جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام افشای سراب «قانون بین‌الملل» و مأموریت حکام دست‌نشانده در تثبیت سلطه کفار

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام افشای سراب «قانون بین‌الملل» و مأموریت حکام دست‌نشانده در تثبیت سلطه کفار

به قلم: محمد اسامه

اگر به شبکه های مختلف رسانه ای دولتهای عربی و حتی گروه منافقین ایرانی در شبکه های ماهواره ای نگاهی بیندازیم با مظلوم نمائی و غوغاسالاری بیان می کنند چرا مثلاً نزدیک به ۷۰درصد از حملات ایران به سرزمینهای عربی منطقه است و تنها ۳۰درصد از این حملات را متوجه اسرائیل می کند؟ دولتهای عربی هم به کرات می گویند که این جنگ جنگ ما نیست و ما در این جنگ مشارکت نداریم و ..

صرفنظر از صحت یا سقم درصدی که بیان می کنند اگر به پایگاهها و منافع امنیتی و اقتصادی آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها در این کشورهای عربی نگاه کنیم و به تلفاتی که به منافع و نیروهای این کفار محارب وارد می شود و همچنین اگر به سخنان آگاهان معتبر غربی نگاهی بیندازید متوجه خواهید شد که این دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس از دعوت کننده های آمریکا و صهیونیستها جهت جنگ با دارالاسلام ایران و حامیان اصلی آنها و بخشی از این جنگ از ابتدا تا کنون بوده اند که حتی آمریکا را به انجام جنگ زمینی نیز تشویق می کنند.

علاوه بر این فقط کافی است از مردم جنوب ایران بپرسید که موشکهایی که از خلیج فارس به سمت ایران شلیک شده و مثلاً نزدیک به ۱۷۵ دانش آموز دبستانی در میناب را با موشکهای تاماهوک قتل عام کردند یا آب شیرین کنهای آنها را در قشم نابود کردند یا شاهد عبور پهبادها و موشکها از بالای سر خود به داخل ایران هستند از کجا می آیند؟ همه خواهند گفت از دول عربی خلیج فارس شلیک می شوند؛ چون آمریکا هیچ کشتی جنگی ندارد که در خلیج فارس باشد و موشکی شلیک کند.

میزان تلفات نیروهای نظامی و تجهیزات نظامی آمریکائی ها و اوکراینی ها و فرانسوی ها و آلمانی ها در عربستان و کویت و امارات و بحرین نیز گویای همه چیز است.

در این صورت و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش پرده‌ها کنار رفته و در کنار آشکار شدن حقیقت عریان نظمی که جهان کفر سکولاریستی بر بشریت تحمیل کرده، برای امت اسلامی آشکار شده است، حقیقت این حکومتهای خائن منطقه نیز واضح و روشن شده است.

 آنچه سال‌ها تحت عناوین فریبنده‌ای چون «حقوق بشر»، «قانون بین‌الملل» و «احترام به حاکمیت ملی» توسط این کفار سکولار جهانی و مزدوران داخلی آنها در گوش ما زمزمه می‌شد، چیزی جز ابزارهای نوین استعمار برای رام کردن شیربچه‌های مسلمان نبوده است.

فقط به این جمله ی ترامپ (سگ زرد آمریکائی) نگاهی بیندازید که دیروز ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ش گفت که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند تمام زیرساختهای ایران چون برق و آب شیرین کن و… ایران را نابود می کنیم و ایران را به عصر حجر برمی گردانیم و…

یعنی این حیوان وحشی در واقع به جنگ با مردم آمده است و امروز ۱۲ فروردین نیز که ربع پهلوی مرتد در دانشگاهی با گرایش نصرانیت انجیلی در آمریکا سخنرانی کرد و این وحشی به همراه صهیونیستهای وحشی تر آن را به ادامه ی جنگ تا نابودی ایران دعوت می کرد، موجودی پست تر از این موجودات وحشی مهاجم است که حتی در میان حیوانات نیز نمی توان مشابهی برایش در خیانت به وطن و ملت پیدا کرد.

می بینیم که در سخنان ربع پهلوی مرتد فاسد و سگهای سکولار حاکم بر آمریکا و سرزمین های اشغالی فلسطین چیزی به نام «قانون بین‌الملل» یا «احترام به حاکمیت کشورها» در دنیای واقعیت وجود ندارد. این‌ها اوهامی هستند که آگاهانه در متون درسی فرزندان ما گنجانده شده‌اند تا روحیه جهاد و عزت را در آنان بکشند و نسلی مطیع و سازش‌کار تربیت کنند. حقیقتِ میدان تنها یک چیز است: «قدرت نظامی».

هر کس قدرت دارد، قانون را می‌نویسد و هر که ضعیف باشد، زیر پای نهادهای کفر له می‌شود. لذا بر پدران، مربیان و معلمان واجب است که فرزندان اسلام را نه با شعارها و عهدنامه‌های ذلت‌بار، بلکه با منطق وحی و آیه مبارکه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ چرا که تنها راه مقابله با طغیان بین‌المللی سکولاریستها، آمادگی همه‌جانبه و اقتدار نظامی است.

اگر بعد از ایمان و اتحاد، قدرت موشکی و نظامی دارالاسلام ایران نبود هم اکنون کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی بر آن چیره شده بودند و مومنین اهل دعوت و جهاد در بدترین حالت ممکن به سر می بردند.

به این شکل این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش ماهیت سازمان ملل سکولاریستی و دیگر نهادهای سکولاریستی مشابه را برای کم هوش ترین مسلمین در جهان اسلام روشن کرده است؛ این مؤسسات سکولاریستی چیزی جز بازوهای اجرایی دارالکفرهای قدرت مند چون آمریکا برای مشروعیت بخشیدن به جنایاتشان نیستند. مشکل بزرگ امت اسلام در چند قرن اخیر، نه کمبود منابع، بلکه وجود حکام دست‌نشانده‌ای است که توسط همین ملل کفری بر سرزمین‌های ما گمارده شده‌اند. وظیفه اصلی این حاکمان، تثبیت چنبره اشغالگران کافر سکولار خارجی و جلوگیری از بیداری اسلامی است.

در این میان و به صورت موردی می توانیم بگوئیم که بزرگترین شوک به پیکره امت اسلامی، خیانت بی‌شرمانه آل‌سعود است. خاندانی که با نفاق، خود را خادم حرمین می‌نامیدند، امروز مکه و مدینه  قلب تپنده جهان اسلام  را در اشغال نظامی آمریکا قرار داده‌اند. حضور نیروهای کفر در سرزمین وحی الهی، نه تنها توهین به مقدسات، بلکه تهدیدی مستقیم علیه دارالاسلام ایران و تمام اهل دعوت و جهاد منطقه است.

دشمن از خاک وحی و سایر سرزمینهای اطراف آن چون امارات و قطر و بحرین و کویت و اردن و عمان به عنوان پایگاهی برای حملات خود علیه مومنین آزادیخواه در منطقه استفاده می‌کند و این لکه ننگی است که تنها با زوال این حکام مزدور پاک خواهد شد.

وقت آن رسیده است که امت اسلام از حصار فریب‌های حقوقی و بین‌المللی کفار سکولار خارج شود. راه نجات، نه در راهروهای سازمان ملل سکولاریستی، بلکه در بازگشت به عزت اسلامی و اتحاد  و قطع دست حکام دست‌نشانده‌ای است که فرش قرمز برای چکمه‌های سربازان آمریکایی و صهیونیستی و شرکای غربی آنها پهن کرده‌اند.

 آینده از آن قدرتمندان و مجاهدانی است که به وعده الهی ایمان دارند، نه به قطعنامه‌های پوشالی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *