
در هنگام جنگ تحمیلی رمضان آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، نقد تلبیس مریدان باند جولانی در تاریخنگاری و تفکیک تشیع سیاسی از عقیدتی
به قلم: ابوخالد کُردستانی
الدكتور حاكم المطيري و علمای نجدی و درباری موجود در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی خائن و مزدوری که تحت شعار «مبارزه با تروریسم» تحت پرچم آمریکا در آمده و با تمام گروهها و جماعتهائی مثل حماس و جهاد اسلامی فلسطین و حزب الله لبنان و القاعده و سپاه پاسداران ایران و جماعت اخوان المسلمین و … که آمریکا و شرکایش از جمله رژیم صهیونیستی آنها را تروریستی می دانند وارد جنگ شده اند، هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در حال جنگ هستند دست به تبلیغات گسترده ای علیه تشیع و بخصوص تشیع حاکم بر ایران زده اند که اگر کسی این پیش زمینه را نداند ممکن است دچار اشتباه شود.
الدكتور حاكم المطيري در سخنانی عوام فریبانه و کاملاً مخالف با حقایق تاریخی می گوید: “دولت حمدانیان (شیعه مذهب) به خلافت عباسی (سنیمذهب) ابراز وفاداری میکرد و غنائم جنگی را به بغداد میفرستاد. تشیع در آن زمان، یک «تشیع سیاسی» بود نه تشیع اثنیعشری، رافضی و اعتقادی به شکلی که امروزه وجود دارد. تشیع سیاسی از قدیم وجود داشته است و بسیاری از راویان کتاب «صحیح بخاری» نیز دارای گرایشهای تشیع سیاسی بودهاند؛ مانند علی بن موسی و دیگران.”[۱]
نیازی به بحث در مورد این تضادگوئی نیست که فقط با مطالعه ی متن متوجه می شویم چقدر بی پایه و اساس است و به نقد اصل موضوع و اهداف پشت پرده ی این دروغسرائی آشکار می پردازیم.
ادعای اینکه تشیع در گذشته صرفاً «سیاسی» بوده و هیچ ریشهی عقیدتی نداشته، نوعی تقلیلگرایی تاریخی است. تشیع دوازدهامامی حاکم بر دارالاسلام ایران، در واقع استمرار همان نگاهی است که قائل به پیوند ناگسستنی دین و سیاست است. جعل تاریخ و نسبت دادن آرائی به ائمه اهلسنت که گویی آنها با محبان اهلبیت دشمنی داشتهاند، نوعی «تلبیس» (پوشاندن حقیقت) است. واقعیت این است که بسیاری از ائمه سلف، میان «محبت و نصرت اهلبیت» و «بدعتهای غالیانه» تفکیک قائل میشدند.
- دیدگاه امام ابوحنیفه (رحمهالله): حمایت از قیامهای علوی
امام ابوحنیفه نه تنها محب اهلبیت بود، بلکه در عمل از تشیع سیاسی و قیامهای آنان حمایت میکرد.او از قیام زید بن علی علیه بنیامیه حمایت فتوائی و مالی کرد و آن را به «هجرت رسولالله» تشبیه نمود. ایشان معتقد بود خلافت حقِ فرزندان علی رضی الله عنهم اجمعین است و به همین دلیل در برابر حاکمان وقت ایستادگی کرد و رنج زندان را به جان خرید. این نشان میدهد که مرز میان تسنن و تشیع در صدر اسلام، مرزی برادرانه و مبتنی بر عدالتخواهی بود.
- دیدگاه امام شافعی (رحمهالله): عشق به اهلبیت، معیار ایمان
امام شافعی در اشعار و آراء خود چنان بر محبت اهلبیت تأکید داشت که از سوی تندروها به «رافضی» بودن متهم میشد. او در بیت مشهوری میفرماید: یا آلَ بَیتِ رَسولِ اللهِ حُبُّکُمُ / فَرضٌ مِنَ اللهِ فی القُرآنِ اَنزَلَهُ . ای خاندان رسول الله، محبت شما فریضهای است که خداوند در قرآن نازل کرده است.
او صراحتاً میگفت اگر محبت علی و آل علی رافضی گری است، بگذارید دنیا بداند من بزرگترین رافضی هستم. این نشاندهنده آن است که تشیع در معنای اصیل خود (محبت و ولایت اهلبیت)، همواره بخشی از کالبد اسلام بوده است.
- رویکرد شیخالاسلام ابن تیمیه (رحمهالله) در باب تکفیر
هرچند ابن تیمیه منتقد جدی برخی باورهای کلامی تشیع بود، اما در بسیاری از مواضع خود، میان «غلات» و «عامه شیعیان» تفکیک قائل میشد.
او شیعیان را به صورت عام جزو مذاهب اسلامی و اهل قبله میدانست و تکفیر عمومی آنان را جایز نمیشمرد و در منطق ابنتیمیه، هر کس که شهادتین بگوید و به سوی قبله نماز بخواند، خون و مالش حرام است مگر اینکه نواقضی را انجام دهد که ضمن رعایت ظوابط تکفیر و با یقین از اسلام خارج شده باشد و این تنها متعلق به شیعه نبود بلکه مشمول پیروان تمام مذاهب اسلامی می شد. بنابراین، تلاش برای خروج شیعیان از دایره اسلام، با اصول کلی تمام فقهای سلف در تضاد است.
امروز که جهان اسلام به صورت عام و دارالاسلام ایران به صورت خاص تحت تهاجم گسترده آمریکا و صهیونیستها و جبهه کفر قرار دارد، دامن زدن به اختلافات مذهبی و جعل تاریخ برای جداسازی مذاهب، تنها به سود دشمنان مشترک است.
بدون شک تشیع و تسنن، دو بال دارالاسلام هستند و در نبرد کنونی علیه کفر جهانی شیعیان به صورت عام در سنگر نخست دفاع از کیان اسلام قرار دارند و اعتبار بخشیدن به سخنان شاذ و قیچی کاری هائی که هدفشان تکفیر و تفرقه است، خیانت به میراث امامان اهلسنت است که همواره بر وحدت امت تأکید داشتند.
در این صورت لازم است بدانیم که تشیع حکومتی و سیاسی امروز حاکم بر دارالاسلام ایران، ریشه در همان آرمانهای عدالتخواهانه صدر اسلام دارد. ائمه چهارگانه اهلسنت و بزرگان سلف، هیچگاه به دنبال حذف یا تکفیر محبان اهلبیت نبودند و در شرایط فعلی، تکیه بر مشترکات تنها راه مقابله با فتنههای کفر جهانی است.
[۱] الدولة الحمدانية كانت تدين بالولاء للدولة العباسية السنية وترسل الغنائم لبغداد
والتشيع كان تشيع سياسي ( أي تفضيل علي بالحكم على معاوية) وليس تشيع اثني عشري رافضي عقدي كما هو اليوم
والتشيع السياسي موجود قديم وهناك كثير من رواة صحيح البخاري ممن تشيعوا سياسياً مثل علي بن موسى وغيره