
وحدت کلمه در برابر کفر مطلق و بازگشتی به فتوای مجاهدانه مفتی بزرگ لیبی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران
به قلم: خالد هورامی
الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/ ۹۲)
سخنان شیخ المجاهد الصادق الغریانی، مفتی عام لیبی، در خصوص جایگاه ایران به عنوان «دارالاسلام»، نهتنها یک موضع سیاسی، بلکه تجلی دقیق منهج نبوی و فقه اصیل اهلسنت و جماعت است. ایشان با بصیرتی دقیق شرعی، بر این حقیقت پای فشردند که ایران، بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی اداره می شود و «دارالاسلام» است و بر این اساس دفاع از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین منطقه ای و داخلی «فرض عین» است.
این روح مطلب فقهی و شرعی سخنان مفتی مالکی مذهب سرزمین لیبی است. فتوائی که نه تنها شافعی ها و حنفی ها و حنبلی ها بلکه تمام مذاهب اسلامی در طول قرون گذشته در مورد «دارالاسلام» بر آن تاکید کرده اند به همین دلیل است که شیخ الغریانی می گوید: در جنگ بین مسلمانان و کفار بی طرف وجود ندارد و هر کسی که بی طرف باشد منافق است.
عده ای سعی داشتند با برداشتهای آلوده ی نجدیت آل سعود در اسلام شیعیان خدشه ای وارد کنند تا «دارالاسلام» بودن ایران را نیز زیر سوال ببرند، اما هم آیات قرآن و هم احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز مرز میان اسلام و کفر را به وضوح تبیین فرمودهاندچنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ صَلَّى صَلَاتَنَا، وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا، وَأَكَلَ ذَبِيحَتَنَا، فَذَلِكَ الْمُسْلِمُ الَّذِي لَهُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَذِمَّةُ رَسُولِهِ.[۱] هر کس نماز ما را بخواند و رو به قبله ما بایستد و از ذبیحه ما بخورد، او مسلمانی است که در امان خدا و رسول اوست.
یکی از فصلالخطاب های مفتی اهل سنت لیبی نیز همین است: وقتی در دارالاسلام ایران پرچم توحید برافراشته است و میلیونها مؤمن رو به سوی کعبه دارند، هیچکس حق ندارد بر اساس اختلافات مذهبی یا سیاسی، آنها را از دایرهی اسلام خارج کند.
این منهج پایدار ائمهی اربعه ی اهل سنت و جماعت (امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) است که همواره بر حفظ وحدت امت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی استوار بوده است.
در فقه سیاسی مذاهب اربعه، هنگامی که «دارالاسلام» که مهمترین ابزار جهت حفظ کیان و اساس اسلام و مومنین است توسط کفار حربی آمریکائی و صهیونیستها تهدید شود، تمامی اختلافات فرعی، کلامی و فقهی حرام گشته و وجوب دفاعِ مشترک تحت پرچم توحید، بر همگان فرض میگردد.
الله جل جلاله به صراحت میفرماید: وَالَّذينَ كَفَروا بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ إِلّا تَفعَلوهُ تَكُن فِتنَةٌ فِي الأَرضِ وَفَسادٌ كَبيرٌ (انفال/ ۷۳) کافران یار و یاور یکدیگرند؛ اگر شما [مسلمانان] چنین نکنید (و یار هم نباشید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید میآید.
مفتی اهل سنت لیبی با درک این آیه و ایات و احادیث و احکام مشابه به آن، هشدار میدهد که در جنگ میان دارالاسلام (ایران و جبهه مقاومت) و دارالکفرهای محارب (آمریکا و صهیونیسم)، هرگونه تفرقه، پهن کردن سفره برای شیطان است. وقتی موشکهای کفر بر سر مسلمانان فرود میآید، آنها نمیپرسند که این مسلمان «سنی» است یا «شیعه»؛ آنها به دنبال نابودی اصلِ اسلام هستند. لذا، ایستادن در کنار دارالاسلام ایران، ایستادن در سنگر اسلام است.
این واکنش، یعنی کنار زدن «خلافهای جزئی» برای «اصل کلی» بر این قاعدهی فقهی استوار است که میگوید: « درء المفسدة مقدم على المصلحة». امروز «ضرورت حفظ دارالاسلام» در برابر هجمهی وحشیانهی کفار سکولار آمریکائی – صهیونی و شرکای غربی آنها و «دور نمون مفسده ی» این کفار محارب، بر تمام مباحثات علمی و مذهبی که ممکن است خیری هم در آن باشد مقدم است. فتوای شیخ الغریانی، بازگشت به عصر عزتمندی امت است؛ عصری که در آن دشمن اصلی و سر افعی(آمریکا) شناخته شده و برادر مسلمان (هرچند با اختلاف سلیقه و فکر و مذهب) در آغوش گرفته میشود.
در این صورت موضع شجاعانهی مفتی لیبی که در آن کشور حتی یک لیبایی شیعه مذهب نیز وجود ندارد، فریاد بیداری در جهان اهل سنت و جماعت است. او در این فتوای خود و با تکیه بر منهج سلف صالح، ثابت کرد که:
۱. دارالاسلام ایران، سپر مجاهدین اهل دعوت و جهاد و دژ مستحکم اسلام در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی است.
۲. دشمن کنونی دارالاسلام ایران (آمریکا و اسرائیل) کافر سکولار(مشرک)ی است که دشمن تمام پیامبران و کتب آسمانی است.
۳. هر کس در این جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی، علیه دارالاسلام ایران و به نفع جبههی کفر موضع بگیرد، از صراط مستقیم اسلام خارج و به جرگهی منافقین و مزدوران پیوسته است.
پس سلام بر مجاهدانی که مرزهای مذهبی را برای اعتلای کلمةالله درنوردیدند و در برابر آمریکا (سر افعی و شیطان بزرگ) و صهیونیستهای وحشی، ید واحده گشتند.
[۱] بخاری ۳۹۱