در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی به دارالاسلام ایران، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از ایران حمایت می کند
مولوی امانالدین، رهبر ارشد امارت اسلامی افغانستان و والی هلمند، از دارالاسلام ایران تمجید کرده و گفته است که این کشور در برابر کفر محکم ایستاده و ما از موفقیتهای آن خوشحالیم.
او تنظیم دوله(داعش) و حزب التحریر را به دلیل تکفیر نابجای شیعه و دارالاسلام ایران ، تکفیری خواند و گفت کسانی که حمایت ایران را درک نمیکنند، داعشیهای تکفیری با ایدئولوژیهای انحرافی هستند.
مولوی امانالدین گفت که امروز ایران علیه کفر میجنگد و شما آن را کافر مینامید.
از اصطلاح اسلامی ” امت” استفاده کنیم و امت با وحدت واقعی پیروز میشود، نه با ناسیونالیسم و احساسات
به قلم: سرباز امارت اسلامی
امروز حالت امت پراکنده و متفرق شده است؛ تعدد دولتهای ملی ناروا، سیاستهای غیرشرعی گوناگون و ائتلافهای متضاد و حرام، نیروی امت را ضعیف ساخته است. هرگاه بخشی از سرزمینهای اسلامی مورد اشغال و تجاوز قرار گیرد، مسئله در همان محدوده باقی میماند و پیوند امت زیر سایهٔ مرزهای مصنوعی و تحمیلی و حاکمیتهای ملی، تضعیف میگردد. در چنین وضعیتی، سخن گفتن از آزادی واقعی امت و دفاع از مقدسات، تنها در حد احساسات و شعارها باقی میماند؛ زیرا تصمیم سیاسی واحد وجود ندارد.
امت تنها با احساسات، شعارها و واکنشهای مقطعی پیروز نمیشود، بلکه با یک برنامهٔ سیاسی جامع پیروز میشود که حاکمیت اسلام را برپا سازد، تواناییها و ظرفیتهای امت را یکجا کند و عقیده را اساس سیاست قرار دهد. زیرا عقیده به امت انگیزه میدهد و دولت توان عملیساختن آن را فراهم میکند. تا زمانی که امت وحدت سیاسی خود را دوباره بهدست نیاورد، تلاشهای آن پراکنده و متفرق باقی خواهد ماند، هرچند صداها بلند شود و شعارها زیاد گردد.
امروز امت این حقیقت را درک کرده است که تنها راه عزت، قدرت و رهایی، بازگشت به هویت سیاسی جامع آن در تاریخ خویش، بهویژه در دورهٔ راشده است، تا بتواند نقش و جایگاه جهانی خود را بار دیگر در میان بشریت بهدست آورد.
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از الله سبحانهوتعالی و از رسول او اطاعت کنید و در حالیکه میشنوید، از او رویگردان نشوید. و مانند کسانی نباشید که گفتند: «شنیدیم»، در حالیکه در حقیقت نمیشنوند. بیگمان بدترین جنبندگان نزد الله سبحانهوتعالی کسانیاند که کر و گنگاند و عقل خود را به کار نمیگیرند.
شیخ عبدالسمیع غزنوی حفظه الله می گوید:
«ما باید در سخنان خود همیشه از واژهٔ «امت» استفاده کنیم؛ زیرا ما ملیگرایی (ناسیونالیسم) را نمیپذیریم. از دیدگاه اسلامی، از خراسان تا آفریقا همه یک امت و یک پیکر واحد هستند. از همینرو، لازم است با تلاش و جدیت این اندیشهٔ نادرست را کنار بگذاریم و بر اصلِ امتِ واحد تأکید کنیم.
وظیفهٔ کنونی علما این اسـت که حق را بیـان کننــد، بــــاطل را رد نمایند، مردم را از فتنه ها حفظ کنند و امت را به سـوی وحدت هدایت نمایند.»
بيان القوات المسلحة اليمنية بشأن استهداف أهداف حيوية للعدو الإسرائيلي في منطقة يافا المحتلة بدفعة من الصواريخ الباليستية بعملية مشتركة مع المجاهدين في إيران ولبنان – ۲ أبريل ۲۰۲۶م
بيانٌ صادرٌ عنِ القواتِ المسلحةِ اليمنيةِ بسمِ اللهِ الرحمنِ الرحيمِ قال تعالى: { وَلَیَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن یَنصُرُهُۥۤۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ } صدق الله العظيم استمراراً في دعمِ وإسنادِ جبهاتِ المقاومةِ والجهادِ في العراقِ وإيرانَ وفلسطينَ ولبنانَ. نفذتْ قواتُنا المسلحةُ بعونِ اللهِ تعالى عمليةً عسكريةً بدفعةٍ من الصواريخِ البالستيةِ استهدفتْ أهدافاً حيويةً للعدوِّ الإسرائيليِّ في منطقةِ يافا المحتلةِ. وقد جاءتْ هذهِ العمليةُ بالاشتراكِ مع الإخوةِ المجاهدين في إيرانَ وحزبِ اللهِ في لبنانَ وحققتْ أهدافَها بنجاحٍ بفضلِ اللهِ. تؤكدُ القواتُ المسلحةُ اليمنيةُ أنَّ تدخلَها العسكريَّ في هذهِ المعركةِ المهمةِ والاستثنائيةِ هو تدخلٌ تدريجيٌ وأنها بعد التوكلِ على اللهِ والاستعانةِ بهِ لن تتوقفَ عند هذا الحدِّ من التدخلِ وستتعاملُ مع التطوراتِ المقبلةِ وفقَ ما يحددُه العدوُّ من تصعيدٍ أو تهدئةٍ، فالتحيةُ كلُّ التحيةِ للأبطالِ المجاهدين في لبنانَ والعراقِ وإيرانَ وفلسطينَ الذين يدافعون عن كرامةِ الأمةِ ويقفون بكلِّ صلابةٍ في وجهِ المخططِ الغربيِّ الصهيونيِّ الذي يستهدفُ كلَّ بلدانِ وشعوبِ الأمةِ.
خیانت سکوت و رسوایی شیوخ درباری آل سعود در برابر پایگاههای کفار محارب خارجی و تجاوز به دارالاسلام ایران
به قلم: ابوابراهیم هورامی
هم اکنون که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش هنوز بعد از ۳۵ روز در دارالاسلام ایران در جریان است و کفار آمریکائی و صهیونیستی در انتهای ضعف و ناتوانی در حال ضربه زدن به زیر ساختهای مردم مسلمان ایران اعم از بیمارستانها و پلها و آب شیرین کنها و… هستند در کنار مبارزه با این کفار محارب خارجی و حاکمیتهای سکولار و مرتد همسو با آنها، افشای نقش مبلغان سوء در پوشش دادن به جنایات آمریکا و صهیونیستها در سرزمینهای مختلف تحت حاکمیت این طاغوتها و بخصوص از قلب بلاد حرمین نیز لازم و ضروری است.
الله تعالی می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَتَّخِذُوا اليَهودَ وَالنَّصارىٰ أَولِياءَ ۘ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَإِنَّهُ مِنهُم(مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهود و نصاری را ولّی (و سرپرست و تکیهگاه) خود نگیرید، آنها اولیای یکدیگرند؛ و هر کس از شما آنان را به سرپرستی گیرد، از آنهاست.
ای مجاهدین شریعتگرا و اهل دعوت و جهاد، یکی از بزرگترین خیانتهای «شیوخ دینفروش»، سکوت مرگبار در برابر اشغال جزیره العرب و بخصوص نظامی بلاد حرمین توسط نیروهای کفار سکولار محارب خارجی همچون آمریکا و فرانسه و… است. امروز سرزمین وحی، که باید مرکز عزت مسلمین باشد، به جولانگاه پایگاههای نظامی آمریکا تبدیل شده است. این پایگاهها نه برای حمایت از اسلام، بلکه به عنوان سکوی پرتاب برای تجاوز به «دارالاسلام ایران» و اهل دعوت و جهاد دیگر بلاد مسلمین به کار میروند.
آیا کفر و ارتدادی بالاتر از این است که حاکمان حجاز، خاک وحی و دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم را در اختیار دشمنان خدا قرار دهند تا از آنجا بر سر مسلمانان در دارالاسلام ایران و سایر سرزمینهای اسلامی همجوار آتش بریزند؟ شیوخِ درباری در مکه و مدینه، در حالی که این تجاوزات آشکار را میبینند، زبان در کام کشیده و به جای انذار مردم، به مدح «طاغوت مرتد آلسعود» مشغولند. آنها با سکوت خود، در خونهای ریخته شده و در کفر پیمان با کفار سکولار و محارب خارجی شریک هستند.
این جاعلان دین، با تفسیر غلط آیات و احادیث، «خیانت و مزدوری» را «مصلحت» و «دفاع از کیان» نام نهادهاند. آنها به مردم نمیگویند که حضور نظامی مشرکین (=سکولاریستها=احزاب) در جزیرةالعرب، بر اساس وصیت صریح رسولالله صلی الله علیه وسلم حرام است. این شیوخ، ارتداد حاکمانی که با دشمنان حربی اسلام بر علیه مومننی اهل دعوت و جهاد پیمان نظامی بستهاند را پنهان میکنند تا چشمان امت بر حقیقت فروپاشی ایمان این حکام بسته بماند.
اهل علم گفته اند: «الساکتُ عن الحقِّ شیطانٌ أخرس» کسی که از بیان حق سکوت کند، شیطانی گنگ و لال است.
شیوخ آل سعود و امارات و کویت و بحرین و اردن و سوریه و امثالهم امروز مصداق بارز این شیاطین هستند. آنها نه تنها در برابر فساد اخلاقی و مالی آلسعود و بن زاید و … ساکتند، بلکه در برابر «جنگِ مستقیمِ آمریکا از خاک جزیره العرب علیه دارالاسلام ایران» نیز خفقان گرفتهاند. این سکوت، امضای تایید بر کفر حاکمانی است که ولایت کفار را بر ولایت مؤمنین ترجیح دادهاند.
بر شماست ای پاسداران شریعت، که این حصار دروغ را بشکنید و به مسلمین نشان دهید که چگونه آلسعود، کلید کعبه را به دست کسانی سپردهاند که از همانجا برای نابودی دارالاسلام نقشه میکشند و به مردم بگویید این شیوخ در قبال چه بهای ناچیزی، آیات خدا را تحریف و حکم صریح فرض عین بودن جهاد علیه کفار محارب خراجی را کتمان میکنند.
تأسیس حاکمیت اسلامی در سرزمین وحی ممکن نخواهد بود مگر با فرو ریختن ابهت پوشالی این شیوخ درباری. وقتی هیمنه آمریکا توسط دارالاسلام ایران در هم شکسته، زمان آن است که نقاب از چهره این خائنان نیز برداشته شود. هر پایگاه آمریکایی در جزیرة العرب و سایر سرزمینهای اسلامی، نشانی از کفر حاکمان و خیانت عالمان آنهاست عالمانی که الله تعالی در مورد مشابهین آنها فرموده است: لُعِنَ الَّذينَ كَفَروا مِن بَني إِسرائيلَ عَلىٰ لِسانِ داوودَ وَعيسَى ابنِ مَريمَ ۚ ذٰلِكَ بِما عَصَوا وَكانوا يَعتَدونَ * كانوا لا يَتَناهَونَ عَن مُنكَرٍ فَعَلوه (مائده / ۷۸ -۷۹)
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و افشای جنایات رژیم نظامی پاکستان و خیانت در سایه مذاکرات «اورومچی»
به قلم: فضل احمد هراتی
ای امت مجاهد و قهرمان افغانستان!
در حالی که پرچم توحید بر فراز خاک پاک افغانستان به اهتزاز درآمده و نظام عدل الهی در «دارالاسلام افغانستان» مستقر گشته است، بار دیگر دست ناپاک رژیم سکولار و نظامی و مزدوران بینالمللی در پاکستان، به خون مظلومان و کودکان ما آغشته شد.
رژیم سفاک و نظامی پاکستان، در ادامه سیاستهای خصمانه خود علیه ملت مسلمان امارت اسلامی افغانستان، با حملات هاوانی، راکتی و هوایی (طیارههای بیسرنشین)، ولایتهای «کنر»، «پکتیکا» و «خوست» را هدف قرار داده است. طبق گزارش سخنگویان امارت اسلامی، تنها در ولسوالیهای «سرکانو» و «منوره» در کنر، با شلیک بیش از ۱۸۵ گلوله توپ دوربرد، دهها کودک معصوم زخمی و دو تن به مقام رفیع شهادت نائل گشتهاند. این حملات بزدلانه علیه غیرنظامیان، نشاندهنده استیصال رژیمی است که غیر از غلامی برای آمریکا و آل سعود و تکمیل پروژه های آنها بویی از اخوت اسلامی نبرده است.
نکتهی شرمآور و تأملبرانگیز اینجاست که رژیم سکولار و نظامی پاکستان، این تجاوزات خونین را درست در زمانی ادامه میدهد که نمایندگانش در شهر «اورومچی» (مرکز سرزمین غصب شدهی ترکستان شرقی/ایغور) مشغول مذاکره هستند؛ اورومچی، که قلب تپندهی پارهی تن اسلام و سرزمین از دست رفتهی مسلمین است، امروز شاهد نفاق رژیمی است که از یک سو دم از صلح و دیپلماسی میزند و از سوی دیگر، اطفال مسلمان را در خانههایشان به خاک و خون میکشد.
رژیم سکولار و نظامی پاکستان ثابت کرده است که مصداق «دارالکفر طاری» است؛ نظامی که بر اساس دستورات آمریکا و برای حفظ منافع سایر قدرتهای بیگانه، مرزهای اسلام را نادیده گرفته و به مومنین یورش میبرد. سکوت این رژیم سکولار در برابر اشغالگران و همزمانی تجاوزاتش با نشستهای نمایشی در چین، نقاب از چهرهی منافقانهی آنها برمیدارد. آنها در حالی که در سرزمین غصب شدهی ایغورها بر سر میز مینشینند، عملاً راه متجاوزان تاریخ را در خاک امارت اسلامی افغانستان دنبال میکنند.
امارت اسلامی افغانستان، ضمن محکومیت شدید این جنایات جنگی، به رژیم نظامی و سکولار پاکستان هشدار میدهد که صبر راهبردی مجاهدین را به معنای ضعف تعبیر نکند. خون اطفال ما در کنر و خوست، پایمال نخواهد شد. ما به دنیا و بخصوص به کسانی که در اورومچی گرد هم آمدهاند میگوییم: هیچ مذاکرهای نمیتواند بر جنایات آشکار و تجاوز به حریم دارالاسلام سرپوش بگذارد. وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (شعراء / ۲۲۷)
مجاهدین و فرزندان امت اسلامی، هوشیارانه حرکات دشمن را زیر نظر دارند. ما اجازه نخواهیم داد که رژیمهای وابسته، با استفاده از خاک سرزمینهای اسلامی، به امنیت و ثبات نظام شریعت آسیب بزنند. نصرت الهی با صادقین است و رسوایی ابدی نصیب ستمکاران و منافقانی است که با یک دست دستکش دیپلماسی میپوشند و با دست دیگر ماشهی جنایت را میچکانند.
حماسه «ردّالظلم» و درهم کوبیدن پاسگاههای رژیم مزدور پاکستان در مرزهای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان
به قلم: ابومحمود کندزی
بار دیگر فرزندان صدیق و مجاهد دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در پاسخ به زیادهخواهیها و تحرکات مذبوحانه رژیم نظامی پاکستان، درس فراموشنشدنی به مزدوران آمریکا در خوست – بندر غلامخان دادند.
در یک عملیات قاطع و در راستای راهبرد «ردّالظلم»، نیروهای دلیر امارت اسلامی در امتداد خط فرضی در منطقه «بندر غلامخان» ولایت خوست، با آتش سهمگین خود سه پوسته نظامی غلامان پاکستان را بهگونه کامل نابود و با خاک یکسان کردند.
این نبرد، تقابل عزت دارالاسلام با ذلت غلامان آمریکا و رژیم دستنشاندهای است که دهههاست به عنوان مزدور آمریکا و آل سعود در منطقه عمل میکند. نظامیان پاکستان که گمان میکردند میتوانند با تحرک در امتداد خط فرضی، اراده مجاهدین را بسنجند، اکنون شاهد خاکستر شدن پایگاههای خود هستند.
نیروهای امارت اسلامی بار دیگر ثابت کردند که برای حفاظت از وجببهوجب خاک امارت اسلامی افغانستان و پاسداری از عزت مسلمانان، لحظهای درنگ نخواهند کرد. رژیم فرسوده و مزدور پاکستان باید بداند که دوران تجاوزهای بیسروصدای آمریکا و مزدورانش به پایان رسیده و هرگونه تعرض به حریم دارالاسلام، با پاسخ کوبنده و ویرانگر سربازان راه حق مواجه خواهد شد.
نیروهای ما با نصرت الهی، ضمن انهدام کامل این سه پاسگاه، به دشمن زبون نشان دادند که قدرت ایمان مجاهدین، بر تمام سلاحهای اهداییِ اربابان غربیشان برتری دارد.
جولانی سوریه از ادعای جهاد تا مهرهای بیاراده در دست دستگاههای اطلاعاتی غرب (MI6 و سیا) و میت ترکیه
به قلم: صلاح الدین مجاهد
متاسفانه عده ای در ایران وجود داشتند که چهره ی حقیر و خائنی چون احمد الشرع رئیس اداره ی دمشق برای آمریکا و صهیونیستها را به درستی نمی شناختند تا اینکه در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران به صراحت طرف حکومتهای مرتد و خائن حاکم بر اردن و حاشیه خلیج فارس را گرفت که در واقع همچون خودش مزدوران محلی آمریکا و صهیونیستها هستند.
احمد الشرع که روزی با نام دین و جهاد جوانان امت را جهت قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها به گرد خود جمع کرد، اکنون به مهرهای بیاراده در دست دستگاههای اطلاعاتی غرب (MI6 و سیا) و میت ترکیه تبدیل شده است.
سفرهای اخیر او به پایتختهای اروپایی و نشست و برخاست و پیمانهای امنیتی بر علیه اهل دعوت و جهاد در قالب شعار مبارزه با تررویسم با کسانی که تا دیروز آنها را «کافر محارب» و «دشمن اسلام» مینامید، نشاندهنده حضور او در این جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و ارتداد از اسلام است. او که روزی دیگران را به جرم کوچکترین ارتباطی با همین کفار محارب خارجی تکفیر میکرد، اکنون برای بقای قدرت لرزان خود، نه تنها با ائتلاف بینالمللی تحت پرچم آمریکا همپیمان شده، بلکه بر سر خون و سرنوشت آوارگان سوری معامله میکند.
امضای قراردادهای ننگین برای بازگرداندن اجباری پناهجویان در ازای دریافت میلیاردها یورو، اوج پستی و بیغیرتی این شخص را نشان میدهد. الجولانی ثابت کرد که برای او «انسان»، «کرامت» و «ایمان» هیچ ارزشی ندارد؛ او پناهجویان بیگناه را کالایی میبیند که میتوان آنها را به حراج گذاشت تا صندلی ریاستش را حفظ کند.
ای کسانی که با نیت خالص برای اعتلای کلمةالله و دفاع از مظلوم سلاح به دست گرفتید و هنوز در سوریه مانده اید و تسلیم ارتداد آشکار جولانی نشده اید، چشمان خود را باز کنید. آیا جهاد شما برای این بود که جادهصافکن پروژههای آمریکا و بریتانیا و صهیونیستها و سایر کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای در منطقه باشید؟ آیا ننگ نیست که فرمانده شما دستوراتش را از «جوناثان پاول» و مأموران امنیتی غرب بگیرد؟ آیا ننگ نیست که شما را به ابزاری برای سرکوب دیگر گروههای ایمانی تبدیل کرده تا خوشخدمتی خود را به غرب ثابت کند؟
بدانید که باقی ماندن در زیر پرچم این خائن مرتد، چیزی جز شریک شدن در جنایات و خیانتهای او نیست. سکوت شما در برابر این انحراف آشکار، بازی کردن در زمین آمریکا و غرب و صهیونیستهای کافر محارب است.
بدون شک مومنین اهل دعوت و جهاد در حال دیدین شما هستند و حکم شما را می دانند اما سختتر از آن، دادگاه عدل الهی است. جولانی و امثال ماموستا عبدالرحمن فتاحی با فروختن دین خود به دنیای دیگران، درهای ذلت را به روی خود گشوده اند. شما نباید هیزم آتش قدرتطلبی و خیانت آنها شوید.
بر اساس «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» راه خود را از این «پیمانشکنان خبیث» جدا کنید و به آغوش امت و اهل دعوت و جهاد بازگردید. پیش از آنکه دیر شود و در این جبهه ی کفر و ارتداد بمیرید و نام شما در زمره خائنان به خون شهدا ثبت گردد، ایمان و قیامت خود را نجات دهید.
متوجه شوید که جولانی دیگر یک فرمانده مسلمین نیست بلکه او یک مأمور امنیتی کفار محارب و اشغالگر خارجی و حکام مرتد منطقه با پوشش مذهبی است که مأموریتش نابودی اهل دعوت و جهاد و آرمانهای اصیل اهل سوریه و تسلیم کردن منطقه به اراده کفار سکولار بینالمللی و مرتدین منطقه ای و رژیم صهیونیستی است. هوشیاری امروز شما، تنها راه نجات از این فتنه بزرگ است که دین شما را هدف گرفته است و شما را در دین دچار فتنه کرده است که بدترین مصیبت برای یک مومن است.
راهبرد مهار و بیطرفسازی از پیمانهای دارالاسلام مدینه تا دیپلماسی کنونی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش
به قلم: ابرهیم یعقوبی هورامی
در منهج و دیپلماسی سیاسی حکومتی اسلام، هدف اصلی حفظ کیان «دارالاسلام» است و حفظ دارالاسلام به اندازه ای مهم است که ائمه و بزرگان صالح ما در گذشته گفته اند: وقد عُلِمَ بالضرورةِ من دينِ الإسلامِ، أن لا دينَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بإمامة، ولا إمامة إلا بسمع وطاعة؛ که در واقع همان سخن عمر بن خطاب رضی الله عنه است که می گوید:لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[۱] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.
پس بر همه ی مومنین ( بخصوص در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکا و صهیونیستها و مرتدین منطقه ای بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده اند) باید مواظب باشند که بعد از ایمان و نماز واجبی مهمتر از جهاد با این کفار محارب اشغالگر و محافظت از دارالاسلام وجود ندارد. حالا هر کسی در برابر این منهج صحیح اسلامی می خواهد دلش بسوزد و بدش بیاید به خودش ربط دارد.
در این راستا قرآن کریم به مسلمانان اجازه میدهد برای مهار دشمن بزرگتر، با بخشهائی از جبهه ی کفار بر مبنای عدم همکاری با دشمن، تعامل کنند. الله تعالی می فرماید:
وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا (انفال/۶۱) و اگر به صلح تمایل داشتند، تو نیز بدان تمایل نشان د). این آیه مبنای پذیرش بیطرفی کشورهایی است که مستقیم وارد جنگ با دارالاسلام نمیشوند.
لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ (ممتحنه/۸) خداوند شما را از نیکی و عدالت با کسانی که در دین با شما نجنگیدهاند، نهی نمیکند. این اصل فقهی، زیربنای برخورد با کشورهایی است که با وجود تضاد عقیدتی، در عمل به جبهه آمریکا و صهیونیسم کمک مستقیم نظامی نمیکنند نه اینکه همچون بریتانیا و فرانسه و امارات و آل سعود و … با موزی گری از همان ابتدای جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش از حامیان آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام بوده اند.
در زمینه ی مهار حکومتها در سیره ی حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم بر دارالاسلام مدینه مستندات تاریخی وجود دارد و رسول الله صلی الله علیه وسلم در جنگ با « کفار سکولار قریش» (نماد استکبار و سکولاریسم آن زمان)، راهبرد جداسازی متحدان دشمن را در پیش گرفتند به عنوان مثال:
رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبایلی مانند «بنیضمره» و «بنیمُدلج» پیمان عدم تعرض بستند. شرط اصلی این بود که آنها به قریش کمک نکنند و در عوض از حمایت مادی و امنیت دارالاسلام مدینه برخوردار شوند.
شاهکار سیاسی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای خنثی کردن متحدان قریش صلح حدیبیه بود تا ایشان بتوانند بر دشمنان دیگر (مانند یهود خیبر) تمرکز کنند، بدون اینکه نگران خنجر از پشت قبایل سکولار بیابانی باشند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تضعیف جبهه کفر، برخی قبایل را با بخششهای مالی (تألیف قلوب) به سمت بیطرفی سوق میدادند تا جبهه دشمن واحد و یکپارچه نشود.
امروز دارالاسلام ایران در برابر جبهه آمریکا و صهیونیسم، همان مدل نبوی در دارالاسلام مدینه را در قبال کشورهایی خاص اجرا میکند به عنوان مثال:
مهار دارالکفرهای طاری چهارگانه (ترکیه، پاکستان، آذربایجان و… : ایران با آگاهی از وجود پایگاههای آمریکا در ترکیه و نفوذ صهیونیسم در آذربایجان، سیاست «تنشزدایی برای مهار» را برگزیده است. هدف این است که این کشورها، خاک و امکانات خود را در اختیار تجاوز مستقیم آمریکا و صهیونیستها قرار ندهند.
همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم به قبایل دور مدینه امتیاز میداد تا با کفار سکولار قریش( سرافعی آن زمان) همپیمان نشوند، دارالاسلام ایران نیز با توسعه روابط تجاری و مرزی، هزینهی خیانت این کشورها و همکاری با آمریکا (سر افعی این زمان) را بالا میبرد.
بدون شک این حکام خائن و مرتد منطقه ای، آمریکا را «ربّ» و ارباب خود میدانند و بقایشان به اشاره واشنگتن است. سیاست دارالاسلام ایران در قبال آنها، «تحدید خطر» و جلوگیری از تبدیل شدن آنها به پیادهنظام دشمن است.
نکته ی دیگر قدرتهای سکولار روسیه و چین رقیب آمریکا هستند که اگرچه در تعریف فقهی جزو دارالاسلام نیستند، اما به دلیل تضاد منافع با آمریکا، «متحد راهبردی» محسوب میشوند و هرگونه همکاری که بر اساس قاعده ی «نفی سبیل» انجام شود و منجر به شکست سلطه آمریکا (سرافعی) شود، مجاز و مورد تأکید است.
در این صورت می توانیم بگوئیم که سیاست فعلی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی صهیونیستی-آمریکایی رمضان ۱۴۰۴ش، کپیبرداری دقیق از «دیپلماسی دفاعی رسول الله صلی الله علیه وسلم» است؛ یعنی تمرکز بر دشمن اصلی و سرافعی و بستن راههای نفوذ از طریق بیطرف نگه داشتن همسایگان متزلزل، تا قوای اسلام صرف درگیریهای فرعی با مزدوران نشود و ضربه نهایی بر پیکره آمریکا و صهیونیستها وارد گردد.
دوری از جنگ یا «دیاثت سیاسی» احمد الشرع ارباب مُلافتاحی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی
به قلم: ابوخالد کُردستانی
احمد الشرع یا همان جولی سابق ارباب مُلاعبدالرحمن فتاحی که برای حفظ کرسی قدرت، نه تنها بر خونهای ریخته شده، بلکه بر آرمانهای اهل دعوت و جهاد و حتی ملی اهل غیرت پا گذاشته و با پیوستن به تحالف تحت پرچم آمریکا تحت عنوان مبارزه با تروریسم به جنگ با تمام اهل دعوت و جهاد راستین و دشمنان آمریکا و شرکای آمریکا از جمله رژیم صهیونیستی کفر و ارتداد خود را آشکار کرده است با وقاحتی تمام، سخن از «بیطرفی» و «مذاکره با اشغالگران صهیونیست» به میان میآورد.
احمد الشرع در حالی دم از عدم ورود به جنگ میزند که چکمههای سربازان صهیونیست، خاک قنیطره را آلوده کرده و دشمن تا دروازههای دمشق پیشروی کرده است و این غیر از آسمان سوریه است که دربست در اختیار رژیم صهیونیستی و آمریکا و شرکای آنهاست. کدام منطق، چه اسلامی و چه سکولارباغیرت، اجازه میدهد که خاک و آسمان کشور تحت اشغال باشد و مدعی رهبری، سخن از «دوری از جنگ» بزند؟ این نه تدبیر سیاسی، بلکه «دیاثت سیاسی» و خیانت به تمام معناست.
امروز که جبهه واحد «دارالاسلام» از ایران و جبهه ی لبنان گرفته تا دلاوران یمن و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین خود گرفتهاند و لرزه بر اندام این غده سرطانی انداختهاند، احمد الشرع به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تلآویو میفرستد. او ثابت کرد که جهاد ادعایی او، تنها برای کشتار مسلمانان راستین اهل دعوت و جهاد و ویرانی سوریه و برآورده کردن اهداف آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها بود، نه برای مقابله با دشمن اصلی امت اسلام.
ای احمد الشرع، اگر ذرهای از «غیرت اسلامی» در وجودت باقی مانده بود، امروز باید تمام قوای خود را برای بازپسگیری جولان و قنیطره بسیج میکردی. اگر اسلام را نمیفهمی، دستکم به اندازه یک «سکولار میهنپرست» غیرت داشته باش و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی ریاست بر آن هستی دفاع کن، چطور میتوانی از بازسازی و اقتصاد سخن بگویی در حالی که دشمن در حال حفر سنگر در خاک توست؟
اعتراف به انجام مذاکره با اسرائیل و ابراز تأسف از تغییر نظر آنها، اوج پستی و سقوط اخلاقی است. این نشان میدهد که جولانی دیروز و الشرعِ امروز، هیچگاه به دنبال اعلای کلمه الله نبوده، بلکه همواره به دنبال «معامله» بر سر ارزشهای اسلامی و اهل غیرت بوده است. او میخواهد سوریه را به منطقهای خنثی و تحت فرمان قدرتهای کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای تبدیل کند تا تنها چند روز بیشتر بر اریکه قدرت تکیه بزند.
احمد الشرع و به دنبال آن نوچه هائی چون مُلافتاحی بدانند که تاریخ و ملت سوریه و ایران و…، این ننگ را فراموش نخواهند کرد. کسی که در برابر اشغالگری آشکار صهیونیستها سکوت میکند و همزمان به اهل دعوت و جهاد پشت میکند، نه تنها غیرت اسلامی ندارد، بلکه از کمترین اصول انسانی و ملی نیز تهی است. آزادی جولان و قنیطره، مردان میدان و غیرت اهل دعوت و جهاد راستین میطلبد، نه منافقانی که با خون مردم تجارت میکنند.
تفکر ذلیلانه و توهم شکستناپذیری کفار محارب آمریکائی – صهیونی و رسوایی مزدوری در سرزمینهای اسلامی
کاتب: خالد سیف الله السملول
امروز جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ش دارالاسلام ایران چند هواپیمای جنگی و پهباد و موشک کفار محارب آمریکائی – صهیونی را نابود کرد به نحوی که نه تنها کفار محارب خارجی بلکه دارودسته ی منافقین و مرتدین داخلی میان مسلمین و حتی دسته های زیادی از مردم عوام را نیز غافلگیر کرد.
آمریکا به همراه رژیم اشغالگر فلسطین آمده بودند ظرف ۷۲ ساعت حاکمیت بر دارالاسلام ایران را با کمک خائنین و مرتدین داخلی از بین ببرند اما در مردابی گیر کرده اند که کسی از متحدین غربی آنها نیز حاضر نیست آنها را کمک کند و چنان برای عوام الناس ابهت پوشالی و توهم شکست ناپذیری آنها برملا شده است که تنها برای مومنین اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود .
با این نگرش حق داریم بگوئیم که در تحلیل چالشهای جهان اسلام در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، ضروری است که مرز میان «واقعگراییِ استراتژیک» و «توهم ضعف ناشی از مزدوری» را به وضوح ترسیم کنیم. زمانی که از «تغییر قواعد مبارزه» سخن به میان میآید، این ندا باید از حلقوم رهبرانی برخیزد که خود را نه غلام و بنده دشمن، بلکه حافظ منافع امت اسلامی میدانند. اما متأسفانه، امروز شاهد آن هستیم که همین تئوری «شکستناپذیری دشمن» از سوی کسانی ترویج میشود که در عمل، سالهاست به بندگی قدرتهای کافر محارب غربی خو گرفته و هویت اسلامی خود را به ثمن ناچیز فروختهاند.
نکته قابل تأمل اینجاست که کشورهایی نظیر آل سعود، ترکیه، مصر و پاکستان که این روزها در حال خیمه شب بازی واسطه گری جهت ایجاد آتش بسی جهت نجات آمریکا و صهیونیستها هستند بر خلاف تصور رایج، فاقد تواناییهای نظامی و تکنولوژیک نیستند. این «دارالکفرهای طاری محلی» که سکولاریستهائی مرتد هستند اما با ادعای نمایندگی مسلمین اهل سنت، بر سرزمینهای اسلامی حکم میرانند در حوزههایی چون ساخت پهپادهای جنگی پیشرفته، تولید موشک و توسعه صنایع دفاعی، دستاوردهای قابل توجهی دارند. اما حاکمان سکولار و مرتد این کشورها، با وجود در اختیار داشتن این ابزارها، دائماً بر طبل ضعف و ناتوانی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی میکوبند و ضرورت تسلیم در برابر «برتری تکنولوژیک» دشمن را گوشزد میکنند.
این رویکرد، نه از روی واقعبینی راهبردی، بلکه ناشی از عادت به مزدوری، بردگی و فقدان ایمان و غیرت اسلامی است. وقتی ایمان اسلامی از قلبی رخت بربندد و روحیه جهادی و غیرت حفظ عزت امت جای خود را به قوانین دین سکولاریسم و خودباختگی بدهد، دشمن به ناحق، شکستناپذیر پنداشته میشود و هرگونه مقابلهای بیمعنا تلقی میگردد. اینجاست که رهبران، به جای تقویت روحیه مقاومت، به توجیهگران انفعال تبدیل میشوند.
این رژیمها، به جای آنکه در راستای منافع اصیل امت اسلامی گام بردارند و از آرمانهای مسلمین دفاع کنند، عملاً به آلت دست و غلام قدرتهای کافر و محارب خارجی، بهویژه آمریکا، تبدیل شدهاند. نمونه بارز آن، ترکیه و آل سعود و امارات هستند که با وجود لفاظیهای ظاهری و مانورهای سیاسی، در عمل به یکی از بزرگترین همکاران و حامیان سیاستهای آمریکا در منطقه تبدیل شده اند. همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی پنهان و آشکار این کشورها با دشمنان قسمخورده اسلام، پرده از چهره واقعی آنها برمیدارد.
این خیانت، تنها به پشتپرده ختم نمیشود؛ بلکه در سیاستهای علنی تضعیف دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت، سرکوب جنبشهای اصیل اسلامی و اهل دعوت و جهاد راستین، و از همه مهمتر، عادیسازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی نیز نمود پیدا میکند. حاکمانی که خود را متولی بخشی از جهان اسلام میدانند، اما در خفا و آشکارا با دشمنان مسلمین پیمان همکاری میبندند، در واقع، مرتکب خیانتی نابخشودنی به امت اسلامی شدهاند.
این تفکر ذلیلانه که دشمن را قدر مطلق میبیند و هرگونه مواجهه را بیحاصل میخواند، در واقع تلاشی مذبوحانه برای توجیه وابستگی و تداوم بندگی است. حاکمانی که به جای پرورش اراده مقاومت و تقویت روحیه جهاد در میان ملتهای خود، به ترویج یأس و القای برتری موهوم دشمن میپردازند، در حقیقت به منافع امت اسلامی پشت کرده و راه را برای غارت بیشتر منابع، تحمیل اراده بیگانگان و تداوم اشغالگری هموار میسازند. اینگونه «دارالکفرهای طاری محلی» که با پوشش اسلام و با زبان ظاهری حمایت از مسلمین، در خدمت کفار و مستکبرین قرار گرفتهاند، بزرگترین ضربه را به پیکره امت وارد میکنند و عامل اصلی توقف حرکت رو به جلوی مسلمین در مسیر عزت و استقلال هستند.
در این صورت تا زمانی که حاکمان این سرزمینها از دین سکولاریسم و ذلت مزدوری و بردگی دست نکشند و ایمان، غیرت و اراده مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی را سرلوحه کار خود قرار ندهند، سخن گفتن از هرگونه مقابلهای با دشمن بیمعنا خواهد بود.
همین الان دارالاسلام ایران در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی در حال نشان دادن این حقیقت به تمام مومنین و آزادگان دنیاست که قدرت حقیقی نه صرفاً در داشتن تجهیزات نظامی، بلکه در ارادهای پولادین و قلبی سرشار از ایمانی است که هرگز دشمن را شکستناپذیر نمیداند. رهایی از این وضع، تنها با طرد حاکمان وابسته و بازگشت به اصول اسلامی و تکیه بر توان و غیرت درونی امت میسر خواهد شد.