به بهانه ی ترورهای کور شیعیان در هرات افغانستان و کویته پاکستان: بازگشت از تکفیر به مسیر عزت امت

به بهانه ی ترورهای کور شیعیان در هرات افغانستان و کویته پاکستان: بازگشت از تکفیر به مسیر عزت امت

به قلم: خالد هورامی

دیروز در انجیل اطراف هرات افغانستان و امروز در کویته پاکستان شاهد قتل عام وحشیانه ی شیعیان عادی بودیم که دل هر مومنی را آزار داد.

چون جریان منحرفی که دست به تکفیر نابجا و کشتار کور شیعیان زده است خود را به  آرای امثال ابن‌تیمیه و ابن‌قیم منوسب کرده در حالی که تابع «نجدیت» و برداشتهای محمد بن عبدالوهاب و علمای الدعوة النجدیة هستند، اجازه دهید به صورت مختصر و بر اساس آرای ابن تیمیه و ابن قیم رحمهما الله به نقد این جریان‌های منحرف معاصر بپردازیم.

بسیاری از مدعیان پیروی از سلف صالح، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر طبل تکفیر مطلق اهل تشیع می‌کوبند. اما با مراجعه به کلام بزرگانی چون ابن‌تیمیه و ابن‌قیم جوزیه، حقیقتی غیر از این آشکار می‌شود:

  • ابن‌تیمیه صراحتاً بیان می‌دارد که «مفضله» (کسانی که علی (ع) را برتر می‌دانند اما به خلفا توهین نمی‌کنند) به اهل سنت نزدیک‌ترند و شیعیان امامیه مسلمانند و در میان آنها مومنینی وجود دارند که منافق نیستند ودر کل مثل مذهبی از مذاهب اسلامی به آنها نگاه می کند و حتی درباره رافضه (غلات میان تشیع) نیز تکفیر را به صورت مطلق نمی‌پذیرد و آن را منوط به غلو منجر به الوهیت می‌داند و تنها علمای غلاتی چون اسماعیلیه را تکفیر می کند که آگاهند و آگاهانه دچار کفریات شده اند.
  • ابن‌قیم جوزیه در کتاب «الطرق الحکمیه» فراتر رفته و تأکید می‌کند که رافضه، معتزله و خوارج اگرچه بدعت‌گذار دانسته شوند، اما کافر نیستند و شهادت و گواهی آنان در دادگاه مورد قبول است.

وقتی پیشوایان علمی شما (ابن‌تیمیه و ابن‌قیم) دایره اسلام را چنان فراخ می‌بینند که شیعیان را در زمره مسلمین (و نه کفار) می‌شمارند، چرا جریان‌های منسوب به «نجد» و محمد بن عبدالوهاب مسیر تکفیر را پیش گرفته‌اند؟

آیا زمان آن نرسیده است که به جای تبعیت از آرای تندروانه و انحرافی دعوت نجدیت که باعث پاره‌پاره شدن پیکر امت گشته، به سیره و فتوای اصیل پیشوایان خود بازگردید که بین اختلافات کلامی و خروج از دایره اسلام مرز قائل بودند؟

امروز که به برکت بیداری اسلامی، بخشی از امت اسلام (اهل تشیع) همچون سایر مسلمین حنفی در افغانستان و شافعی ها در سومالی و مالکی ها در مالی و.. موفق به تشکیل یک قدرت حاکمیتی مستقل شده است، ثمرات آن را تمام جهان اسلام مشاهده می‌کند و در حالی که بسیاری از حاکمان خائن بر کشورهای اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم سر فرود آورده‌اند و یا حتی در اختیار این کفار محارب قرار گرفته اند، این قدرت حاکمیتی در وضع موجود به عنوان یک قدرت حکومتی رسمی در دنیا مهمترین سد استوار در برابر اشغالگری و توطئه‌های ضداسلامی این کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی است و امروز این حاکمیت، عزت پایمال شده مسلمین در قدس و غزه و کل منطقه را بازگردانده است.

ای برادران مسلمان، وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم (انفال / ۴۶) پس، نزاع‌های کلامی که قرن‌ها پیش توسط فقها بررسی شده، نباید مانع از دیدن واقعیت‌های عینی امروز شود. ما شما را دعوت می‌کنیم که به این جبهه قدرت و عزت بپیوندید. قدرت حاکمیتی که امروز در اختیار تشیع است، نه در پی نفی دیگران، بلکه در پی اعتلای کلمه الله و مقابله با دشمن مشترک (صهیونیسم جهانی و آمریکای جهانخوار) است.

اگر امروز مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) حول محور این حاکمیت مقتدر و استکبارستیز متحد شوند، هیچ قدرتی در جهان یارای مقابله با «امت واحده» را نخواهد داشت. ان شاء الله.

بیایید به جای تکفیر یکدیگر، قدرت‌هایمان را با هم جمع کنیم. اگر ابن‌تیمیه امروز زنده بود، بی‌شک ایستادن در صف مقابل آمریکا و صهیونیسم را بر هر نزاع کلامی مقدم می‌شمرد. به سوی عزت و حاکمیت واحد اسلام بشتابید.

منظور جولانی ارباب مُلا فتاحی از «تجاوز» چیست؟ ایران و حزب‌الله و تنظیم الدولة و القاعده و… یا اسرائیل؟

منظور جولانی ارباب مُلا فتاحی از «تجاوز» چیست؟ ایران و حزب‌الله و تنظیم الدولة و القاعده و… یا اسرائیل؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

اگر در گذشته و حتی در چند سال اخیر و در افغانستان کسانی چون راکتیار و احمد شاه مسعود و ربانی و مجددی و … و در سومالی کسانی چون شریف شیخ احمد به خائنین به اهل دعوت و جهاد مشهور شدند تاریخ بار دیگر در سوریه شاهد ظهور چهره‌ای است که برای حفظ کرسی قدرت، نه تنها بر خون‌های ریخته شده، بلکه بر آرمان‌های اصیل اسلامی و اهدافی که اهل دعوت و جهاد انصار و مهاجر به خاطر واید میدانهای جهاد قدم گذاشته بودند پا می‌گذارد.

احمد الشرع همین خائن و مرتدی است که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم درآمده است و با هر گروه و فرد و حاکمیتی که آمریکا و شرکایش آنها را تروریستی می داند وارد جنگ شده است و امروز نقاب از چهره برداشته و با وقاحتی تمام، سخن از «بی‌طرفی» و «مذاکره با اشغالگران صهیونیست» به میان می‌آورد.

احمد الشرع در حالی دم از عدم ورود به جنگ می‌زند که چکمه‌های سربازان صهیونیست، خاک قنیطره را آلوده کرده و دشمن تا دروازه‌های دمشق پیشروی کرده است و آمریکا نیز در حسکه و مناطق دیگر پایگاه نظامی دارد که در این جنگ رمضان مورد هدف نیروهای اسلامی قرار گرفتند.

 کدام استدلال، چه اسلامی و چه سکولار، اجازه می‌دهد که خاک کشور تحت اشغال کفار محارب خارجی باشد و مدعی رهبری، سخن از «دوری از جنگ» به میان آورد؟

امروز که جبهه واحد «مقاومت اسلامی» از ایران و یمن و جنوب لنبان گرفته تا دلاوران و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین جنگ مسلحانه و نرم خود گرفته‌اند و لرزه بر اندام این غده سرطانی انداخته‌اند، احمد الشرع به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تل‌آویو می‌فرستد. او ثابت کرد که جهاد ادعایی او، تنها برای کشتار مسلمانان و ویرانی سوریه بود، نه برای مقابله با دشمن اصلی امت اسلام.

ای مُلا عبدالرحمن فتاحی، اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجودت باقی مانده بود، امروز باید از این جولانی مرتد فاصله یم گرفتی و تمام قوای خود را برای بازپس‌گیری جولان و قنیطره بسیج می‌کردی. اگر اسلام را نمی‌فهمی، دست‌کم به اندازه یک «سکولار میهن‌پرست» غیرت داشته باش و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی آزاد سازی آنرا دارید دفاع کن، چطور می‌توانید حتی از بازسازی و اقتصاد سخن بگویید در حالی که دشمن در حال حفر سنگر در خاک شماست؟

اعتراف به انجام مذاکره با اسرائیل و ابراز تأسف از تغییر نظر آن‌ها، اوج پستی و سقوط اخلاقی است. این نشان می‌دهد که جولانی دیروز و الشرع امروز، هیچ‌گاه به دنبال اعلای کلمه الله نبوده، بلکه همواره به دنبال «معامله» بوده است. او می‌خواهد سوریه را به منطقه‌ای خنثی و تحت فرمان قدرت‌های استکباری تبدیل کند تا تنها چند روز بیشتر بر اریکه قدرت تکیه بزند.

جولانی می گوید: اگر به ما تجاوز شود پاسخ می دهیم.

منظور ابو محمد جولانی از واژه «تجاوز» بیشتر به سمت ایران و حزب‌الله و نیروهای اسلامی مخالف آمریکا هدایت می‌شود تا اسرائیل. او با این تفسیر می‌کوشد تا دشمن اصلی را از ایران و حزب‌الله نشان دهد و اسرائیل را در جایگاه بی‌طرف یا کمتر مقصر معرفی کند. این شیوهٔ روایت گاه‌به‌گاه می‌تواند در خدمت مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های سیاسی طرف مقابل باشد و از نگاه واقعیت میدانی فاصله بگیرد.

اما واقعیتِ میدانی چه می‌گوید؟ اسرائیل تاکنون تا نزدیکی دمشق و قنیطره پیش رفته و ایستگاه‌های بازرسی ایجاد کرده است. گاه در برخی مناطق، گزارش‌هایی مطرح می‌شود از بازرسی‌های خانه‌ها و بازداشت برخی افراد. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که دشمن صریح سوریه تنها یک «طرف خیالی» نیست و حضور نظامیِ اسرائیل و آمریکا در خاک سوریه با پیامدهای جدی برای امنیت و تمامیت ارضی سوریه وجود دارد.

اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجود این فرد و برخی هم‌فکران باقی مانده بود، باید در برابر اشغال خاک سوریه و تقدیم جولان و قنیطره به دشمنان ایستادگی می‌کردند، نه اینکه با طعن‌زدن به مسلمین در حال جنگ با آمریکا و صهیونیستها، از مذاکرات سازش سخن به میان آورند.

چرایی پیروزی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش و تغییر خاورمیانه

چرایی پیروزی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش و تغییر خاورمیانه

شبکه RT ضمن تحلیلی به این نتیجه رسید که: ایران پیروز شده و خاورمیانه تغییر کرده است

چهار درس از جنگی که تهران در آن شکست نخورد:

۱. ایران ایستادگی کرد. نه واشینگتن و نه تل‌آویو نتوانستند اراده خود را از طریق زور تحمیل کنند. ایران جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای تثبیت کرد و به یکی از بازیگران تعیین‌کننده در خاورمیانه تبدیل شد.

۲. کشورهای خلیج فارس با میزان آسیب‌پذیری خود و وابستگی‌شان روبه‌رو شدند. پایگاه‌های آمریکایی در خاک آن‌ها، به‌جای تضمین امنیت، به آهنربایی برای تلافی ایران تبدیل شدند. ضمناً معلوم شد که تضمین‌های امنیتی آمریکا قابل اتکا نیست.

۳. قدرت نظامی دوباره برتری خود را نشان داد. ایرانِ تحت تحریم، با وجود مشکلات اقتصادی توانست در برابر یک ابرقدرت جهانی ایستادگی کند و از نظر راهبردی آن را شکست دهد. همزمان همسایگان جنوبی بسیار ثروتمندتر آن عملاً به تماشاگران (یا بدتر، اهداف حمله) تبدیل شدند. در دنیای امروز، قدرت، تعیین‌کننده نتایج است.

۴. ایران از این درگیری سالم بیرون آمد. این کشور، همچنان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند و سیاست آن قاطع، منضبط و عمل‌گرایانه‌تر خواهد بود.

اندرابی، تکرار تراژدی دکتر عافیه صدیقی اینبار در کشور سکولار هند

تکرار تراژدی دکتر عافیه صدیقی اینبار در کشور سکولار هند

بی‌دادگاه حکومت سکولار هند برای آسیه اندرابی زن مسلمان کشمیری سه حبس ابد صادر کرد

اندرابی، فعال مسلمان، در ۲۴ مارس توسط دادگاه ویژه آژانس تحقیقات ملی در دهلی نو محکوم شد. دو نفر از همکاران او، صوفی فهمیده، ۳۶ ساله ( معلول ویلچرنشین) و ناهیده نسرین ۶۱ ساله نیز به ۳۰ سال زندان محکوم شدند.

این سه زن در سال ۲۰۱۸ توسط حکومت سکولار هند تحت قانون پیشگیری از فعالیت‌های غیرقانونی قرار گرفتند که یک قانون سختگیرانه ضد تروریسم است.

اندرابی توسط این نهاد جنجالی به جنگ علیه دولت هند، جمع‌آوری کمک‌های مالی برای اقدامات تروریستی و عضویت در یک گروه تروریستی متهم شده است.

با این حال، قاضی در حکم ۲۹۰ صفحه‌ای خود هیچ مدرکی در رابطه با این اتهامات پیدا نکرد و در نهایت او را به مجموعه‌ای از اتهامات کم‌اهمیت‌تر، مانند تحریک خصومت بین جوامع، تضعیف یکپارچگی ملی و تحریک بی‌نظمی عمومی، محکوم کرد.

فرمان عالیقدر مولوی هبة الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مورد تنظیم دست فروشان

فرمان عالیقدر مولوی هبة الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مورد تنظیم دست فروشان

بسْمِ‌اللّهِ‌الرَّحْمَنِ‌الرَّحِيم

الحمد لله رب العٰلمين والصلوٰة والسلام على سيد المرسلين و على آله و أصحابه أجمعین.

شماره فرمان: ۲۱‌‌
تاریخ: ۱۴۴۷/۹/۵ هـ . ق

به منظور جلوگیری از بی‌نظمی و ازدحام شهری و تنظیم امور دست فروشان، مراتب ذیل را منظور می‌کنم:

ماده اول:
تمام شاروالی‌ها مکلف اند، با درنظرداشت معیارهای طرح‌‌های شهری و طرح‌‌ریزی شهری، امور دست فروشان را در شهرها مطابق احکام این فرمان تنظیم کنند.

ماده دوم:
شاروالی‌ها در زمینۀ تنظیم امور دست فروشان در شهرها، دارای وظایف ذیل می‌باشند:

۱‌‌- فراهم کردن زمینه فعالیت برای دست فروشان در ساحات مختلف شهرها در هماهنگی با ادارات مربوط.

۲- مشخص کردن اماکن مخصوص برای دست فروشان و در صورت نیاز تغییر مکان آن‌ها، البته که فروشات آن‌ها متضرر نشود.

۳- خط اندازی در ساحات مشخص شده برای فعالیت دست فروشان و تعیین مکان به اندازه مشخص برای هر دست‌‌فروش.

۴- فراهم کردن طرح (نقشه) غرفه‌ها، تخت‌ها و میزهای کاری برای دست فروشان.

۵- ثبت دست فروشان با توجه به فعالیت آن‌ها در ناحیه‌ها در هماهنگی با ادارات مربوط و تهیه و توزیع کارت‌های هویت برای دست فروشان به طور رایگان.

۶- ایجاد ذخیره معلوماتی (دیتابیس) برای ثبت دست فروشان و ثبت کردن شهرت مکمل، نوع فعالیت و ساحۀ فعالیت«نقطه  GPS» آن‌ها.

۷- نظارت دوامدار از ساحات مربوط به منظور جلوگیری از فروش مواد تاریخ تیرشده و ممنوعه از طرف دست فروشان و فعالیت در مناطق ممنوعه و نداشتن کارت هویت دست‌‌فروش.

شاروالی‌ها مکلف اند، به منظور ترتیب و تنظیم هرچه بهتر دست فروشان فرصتی را فراهم کنند که هر صد دست‌‌فروش یک تن را به حیث نماینده خویش تعیین و به شاروالی معرفی کنند، البته شخص تعیین شده تنها نماینده آن‌ها است نه قراردادی.

(شاروالی‌ها نمی‌توانند، در مقابل طرح (نقشه) مذکور در جزء ۴ فقره (۱‌‌) این ماده از دست فروشان پول اخذ کنند، بلکه طرح (نقشۀ) مذکور را مطابق احکام این فرمان در اختیار دست‌‌فروش دارنده کارت قرار دهند و شخصاً از ساخت و فروش غرفه‌ها، تخت‌ها و میزهای کاری خودداری کنند.

ماده سوم:
(۱‌‌) دست فروشان شهرها، دارای مکلفیت‌های ذیل می‌باشند:

۱‌‌- سپردن نقل تذکره برقی مربوط و شماره فعال موبایل به شاروالی‌ها و دریافت کارت هویت دست فروشان.

۲- ساخت غرفه، تخت یا میزکاری خود مطابق طرح و مشخصات تأیید شده شاروالی‌ها و رعایت نظافت ساحۀ مربوط.

۳- انجام دادن فعالیت در مکان مشخص شده و در صورت ترک مکان مشخص شده، اطلاع دادن طور کتبی به شاروالی مربوط.

۴- خودداری از استفاده بلندگوها برای جلب مشتریان.

۵- خودداری از فروش مواد دیرینه (تاریخ تیر شده) و ممنوعه.

۶- خودداری از کرایه، اجاره و یا فروش تخت و میزکاری مشخص شده خویش به شخص دیگر، مگر این‌که قبلاً شاروالی مربوط را در جریان قرار داده باشد.

۷- خودداری از کرایه، اجاره و یا فروش مکان مشخص شده خود به شخص دیگر.

(۲) هرگاه دست فروشان از احکام مندرج جزء ۱‌‌ الی ۶ فقرۀ (۱‌‌) این ماده تخلف ورزند، شاروالی‌ها آن‌ها را به طور ذیل تأدیب می‌کنند:

۱‌‌- به بار اول، دادن اخطاریه کتبی.

۲- به بار دوم، اخراج دست‌‌فروش از ساحه مربوط و سپردن آن به شخص مستحق دیگر مطابق احکام این فرمان.

۳-هرگاه دست‌‌فروش از حکم مندرج جزء ۷ فقرۀ (۱‌‌) این ماده تخلف ورزد، شاروالی‌ها شخص مذکور را به محکمه مربوط معرفی کنند.

ماده چهارم:
این فرمان از تاریخ صدور نافذ و در جریده رسمی نشر شود.

والسلام علیکم ورحمة‌الله وبرکاته
امیرالمؤمنین شیخ‌القرآن والحدیث
مولوی هبـة‌الله اخندزاده حفظه الله

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز تاریخ اسلام شاهد ورق خوردن صفحه‌ای زرین است. پس از چند قرن افول و سلطه کفار سکولار و اشغالگر غربی، بار دیگر «دارالاسلام ایران» توانسته است به چنان عزت و اقتداری دست یابد که به عنوان یک دارالاسلام مقتدر، در برابر بزرگترین قدرت‌های کفر جهانی و در رأس آن‌ها آمریکای مستکبر و متحدانش، سینه سپر کند. این ایستادگی و مقابله‌به‌مثل، تنها پیروزی یک جغرافیا نیست، بلکه بازگشت شکوه از دست رفته کل امت اسلام است.

در منطق عزت، آنچه اهمیت دارد اهتزاز پرچم «لا اله الا الله» است. فرقی نمی‌کند که این پرچم به دست کدام یک از فرق اسلامی برافراشته شده باشد؛ مهم این است که ماهیت این قدرت، اسلامی است.

خواه حکومت حنفی‌مذهب در افغانستان باشد؛خواه مجاهدان زیدی و شافعی در یمن؛ و خواه هر گروه شریعت‌گرای دیگری که در گوشه و کنار جهان برای اعلای کلمه حق جهاد می‌کند.

در برابر جبهه متحد کفر، نام مذهب باید در سایه نام بلند اسلام قرار گیرد تا لرزه بر اندام دشمنان بیفتد.

حقیقت امروز این است که حکومت شیعه در ایران، به اقتداری دست یافته که مایه مباهات هر مسلمانی است که دل در گرو عزت دین دارد. بر ماست که از این اقتدار حمایت و نگهداری کنیم؛ چرا که تضعیف این سنگر، تضعیف تمام نهضت‌های اسلامی است. این حمایت، نه به معنای دست کشیدن از مذهب خود، بلکه به معنای صیانت از «عزت مشترک» است.

حمایت از اقتدار کنونی، راه را برای گسترش حاکمیت‌های اسلامی در دیگر نقاط جهان هموار می‌کند. هدف نهایی، ایجاد زنجیره‌ای از حکومت‌های الله بر روی زمین است تا برادران حنفی در افغانستان امارت خود را مستحکم‌تر سازند؛ تا پیروان مذاهب مالکی، حنبلی و شافعی در نجد، مصر، ترکیه، پاکستان و دیگر سرزمین‌های اسلامی، با الگوگیری از این ایستادگی، به سوی تشکیل حکومت‌های مبتنی بر شریعت و عدل الهی حرکت کنند.

زمان آن فرا رسیده است که تمام فرقه‌های اسلامی، فراتر از اختلافات فقهی، به عنوان یک «امت واحده» در کنار هم بایستند. هر سرزمین اسلامی که به حاکمیت شریعت دست یابد، پاره‌ای از تن واحد امت است. بیایید با پشتیبانی از اقتدار موجود، زمینه‌ساز بیداری عمومی و تشکیل امارات و حکومت‌های اسلامی در سراسر بلاد باشیم تا عزت اسلام برای همیشه در جهان پایدار بماند.

از انحرافات منهجی نجدیت در طبقه‌بندی کفار ۵گانه و مشرک نامیدن اهل قبله

از انحرافات منهجی نجدیت در طبقه‌بندی کفار ۵گانه و مشرک نامیدن اهل قبله

به قلم: ابومحمود کندزی

دیروز در زیارتگاهی در اطراف هرات چند مسلمان شیعه به شیوه ای درندانه قتل عام شدند که لازم میدانم با توجه به سوابق چنین جنایاتی نکاتی را بیان کنم.

بزرگترین مصیبت منهجی پیروان محمد بن عبدالوهاب و شیوخ درباری، جابجایی مفاهیم قرآنی است. آن‌ها صهیونیست‌های مشرک و سکولار را که دشمن خونی بشریت هستند، تحت عنوان «اهل کتاب» (یهود) طبقه‌بندی می‌کنند تا به نوعی برای آن‌ها مشروعیت یا تخفیف در دشمنی قائل شوند. در مقابل، مسلمانان (اعم از شیعه، صوفی و سایر مذاهب اهل‌سنت) را که رو به یک قبله نماز می‌گزارند، به بهانه‌های واهی «مشرک» می‌خوانند. این جابجایی، آدرس غلط دادن به امت اسلامی برای شناسایی دشمن است.

منهج نجدیت بر اساس یک پیش‌فرض غلط استوار است که گمان می‌کنند توسل یا ارادت به اولیاءالله توسط اهل سنت و شیعه، شرکی بدتر از کفر صهیونیسم و آمریکااست. این در حالی است که آن‌ها بر اساس همین تحلیل اشتباه، نتیجه می‌گیرند که «مشرک (مسلمان از نظر آن‌ها منحرف) از کفار مشرک اصلی(آمریکا و اسرائیل) بدتر است». البته به اندازه ای جاهل به منهج اهل سنت و جماعت هستند که کفار مشرک صهیونیست و آمریکائی را جزو کفار اهل کتاب یهودی و نصرانی حساب می کنند.

این نگاه باعث شده است که نوک پیکان حملات آن‌ها به جای دشمن غاصب مشرک محارب، به سمت سینه برادران مسلمان نشانه رود.

قرآن کریم در آیه ۱۷ سوره مبارکه حج، دسته‌بندی روشنی از گروه‌ها ارائه می‌دهد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.

این آیه نشان می‌دهد که یهود، صابئین، نصارا، مجوس و مشرکین هر کدام جایگاه و ماهیت خود را دارند. انحراف نجدی‌ها در این است که الله تعالی کفار یهودی و نصرانی و مجوس و صابئین را جزو کفار مشرک قرار نداده است اما نجدیت نه تنها همه را جزو کفار مشرک قرار می دهد بلکه  مذاهب اسلامی را نیز در ردیف «مشرکین» قرار می‌دهند و به این شکل ماهیت جنایتکارانه و الحادی صهیونیسم  و غرب سکولار(مشرک) را پشت نقاب «اهل کتاب» پنهان می‌کنند، در حالی که عملکرد صهیونیستهای سکولار  فرسخ‌ها با تعالیم تورات فاصله دارد.

این تفکر نجدیت که به محمد بن عبدالوهاب و الدعوه النجدیة منسوب است، آشکارا با قرآن، سنت نبوی و آراء امامان بزرگ اهل‌سنت (مانند امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) در تضاد است.

قاعده اصیل اهل‌سنت، عدم تکفیر «اهل قبله»ای است که دارای عذرهای معتبر شرعی هستند و هر کسی که کلمه «لا اله الا الله» را بر زبان جاری کند، خون و مالش حرام است؛ اما منهج نجدیت با برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین این اصل بنیادین را زیر پا گذاشته و راه را برای فتنه‌های مذهبی باز کرده است.

نتیجه عملی این تفکر اشتباه در جنگ امروز غزه و تقابل با صهیونیسم و آمریکا کاملاً مشهود است .کسی که در «کافر سکولار» بودن صهیونیست‌های جنایتکار و آمریکای متجاوز شک کند، در حقیقت در شناخت بدیهیات اسلام دچار مشکل شده است و شیوخ درباری با استناد به همین مبانی غلط، از ایجاد وحدت اسلامی علیه اسرائیل جلوگیری می‌کنند، چون دشمن فرضی خود را (شیعه و صوفی) خطرناک‌تر از دشمن واقعی (صهیونیسم و آمریکا) معرفی کرده‌اند.

منهج نجدیت با ارائه تعریف لفظی از «مشرک» و جایگزین کردن آن با معنی معنی شرعی مشرک، عملاً امت اسلام را از درون تهی و زمین‌گیر کرده است. بازگشت به قرآن و تبعیت از سیره واقعی سلف صالح و ائمه مذاهب، تنها راهی است که در آن دشمن واقعی (صهیونیسم و آمریکا) به درستی شناسایی شده و برادری میان اهل قبله جایگزین تکفیر و برادرکشی می‌گردد.

 بیداری اسلامی فرامذهبی و نقدی بر جزم‌اندیشی و لزوم نصرت اهل قبله در برابر کفار آمریکائی – صهیونی

 بیداری اسلامی فرامذهبی و نقدی بر جزم‌اندیشی و لزوم نصرت اهل قبله در برابر کفار آمریکائی – صهیونی

به قلم: محمد اسامه

امروز در سرزمین شام، شاهد حضور عده‌ای هستیم که در چنبره‌ی قدرت‌طلبی و جهل گرفتار شده‌اند. این گروه‌ها، به جای دیدن تصویر کلان امت اسلام، درگیر تعصبات خشکی شده‌اند که محصول فهم غلط از «منهج» است. شیخ‌هایی که با قرائت‌های تکفیری و انتساب ناحق «شرک» به پاره‌های تن امت، عملاً در جبهه‌ی تضعیف اسلام قرار گرفته‌اند.

این مدعیان منهج، به بهانه‌ی ارتباط حماس با ایران یا شیعه بودن حزب‌الله، از یاری رساندن به آن‌ها در برابر دشمن اشغالگر سر باز می‌زنند. ما از این مدعیان سوال می‌کنیم:

  • آیا ناله‌ها و فغان کودکان غزه و لبنان را که در چند قدمی شما زیر آوار هستند، نمی‌شنوید؟
  • آیا در ترازوی شرع شما، اختلافات مذهبی بالاتر از خونِ مسلمین و حرمت اهل قبله است؟

برای بیداری این ذهن‌های منجمد، باید در کنار مسائلی چون: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/ ۹۲) تاریخ را یادآوری کرد. صلاح‌الدین ایوبی، آن مجاهد بزرگ، در زمانی که با صلیبی‌ها می‌جنگید، چرا به نصرت و تعامل با فاطمیون در مصر روی آورد؟ او می‌دانست که در برابر دشمن خارجی که دارالاسلام را هدف گرفته، باید از اختلافات داخلی عبور کرد. صلاح‌الدین فهمیده بود که دشمن اصلی کیست، اما شما امروز در تشخیص «کافر حربی» از «برادر دینی» دچار کوری استراتژیک شده‌اید.

سوال صریح ما این است:

  •  آیا آمریکا به عنوان رأس کفر جهانی، دشمن نیست؟
  • آیا صهیونیست‌ها که زمین‌های مسلمین را غصب کرده و مقدسات را هتک می‌کنند، کافر حربی نیستند؟

چطور است که برای شما، مسلمانی که رو به قبله نماز می‌خواند، از صهیونیست جانی خطرناک‌تر جلوه می‌کند؟ این همان انحراف در «فهم شرک» است که از تفکرات نجدیت درباری نشأت گرفته است.

بزرگترین خطای این جریان، توسعه‌ی دایره‌ی شرک به عموم مسلمین مخالف آنها است. در حالی که امت اسلام موحد است و «لا اله الا الله» می‌گوید. شگفت‌انگیز است که این مدعیان، کفار سکولار که مشرکین اصلی هستند را در زمره‌ی مشرکین (سکولاریستها) و  کفار محارب واجب‌القتل نمی‌آورند، اما برادر مسلمان خود را به بهانه‌های واهی مشرک (سکولار) می‌خوانند و از یاری او در برابر بمب‌های صهیونیستی امتناع می‌کنند.

رها کردن اهل قبله در برابر هجمه‌ی وحشیانه‌ی کفار محارب خارجی، به بهانه‌ی اختلافات مذهبی، نه تنها خلاف شرع، بلکه خیانت به آرمان قدس است. این فهم غلط از دین، امت را به سوی نابودی می‌برد.

 امروز زمان آن است که مرزهای مذهبی در برابر دشمن کافر محارب مشترک فرو بریزد و صدای ناله مظلومان، وجدان‌های خفته‌ی مدعیان منهج را بیدار کند.

پایان «وهن» با بازگشت به عزت جهاد

پایان «وهن» با بازگشت به عزت جهاد

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تاریخ امت اسلامی هرگز چنین روزگار سیاهی را به خود ندیده است. امروز در حالی که پاره‌های تن امت در غزه و لبنان زیر آوارها مدفون می‌شوند، دشمن صهیونیستی با وقاحتی بی‌سابقه‌، دو میلیارد مسلمان را به سخره می‌گیرد. پیامی که دشمن با خنده توییت می‌کند («ما بمباران می‌کنیم، شما فقط توییت می‌زنید!»)، تنها یک توهین نیست؛ بلکه آیینه‌ای است که واقعیت تلخ «خواری ناشی از ترک جهاد» را به رخ ما می‌کشد. این صحنه، محصول مستقیم تفرقه و بندگی طاغوت‌های مدرن است.

حکام سرزمین‌هایی که روزگاری مهد اسلام بودند، امروزه به «دارالکفر»های پنهانی بدل گشته‌اند. رژیم‌هایی همچون آل‌سعود و امارات متحده یهودی، در کنار دولت‌های سکولاری مانند ترکیه، مصر و پاکستان، ثابت کرده‌اند که چیزی جز ابزار دست اربابان وحشی خود نیستند.

  •  وقتی نمی‌توانید و نمی‌خواهید «ارباب وحشی» خود را مهار کنید، با چه رویی پادرپیش گذاشته و دم از مذاکره می‌زنید؟
  • مذاکرات شما، نه برای نجات مظلوم، بلکه برای خریدن زمان جهت تکمیل پروژه‌های صهیونیستی و تثبیت کرسی‌های لرزان قدرتتان است.

ای کسانی که با نام اسلام، اما با قلب‌هایی مملو از کفر و سکولاریسم، بر گرده امت سوار شده‌اید! شما که ذلت را به جای عزت (ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین) برگزیده‌اید؛ بدانید که تاریخ و شریعت، خیانت شما را نخواهد بخشید. شما نه تنها مدافع امت نیستید، بلکه خودِ شما سدی محکم در برابر فوران غیرت اسلامی گشته‌اید.

اگر ذره‌ای شرف و غیرت در وجودتان باقی است دست از نمایش مهوع میانجی‌گری بردارید و دیوارهای خیانت و مرزهای ساختگی را بشکنید و اجازه دهید امتِ تشنه شهادت، خود مستقیماً وارد میدان کارزار با دشمن صهیونیستی شود.

امتی که سلاحش را به زمین بگذارد و به حاکمان مرتد و سکولار دل ببندد، فرجامی جز این ندارد که یک صهیونیست نجس، علناً او را تحقیر کند. امروز زمان انتخاب است: یا بیداری برخاسته از ایمان و حرکت به سوی جهاد واقعی، و یا تن دادن به ذلتی که هر روز ابعاد وسیع‌تری به خود می‌گیرد.

امت اسلام باید بداند که راه قدس نه از کانال خائنین در ریاض و دبی و دمشق جولانی و آنکارا و قاهره سیسی، بلکه از شکستن زنجیرهای طواغیت داخلی و هجوم به سوی مرزهای نبرد می‌گذرد.

هیمنه پوشالی وابستگی و نهیبی بر دارالکفرهای طاری منطقه و ضرورت عبرت از دارالاسلام ایران

هیمنه پوشالی وابستگی و نهیبی بر دارالکفرهای طاری منطقه و ضرورت عبرت از دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

با شروع جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط کفار سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران، و پس از ۴۰ روز تهاجم همه‌جانبه آنها و مرتدین آل سعود و امارات متحده عربی، آنچه ثابت ماند، صلابت دارالاسلام ایران بود. این نظام نه با تکیه بر پیمان‌های غربی، بلکه با اتکا به نصرت الهی و توان بومی، نه عقب‌نشینی کرد و نه از حقوق خود دست کشید.

دارالاسلام ایران ثابت کرد که وقتی رهبری شجاع و ملتی باایمان در صحنه باشند، می‌توان تمام جهان کفر را روی یک پا نگه داشت. این الگویی است برای امت اسلام که بدانند عزت در گرو «استقلال» است، نه وابستگی به شرق و غرب.

رژیم ترکیه که ماهیتی کاملاً سکولار و غربی دارد، امروز در میانه‌ی تزویر گرفتار شده است. آن‌ها از سویی ادای حمایت از آرمان‌های اسلامی را درمی‌آورند و از سوی دیگر، به عنوان عضوی از ناتو، خاک خود را در اختیار دشمنان اسلام قرار داده و شریان‌های اقتصادی رژیم صهیونیستی را تقویت می‌کنند. حاکمان سکولار آنکارا باید عبرت بگیرند که لفاظی‌های سیاسی، جایگزین قدرت واقعی برخیزنده از متن اسلام نخواهد شد و در روز واقعه، غرب آن‌ها را تنها به چشم یک ابزار می‌بیند.

حاکمان نجد و حجاز و شیوخ امارات نیز، با تبدیل بلاد اسلامی به «دارالکفر طاری» و کانون فساد و عیاشی، عملاً به جبهه دشمن پیوسته‌اند. آن‌ها تصور می‌کنند با دلارهای نفتی و خرید تسلیحات غربی می‌توانند امنیت بخردند، اما تجربه اخیر نشان داد که «شهرهای شیشه‌ای» در برابر اراده‌ی مقاومت، بسیار سست‌تر از خانه عنکبوت هستند. آن‌ها باید بدانند که غرب، این گاوهای شیرده را تنها تا زمانی می‌خواهد که پستان‌شان پر از نفت باشد؛ پس از آن، آن‌ها را در برابر خشم ملت‌های مسلمان رها خواهد کرد.

پاکستان نیز با وجود داشتن سلاح هسته‌ای و مصر با پیشینه تاریخی‌اش، امروز به دلیل وابستگی حاکمان‌شان به کمک‌های مالی کفر جهانی، فلج شده‌اند. مصر با بستن رگ‌های حیاتی غزه و پاکستان با سکوت در برابر جنایات آمریکا و ابزاز دست آمریکا و آل سعود شدن، به آرمان امت خیانت کرده‌اند. این نظام‌ها باید عبرت بگیرند که ارتش‌های بزرگ اگر تحت فرماندهی متصل به ایمان نباشند، در برابر پهپادها و تکنولوژی بومی یک ملت مقاوم، کارایی نخواهند داشت.

زمان آن فرا رسیده است که این نظام‌ها (از آل‌سعود گرفته تا حاکمان سکولار ترکیه و ژنرال‌های مصر پاکستان) بفهمند که جغرافیای اسلام متعلق به بیگانگان نیست. دارالاسلام ایران با ایستادگی خود راه را نشان داده است؛ راهی که از مسیر خوداتکایی، نفی سلطه کفار محارب خارجی و بازگشت به عزت اسلامی می‌گذرد. اگر عبرت نگیرند، تاریخ آن‌ها را به عنوان سپر انسانی صهیونیسم و گاو شیرده آمریکا و غرب به یاد خواهد آورد که در آستانه له شدن زیر پای حق هستند. آیا میان آن‌ها خردمندی هست که پیش از سقوط، بازگردد؟