
درباره خائنین به اسلام و مسلمین و ضرورت قاطعیت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با آنها
کاتب: ابوهاجر خان آبادی
زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام حمله می کنند قاعده اسلامی بر این است که خائنین به دین و وطن که ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودشان و اختیاری به این کفار محارب و اشغالگر خارجی ملحق شده و با مومنین اهل دعوت و جهاد وارد جنگ شده و عده ی زیادی را نیز فریب داده و به این مسیر خائنانه کشانده اند به قتل برسند.
علاوه بر این، کسانی چون دوستُم مرتد و سایر مرتدینی چون کرزای و عبدالله عبدالله و محقق و احمد مسعود و سیاف و غیره که «ائمه المرتدین» و «ائمه الکفر» بوده اند که مدعی العموم خواهان مجازات آنها هستند و دستشان به خون صدها و بلکه هزران مسلمان اهل دعوت و جهاد آلوده شده و کسی غیر از اولیای دم آنها حق بخشش آنها را ندارد، حتی مسئولین امارت اسلامی افغانستان.
در این زمینه دیدیم که سخنان جسورانه و خائنانه اخیر برخی عناصر مرتد و خودفروخته، نظیر محمد محقق ، در به رسمیت شناختن خط دیورند و واگذاری بخشهایی از دارالاسلام افغانستان به «دارالکفر طاری پاکستان»، نه تنها خیانتی آشکار به آرمانهای ملی و دینی است، بلکه نشانگر آن است که این مرتدین و مزدوران، از قصاص شرعی که سزاوار اعمالشان است، در امان ماندهاند. جسارت این منافقین آشکار شده که سالها در دامن اشغالگران پرورده شده و به ملت خود خیانت کردهاند، ریشه در ضعف برخورد قاطع با آنان دارد.
در این زمینه، بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان لازم است که از روش برخورد قاطع و انقلابی «دارالاسلام ایران» در دهه شصت شمسی (دهه ۱۹۸۰ میلادی) الگو بگیرد. در آن دوره، آیتالله خمینی با خائنان اصلی و منافقین داخلی، مزدوران آمریکا و غربگرایان خودفروخته که قصد تضعیف و براندازی نظام اسلامی را داشتند، برخوردی بدون مماشات و کاملاً قاطع داشت و آنان را به سزای اعمالشان رساند. این رویکرد، نه تنها امنیت و یکپارچگی دارالاسلام را تضمین کرد، بلکه عبرتی برای تمامی کسانی شد که سودای خیانت به دین و ملت را در سر میپروراندند.
در قرآن کریم، الله جل جلاله بارها درباره منافقین آشکار شده و کسانی که با دشمنان اسلام همدست میشوند و حتی به درجه ی ارتداد می رسند، هشدار داده و سرنوشت شوم آنان را بیان کرده است. این آیات، سند محکمی برای ضرورت برخورد قاطع با خائنین به دارالاسلام است:
الله جل جلاله میفرماید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهود و نصاری را سرپرستان خود مگیرید، آنان برخی سرپرست برخی دیگرند؛ و هر کس از شما آنان را به سرپرستی بگیرند، پس او از ایشان است. یقیناً خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند.
این آیه به صراحت نشان میدهد که هرگونه تولّی ( به سرپرستی گرفتن) دشمنان، فرد را از جرگه مسلمانان خارج کرده و در زمره آنان قرار میدهد.
همچنین الله جل جلاله میفرماید: وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ( نساء/ ۸۹) آنان دوست دارند که شما نیز کافر شوید همانگونه که خود کافر شدهاند، تا یکسان شوید. پس از میان آنها هیچ دوست و سرپرستی برای خود انتخاب نکنید، تا زمانی که در راه خدا هجرت کنند. و اگر رویگردان شدند، پس آنها را بگیرید و هر جا یافتید بکشید، و از میان آنها هیچ دوست و یاوری برنگیرید.
این آیات حکم قاطع الهی را در مورد کسانی که از راه حق رویگردان شده و به فتنه و خیانت مشغول میشوند، روشن میسازد.
همچنین می فرماید: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (حشر/ ۱۱) آیا ندیدی منافقان را که به برادران کافر خود از اهل کتاب میگفتند: اگر شما را بیرون کنند، ما نیز با شما بیرون خواهیم آمد، و هرگز از هیچکس در مورد شما اطاعت نخواهیم کرد. و اگر با شما جنگیدند، حتماً شما را یاری خواهیم کرد. و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند.
این آیه رسوایی کسانی را که به ظاهر با مسلمانانند اما در خفا با دشمنان همدست میشوند، برملا میسازد.
بر این اساس، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان وظیفه شرعی دارد که با این قماش خائنین، از جمله کسانی چون محمد محقق، دوستم، سیاف و اسماعیل اسماعیل و دیگر همدستان اشغالگران و مزدوران بیگانه، برخوردی عبرتآموز و بر مبنای احکام الهی داشته باشد. قصاص شرعی، تنها راه پاکسازی جامعه اسلامی از لوث وجود این عناصر فاسد و بازگرداندن عزت و اقتدار به دارالاسلام است. رها کردن این جانیان، نه تنها تضعیف شریعت و سیره نبوی است، بلکه به منزله نادیده گرفتن خونهای پاکی است که در راه اسلام و استقلال افغانستان ریخته شده است.