده و فقط تماشاچی باشه بدون شک از دایره ی مومنین خارج شده و جزو گروه منافقین شده است؛ در زمان جنگ بین دارالاسلام با دارالکفرهای محارب و جنگ بین ایمان و کفر بی طرف وجود ندارد، حتی با مراجعه به آیات اولیه ی سوریه ی روم و سریه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه ی کرام در این زمینه می توانیم بگوئیم که در جنگ بین کفاری که از نظر عقیدتی به ما نزدیک هستند با کفاری که از نظر عقیدتی از اسلام دور هستند نیز باز بی طرف وجود ندارد، هر چند گروه منافقین که در دل با دشمنان مومنین هستند اما جهت عوامفریبی و جدا کردن مسلمین از جبهه ی دارالاسلام و مومنین با برشمردن مفاسد و ظلمهای هر یک از طرفین سعی می کنند بی طرفی و تماشاچی بودن خود را توجیه کنند و چنین نشان دهند که اینهائی که با هم می جنگند هر دو ظالم هستند و اینها خواهان از بین رفتن هر دو هستند و با دعاهائی چون « اَللّهُمَّ اشْغَلِ الظّالِمينَ بِالظّالِمينَ وَ اجْعَلنا بَيْنَهمْ سالِمينَ»، « اَللّهُمَّ اشْغَلِ الظّالِمينَ بِالظّالِمينَ » و… این دغل بازی خود را پوشش می دهند اما تاریخ قرآن و صدر اسلام و پس از آن نشان داده است که این خائنین خواهان پیروزی دشمنان دارالاسلام و هر کسی هستند که از نظر عقیدتی دورتر از اسلام و شریعت الله باشد و این نمایشهای خیمه شب بازی و دلقک بازی های شبه اسلامی آنها صرفاً جهت تبرئه ی خودشان و جدا کردن اهل قبله از جبهه ی دارالاسلام و مومنین اهل دعوت و جهاد است.  

البته این تماشاچی شدن برای گروه منافقین بدون هزینه نیست و باید به خاطر داشته باشند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت عام می فرماید:« مَنْ أُذِلَّ عِنْدَهُ مُؤْمِنٌ فَلَمْ يَنْصُرْهُ وَهُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يَنْصُرَهُ أَذَلَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ »[۳۲] کسی که در برابر وی مومنی ذلیل کرده شد و به کمک و یاری وی نشتافت و در حالی‌که قدرت و توان کمک را داشت، الله متعال وی را روزقیامت در برابر جمیع خلایق رسوا می کند و تنهایش می‌گذارد.

پس این سکوت و بی تفاوتی اونها در برابر اینهمه جنایت کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی بهای سنگینی برایشان دارد.

بر اساس فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر و مراحل سه گانه ی آن بر اساس توانائی « ‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فإن لَم يَستَطِعْ فبِقَلبِهِ و ذلكَ أضعَفُ الإيمانِ »[۳۳] در کنار فعالیت در بخش جنگ مسلحانه و امنیتی یا در کنار تبلیغ و عملیات روانی و تحمیل جنگ سرد بر جبهه ی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی کمترین کاری که مسلمین از دستشان بر می آید دعاست اما عده ای به اندازه ای خسیس و یا منحرف و آلوده شده اند که از این حداقل هم دریغ می کنند.

س۱۲۰: الان مومنینی هستند که از جهاد فی سبیل الله عاجر هستند پیشنهاد شما برای این افراد چیست؟

ج: سفارش اول «اهل الجماعة» شدن و ملحق شدن به جماعت مومنین و دارالاسلام و یکی از «۳ابزار» برتر است و سپس شرکت در دعوت و تبلیغ و عملیات روانی و جنگ سرد برعلیه دشمنه که امروزه حداقل اون از کانالهای فضای مجازی میشه به ساده ترین وجه ممکن اونو انجام داد و خود را در این مسیر مبارک مجاهدین شریعت گرا قرار داد، و در کمترین حالت و در ضعیفترین موقعیت هم استفاده از ابزار قدرتمند دعاست که از هر انسان صادقی برمیاد هر چند «ذلكَ أضعَفُ الإيمانِ» این ضعیفترین ایمانه؛ پس مومنی وجود ندارد که هم اکنون از جهاد فی بیل الله عاجز باشد و نتواند در یکی یا چند مورد از موارد نهی از منکر بزرگی که ای کفار محارب سکولار خارجی و مزدورانشان بر دارالاسلام و مومنین تحمیل کرده اند عاجز باشند و نتوانند در یکی از بخشهای «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ» با مال و جان و زبان با سکولاریستها بجنگند.

 همگام با این، جهت درمان یکی از معضلات اجتماعی مسلمین سفارش دوم من این روایت رسول الله صلی الله علیه وسلمه که می فرماید: السَّاعِي علَى الأرْمَلَةِ والمِسْكِينِ، كالْمُجاهِدِ في سَبيلِ اللَّهِ، أوِ القائِمِ اللَّيْلَ الصَّائِمِ النَّهارَ.[۳۴] کسی که در جهت تأمین نیازهای زنان بیوه و مساکین، تلاش میکند مانند مجاهد در راه الله است، و یا مانند کسى است که شب‌ها را در نماز بسر مى برد، و روزها را روزه می گیرد.

در بخش پشت جبهه، و با توجه به پیامدهای غیر قابل اجتناب جهاد و جنگ مسلحانه بر خانواده ها، مومنینی که از جهاد فی سبیل الله و قیام لیل یا روزه گرفتن عاجر هستن ضمن هم مسیری با اهل دعوت و جهاد به این دو سفارش عمل کنن تا باذن الله در روز قیامت از جمله ی مجاهدین فی سبیل الله محشور بشن. این یکی از بهترین تجارتهای پرسودیه که تنها انسانهای کم مایه و بی تفاوت به قیامت از کنار اون میگذرند.

من از الله تعالی می خواهم به جای داشتن قلب متزلزل یه مُلای مسجدی که بر اثر بی کاری و تنبلی شکم گنده کرده و مردم از او برای پیش نماز شدن و سخن پراکنی استفاده می کنند قلب محکم مجاهدی ثابت قدم و صبور چون مصعب و سمیه و بلال و حسین بن علی و زید بن علی و صلاح الدین ایوبی و فاطمه گلباخی وعمر مختار و اسامه بن لادن و امثالهم را به من عنایت کند که شرمنده ی بارگاهش و شرمنده ی خودم و بندگانش نشوم.

 هم اکنون جنگ مسلحانه و قتال فی سبیل الله با کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی تنها آزمایشگاه شناسائی این دوقلب و این دوسته از اهل قبله ست.

س۱۲۱: هم اکنون که در عملیات روانی و دعوت و حتی جنگ روانی زنان و مردان به یکسان دارای مسئولیت و وظیفه شده اند ممکن است گفتگوی خصوصی زنان و مردان در فضای مجازی اتفاق بیافتد چنین کاری چه حکمی دارد؟

ج: رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لَا یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ، فَإِنَّ الشَّیْطَانَ ثَالِثُهُمَا».[۳۵]هیچ مردی با زنی خلوت نکند، چرا که نفر سوم آنها شیطان است.

در این صورت خلوت با نامحرم جایز نیست نه در فضای مجازی و نه در جای دیگری. خلوت تنها زمانی جایزه که به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: لَا يَخْلُوَنَّ رَجُل بِامْرَأَةٍ إِلَّا وَمَعَهَا ذُو مَحْرَم،[۳۶] هیچ مردی با زنی خلوت نکند، مگر اینکه با زن، محرمی باشد.

افراد ممکنه در معرض توجیهات شیطانی کفار سکولار جهانی و مرتدین و بخصوص دارودسته ی منافقین در مخالفت با این امر رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار بگیرند و خیال کنند کار خوبی می کنند اما بدانند که شیطان: قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (حجر/۳۹) (شیطان) گفت: پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه ساختی، قطعاً من (گناه و بدیها) در زمین در نظرشان زینت (و عادی جلوه) می‌دهم، و همگی آنها را گمراه خواهم کرد.

س۱۲۲: می دانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان جنگ اجرای حدود را تعطیل کرد آیا امکانش هست مسلمین هم فعلاً که در جنگ با دشمنان هستند اجرای حدود را تعطیل کنند و قوانینی دیگه را مثلاً مثل زندانی کردن و غیره را اجرا کنند؟

ج: رسول الله صلی الله علیه وسلم از زمانی که هجرت فرمودند و الجماعة و دارالاسلام و حاکمیت اسلامی را شکل دادند سریه ها و غزوه ها شروع شد و جهاد مسلمین در شکل فرض کفائی و عین آن تا روز قیامت ادامه دارد و مسلمین به این شکل همیشه در حالت جنگی هستند بخصوص با مشرکین یا سکولاریستها.

در اینجا باید متوجه شده باشیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای میدانهای جنگ چنین سخنی را بیان کرده و به احتمال اینکه مسلمانی از ترس اجرای حد بر او به لشکر دشمن ملحق بشه فرموده در حین جنگ مثلاً حد دزد را بر سربازی که مرتکب دزدی شده اجرا نکن . پس این روایت در مورد میدانهای جنگ و در حین جنگ، و از حالتی ضرورت و اضطراری تعریف شده و محدود خاصی صحبت میکنه نه در مورد مناطق امنی مثل مدینه که جنگی در آن وجود ندارد.

نکته ی دیگه اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم حکم دیگه ای به عنوان جایگزین برای دزد بیان نکرد و بِغَیرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ حکم نکرد، بلکه اجراء و تطبیق حکم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ را بنا بر مانعی متوقف کرد همچنانکه عمر بن خطاب هم در زمان قحطی و غیر حالت جنگی حد را بر اون دزد اجرا نکرد. هم حد را اجرا نکرد و هم جایگزینی برای این حکم الله قرار نداد.

عده ای از مسلمین در احزاب و گروههای متفرق، که تماماً جزو گروه منافقین هستند، به این بهانه حکم الله را در کل جامعه تعطیل می کنند و حکم دیگه ای را جایگزین این حکم الله می کنند آشکارا دارند مسیر را اشتباه می روند.

الله تعالی برای درمان یک بیماری خودش دارو را تعیین کرده و هیچ جایگزینی نمی تونه جای داروی الله تعالی را بگیرد و بیماری جامعه هرگز با داروی دیگه ای از بین نمیره و شخص و جامعه ی بیمار هم درمان نمیشوند.

الله تعالی با تائید «الجماعة» و  شورای اولی الامر و اجماع واحد «۳ابزار» هم برای حالتهای عادی قانون گذاشته و هم برای حالتهای اضطرار و ضرورتهائی که پیش میاد و هیچ جایگزین و بدیلی برای این احکام الله تعالی وجود نداره. چون هیچ کسی عالمتر و حکیمتر از الله تعالی نیست. کسی که قانونی را به جای قانون الله تعالی قرار میدهد در واقع خودش یا حزبش را عالمتر و حکیمتر از الله تعالی به حال بندگان و وضع الان انسانها میداند و این کفر بواح و آشکاره که اگر ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودشون و اختیاری انجام بشه دچار ارتداد شده اند و آنها را از دایره ی اسلام خارج می کند.

س۱۲۳: آیا ضربه زدن به صورت کفار در حین جنگ جایزاست در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از زدن به صورت نهی کرده است؟

ج: بله: نَهَى رَسولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عليه وَسَلَّمَ، عَنِ الضَّرْبِ في الوَجْهِ؛[۳۷] و مسلم در صحیحش با توضیحی بیشتر از رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده که می فرماید: إِذَا قَاتَلَ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ، فَلْيَجْتَنِبِ الْوَجْهَ ،[۳۸] اگر یکی از شما با برادر یا خواهرش درگیر شد، از زدن به صورت اجتناب و دوری کند.

این حدیث صحیح متفق علیه به ما میگه که ضربه زدن بر صورت مسلمان چه آزاد باشه چه عبد کار نهی شده و ناپسندیه، و حتی « نَهَى رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ ضَرْب الْحَيَوَان فِي الْوَجْه»و می تونیم با مخاطب قرار دادن مسلمین در این زمینه های مشخص و معلوم با لفظ بخاری بگیم که : إِذَا قَاتَلَ أَحَدُكُمْ، فَلْيَجْتَنِبِ الْوَجْهَ.[۳۹]

خون و مال و عرض و آبروی مسلمان بر مسلمان حرامه اما کافر حربی چی؟

 زمانی که خون و مال و عرض کافر حربی بر مسلمان حلاله  و این حلال بودن هم حکم عامیه، دیگه نمیشه گفت اگه در جهاد فی سبل الله باهاش جنگیدیم  و درگیری با این کافر حربی پیش اومد نباید به فلان جاش ضربه زد. این شخص خونش حلاله حالا چه رسد به فلان جای بدنش؛ بلکه باید دقت کرد که به کدام قسمت بدنش ضربه زد که زود کشته میشه و همون کار را کرد. سرو وصورت و گردن که شخص را راحتتر می کشه. پس گلوله را مستقیم بزن به پیشانیش یا چشمش یا گردنش یا هر جائی که تونستی.

س۱۲۴: در اموری مثل تبریک سال جدید که به عنوان عید اعلام شده و میان علماء بر سر اباحه و حرمت آن اختلاف وجود داشته باشد در مناطق اهل سنت کوردستان چه باید کرد؟

ج: طبق مذهب شافعی ترک چنین کاری افضل و اولاتره.

تبریک سال نو جزو عرف و عادت محسوب میشن و مادام که دلیل شرعی بر ممنوعیت اونها وجود نداشته باشه اصل بر اباحه و جواز اونهاست اما اگه در مکانهائی توسط سکولاریستهای مرتد مورد سوء استفاده قرار گرفته و ابزاری برای حمله به دین اسلام شده و علمای آن منطقه در اباحه و حرمت اون دو دسته شده اند به نظر بنده ترک چنین کاری بهتره.   

س۱۲۵: هم اکنون در  جنگ روانی دشمنان در رسانه های عمومی، مسلمین شریعت گرا با عناوینی بسیار بد و حقیرانه معرفی میشوند این وضع تا کی می تواند ادامه داشته باشد؟

ج: این وضع تا زمانی که «مثلث دروغساز» وجود داره ادامه پیدا می کنه یعنی تا روز قیامت. اینها کسانی هستند که الله تعالی در این زمینه ی خاص درموردشون می فرماید:

  إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کَانُواْ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ ‏(مطففین/۲۹) مجرمین و گناهکاران پیوسته (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند و ایشان را ریشخند می‌کردند.‏ وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ یَتَغَامَزُونَ ‏‏(مطففین/۳۰) و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان می‌گذشتند، با اشارات سر و دست و چشم و ابرو، آنان را مورد تمسخر و عیبجوئی قرار می‌دادند.‏ وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَکِهِینَ ‏‏(مطففین/۳۱) و هنگامی که گناهکاران به میان خانواده‌های خود برمی‌گشتند، شادمانه باز می‌گشتند (و به مسخره کردن هایشان مباهات و افتخار می‌کردند! انگار با این دلقک بازی ها و تمسخر کردنها فتح عظیمی‌کرده‌اند و پیروزی مهمّی به دست آورده اند)‏  وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ ‏‏(مطففین/۳۳) و هنگامی که مؤمنان را (در کوچه و بازار و مکانهای دیگر) می‌دیدند، می‌گفتند: اینان قطعاً گمراه و سرگردان هستند.

البته جالبه بدونید که این افراد حتي در روز قيامت و در داخل آتش جهنم  هم به دنبال این بنده هاي صالح الله مي گردند که آنها را با انواع تهمتها و دروغها و تمسخرها تحقیر کرده بودند اما آنها را پيدا نمي كنند، چون اين بندگان در بهشت هستند. الله متعال مي فرمايد: ‏وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ‏*(سرانجام، جهنمی ها به همديگر) مي‌گويند: ما چرا كساني را نمي‌بينيم كه (در دنيا) ايشان را از زمره‌ي اشرار و بدان و بدكاران به حساب مي‌آورديم‌؟‏ ‏أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‏* آيا ما (اشتباهاً در دنيا) ايشان را حقير و ناچيز گرفته بوديم و بديشان را می گفتیم  و يا اين كه چشمان (ما) ايشان را نمي‌توانند ببينند؟‏ ‏إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‏ (ص/۶۲،۶۳،۶۴) اين (گفتگوهائي را كه از زبان جهنمی ها بيان داشتيم) يك واقعيّت است (و قطعاً در وقت خود به وقوع مي‌پيوندد) و نزاع و سخنان خصمانه‌ي جهنمی ها با يكديگر خواهد بود. 

پس بگذار این جاهلهای خود برحق دادن تا می توانند در مورد ما جُک بسازند و توهین کنند و تحقیرمان کنند ما را اشرار و بدکار و سرگردان بدانند بدون شک اگردر همین دنیا از مجازات الله تعالی به دست خودش و یا ما فرار کنند اما در قیامت دچار مجازات الله تعالی میشوند و ما هم به اونها می خندیم: فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُواْ مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ ‏(مطففین/۳۴) لذا امروز (که روز سزا و جزای قیامت است) مؤمنان به کافران می‌خندند و ریشخندشان می‌کنند.‏

س۱۲۶: اما در رسانه ها از نظر روانی حملات زیادی برشماست و حتی شما را مورد تمسخر و سایر فشارهای تبلیغی قرار می دهند این تمسخرها  بر حرکت شما تاثیر نمی گذارد و…؟ پیام شما برای این دسته از افراد سکولار یا سکولار زده چیست برادر؟

ج: مسخره کردن مسلمین توسط غیر مسلمین و یا منافقین و سکولار زده ها در دنیا یکی از مراحلیه که اکثر مسلمین باید از آن بگذرند تا استحکام ایمانی و روحی بیشتری پیدا کنند. الله تعالی می فرماید:

  •  إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ (۲۹) گناهکاران پیوسته (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند و ایشان را ریشخند می‌کردند.‏
  • وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ (۳۰) و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان می‌گذشتند، با اشارات سر و دست و چشم و ابرو ، آنان را مورد تمسخر و عیبجوئی قرار می‌دادند.
  • وَإِذَا انقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انقَلَبُوا فَكِهِينَ (۳۱) و هنگامی که گناهکاران به میان خانواده‌های خود برمی‌گشتند ، شادمانه باز می‌گشتند (و به استهزاءها و تمسخرهایشان مباهات و افتخار می‌کردند ! انگار با این کارها فتح عظیمی‌کرده‌اند و پیروزی مهمّی به دست آورده‌اند  )
  • وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ (۳۲) و هنگامی که مؤمنان را (در کوچه و بازار) می‌دیدند، می‌گفتند: اینان قطعاً گمراه و سرگشته‌اند .‏
  • وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ (۳۳) و حال این که این مجرمین برای نگهبانی مؤمنان و پائیدن کردارشان فرستاده نشده بوده‌اند
  • فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (۳۴)  لذا امروز ( که روز سزا و جزای قیامت است ) مؤمنان به کافران می‌خندند و ریشخندشان می‌کنند.‏
  • عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ (۳۵) (مومنین) بر تختهای مجلّل (بهشتی) تکیه می‌زنند
  • هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (مطففین/۳۶) آیا به کافران پاداش و سزای کارهائی که می‌کرده‌اند، داده شده است‌؟‏

در این صورت هم اونها به ما می خندند و هم ما به اونها می خندیم. اونها در دنیا و ما در قیامت. اونها به خاطر نفهمی خودشان و پیروی ما از قانون شریعت الله به ما می خندند و ما به خاطر جهالت و معامله ی دنیا با آخرت و  بستن درهای بهشت بر اونها و… .

کدامیک فشار روحی بیشتری دارد؟ شما فشار روحی کار را به خاطر دستمزد و حقوقی که میگیرید تحمل می کنید  و… ما به خاطر رضایت الله تعالی و بهشت برین و آنهمه نعمت و هم صحبت شدن با رسوالله صلی الله علیه وسلم و الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ…. این دلقک بازی های آنها را تحمل می کنیم . الله تعالی می فرماید: وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا .(نساء/۶۹) ‏و کسی که از الله و پیامبر اطاعت کند، او (در  بهشت) همنشین کسانی خواهد بود که الله بدیشان نعمت داده است (که عبارتند) از پیغمبران و صدیقین و شهیدان و صالحین، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند.

خوب، یه کارگر آنهمه تمسخر و ناملایمات روحی را به خاطر فرزندانش تحمل می کنه و یه کارگر اونهمه بد اخلاقی و گاه فشار روحی را به خاطر حقوقش و فرزندانش تحمل می کنه و… اگه ما به خاطر الله تعالی و بهشت برین و همنشین شدن با این رفیقان خوب فشارهای روحی و دلقک بازیهای این مجرمین را تحمل کنیم کار بزرگی نکرده ایم و به عنوان یک آزمایش سعی می کنیم متناسب با قدرت نظامی و مدیریتی که داریم با این مجرمین برخورد کنیم .

 در این صورت: وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ« آخر چرا نباید به الله توکّل کنیم، و حال آن که او ما را به راهمان رهنمود کرده است‌ ؟» وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ « و حتماً بر اذیّت و آزارتان شکیبائی می‌نمائیم،» وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (ابراهیم/۱۲) و متوکّلان باید بر الله توکّل کنند و بس .‏

الله تعالی در مورد عاقب ما و دشمنان قانون شریعت الله در دنیا می فرماید: لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ « حتماً ستمکاران را نابود می‌کنیم .‏»(۱۳) وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ۚ « و ما شما را پس از ایشان در سرزمین (آنان) سکونت می‌بخشیم .»

این حاکمیت و جایگزین شدن برای کدام دسته از مسلمین است؟ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ (۱۴) «این (پیروزی) از آن کسانی است که از جاه و جلال من بترسند و از تهدید من بهراسند»

اما سرانجام دشمنان قانون شریعت الله در قیامت چگونه است؟

وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ «و هر قلدر و گردنکش منحرف و باطلگرای لجبازی، زیانمند و نامراد گردید .‏» (۱۵) مِّن وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَىٰ مِن مَّاءٍ صَدِيدٍ « جلو او دوزخ قرار دارد و (در آن) از خونابه نوشانده می‌شود»(۱۶) يَتَجَرَّعُهُ « آن را (به ناچار و با رنج بسیار) جرعه جرعه می‌نوشد» وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُ « و به هیچ وجه گوارایش نمی‌یابد» وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ ۖ « و (موجبات) مرگ از هر سو بدو روی می‌آورد و حال این که نمی‌میرد[تا از آنچه بر سرش می آید نجات یابد]» وَمِن وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ « و بر سر راه او (هر زمان و آن) عذاب بسیار سختی است .‏» (ابراهیم/ ۱۷)

به نظر شما اگر این مجرمین و دلقکها به سخنان الله تعالی اعتقاد و اعتماد داشتند و عاقبت وحشتناکی که در انتظارشان هست را برای لحظه ای تصور می کردند حاضر میشدند حتی یک اخم هم نسبت به مومنین مجاهد و مدافعین قانون شریعت الله داشته باشند؟

این دلقکها و مجرمین در قیامت می فهمند که با این مسخره بازیها یشان چه بلائی بر سر خود آورده اند. به عنوان مثال به این گفتگوی آنها با الله تعالی و پاسخ الله تعالی خوب دقت کنید تا متوجه بشوید پیروز و سربلند این میدان و زیانمند و عاقبت به شری که دنیا و قامتش را باخته کیه؟

  • قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ « در پاسخ می‌گویند : پروردگارا ! بدبختی ما بر ما چیره شده بود، و ما مردمان گمراهی بودیم .‏»(۱۰۶)
  • رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ « پروردگارا ! ما را از آتش جهنم بیرون بیاور، و اگر (بعد از این، به کفر و عصیان و انجام گناهان) برگشتیم، ما ستمگر خواهیم بود (و مستحقّ هرگونه عذابی)‏»(۱۰۷)

قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ « (الله به اینها) می‌گوید : بتمرکید در آن ! و با من سخن مگوئید .‏»(۱۰۸)

إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ « (مگر فراموش کرده‌اید ، در دنیا) گروهی از بندگان من می‌گفتند: پروردگارا ! ایمان آورده‌ایم، پس ما را ببخش و به ما رحم فرما، و تو بهترین رحم‌کنندگان هستی .‏» (۱۰۹)  فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّىٰ أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ « شما ایشان را به باد تمسخر می‌گرفتید، تا آنجا که سرگرم شدن به تمسخر ایشان، ذکر و عبادت مرا از یادتان برده بود، و کارتان همیشه خندیدن بدانان بود و بس.‏» (المومنون / ۱۱۰)

جالب است بدانید که این بیچاره ها که از شیطان و سردسته های مستکبری تبعیت کرده اند در روز قیامت همین اربابهایشان نیز در گفتگو اونها را شکست میدهند و از آنها اعلام برائت می کنند:

وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ ۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ۖ  « و شیطان (سر دسته مجرمین) هنگامی که کار (حساب و کتاب) به پایان رسید (و بهشتیان آماده بهشت و جهنمی ها آماده جهنم شدند، خطاب به پیروان بدبخت خود) می‌گوید: الله به شما وعده راستینی داد و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده کردم (و دروغ گفتم) و من بر شما تسلّطی نداشتم (و کاری نکردم) جز این که شما را دعوت (به گناه و گمراهی) نمودم و شما هم (گول وسوسه مرا خوردید و) دعوتم را پذیرفتید» فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم ۖ  «پس مرا سرزنش مکنید و بلکه خویشتن را سرزنش بکنید» مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِيَّ ۖ  «(امروز) نه من به فریاد شما می‌رسم و نه شما به فریاد من می‌رسید .» (ابراهیم/۲۲)

و این زیر دست بودن و پیرو بودن فرعون و ابوجهل وآمریکا و روسیه و چین و ناتو و کومله ها و دمکراتها و سایر جوجه طاغوتها نیز مانع خروج اونها از آتش جهنم نمیشه :

وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ « (خاطر نشان ساز) زمانی را که در آتش جهنم (جهنمی ها) با همدیگر به کشمکش و پرخاشگری می‌پردازند. ضعفاء (یعنی پیروان دنیوی) به مستکبران ( یعنی رؤسای دنیوی) می‌گویند: ما پیروان شما بودیم، آیا (هم اینک ای رئیسان و فرماندهان) بخشی از عذاب را به جای ما پذیرا می‌گردید و به گردن می‌گیرید ؟‏» (۴۷) قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ « مستکبران ( پاسخ می‌دهند و ) می‌گویند : ما و شما همگی در این آتش جهنم هستیم (و سرنوشت مشترکی داریم ) . الله در میان بندگان (خود عادلانه ) داوری کرده است (و سهم هر یکی را از عذاب چنان که باید داده است) .‏» (۴۸ / غافر)

حتی اینها درخواست میدهند که یک روز از عذاب کم بشود و بهشون تخفیف داده بشه :

وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ «جهنمی ها به نگهبانان جهنم می‌گویند: شما از پروردگارتان درخواست کنید که یک روز (بلی فقط یک روز) عذاب را از ما بردارد» ( غافر/ ۴۹)

اما حتی این یک رو هم بهشون استراحت داده نمیشه: يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ ۖ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ « آن روزی که عذرخواهی ستمگران بدیشان سودی نمی‌رساند، و نفرین (و طرد از رحمت الله) بهره آنان خواهد بود و سرای بد (دوزخ) از آن ایشان خواهد شد» (غافر/۵۲)

خوب: حالا الله تعالی فرموده : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ « الله کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی جنگ مسلحانه می کنند، انگار دیوار سربی بزرگی هستند» (صف/۴) و برادران و خواهران ما همچون دیواری پولادین در «الجماعة» و یکی از «۳ابزار» متحد و یکدست شده اند و در راه الله تعالی و تحکیم قانون شریعت الله تعالی در حال قتال و جنگ مسلحانه هستند، حالا اگر این مجرمین دوست دارند کسانی را که الله تعالی دوست داره مسخره کنند اختیار با خودشان است و کارنامه یخودشان را پر می کنند اما سرانجام خود در قیامت را فراموش نکنند.

من به این دشمنان قانون شریعت الله و مجریان جنگ روانی علیه «الجماعة» و مجاهدین تحت فرمان یکی از «۳ ابزار»  می گویم: اگر دست از دشمنی با قانون شریعت الله و دوست داران و محبان الله تعالی بر نمی دارید و به مسیر قانون شریعت الله بر نمی گردید: اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ (هود/ ۱۲۱) هرچه در قدرت دارید بکنید (و در راه خود بروید) که ما نیز آنچه می‌توانیم می‌کنیم؛ وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ (هود/ ۱۲۲)  منتظر و چشم به راه باشید و ما هم چشم به راه  و منتظرهستیم.

و این قول امام شافعی را در پایان بهشون تقدیم می کنیم که می گوید: قالوا سَكَتَّ وَقَد خُوصِمتَ قُلتُ لَهُم · إِنَّ الجَوابَ لِبابِ الشَرِّ مِفتاحُ · والصمَّتُ عَن جاهِلٍ أَو أَحمَقٍ شَرَفٌ · وَفيهِ أَيضاً لِصَونِ العِرضِ إِصلاحُ · أَما تَرى الأُسدَ تُخشى وَهِيَ صامِتَةٌ . وَالكَلبُ يُخشى لَعَمري وَهوَ نَبّاحُ.

(در فضای مجازی و دور از دسترس) هر چه از فحش و پرخاش است به من بگو، که سکوتم در مقابلِ جاهل و سفیه «جواب» است. بدان که چنین نیست جوابی نداشته باشم، ولی شایسته و برازنده‌ی شیر نیست که جوابِ  سگان را بدهد.

س۱۲۷: امروزه در میان مسلمین افراد زیادی یافت میشوند که به جنگ روانی و جدال و درگیری لفظی با قانون شریعت الله می پردازند اینها در کل چه کسانی هستند؟

ج: بدون شک یک شخص نابالغ که قُدمای ما به عنوان جاهل از او یاد می کنند لازم است که عقیده اش را به صورت تحقیقی یاد بگیرد و ممکن است در این مسیری که باید طی کند اشتباهات زیاد و سوالات مختلفی هم داشته باشد تا به بلوغ می رسد و تحقیقی وارد دایره ی اسلام می شود، عده ای ممکن است این حرکت از جهل به دانائی این شخص و سوالات و موضع گیر یهای جاهلانه اش را جدال و درگیری با اسلام و قانون شریعت الله بدانند در حالی که اصلاً چنین نیست بلکه این دوران روال عادی حرکت اهل تحقیق از جهل به علم است.

حالا اگراین شخص به سن تکلیف رسید و وارد دایره ی اسلام شد دیگر در برابر حکم الله تعالی و قانون شریعت الله اختیاری برایش باقی نمی ماند و باید اختیارش تابع قوانین شریعت الله باشد: وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یكُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً (احزاب/۳۶) ‏هیچ مرد و زن مؤمنی، در امر و حکمی که الله و پیغمبرش آن را مقرّر و تعیین نموده باشند اختیاری از خود در آن ندارند (و اراده ایشان باید تابع اراده الله و رسول باشد). هر کس هم از دستور الله و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی و سرگردانی کاملاً آشکاری می‌گردد.‏

پس قاعده برای یک مومن در هر آنچه که قانون شریعت الله تعیین کرده  این است که : سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا (بقره/۲۸۵) شنیدیم و اطاعت کردیم .

 اما خارج از این دوره ی جاهلیِ قبل از بلوغی که عرض شد باید در مورد افرادی در سنین بالا و با عقاید مختلف گفت: مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ (غافر/۴) هیچ‌کسی به جدال و نزاع باطل در برابر آیات الله برنمی‌خیزد مگر کسانی که کافر باشند.

 حالا یا یک کافر آشکار ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَى ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) است یا کافر پنهانی که در میان انبوهی از فریب خورده ها مخفی شده و ما در دنیا او را نمی شناسیم و او را جزو مسلمین می دانیم، او مسلمان غیر مومنی که فریب کفار پنهان داخلی یا منافقین را خورده و به نسبتهای مختلفی آلوده شده و جزو دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها شده نیز گاه در این صفت خودش را شبیه کفار می کند؛ ما با این گروه هم آشنائی کاملی داریم.

س۱۲۸: شما در جاهای مختلفی اعلام کرده اید که بسیاری از شیوخ، ملاها و مولوی های ما به امروز تعلق ندارند و در مسائل ریزی تخصص پیدا کرده اند که بیشتر باعث اختلاف و سرگردانی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین میشوند و اصطلاح علمای حیض و نفاس و دستشوئی را در موردشان به کار بردی که حتی عده ای از بزرگان اینها در دستگاه آل سعود شما را نیز به خاطر به کاربردن این جملات تکفیر کردند؛ اما این ملاها اجتهادات علمای گذشته ی ما را به مسلمین منتقل می کنند، اگه اینها کنار زده بشوند بدیل و جایگزین چیست؟

ج:  مرجع و بدیل و عنوانی که الله تعالی معرفی کرده «الجماعة» و شورای اولی الامر مسلمینه که از قدرت حکومتی و نظامی یکی از «۳ابزار» برخورداره که بر اساس شرایط و متغیرات زمانی و مکانی رأی و اجماع واحد خودش را ارائه میدهد. مردم زنده با واقعیتهای زنده و متغیر، نیازمند اجتهاد به روزی هستند که توسط مجتهدین زنده ارائه بشه که وضع موجود را درک می کنند و پاسخ مناسبی برای مسائل روز دارند.

به محض اینکه کلمه ی اجتهاد و مجتهد را به زبون میاریم یعنی قراره نسخه ای برای حل مشکلات الان مسلمین با مراجعه به قرآن و سنت و «ادلة الفقه» نوشته بشه نه حل مشکلات مرده ها در گذشته یا آینده گانی که هنوز متولد نشده اند.  به همین دلیل اطاعت از اجتهاد و نسخه ی دکتر تا زمانی اعتبار داره که صادر کننده ی فتوا و نسخه، زنده باشه و وضع الان ما را درک کنه و بتونه با معاینه ی ما نسخه ی لازم و فتوای مناسب را صادر کنه و ابزار و روشهای اجراء و تطبیق این فتوا هم متناسب با زمان و مکان و موقعیت ما باشه، چون دکتر مرده قادر به درک وضع الان بدن ما و نیازهای الان ما و معاینه ی ما نیست.  

ما تنها زمانی بالاجبار و به حکم ضرورت به اجتهادات علمای گذشته مراجعه می کنیم که اجماع شورای اولی الامری وجود نداشته باشه، اما باید در نظر داشته باشید که ائمه ی گذشته ای که سردسته ی مذاهب محسوب می شوند در تمام زمینه های مورد نیاز زندگی صاحب رأی بوده اند و این دسته از ملاهای حیض و نفاس و دستشوئی تنها در بخشی بسیار ناچیز از آرای این ائمه و بزرگواران مطالبی را گرفته و بزرگنمائی کرده اند، مسلمین غیر از مسائل فردی نیازهای حکومتی، اقتصادی، اجتماعی، مبارزاتی و جهادی، امنیتی و غیره هم دارند؛ اما این دسته از داعیان عمامه به سر و بی عمامه پاسخی شرعی و اساسی برای حل این سوالات و نیازهای روز مسلمین ندارند و مصیبت بارتر اینکه همچون «الرویبضة» در این امور ورود پیدا می کنند و در کنار ظالمین و بر علیه شریعت گرایان قرار گرفته اند در حالی که الله تعالی می فرماید:

 وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ‏(هود/۱۱۳) و به ظالمین تکیه مکنید (که اگر چنین کنید) آتش جهنم شما را فرو می‌گیرد، و جز الله دوستان و سرپرستانی ندارید و پس از یاری نمی‌گردید و پیروز گردانده نمی‌شوید .‏

عبدالله بن مسعود هم میگه: اگر یکی از شما پروردگارش را هفتاد سال میان کعبه و مقام ابراهیم عبادت کند اما در روز قیامت در حالی حشر شود که ظالمی را دوست داشته است با او در آتش جمع خواهد شد.

در مورد تکفیر بازی این انسانهای نامتعادل نجدیت درباری آل سعود هم که نقد به خودشان و شناساندن جایگاه واقعی خودشان را مساوی با توهین به الله تعالی و آیاتش و پیامبرش می دانند باید اضافه کرد که اینها با فهم نادرستی از بعضی از مفاهیم شرعی دارند و با قیچی کاری ها و تحریفاتی که انجام داده اند در نقل علم علمای گذشته هم امانتدارهای صادقی نبوده اند.

س۱۲۹: این علمای درباری را اگه بخواهیم با فِرَق گذشته تصور کنیم در موردشان به صورت مختصر چه می توان گفت؟    

ج: اینها با حکام دست نشانده و طاغوتها غلاة مرجئه، با دعوتگران راستین و مجاهدین غلاة خوارج، با یهود قدریه، و با «الجماعة» و «۳ابزار» و هر کسی که به سوی «الجماعة» و «۳ابزار» دعوت کند و در مسیر «الجماعة»  و «۳ابزار» برتر در حرکت باشد رافضی هستند.

س۱۳۰: شما در برابر بعضی از مفتی های ساکن در انگلیس و کانادا و اردن وآل سعود و غیره تحت عنوان انسانهای نامتعادل و نامیزان تاخته اید علت چیست؟ چرا اینها نمی توانند به عنوان رهبران جهادی مطرح بشوند؟

ج: اولاً تنها نماینده و شخص انتخاب شده توسط شورای اولی الامر یکی از «۳ابزار»برتراست که شایستگی رهبریت «الجماعة» و جهاد مسلمین را دارد که در قلب حوادث و دارالاسلام مسلمین سکونت دارد. نکته ی قابل تامل اینه که اینها آزادانه و طی جنگ زرگری در قلب کفار و دارالکفری فتوا میدهند که معتقدند باید با اونها جنگ بشه، اما نه حالا که اونها اونجا هستن، کی؟ زمانی که مسلمین همدیگه را در جنگی داخلی نابود و ذلیل کردند. جالب اینجاست حتی مجاهدین شریعت گرای مخالف خودشان را به مزدور بودن همین کفار سکولار جهانی و محلیی متهم می کنند که خودشان تحت حمایت آنها هستند. 

جهاد، جنگ مسلحانه، انقلاب و بخصوص دیپلماسی حکومتداری در عصر حاضر علم و تخصصیه که اینها اگر وارد این تخصصها بشوند با اسم و رسمی که از کانال فضای مجازی در کرده اند علاوه بر آنکه سودی برای مسلمین به بار نمی آورند بلکه مایه ی شر و تفرق و عقب گرد هم میشوند.

اینها حتی ممکنه نویسندگان خوش قلم در یکی از علوم اسلامی مثل تاریخ یا حدیث یا یکی از دهها علم تخصصی اسلامی باشند و حتی در آن علم خبره و جای اطمینان باشند اما قرار نیست یک متخصص جراحی قلب که در برق کشی ساختمان تخصص نداره به خاطر اسم و رسمش ادای متخصصین برق را دربیاورد.

این افراد خوش قلم میدان ندیده ی غیر متخصص در امور مدیریت نظامی و سازماندهی جماعتی حتی از نزدیک اسلحه های نظامی را هم ندیده اند و با دنیای نظامی و اطلاعاتی و جنگ روانی و انواع جنگهای زمینی، هوائی، اقتصادی، سایبری، الکترونیکی، متقارن، نامتقارن، چریکی و پارتیزانی، کوهستانی، شهری، جنگلی و غیره کوچکترین اُنسی ندارند و اصلاً این جنگها را نمی توانند لمس و درک کنند.

به نظر شما چنین اشخاصی می توانند رهبر یک گردان یا دسته ی جهادی بشوند؟ اینها حتی از تعریف صحیح معنی دین و مفاهیم و محتوای چهار گانه ی آن، تعریف اسلام و مسلمین، دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان، راهکارهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و حتی از شناخت صحیح روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم هم بی خبر هستند، به همین دلیل در تمام دیپلماسی های خود شکست می خورند.

با تسلط بر کتابهای راهنمائی و رانندگی و حتی قطعه شناسی ماشین و خواندن چند کتاب و داستان تاریخی کسی راننده ی خوبی نمی شود که شما ماشین و جان خودتان و عزیزانتان را به وی بسپارید.

این طبیعیه که ما هیچ گاه اختیار جهاد خودمان را به دست چنین انسانهائی ندهیم که با تمام ادعاهائی که دارند در جبهه ی کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی به سبک خودشان در حال جنگ روانی و سرد با ما هستند و سعی می کنند با تولید تفرق و جنگ داخلی به «الجماعة» و «۳ابزار» صدمه بزنند.

س۱۳۱: شما چرا در مورد علمای سوء گروههای مختلف جهادی چیزی نگفته اید؟  در مورد رهبران جهادی ساکن در دارالکفر هم سکونت آنها مانعی از رهبری آنها می شود؟

ج: صحبت ما در مورد علمای داخل میدانهای جهاد نیست، چون ما از طریق شرعی و امنیتی آن، نقدها یا پیشنهاداتمان را به این اشخاص می رسانیم و کاری به امور داخلی آنها نداریم؛ ما غیر از قدرت «الجماعة» و یکی از «۳ابزار» برتر به چیز دیگری راضی نمی شویم و برای ما رسمیت ندارد. به همین دلیل مادام که قدرت اصلاحگری نداریم  نه با زبان و نه با دست در امور این گروههای متفرق شرکت نمی کنیم.

باز صحبت ما متوجه کسانی نیست که به عنوان یک امام مسجد یا خطیب مسجد یا حتی نویسنده و مبلغ مورد نیاز مسلمین مستضعف دارالکفرها در حال انجام وظیفه هستند.

و یا در مورد کسانی صحبت نمی کنیم که ممکنه در امری اقتصادی و به نفع جهاد و مسلمین در حال فعالیت در دارالکفرها باشند و…

صحبت سر کسانیه که نزد عده ای به عنوان رهبران جهاد و در واقع رهبران انقلابی و نظامی شناخته می شوند و عُرضه و شهامت هجرت به سمت یکی از دارالاسلامهائی را ندارند که حتی منطبق با افکار خودشان تشکیل شده، در حالی که در همان محل سکونت آنها و حتی دورتر از آن مسن تر ازآنها و حتی زنان و جوانانی با سن پائین با خرید دهها مشکل خود را به میدانهای قتال و دارالاسلام رسانده اند .

هجرت نزد اینها یعنی با تهیه و در دست داشتن بلیط درجه یک آزادانه تشریف ببرند ترمینال یا فرودگاه بگویند ما به سوی میدانها جهاد میرویم. خنده داره نه؟ اگه شرایط مثل هجرت رسول الله صلی الله علیه وسلم بشود اینها هرگز حاضر به هجرت و سپس سکونت در دارالاسلام با آنهمه مشکلات اقتصادی و محاصره ی امنیتی توسط دشمنان و جهاد نخواهند بود و اصلاً نمی توانند «اهل الجماعة» شوند چون بهانه و شبهه می آورند که ما تحت نظر هستیم و… انجام حیله هائی برای هجرت مثل آنچه رسول الله به کار برد را ممکنه نعوذ بالله بی اخلاقی بدانند یا در شان خود ندانند یا ….

باز در اینجا مساله بر سر حضور آنها در میدانهای جنگ مثل غزوات رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست بلکه تنها حضور آنها در «الجماعة» و دارالاسلامه و بس؛ حالا هر کجای دارالاسلام و در هر مقام و منصب و جایگاهی که هستند فرق ندارد مهم این است در دارالاسلام باشند و از نزدیک با آنچه که هست دست و پنجه نرم کنند. 

اگه شبهه ی در تیررس قرار گرفتن و کشته شدنشان توسط کفار سکولار جهانی را مطرح می کنند و قضا و قدر الله را زیر سوال می برند نمی تواند صحت داشته باشد چون همین الان در آغوش آنها در کمال امنیت به سر می برند و کشتن اینها و یا دستگیر کردن و زندانی کردن اینها با سناریو سازی های رایج  و همیشه آماده  برای کفار سکولار جهانی  و مرتدین محلی کار پیچیده ای نیست. پس این شبه هم نمی تواند درست باشد.

کشته شدن قیادات جهادی در «الجماعة» و دارالاسلامها توسط دشمنان به این معنی نیست که اگر این رهبران نزد کفار محارب  بروند در امان خواهند بود. اگر این رهبران راستین میدانهای جهاد نزد این کفار جنگجو و محارب بروند و در امنیت زندگی کنند بدون شک خائن هستن. اما این مفتی های نامتعادل به پیروان خود چنین القاء می کنند که امنیت آنها نزد این دشمنان کافر و اشغالگر و یا مرتد تامین می شود نه نزد آنهائی که دارالاسلامی هم تشکیل داده اند؛ و البته اشکالی ندارد چه بر سر پیروان می آید مهم این است که اینها اذیت نشوند و …

اینها حیله گرانی هستند که ربطی به جهاد و مومنین ندارند، بلکه کسانی هستند که در میان دشمن اشغالگر و مرتدین به سبک خودشان در حال جنگ نرم و روانی با «الجماعة» و مجاهدین هستند.

به قول یکی از بزرگان، در جوامع جاهلی علمای راستین یا در میدانهای جهاد هستند یا شهید شده اند یا در زندانها به سر می برند. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بعضی از افراد که حتی با شعر برعلیه اسلام و رهبریت تبلیغ می کردند نفر فرستاد تا ترور و حذفش کنند کفار هم همین رویه را در برابر مسلمین راستین در پیش گرفته اند. اگر می بینید که کفار سکولار جهانی یا طاغوتی محلی برای دست یافتن به زنده یا مرده یا اطلاعاتی جهت تعیین جای فلان عالم یا رهبر جهاد جایزه ی چند میلیون دلاری تعیین می کنند و در برابر برای فلان عالم آزادی عمل و امنیت لازم و… را تهیه می کنند این نباید به ما نشان بدهد که قضیه از چه قراره؟

س۱۳۲: ابوقتاده و مقدسی و طارق و هانی و ابوبصیر از رهبران فکر تیار جهادی تا چه اندازه توانسته اند در این کار خود موفق باشند؟

ج: برادر گرامی صحیحتر اینه که گفته بشه که این اشخاص از نویسندگان تفکر نجدیت یا به قول خودشان کاتب و باحث هستند آنهم فرقه ای از نجدیت، چون گروهها و جریانات نجدیت دهها  فرقه و گروه مختلف هستند و اینها مورد پذیرش گروهی خاص هستند و سایر گروهها قلم به دستان و باحثین و شیوخ خودشان را دارند و اینها را قبول ندارند .

تیار جهادی را طیف وسیعی از تمام فرق و مذاهب اسلامی تشکیل میدهد. اما اینها به عنوان رهبری جهادی در مسیر شرعی هدایت همفکرانشان تا چه اندازه موفق بوده اند باید گفت کارنامه ی آنها غیر از ایجاد تفرق و جنگ داخلی و فشل و ذلیلی و بی ابهتی برای مسلمین و پیروزی و قدرت گیری برای کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین داخلی  چیز دیگری را نشان نمیدهد.

اینها به همان اماکنی تعلق دارند که در آن زندگی می کنند و حتی نمی توانند وضع موجود همفکرانشان را در هنگام تطبیق افکارشان درک کنند به همین دلیل همیشه مسیر را اشتباه میروند و نتایج را هم دیده ایم.

ابن قیم که در مورد دسته ای مشخص از اینها که به دروغ ادعای پیروی از او را دارند می گوید: علماء سوء در جلسه هایشان در مورد بهشت صحبت می کنند و با اقوالشان مردم را به راه بهشت دعوت می کنند، و با افعالشان مردم را به سوی آتش می فرستند، و هنگامی که به اقوالشان به مردم می گویند: بشتابید، افعالشان می گویند: به اینان گوش ندهید، چرا که اگر آنچه از شما می خواهند و به سوی آن دعوت می کنند حق باشد، خودشان اولین کسانی می بودند که به ادعایشان اجابت می گفتند، و آنها در ظاهر راه را نشانتان می دهند(هدایتتان می کنند) و درحقیقت راه را قطع می کنند(مردم را گمراه می کنند).[۴۰]

به عنوان مثالی ملموس ما در «اقوال» همه ی اینها می خوانیم که هجرت برای آنهائی که توان هجرت دارند واجبه و باید به دارلاسلام هجرت کنید و سکونت در دارالکفرها حرام است. اما «عمل» این اشخاص می گوید: نه هجرت نکنید در همین دارالکفرها سکونت کردن بهتر است.  این یعنی: «اقوال» این اشخاص شما را هدایت می کنه و «عمل» آنها  باعث سرگردانی و قطع راه می شود.

س۱۳۳: شما معتقديد كه نبايد اخبار را از رسانه هاي كفار اشغالگر خارجي و حكومتهاي دست نشانده ي آنها و منافقين دين فروش گرفت، در حالي كه تمام رسانه هاي رسمي و ماهواره اي، غير از اينترنت، در اختيار آنهاست؛ اگر مسلماني چنين اخباري گرفت شما چه پیامی برايش داري؟

ج : زماني الله متعال به ما هشدارمي دهد كه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ»  (حجرات/٦) يعني اينكه مومن حتی نبايد اخبار را از يك مسلمان موحدي كه توسط رسول الله صلي الله عليه وسلم تربيت شده اما دچار يك فسقي گشته است به آساني دريافت كند، بلكه بايد راست و دروغ آن را روشن و آشكار کنه، با اين وجود در مورد مسلمانان  فاسق اين زمان و بخصوص كفار و مرتدين و منافقين دين فروش اجير شده با اینهمه حقه های رسانه ای و فضای مجازی چه بايد كرد؟

این نکته ی مهم در مورد گروه منافقین یا سکولار زده ها را نیز در نظر داشته باشیم که که همچنانکه الله تعالی در مورد مومنین می فرماید:« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (حجرات/۱۰) در مورد سکولار زده ها نیز می فرماید: « أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ »(حشر/۱۱) « لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ » یعنی گروه منافقین و سکولار زده ها با «کفار» برادر هستند نه با مومنین هر چند به این کفار هم دروغ می گویند. پس زمانی که به برادران خود دروغ می گویند انتظار نداشته باشیم این دغل بازان زبان باز در اخبار خود نسبت به مومنین دستکاری نکنند.

 در این صورت زماني كه ما اخبار يك مسلمان فاسق را به همين سادگي باور نمي كنيم حالا چگونه بايد به اخبار كفار محارب واشغالگر خارجي  و مرتدين محلي گوش كنيم؟

آشكار و كاملاً روشن است كه دشمنان خارجي مسلمين و منافقين بومي به عنوان دشمنان داخلی از قرنها پيش به صورت عموم و در چند دهه گذشته به صورت اخص جنگي رواني و تبليغي را با بهره گیری از رسانه های مختلف مجازی و ماهواره ای بر عليه مومنین به راه انداخته اند، به همين دليل، اخبار مربوط به مجاهدين و مومنین باعزت، و حتي مسلمين ذليل شده را نيز، تحت هيچ عنواني نمي توان از كفار و بخصوص مرتدين و منافقيني كه در اختيار اينها هستند گرفت، و مسلمان حق ندارد بدون توجه به سرچشمه ي خبر،  آن را نشخوار نموده و به ديگران نيز منتقل نمايد.

حالا فرض مي كنيم كه ما مجاهدين شريعت گرا را نمي شناسيم و از اعمال آنها نيز اطلاعي در دست نداريم، و اخباري در مورد آنها به ما مي رسد؛ چگونه بفهميم چنين خبري راست است يا دروغ؟

طبق آن چيزي كه گفته شد در همان ابتداي امر بايد روشن نمود كه منبع خبر و كسي كه خبر را پخش مي كند كيست؟

به دنبال آن بايد فهميده شود كه منبع و پخش كننده ي خبر اگر مسلمان است آیا طرفدار يا عضو جناحی خاص و متفرق است يا به «الجماعة» و یکی از «۳ابزار»برتر وصل است؟

زماني كه رسانه هاي وابسته به آمريكا و انگليس و آل سلول و امارات متحده صهیونی و روسيه و چین و… و مرتدين محلي و دين فروشان منافق همنشين با اينها، كه در حال جنگ مسلحانه با مجاهدين بوده و اخباري را با مخلوط نمودن راست و دروغ منتشر مي كنند، كدام عقل سليم به يك مسلمان اجازه مي دهد كه  كوركورانه آن را پذيرفته و نشخوار و بازنشر كند؟  

جاي تعجب نيست كه كفاراشغالگر خارجي  و مرتدين و دين فروشان گروه منافقین و رسانه هايي كه در اختيار آنهاست اخبار دروغين و مسموم را منتشر كنند، اما جاي تعجب دارد و بلكه مايه ي شرم و خجالت است اگر مسلماني به چنين اخباری اعتماد داشته باشد و يا با نشخوار آن به ديگران منتقلش كند؛ به همين ترتيب ما نمي توانيم به رسانه هاي كفار سكولار جهاني و مرتدين محلي بگوييم رويتان سياه، چون روي آنها سياه تر از آني است كه دوباره نياز به سياه شدن داشته باشد، اما به صراحت از الله متعال مي خواهم كه روي كساني كه خود را مسلمان می دانند و علاوه بر آن چنين آگاهي در مورد خبر دهی و خبر گیری دارند اما از روي عمد، و به میل خودشان حرف آنها را باور مي كنند و باز نشر می کنند وتوبه نمی کنند و به این شکل به اهل دعوت و جهاد صدمه می زنند را سياه گرداند.

س۱۳۴: اینهمه بت کده در سرزمینهای مسلمین وجود داره و مجاهدین کاری به آنها ندارند. این نمی تواند شبهه ایجاد کند که مجاهدین با اینها سازش کرده اند؟

ج: ما فعلاً در جنگ با «سرافعی» و قریش زمان، آمریکا و احزاب متحدش هستیم و ممکن است مجبور بشویم به کفار نصرانی حبشه هم پناهنده بشویم و یا با کفار یهودی خیبر و بنی نضیر و غیره و یا با کفار نصرانی نجران و مجوس الاحساء و یا حتی با چندین حاکمیت بزرگ و کوچک کافر سکولار مثل بنی ضمره و بنی خزاعه و امثالهم هم در برابر این دشمن اصلی و «سرافعی» متحد بشویم یا تشکیل «جبهه» بدهیم یا پیمان عدم تجاوز امضاء کنیم …. 

اجازه بدهید پایتخت متحدین و دست نشانده های کفار قریش در سرزمینهای اسلامی را فتح کنیم آن وقت اگر پارلمان و بت کده های مشرکین یا سکولاریستها را تغییر کاربری یا نابود نکردیم آنوقت گله کنید. اما تا قبل از رسیدن به این هدف، رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین کاری نکرد و تحریکات دشمنان دانا و دوستان جاهل نمی تواند ما را نیز به سمت خطاهای فاحشی بکشاند که ممکن است به کل معادله ی جهاد ما و استراتژیهای دور و نزدیک ما صدمه بزند.

س۱۳۵: اما حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بت کده های ریز و درشتی که تحت عناوین مختلف به وجود آمده اند را با وجود تمکین در بسیاری مناطق ویران نمی کنند این با سیاست شرعی اسلامی همخوانی دارد؟

ج: با آنکه واضح منظور شما از بت و بتکده را متوجه نشدم اما باید عرض کنم حکومت اسلامی مدینه با آنکه با یهودیان و سکولاریستهائی چون بنی ضمره و بنی خزاعه  متحد شده بود و حتی پیمانهای عدم تجاوز با نصرانی ها و دیگران بسته بود اما در هر صورت دشمن اصلی آن زمان دارالاسلام مدینه حکومت مشرکین (سکولاریستهای) مکه بود. یعنی یک شهر در برابر یک شهر با متحدینی که هر یک داشتند.

با این وجود تا زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم این شهر را فتح نکرد و قدرت مطلق منطقه نشد بتهای مشرکین را تخریب نکرد.

حالا ما در برابر یک شهر هستم؟ یا یک استان؟ یا یک کشور؟ یا یک منطقه؟ یا در برابر کل کفار جهانی و مرتدین بومی و منافقین محلی؟

پس تا زمانی که قدرت ما در حد قدرت رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر قدرت سکولاریستهای مکه نرسیده است از نابودن کردن بتهای مشرکین(سکولاریستها) با دست خود داری می کنیم و سعی می کنیم با جنگ روانی و طی پروسه ی جنگ نرم این وظیفه توسط متخصصین آن صورت گیرد.

نابود کردن زود هنگام این بتکده ها یعنی کمک به ایجاد وحدت میان کفار و خنثی شدن تلاشهای ما برای تجزیه ی دشمنان و… و این عین انحراف از مسیر دیپلماسی جهادی رسول الله صلی الله علیه وسلم و خدمت به دشمنان و ظلم آشکار به «الجماعة» مومنین و مسیری است که قرار است در آن حرکت کنیم تا به اذن الله به میعاد خود که « خلافةٌ على مِنهاجِ النُّبُوَّةِ » است برسیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سوی الله وعده ی آنرا به ما داده است.

 بارها عرض کرده ام که تنها قدرت نظامی «الجماعة» است که دیپلماسی خارجی ما با کفار آشکار و پنهان داخلی را تعیین می کند نه فقط قدرت علمی و حکمت و اقتصاد برتر و متمدن بودن وغیره. تمام اینها زمانی در دیپلماسی خارجی ما موثرند که از پشتیبانی  قدرت نظامی مناسب «الجماعة» برخوردار باشند.

س۱۳۶: عده ای در میان مسلمین بر این باورند که علت اینهمه محاصره ی اقتصادی و حتی ویرانی هائی که ناشی از جنگهای آمریکا و سایر متحدینش در سرزمینهای مسلمین است مجاهدین هستند. اینها هستند که بهانه دست آمریکا داده اند که این جنایتها را بکند؛ این ادعا تا چه اندازه صدق دارد؟

ج: اینها بهانه ها و شبهات منافقین یا همان برادران کفار جهت پوشش خبری و سرپوش گذاشتن بر خیانتها و جنایات کفار محارب خارجیه که عده ای از مسلمین نا آگاه و ضعیف الایمان هم به آن آلوده شده اند.

علت محاصره ی اقتصادی – اجتماعی شعب ابی طالب، رسول الله صلی الله علیه وسلم و مومنین همراه او نبودند بلکه علت اصلی، دعوت به توحید و کلام الله تعالی بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم امین و صادق مردم بود این دعوت به شریعت الله تعالی بود که او را نزد عده ای کذاب و تفرقه انداز میان خانواده ها و مردم وساحر و غیره کرد. الله تعالی می فرماید: قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (انعام/۳۳) (ای پیغمبر!) ما می‌دانیم که آنچه (کفّار مکّه) می‌گویند تو را غمگین می‌سازد. (ناراحت مباش) چرا که آنان تو را تکذیب نمی‌کنند. بلکه ستمکاران آیات خدا را انکار می‌نمایند.‏

رسول الله صلی الله علیه وسلم باعث آواره شدن مسلمین به حبشه ومدینه و تاراج اموالشان توسط سکولاریستهای قریش و مسبب جنگهای بدر و احد و چندین جنگ دیگه نشد بلکه اسلام و قانون شریعت الله بود که سکولاریستهای مکه و متحدینش را به چنین جنایات و جنگهائی کشاند.

بهانه ای که باعث میشه سکولاریستها (= مشرکین= احزاب) از قریش تا کنون اقدام به محاصره  و تحریمهای اقتصادی و تحمیل هزاران جنگ وحشیانه بر مسلمین کنند قانون شریعت الله ست نه مومنین اهل دعوت و جهاد. این مومنین هم اگر بمیرند باز این جنگ تحمیلی کفار سکولار بر مومنین همچنان ادامه خواهد داشت « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ» (بقره/۲۱۷) مادام کسانی باشند که همچون رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب وی از چنین شریعتی به صورت کامل پیروی کنند و محتوا و مفاهم چهار گانه ی دین را به دین اسلام اختصاص بدهند و به این شکل دین را برای الله خالص کنند و خوشبختانه اینها نیز تا روز قیامت وجود دارند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  • لَنْ يَبْرَحَ هَذَا الدِّينُ قَائِمًا، يُقَاتِلُ عَلَيْهِ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ .[۴۱]همچنان این دین ۰با تمام مفاهیم و محتوای ۴گانه ی آن) برپاست؛ دسته ای از مسلمین به خاطر آن جنگ مسلحانه می‌کنند تا قیامت بر پا شود.
  • لَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ، حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ . [۴۲] مدام و پیوسته دسته ای از امت من بنا بر دستور الهی قتال و جنگ مسلحانه می‌کنند، و بر دشمن خویش غالب و چیره هستند، و هر کس با آنان از درِ مخالفت درآید، به ایشان ضرری نمی‌رساند، تا که قیامت بر آنان بر پا می‌شود و آن‌ها بر جنگ مسلحانه ی خود هستند.

در این صورت دارالکفر سکولار آمریکا آنهمه جنایت را در افغانستان و سایر نقاط جهان آفریده و کمونیستهای چین هم در ترکستان شرقی و روسها نیز در چچن و سایر مناطق اشغال شده و انگلیس هم در هند و صربها نیز در بوسنی و هرز گوین و فرانسه هم در الجزائر و مالی و ایتالیا هم در لیبی و تقریبا تمام کفار سکولار از هزاران کیلومتر آنطرفتر آمده و اینهمه جنایت را در خانه ی مسلمین در حق مسلمین مرتکب شده اند  حالا اگر مومنینی به فرض عین جهاد عمل کردند و گفتند بس است از خاک و منزلم بروید بیرون بهانه دست این جنایتکاران داده اند؟

این سخنان که آزادی خواهان بهانه دست اشغالگران داده اند تا این اشغالگران جنایت کنند ربطی به مسلمان و غیر مسلمان نداره بلکه سخن بی غیرتان فاسدیه که راضیند به اینکه برده و زیر دست دشمنان بمانند و همچون یک برده بمیرند.

هویت ما عقیده ی ماست و برای ما دین وقانون شریعت الله و رضایت الله تعالی و«الجماعة» و  با عزت زندگی کردن و با عزت مردن مقدم بر قوم و قبیله و خانه و کاشانه و دنیاست. مومن باید ایمان خودش را چک کند و ببیند نزد او کدام یک مهمتر و مقدم ترند. این دیگر به قول ما «مینگه مینگ» نمی خواهد. 

س۱۳۷: اما آمریکا مدعیه که برای ارزشهای انسانی و حقوق بشر و برابری انسانها و مسائلی از این دست دارد می جنگد

ج: در رد این دروغهای آشکار مطالب زیادی گفته شده من تنها به سه سند تاریخی اشاره می کنم که در کارنامه ی سیاه و کثیف دارالکفر آمریکا نوشته شده:

آمریکا تنها در جنگ ویتنام در ۱۹۶۳ ن ۱۶۰ هزار انسان را کشت و ۷۰۰ هزار نفر را فقط شکنجه داد و به ناموس ۳۱ هزار زن و دختر تجاوز کرد و کلیه‌ی ۳ هزار نفر را در آورد و ۴ هزار نفر را سوزاند و ۴۶ روستا را با سلاح شیمایی از بین برد.[۴۳]

نمونه ی دیگر را از زبان سیمور هرش  یکی از رونامه نگاران آمریکائی بشنویم که در سخنرانی خود در سندیکای آزادی های مدنی از فیلم محرمانه ای پرده برداشت که در همین زندان ابوغریب عراق کودکان و نوجوانان توسط نظامیان آمریکائی مجبور به تجاوز به زنانی می شدند.

هرش می گوید: « در آنجا زنانی بودند که ممکن است، برخی از شما حاضران درباره آنها شنیده بودید که نامه هایی برای شوهران خود که آنها نیز در ابو غریب در بازداشت بودند، می فرستادند و یا به هر طریق ممکن با آنها تماس می گرفتند و التماس می کردند که بیاید و به خاطر فلان تعرض و هتک حرمتی که به آنها صورت گرفته بود و شرایط روحی و روانی بسیار غیر انسانی و اهانت باری که در آن به سر می بردند، به هر طریق ممکن جانشان را بگیرند و آنها را از آنچه در آن بسر می بردند، نجات دهند.

هرش ادامه می دهد و می گوید: واقعاً می دانید، چه برسر این زنان می آمد که اینگونه به شوهران خود التماس و استغاثه می کردند؟ .. مسلماً خیر .. اما من به شما می گویم .. این زنان با پسران جوان و نوجوان و حتی در مواردی که در فیلم هم نشان داده شده، با پسران کم و سن سالی بازداشت شده بودند که مقابل دوربین ها اقدام به تجاوز و تعرض به آنها می کردند.

فاجعه بارترین و دردناک ترین صحنه این فیلم صدای ضجه ها و گریه های این پسران جوان و نوجوان بود که به شدت وحشت زده و ترسیده بودند .. تردید ندارم، حکومت هایتان صدای ضجه ها و استغاثه های این کودکان و نوجوانان را ضبط کرده و در اختیار دارد .. و ایمان دارم، آن ضجه ها و التماس ها، عاملان این جنایات را رسوا خواهد کرد.

هرش به صراحت اعلام می کند که: آشکار گردید، زنانی که از سوی این پسران مورد تجاوز قرار گرفتند، مادران آنها بودند.

خوب ممکنه بگوئید که این مال یک دهه ی قبل است و الان دارالکفر آمریکا اهلی شده اما صرف نظر از تمام جنایات و وحشی گریهائی که هم اکنون در یمن و سومالی و سوریه و افغانستان انجام میدهد باید عرض کنم که در عرض کمتر از یک هفته ۳۰۰۰ زن و بچه و پیر و جوان مسلمان را در باغوز سوریه با بمبمهای فسفوری و حمایت کوردهای سکولار و مرتد سوزاند و از بین برد.

 چنین جانور درنده و سکولاری اصلاً می فهمد انسان چیه و ارزشهای فطری انسانی چه هستند؟

س۱۳۸: آیا ما هم می توانیم در عوض این جنایتهایی که این کفار محارب سکولار در حق مومنین انجام می دهند مقابله به مثل کنیم؟

ج: در شریعت الله و در مساله ی قصاص و مقابله به مثل، در هر چیزی نمی توان مقابله به مثل کرد، چه نسبت به کفار و چه مسلمین مجرم، بلکه در مواردی حدی شرعی خاص به جای مقابله به مثل تعیین شده است.

 شریعت الله برای نابودی این توحش کفار و جاهلیت حاکم بر جامعه ی انسانی آمده است، با این وجود در حالت ضرورت می توان به زیر ساختهای این کفار محارب حملاتی انجام داد و آنها را نابود کرد چنانچه الله تعالی در ضمن غزوه ی بنی النضیر می فرماید: مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ (حشر/۵) آنچه از درختان خرما را بریدید و آنچه را بر پا گذاشتید همه به امر الله(و صلاح اسلام و مومنین) و برای خواری و سرکوبی (کفار) فاسق بود.

این مساله هم به بحث مفصل « التّترّس» در فقه جهاد برمی گردد، با این وجود بهترین تاکتیک جنگی در زمینه ی نابودی زیر ساختهای کفار محارب که امروزه این تاکتیک منحصر به فرد بودن خودش را نشان داده این سخن علی ابن ابی طالب رضی الله عنها است که می گوید: فَوَاللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا. به الله قسم هيچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اينكه ذليل شد.

ما باید هزاران عملیات مشابه عملیات مبارک ۱۱ سپتامبر با «انواع سلاحهای نابودگر و به روز» در قلب دارالکفرها داشته باشیم و زیر ساختهای آنها را نابود کنیم همچنانکه آنها باغوز و غزه و سومالی و یمن و افغانستان و عراق و سایر سرزمینهای ما را در طول اینهمه سال با اهل آن نابود کرده اند، هر چند در این جنگ ما، صدماتی به اهل دارالکفرها نیز وارد شود که در حالت عادی باید از آنها محافظت شود.

س۱۳۹: آیا می توانیم بگوئیم که ما به پیروزی بر آمریکا دست یافته ایم و مسئولیت ما نسبت به مردمی که به خاطرش هجرت کرده ایم خاتمه یافته؟

ج: با وجود قدرت منهجی و بخصوص پشتوانه های نظامی و پیشرفتهایی که برادران و خواهران ما در عرصه های مختلف داشته اند اما نیاز به حضور فعال و همه جانبه ی بیدارگران در صحنه هنوز تمام نشده، هنوز زود است که اعلام کنیم ما بر آلودگی ها و تومورهای عقیدتی و سرطانی که کفار سکولار جهانی و بخصوص مرتدین و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های محلی در بدن مردم ما تولید کرده اند پیروز شده ایم .
خطر هنوز وجود داره و دشمنان سکولار خارجی و داخلی در کمین هستند و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های بومی و طمعکار در میان مسلمین برای خود گروه و مسجد و حزب و پایگاه و ضرارهایی ترتیب داده اند و حاضرند دین و مردم را با کمترین قیمتها به این کفار اشغالگر و مرتدین سکولار محلی که برادرانشان هستند بفروشند.

هم اکنون دسته هائی سازمان یافته و منسجم بدون اعتناء به اهداف و خون و آینده ی مومنین اینجا و منطقه که دل به ادامه ی جهاد و رهائی خود توسط اهل دعوت و جهاد توسط کفار اصلی و مرتدین داخلی بسته اند که الله تعالی وضع آنها را به زیبائی توصیف می کند و امر می کند: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا (نساء/۷۵)

رفتارهائی را انجام می دهند و تصمیماتی را می گیرند که نشان دهنده ی خطری بزرگه و کنفرانسهای نیمه پنهان با دارالکفر محارب آمریکا و مزدورانش شاهد توافقاتی برای خرید و فروش هویت ها و بردن مسلمین و مومنین اهل دعوت و جهاد به آینده ای بسیار نالتر، و حتی در صورت تداوم، غیر از آن چیزی است که برایش جهاد شده است.

س۱۴۰: بله، امروزه طرفهائی از سوی طالبان افغانستان در حال مذاکره با آمریکا هستند، به نظر شما مذاکره با آمریکا تحت چه شرایطی می تواند صحیح باشد؟

ج: همه می دانیم که سکولاریستها (= مشرکین = احزاب) همیشه با «زبان اسلحه و زور» با مسلمین صحبت می کنند تا اینکه بتوانن محتوای چهار گانه ی دین ( ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش) [۴۴] را از دین اسلام گرفته و به دین سکولاریسم اختصاص بدهند: وَلا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا (بقره/۲۱۷ ) پس اینها تا زمانی با ما می جنگند که ما دست از مفاهیم و محتوای ۴ گانه ی دین خود بکشیم.

دارالکفر سکولار آمریکا به عنوان سر افعی و قریش سکولار زمان و قدرت برتر کفار سکولار در برابر اهل دعوت و جهاد، هم اکنون مثل سایر کفار سکولار قصد دارد با زور اسلحه و با تهی کردن دین اسلام از این مفاهیم، اسلامی تو خالی و مسخ شده برای مسلمین باقی بماند و مسلمین در این چهار مورد تابع و تسلیم  دین سکولاریسم و سکولاریستها (مشرکین)شوند و عملاً  تابع ۱- حاکمیت ۲- قوانین ۳- اطاعت از این حاکمیت و قوانین ۴- مجازات کردن و پاداش دادن توسط این حاکمیت وقوانین سکولاریستی شوند.

تمام گفتگوها و مذاکره های آمریکا در این راستا است، علاوه بر این تا کنون هزاران بار نسبت به دیگران دچار پیمان شکنی و خیانت و فریبکاری و غدر آشکار شده است و تمام تبلیغات دروغین آن طبق قاعده ی «الحرب خدعة» یکی از تاکتیکهای او در جنگ روانی و نرم  می باشد.

در این صورت هر کسی که تحت چنین شرایطی دم از گفتگو و مذاکره با چنین دشمنی می زند، در حالی که بداند رسول الله صلی الله علیه وسلم با پیمان شکن هرگز پیمان مجدد نبسته و فرصت مجدد به خائن نداده، در بهترین گمان چنین به نظر می رسد که بر مفاهیم شرعی عهد و پیمان آشنا نیست و گرنه تحت چنین شرایطی، دعوت به مذاکره در واقع دعوت به ذلت و تسلیم شدن محض به دشمن و انحراف از مسیر اصلی شریعت و تحریک او به پیشروی بیشتر و صدمه زدن بیشتر به مسلمین است.

 تجربیات و عبرتهائی که از پیمان بستنهای دارالکفر سکولار آمریکا با اهل قبله داریم عقل هر انسان متعادلی را قانع می کند که دارالکفر سکولار آمریکا کلاهبردار غداری است که مذاکرات و گفتگوهای او زمانی انجام می شود که از طریق نظامی نتوانسته باشد مخالفین را به تسلیم وادارد و علاوه بر آن اهل وفای به هیچ عهد و پیمانی هم نیست، دارالکفر سکولار آمریکا هرگز متحد و معاهد نمی خواهد بلکه دارالکفر آمریکا تنها مزدورانی می خواهد که تسلیم شرایط او شده باشند. 

 با دارالکفر آمریکا (قریش زمان و سر افعی) که اینهمه دچار غدر و خیانت شده است تنها باید قاطعانه از موضع قدرت نظامی صحبت کرد و شرایط خود را بر آن تحمیل کرد.


[۱]  پاورقی ها و منبع نویسی ها توسط شورای مدیریت سایت https://bonyanejihad.com  «بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان» صورت گرفته است .

[۲] صحیح مسلم  3/65 / زار النبی صلی الله علیه وسلم قبر أمه. فبکی : وأبکی من حوله، فقال: استأذنت ربی فی أن أستغفر لها، فلم یؤذن لی، واستأذنته فی أن أزور قبرها فأذن لی، فزوروا القبور فإنها تذکر الموت/ قال النووی فی شرح صحیح مسلم: هو حدیث صحیح بلاشک.

[۳] صحیح مسلم ۲۰۳- ۳۳۴

[۴] بخاری (۳۱۲۶) ومسلم (۱۹۰۴)

[۵] مسلم (۱۵۳).

[۶] متفقٌ عليه

[۷] صحیح الجامع، ش: ۳۵۱؛

[۸] صحیح الجامع، ش: ۶۵۹۳؛

[۹] شاخه ی انحرافی و مسخ شده ی جریان مبارک اخوان المسلمین

[۱۰] سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۹۷ ح ۳۹۳۲ ، مسند الشاميين : ج ۲ ص ۳۹۶ ح ۱۵۶۸ عن عبد اللّه بن عمر، المعجم الكبير : ج۱۱ ص۳۱ ح۱۰۹۶۶ عن ابن عبّاس نحوه، كنز العمّال : ج۱ ص۹۲ ح۴۰۱.

[۱۱] رواه ابو داود، باب فی العصبیة، رقم : ۵۱۲۱

[۱۲] ابو داود

[۱۳] صحیح مسلم ۱۸۵۰ / السنن الصغیر للبیهقی ۴/۱۸۵ / صحیح النسائی۴۱۲۶

[۱۴] رَوَاهُ مُسْلِمٌ فِى الصَّحِيحِ عَنِ الْقَوَارِيرِىِّ. (سنن الكبری للبيهقی)/ مَنْ قُتِلَ تَحْتَ رَايَةِ عُمِّيَّةٍ يَنْصُرُ عَصَبِيَّةً وَيَغْضَبُ لِلْعَصَبِيَّةِ فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ. (  المعجم الكبير للطبرانی)

[۱۵] صحیح أبی داود ۳۶۴۳ / صحیح الجامع الصفحه ۵۷۱۵

[۱۶] صحیح مسلم: ۹۳۴ / مجموع الفتاوى ۱۰/۱۰۶  /  صحیح الجامع ۸۷۵

[۱۷] رواه ابو داود و ترمذی و بیهقی

[۱۸] مسند احمد ، سنن ابی داؤد

[۱۹]  احمد

[۲۰] ﻭﻳﺸﺮﺡ ﺃﺑﻮ ﺑﻜﺮ ﺍﻟﺠﺼﺎﺹ ﻣﺬﻫﺐ ﺃﺑﻲ ﺣﻨﻴﻔﺔ ﻓﻲ ﻫﺬﺍ ﺍﻟﻘﻮﻝ : ” ﻭﻛﺎﻥ ﻣﺬﻫﺒﻪ ﻣﺸﻬﻮﺭًﺍ ﻓﻲ ﻗﺘﺎﻝ ﺍﻟﻈﻠﻤﺔ ﻭﺃﺋﻤﺔ ﺍﻟﺠﻮﺭ، ﻭﻟﺬﻟﻚ ﻗﺎﻝ ﺍﻷﻭﺯﺍﻋﻲ ﺍﺣﺘﻤﻠﻨﺎ ﺃﺑﺎ ﺣﻨﻴﻔﺔ ﻋﻠﻰ ﻛﻞ ﺷﻲﺀ ﺣﺘﻰ ﺟﺎﺀﻧﺎ ﺑﺎﻟﺴﻴﻒ، -ﻳﻌﻨﻲ ﻗﺘﺎﻝ ﺍﻟﻈﻠﻤﺔ – ﻓﻠﻢ ﻧﺤﺘﻤﻠﻪ ﻭﻛﺎﻥ ﻣﻦ ﻗﻮﻟﻪ ﻭﺟﻮﺏ ﺍﻷﻣﺮ ﺑﺎﻟﻤﻌﺮﻭﻑ ﻭﺍﻟﻨﻬﻲ ﻋﻦ ﺍﻟﻤﻨﻜﺮ ﻓﺮﺽ ﺑﺎﻟﻘﻮﻝ ﻓﺈﻥ ﻟﻢ ﻳﺆﺗﻤﺮ ﻟﻪ ﻓﺒﺎﻟﺴﻴﻒ ” ‏[  ﺃﺣﻜﺎﻡ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﺝ ۱ ﺹ .۸۱ ‏]

[۲۱] أخرجه أبو داود (۴۰۳۱) واللفظ له، وأحمد (۵۱۱۴)

[۲۲] حديثٌ صحيح، أخرجه أحمد و  أبوداود ۳۱۲۳ والحاكم والطبراني

[۲۳] مسلم (۱۰۳۷).

[۲۴] مسلم (۱۹۲۳) و احمد (۱۵۱۲۷).

[۲۵]  مسلم (۱۹۱۰) أبو داود (۲۵۰۲) النسائي (۳۰۹۷) أحمد (۸۸۶۵)  

[۲۶]  ابن سعد، طبقات ۱۵/۲

[۲۷]  مسلم۱۰۶- ۲۶۰۸

[۲۸] موسوعه ابن أبی الدنیا: ۱۱۵/۵

[۲۹] فتاوى ابن الصلاح، الناشر: مكتبة العلوم والحكم، ج ۱، ص ۲۰

[۳۰]  متفق علیه- بخاری ۶۱۲۰

[۳۱] مسند أحمد روایة البغوی ۷۶

[۳۲] نيل الأوطار ۶/۷۶ / الترغيب والترهيب ۳/۲۰۱  / ولأحمد من حديث سهل بن حنيف

[۳۳]  از ابو سعید خدری روایت شده که گفت : از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود : هر گاه یکی از شما شاهد کار بد و منکری بود بر اوست (در صورت توان) از آن با دست (با زور) جلو گیری کند، اگر نتوانست به زبان، واگر نتوانست  قلبا از آن منکر جلوگیری کند( دعا از بزرگترین ابزارهاست)؛ واین ضعیف تر ین مرحله ی ایمان است

[۳۴] أخرجه البخاري (۵۳۵۳ )، ومسلم (۲۹۸۲)

[۳۵] رواه أحمد ۱/ ۱۸، والترمذي في كتاب الفتن، باب ما جاء في لزوم الجماعة ۴/ ۴۶۵ (۲۱۶۵) وهذا لفظه، والنسائي في السنن الكبرى ۵/ ۳۸۷ (۹۲۱۹)، وصححه ابن حبان ۱۰/ ۴۳۶ (۴۵۷۶)، و۱۵/ ۱۲۲ (۶۷۲۸)، والضياء في الأحاديث المختارة ۱/ ۱۹۱ – ۱۹۲ (۹۶)،

[۳۶] رواه البخاري في كتاب الجهاد والسير، باب من اكتُتِبَ في جيش فخرجت امرأته حاجَّةً وكان له عذر، هل يؤذن له؟ ۳/ ۱۰۹۴ (۲۸۴۴)، ومسلم في كتاب الحج، باب سفر المرأة مع محرم إلى حج وغيره ۲/ ۹۷۸

[۳۷] مسلم (۲۱۱۶)

[۳۸] مسلم ۴۸۶۰/ ۲۶۱۲

[۳۹]  بخاری ۲۴۲۱

[۴۰] الفوائد جلد۱ص۶۱

[۴۱]– مسلم ۱۹۲۲

[۴۲]– مسلم ۱۹۲۴

[۴۳] التبیان فی کفر من اعان الامریکان ۱/۴۳

[۴۴] که عبارتند از :

۱-        قدرت و حاکمیت.

۲-        قوانین، حدود و راه و روشی که مردمان تحت نفوذ این حاکمیت از آن پیروی می کنند.

۳-        اطاعت و فرمانبرداری از قدرت حاکمیت اسلامی و قانونی که اجرا می کند.

۴-        و در نهایت محاسبه، قضاوت، پاداش دادن یا مجازات کردن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *