دوگانگی عریان آمریکا؛ خشونت برای خود، مظلوم‌نمایی برای دارالاسلام ایران

دوگانگی عریان آمریکا؛ خشونت برای خود، مظلوم‌نمایی برای دارالاسلام ایران

به قلم: محمد اسامه

آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش برنامه ریزی کرده بود با حمله ای رعد آسا و کشاندن خائنین به میدان جنگ شهری در عرض ۷۲ ساعت حاکمیت بر دارالاسلام ایران را از بین ببرد، اما دیدیم که تمام محاسباتش غلط از آب درآمد.

در اینجا اجازه دهید سیاست آمریکا دوگانه ی آمریکا در مورد معترضین سرزمین خودش و آشوب طلبان جنگ شهری در ایران را ببینیم:

نحوه برخورد پلیس آمریکا با معترضان، آن‌گونه که یکی از نیروهای نظامی این کشور صریحاً بیان کرده، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌هاست با تبلیغات رسانه‌ای پنهان شده است:

  •  اگر مقابل دستورات قانونی مقاومت کنید، به زندان می‌روید.
  •  اگر خیابان و چهارراه را ببندید، به زندان می‌روید.
  •  اگر به سمت پلیس تف کنید، ابتدا به بیمارستان و سپس به زندان منتقل می‌شوید.
  •  اگر به پلیس حمله کنید، علاوه بر زندان، با خشونت شدید و حتی سگ‌های پلیس روبه‌رو می‌شوید.
  •  و اگر سلاح، آتش‌زا یا حتی آجر به سمت نیروهای امنیتی نشانه بگیرید، به خانواده‌تان اطلاع می‌دهند که بقایای بدنتان را از کجا تحویل بگیرند؛ زیرا شما کشته خواهید شد.

این‌ها نه تحلیل منتقدان، بلکه اعتراف صریح خودشان است.

اما همین آمریکا و متحدان غربی‌اش، وقتی نوبت به دارالاسلام ایران می‌رسد، ناگهان ادبیات‌شان تغییر می‌کند.

در ایران، از نگاه آنان:

  •  اغتشاش‌گر و آشوب طلب جنگ شهری «معترض مدنی» نامیده می‌شود،
  • حمله به پلیس «حق اعتراض» تلقی می‌گردد،
  • و حتی اگر پلیس برای دفاع از جان خود و مردم وارد عمل شود، با تهدید و فشار سیاسی روبه‌رو می‌شود.

تا جایی که رئیس‌جمهور آمریکا، آشکارا ایران را تهدید کرد که در حمایت از اغتشاش‌گران وارد میدان خواهد شد و دیدیم وارد شد و با قتل عام دانش آموزان مدرسه ابتدائی میناب شروع کرد تا به حمله به پلها و مراکز تولید داروی پاستور که عمر آن از عمر تاسیس رژیم صهیونیستی بیشتر بود ختم شد.

سؤال ساده اما اساسی اینجاست:

چطور خشونت عریان پلیس آمریکا «حفظ نظم» است،اما دفاع نیروهای امنیتی ایران از جان مردم و کشور، «نقض حقوق بشر»؟

این همان دوگانگی ساختاری غرب سکولار است؛ جایی که قانون، امنیت و اقتدار فقط برای خودشان مشروع است، اما برای دیگران باید هرج‌ومرج، بی‌دفاعی و فروپاشی نسخه شود.

آیا این تناقض عجیب نیست؟ یا شاید حقیقت این است که مشکل غرب نه با «خشونت»، بلکه با استقلال کشورهاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *