دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان میراث عمر ثالث، امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان میراث عمر ثالث، امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تاریخِ معاصرِ امت اسلام، گواهی است بر ظهور مردانی که در میانه‌ی هجمه‌ی مادی‌گرایی و ذلت حکام، قامت بلندِ ایمان را خم نکردند. در اوایل تأسیس امارت اسلامی، زمانی که افغانستان جنگ‌زده بیش از هر زمان به بازسازی و جاده‌سازی نیاز داشت، آزمونی بزرگ پیش روی رهبری امارت قرار گرف: پیشنهادی فریبنده و معامله بر سر ایمان.

هیئتی رسمی از سوی دولت چین به دیدار امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله آمدند. پیشنهاد آن‌ها ساده اما وسوسه‌انگیز بود:

«شخصی به نام ابومحمد ترکستانی در خاک شماست. او را به ما تحویل دهید، در مقابل، ما تمام جاده‌ها، زیرساخت‌ها و پروژه‌های عمرانی افغانستان را تأمین کرده و کشور شما را توسعه می‌دهیم.»

آن‌ها گمان می‌کردند با مشتی سنگ و قیر و آهن می‌توانند ایمان یک حاکم مسلمان را بخرند اما فراست ایمانی و غیرت عُمری خودش را نشان داد.

ملا عمر رحمه‌الله تا آن لحظه هرگز نام «ابومحمد ترکستانی» را نشنیده بود و او را نمی‌شناخت. اما پاسخ او، لرزه بر اندام منطق مادی‌گرای غرب و شرق انداخت. ایشان بدون لحظه‌ای درنگ، تمام وعده‌های دنیوی را پشت سر انداخت و گفت:

«من این شخص را نمی‌شناسم؛ اما اگر کفار به دنبال ابومحمد هستند، پس حتماً او شخص مبارکی است!»

ایشان نه تنها معامله را رد کرد، بلکه دستور داد آن مجاهد غریب را به جای تحویل دادن به دشمن، با عزت و احترام به قندهار، نزد خود بیاورند تا زیر سایه‌ی دارالاسلام در امان باشد.

این واکنش نمونه ی عینی این آیه است که الله جل جلاله می فرماید: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (منافقون/ ۸)

تفاوتی آشکار بین «عمر ثالث» با مدعیان امروز می بینیم.

در حالی که حکام مرتد سرزمین‌های اسلامی، برادران مجاهد خود را به بهای بقای کرسی‌های قدرت و خوش‌خدمتی به اربابان کافر می‌فروشند، ملا عمر رحمه‌الله ثابت کرد که عزت، فروختنی نیست و پناه دادن به یک مسلمان، برتر از تمام جاده‌های جهان است و معیار حق و باطل، بغض کفار نسبت به اهل ایمان است.

او که به حق «عمر ثالث» نامیده شد، درس بزرگی به امت داد که آنچه امروز ما از دست داده‌ایم، نان و صنعت نیست، بلکه آن «ایمان»، «عزت» و «غیرتی» است که اجازه نمی‌دهد گرگان بر سر سفره‌ی برادرانمان بنشینند.

ای جوانان، ای مجاهدین، بنگرید به تفاوت میان کسی که برای پناه دادن به یک غریب، تمام فشار جهانی را به جان خرید، و کسانی که امروز در سرزمین شام و حجاز و امارات و بحرین و کویت و مصر و… ، با دشمنان دین دست بیعت داده و مجاهدین را «تروریست» می‌نامند.

راه نجات، بازگشت به منش ملا عمر مجاهد است؛ راهی که در آن «حب الدنیا و کراهیة الموت» (وهن) جایی ندارد و تنها «رضای خالق» و «عزت مؤمن» حکم‌فرمایی می‌کند.

سلام بر روحی که برای نصرت یک غریب، تمام دنیا را به هیچ انگاشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *