روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

در مورد چچنی‌هایی که علیه کفار جهاد کردند، تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که به سادگی وارد شهر شوند. به سادگی با هر سلاحی که در دست داشتند وارد شهر می‌شدند… نکته اصلی ورود بود… حتی بدون سلاح.

زیرا چچنی‌ها در آن زمان قدرتمندترین سلاح جهان را داشتند – دعای کل جهان اسلام برای برادرانشان در چچن.

سربازان روسی متحمل خسارات عظیمی شدند – خساراتی که آنها پنهان می‌کنند و تا زمان فروپاشی رژیم کرملین پنهان خواهند ماند. مواضع و استقرار واحدهای روسی به طور دوره‌ای توسط آتش سنگین برخی سلاح‌های بزرگ مورد اصابت قرار می‌گرفت. و همه این حوادث به اشتباهات و عدم هماهنگی نیروهای روسی نسبت داده می‌شد که “خود را با آتش می‌پوشاندند”.

چنین اتفاقاتی در جنگ رخ می‌دهد. اما موارد زیادی از این دست وجود داشت و پرسنل نظامی نمی‌توانند اینقدر اشتباه کنند، حتی اگر ژنرال‌های روسی باشند.

یکی از شرکت‌کنندگان و شاهدان آن وقایع این را روایت کرد. او در یک خانه ویران شده اسیر شد و به محوطه بیمارستان سابق جمهوری برده شد تا به نقطه فیلتراسیون در موزدوک منتقل شود.

در حیاط بیمارستان، او را مجبور کردند که یک تیرک را بگیرد و دستبند بزند. حدود ۵۰ سرباز آنجا بودند و ناهار می‌خوردند. ناگهان، رگبار بی‌رحمانه گلوله‌ها، یادآور آتش خمپاره، شروع به باریدن بر روی حیاط کرد. همه گلوله‌ها دقیقاً در داخل حیاط فرود آمدند.

بیشتر آنها کشته شدند؛ هیچ سنگر یا پوششی هیچ محافظتی ارائه نمی‌داد. کمی بیش از ده سرباز زنده ماندند. هیچ زخمی وجود نداشت. «حتی یک ترکش هم به من برخورد نکرد، با اینکه در فضای باز بودم.»

و نکته مهم دیگری که همه ساکنان چچن می‌دانند. از همان روز اول حمله، گروزنی با یک ابر آبی تیره عجیب پوشیده شده بود که مشکلات جدی برای هواپیماهای روسی ایجاد می‌کرد. در همان زمان، برف در اطراف گروزنی وجود داشت و یک ماه تمام هوا آفتابی بود.

اما وقتی وارد محدوده شهر شدیم، احساس کردیم که گرگ و میش عصرگاهی فرا رسیده است. این ابر به مدت ۵۴ روز بر فراز گروزنی باقی ماند و پس از خروج آخرین گروه از مجاهدین از شهر ناپدید شد.

جنگ در گروزنی فروکش کرد، اما جنگ تمام نشده بود….

چرائی عدم حاکمیت مردمی و مقبولیت تفکر«نجدیت» در میان مسلمین

چرائی عدم حاکمیت مردمی و مقبولیت تفکر«نجدیت» در میان مسلمین

به قلم: خالد هورامی

زمانی که از نجدیت صحبت می کنیم یعنی تفکرات و برداشتهای شیخ محمد بن عبدالوهاب از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله که توسط پیروان شیخ محمد بن عبدالوهاب تحت عنوان «الدعوة النجدیة» شناخته می شود و ما از آن تحت عنوان «نجدیت» از آن نام می بریم هر چند سایر مسلمین از این تفکر تحت عنوان وهابیت و عده ای از پیروان تفکر نجدیت هم از خود تحت عنوان سلفی نام می برند.

تفکر نجدیت دارای آراء شاذ و منحصری هم در تعریف بعضی از مفاهیم و مصطلحات شرعی هست که سابقه ای در منهج اهل سنت و جماعت ندارد؛ به عنوان مثال از زمان ظهور محمد بن عبدالوهاب در نجد و ترویج این ایده انحرافی که «اکثریت مسلمانان مشرک هستند»، جهان اسلام جز تفرقه، جنگ داخلی و تضعیف قدرت مسلمین ثمره‌ای ندیده است. این تفکر که با برچسب «مشرک» و «قبوری» به اهل‌قبله، خون مسلمانان را مباح شمرد، نه تنها خدمتی به توحید نکرد، بلکه همواره جاده‌صاف‌کن کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی برای سلطه بر سرزمین‌های اسلامی بوده است.

تاریخ گواهی می‌دهد که تفکر نجدی هرگز به تنهایی و بر اساس مقبولیت در میان امت اسلامی رشد نکرد. آل‌سعود با حمایت مستقیم انگلیس و برای درهم‌شکستن قدرت امپراطوری و ایجاد تفرقه در قلب جزیرةالعرب بر سر کار آمد. امروز نیز می‌بینیم که خروجی آن تفکر، نه یک حاکمیت مقتدر اسلامی، بلکه دولتی است که در خدمت منافع آمریکا و صهیونیسم و سایر کفار محارب غربی قرار دارد. آن‌ها هرگز نتوانستند یک «الگوی حکمرانی قرآنی» ارائه دهند، زیرا ریشه‌ی فکر آن‌ها با سنت نبوی و آراء ائمه‌ی اهل‌سنت و جماعت در تضاد است.

تفاوت میان «حق» و «باطل» را می‌توان در میدان عمل دید:

  •  در افغانستان می‌بینیم که پیروان مذهب حنفی (به عنوان یک مذهب اصیل و ریشه‌دار) توانستند حکومت تشکیل دهند و در برابر اشغالگران بایستند.
  • در ایران هم شاخه ای از مذهب جعفری (دوازده امامی) موفق شد حاکمیتی مقتدر و مستقل ایجاد کند که دهه‌ها در برابر کل جبهه کفر ایستادگی کرده است.

اما نجدی‌ها چه کردند؟ هر جا قدرتی موقتی به دست این تفکر افتاد (مانند زمان شیخ محمد بن عبدالوهاب و داعش در عراق و شام و..)، یکی از هنرهای بزرگشان مشرک و نامیدن مسلمین و تکفیر نابجای اهل قبله و سر بریدن مسلمانان، تخریب مساجد و اماکن مذهبی مسلمین به بهانه وجود چند مسلمان مخالف آنها و یا حتی به بهانه ی وجود چند نمازگذار حکومتی خائن یا مرتد، و باز کردن جبهات مختلف و در نهایت ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد و جدا کردن مسلمین از مجاهدین و تقویت جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و حاکمیت این مرتدین بر مسلمین بوده است. در واقع آن‌ها به جای تمرکز مبارزه بر اشغالگران کافر محارب خارجی و مرتدین داخلی، به جان «اهل قبله» افتاده اند.

کسی که از تاریخ و منهج نجدیت خبر داشته باشد می داند که داعش نسخه‌ی به‌روز شده‌ی همان تفکر محمد بن عبدالوهاب است. آن‌ها در حالی که ادعای جهاد داشتند، بیشترین ضربه را به بدنه اهل‌سنت زدند. جنایات آن‌ها علیه صوفیه، شیعه و حتی علمای سنتی اهل‌سنت به بهانه‌ی «شرک» و «قبرپرستی» و مشرک بودن، بزرگترین خدمت به دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و مرتدین سکولار داخلی بود. دردآور اینجاست که این گروه‌ها در حالی مسلمانان را مشرک می‌خوانند و به ناحق آنها را مرتد معرفی می کنند که با حکام سکولار و مشرکین اصلی که ثروت‌های مسلمین را به تاراج می‌برند، تقابل بسیار کمتری دارند و حتی مدخلی ها و جامی ها در کنار این کفار سکولار اصلی هستند. غیر از موجوداتی که در اختیار حکام آل سعود و امارات و … هستند فقط کافی است به جولانی در سوریه و باند نجدیت آن نگاهی بیندازید.

تفکر نجدی از آن جهت محکوم به شکست است که با نص صریح قرآن که بر دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و بر برادری ایمانی میان مومنین تأکید دارد، در تضاد است. ائمه‌ی بزرگ اهل‌سنت چون ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل رحمهم الله همواره از تکفیر نابجای اهل‌قبله پرهیز می‌دادند. اما نجدی‌ها با بدعتی آشکار، دایره‌ی اسلام را چنان تنگ کردند که جز خودشان کسی در آن باقی نماند. همین تندروی و دوری از منهج صحیح اهل سنت و جماعت، باعث شده که آن‌ها هرگز نتوانند یک حاکمیت پایدار و مشروع در قلب امت اسلامی ایجاد کنند.

امروز بر همگان روشن شده است که تفکر نجدیت، نه یک حرکت اصلاحی، بلکه یک «فتنه سیاسی» در پوشش مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله بوده است. شکست‌های پی‌درپی این جریان در تشکیل یک نظام عادلانه و گرایش سردمداران آن‌ها به سمت آمریکا و غرب و صهیونیسم، ثابت می‌کند که این مسیر از ابتدا اشتباه بوده است. آینده‌ی جهان اسلام متعلق به مذاهب اصیلی است که بر پایه‌ی وحدت، عقلانیت و مقاومت در برابر کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی بنا شده‌اند، نه جریانی که یکی از تخصص هایش کشتن مسلمان به نفع کافر است.

انحراف عقیدتی، تکفیر ناحق و جنایات گمراهان در ولسوالی انجیل ولایت هرات در حق اهل تشیع

انحراف عقیدتی، تکفیر ناحق و جنایات گمراهان در ولسوالی انجیل ولایت هرات در حق اهل تشیع

به قلم: فضل احمد هراتی

هم اکنون که هنوز سایه ی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط کفار آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران هنوز وجود دارد و به گواهی دنیا، در این جنگ، آمریکا و صهیونیستها شکست خوردند؛ اما آمریکا با بستن تنگه هرمز قصد فشار بیشتر وارد کردن بر مردم ایران را دارد و از این سو گروههایی نیز سعی در شلعه ور کردن جنگ مذهبی شیعه و سنی دارند.

آیا هنوز نمی دانید نقشه ی دشمنان چقدر خطرناک است؟

حمله بزدلانه افراد مسلح بر غیرنظامیان در ولسوالی انجیل ولایت هرات که منجر به شهادت و زخمی شدن دهها تن از هموطنان بیگناه ما گردید، بار دیگر چهره کریه جریانات افراطی و تکفیری را نمایان ساخت. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که عاملان آن مدعی پیاده‌سازی احکام الهی هستند، اما در عمل، ابتدایی‌ترین اصول انسانی و اسلامی را زیر پا می‌گذارند.

گروه افراطی داعش در رسانه های خود جهت توجیه این جنایات ادعا می‌کند که به دلیل اقدامات حکومت عراق در قبال زندانیان این گروه، شیعیان را در افغانستان، پاکستان و دیگر نقاط جهان هدف قرار می‌دهد.

بر فرض که در گوشه‌ای از دنیا ظلمی صورت گیرد، کشتن انسان‌های بی‌گناه در جغرافیا و کشوری دیگر که هیچ نقشی در آن حوادث نداشته‌اند، جنایتی آشکار و خلاف نص صریح قرآن است.

اهالی ملکی در افغانستان یا پاکستان، چه ارتباطی با سیاست‌های دولت سکولار یا مذهبی در عراق دارند؟ قربانی کردن نمازگزاران و عابران پیاده به بهانه حوادث فرامرزی، تنها نشان‌دهنده بن‌بست فکری و قساوت قلب این گروه است.

منهج نجدی با توسعه دایره تکفیر، هر کسی را که با قرائت انحرافی آن‌ها موافق نباشد، مهدورالدم می‌داند. این در حالی است که در سنت نبوی، تکفیر ناحق یک مسلمان از بزرگترین گناهان شمرده شده است. ریختن خون مسلمان از هر مذهبی که باشد به بهانه‌های واهی، نه تنها جهاد نیست، بلکه مصداق بارز «افساد فی الارض» است.

اسلام دین رحمت، عدالت و حفاظت از جان انسان‌ها بر اساس شریعت الله است. رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی در میدان جنگ از کشتن غیرنظامیان، زنان و سالخوردگان منع کرده اند. حرکاتی که امروز تحت عنوان «دوله» یا جریانات تکفیری انجام می‌شود، با هدف بدنام کردن اسلام و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی سازماندهی شده‌اند. این گروه‌ها با ایجاد جو ترس و وحشت، عملاً در مسیر اهداف دشمنان اسلام حرکت می‌کنند.

حمله بر مردم عام در هرات، هیچ توجیه شرعی و عقلی ندارد. پیوند دادن رنج زندانیان در عراق به ریختن خون شیعیان در افغانستان، مغلطه‌ای است که تنها برای فریب افراد ناآگاه به کار می‌رود. جامعه اسلامی باید با هوشیاری، این «منهج انحرافی» را که ریشه در جهل و تکفیر نابجا دارد، شناسایی و محکوم نماید. خون‌های ریخته شده در هرات، گواهی بر مظلومیت مردمی است که قربانی جهل مقدس و سیاست‌های خبیثانه تکفیری‌ها شده‌اند.

ترویج مذهب خون با دلارهای مجهول و نقد تفکرات داعش در کشتار شیعیان هرات امارت اسلامی افغانستان

ترویج مذهب خون با دلارهای مجهول و نقد تفکرات داعش در کشتار شیعیان هرات امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

جنایت اخیر در هرات و هدف قرار دادن غیرنظامیان بی‌گناه، بار دیگر پرده از چهره جریانی برداشت که ریشه در «منهج نجدیت» دارد. این تفکر که با قرائت افراطی «محمد بن عبدالوهاب» و حمایت‌های سیاسی-مالی آل‌سعود در شبه‌جزیره عربستان نضج گرفت، امروز با دلارهای مجهول و توسط انسانهائی فریب خورده ی در لباس دفاع از توحید و جهاد و مکبارزه با شرک و خرافات و بدعت و دهها برچسب عوام پسند به ابزاری برای نابودی بافت اجتماعی امت اسلامی و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد تبدیل شده است. این جریان با تکیه بر ثروت‌های بادآورده از منابع مجهول و فتاوای «علمای درباری دعوت نجدیت»، به جای مبارزه با دشمنان واقعی اسلام، لبه تیز شمشیر خود را به سمت مسلمانان، اعم از شیعه، صوفی و حنفی گرفته است.

گروه داعش مدعی است که شیعیان افغانستان یا پاکستان را به تلافی اقدامات حکومت عراق می‌کشد. این ادعا از منظر فقه اسلامی و قرآن کریم، «بدعت» و «ضلالت» محض است:

قرآن کریم با صراحت می‌فرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» هیچ‌کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد. کشتن یک پیرمرد یا کودک در هرات به بهانه اتفاقات سیاسی در بغداد، نه تنها جایگاهی در شریعت ندارد، بلکه دهن‌کجی آشکار به عدالت الهی است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة‌الوداع فرمودند: «خون و اموال شما بر یکدیگر حرام است». هیچ فقیه راستین اسلامی از مذاهب اربعه اهل سنت تا تشیع اجازه نداده است که انسانی به جرم عقیده یا به خاطر اعمال حاکمان یک کشور دیگر، در خاک خود کشته شود.

منهج نجدیت که گاه تحت عنوان وهابیت یا سلفیت یا لا مذهب هم شناخته شده است سال‌هاست که با پشتوانه پترودلارهای نفتی و چاپ میلیون‌ها کتاب مخالف منهج اهل سنت و جماعت، سعی در فروکاستن دین رحمانی اسلام به یک «ماشین کشتار» دارد. علمای درباری که در کاخ‌های ریاض و جده نشسته‌اند، با صدور فتاوای تکفیری، جوانان ساده‌لوح را به مسیر کشتار مسلمانان سوق می‌دهند. آن‌ها با صرف هزینه‌های گزاف، اسلام مبتنی بر تسامح با مسلمین و مجاهد در برابر کفار محارب خارجی را به اسلام «ذبح مسلمین و خادم کفار محارب خارجی» تغییر شکل داده‌اند تا بقای سیاسی اربابان خود را تضمین کنند.

اینجاست که باید بپرسیم که چرا داعش و جریان نجدیت بر کشتار شیعیان و صوفیان تمرکز دارند؟ چون این مذاهب و مشرب‌ها، مروج اسلام مذاهب فقهی اسلامی پیام آور وحدت با مسلمین و جهاد با اشغالگران هستند که با روحیه خشن و خشک بیابانی منهج نجدیت در برابر مسلمین سازگاری ندارند و تکفیر اهل تشیع و پیروان تصوف، راهی است برای ایجاد جنگ داخلی میان مسلمانان تا قدرت‌های کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی در سایه این ناامنی، ثروت‌های جهان اسلام را به غارت ببرند.

آنچه امروز داعش در افغانستان و منطقه انجام می‌دهد، «جهاد» نیست، بلکه «خروج بر اهل دعوت و جهاد و خدمت به دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی» است چه بدانند چه ندانند. آن‌ها با استفاده از نام «دوله» و ادعاهای واهی، در پی تطهیر جنایات خود هستند. حقیقت این است که میان یک حکومت سکولار در عراق و یک شهروند ملکی در هرات هیچ پیوند حقوقی و شرعی وجود ندارد که مجوز ریختن خون دومی را صادر کند. این منطق، منطق جنگل است، نه منطق وحی.

جنایت هرات ثابت کرد که دشمنی منهج نجدیت با کل مسلمین و کلیت اسلام است. وظیفه نخبگان، علما و جوانان است که با افشای پیوند میان «دلارهای مجهول»، «فتاوای نجدیت» و «چاقوی داعش»، از مرزهای فکری اسلام دفاع کنند. اسلام واقعی آنجاست که خون مسلمین محترم شمرده شود و جهاد بر کفار محارب خارجی متمرکز شود، نه آنجا که به نام دین، مسلمین در خون خود بغلتند. منهج نجدیت، انحرافی است که با پول آغاز شد و با خون ادامه می‌یابد و تنها راه مقابله با آن، بازگشت به اسلام اصیل و نفی تکفیر نابجای مسلمین و تمرکز بر آمریکا به عنوان سرافعی است.

محکومیت کشتار شیعیان هرات و کویته و نفی منهج تکفیری داعش و بازگشت به اعتدال فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در دارالاسلام افغانستان

محکومیت کشتار شیعیان هرات و کویته و نفی منهج تکفیری داعش و بازگشت به اعتدال فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در دارالاسلام افغانستان

به قلم: محمد اسامه

دو روز قبل عده ای جنایتکار در انجیل اطراف هرات چند نفر شیعیان را به شیوه ای وحشیانه قتل عام کردند و یک روز بعدتر و در کویته نیز چند نفر دیگر از شیعیان را کشتار کردند.

با آنکه کشتار هرات را گروه تکفیری داعش قبول کرد اما تاهنوز کشتار شیعیان هرات را کسی متقبل نشده است.

امارت اسلامی افغانستان که بر پایه فقه امام اعظم، ابوحنیفه رحمه الله بنا شده است، امروز در برابر یک آزمون بزرگ تاریخی قرار دارد. گروه تروریستی داعش نه تنها یک تهدید نظامی، بلکه یک جریان انحرافی عقیدتی است که ریشه در «منهج نجدی» و قرائت‌های افراطی محمد بن عبدالوهاب دارد. این فکر که با پشتوانه‌ی دلارهای سیاسی و فتاوای علمای درباری آل‌سعود ترویج شده، هدفش پاشیدن بذر نفاق میان امت اسلامی و تکفیر «أهل قبله» است.

صادقانه بگویم: اگر کسی می خواهد محمد بن عبدالوهاب را در زمان حاضر ببیند باید داعش را نگاه کند. داعش مجری صادقانه ی تفکرات محمد بن عبدالوهاب است.

محمد بن عبدالوهاب به ناحق مسلمان را مشرک می نامد و داعش حکم کفار مشرک را بر این مسلمین تطبیق می دهد همچنانکه خود محمد بن عبدالوهاب و شاگردانش در عربستان و عراق تطبیق دادند.

منهج نجدیت با توسعه‌ی بی‌ضابطه‌ی مفهوم «شرک»، بسیاری از اعمال مسلمانان (اعم از توسل، زیارت قبور صالحین و استغاثه) را شرک اکبر دانسته و خون عاملان آن را حلال می‌شمارد.

در بدترین حالت اگر بعضی از اعمال تاویل دار مسلمین را گناه بدانیم به یاد بیاوریم که امام ابوحنیفه رحمه الله قاعده‌ی طلایی «لا نکفر أحداً من أهل القبلة بذنب» هیچ‌یک از اهل قبله را به سبب گناهی تکفیر نمی‌کنیم را بنا نهاد.

اگر قرار باشد هر کسی که “یا رسول‌الله” می‌گوید یا به زیارت اولیاءالله می‌رود مشرک خوانده شود، طبق این منطق منحرف، اکثریت قاطع اهل‌سنت و جماعت در طول تاریخ مشرک محسوب می‌شوند، این همان نقطه‌ی انحرافی است که داعش از آن تغذیه می‌کند.

متأسفانه مشاهده می‌شود که برخی از مجاهدین و حتی علمای منسوب به امارت اسلامی، تحت تأثیر آموزه‌های نجدیت آل سعود، برادران مسلمان خود، به ویژه «اهل تشیع» را با برچسب «مشرک» خطاب می‌کنند.

باید به صراحت اعلام شود که میان «فقه مذهب حنفی» و «فکر نجدیت» تفاوت بنیادین وجود دارد. فقه حنفی، فقه تعامل، مدارا و حفظ جان مسلمان است، در حالی که منهج نجدیت که داعش مجری مسلح آن است فقه حذف، ذبح و تکفیر نابجای مسلمین است. هرگونه همسویی در تکفیر اهل تشیع، در واقع حرکت در مسیر پروژه‌ی داعش و دشمنان خارجی امت اسلامی است.

امارت اسلامی باید با قدرت حکومتی خود، موارد زیر را به طور رسمی ابلاغ و اجرا نماید:

  •  تمامی مدارس دینی حنفی مذهبها مکلف شوند که مرز دقیق میان «بدعت» (در صورت اثبات) و «شرک» را طبق مبانی حنفی تبیین کنند تا از تکفیر بی‌جای مسلمانان جلوگیری شود.
  • بر اساس فقه حنفی، اهل تشیع جزء «أهل قبله» هستند. جان، مال و آبروی آن‌ها در دارالاسلام محترم است. هرگونه فتوا یا حرکتی که منجر به مشرک خواندن و مهدورالدم دانستن آن‌ها شود، «خروج بر منهج امام اعظم» و «خیانت به دارالاسلام» تلقی گردد.
  • دستگاه‌های تبلیغاتی امارت اسلامی باید افشا کنند که چگونه فتاوای تکفیری که از تفکر نجدیت صادر می‌شود، ابزاری برای تأمین منافع طاغوتهای حاکم بر مسلمین و قدرت‌های سکولارغربی جهت ویرانی کشورهای اسلامی است.

تفاوت امارت اسلامی با داعش باید در «عمل» و «عقیده» هویدا باشد. اگر ما همان سخنی را بگوییم که داعش می‌گوید (مشرک دانستن سایر مذاهب)، پس تفاوت ما در چیست؟

امارت اسلامی باید با شجاعت اعلام کند که پیرو منهج اصیل اهل‌سنت و مذهب حنفی است که در آن «تکفیر نابجای مسلمان» بزرگترین جنایت است. ما باید با الگوگیری از امام ابوحنیفه رحمه الله، چتر حمایت خود را بر سر تمام اتباع کشور، از هر مذهبی، بگسترانیم و ریشه‌های سرطان تکفیر نابجا را با دلیل و روشنگری از مدارس و صفوف مجاهدین خود پاکسازی کنیم چون پیروزی در سایه وحدت و عدالت میسر است، نه در سایه تکفیر نابجای مسلمین و خون‌ریزی.

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به عنوان نظامی که بر پایه‌ی شریعت غرای محمدی و فقه اصیل امام همام، ابوحنیفه رحمه‌الله استوار است، وظیفه خود می‌داند تا مرز میان «ایمان» و «کفر» را مطابق با ترازوی دقیق شریعت تبیین نماید. امروز بر تمامی مجاهدین، علما و مسئولان نظام فرض است که صفوف خود را از افکار انحرافی و تکفیری که میراث جریان‌های بیگانه که نجدیت آل سعود و اسلام لیبرال آمریکائی است، پاکسازی کنند.

اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله بر این اساس است که هر کسی که به سوی قبله نماز می‌گزارد و به وحدانیت الله و نبوت خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه وسلم گواهی می‌دهد، مسلمان است.

اهل تشیع افغانستان، به عنوان بخشی از امت اسلامی و اهل قبله، مشمول این قاعده هستند. برچسب «مشرک» زدن به برادران شیعه، نه تنها با روح فقه حنفی در تضاد است، بلکه خروج از جاده‌ی اعتدال سلف صالح محسوب می‌شود.

مشرک یعنی شخص کافر و جزو دسته ای از کفار ۵گانه ی اصلی است که در آیه ۱۷ سوره ی حج و آیات دیگر قرآن از آنها در کنار سایر کفار نام برده شده است.

متأسفانه، نفوذ افکار خشک و افراطی که ریشه در منهج «محمد بن عبدالوهاب نجدی» دارد، باعث شده است که حتی برخی از منسوبین به فقه حنفی، برادران شیعه را به بهانه‌های واهی مشرک بپندارند.

امارت اسلامی با جرأت تمام اعلام می‌کند که تفاوت در برداشت‌های کلامی یا تاریخی، هرگز به معنای خروج از اسلام نیست.

بسیاری از اعمالی که برخی تندروها آن را شرک می‌نامند (مانند توسل یا زیارت)، در نگاه فقه حنفی و مذهب ماتریدی، لزوماً موجب خروج از دین نمی‌شود. لذا انتساب شرک به اهل تشیع، برداشتی غلط، غیرعلمی و مخالف با مذهب امام ابوحنیفه است.

رابطه‌ی امارت اسلامی با اهل تشیع، نه یک معامله‌ی سیاسی، بلکه یک «پیوند ایمانی» است.

قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». این اخوت شامل تمام مذاهبی است که بر توحید استوارند.

ما به صراحت اعلام می‌کنیم که میان منهج امام ابوحنیفه رحمه الله و افکار تکفیری داعش (سربازان مسلح منهج نجدیت آل سعود) تفاوت ماهوی وجود دارد. داعش خون مسلمان را حلال می‌شمارد، اما فقه حنفی خون «اهل قبله» را خط قرمز و غیرقابل تعرض می‌داند.

بر این اساس، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ابلاغ می‌نماید در مساجد و مدارس دینی، برادری و اخوت میان حنفی‌ها و شیعیان را ترویج کرده و از هرگونه سخنان تفرقه‌افکنانه و مشرک خواندن مسلمانان به شدت پرهیز کنند و دستگاه‌های امنیتی نیز صیانت از جان، مال و کرامت انسانی برادران تشیع را به عنوان یک وظیفه‌ی شرعی و حکومتی دنبال کنند و جهت اصلاح تفکر بعضی از مجاهدین، فرماندهان و مربیان عقیدتی مکلف‌اند به مجاهدین آموزش دهند که دشمن اصلی، آمریکا و صهیونیسم و کفار سکولار خارجی و داخلی هستند که جریان «تکفیری ها» که می‌خواهد با مشرک خواندن شیعیان و اهل تصوف میان اهل سنت، در افغانستان فتنه و جنگ داخلی به راه اندازد به عنوان ابزار پیشبرد اهداف خود به کار گرفته اند.

پس همه بدانند که هویت ما در دارالاسلام، هویت «اعتدال حنفی» است. ما اجازه نخواهیم داد افکار بیگانه و وارداتی نجدیت آل سعود  که توسط سربازان جهل (داعش) ترویج می‌شود، پیوند اخوت اسلامی ما را با برادران تشیع سست کند. اهل تشیع، مسلمان و مؤمن هستند و هرگونه تعدی به آن‌ها به بهانه‌ی شرک، جنایت علیه شریعت و دهن‌کجی به منهج امام ابوحنیفه رحمه الله است.

نقاب‌افکنی از چهره مزدوران شبکه‌های ماهواره‌ای و مدعیان دروغین سلفیت در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

نقاب‌افکنی از چهره مزدوران شبکه‌های ماهواره‌ای و مدعیان دروغین سلفیت در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: خالد هورامی

اظهارات اخیر مجریان شبکه‌هایی نظیر «کلمه» (مانند خدمتی  و ترشابی و کیانی)، پرده از حقیقتی هولناک برمی‌دارد؛ حقیقتی که نشان می‌دهد چگونه «دین‌فروشی» و وابستگی به دلارهای نفتی آل‌سعود و هدایت‌های اطلاعاتی آمریکا و صهیونیسم، می‌تواند یک مدعی علم را به ابزاری برای توجیه تجاوز کفار محارب خارجی علیه یک سرزمین مسلمان تبدیل کند. اینان که خود را پاسداران توحید می‌نامند، امروز در نقش پیاده‌نظام تبلیغاتی جبهه ی متشکل از کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار، جنگ علیه «دارالاسلام ایران» را به نفع ملت ایران جلوه می‌دهند.

منهج نجدیت درباری، همواره با استناد به «نواقض اسلام»، هرگونه دوستی، همکاری یا همسویی با غیرمسلمانان (به‌ویژه آمریکا و صهیونیسم) را کفر بواح و مایه خروج از دین می‌دانستند. اما اکنون شاهدیم که وقتی منافع اربابانشان در ریاض، واشنگتن و تل‌آویو اقتضا می‌کند، تمام آن باورها را زیر پا می‌گذارند.

چگونه است که پیوستن به جبهه کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی علیه یک کشور مسلمان، برای دیگران کفر است، اما برای این مبلغان درباری، «تلاش برای منافع مردم» تعریف می‌شود؟ این همان «نفاق» است که در خدمت جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفته است.

ریشه این انحراف بزرگ در منهج منافقین آشکار شده ی موجود در تفکر نجدیت نهفته است. از آنجا که این جریان، اکثریت مسلمانان (اعم از تشیع، صوفیه و اهل‌سنت) را کافری مشرک می‌پندارد، به راحتی می‌تواند با «دشمن صهیونیستی» علیه «برادر مسلمان» متحد شود.

 آن‌ها از تشیع و اهل‌سنت اصیل چنان کینه‌ای به دل دارند که حاضرند خانه‌ی برادر خود را به دست دشمن غاصب ویران کنند، به این امید که روایت انحرافی خودشان از دین حاکم شود. این عین خیانت به نص صریح قرآن و سنت نبوی و فقه مذاهب اسلامی در باب حرمت جان و مال مسلمان است.

سخنانی که از زبان این شیخ‌های خودفروخته شنیده می‌شود، مصداق بارز «اسلام آمریکایی» است؛ اسلامی که در آن نه از استکبارستیزی خبری هست و نه از دفاع از مظلومین فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی.

آن‌ها در حالی از تجاوز نظامی آمریکا به خاک ایران دفاع می‌کنند که صهیونیست‌ها هر روز در غزه و لبنان به نسل‌کشی مشغول‌اند و بخشهایی از سوریه را نیز اشغال کرده و اهل سنت سوریه را زندانی و شکنجه می کنند. سکوت یا حمایت ضمنی این جریان از اشغالگران، نشان می‌دهد که قبله‌ی واقعی آن‌ها نه کعبه، بلکه کاخ سفید و تل‌آویو است.

ملت هوشیار ایران و مسلمانان منطقه باید بدانند که این «دین‌فروشان» هیچ دلسوزی برای مردم ندارند. هدف آن‌ها تکه‌تکه کردن دارالاسلام و تضعیف قدرت مسلمانان در برابر صهیونیسم جهانی و آمریکای وحشی است.

 منهج نجدیتی که توسط آل‌سعود مرتد تغذیه می‌شود، کارکردی جز تولید تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و توجیه جنایات آمریکا و صهیونیستتها ندارد. دفاع از تجاوز نظامی کفار محارب خارجی به یک سرزمین اسلامی، با هیچ عقیده و حدیث و فقهی سازگار نیست، مگر با «دین تحریف شده»‌ای که در اتاق‌های فکر لندن و واشنگتن برای نابودی وحدت اسلامی نوشته شده است.

اهل سنت و جماعت و سایر مسلمین اگر با دروغهای امثال ترامپ و موشه رضاربع پهلوی فریب نمی خورند باید بدانند که دوران فریب با ریش و ظاهر اسلامی نیز به پایان رسیده است. کسی که جنگ صهیونیستها و آمریکا علیه مسلمانان را «خیر» بداند، از دایره اسلام و غیرت دینی خارج شده است. امارت اسلامی، علمای بیدار و تمامی پیروان راستین اهل سنت و جماعت، باید این جریان منحرف را که در خدمت «مثلث شوم صهیونیستی-آمریکایی-سعودی» است، افشا و طرد نمایند.

از رهبر کفار نصرانی کاتولیک در جنگ تحمیلی کفار مشرک (سکولار) در رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران باید تشکر شود

از رهبر کفار نصرانی کاتولیک در جنگ تحمیلی کفار مشرک (سکولار) در رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران باید تشکر شود

به قلم: ابوبکر خراسانی

مواضع کلیسا و پاپ لئون رهبر کفار نصرانی کاتولیک‌ جهانن در برابر جنگ افروزی و تجاوزهای ظالمانه ی کفار سکولار (مشرک) آمریکایی و صهیونیستها به دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان در اسلام نزدیک‌تر بود تا موضع گروه منافقین در شبکه های مختلف ماهواره ای کلمه و نور و غیره که به ناحق خود را به شیعه یا سنی منسوب کرده اند.

بر این اساس لازم است از موضع‌گیری پاپ تشکر و قدر دانی شود همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از زحمات ابوالبختری کافر تشکر کرد که در پیمان ظالمانه ی شعب آبی طالب جانب مسلمین را گرفته بود‌.

شرم بر کسانی که خود را مسلمان می نامند اما در این جنگ تحمیلی کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیستی فقط تماشاچی بودند حالا چه رسد به مرتدینی روسیاه چون ترابی و خدمتی و کیانی و امثالهم که جانب جبهه ی کفار محارب خارجی را گرفته بودند آنهم در پناه موشه رضا ربع پهلوی که در دیاثت و خیانت به وطنش شهره ی خاص و عام شده است‌.

پاپ لئو چهاردهم که پیشتر در پاسخ به حمله لفظی و غیر معمول ترامپ گفته بود هیچ هراسی از دولت دونالد ترامپ ندارد، در پیامی در فضای مجازی نوشت: جنگ‌، خشونت، بی عدالتی و دروغ، مورد رضایت خداوند نیست. قلب پیامبر مسیحیان با بد سیرتان، مغروران و متکبران نیست، بلکه همراه متواضعان و فروتنان است.

اظهارات توهین آمیز ترامپ علیه پاپ لئو چهاردهم با واکنش گسترده مسیحیان جهان از جمله بدنه مذهبی رای دهندگان ترامپ مواجه شده است. با این حال رئیس جمهور آمریکا بدون عقب‌نشینی از این اظهارات امروز هم به انتقاد از این رهبر مسیحی پرداخت و گفت: «او نمی‌فهمد و نباید درباره جنگ صحبت کند، چون هیچ ایده‌ای از آنچه اتفاق می‌افتد ندارد».

در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران یک نصرانی اینگونه در برابر مشرکین ایستاده است تو به عنوان یک مسلمان در کجا ایستاده ای؟

به هوش آمدن تحلیلگران گاوهای شیر ده عرب از هدف لاف زدن‌ها و محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا

به هوش آمدن تحلیلگران گاوهای شیر ده عرب از هدف لاف زدن‌ها و محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا

به قلم: کیوان مریوانی

محاصره هرمز توسط آمریکا نشان دهنده ی قلدری جهانی برای فروش اجباری نفت آمریکاست که دنیا متوجه آن شده است و اینکه حتی ضربه زدن به غذا و زندگی مردم هم برای آمریکا اهمیتی ندارد.

چون سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (فائو) در پی اقدامات آمریکا در تنگه هرمز هشدار داد که ادامه بحران منجر به فاجعه جهانی در بخش غذا و کشاورزی در جهان خواهد شد.

ماکسیمو تروئرو اقتصاددان ارشد فائو گفت: «ضروری است که آتش‌بس ادامه یابد و کشتی‌ها بتوانند حرکت خود را از سر بگیرند… تا از بروز مشکل تورم مواد غذایی جلوگیری شود.»

در کنار این و در این راستا عبدالسلام صالح، تحلیلگر عربستانی می گوید:
آخرین بیانیه ترامپ حقیقت را آشکار می‌کند: محاصره تنگه هرمز ربطی به «امنیت» ندارد، بلکه یک ترفند بازاریابی ناامیدانه برای فروش اجباری نفت آمریکاست.

او با لاف زدن در مورد ذخایر عظیم – از جمله نفت توقیف شده ونزوئلا – آشکارا سعی در فلج کردن صادرات خلیج فارس برای انحصار بازار دارد.

این توهین مستقیم به حاکمیت منطقه‌ای و خیانت به متحدان در ژاپن و هند است.

جهان با یک «طرح امنیتی» روبرو نیست، بلکه با قلدری روبرو است که رگ‌های جهانی را می‌بندد تا کالاهای خود را با زور اسلحه بفروشد.

یک قمار دیوانه‌وار برای سود بدون توجه به پیامدهای جهانی.

زمانی دارالاسلام ایران با ادب سکولاریستی با کفار محارب آمریکائی صحبت کرد و زمانی که با زبان شریعت وارد گفتگو شد

زمانی دارالاسلام ایران با ادب سکولاریستی با کفار محارب آمریکائی صحبت کرد و زمانی که با زبان شریعت وارد گفتگو شد

به قلم: مسعود سنه ای

الله تعالی در مورد کفار سکولار می فرماید : و لا یزالون یقاتلونکم .

یعنی اینها با زبان اسلحه با مومنین وارد گفتگو می شوند تا اگر بتوانند مومنین تابع برنامه و قوانین خود کنند.

در برابر این واقعیت، الله تعالی تنها عامل بازدارنده را تهیه اسلحه و قدرت نظامی معرفی می کند و می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ (انفال/ ۶۰)

حالا در برهه ای زمان مسئولین دیپلماسی دارالاسلام ایران از این زبان شرعی دوری کردند و در این مذاکرات اسلام آباد به پشتوانه قدرت میدان و اسلحه به گفتمان و دیپلماسی شرعی برگشتند، اختلاف را در این پیام گویای سفارت دارالاسلام ایران در هند ببینید که می گوید:
‌«۲۰۱۵، پس از برجام:
آمریکا: تحریم‌های بانکی برداشته شده است!
ایران: پس چرا نمی‌توانم پول منتقل کنم؟
آمریکا: نمی‌دانم.

۲۰۲۶، پس از جنگ ۴۲ روزه:
ایران: تنگه هرمز طبق مقررات باز است!
آمریکا: پس چرا نمی‌توانم کشتی‌ها را از آن عبور دهم؟
ایران: نمی‌دانم.»