
در حالی که القاعده شیخ اسامه بن لادن در جبهه ی ایران قرار گرفته، واکاوی و نقد راهبردی بیانیه القاعده شیخ الظواهری؛ از انحراف ایدئولوژیک تا بنبست سیاسی
به قلم: خالد سیف الله المسلول
با آنکه القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن اعلام کرده اند که در جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در کنار دارالاسلام ایران قرار می گیرد و به همین دلیل تنظیم الدولة (داعش) نیز در هفته نامه ی اخیر خود القاعده را با عباراتی غیر منصفانه مورد تهاجم قرار داده است، با این وجود القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری با آنکه دیدگاههایی در مورد هجوم نیروهای آمریکا و لزوم برخورد با آنها بیان کرده است اما نتوانسته آشکارا جبهه ی خود را در این جنگ مشخص کند.
در زیر به نقد القاعده ی الشیخ الظواهری در سه بخش خواهیم پرداخت:
۱. نقد راهبردی: ضرورت اتحاد جبهه واحد در یمن
القاعده در بیانیه خود از «گلههای صلیبی» و «ناوهای هواپیمابر» سخن میگوید، اما در عمل، پتانسیلهای موجود در خاک یمن را نادیده میگیرد:
• اتحاد با زیدی ها و شافعی های علیه دشمن مشترک: اگر هدف واقعی کوتاه کردن دست آمریکا و اسرائیل (صهیونیسم جهانی) است، تداوم تقابل با نیروهای داخلی یمن (اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا) توجیه استراتژیک ندارد. برای اخراج اشغالگران و قطع شریانهای حیاتی آلسعود که متحد اصلی آمریکا و صهیونیسم است، ایجاد یک «ائتلاف فراگیر یمنی» ضروری است.
• سقوط حکام خلیج: تنها راه هموار کردن مسیر نابودی آلسعود و دیگر حکام وابسته، گذار از جنگهای مذهبی داخلی و تمرکز بر سرنگونی رژیمهایی است که شبهجزیره را به حیاطخلوت آمریکا تبدیل کردهاند.
۲. نقد ایدئولوژیک: بازگشت از «تکفیر نجدی» به «منهج قطب»
ریشه اصلی ناکامیهای اخیر القاعده الشیخ الظواهری، تغییر در مبانی فکری و تأثیرپذیری از قرائتهای انحصارگرایانه ی نجدیت است:
• انحراف به سمت محمد بن عبدالوهاب: القاعده امروز در دام تفکر «نجدیهای قابله ی تفرق» گرفتار شده است. این تفکر به جای بیداری امت، به مشغول کردن مسلمین به مسلمین با شعارهای فریبنده ی توحید و مبارزهب ا شرک و … و به جنگ داخلی و برادرکشی دامن میزند که نتیجهای جز تضعیف جبهه اسلام ندارد.
• احیای میراث سید قطب و اسامه بنلادن: شیخ اسامه بن لادن تقبلهالله پیرو راه و منهج اخوانی سید قطب تقبله الله بود؛ منهجی که بر عزت اسلامی، مبارزه با جاهلیت مدرن و بیداری سیاسی امت تأکید داشت. سید قطب به دنبال وحدت امت برای حاکمیت الله بود، نه غرق شدن در جزئیات فقهی که به تفرقه میانجامد.
• پاکسازی صفوف از علمای سوء: برای رسیدن به پیروزی، القاعده باید آن دسته از علمایی که «راه اشتباه نجدی» را ترسیم کرده و مجاهدان را به بیراهه مشغول کردن مسلمین به مسلمین و برهم زدن دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان کشاندهاند، کنار بگذارد و به هویت انقلابی و اصیل خود بازگردد.
۳. نقد عملیاتی: از شعار تا عمل در برابر صهیونیسم
بیانیه از غرق کردن ناوهای آمریکا و شرکایش سخن میگوید، اما قدرت واقعی در انسجام است:
• درسهای ناو یواساس کول (USS Cole): اگر جوانان یمن توانستند در گذشته هیمنه دریایی آمریکا را بشکنند، امروز نیز با اتحاد میتوانند دریای سرخ را برای صهیونیستها ناامن کنند. اما این مهم تنها زمانی رخ میدهد که انرژی مجاهدان صرف مبارزه با «دشمن اصلی» (آمریکا/اسرائیل) و «مزدوران منطقهای» (آلسعود و امثالهم) شود، نه درگیری با دیگر طیفهای اسلامی.
• الگوگیری از مقاومت غزه: بیانیه به درستی به غزه اشاره دارد، اما غزه نشان داد که پیروزی در سایه «وحدت میدانی» تمامی گروهها و هم جبهه یا شدن با جبهه مقاومت اسلامی بدست میآید، نه با انحصارطلبی فکری.
۴. فراخوان برای عزت و پیروزی واقعی
اگر القاعده به دنبال آن است که دوباره «سپر استوار بخشهائی از امت» باشد، باید تغییرات بنیادین ذیل را بپذیرد:
۱. تغییر جهت قطبنما: هدف قرار دادن مستقیم منافع صهیونیستی-آمریکایی و حکام خائن خلیج به عنوان اولویت اول.
۲. وحدت اسلامی: کنار گذاشتن تعصبات مذهبی نجدی و دست در دست هم دادن با تمام نیروهای ضدامپریالیستی در منطقه (از جمله در یمن).
۳. بازگشت به منهج عزت: تبعیت از الگوی مجاهدانی که اسلام را نه وسیلهای برای برخورد با مسلمین، بلکه راهی برای آزادی و سربلندی امت میدیدند.
در این صورت عزت مجاهدین القاعده در گرو بازگشت به ریشههای سیاسی-انقلابی (منهج سید قطب) و عبور از تفکرات تفرقهافکن نجدی است. بدون اتحاد در یمن و بدون سرنگونی حکام خائن، شعارهای ضدآمریکایی تنها در حد کاغذ باقی خواهد ماند. پیش از آنکه زمان از دست برود، باید به سوی «وحدت برای نجات شبهجزیره» حرکت کرد.








