
موالات یا تولّی در کارهای امثال دوستُم و محمد محقق و سیاف و کرزای و امثالهم با کفار محارب آمریکائی و ناتو
به قلم: ابوهاجر خان آبادی
این روزها کسانی چون محمد محقق و سیاف و دوستُم باز در مورد امارت اسلامی افغانستان و حقوق مردم مسلمان افغان چیز هائی می گویند که باز یاد آور خیانتهای سالهای گذشته ی آنهاست و بر این ساسا چندین سوال شرعی در مورد حکم اجرای قصاص به این شکل بر این خائنین و مجرمین به من رسیده است:
• آیا عفو شرعی از آنها، خونشان را معصوم میگرداند؟
• آیا کسی که داوطلبانه به اربکی ها و نیروهای کرزای وغنی و دوستم و سایر خائنین پیوست، کشتن او جایز است؟
• آیا کسی که برای حمایت از منافع خود با رژیم دست نشانده و مرتد غنی و کرزای سلاح حمل کرد و در نبردهای آن علیه انقلابیون شرکت نکرد، کشتن او جایز است؟
۱. اولاً، این اعمال، به اتفاق نظر، گناهان کبیره هستند، هرچه که انگیزه آنها باشد. اما اینکه آیا به کفر صریح میرسند که حکم قضایی قصاص بر آن بنا شود، این نیاز به تفصیل دارد.
۲. نه هر که سلاح حمل کرد و به اربکی ها و اردوی ملی پیوست، کافر شده است.
۳. نه هر که مرتکب کفر شد، به طور معین کافر محسوب میشود (فرق است میان فعل و فاعل).
۴. نه هر که کفر بر او محقق شد (تکفیر معین)، کشتن او جایز است؛ این امر منوط به چندین ملاحظه است از جمله:
• درخواست توبه
• اقامه حجت (اثبات و روشن ساختن حقیقت بر او)
• آیا از کشتن او مصلحتی حاصل میشود یا مفسدهای (تبعات منفی)
۵. فرق است میان “موالات” و “تولّی”؛ موالات یک گناه کبیره است، در حالی که تولّی کفر محسوب میشود.
۶. برای تحقق مناط تولّی (شرایط آن)، باید سه رکن وجود داشته باشد:
• محبت به کافر
• یاری و نصرت کافر
• اطاعت از کافر
۷. امام سرخسی رحمه الله در “شرح السیر الکبیر” میگوید: اگر مسلمانی سلاح به کافر حربی بفروشد به نیت کسب مال، کافر نمیشود، هرچند که تعزیراً (به عنوان مجازات بازدارنده) کشته میشود.
تصور کنید تاجری در مناطق آزاد شده تحت کنترل امارت اسلامی سلاح به غلامان کرزای و غنی و دوستُم و امثالهم فروخت فقط به نیت سود؛ این فرد کافر نمیشود.
۸. بنابراین، مناط (معیار) بررسی وضعیت فرد در درون گروهی است که به آن پیوسته است (اردو – اربکی ها )، و صرفاً عضویت، مناط تکفیر محسوب نمیشود.
اگر حمل سلاح او منجر به مشارکت در جنگ با مردم و ریختن خون بیگناهی شده باشد، یا با سازمانهای اطلاعاتی در نوشتن گزارش علیه مجاهدین امارت اسلامی و سایر مجاهدین همکاری کرده و منجر به دستگیری و شکنجه آنها شده باشد، کسی که وضعیت او چنین باشد، مناط مکفر بر او محقق شده است. با این حال، پس از تسلط بر او، نیاز به اقامه حجت و سپس اجرای حکم قضایی است.
۹. اما کسی چون دوستُم در دشت دلیلی به عنوان مثال، که کشتن و قتل عام مجاهدین و رقصیدن بر روی اجساد آنها در موردش شایع و معروف شده باشد و کارش به تواتر رسیده باشد، قصاص از او واجب است و عفو شرعی یا غیره خون او را معصوم نمیگرداند.
۱۰. در مورد کسانی که اسلحه حکومت کرزای و غنی برداشته و به طور صوری به اردوی ملی پیوسته یا اربکی شده و در شهر و قریه خود سلاح حمل کرده اند، اما در هیچ نبردی علیه مجاهدین شرکت نکرده و هیچ آسیبی به مسلمانی نرسانده اند، بنابراین، خون آنها معصوم است و کشتن آنها به هیچ وجه جایز نیست.
• بر فقهای هر شهر و قریه واجب است که این مسائل را برای غلات و مجاهدین احساسی توضیح دهند تا خون حرام نریزند.
یعنی: شما دوستُم و محمد محقق و سیاف و صدها مجرم حکومت کرزای و غنی را که جنایت و قتلشان در مورد ما فراگیر و معروف است، رها کردهاید و دنبال ضعفا هستید که در تأویل، اکراه و خطا شبهه بالایی در موردشان وجود دارد؟!
این خود جهل محض است.