
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۲)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
ما مجبور به انجام همه این عقبنشینیها هستیم و سعی میکنیم آنها را تا حد امکان کوتاه نگه داریم. زیرا بدون آگاهی از وقایع پیشین، درک روح و معنای آن زمان و نتایج بعدی غیرممکن است.
کمی قبل از حمله روسیه، رویدادی رخ داد که از یک سو روحیه و آمادگی چچنیها را برای جنگیدن افزایش داد و از سوی دیگر، حمله روسیه به چچن را تسریع کرد.
۲۶ نوامبر ۱۹۹۴.
صبح روز ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، مخالفان مسلح به اصطلاح، با حمایت سرویسهای ویژه روسیه و خودروهای زرهی روسی، از سه طرف وارد گروزنی شدند.
برای درک اینکه در مورد چه کسی صحبت میکنیم، لازم است به طور خلاصه به یاد بیاوریم که این مخالفان چه چیزی را نمایندگی میکردند. دولت روسیه از همان روزهای اول به قدرت رسیدن دودایف، پرورش این مخالفان در چچن را آغاز کرد. مسکو از هر طریق ممکن از دست نشاندههای خود، که عمدتاً از نمایندگان حزب سابق و نومنکلاتورهای اقتصادی تشکیل شده بودند، حمایت و آنها را پرورش میداد. مخالفان منطقه نادرچنی را کنترل میکردند و از آنجا به طور دورهای حملات خرابکارانهای را به گروزنی انجام میدادند.
علاوه بر این، مخالفان عمدتاً در میان مأموران قدیمی چکا تقریباً در هر روستایی طرفدارانی داشتند. گاهی اوقات حتی بستگان نزدیک در اردوگاههای مختلف بودند.
مخالفان از همه اشکال مقاومت، از تجمعات بیپایان گرفته تا درگیریهای مسلحانه، استفاده میکردند. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق مردم طرفدار دودایف بودند و کلمه “اپوزیسیون” در چچن به یک فحش تبدیل شد. این اصطلاح به شدت با خیانت و عروسکهای روسی مرتبط شد.
مسکو، عمر آوتورخانوف، سرگرد سابق پلیس، روسلان خاسبولاتوف، رئیس سابق پارلمان روسیه، و بسلان گانتامیروف (شهردار سابق گروزنی) را به عنوان رهبران مخالفان منصوب کرد. همه آنها، به نوعی، نمایندگان مأموران قدیمی چکیست فرقه «صوفی نقشبندی» بودند که در جامعه چچن تحت حکومت شوروی موقعیتهای ممتازی داشتند.
یک به اصطلاح “شورای موقت” به ریاست عمر آوتورخانوف تشکیل شد. او توسط افسران FSB محافظت میشد.