شکست آمریکا و حاکمان مرتد منطقه‌ای در مقابل دارالاسلام ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان ۱۴۰۴ش راهگشای زنده شدن اهل دعوت و جهاد منطقه

شکست آمریکا و حاکمان مرتد منطقه‌ای در مقابل دارالاسلام ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان ۱۴۰۴ش راهگشای زنده شدن اهل دعوت و جهاد منطقه

به قلم: شاهو سنه ای

مسلمین به همرا کفار دنیا در حال دیدواقعیتی تاریخی هستند و آن هم اینکه:  جبهه کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی به سرکردگی آمریکا(سرافعی) و غلامان منطقه‌ای‌اش، در برابر اراده پولادین ملت ایران و اقتدار دارالاسلام و جبهه ی مقاومت اسلامی همسو با آن، به زانو درآمده است.

بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا و شرکایش، بقای سرافرازانه دارالاسلام ایران است. آرزوی «سرنگونی» که دهه‌هاست ورد زبان آمریکا و غلامانش است، اکنون به یک «حسرت ابدی» و محال تبدیل شده و آن‌ها را در بن‌بستی تاریخی بیچاره کرده است.

ترامپ و شرکای جنایتکارش با زبان زور از انهدام توان نظامی ایران سخن می‌گفتند، اما امروز در برابر واقعیت قدرت دفاعی جبهه ی همسو با دارالاسلام، رسماً اذعان کردند که این آرزو را با خود به گور خواهند برد.

آمریکا با جلو انداختن سگ هارش (رژیم صهیونیستی) و مزدوراین چون امارات متحده عربی و آل سعود قصد داشت با ارعاب نظامی، حاکمیت ایران به حاکمیتی مورد دلخواه خودش عوض کند یا در کمترین حالت توان هسته‌ای ایران را سلب و مواد هسته‌ای را خارج کند. نتیجه این زیاده‌خواهی، یک «افتضاح تاریخی» برای واشینگتن بود که در آن ایران نه تنها تسلیم نشد، بلکه گام‌های نظامی خود را با صلابت‌تر برداشت.

در حالی که آمریکا و شرکایش رویای محدودسازی توان موشکی ایران را در سر داشتند، در نهایت آمریکا مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای ایران برای مذاکره شد؛ سندی که در آن هیچ نشانی از عقب‌نشینی موشکی وجود ندارد و این یعنی پیروزی مطلق اراده دارالاسلام.

علاوه بر این، طرح شوم بمباران و فعال‌سازی مزدوران تجزیه‌طلب برای تکه‌تکه کردن خاک ایران، با مشت آهنین نیروهای مقتدر دارالاسلام ایران مواجه شد. گروهک‌های سکولار و مرتد وابسته چنان در نطفه خفه شدند که به عبرتی ماندگار در تاریخ تبدیل گشتند.

همچنین آمریکا مدعی بازگشایی زورمندانه تنگه هرمز بود، اما نه تنها راه به جایی نبرد، بلکه در موضعی منفعل، پیش‌شرط ایران برای تعیین «رژیم حقوقی جدید» را به عنوان مبنای هرگونه مذاکره پذیرفت.

دشمن با طرحی ۱۵ ماده‌ای به میدان آمد تا نظام حاکم بر دارالاسلام ایران را به زانو درآورد، اما دارالاسلام ایران نه تنها مقتدرتر شد، بلکه با پس‌زدن طرح دشمن، «طرح ۱۰ بندی» خود را بر کرسی قدرت نشاند و حاکمیت خود را برتری داد.

شکست شیطان در حوزه پدافندی و عبور ایران از سدهای دفاعی دشمن، یک «نقطه عطف تاریخی» در علوم نظامی جهان است که برتری تکنولوژیک ادعایی غرب را زیر سوال برد.

ایران با درهم شکستن هیبت نظامی آمریکا، هدیه‌ای بزرگ به بشریت داد. این بی‌حیثیتی تاریخی، نظم امنیتی جهان را تغییر داده و اعتباری را از آمریکا برده است که هرگز ترمیم نخواهد شد.

حاکمان مرتد و وابسته منطقه نیز دریافتند که تکیه بر شیطان بزرگ، «تکیه بر باد» است. این درک عمیق، به زودی منجر به تحولات شگرف در روابط بین‌الملل و انزوای بیش از پیش مزدوران آمریکا خواهد شد.

این پیروزی‌ها نه صرفاً یک موفقیت سیاسی، بلکه تجلی نصرت الهی است که بعد از ایمان و اتحاد و قدرت نظامی آمد. «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ».

اگر الله بخواهد در این جنگ رمضان جبهه حق به رهبری دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار محارب خارجی، مسیر تاریخ را به سوی تضعیف آمریکا و صهیونیستها و حکام دست نشانده و قدرت گیری مومنین اهل دعوت و جهاد منطقه تغییر خواهد داد .

پذیرش ذلیلانه شکست توسط ترامپ در برابر اقتدار دارالاسلام ایران، پایان رؤیاهای پوشالی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

پذیرش ذلیلانه شکست توسط ترامپ در برابر اقتدار دارالاسلام ایران، پایان رؤیاهای پوشالی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

به قلم: کیوان مریوانی

در حالی که خورشید پیروزی دارالاسلام ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان ۱۴۰۴ش بر تارک جهان می‌درخشد، جبهه متحد کفار سکولار خارجی، نفاق و ارتداد، در تلاشی مذبوحانه سعی در وارونه‌سازی حقیقت دارند. اما واقعیت میدان، قطعی و غیرقابل تغییر است: شاخ طاغوت آمریکایی-صهیونیستی شکسته شد.

با این وجود، امروز شاهد ائتلاف نانجیبانه سه‌گانه‌ای هستیم که برای کوچک‌انگاری پیروزی جبهه ی همسو با دارالاسلام ایران قد علم کرده‌اند:

  1.  احزاب سکولار مرتد و پس مانده های مرتد و خائن پهلوی: که حیات خود را در گدایی از درگاه کفار محارب خارجی می‌بینند.
  2. شبکه‌های نفاق (کلمه) و گروهک سکولار منافقین: که عمری است به محاربه با آرمان‌های اسلام و خدمت به دشمنان دین و ملت با شعارهای شبه اسلامی شیعی یا سنی مشغولند.
  3. نجدی‌های جاهل: که با دلارهای نفتی سعی در بزک کردن چهره کریه کفار محارب خارجی دارند.

این جریان‌ها قصد دارند با عملیات روانی، پیروزی بزرگ  دارالاسلام ایران و جبهه ی همسو با آنرا ناچیز جلوه داده و افکار عمومی را به نفع کفار محارب آمریکایی-صهیونیستی مصادره کنند؛ غافل از اینکه واقعیت بر همه آشکار است و اراده الهی بر ذلت اهل نفاق و ارتداد قرار گرفته است.

دشمن کافر محارب که زمانی با تکبر از انهدام قدرت ایران و حتی از انهدام دارالاسلام ایران و جایگزین آن با حاکمیتی سکولار سخن می‌گفت، اکنون در برابر عظمت دارالاسلام ایران به زانو درآمده است. دونالد ترامپ، به عنوان نماد طاغوت، سرانجام مجبور شد تمامی ۱۰ شرط راهبردی دارالاسلام ایران را با حقارت برای گفتگو در مورد آنها بپذیرد. این پذیرش، نه یک توافق ساده، بلکه یک «سند تسلیم» در برابر اقتداری بود که هیچ سلاح مادی توان مقابله با آن را نداشت.

دارودسته منافقین و ذلیل‌شدگانی که تمام آمال خود را به ناوها و تحریم‌های آمریکا گره زده بودند، اکنون شاهد خاکستر شدن آرزوهایشان هستند. شکست شیطان بزرگ و سر افعی در میدان سیاست و نظامی‌گری، به معنای فروپاشی ستون فقرات احزاب سکولار و مرتد و گروه منافقین است. آن‌ها که به تکیه‌گاه آمریکا دلخوش بودند، اکنون بی‌پناه‌ترین موجودات روی زمین‌اند.

دارالاسلام ایران نه تنها در مرزهای خود، بلکه در تمام پهنه منطقه، شاخ آمریکا و صهیونیستها را درهم شکست. صهیونیست‌ها به عنوان شرکای اصلی آمریکا، اکنون در محاصره قدرت ایمان قرار دارند و راهی جز پذیرش زوال ندارند.

در این صورت واضح است که تلاش رسانه‌های مزدوری چون «کلمه» و عناصر مفلوکی چون ربع‌پهلوی و سایر سکولاریستهای مرتد ایرانی برای تغییر واقعیت، همچون پاشیدن خاک بر چهره خورشید است. وعده الهی حق است؛ دارالاسلام ایران پیروز گشته و ترامپ به عنوان نماینده و پرچمدار کفار سکولار خارجی و داخلی و منطقه ای، طعم تلخ شکست از دارالاسلام ایران را چشید. این آغاز نظمی نو بر پایه ایمان و پایان عصر آمریکا و صهیونیستها است.

طنین پیروزی دارالاسلام ایران و شکست اراده کفار محارب آمریکایی-صهیونیستی در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش در کلام قهرمانان حماس

طنین پیروزی دارالاسلام ایران و شکست اراده کفار محارب آمریکایی-صهیونیستی در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش در کلام قهرمانان حماس

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

در مدت ۴۰ روز جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکا و صهیونیستها با کمک مرتدین حاکم بر کشورهای عربی منطقه و رسانه های خائن و مزدو داخلی و با تمام توان نظامی و رسانه‌ای خود قصد فروپاشی اراده‌ها را داشت، پیروزی قاطع دارالاسلام ایران همچون خورشیدی در آسمان فلسطین درخشید و شادی را به قلب‌های مومنین بازگرداند و مرهمی بر پیکر مجروح فلسطین شد.

«حازم قاسم»، سخنگوی جنبش حماس، با تجلیل از ایستادگی بی‌نظیر  دارالاسلام ایران، اعلام کرد:

«ما مقاومت بزرگ، مقامات مقتدر و ملت سرافراز ایران را ارج می‌نهیم. آن‌ها موفق شدند خواست و اراده دشمن آمریکایی-صهیونیستی را در هم بشکنند و اجازه ندهند اهداف شوم این تجاوز وحشیانه محقق شود.»

پیروزی دارالاسلام ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا و صهیونیستها، برای مجاهدین جان‌برکف حماس و مردم قهرمان غزه که در خط مقدم نبرد با کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار دارند، موجی از امید و نشاط ایجاد کرده است. این پیروزی ثابت کرد که قدرت ایمان و اتحاد و اسلحه بر تکنولوژی برتر جنگی کفار محارب خارجی پیروز است.

برای ملت مظلوم غزه که ماه‌هاست زیر شدیدترین حملات جبهه کفار محارب و اشغالگر خارجی صهیونیست قرار دارند، خبر درهم شکستن اراده آمریکا و تل‌آویو توسط دارالاسلا ایران، همچون مرهمی الهی بر پیکر خسته اما استوارشان بود. این موفقیت، روحیه استقامت را در کوچه‌های غزه دوچندان کرد.

شکست راهبردی آمریکا و صهیونیست‌ها در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش نشان داد که دارالاسلام ایران نه تنها از خود، بلکه از آرمان قدس شریف نیز با صلابت دفاع می‌کند. پذیرش ذلیلانه واقعیت توسط دشمن، نشان‌دهنده فروپاشی رویاهای متجاوزان و تغییر موازنه قدرت به نفع امت اسلامی است.

پیوند ناگسستنی میان دارالاسلام ایران و مجاهدین حماس، کابوسی است که خواب را از چشمان کفار محارب خارجی ربوده است. این پیروزی، پیش‌درآمدی بر آزادی کامل قدس شریف و نابودی نهایی غده سرطانی صهیونیسم خواهد بود. ان شاء الله.

چرا اعلام آمادگی و حضور اهل سنت و گروه‌های جهادی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، محاسبات جبهه کفر را فرو ریخت؟

چرا اعلام آمادگی و حضور اهل سنت و گروه‌های جهادی در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، محاسبات جبهه کفر را فرو ریخت؟

به قلم: محمد اسامه

تا کنون کسی در دنیا نتوانسته بود شروط خود را که مخالف میل آمریکا بود را بر میز آمریکائی ها بگذارد اما آمریکا بعد از ۴۰ روز جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش مجبور به توافق اولیه با شروط ۱۰گانه ی دارالاسلام ایران شده است که مبنای گفتگوها و مذاکرات شود.

 پذیرش شکست ذلیلانه توسط ترامپ و اتاق‌های فکر غربی ها و صهیونیستها، نه یک اتفاق ساده، بلکه حاصل یک «خطای محاسباتی بزرگ» بود. دشمن که قرن‌ها بر طبل تفرقه میان شیعه و سنی کوبیده بود، با حقیقتی روبه‌رو شد که پایان سیطره او را رقم زد: وحدت کلمه در جبهه مقاومت.

ده‌ها سال است که صهیونیسم بین‌الملل و شیطان بزرگ با تکیه بر دلارهای نفتی و رسانه‌های اجاره‌ای چون کلمه و اهل البیت و سلام و… ، سعی در ایجاد شکاف میان برادران مسلمان داشتند. اما حضور حماسی و هم‌زمان مجاهدین شیعه و سنی در صفوف مقدم جهاد  نرم و مسلحانه علیه کفار محارب خارجی، نشان داد که «بصیرت اسلامی» فراتر از نقشه‌های اتاق فکر سیا و موساد است. مردم با هوشمندی دریافتند که دشمن اصلی، نه مذهب برادر مسلمان، بلکه طاغوت متجاوز است.

بزرگ‌ترین شوک برای ترامپ و رژیم صهیونیستی، ایستادگی قاطع و آگاهانه جماعتهای اهل سنت در کنار دارالاسلام ایران بود. دشمن تصور می‌کرد می‌تواند با دلارهای «پیمان ابراهیم» و فریب‌های دیپلماتیک، اهل سنت را به حاشیه رانده یا در تقابل با مرکز ثقل مقاومت قرار دهد. اما خروش اهل سنت در  امارت اسلامی افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و به‌ویژه فلسطین، ثابت کرد که «غیرت دینی» و «روح جهاد» در کالبد امت واحد اسلامی زنده است.

در فرهنگ قرآنی، جهاد مرز نمی‌شناسد. حضور گروه‌های جهادی مختلف در میدان، از امارت اسلامی افغانستان و جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولار و بنیان جهاد بر علیه سکولاریسم و… تا حماس و جهاد اسلامی، ذیل یک پرچم واحد، معنای واقعی آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» را متجلی کرد. این بصیرت یعنی درک این واقعیت که سکوت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، خیانت به خود و اسلام و سایر مسلمین است.

چرا خیانت به خود؟ چون جهاد فرض عین است مثل نماز. آیا کسی که از انجام نماز شانه خالی می کند به خودش خیانت کرده است؟

در نماز اگر تنها به خودش خیانت کرده است در عدم انجام فرض عین جهاد در هنگام حمله ی کفار محارب خارجی به دارالاسلام به اسلام و مسلمین هم خیانت کرده است.

ترامپ زمانی مجبور به عقب‌نشینی شد که فهمید با عده ای موشک طرف نیست بلکه با یک کشور منسجم و با «یک امت واحد جهانی» روبه‌روست که شهادت را افتخار و جهاد را کلید بهشت می‌داند. او فهمید که لشکر اسلام، متشکل از جان‌برکفانی است که از شرق تا غرب عالم، قلبشان برای عزت دارالاسلام می‌تپد.

پیروزی اخیر در این ۴۰ روز جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، پیروزیِ «بصیرت» بر «جهل استعمار» بود. دشمنی که فکر می‌کرد با ترور و تحریم و دامن زدن به اختلافات فرقه ای مذهبی و قومیتی می‌تواند جبهه اسلام را خسته کند، حالا با لشکری از مجاهدین بصیر روبه‌روست که وحدت خود را با خون امضا کرده‌اند. این جهاد مقدس تا نابودی کامل جبهه کفار محارب خارجی و برافراشتن پرچم توحید در سراسر گیتی ادامه خواهد داشت.

طلوع قطب قدرت اسلامی دارالاسلام ایران و تحول راهبردی پس از نبرد رمضان ۱۴۰۴و پایان عصر هیمنه آمریکا در منطقه

طلوع قطب قدرت اسلامی دارالاسلام ایران و تحول راهبردی پس از نبرد رمضان ۱۴۰۴و پایان عصر هیمنه آمریکا در منطقه

به قلم: مسعود سنه ای

نبرد تاریخی رمضان ۱۴۰۴ هجری شمسی، تنها یک درگیری نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معاصر جهان و لحظه عبور دارالاسلام ایران از یک قدرت منطقه‌ای به یک ابر‌قدرت نوظهور بین‌المللی بود.

دارالاسلام ایران پس از حوادث سرنوشت‌ساز سال ۱۴۰۴، دیگر در تعاریف کلاسیک سیاسی به عنوان یک کشور عادی شناخته نمی‌شود. امروز ایران هسته مرکزی و پیشران یک «قطب قدرتمند اسلامی» در نظم جدید جهانی است. این اقتدار حاصل پیوند میان نصرت الهی، بصیرت رهبری و ایستادگی بی‌نظیر امت در برابر ائتلاف جهانی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و محلی و گروه منافقین بومی است.

ایران با اثبات صداقت و شجاعت خود در میدان عملی، عملاً سکان هدایت مسیر صحیح جهادی در منطقه و جبهه مقاومت را به دست گرفته است. امروز از شرق تا غرب عالم اسلامی، نگاه‌ها به سوی دارالاسلام ایران است. این رهبری نه بر اساس سلطه‌گری، بلکه بر مبنای برادری و عزت اسلامی شکل گرفته و توانسته است آرزوی دیرینه امت برای تشکیل یک بلوک قدرت واحد در برابر استکبار را محقق کند.

از این پس، آمریکا، رژیم صهیونیستی و دیگر قدرت‌های استکباری (جبهه کفر)، به خوبی دریافته‌اند که هرگونه حرکت علیه مصالح دارالاسلام ایران با پاسخی پشیمان‌کننده مواجه خواهد شد. هیبت پوشالی قدرت‌های سکولار غربی در برابر اراده مجاهدان همسو با دارالسالام ایران فرو ریخته است. اکنون آن‌ها نه تنها حساب می‌برند، بلکه در هر گام راهبردی خود، ناگزیر به محاسبه قدرت و واکنش دارالاسلام هستند.

اقتدار دارالاسلام ایران، امنیت را برای دوستان و لرزه را بر اندام دشمنان مستولی کرده است. دارالاسلام ایران با تکیه بر فرهنگ جهاد و شهادت، نظم نوین جهانی را به گونه‌ای بازتعریف کرده است که در آن «حق بر جبهه ی کفار محارب خارجی» پیروز است. این توازن جدید، تضمین‌کننده عزت پایدار مسلمانان در تمامی عرصه‌های بین‌المللی خواهد بود.

باید بپذیریم که عصر جدید، عصر حاکمیت اسلام و افول حاکمیت کفار سکولار خارجی و داخلی است. دارالاسلام ایران به عنوان نماد این حرکت تمدنی، به جایگاهی رسیده است که هیچ معادله‌ای در منطقه بدون در نظر گرفتن اراده آن رقم نخواهد خورد. این است وعده نصرت الهی که: «إِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ».

هوشیاری پس از پیروزی و حماسه استمرار و حضور در «میدان» سنگر اول بصیرت مردم دارالاسلام ایران

هوشیاری پس از پیروزی و حماسه استمرار و حضور در «میدان» سنگر اول بصیرت مردم دارالاسلام ایران

به قلم: ابوبکر الخراسانی

هم اکنون به صورت ساده می توانیم به مردم دارالاسلام ایران بگوئیم که «غیبت از میادین، دعوت‌نامه فتنه‌گران و خائنین داخلی است که در کوتای دی ماه ۱۴۰۴ش کارنامه ی آنها را داریم»

آتش‌بس دو هفته ای دارالاسلام ایران با آمریکا و صهیونیستها و مزدوران عرب آنها در میدان نبرد، هرگز به معنای پایان جهاد نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای حساس‌تر از «جهاد مسلحانه» است. تاریخ ثابت کرده است که بزرگ‌ترین لطمات به پیکره جبهه حق، نه در زمان جنگ، بلکه در لحظات غفلت پس از پیروزی رخ داده است.

سنگر «حضور مردمی»، ستون خیمه اقتدار دارالاسلام ایران است. مردم باید بدانند که حضور مقتدرانه در میادین و شلوغ نگاه داشتن صفوف اتحاد، پیامی صریح به جهان کفر است که: « مقاومت مردمی بیدار است و خستگی نمی‌شناسد.» این مجاهدت میدانی، مکمل خون شهدا و استمرار حماسه‌ای است که در میدان نبرد رقم خورد.

فتنه‌گران و خناسان داخلی و خارجی، همواره در کمین لحظه‌های تنهایی و خالی شدن صحنه هستند. هر قدمی که از میدان عقب بنشینیم، فضا برای جولان شایعه‌سازان و تفرقه‌افکنان مهیا می‌شود. شلوغی میادین، سدّی پولادین در برابر نفوذ است و اجازه نمی‌دهد دشمن شکست‌خورده، در فضای غبارآلودِ پس از جنگ، دستاوردهای ما را به غارت ببرد.

جهان اسلام و جبهه کفر، نگاهشان به میادین ماست. استمرار حضور یعنی: «ما تا تحقق کامل آرمان‌های بلند اسلام، در صحنه باقی خواهیم ماند.» این حضور، مانع از آن می‌شود که دشمن با لبخند دیپلماتیک یا مکر رسانه‌ای، اراده ملت را متزلزل جلوه دهد. سنگر میدان، ضامن صیانت از پیروزی‌های نظامی است.

ما مردمی هستیم که آموخته‌ایم «جهاد در حالت فرض عین شدن بر تمام مومنین فرض عین است». پس از فرو نشستن غبار جنگ، نوبت به تجلی اراده‌ها در خیابان‌ها و میادین می‌رسد. هر فرد در میدان، یک سرباز در برابر فتنه‌های احتمالی است. حفظ گرمای حضور، سردی را بر دل دشمنان قسم‌خورده حاکم می‌کند.

ای امت بیداری که به فرض عین خود عمل می کنید، میادین را به قرارگاه بصیرت تبدیل کنید. اجازه ندهید سکوت سنگرها، آرزوی واهی را در دل شیاطین زنده کند. پیروزی نهایی در گرو «صبر» و «استمرار حضور» شماست. سنگر را حفظ کنید تا راه نفوذ بر هر فتنه‌ای بسته بماند.

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

جولانی در سوریه پیاده کننده این سیاست که: هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند

به قلم: مجاهد مهاجر

امروز تلویزیون سوریه اعلام کرد:اسرائیل نسبت به تخلیه گذرگاه «المصنع» در مرز سوریه و لبنان هشدار داد و سوریه می‌گوید این گذرگاه برای مقاصد نظامی استفاده نمی‌شود.

صدایم گرفت (فریاد زدم) از بس که به شما گفتم و نقشه‌های اسرائیل را فاش کردم و گفتم که چگونه غرب «الشرع» (جولانی) را به قصر [قدرت] رساند تا بهانه‌ای برای اجرای نقشه‌های «اسرائیل بزرگ» باشد.

بارها گفتم که اسرائیل به جاده المصنع خواهد رسید؛ اینک اسرائیل به کنترل کل منطقه جنوب لیتانی نزدیک شده و رسیدن به جاده المصنع را از محوری متفاوت آغاز خواهد کرد.

احمق‌ها، چاپلوسانِ قدرت و جاهلانی که عقل خود را به کار نمی‌اندازند، به خاطر یک ویدیو قدیمی که در آن تظاهرکنندگان شعار «خیبر یا یهود» سر می‌دهند، به دنبال من می‌گردند؛ در حالی که من هنگام خروج اولین مظاهره و خروج شخصی که اسرائیل را تهدید می‌کرد، گفتم: این شخص یا مأمور اسرائیل است یا از کنترل شرع خارج شده است.

اما غافلگیر شدم که تنها ظرف دو ساعت، ۲۵ نقطه تظاهرات در کل سوریه به راه افتاد و ویدیوهایی از لشکر ۶۰ ارتش و هوادارانِ قدرت بیرون آمد که همگی همان شعارها را می‌دادند.

آیا این‌ها همه خودجوش بود؟

در جنوب، حتی یک مورچه بدون اجازه «سلطه» (حاکمیت جولانی) نمی‌تواند نفس بکشد؛ آن‌ها برای اجرای توافقات پاریس، مشت آهنین خود را بر آنجا حاکم کرده‌اند.

بنابراین، این خودِ «سلطه» بود که پس از شکستِ سفرِ لندن، چراغ سبز این مظاهرات و ویدیوها را نشان داد؛ و امروز «الشرع» ما را می‌سوزاند و خودش را هم می‌سوزاند، و همه این‌ها علیه خودش منعکس شده است.

به جای اینکه با او تماس بگیرند و بگویند «خلاص، فهمیدیم که کسی جز تو نمی‌تواند این‌ها را مهار کند»، اتفاق برعکس افتاد.

اکنون می‌گویند: «این آدم بر هیچ چیز مسلط نیست»؛ این حرفِ اربابانِ اوست.

اما اسرائیل و طرف‌های غربیِ دیگر از حوادث سوءاستفاده کرده و به حامیانش می‌گویند: «آیا به شما نگفتیم که این آدم جهادی است و لباسش را عوض نکرده؟ ببینید چگونه از طریق پیروانش ما را به یک ۷ اکتبر جدید تهدید می‌کند؟»

سوال اینجاست: چگونه سرمایه‌گذار خواهد آمد و اقتصاد بهبود می‌یابد در حالی که «الشرع» وارد بازی‌های خطرناکی با غرب و اسرائیل شده است؟

تمام مشکلات ما یک علت دارد:

به قدرت رسیدنِ «الشرع» و گروهش، در حالی که پیشینه جهادی دارند و مدلی از استبداد را در ادلب اجرا کرده‌اند.

این حقیقتی است که می‌خواهند شما روی آن سرپوش بگذارید.

ببینید چگونه «الشرع» را به عنوان متجاوز به حقوق اقلیت‌ها در ساحل، سویداء، دویلعه و امروز در سقیلبیه نشان دادند.

ببینید چگونه آن‌ها را فاسدانی نشان دادند که همه چیز را می‌دزدند.

ببینید چگونه نشان دادند که آن‌ها برای رسیدن به قدرت، از اصول و دین خود کوتاه می‌آیند؛ با تراشیدن ریش، نمایان کردن چهره زنانشان، مصافحه با زنان و کرنش در برابر غرب، روسیه و جنایتکاران نظام.

هدف آن‌ها ضربه زدن و نابود کردن هرگونه الگوی جهادی و اسلامی در ذهن جوانان، در راستای اجرای تئوری «گراهام فولر» است:

«هیچ چیز بیش از یک تجربه شکست‌خورده در حاکمیت، چهره اسلام‌گرایان را زشت نمی‌کند.»

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

انقلاب مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» بر علیه جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی خائن

به قلم: مجاهد مهاجر

مردم انصار سوریه به همراه مهاجرین جهاد کردند تا حکومتی اسلامی تشکیل دهند و قوانین شریعت الله را پیاده کنند اما با حاکمیتی سکولار غرب پسند مواجه شده اند که تمام قوانین شریعت الله که با قوانین سکولاریستی غرب پسند مخالف باشند را کنار زده است.

غیر از صدمات مختلف این انحراف آشکار در اینجا در زمینه ی اقتصادی به بررسی بخشی از صدمات این انحراف و خیانت آشکار می پردازیم:

در حالی که «الشرع» (جولانی) ساعتی به قیمت ۱۸۵,۰۰۰ دلار به مچ می‌بندد و کوچکترین فرمانده گروهش، هفت خودرو با سهمیه بنزین نامحدود، تیم محافظ و بودجه رستوران‌گردی دارد، مردم سوریه با شعار «می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم نان بخوریم» تظاهرات می‌کنند.

پس از آغازِ روندِ نابودیِ اقتصاد تولیدی سوریه و حذف یارانه‌ی کالاهای اساسی، بدون ذره‌ای رحم و بدون تأمین حداقل دستمزد، امروز نتایج این تخریب نظام‌مند در حال آشکار شدن است.

واردات را بدون هیچ ضابطه‌ای آزاد کردند و با کالاهای چینی و ترکیه‌ای که بازار را قبضه کرده، بازار مبلمان «سقبا»، بازارهای «داریا» و «حرستا» (کارگاه‌های خیاطی) و کارگاه‌های کفش‌سازی در «الهلّک» را به نابودی کشاندند.

ستون فقرات اقتصاد هر کشوری کشاورزی است؛ اما امروز به دلیل تصمیماتی که صرفاً جهت تأمین منافعِ بازرگانانِ وابسته به «هیئت» (تحریرالشام) اتخاذ شده، اقدام به واردات سیب‌زمینی و پیاز می‌کنند؛ همان‌طور که در تابستان با واردات گوجه‌فرنگی، بخش تولید گوجه در «درعا» را نابود کردند.

سوریه کشوری است که در تولید سیب‌زمینی و پیاز به خودکفایی رسیده بود و به اردن، لبنان و کشورهای خلیج [فارس] صادرات داشت؛ اکنون که کشت سیب‌زمینی به وضعیت خوب سابق بازگشته، چرا واردات انجام می‌دهید و کشاورزان را ورشکست می‌کنید؟

صادرات باعث ورود ارز خارجی می‌شود و واردات، ذخایر ارزی بانک مرکزی را می‌بلعد؛ این حاکمیتِ شکست‌خورده دقیقاً برعکس عمل می‌کند؛ واردات را برای سودِ بازرگانانی خاص افزایش می‌دهد و صادرات را متوقف می‌کند تا ۶۰ درصد از بدنه جامعه یعنی کشاورزان را نابود کند.

قیمت سیب‌زمینی و پیاز پیش از باز شدن راه واردات، هم برای مصرف‌کننده و هم برای تولیدکننده متوازن بود؛ همین‌طور قیمت گوجه‌فرنگی در درعا.

دست‌فروش‌ها (صاحبان بساط) از فرط استیصال خود را دار می‌زنند و هر روز شاهد یورش، بازداشت و مصادره اموال دست‌فروشان، بدون ارائه هیچ جایگزینی هستیم.

ای احمق‌ها! پیش از آنکه به جان دست‌فروش‌ها و مغازه‌دارانی که کالایشان را مقابل مغازه می‌گذارند بیفتید و یا یک وجب ساخت‌وساز اضافه در بناهای ۳۰ ساله را تخریب کنید، باید جایگزینی برای آن‌ها تأمین می‌کردید.

می‌توان تجربه «بازارهای روز» (شنبه‌بازار و…) در ترکیه را تعمیم داد؛ به طوری که دست‌فروشان در ازای مبلغی ناچیز به شهرداری، در مکانی مشخص جمع شوند و شهرداری مسئولیت نظافت آنجا را بر عهده بگیرد. مشکل این‌گونه حل می‌شود.

مصیبت اصلی، حاکمیتی است که به دلیل تحریم‌ها مفلس و به دلیل فساد، غارتگر شده است و می‌خواهد حقوق کارمندانش را از جیب مردم تأمین کند.

تمام دغدغه جولانی — همان‌طور که در ادلب بود — این است که چند میدان (فلکه) شیک، زمین فوتبال و هتل نشان دهد و بگوید: «ببینید چه پیشرفتی برایتان آورده‌ام!»؛ در حالی که حلب و نیمی از دمشق در زباله غرق شده‌اند و یک میلیون نفر همچنان در اردوگاه‌ها (چادرها) روزگار می‌گذرانند.

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

میراث ذلت و خیانت جولانی به نوچه اش مُلافتاحی نجدی از ادعای جهاد تا خوش‌خدمتی به آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

این روزها مُلافتاحی مهابادی با تفکرات نجدیت درباری آل سعود که توسط کسانی چون ابوولید المصری از تئوریسن های جهادی و هم مسیران الشیخ اسامه بن لادن به «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» شناخته شده اند، قصد دارد همان نقش خائنانه ای را در میان کُردهای اهل سنت با تفکرات نجدیت در ایران بازی کند که جولانی در سوریه و در میان نجدی های سوریه و خارج از آن بازی کرد.

احمد الشرع کنونی یا همان جولانی سابق که از سربازان ابوبکر بغدادی بود و همان تفکرات نجدیت تنظیم دولة (داعش) را با خود داشت زمانی که در زندان بوکا بود به تور اطلاعاتی آمریکا افتاد و بعد از آنکه با نصف بیت المال حکومت عراق اسلامی ابوبکر بغدادی به نصرت و یاری اهل شام رفت بعد از قدرت گیری ابتدا به ابوبکر بغدادی خیانت کرد و جهت مدیریت نیروهایش به القاعده بیعت داد اما بعد از مدیریت سربازانش و آرام شدن وضعیت باز به القاعده هم خیانت کرد و این خیانت بازی ها ادامه داشت تا اینکه تمام گروهها را به تدریج و بر اساس نقشه های آمریکا و شرکای آن از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه یا نابود کرد یا به حاشیه راند و یا با خودش سازگار کرد که هم اکنون با شعار «مبارزه با تروریسم» رسماً و آشکارا با متحد شدن با احزاب سکولار و مرتدی چون قسد و ارتش آزاد و … به زیر پرچم آمریکا درآمده و با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها که اهل دعوت و جهاد راستین هستند وارد جنگ شده است.

بله، جولانی با پیروی از برنامه های کفار محارب خارجی و با سوءاستفاده از نام اسلام و آرمان‌های مردم مظلوم سوریه، یکی از سیاه‌ترین فصول خیانت را رقم زد. او که روزی با نقاب «دفاع از اهل سنت» وارد میدان شد، امروز در کنار احزاب سکولار و مرتد موجود در سوریه به مهره‌ای بی‌اراده در شطرنج قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است.

تغییر چهره‌های مکرر جولانی مرتد، از پوشیدن لباس‌های نظامی ابوبکر بغدادی و القاعده تا کت‌وشلوارهای اتوکشیده آمریکا و و غرب و صهیونیستها، نشان‌دهنده یک باور عمیق به اسلام نیست، بلکه بازتابی از یک اپورتونیسم (فرصت‌طلبی) رذیلانه است. او ثابت کرد که برای حفظ بقای خود در قدرت، حاضر است هر ثوابتی را قربانی کند. این دگردیسی، نه یک حرکت تاکتیکی، بلکه ذلیلی در پیشگاه غرب برای کسب مشروعیتی است که هرگز به دست نخواهد آورد و باید بعد از جنگ آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران و جبهه ی هم سو با آن شاهد زیاده خواهی های بیشتر صهیونیستها در سوریه باشیم.

جولانی و باند مافیائی اش با ایجاد یک نظام پلیسی و سرکوبگر در میان اهل دعوت و جهاد راستین و میدان دادن به شبیحه ها و بازماندگان نظام سابق و مرتدین قسد و ارتش آزاد و باند صهیونیستی الهجری، عملاً تئوری «گراهام فولر» را محقق کردند. آن‌ها با برقراری حکومتی سرشار از فساد، مالیات‌های سنگین بر دوش بینوایان و شکنجه اهل سنت در زندان‌ها، بدترین تصویر ممکن از یک «گروه شبه جهادی» را به دنیا مخمابره کردند. هدف آن‌ها نه اعتلای کلمة‌الله، بلکه منفور کردن نام اسلام در ذهن جوانان سوری بود تا نشان دهند که اسلام‌گرایی مساوی با استبداد و ناکارآمدی و مزدروی برای آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنهاست.

تحرکات اخیر در مرزهای لبنان و سوریه و انفعال مشکوک گروه جولانی در برابر نقشه‌های «اسرائیل بزرگ»، پرده از یک خیانت بزرگ‌تر برمی‌دارد. جولانی با به راه انداختن نمایش‌های مضحک و شعارهای توخالی، با برنامه ریزی های پشت پرده با آمریکا و صهیونیستها تنها بهانه‌های لازم را به دست دشمنان می‌دهد تا به خاک سوریه تجاوز کنند. او با تضعیف جبهه داخلی اهل سنت و جماعت و سرکوب گروه‌های صادق، جاده‌صاف‌کن طرح‌هایی شده است که هدفشان تأمین امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا و غربی های کافر محارب است.

پیروان جولانی که کورکورانه از فرمان‌های متناقض او پیروی می‌کنند، باید بدانند که رهبرشان خون هزاران جوان مهاجر و انصار را در بازارهای واشنگتن و آنکاراو لندن، پاریس و مسکو به حراج گذاشته است. او با تغییر مواضع ناگهانی و پشت کردن به تمام عهدهایی که با مردم بسته بود، نشان داد که «مصلحت شخصی و تامین منافع اربابان کافر و محارب خارجی» تنها قبله‌گاه اوست.

احمد الشرع (جولانی) امروز نه یک رهبر، بلکه یک «ورشکسته سیاسی» است که میان ذلت در برابر غرب و خیانت به مسلمین دست‌وپا می‌زند. اهل سنت و جماعت و بخصوص اهل دعوت و جهاد هرگز فراموش نخواهد کرد که در حساس‌ترین برهه تاریخ سوریه و جهاد امت، کسانی که ادعای حراست از دین و اهل سنت را داشتند، چگونه خنجر را از پشت بر پیکر اسلام و مردم سوریه و اهل دعوت و جهاد و آرزوهای امت اسلامی فرود آوردند. او و پیروانش چون مُلافتاحی باید پاسخگو باشند و مُلافتاحی مطمئن باشد که اهل سنت کُردستان ایران دیگر فرصت ادامه ی خیانتهای او در میان خود را نخواهند داد.

ترامپ جهت پایان جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش مجبور به پذیرش چه شرایطی شد؟

ترامپ جهت پایان جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش مجبور به پذیرش چه شرایطی شد؟

آمریکا به طور اصولی متعهد به:

۱. عدم تجاوز
۲. استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز
۳. پذیرش غنی سازی
۴. رفع همه تحریم های اولیه
۵. رفع همه تحریم های ثانویه
۶. خاتمه تمامی قطعنامه های شورای امنیت
۷. خاتمه تمامی قطعنامه های شورای حکام
۸. پرداخت خسارت ایران
۹. خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه
۱۰. توقف جنگ در همه جبهه ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان

رابرت پیپ، استاد ارشد دانشگاه شیکاگو گفت : اگر این طرح صلح ۱۰ ماده‌ای که دونالد ترامپ پذیرفته درست باشد، می‌توان آن را یک شکست راهبردی بسیار بزرگ برای آمریکا دانست؛ بزرگ‌ترین ناکامی از زمان جنگ ویتنام. با پایان این جنگ، چهارمین مرکز قدرت جهان هم ظهور کرده است؛ ایران.

اوون جونز، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی مشهور بریتانیایی نیز می گوید :” این طرحِ ۱۰ ماده‌ای ایران است که ترامپ آن را به عنوان «مبنایی عملی برای مذاکره» پذیرفته است.

ذره‌ای شک نکنید: این بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا از زمان ظهورش به عنوان یک ابرقدرت است.”

ران فیلیپکوفسکی، تحلیلگر آمریکایی نیز گفت: ” از تسلیم بی‌قید و شرط رسیدیم به لغو تحریم‌ها و واگذاری کنترل تنگه هرمز به ایران

پس خبری از تغییر رژیم نیست، ما تمام تحریم‌هایی را که قدمت‌شان به دهه‌ها قبل برمی‌گردد لغو می‌کنیم، آن‌ها توانمندی‌های موشکی و پهپادی خود را حفظ می‌کنند، کنترل تنگه را در دست می‌گیرند و می‌توانند عوارض دریافت کنند، و اورانیوم غنی‌شده‌شان را هم نگه می‌دارند. پس «تسلیم بی‌قید و شرط» هم پر!”