
ائتلاف مذهبی در یمن و اینکه چرا زیدی ها و شافعیها به حکومت رسیدند و القاعده ناکام ماند
به قلم: خالد سیف الله المسلول
آنچه امروز در یمن دیده میشود، پیش از آنکه صرفاً نتیجه میدان نظامی باشد، حاصل ائتلاف بومی و مدیریت سیاسی است. زیدی ها با بخش مهمی از شافعیها اتحاد برقرار کردند و با تکیه بر این همگرایی اجتماعی–سیاسی، توانستند ساختار قدرت و حکومت ایجاد کنند. این اتحاد، اختلافات مذهبی را به حاشیه برد و اولویت را بر کنترل سرزمین، اداره امور و مقابله با مداخلات خارجی گذاشت.
در مقابل، آلسعود و اماراتِ همپیمان با صهیونیسم با جنگهای ساختگی و نیابتی، در خدمت نقشههای آمریکا و اسرائیل عمل کردند؛ نقشههایی که هدفشان تخریب، مشغولسازی و کنترل گذرگاهها در یمن، سودان و دیگر سرزمینهای اسلامی است.
اما آنچه برای ما مهم است این است که القاعده ای که ما آنرا با اسامه بن لادن می شناسیم که با هر مسلمانی بدون در نظر گرفتن مذهب و تفکرات اسلامی آن و حتی با هر مبارز کافری (چون بعثی ها در عراق) بر علیه کفار اشغالگر خارجی متحد می شد و تشکیل جبهه ی واحد می داد، کجاست؟
در چنین شرایطی حتی این سوال جدی مطرح میشود که چرا القاعده در جنوب یمن نتوانست موفق شود و چرا بهجای ائتلاف بومی، در حاشیه ماند؟ تفاوت اصلی در اینجاست:
دو مذهب زیدی و شافعی ائتلاف کردند و به سمت حکومتسازی رفتند اما القاعده فاقد ائتلاف اجتماعی فراگیر بود و نتوانست با پیروی از روش جهادی اسامه بن لادن خودش را سازگار کند و منهج نجدی ایمن الظواهری را گرفت به همین دلیل قادر نشد با شافعیها و زیدیها جبههای مشترک بسازد و حتی در مواردی «عملاً» در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار گرفت همچنانکه حراس الدین به نمایندگی از القاعده ی نجدی در سوریه هم دچار همین انحراف آشکار شد که نهایتا به منحل شدن آن انجامید.
تجربه یمن نشان میدهد که:
۱٫ ائتلاف بومی و عبور از نزاع مذهبی و حرکت در مسیر اتحاد و وحدت اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی، شرط حکومتسازی است؛
۲٫ تمرکز بر دشمن خارجی (مداخله آلسعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم) بدون وحدت داخلی، نتیجه نمیدهد؛
۳٫ جنگهای ساختگیِ منطقهای، مستقیم یا غیرمستقیم، امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین میکند.
در این نمونه می بینیم که یمن ثابت کرد که اتحاد عملی حتی میان جریانهای متفاوت مذهبی و تمرکز بر دشمن اصلی میتواند به تشکیل حکومت بینجامد. در مقابل، تفرقه و فقدان ائتلاف، میدان را به پروژههای خارجی واگذار میکند. راه مهار توطئهها، نه تشدید شکافها، بلکه همگرایی بومی، دشمنشناسی دقیق و افشای نقش مزدوران منطقهای است.