حقارت، خیانت و سقوط آل سعود ارباب دولتکهای حاشیه خلیج فارس در منجلاب ذلت

حقارت، خیانت و سقوط آل سعود ارباب دولتکهای حاشیه خلیج فارس در منجلاب ذلت

به قلم: ابومحمود کندزی

از ابتدای جنگ رمضان ۱۴۰۴ش تا کنون دولتکهای حاشیه خلیج فارس به همراه آل سعود مظلوم نمایی می کنند که این جنگ آمریکا و اسرائیل ربطی به ما ندارد، اما زمانی که مشخص است آمریکا و اسرائیل از زمین و هوای آنها بر علیه دارالاسلام ایران عملیات انجام می دهند می گویند ما تسلطی بر آنها نداریم و زمانی که مشخص می شود خودشان از مشوقین و زمینه سازان این جنگ از لحاظ مالی و … بوده اند اینبار سکوت می کنند انگار چیزی نشنیده اند.

تاریخ اسلام از اندلس تا زمان حملات مغولهای سکولار قدیم و جدید را نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این عربهای بی غیرت اولین‌ها در ذلت نیستند بلکه هرگاه حاکمی به جای تکیه بر قدرت الهی و عزت ایمانی و مومنین، دست گدایی و دوستی به سوی مستکبران دراز کند، سرانجامی جز خواری و رسوایی نخواهد داشت. سخنان اخیر و تحقیرآمیز مقامات غربی درباره سران آل‌سعود، بار دیگر پرده از واقعیتِ تلخ «بردگی مدرن» این حکام برداشت.
الله جل جلاله در قرآن کریم به صراحت نسبت به گرفتن کافران و مستکبران به عنوان سرپرست و دوست صمیمی هشدار داده است. کسانی که عزت را در گرو لبخند کافران می‌بینند، حقیقت را گم کرده‌اند.

الله جل جلاله می‌فرماید:
بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا ( نساء/ ۱۳۸-۱۳۹)به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک در پیش دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود می‌گیرند. آیا عزت و سربلندی را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آن الله است

حکام آل‌سعود که هم اکنون به عنوان بزرگ خائنین امارات و بحرین و قطر و کویت به شمار می روند با پشت کردن به امت اسلامی و تکیه بر قدرت‌های پوشالی، مصداق بارز این آیات هستند که برای بقای چندروزه قدرت خود، شرف و عزت سرزمین وحی را به تاراج گذاشته‌اند.
تعبیر «گاو شیرده» که بارها توسط سیاستمداران غربی و بخصوص ترامپ برای توصیف این حکام به کار رفته، و باز توهین اخیر ترامپ به بن سلمان که کفت باسن من را ماچ کند و… نشان‌دهنده عمق نگاه ابزاری و تحقیرآمیزی است که به آن‌ها وجود دارد. آن‌ها ثروت‌های عظیم بیت‌المال و ذخایر الهی جزیرة‌العرب را نه برای رفاه امت اسلامی، بلکه برای جلب رضایت اربابان کافر و محارب غربی خود هزینه می‌کنند.
این یک واقعیت است که : مَنْ طَلَبَ مَرْضَاةَ النَّاسِ بِمَا یُسْخِطُ اللَّهَ کَانَ حَامِدُهُ مِنَ النَّاسِ ذَامّاً.
هر کس برای جلب رضایت مردم، کاری کند که خداوند را به خشم آورد، همان ستایش‌کنندگان (اربابان غربی) در نهایت به نکوهش و تحقیر او زبان می‌گشایند

امروز می‌بینیم همان کسانی که بن‌سلمان مبالغ هنگفتی را به جیب آن‌ها سرازیر کرد، امروز با رکیک‌ترین عبارات او را تحقیر می‌کنند. این است عاقبت کسی که رضایت ترامپ و نتانیاهو را بر رضایت الله ترجیح دهد.
البته ذلت این حکام تنها در کلام نیست، بلکه در عمل و با خیانت به مظلومان غزه و فلسطین و یمن و سومالی و عراق و سوریه و سودان و افغانستان و هم اکنون ایران نمایان شده است. خودفروختگی آن‌ها تا جایی پیش رفته که به جای حمایت از کیان اسلام و دارالاسلام و مؤمنان، در زمین دشمن بازی می‌کنند و با عادی‌سازی روابط، خنجری از پشت بر پیکر امت اسلام فرود می‌آورده اند.
وقتی حاکمی چون بن سلمان اجازه می‌دهد که در مجامع بین‌المللی به او و ملتش توهین شود و با لحنی فرودستانه با او سخن بگویند، یعنی عنصر «غیرت» و «حریت» در او خشکیده است. کسی که «بوسه بر باسن و دست و پای» دشمن را مایه بقای خود بداند، از نظر اسلام مرده‌ای بیش نیست.

البته اکثر این توهین‌ها از سوی آمریکا و شخصی چون ترامپ صورا می گیرد که خودش نزد کفار اروپایی هم بی اعتبار است چنانچه برایان کراسنشتاین، خبرنگار و فعال رسانه‌ای آمریکایی با کنایه می گوید:

” ترامپ: «جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری به ما احترام می‌گذارد.»

فرانسه: حریم هوایی خود را به روی ارتش ما می‌بندد.
ایتالیا: پایگاه هوایی خود را در اختیار ارتش ما نمی‌گذارد.
اسپانیا: پایگاه‌هایش را به روی نیروهای ما می‌بندد.
لهستان: از ارائه سامانه‌های موشکی به ما خودداری می‌کند.

ترامپ اصلا نمی‌فهمد «احترام» یعنی چه! ”
این جایگاه کنونی ترامپ و آمریکائی است که این حکام دست نشانده آنهمه دلار و ثروت و هدیه به پایش ریختند و آخرش به بن سلمان گفت باسن من را ببوس و…

حکام خائن آل‌سعودی و دولتکهای حاشیه خلیج فارس باید بدانند که ثروت‌های بادآورده و تسلیحات غربی هرگز نخواهد توانست برای آن‌ها «مشروعیت» و «عزت» بخرد. سرنوشت کسانی که به جای ریسمان الهی به دامن آمریکا و صهیونیستها چنگ زده‌اند، چیزی جز زبونی و سقوط نخواهد بود. تاریخ نشان داده است که مستکبران، نوکران خود را پس از اتمام تاریخ مصرف، همچون دستمال توالت به دور خواهند انداخت.

البته امروز کاخ سفید اعلام کرد:
” واشنگتن از این پس دیگر بر اساس ایدئولوژی یا ارزش‌های مشترک از متحدان خود حمایت نخواهد کرد بلکه این حمایت منوط به پرداخت پول و دادن امتیازات خواهد بود.”

این یعنی پول ندهند یا یکی بیشتر پول بدهد این بیچاره های منفور نزد الله و مومنین نیز رها خواهند شد.

عزت تنها از آن خدا، رسول او و مؤمنان اهل دعوت و جهاد است، نه لرزندگان در برابر تهدید و تشر کافران.

شبهاتی حول حملات دارالاسلام ایران به پایگاه های آمریکایی در سرزمین وحی نزد مسلمین اهل سنت امارت اسلامی افغانستان و جهان

شبهاتی حول حملات دارالاسلام ایران به پایگاه های آمریکایی در سرزمین وحی نزد مسلمین اهل سنت امارت اسلامی افغانستان و جهان

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

اگر در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش به حملات موشکی و پهپادی دارالاسلام ایران دقت داشته باشیم متوجه می شویم که بیشترین حملات به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اردن بوده است و همین مساله ابزاری در دست گروه منافقین شده است که شایع کنند ایران با عربهای اهل سنت و سرزمین وحی دشمنتر است تا اسرائیل!

واقعیت این است که ما اگر اسرائیل را یکی از پادگانهای آمریکا بدانیم در کنار آن می بینیم که آمریکا در اردن و عربستان و قطر و بحرین و امارات متحده عربی هم دهها پادگان نظامی و مراکز امنیتی و رادارهای رهگیری نظامی و جاسوسی و شرکت‌های اقتصادی و راهبردی دارد و این طبیعی خواهد بود که تعداد حملات دارالاسلام ایران به این مراکز آمریکا در کشورهای دست نشانده ی عربی بیشتر از حمله به مرکز آمریکا در اسرائیل باشد، اسرائیل یکی است و اینها چند تا.

مثلا زمانی که از کویت همچنان موشک‌های اتکامز به سمت مناطقی در جنوب غرب و مرکز دارالاسلام ایران شلیک می‌شود ما چه انتظاری از فرماندهان نظامی ایرانی و هر انسان باغیرتی باید داشته باشیم که با این موشک‌ها هم وطنانش قتل عام و سرزمینش نابود می شود؟

پس باید روش شده باشد که حملات دارالاسلام ایران به سرزمین‌های عربی حاشیه خلیج فارس و اردن حمله به مسلمین اهل سنت نیست بلکه حمله به مراکز آمریکائی ها است ، و جالب است بدانید که مردم اهل سنت و شیعه ی این کشورها همچون مردم اهل سنت فلسطین همگی در جبهه ی ایران هستند بر علیه جبهه آمریکا و صهیونیستها و مرتدین حاکم برخود و آدرس پناهگاه‌ها و هتل‌های محل اختفای سربازان آمریکایی را نیز به دارالاسلام ایران می دهند تا این کفار را مورد حمله قرار دهند.

در اینجا یکی از آموزه‌های اصیل اسلامی این است که نقش عالمان دین فراتر از بیان احکام فردی و طهارت است؛ عالم واقعی کسی است که در برابر انحرافات سیاسی و عقیدتی امت اسلام، به‌ویژه زمانی که کیان دین و مقدسات و دارالاسلام در خطر است، ایستادگی کند. اما امروز پرسشی اساسی ذهن بسیاری از جوانان غیور و باایمان را به خود مشغول کرده است: چرا جریانی که مدعی پیروی از سنت نبوی و فقه حنفی است، در برابر حضور نیروهای بیگانه در قلب جهان اسلام سکوت کرده است؟
بسیاری از مراجع مذهبی، وقت و توان خود را صرف آموزش دقیق‌ترین جزئیات طهارت، غسل و احکام فردی می‌کنند که در جای خود ارزشمند است. اما تعجب‌آور است که همین مراجع، در برابر نفوذ نظامی و سیاسی دشمنان قسم‌خورده اسلام در سرزمین وحی (حجاز) و استقرار پایگاه‌های آمریکایی در کنار قبله مسلمین و مدینه منوره، مهر سکوت بر لب زده‌اند. آیا آگاهی از اموری که ایمان و حاکمیت اسلام را متزلزل می‌کند، برای جوان مسلمان ضروری‌تر نیست؟
طبق نص صریح قرآن کریم و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم، به سرپرستی گرفتن و سپردن زمام امور سرزمین‌های اسلامی به نیروهای کافر محارب و اشغالگر، با اصل “تولی و تبری” در تضاد است.

در فقه امام ابوحنیفه رحمه‌الله نیز بر عزت واقتدار امت اسلامی و حرمت تسلط کفار بر مقدرات مسلمین تأکید فراوان شده است و جهاد امارت اسلامی افغانستان از ابتدا تا کنون به همین منظور بوده است.
سکوت در برابر حاکمانی که خاک اسلام را به پایگاه نظامی اشغالگران کافر محارب خارجی تبدیل کرده‌اند، با کدام بخش از میراث امام ابوحنیفه سازگار است؟ چگونه می‌توان خود را پیرو ایشان دانست اما در برابر نقض حاکمیت اسلام در مکه و مدینه سکوت کرد؟
جوان باایمان و غیرتمند اهل سنت امارات اسلامی افغانستان و جهان باید بداند که اسلام تنها در آداب ظاهری خلاصه نمی‌شود. اسلام واقعی یعنی ایستادگی در برابر نفاق و خیانت. واگذاری سرزمین‌های اسلامی (از عربستان گرفته تا امارات و بحرین و قطر و کویت و اردن) به نیروهای کافر محارب بیگانه خدشه‌ای جدی به ایمان و وفاداری به عهد الهی و غیرت دینی است.
از کسانی که تریبون‌های نماز جمعه را در اختیار دارند باید پرسید:

  • چرا از خیانت‌های آشکار برخی حاکمان منطقه در همکاری با دشمنان اسلام و کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی سخن نمی‌گویید؟
  • چرا جوانان را از خطرات ارتداد که ریشه در وابستگی به بیگانه دارد، آگاه نمی‌کنید؟
  • آیا حفظ مصلحت‌های شخصی و جناحی، مهم‌تر از صیانت از حریم خانه خدا و حرم نبوی است؟

امروز زمان آن رسیده است که مردم، به‌ویژه نسل جوان، از علمای خود مطالبه‌گری کنند. دینی که تنها به مسائل طهارت بپردازد و در برابر اشغالگری کافر و محارب خارجی و خیانت حاکمان دست نشانده و مزدور سکوت کند، دینی است که از محتوای ظلم‌ستیزی خود تهی شده است. برای حفظ ایمان و غیرت اسلامی، باید پرده‌های نفاق را کنار زد و حقیقتِ آنچه در سرزمین‌های اسلامی می‌گذرد را با صدای بلند فریاد زد.


خنجر «احمد الشرع» و باند جولانی ملافتاحی بر پشت مهاجرین؛ از ادعای شریعت تا معامله بر سر ناموس و خون مجاهدین

خنجر «احمد الشرع» و باند جولانی ملافتاحی بر پشت مهاجرین؛ از ادعای شریعت تا معامله بر سر ناموس و خون مجاهدین

به قلم: ابوخالد کردستانی

پیام‌های رسیده از «مخیم الروج» قلب هر مسلمان غیوری را به درد می‌آورد. گزارش‌هایی از یورش‌های شبانه، ضرب و شتم با کابل و آهن، و فاجعه‌بارتر از همه، ربودن کودکان خردسال زیر ۸ سال از آغوش مادرانشان.

ما حق داریم از جولانی مرتد و نوچه هایش چون ملا فتاحی بپرسیم که چه کسی راه را برای این جسارتِ مرتدین سکولار هموار کرده است؟ چه کسی پشت مجاهدین و خانواده‌هایشان را خالی کرده است؟

«احمد الشرع» معروف به ابومحمد جولانی، که تنها رهبر یک گروه مافیایی و جاهل به شریعت و فقه اسلامی به شمار می رود از کانال کسانی دین فروش چون ملافتاحی و عطون و عبدالرزاق المهدی و ابوقتاده فلسطینی و امثالهم روزگاری با شعارهای فریبنده جهاد و حاکمیت شریعت، جوانان مخلص را از اقصا نقاط جهان به سرزمین شام کشاند، امروز نقاب از چهره برداشته است.

او که با وعده تشکیل حکومت اسلامی و «دارالاسلام» و تطبیق شریعت الله، مهاجرین را جذب کرد، اکنون در چرخشی ننگین و با رویکردی که بسیاری از علما همچون ابومحمد مقدسی آن را مصداق «ارتداد» می‌دانند، به پیمان‌کار دستگاه‌های امنیتی دارالکفر های محارب سکولار آمریکا و غرب و صهیونیستها تبدیل شده است.

این خائن به اهل دعوت و جهاد در کنار صدها جنایتی که مرتکب شده است هم اکنون در مسیر تحویل پناهندگان الله به بلاد کفر است.
مهاجرینی که با هجرت از دیار کفر، تمام پل‌های پشت سر خود را برای نصرت دین خدا شکستند، اکنون مظلومانه‌ترین مزد خود را از دست «جولانی مرتد» دریافت می‌کنند. جولانی با تغییر رنگ و برای کسب مشروعیت بین‌المللی، پرونده‌های اطلاعاتی مجاهدین و محل استقرار خانواده‌های آنان را وجه‌المصالحه قرار داده است. او به جای حمایت از ناموس مسلمین، آدرس و مشخصات آن‌ها را برای بازگشت به همان زندان‌هایی که از آن گریخته بودند، فراهم می‌کند.

در کنار این خیانت آشکار باند جولانی ما شاهد فروپاشی اخلاقی و شکنجه در مخیم الروج هستیم که باز ثمره توافقات پنهانی جولانی مرتد است.
آنچه امروز در مخیم الروج می‌گذرد (تعنیف، شکنجه و جدا کردن فرزندان از خانواده)، نتیجه مستقیم تضعیف جبهه مجاهدین توسط سیاست‌های انحصارطلبانه جولانی است. او با جنگ افروزی میان گروه‌های جهادی و حذف فیزیکی فرماندهان مخلص، جبهه اسلام را ضعیف کرد تا خود به عنوان تنها طرف مذاکره با طرف‌های خارجی شناخته شود. خانواده‌هایی که امروز در الروج زیر شکنجه هستند، قربانیانِ «پاکسازی‌های» جولانی برای خوش‌خدمتی به آمريکا و غرب و صهیونیستها اند.

جولانی با زندانی کردن مهاجرین در ادلب و رها کردن خانواده‌های آنان در اردوگاه‌های تحت سیطره دشمنان، عملاً ثابت کرد که «شریعت الله» برای او تنها ابزاری برای حکومت است. او که مدعی بود برای نصرت مظلوم آمده است، اکنون در برابر ناله زنان و فریاد کودکان در مخیم الروج سکوت کرده و یا بدتر از آن، در حال تسهیل فرآیند استرداد آن‌ها به دارالکفر های محارب است.

با این اوصاف، مومنین اهل دعوت و جهاد و امت اسلام لازم است بدانند که احمد الشرع (جولانی) با پشت کردن به عهد و پیمان خود با الله و اهل دعوت و جهاد و بخصوص با مهاجرین، نه تنها به برادران خود، بلکه به آرمان جهاد خیانت کرده است. مزد کسی که از بلاد کفر به امید امنیتِ اسلام آمد، شکنجه و استرداد نیست.
سکوت در برابر جنایات الروج و خیانت‌های جولانی، شریک شدن در خون‌هایی است که به ناحق ریخته می‌شود. جولانی مرتد باید بداند که دعای مظلومان و آهِ مادرانی که کودکانشان از آن‌ها جدا شده، پایه‌های حکومت پوشالی او را ویران خواهد کرد.

آنچه تاکنون درباره سفرهای «احمد الشرع» ارباب ملا فتاحی به آلمان و بریتانیا در رسانه ها نشر شده

آنچه تاکنون درباره سفرهای «احمد الشرع» ارباب ملا فتاحی به آلمان و بریتانیا در رسانه ها نشر شده

به قلم: مجاهد مهاجر

آنچه تاکنون درباره سفرهای «الشرع» به آلمان و بریتانیا در رسانه ها نشر شده به شرح زیر است:

  • او و هیئت همراهش در فرودگاه برلین به مدت دو ساعت تحت بازرسی دقیق قرار گرفتند.
  • این سفر با فشار «جوناثان پاول» انجام شد؛ او الشرع را ترغیب و وادار کرد تا به آلمان برود تا حرف‌های آن‌ها را بشنود.
  • از الشرع خواستند برگه اخراج پناهجویان را امضا کند. او گفت: «ما پزشکان زیادی نزد شما داریم و فقط کارگر نیستند»، اما آن‌ها پاسخ دادند: «پزشکانتان را هم پیش از کارگران ببرید، ما هیچ‌کدام از شما را نمی‌خواهیم».
  • تحت فشار، او برگه اخراج ۸۰ درصد پناهجویان را امضا کرد و ۲۰ درصد باقی‌مانده کسانی هستند که تابعیت گرفته‌اند.
  • اخراج‌ها با کسانی که پرونده‌های جنایی دارند (حدود ۱۰۰ هزار نفر) شروع می‌شود و سپس کسانی که پرونده‌های قانونی دارند (تخلفات، مالیات، پایان اقامت و…) که تعدادشان ۴۰۰ هزار نفر است.
  • الشرع امضا نکرد تا اینکه آلمان موافقت کرد مبلغ یک میلیارد یورو بابت کل پناهجویان طی سه سال پرداخت کند. او اصرار داشت که مبلغ به «سلطه» (حاکمیت او) پرداخت شود و نه به خودِ پناهجو، و آلمان موافقت کرد که با اخراج هر گروه، مبلغ آن پرداخت شود (مثلاً برای هر هزار نفر، یک میلیون یورو).
  • آلمان متعهد شد ۲۰۰ میلیون یورو در بازسازی مشارکت کند، اما اعلام کرد این پول را به او تحویل نمی‌دهد، بلکه از طریق برنامه‌های خاص خودشان در بخش‌های بهداشت، آموزش و انرژی هزینه خواهد شد.
  • الشرع خشمگین از آلمان خارج و راهی بریتانیا شد و به استادش «جوناثان پاول» با چهره‌ای برافروخته گفت: «بفرما، این چیزی است که آلمان از من گرفت؛ آنقدر اصرار کردی تا من را وادار به امضای بازگشت پناهجویان کردند».
  • الشرع از بریتانیا علیه آمریکا و اسرائیل درخواست کمک کرد، اما نخست‌وزیر بریتانیا به او گفت: «روابط ما با آمریکا در بدترین وضعیت است و با اسرائیل هم روابطمان آتشین و بحرانی است؛ هیچ کاری نمی‌توانیم در برابر آمریکا و اسرائیل برایت انجام دهیم».
  • نخست‌وزیر به او گفت: «شما فساد گسترده و نقض حقوق اقلیت‌ها دارید و این پذیرفتنی نیست. باید اصلاحات سیاسی بزرگ و انتخابات انجام شود» و همچنین پروژه «سرتیپ مناف طلاس» را با او مطرح کرد. الشرع خواستار کمک بریتانیا برای کاهش شروط آمریکا در این پروژه شد.
  • گمان می‌کنم تصویر چهره الشرع گویای همه چیز باشد؛ خشم او هنگام خروج از دیدار با نخست‌وزیر بریتانیا و همچنین هنگام ورود (که کسی به استقبالش نیامد) کاملاً واضح بود.
  • تصور کنید اندیشکده «چتم هاوس» میزبان شخصی بدون تحصیلات دانشگاهی است که تا سال گذشته در لیست تروریستی بود و حالا درباره قانون اساسی و انتخابات سخن می‌گوید!
  • این یک موفقیت بزرگ برای جوناثان پاول است، اما آیا الشرع فرقی بین قانون اساسی و قانون عادی را می‌فهمد؟
  • از مرکزی که سنت‌های دیرینه‌ای دارد انتظار می‌رفت فقط میزبان متخصصان و متفکران باشد، اما ظاهراً وقتی دستوری از MI6 بیاید، چتم هاوس چاره‌ای جز اجرا ندارد.
  • در این میان، بسیاری از لیبرال‌ها در حال چرخش موضع علیه حاکمیت هستند و می‌گویند زندگی سیاسی و انتخاباتی در کار نخواهد بود.
  • تیک‌تاکرها نیز شروع به افشای فضاحت‌های کارمندان کنسولگری‌ها (کار بدون مجوز) و افشای فساد در دستگاه قضایی و رشوه‌خواری‌هایی امثال «کاظم هنداوی» کرده‌اند.

جولانی که در جنگ با اهل دعوت و جهاد سوریه و دارالاسلام ایران جایگزین قسد و هم صف طاغوتهای خلیج فارس شده است

جولانی که در جنگ با اهل دعوت و جهاد سوریه و دارالاسلام ایران جایگزین قسد و هم صف طاغوتهای خلیج فارس شده است

به قلم: مجاهد مهاجر

هم اکنون که باند جولانی در سوریه آشکارا در جبهه ی آمریکا و غرب و صهیونیستها قرار گرفته است در این جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیستی بر علیه دارالاسلام ایران نیز آشکارا در کنار طاغوتهای مرتد حاکم بر کشورهای عربی قرار گرفته است که همچون خودش مزدوران اصلی کفار محارب و اشغالگر خارجی هستند.

در اینجا نمی دانم موضع عناصر «هیئت تحریر الشام»، «عطون» و «مظهر الویس» چیست؛ همان کسانی که هر طرفی را که به «ائتلاف بین‌المللی علیه تروریسم» می‌پیوست تکفیر می‌کردند و می‌گفتند: «داعش خوارج است و ما با آن‌ها می‌جنگیم، اما پیوستن هر گروهی به ائتلاف بین‌المللی کفر است».
حالا «الشرع» (ابومحمد الجولانی) می‌گوید که ما در ائتلاف بین‌المللی علیه داعش و تروریسم، جایگزین «قسد» (نیروهای دموکراتیک سوریه) شده‌ایم؛ یعنی علیه گروه‌هایی مثل:
حراس الدین، المهاجرون و الانصار، انصار الاسلام، جنود الشام و بسیاری دیگر

و هم اکنون نیز می گویند ما در جبهه ی آمریکا و اسرائیل و مرتدین عرب بر علیه دارالاسلام ایران هستیم.

آیا کفر بواحی مانده است که ارباب ملا فتاحی انجام نداده باشد؟

اعلام حمایت مجاهدان سوری از مسلمانان غزه

اعلام حمایت مجاهدان سوری از مسلمانان غزه

مجاهدان در مقابل ساختمان فرمانداری محافظة حماة در اعلام کردند که حاضرند خود را برای غزه فدا کنند و برای آزادسازی قدس تلاش کنند

و قسم خوردند که اسرائیل و هر آنچه را که مانع از تشکیل “خلافت اسلامی” در منطقه می‌شود را نابود کنند

ادامه اقدامات خصمانه صهیونیست ها علیه مسلمانان

ادامه اقدامات خصمانه صهیونیست ها علیه مسلمانان

به قلم: ابومحمود کندزی

بعد از اینکه مسجد الاقصی در اقدامی بی سابقه بیش از یک ماه بسته مانده است، حال صهیونیست ها در اقدامی شیطانی دیگر با پیگیری های جلادانی همچون نتانیاهو و بن گویر قانون اعدام برای اسرای فلسطینی را تصویب کردند که نشان دهنده اوج دشمنی صهیونیست ها با مسلمانان فلسطین است

حال باید دید حاکمان و مدعیان دفاع از فلسطین چه اقدامی خواهند کرد، آیا مانند گذشته فقط اشک تمساح خواهند ریخت؟!!!

ای حاکمان که بی غیرتی را اختیار کرده اید و هر شب و روز به دنبال راضی کردن اربابان خود هستید، چگونه شب‌ها سر بر بالین می‌گذارید، در حالی که دشمنی صهیونیست ها بر مسلمین هر روز شددت می گیرد

تاریخ شما را قضاوت خواهد کرد و به جای شعار، عمل کنید.

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [المائدة: ۸۲] به یقین دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان(=سکولاریستها) خواهی یافت.

چرا فریادهای علمای مذهبی اهل سنت در برابر اشغالگری کفار محارب آمریکائی – صیهونی و خیانت امثال ربع پهلوی خاموش است؟

چرا فریادهای علمای مذهبی اهل سنت در برابر اشغالگری کفار محارب آمریکائی – صیهونی و خیانت امثال ربع پهلوی خاموش است؟

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز ۱۲ فروردین ۱۴۰۴ ربع پهلوی سکولار و مرتد خائن به خاک و ملت ایران در دانشگاهی در آمریکا سخنرانی داشت که در کنار تاترسیاسی دلقک گونه ای که در مورد قطع ۳۳روزه ی اینرنت در ایران و… داشت دو نکته از سخنان او قابل توجه بود:

  1. چون دانشگاهی که در آن سخنرانی می کرد متعلق به مسیحی های انجیلی بود با شادمانی می گفت که مسیحیت در ایران در حال رشد، البته به صورت زمینی و کلیساهای خانگی . یعنی این مرتد می خواست چنین نشان دهد که مسیحی شدن مسلمانان یک امتیاز است که باید زمینه فراهم شود که این امر بیشتر صورت گیرد.
  2. از آمریکا و اسرائیل دعوت کرد که صلح نکنند و به جنگ خود که در حال نابود سازی زیر ساختهای مردمی ایران هستند ادامه دهند و از سخنان ترامپ که التماس آتش بس می کند نگران بود.

این مرتد خائن وطن فروشی که هیچ ارزشی برای مردم و خاک ایرن قائل نیست روزگاری از مولوی عبدالحمید به عنوان شخصی سکولار که معتقد به جدائی قوانین شریعت الله در حاکمیت است تمجید می کرد و بارها از این کفار اشغالگر خارجی هم التماس شروع و ادامه ی جنگ کرده است.   

در چنین شرایطی جامعه اهل‌سنت و به‌ویژه جوانان غیور با پرسشی اساسی روبرو هستند که چرا در حالی که سرزمین ایران با بدترین حملات وحشیانه مواجه است، صدایی از مراجع مذهبی که مدعی رهبری معنوی هستند، شنیده نمی‌شود؟ مولوی عبدالحمید که در مسائل مختلف موضع‌گیری می‌کند، چرا در برابر جنایات  آمریکا و صهیونیستها و خیانت‌های آشکار آل‌سعود و امارات متحده عربی و بحرین و قطر و اردن و کویت و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب و اشغالگر خارجی سکوت اختیار کرده است؟

طبق آموزه‌های فقه اهل سنت و جماعت و سایر مذاهب اسلامی جعفری و زیدی و ظاهری و…، تسلط کفار حربی بر بلاد مسلمین و در اختیار قرار دادن پایگاه‌های نظامی به دشمنان قسم‌خورده اسلام، مصداق بارز خیانت به آرمان‌های توحیدی است بخصوص اگر این پایگاهها به خاطر جنگ با مسلمین به وجود آمده باشند.

واگذاری خاک اسلام در عربستان، امارات، بحرین و قطر و کویت و اردن و ترکیه و سوریه و… به نیروهای آمریکایی که از آنجا بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد جنگ می شود، از منظر فقهی، نوعی «ارتداد» و خروج از دایره ی اسلامی محسوب می‌شود. چرا مولوی عبدالحمید جوانان باایمان بلوچ را از این حقیقت تلخ و اشغالگری آگاه نمی‌کند که یکی از خروجی های این اشغالگری قتل عام مردم ایران و نابودی زیر ساختهای مردم ایران توسط هواپیماها و موشکهائی است که از این پایگاهها خارج می شوند؟

جای تأسف است که تریبون‌های مذهبی، تمام توان خود را صرف آموزش جزئیات فقهی و یا مسائل اختلافی مذهبی کرده‌اند، اما در برابر مسائلی که اساس ایمان و عزت امت اسلامی را نشانه گرفته، مهر سکوت بر لب زده‌اند. بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمة‌الله علیه که مولوی خود را پیرو آن می‌داند، حمایت از حاکمانی که سرزمین‌های اسلامی را به بیگانگان واگذار می‌کنند، با مبانی دینی در تضاد است. چرا از فقه حنفی برای تبیین حرمت همکاری با کفار محارب چیزی به مردم گفته نمی‌شود؟

سکوت در برابر نفوذ کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی چیزی جز «دین‌فروشی» و نفاق نیست. هر حاکمی که سرزمینهای اسلامی را به جولانگاه سربازان دشمن جهت جنگ با مومنین اهل دعوت و جهاد  و حمله به دارالاسلام تبدیل کند، مشروعیت خود را از دست داده است. این وظیفه عالمان دینی است که به جای پرداختن صرف به مسائل فرعی، «شکننده‌های ایمان» را به جوانان بیاموزند. جوان اهل سنت و جماعت باید بداند که اسلام تنها در ظواهر خلاصه نمی‌شود؛ بلکه حفظ غیرت دینی و ایستادگی در برابر نفوذ بیگانگان در سرزمینهای اسلامی و دفاع از دارالاسلام بعد از ایمان و نماز، از اوجب واجبات است.

ما حق داریم از مولوی ها و ماموستاها و شیوخ و آخندهای خود بپرسیم که حکم جهاد تبیین در برابر پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک اسلام چیست؟ چرا در حالی که دشمن به مرزهای فکری و جغرافیایی ما هجوم آورده، این دسته از خطباء مساجد و علمای صاحب رسانه سکوت را بر فریاد ترجیح می‌دهند؟

ما حق داریم بگوئیم: در چنین شرایطی که کفار محارب آمریکائی – صهیونی با کمک دولتهای خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی و حمایت تبلیغی مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و گروه منافقین در شبکه هائی چون کلمه و … بر دارالاسلام ایران یورش آورده اند سکوت هر خطیب و مدعی علمی، لکه‌ای سیاه بر دامن آنهاست که نام دین را یدک می‌کشند اما در عمل، چشمان خود را بر اشغالگری و کفر آشکار بسته‌اند.

مولوی عبدالحمید و زبان سستی و نفاق و بذر ناامیدی در برابر متجاوزان در جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش به جای ندای جهاد

مولوی عبدالحمید و زبان سستی و نفاق و بذر ناامیدی در برابر متجاوزان در جنگ تحمیلی ۱۴۰۴ش به جای ندای جهاد

به قلم: صلاح الدین مجاهد

شروع جنگ مستقیم تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران در رمضان ۱۴۰۴ش و حمایت آشکار خائنینی چون ربع پهلوی از این اشغالگران کافر و محارب خارجی، در میان مومنین چنین توقعی را به وجود آورده است که خطبا و علمای مسلمان در کنار کفار اهل ذمه ی داخلی که غیرتی دارند و برای کشور خود در برابر اشغالگران خارجی ارزشی قائل هستند نسبت به این جنگ تحمیلی واکنشی شرعی و غیرت پسند از خود نشان دهند.

به همین دلیل، در حالی که منطقه در آتش جنایات بی‌سابقه رژیم صهیونیستی و آمریکا می‌سوزد و ملت ایران هدف حملات تروریستی و خصمانه دشمنان کافر و محارب خارجی قرار گرفته است، مواضع اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در نماز جمعه زاهدان، بار دیگر موجی از انتقادها را برانگیخته است.

وی در سخنانی که بوی انفعال و عقب‌نشینی در برابر دشمن می‌دهد، مدعی شده است که «هیچ‌یک از ملت ایران خواهان جنگ نیستند» و با بیانی که به جای برانگیختن روحیه حماسی، به تضعیف اراده ملی می‌انجامد، بر طبل پرهیز از مقابله می‌کوبد. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که دشمن سفاک، از به قتل عام هیچ یک از اهل و هدف قرار دادن کودکان معصوم و مظلوم تا بمباران اماکن عمومی و از بین بردن زیر ساختهای مردم چون آب شیرین کنها و برق و سایر منابع مردم ایران، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است.

آمریکا و صهیونیستها با مردم ایران وارد جنگ شده اند و گرنه زدن دبستانها و دانشگاهها و آب شیرین کنها و دکلهای برق و سایر زیر ساختهای مردم چه ربطی به جنگ به حاکمیت ایران دارد؟

از کسی که ردای علم و سیادت بر تن دارد و خود را پیشوای مذهبی می‌داند، انتظار می‌رود در لحظات حساس تاریخی، تریبون نماز جمعه را به پایگاه تبیین آیات الهی و فقه اسلامی در باب مقاومت و ایثار تبدیل کند. خداوند متعال در قرآن کریم صراحتاً برتری مجاهدان را بر خانه‌نشینان و عافیت‌طلبان اعلام کرده و می‌فرماید: فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً (نساء/ ۹۵) خداوند مجاهدانی را که با مال و جانشان جهاد می‌کنند، بر خانه‌نشینان مرتبه‌ای برتری بخشیده است.

استفاده از ادبیاتی که دشمن را به طمع می‌اندازد و ملت را به سمت «یاس و ناامیدی» سوق می‌دهد، با منطق قرآن در تضاد کامل است که می‌فرماید: وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ (آل‌عمران/ ۱۳۹) سست نشوید و غمگین نگردید، و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.

با آنکه آمریکا و صهیونیستها شروع کننده ی جنگ بودند و ابتدا توانستند ضرباتی به دارالاسلام ایران و اهل آن وارد کنند اما به گواهی دوست و دشمن، هم اکنون دارالاسلام ایران قدرت برتر است؛ در چنین شرایطی منتقدان بر این باورند که مولوی عبدالحمید با نادیده گرفتن رشادت‌های فرزندان این مرز و بوم و استقامت و میدان داری مردم ایران، مسیری را در پیش گرفته که خروجی آن چیزی جز «ذلت» در برابر کفار محارب خارجی نیست چون سخن گفتن از ترسِ از جنگ در زمانی که دشمن به حریم کشور و دارالاسلام تعرض کرده، مصداق بارز سستی در دین تلقی می‌شود.

چگونه می‌توان مدعی خیرخواهی برای ملت بود اما در برابر خون‌های ریخته شده کودکان و مظلومان ایران، زبان به ایثار و انتقام و ایستادگی نگشود؟ زبان نفاق‌گونه‌ای که تحت لوای صلح‌طلبی، دست قدرت ملت را در برابر صهیونیست‌های متجاوز سست می‌کند، تنها خدمتی به منافع همان کشورهایی است که عبدالحمید خود مدعی است به فکر منافع خودشان هستند.

امروز روز فراخواندن امت به صفوف جهاد و تبیین آیات مقاومت است، نه روز لرزیدن در برابر تهدیدات پوشالی دشمن؛ چرا که به قول سلف: فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ . جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را بر روی دوستان خاص خود گشوده است. کسی که این باب عزت را ببندد، جز جامه ذلت بر تن ملت نخواهد پوشاند چنانچه ابوبکر صدیق رضی الله عنه می گوید: ما ترک قوم الجهاد الا ذلوا. هیچ قومی جهاد را ترک نکرده است مگر اینکه ذلیل شده است. ترک جهاد باعث ذلت است.

هم اکنون که جهاد در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی «فرض عین» شده است، هر سخنی که در خدمت این جهاد نباشد و باعث سستی و ناامیدی در میان مومنین شود خدمت به کفار محارب و زمینه سازی برای ذلت در میان مومنین است.

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام افشای سراب «قانون بین‌الملل» و مأموریت حکام دست‌نشانده در تثبیت سلطه کفار

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام افشای سراب «قانون بین‌الملل» و مأموریت حکام دست‌نشانده در تثبیت سلطه کفار

به قلم: محمد اسامه

اگر به شبکه های مختلف رسانه ای دولتهای عربی و حتی گروه منافقین ایرانی در شبکه های ماهواره ای نگاهی بیندازیم با مظلوم نمائی و غوغاسالاری بیان می کنند چرا مثلاً نزدیک به ۷۰درصد از حملات ایران به سرزمینهای عربی منطقه است و تنها ۳۰درصد از این حملات را متوجه اسرائیل می کند؟ دولتهای عربی هم به کرات می گویند که این جنگ جنگ ما نیست و ما در این جنگ مشارکت نداریم و ..

صرفنظر از صحت یا سقم درصدی که بیان می کنند اگر به پایگاهها و منافع امنیتی و اقتصادی آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها در این کشورهای عربی نگاه کنیم و به تلفاتی که به منافع و نیروهای این کفار محارب وارد می شود و همچنین اگر به سخنان آگاهان معتبر غربی نگاهی بیندازید متوجه خواهید شد که این دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس از دعوت کننده های آمریکا و صهیونیستها جهت جنگ با دارالاسلام ایران و حامیان اصلی آنها و بخشی از این جنگ از ابتدا تا کنون بوده اند که حتی آمریکا را به انجام جنگ زمینی نیز تشویق می کنند.

علاوه بر این فقط کافی است از مردم جنوب ایران بپرسید که موشکهایی که از خلیج فارس به سمت ایران شلیک شده و مثلاً نزدیک به ۱۷۵ دانش آموز دبستانی در میناب را با موشکهای تاماهوک قتل عام کردند یا آب شیرین کنهای آنها را در قشم نابود کردند یا شاهد عبور پهبادها و موشکها از بالای سر خود به داخل ایران هستند از کجا می آیند؟ همه خواهند گفت از دول عربی خلیج فارس شلیک می شوند؛ چون آمریکا هیچ کشتی جنگی ندارد که در خلیج فارس باشد و موشکی شلیک کند.

میزان تلفات نیروهای نظامی و تجهیزات نظامی آمریکائی ها و اوکراینی ها و فرانسوی ها و آلمانی ها در عربستان و کویت و امارات و بحرین نیز گویای همه چیز است.

در این صورت و در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش پرده‌ها کنار رفته و در کنار آشکار شدن حقیقت عریان نظمی که جهان کفر سکولاریستی بر بشریت تحمیل کرده، برای امت اسلامی آشکار شده است، حقیقت این حکومتهای خائن منطقه نیز واضح و روشن شده است.

 آنچه سال‌ها تحت عناوین فریبنده‌ای چون «حقوق بشر»، «قانون بین‌الملل» و «احترام به حاکمیت ملی» توسط این کفار سکولار جهانی و مزدوران داخلی آنها در گوش ما زمزمه می‌شد، چیزی جز ابزارهای نوین استعمار برای رام کردن شیربچه‌های مسلمان نبوده است.

فقط به این جمله ی ترامپ (سگ زرد آمریکائی) نگاهی بیندازید که دیروز ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ش گفت که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند تمام زیرساختهای ایران چون برق و آب شیرین کن و… ایران را نابود می کنیم و ایران را به عصر حجر برمی گردانیم و…

یعنی این حیوان وحشی در واقع به جنگ با مردم آمده است و امروز ۱۲ فروردین نیز که ربع پهلوی مرتد در دانشگاهی با گرایش نصرانیت انجیلی در آمریکا سخنرانی کرد و این وحشی به همراه صهیونیستهای وحشی تر آن را به ادامه ی جنگ تا نابودی ایران دعوت می کرد، موجودی پست تر از این موجودات وحشی مهاجم است که حتی در میان حیوانات نیز نمی توان مشابهی برایش در خیانت به وطن و ملت پیدا کرد.

می بینیم که در سخنان ربع پهلوی مرتد فاسد و سگهای سکولار حاکم بر آمریکا و سرزمین های اشغالی فلسطین چیزی به نام «قانون بین‌الملل» یا «احترام به حاکمیت کشورها» در دنیای واقعیت وجود ندارد. این‌ها اوهامی هستند که آگاهانه در متون درسی فرزندان ما گنجانده شده‌اند تا روحیه جهاد و عزت را در آنان بکشند و نسلی مطیع و سازش‌کار تربیت کنند. حقیقتِ میدان تنها یک چیز است: «قدرت نظامی».

هر کس قدرت دارد، قانون را می‌نویسد و هر که ضعیف باشد، زیر پای نهادهای کفر له می‌شود. لذا بر پدران، مربیان و معلمان واجب است که فرزندان اسلام را نه با شعارها و عهدنامه‌های ذلت‌بار، بلکه با منطق وحی و آیه مبارکه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ چرا که تنها راه مقابله با طغیان بین‌المللی سکولاریستها، آمادگی همه‌جانبه و اقتدار نظامی است.

اگر بعد از ایمان و اتحاد، قدرت موشکی و نظامی دارالاسلام ایران نبود هم اکنون کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی بر آن چیره شده بودند و مومنین اهل دعوت و جهاد در بدترین حالت ممکن به سر می بردند.

به این شکل این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش ماهیت سازمان ملل سکولاریستی و دیگر نهادهای سکولاریستی مشابه را برای کم هوش ترین مسلمین در جهان اسلام روشن کرده است؛ این مؤسسات سکولاریستی چیزی جز بازوهای اجرایی دارالکفرهای قدرت مند چون آمریکا برای مشروعیت بخشیدن به جنایاتشان نیستند. مشکل بزرگ امت اسلام در چند قرن اخیر، نه کمبود منابع، بلکه وجود حکام دست‌نشانده‌ای است که توسط همین ملل کفری بر سرزمین‌های ما گمارده شده‌اند. وظیفه اصلی این حاکمان، تثبیت چنبره اشغالگران کافر سکولار خارجی و جلوگیری از بیداری اسلامی است.

در این میان و به صورت موردی می توانیم بگوئیم که بزرگترین شوک به پیکره امت اسلامی، خیانت بی‌شرمانه آل‌سعود است. خاندانی که با نفاق، خود را خادم حرمین می‌نامیدند، امروز مکه و مدینه  قلب تپنده جهان اسلام  را در اشغال نظامی آمریکا قرار داده‌اند. حضور نیروهای کفر در سرزمین وحی الهی، نه تنها توهین به مقدسات، بلکه تهدیدی مستقیم علیه دارالاسلام ایران و تمام اهل دعوت و جهاد منطقه است.

دشمن از خاک وحی و سایر سرزمینهای اطراف آن چون امارات و قطر و بحرین و کویت و اردن و عمان به عنوان پایگاهی برای حملات خود علیه مومنین آزادیخواه در منطقه استفاده می‌کند و این لکه ننگی است که تنها با زوال این حکام مزدور پاک خواهد شد.

وقت آن رسیده است که امت اسلام از حصار فریب‌های حقوقی و بین‌المللی کفار سکولار خارج شود. راه نجات، نه در راهروهای سازمان ملل سکولاریستی، بلکه در بازگشت به عزت اسلامی و اتحاد  و قطع دست حکام دست‌نشانده‌ای است که فرش قرمز برای چکمه‌های سربازان آمریکایی و صهیونیستی و شرکای غربی آنها پهن کرده‌اند.

 آینده از آن قدرتمندان و مجاهدانی است که به وعده الهی ایمان دارند، نه به قطعنامه‌های پوشالی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی.