درسی که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای باید آموخت: «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

درسی که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای باید آموخت: «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

نظام امارت اسلامی افغانستان، ثمره خون‌های پاک و جهاد بی‌امان ملت در برابر آمریکا و سایر کفار محارب و غلامان منطقه ای آنها است. اما برای بقای این دستاورد عظیم و تبدیل آن به یک تمدن پایدار اسلامی، باید از همین لحظه گام‌های بلندی برای «نهادینه‌سازی» اقتدار برداشته شود. پایداری یک نظام اسلامی در این است که با رفتن یا بازنشسته شدن کادرها، لرزه‌ای بر اندام حاکمیت نیفتد و امارت اسلامی از «فردمحوری» به «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» حرکت کند این یکی از بزرگترین درسهائی است که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای بر دارالاسلام ایران باید یاد گرفت.

یک نظام مقتدر باید «کارخانه انسان‌سازی» داشته باشد. دارالاسلام افغانستان باید بستری فراهم کند که در آن، هزاران جوان مؤمن، متخصص و وفادار به آرمان‌های جهاد، به گونه‌ای تربیت شوند که جای خالی هر مسئول یا فرماندهی را بلافاصله پر کنند و هیچ پست و جایگاهی نباید وابسته به «شخص» باشد، بلکه باید وابسته به «ساختار و نظام» باشد تا با فقدان یک فرد، خلأ مدیریتی ایجاد نشود.

همانگونه که در الگوهای موفقی مانند دارالاسلام ایران مشاهده می‌شود، قدرت یک نظام اسلامی نباید با شهادت یا وفات رهبران و سرداران بزرگ نظامی دچار خدشه شود. در آنجا، حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی توسط دشمن، نه تنها باعث تضعیف نظام نشد، بلکه اقتدار و انسجام ملی را برای مقابله با دشمن تا دندان مسلح، چندین برابر کرد.

درس راهبردی کنونی دارالاسلام ایران این است که ساختار نظامی و سیاسی باید به قدری مستحکم و لایه در لایه باشد که حتی در سخت‌ترین شرایط، فرماندهی و کنترل از دست نرود و پرچم از دستی به دست دیگر منتقل شود.

دشمنان اسلام با تکیه بر تکنولوژی و قدرت نظامی به میدان می‌آیند. دارالاسلام افغانستان برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند «پایه‌های علمی و تشکیلاتی» است. حاکمیت اسلام زمانی نمی‌لرزد که قوانین شرعی به ساختارهای اداری غیرقابل تغییر تبدیل شوند و نیروی نظامی از یک ارتش سنتی به یک قدرت دفاعی مکتبی و سازمان‌یافته تغییر یابد که متکی به نبوغ جمعی باشد، نه فقط شجاعت فردی.

حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است. اگر امروز برای جایگزینی نخبگان نظام فکر نشود، فردا دشمن از کمبود کادر برای ضربه زدن به اسلام استفاده خواهد کرد. امارت اسلامی باید «نظام‌سازی» را در اولویت قرار دهد تا اقتدارش نه تنها حفظ، بلکه روز به روز در برابر مستکبران بیشتر شود.

دارالاسلام افغانستان باید به مرحله‌ای از بلوغ سیاسی و نظامی برسد که دشمن بداند با حذف فیزیکی افراد، هیچ تغییری در اراده و قدرت نظام اسلامی پدید نخواهد آمد. این یعنی ساختن حکومتی که ریشه در عقیده دارد و شاخه‌هایش در ساختارهای پولادین و کادرهای بی‌پایان گسترده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *