
اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۲)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
ج) شمول اهل قبله نسبت به شیعه و صوفیه:
• شیعه:
شیعیان به توحید، نبوت، معاد، کتاب قرآن و قبله مشترک ایمان دارند. آنان شهادتین را جاری میکنند و ارکان نماز و حج را به جا میآورند. هرچند تفاوتهای اساسی در موضوع امامت و برخی فروع فقهی با اهل سنت دارند، اما این تفاوتها در اصول ضروری دین نیست که موجب خروج از دایره اسلام و تکفیر شود. بنابراین، از منظر فقه اسلامی، شیعیان نیز جزو اهل قبله محسوب میشوند.
[مستند فقهی: بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت، از جمله ابن عابدین حنفی در «حاشیة ابن عابدین»، و علمای معاصر در فتاوای خود، شیعیان را مادامی که به اصول اسلام پایبند باشند، جزو اهل قبله میدانند. امام ابوحامد غزالی و دیگران بر این اصل تأکید کردهاند.]
• صوفیه (تصوف):
تصوف با تمام انحرافاتی که همچون سایر جریانات در آن به وجود آمده و به شاخته های مختلفی تقسیم شده است اما یک جریان درونی و معنوی در اسلام است که هدف آن تهذیب نفس و تقرب به خداست. صوفیه نیز به تمامی ارکان اسلام و ایمان باور دارند و اعمال شرعی را به جا میآورند، اما بر جنبههای درونی و تهذیب نفس و عرفانی دین تأکید بیشتری دارند. مادامی که اقوال یا اعمال یک صوفی همچون سایر جریانات به انکار یکی از ضروریات دین، مانند انکار نبوت، توحید، معاد، یا حلال شمردن حرام قطعی و حرام دانستن حلال قطعی نرسد و ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشد، وی نیز در دایره اهل قبله قرار دارد.
[مستند فقهی: غالب علمای اهل سنت، تصوف را یک بعد از ابعاد اسلامی میدانند و تنها با انحرافات غلوآمیز و خارج از شریعت مقابله کردهاند. امام غزالی در *احیاء علوم الدین* تصوف را با شریعت پیوند زده است.]
۳٫ نقد تعمیمهای ناروا و لزوم انصاف در قضاوت
الف) پرهیز از تعمیم (قاعده الأکثر لا یأخذ حکم الکل):
در فقه اسلامی، قاعدهای وجود دارد که “الحکم للأکثر لا یأخذ حکم الکل” یعنی حکم اکثریت به کل جمعیت تعمیم داده نمیشود. نسبت دادن یک دیدگاه یا عمل خاص به “سلفیه” یا هر گروه بزرگی، بدون دلیل و مستند دقیق، خلاف اصول انصاف و واقعیت است. اختلاف نظر حتی در درون یک مکتب نیز وجود دارد و نباید همه را با یک چشم دید.
ب) اهمیت انصاف در برخورد با مسلمانان:
شریعت اسلام بر لزوم انصاف، عدل و پرهیز از ظلم و کینهتوزی در برخورد با تمامی انسانها، بهویژه مسلمانان، تأکید دارد. این شامل یادآوری خوبیها و پرهیز از بزرگنمایی خطاهاست. نادیده گرفتن حسنات یک گروه و تمرکز صرف بر نقایص، با روح تعالیم اسلامی در تضاد است.
[مستند فقهی: قرآن کریم: “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى” (مائده/ ۸). همچنین احادیث نبوی متعدد در باب عدل و انصاف.]
بر این اساس و بر مبنای فقهی اهل سنت و جماعت:
۱٫ انتساب جمله مورد نظر به ابن تیمیه رحمه الله از نظر فقهی و تاریخی فاقد صحت است و باید از نشر آن پرهیز شود.
۲٫ شیعه و صوفیه، مادامی که به اصول بنیادین اسلام (شهادتین، توحید، نبوت، معاد) پایبند باشند و اصول خمسه را اعتقاد داشته باشند و ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشند، در دایره اهل قبله قرار دارند و تکفیر آنان جایز نیست.
۳٫ پرهیز از تعمیمهای ناروا و حفظ انصاف و عدل در برخورد با گروههای مختلف اسلامی، از اصول بنیادین شریعت است و برای حفظ وحدت و همبستگی امت اسلامی حیاتی است.